ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۴۰ مورد از کل ۵۳۳٬۰۵۸ مورد.
۲۱.

بازنمایی گفتمان وضعیت اجتماعی زنان در روزنامه الجمهوریه تونس بر اساس رویکرد انتقادی فرکلاف (مطالعه موردی: سوء رفتار علیه زنان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۱۳۹
مسائل اجتماعی زنان از موضوعات مهم و مورد بحث در تمام جوامع است. یکی از مهم ترین این مسائل، موضوع خشونت و سوء رفتار علیه زنان است که مربوط به امروز و دیروز نیست. این پدیده اجتماعی بیشتر ریشه در سنت و فرهنگ ملت ها، میزان قدرت مردان آن جامعه و میزان تسلط نگرش مردسالارانه در هر جامعه ای دارد. پژوهش حاضر با در نظر گرفتن تاثیرات رسانه بر ارزش ها، در پی برملا کردن ایدئولوژی ضمنی جهت دهنده جامعه تونس در مساله سوء رفتار علیه زنان است. از آن جا که تحلیل گفتمان یکی از روش های زبانی برای نمایش ایده های پنهان در متن و دستیابی به بطن و عمق متون است، این جستار با تکیه بر نظریه فرکلاف، رویکردهای ایدئولوژیک در روزنامه الجمهوریه تونس را در این حوزه مورد کاوش قرار می دهد. تیترهای اخبار و متن خبر در این روزنامه ها به روش توصیفی-تحلیلی مورد بررسی قرار می گیرند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که الجمهوریه برای بازنمایی مساله سوء رفتار علیه زنان از چند شیوه و تکنیک زبانی استفاده می کند: مستندسازی اخبار با تکیه بر آمار و ارقام از مراکز معتبر و ملی تونس، قطعیت اخبار با بهره گیری از مصاحبه از وزیر زنان و خانواده، تکیه بر عناصر بلاغی، استفاده از بینامتنیت، انسجام و هماهنگی از جمله آن هاست.
۲۲.

مانی و فرشته همزاد، فرستاده یزدان و ولیعهد عیسی مسیح: مقایسه منابع و بازنگری برخی دیدگاه های پیشین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۷ تعداد دانلود : ۲۴۴
مقاله حاضر در یک بررسی فقه اللغوی و متن شناختی می کوشد پس از ارزیابی و سنجش منابع مختلف سریانی و فارسی میانه و پارتی و یونانی و لاتین و قبطی و چینی، نشان دهد مانی با چه مفاهیمی و تحت چه عناوینی خود را با فرشته همزادش، توم (نرجمیگ)، یکی در نظر می گرفت و چگونه می توانست از نظر الهیاتی خود را فرستاده یزدان و همان پَساگریو یا فارقلیطی بخواند که زمانی عیسی مسیح بشارت داده بود پس از او بیاید و مفسر کلام او باشد. مانیِ «بَغ چهر» با همین انگاره بود که می توانست خود را ولیعهد و آنگاه جانشینِ شهریار ملکوت (عیسی) بنامد. مقاله بر این باور است که لفظ ایرانی میانه frys/štg اگرچه هم به معنای «فرستاده/رسول» است و هم «فرشته/مَلَک»، اگر در رابطه با شخص مانی به کار رفته باشد ترجمه «فرستاده» (رسول) ارجحیت دارد. مقاله نه تنها نشان می دهد عنوان مانی، «فرستاده یزدان»، باید در دوره اسلامی و تحت تأثیر عنوان «رسول الله» شکل گرفته باشد، بلکه گویای این نکته نیز هست که فارقلیط و مانی و همزاد/همتای آسمانی اش از نظر الهیاتی بیانگر یک حقیقت بودند.
۲۳.

تحلیل مقایسه ای–انتقادی مبانی معرفت شناختی در اندیشه ملاصدرا و مرلوپونتی(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۴ تعداد دانلود : ۱۲۰
این پژوهش با رویکردی تطبیقی به بررسی مبانی معرفت شناسی ملاصدرا و مرلوپونتی می پردازد. نتایج نشان می دهد که ملاصدرا ادراک را حرکتی تکاملی از حس به عقل و شناخت وجودی می داند، در حالی که مرلوپونتی آن را تجربه ای بدنی و زیسته در پیوند مستقیم و پیشاتأملی با جهان معرفی می کند. در حوزه ی خودشناسی و ادراک دیگری، مرلوپونتی بر هم زیستی و تعامل بدنی تأکید دارد، اما ملاصدرا آن را امری روحانی و عقلانی در مسیر کمال نفس می بیند. همچنین معنا در نگاه مرلوپونتی محصول تجربه ی زیسته است، در حالی که در اندیشه ی ملاصدرا بر پایه ی مراتب نفس شکل می گیرد. با وجود این تفاوت ها، هر دو فیلسوف بر اصالت تجربه و وجود، نقش بنیادین بدن در شناخت و تعامل فعال انسان با جهان تأکید دارند. تفاوت رویکرد فلسفی آنان در روش نیز مشهود است: مرلوپونتی با تکیه بر پدیدارشناسی و تجربه ی مستقیم، و ملاصدرا با بهره گیری از عقل، شهود و وحی. در نهایت، این مطالعه چشم اندازی نو برای بازخوانی و تطبیق فلسفه ی اسلامی و پدیدارشناسی غربی در حوزه ی معرفت شناسی معاصر فراهم می کند و زمینه ی گفت وگوی میان سنت ها را گسترش می دهد.
۲۴.

شهرها، راوی جنگ اراده ها

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۱۰۶
در جنگ رمضان، برخورد اراده های دو جبهه ایران و آمریکا-اسرائیل مرحله جدیدی را تجربه می کند و شهرهای ایران بخشی بسیار مهم از میدان این رویارویی است. فهم رخدادهای این رویارویی برای عبور (در معنای والتر بنیامینی آن) می تواند زمینه پرورش وجودی باشد که برای آبادانی همه جانبه سرزمین فرصتی تکین است. توجه عمیق به منظر جنگ رمضان، نظر را به شیوه ای از توزیع قدرت (Power) که آن را برساخته جلب می کند. در گذشته تصور می شد توزیع قدرت به صورت درختی با تک تنه و از بالا به پایین است، اما امروزه می دانیم توزیع قدرت به صورت شبکه ای و بدون تک تنه و همراه با ابزارهای رسانه ای پیچیده انجام می شود. درواقع توزیع قدرت، لایه ای اجباری و آشکار دارد و لایه ای با رضایت و پنهان (هژمونی). این لایه دوم که عمیق تر است لایه اول را نیز ممکن می سازد. مقاومت ایران دربرابر جنایت های جنگی 9 اسفند 1404 دشمن آمریکایی-اسرائیلی تاکنون، در عمل نشان داده که شهرهای ایران دارای توزیع قدرتی است که از جنبه شدت و جهت توان رویارویی دارد. در این بین برگ برنده شهرهای ایران در مقایسه با دشمن، نه مبتنی بر شدت بلکه مبتنی بر جهت توزیع قدرتش است. جهتی که چیزی به کلی متفاوت از محاسبات دشمن و به تبع به مراتب توانا در برابر اوست. جهت قدرت برسازنده شهرهای ایران که همان تعاملات نیروهای مردم و محیط است نوعی از منظرها را برساخته که می تواند با عناصرش در مسیر محو کردن هژمونی پنهان کننده رابطه سلطنت/بردگی دشمن حرکت کند. قدرتی که علاوه بر گواه دینی به گواه اشعار عالی فارسی نیز عاشقی است (بندگی و سلطنت معلوم شد/زین دو پرده عاشقی مکتوم شد- مولانا). در جنگ رمضان، پیروزی از آن کسی است که با محیط و ماده، هژمونی را تغییر دهد. چون توزیع قدرت شهرهای ایران در جهت آزادگی و خروج از چرخه سلطنت/بردگی است، رخ دادها یا «آن» هایی را بروز می دهد که توان درهم شکستن هژمونی قدرت سلطه گر را دارد. اگرچه شهادت و زخمی شدن سرزمین بار سنگینی است ولی دروغ خیرخواهی قوم های سلطه گر و برده دار که با هژمونی شبکه ای کادوپیچ شده (ناو زیبا!) را برملا می کند و با از هم پاشیدن هژمونی، ادوات آن بی خاصیت می شود. از جنبه تخصصی، امروز می توان ورای پرده کدر خیابان های متعامد و ساختمان های 60 به 40، با تعمق در حضور و اجتماع ریزومی مردم، توزیع قدرت شهر ایرانی را دید: 1-شروع تراکم جمعیت از میان پراکندگی کوچه ها به مثابه محله هایی همگرا، 2-اتصال تراکم ها در گذرها با فاش گویی دعوت به آزادگی، 3-ترکیب شدن تراکم ها در میدانگاه های رفتاری دیگرخواهی، 4-هم افزایی قدرت در شبکه ای از مجموعه هایی با اراده های عبادی، اجتماعی و کارکردی، 5-بازتوزیع توان ناشی از این باهم بودگی توحیدی در قالب خواست توان ایران به مثابه روح یک جهان بی روح. این توزیع قدرت در تقاطع های آسفالت سواره ای رخ می دهد که نگاه تک بعدی به آن ها، توسط نیروها به رسمیت شناخته نشده است. این فرصتی است برای فهم ظرفیت های چند بعدی شهر و نسبتش با قدرت در جهت ارتقاء وجودی. امید است در راه رشد کشور، بتوان شهرها را تحقق توزیع قدرت در جهت آزادگی فهم کرد، نه محیطی بی طرف.
۲۶.

بررسی عملکرد هوش مصنوعی مولد در ترجمه متون عرفانی کهن فارسی به انگلیسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۲ تعداد دانلود : ۲۱۹
متون عرفانی کهن فارسی بخش مهمی از میراث فرهنگی و ادبی ایران را تشکیل می دهد و ترجمه این متون به زبان های دیگر از جهات مختلفی حائز اهمیت است. بااین وجود، ترجمه چنین متونی چالش های بسیاری به همراه دارد، که به رازآلودگی، پیچیدگی زبانی، اصطلاحات خاص عرفانی و سبک ادبی منحصر به فرد این آثار برمی گردد که در انتقال به بافت زبانی فرهنگی متفاوت در زبان مقصد، کار ترجمه را دشوار می کند. این پژوهش برآن است ظرفیت هوش مصنوعی مولد در ترجمه این متون را بررسی کند. بدین منظور، سه مقطع از کتاب های اسرارالتوحید، کشف المحجوب و مصباح الهدایه با استفاده از ابزارهای چت جی پی تی و جمینای در دو مرحله به انگلیسی ترجمه و ارزیابی شد؛ مرحله اول با استفاده از دستور ساده ترجمه و مرحله دوم با دستور دقیق (مهندسی دستور). نتایج هر دو مرحله نشان داد که این ابزارها توانایی درخورتوجهی در تشخیص سیاق، سبک و گونه متون دارند و می توانند بر پایه تحلیل متن مبدأ، در کمترین زمان ترجمه هایی متناسب و کاربردی برای مخاطب عام در زبان انگلیسی ارائه کنند. بااین حال، اشکالاتی نیز در عملکرد آن ها وجود دارد که ضرورت بازبینی و ویرایش انسانی را برجسته می کند.
۲۷.

دگرگونی مفهوم صلح در پرتو سازه انگاری: گذار از صلح منفی به صلح پایدار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۶ تعداد دانلود : ۱۶۵
با وجود توجه به مفهوم صلح در روابط بین الملل، نگاه تقلیل گرایانه به صلح به عنوان «فقدان خشونت» مانعی در درک پویای این پدیده است. این مقاله با اتکا به نظریه سازه انگاری و معرفی رویکرد «صلح ترکیبی»، چارچوبی برای حرکت به فراسوی مفاهیم صلح منفی و مثبت و بررسی صلح پایدار ارائه می دهد. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و تحلیلی، متون نظری و مطالعات موردی همچون پایان جنگ ایران و عراق و فروپاشی رژیم آپارتاید در آفریقای جنوبی را بررسی و سیاست های بین المللی و ابتکارات سازمان ملل را نیز در زمینه حفظ صلح تحلیل کرده است. این پژوهش با توجه به خلا پژوهشی در تحلیل جامع ابعاد فرهنگی، اجتماعی و هویتی صلح و نیاز به رویکردهای ترکیبی در تحقیقات صلح، اهمیت ویژه ای دارد. یافته ها نشان می دهد که تحقق صلح پایدار مستلزم گذار از صلح منفی (صرفاً غیاب خشونت) به صلح مثبت (تأمین عدالت اجتماعی و نهادهای دموکراتیک) و در نهایت تثبیت شرایطی است که در آن ساختارهای عادلانه، هنجارهای مشترک، و مشارکت جوامع محلی به طور پایدار درهم تنیده شده اند. در این میان، صلح ترکیبی با پیوند دادن ارزش های جهانی دموکراسی و نهادسازی با ظرفیت های بومی، مدلی کارآمدتر برای ایجاد صلح ارائه می کند. در واقع، صلح پایدار فرآیندی مستمر و بازتولیدشونده است که تنها از طریق گفت وگو، آموزش و مشارکت فعال جوامع محلی قابل دستیابی است.
۲۸.

Performing the empowered self: Pseudoscience, individualism, and the Iranian self-development microcelebrities

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۹ تعداد دانلود : ۲۶۷
Background: Self-development microcelebrities constitute a distinct and rapidly expanding subtype within the broader culture of fame. These figures primarily operate within the digital self-help domain, offering audiences simplified psychological and lifestyle concepts that promise personal transformation through adherence to their guidance. Contemporary self-help discourse is rooted in the positive psychology movement that gained traction in the United States during the late 20th century and is heavily influenced by neoliberal ideologies that emphasize individual agency and responsibility. Aims: In this research, Instagram pages of Iranian self-development microcelebrities were studied to understand what they share with their audience and the various methods they employ to engage with them. Methodology: This study analyzes the Instagram accounts of Iranian self-development microcelebrities with follower counts exceeding 300,000, using a thematic analysis approach. Initially, each account was analyzed individually, followed by a cross-case analysis to identify recurring thematic patterns. Findings: The analysis revealed three overarching themes—pseudoscience, the primacy of luck and the inner self, and self-made rules—comprising seven organizing themes and 31 basic themes. The findings indicate that these microcelebrities promote a form of hyper-individualism aligned with neoliberal values. Conclusion: This model of subjectivity emphasizes psychological self-regulation and inner transformation while detaching individuals from social and political engagement.
۲۹.

Cyber-acculturation through social media exposure: A Q methodology and network analysis

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۳ تعداد دانلود : ۱۰۵
Background: Social media has enabled both intentional and incidental user exposure to diverse cultures and subcultures. This exposure fosters the socialization of similar cultural elements or produces changes in original cultural patterns through cyber-acculturation, which arises from continuous contact with culturally distinct groups. Aims: This study aimed to develop models of social media users’ cyber-acculturation in their exposure to cyber-subcultures. Methodology: Using a Q methodology research design, the study employed convenience snowball sampling and an online questionnaire to collect data from 52 participants, who freely rated 61 statements derived from interviews. Exploratory Factor Analysis, treating participants as variables, was conducted to identify distinct cyber-acculturation models. To further examine the characteristics of each factor, network analysis was applied. Discussions: Users demonstrated varying patterns of cyber-acculturation. Comparable to the model proposed by Sam and Berry (2006)— which outlines the strategies of assimilation, separation, integration, and marginalization— this study identified five distinct models of social media users’ acculturation in exposure to cyber-subcultures: 1) Conservative Socialization Adopters, 2) Media-Literate Non-Adopters, 3) Media-Literate Acculturation Adopters, 4) Change-Aspirant Semi Non-Adopters, and 5) Risk-Taking Socialization Adopters. Each of these categories, to some extent, reflects the integration strategy, particularly motivated by social mobility, self-actualization, well-being, and personal advancement. Conclusion: Understanding the variations in how users adopt cultural elements enables governance bodies, policymakers, and professionals in media, culture, and education to design and implement more effective measures with greater impact across different user types.
۳۰.

Mapping the Digital Servitization Journey: A Meta-Synthetic Framework of Antecedents, Processes, and Outcomes in Industry 4.0(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۵ تعداد دانلود : ۱۷۰
Objective : This study aims to conceptualize the structure of digital servitization—the shift from product-centric to digital service-oriented business models. It seeks to integrate fragmented academic literature into a coherent framework and provide practical guidance for managers navigating this transformation.  Methodology: Through a systematic review methodology, a meta-synthesis was conducted to integrate and interpret prior research. Following the retrieval of 140 articles from major academic databases, multiple rounds of screening—based on criteria of quality, relevance, and novelty—culminated in the selection of 20 pivotal studies. These were categorized and analyzed through a conceptual model structured around the antecedents, processes, and outcomes of digital servitization. Results : Digital servitization can be structured into three core dimensions. Antecedents include technological readiness, human competencies, and organizational culture. Key processes involve designing digital platforms, implementing data-driven services, and reconfiguring business models. Outcomes result in enhanced innovation, organizational agility, and sustainable business performance. Conclusion : Successful digital servitization requires a systematic approach across antecedents, processes, and outcomes. The proposed framework offers an integrated view of the technological, human, and structural factors involved, helping managers avoid common pitfalls—such as strategy misalignment and employee resistance—and move beyond simple digitalization toward genuine service-based transformation.
۳۱.

مقایسه اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیک و زندگی درمانی بر نشخوار فکری زنان مبتلا به سرطان تخمدان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۱۱۳
هدف از پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیک و زندگی درمانی بر نشخوار فکری زنان مبتلا به سرطان تخمدان بود. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری سه ماه بود. جامعه آماری شامل زنان مبتلا به سرطان تخمدان مراجعه کننده به کلینیک فوق تخصص سرطان در شهر ساری در سال 1404 بودند. 45 نفر با روش نمونه گیری غیرتصادفی در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی ساده در سه گروه آزمایش 1 (15 نفر)، آزمایش 2 (15 نفر) و کنترل (15 نفر) جایگذاری شدند. جمع آوری داده ها با استفاده از مقیاس پاسخ های نشخواری (RRS؛ نولن- هوکسما و مارو، 1993) انجام شد. رفتار درمانی دیالکتیک بر پروتکل الگوی لینهان و زندگی درمانی بر اساس پروتکل حسن زاده هر یک به مدت هشت جلسه 90 دقیقه ای به صورت گروهی اجرا شدند. داده ها به روش تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که نمرات نشخوار فکری هر دو گروه مداخله در مقایسه با گروه کنترل نسبت به پیش آزمون در مراحل پس آزمون و پیگیری کاهش معناداری داشته است (05/0>P)؛ همچنین یافته ها نشان داد که در مرحله پس آزمون و پیگیری بین دو گروه مداخله در کاهش نشخوار فکری تفاوت معنادار وجود داشت (05/0>P)؛ در واقع رفتاردرمانی دیالکتیک در مقایسه با زندگی درمانی تاثیر بیشتر بر کاهش نشخوار فکری داشته است. در مجموع می توان نتیجه گرفت که رفتاردرمانی دیالکتیک و زندگی درمانی هر دو بر کاهش نشخوار فکری موثر بوده اند؛ اما تاثیر رفتاردرمانی دیالکتیک در مقایسه با زندگی درمانی بیشتر بوده است.
۳۲.

Ethical Challenges of Environmental Policies in Urban Societies: From Individual Responsibility to Climate Justice(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۸۴
Introduction: The intensification of environmental crises in urban societies, particularly in the context of accelerating climate change, has turned environmental policy into one of the most important arenas of public decision-making. Cities are, on the one hand, major centers of pollution generation and resource consumption, and on the other hand, they concentrate the highest levels of social inequality and environmental vulnerability. Within this context, urban environmental policies face complex ethical challenges related to the distribution of responsibilities, costs, and benefits among citizens and institutions. Drawing on the literature of environmental ethics and climate justice, this article seeks to rethink the concept of individual responsibility, examine the tension between environmental efficiency and social justice, and analyze the role of urban institutions and structures in the redistribution of responsibilities. Material and Methods: This research was conducted as a narrative–analytical review article. To this end, reputable scientific sources published in international databases such as Scopus, Web of Science, IEEE, and Google Scholar were systematically searched. The information obtained from the studies was analyzed and conclusions were drawn based on the analyses. Conclusion: The analytical findings indicate that an exclusive focus on individual responsibility, without due attention to structural and institutional constraints, can lead to the reproduction of urban inequalities and undermine the legitimacy of environmental policies. Climate justice, as a normative framework, enables the integration of environmental efficiency, social justice, and institutional responsibility, and redefines the criteria for policy evaluation. The article concludes that the design of just urban environmental policies requires a multidimensional approach in which citizen empowerment, institutional accountability, and the reduction of social inequalities are pursued simultaneously. Such an approach constitutes a fundamental condition for achieving environmental sustainability and social justice in contemporary cities.
۳۳.

تحلیل بنیان فرهنگی استعاره های مفهومی زنانگی در آثار داستانی فریبا وفی براساس نظریه کوچش(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸ تعداد دانلود : ۱۱۴
توجه به زنان، مسائل و مشکلات آنان یکی از درون مایه های مهم در ادبیات داستانی معاصر جهان است. در بین نویسندگان معاصر ایرانی فریبا وفی از جمله نویسندگانی است که محور اصلی آثار داستانی او را «زنان» شکل می دهد. وی می کوشد در سطوح مختلف زبانی مفهوم زن و زنانگی را که برآمده از پیشینه فرهنگی و اجتماعی و تاریخی درباره زنان است بازنمایی کند و به انتقاد از تمایزات جنسیتی و محدودیت ها و محرومیت های زنان بپردازد. از این روی، پژوهش حاضر برپایه نظریه استعاره مفهومی کوچش که برای استعاره های زبانی بنیانی فرهنگی قائل است، استعاره های مفهومی «زنانگی» را در آثار داستانی فریبا وفی استخراج و بنیادهای فرهنگی و اجتماعی آن را واکاوی نموده است. مطالعه انجام شده نشان می دهد که استعاره های شناختی «زنانگی» در آثار وفی از سه نظام فرهنگی متفاوت «مردسالار»، «مدرن» و «ایران باستان» تغذیه می شود. بنیان فرهنگی بسیاری از استعاره های مفهومی مانند «زن هیچ است»، «زن پایین است»، «زن اسیر است» برپایه نظام فرهنگی مردسالاری پدید آمده اند. بنیان استعاره هایی چون «زن فرشته است»، «زن نگهبان است» برآمده از باورهای اسطوره ای ایران باستان پیرامون ایزدبانوان است. بنیان استعاره های چون «زن عروسک است»، «زن کالا است» برآمده از فرهنگ مدرن و غرب زده است که متأسفانه وضعیت کنونی زنان را تحت شعاع قرار داده است.
۳۴.

تحلیل انتقادی سیاست های توسعه روستایی ایران از منظر شمول اجتماعی و عدالت جنسیتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۲ تعداد دانلود : ۱۵۵
این پژوهش با هدف تحلیل انتقادی سیاست های توسعه روستایی ایران از منظر شمول اجتماعی و عدالت جنسیتی با رویکرد ترکیبی (کمّی-کیفی) انجام شد. روش های کمّی شامل تحلیل داده های آماری رسمی (1385-1403) و روش های کیفی شامل تحلیل محتوای اسناد سیاستی و مصاحبه های نیمه ساختارمند بود. داده ها از اسناد سیاستی (برنامه های پنج ساله توسعه، سند جامع توسعه امور زنان و خانواده، سند سیاست های کلی خانواده، سند شاخص های عدالت جنسیتی)، داده های آماری مرکز آمار ایران و وزارت جهاد کشاورزی و 45 مصاحبه عمیق با 20 زن روستایی، 15 کارشناس و پژوهشگر و 10 مدیر اجرایی در استان های گلستان، فارس، اصفهان، تهران و لرستان گردآوری شد. یافته ها نشان دهنده نابرابری های جنسیتی در دسترسی به منابع مالی، تولیدی و دانش، طرد نهادی، هنجارهای فرهنگی محدودکننده و ضعف سیاست گذاری در راستای شمول جنسیتی است. فقدان داده های تفکیک شده جنسیتی و رویکرد مردمحور در سیاست ها، اثربخشی را کاهش داده است. پیشنهاد می شود برای ارتقای شمول اجتماعی و عدالت جنسیتی، اصلاح قوانین مالکیت، تقویت تشکل های زنان به آموزش های حساس به جنسیت و بهره گیری از دانش بومی توجه شود. این پژوهش چارچوبی برای سیاست گذاری فراگیر ارائه می کند تا توسعه پایدار روستایی در ایران محقق شود. 
۳۵.

پیش بینی میل به طلاق بر اساس انعطاف پذیری شناختی با میانجی گری تحمل پریشانی در زنان متقاضی طلاق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۴۰
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی میل به طلاق بر اساس انعطاف پذیری شناختی با میانجی گری تحمل پریشانی در زنان متقاضی طلاق انجام شد. روش پژوهش حاضر توصیفی-همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل زنان متقاضی طلاق مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر اراک در بهار سال 1404 بود که از بین آنها 250 نفر با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه های میل به طلاق روزبولت و همکاران (1986، DTS)، تحمل پریشانی سیمونز و گاهر (2005، DTS) و انعطاف پذیری شناختی دنیس و واندروال (2010، CFI) جمع آوری گردید. داده های به دست آمده با استفاده از آزمون مدل یابی معادلات ساختاری مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. بر اساس یافته های پژوهش مدل پیشنهادی از برازش مطلوبی برخوردار بود. نتایج نشان داد که بین انعطاف پذیری شناختی و تحمل پریشانی با میل به طلاق رابطه منفی و معناداری وجود دارد (۰۱/0>P). همچنین مشخص گردید تحمل پریشانی در ارتباط بین انعطاف پذیری شناختی و میل به طلاق نقش واسطه ای داشت (۰۱/0>P). بنابراین پیشنهاد می شود در اجرای برنامه های پیشگیری از طلاق به بررسی و ارزیابی انعطاف پذیری شناختی و تحمل پریشانی پرداخته شود.
۳۶.

بازتولید فضای شهری بر مبنای گفتمان زنان در خیابان لاله زار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۵ تعداد دانلود : ۱۶۶
بیان مسئله: فضای شهری پدیده ای اجتماعی، تاریخی و چندلایه است که در تعامل مداوم نیروهای قدرت، سیاست و سرمایه شکل می گیرد و در گذر زمان بازتولید می شود. این بازتولید نه تنها به واسطه تحولات ساختاری، بلکه در دل کنش های روزمره، تجربه های زیسته و گفتمان های اجتماعی صورت می گیرد. در این میان، گفتمان زنان به عنوان یکی از نیروهای کمتر دیده شده، نقشی معنادار در بازتعریف مرزهای خصوصی-عمومی و بازسازی حافظه جمعی دارد. با این حال، این گفتمان به ویژه در تحلیل فضاهای تاریخی شهرهای ایران کمتر توجه شده است. بنابراین مقاله عاملیت گفتمان زنان را در بستر این نیروها و کنشگری فضایی در خیابان لاله زار تهران به چالش می کشد. هدف پژوهش: پژوهش حاضر با هدف تدوین مدل بازتولید فضای شهری برمبنای گفتمانی مشخص، خیابان لاله زار را به عنوان یکی از خیابان های تاریخی- فرهنگی پایتخت در سه دوره تاریخی در کانون تحلیل قرارداده است. روش پژوهش: این پژوهش با رویکرد کیفی و گفتمان محور انجام شده و از روش تحلیل محتوای استقرایی برای بررسی داده ها بهره گرفته است. داده ها از منابع نوشتاری، دیداری و شنیداری در خصوص سه دوره کلی قاجار، پهلوی، جمهوری اسلامی استخراج شده اند. چارچوب نظری پژوهش بر بررسی سازوکارهای مؤثر در بازتولید فضای شهری استوار بوده و از مفاهیم کنشگری، عاملیت و منش فضایی برای تحلیل گفتمان زنان استفاده شده است. نتیجه گیری: کنشگری زنان در خیابان لاله زار را می توان بخشی از فرایند بازتولید تاریخی فضای شهری دانست که در تعامل پیچیده با مناسبات قدرت، سیاست و سرمایه شکل گرفته است. این کنشگری در ادوار مختلف، از «تماشاچی» به «تماشایی» تا فرصت «بازیگری» در قالب گفتمان های متنوعی همچون حضور انزوایی- انفعالی، نمادین- مصرفی و غیرنمادین- مشارکتی بازنمایی شده است. رفتارهای روزمره، نقش های اجتماعی، الگوهای حضور - غیاب و مشارکت زنان در عرصه خیابان، نه تنها در تحول معانی فضایی و مرزبندی های خصوصی-عمومی مؤثر بوده، بلکه در شکل گیری حافظه جمعی و سازمان یابی فضایی لاله زار نیز نقش داشته است.
۳۷.

آمالگام، هیبرید و مناسک: مفاهیم مغفول در تحلیل الگوهای تلفیق رشتگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۵ تعداد دانلود : ۱۳۷
پژوهش های دانشگاهی معاصر به طور فزاینده ای با مسائل پیچیده ای مواجه اند که از ظرفیت یک رشته علمی منفرد فراتر می روند و مستلزم اشکال متنوعی از تعامل رشتگی هستند. در این میان، مفاهیم چندرشتگی، میان رشتگی و فرارشتگی به طور گسترده بررسی شده اند، اما تحلیل مفهومی دقیق کیفیت و منطق ادغام دانش در این الگوها همچنان با ابهام هایی همراه است. به ویژه، مفاهیمی مانند آمالگام، هیبرید و مناسک میان رشتگی، با وجود اهمیت نظری و تحلیلی، کمتر به صورت نظام مند و مقایسه ای مورد توجه قرار گرفته اند. مسئله اصلی این پژوهش، تبیین نقش این سه مفهوم در فهم فرایندهای تلفیق رشتگی و تمایزگذاری میان سطوح و اشکال مختلف ادغام معرفتی است. هدف پژوهش، ارائه چارچوبی تحلیلی برای روشن سازی تفاوت ها، ظرفیت ها و محدودیت های این مفاهیم در بستر الگوهای گوناگون تعامل رشتگی است. این مطالعه با رویکردی کیفی و با استفاده از تحلیل مفهومی و تحلیل نظام مند ادبیات نظری انجام شده است. جامعه پژوهش شامل آثار نظری و تحلیلی مرتبط با حوزه های چندرشتگی، میان رشتگی و فرارشتگی است که به صورت هدفمند و بر اساس میزان ارتباط مفهومی با موضوع پژوهش انتخاب شده اند. داده ها از طریق مرور و تحلیل متون علمی گردآوری و با استفاده از مقایسه تحلیلی و تفسیر مفهومی بررسی شده اند. یافته ها نشان می دهد که هیبرید بیانگر تعامل های بینابینی، پویا و غالباً ناپایدار میان رشته هاست که امکان گفت وگو و هم نشینی معرفتی را بدون ادغام کامل فراهم می کند، در حالی که آمالگام به اشکال عمیق تر و پایدارتر ادغام معرفتی با ویژگی های نوظهور اشاره دارد. مناسک میان رشتگی نقش مهمی در تثبیت زبان مشترک، کاهش اصطکاک شناختی و شکل گیری هویت جمعی پژوهشی ایفا می کند. کاربرد مفاهیم هیبرید و آمالگام اساساً به چارچوب های چندرشتگی، میان رشتگی و فرارشتگی محدود است و تعمیم آن ها به سایر رویکردهای رشتگی از دقت مفهومی برخوردار نیست. نتایج پژوهش نشان می دهد که تمایزگذاری دقیق میان هیبرید و آمالگام می تواند به ارتقای تحلیل نظری و ارزیابی کیفی پژوهش های تلفیقی کمک کند. این چارچوب تحلیلی، پیامدهای مهمی برای طراحی، مدیریت و ارزیابی پروژه های میان رشتگی در آموزش عالی و نظام پژوهش دارد. در عین حال، وابستگی این مفاهیم به زمینه های نهادی و معرفتی، از محدودیت های پژوهش حاضر محسوب می شود و ضرورت مطالعات تکمیلی تجربی را برجسته می سازد.
۳۸.

بررسی فقهی- حقوقی تصدی و بهره گیری از ظرفیت کفّار در حکومت اسلامی، مبتنی بر ارائه رویکردی نو در تفسیر آیه نفی سبیل (نساء/ 141)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۱۳۸
قاعده نفی سبیل در شرع اسلام و نظام حقوقی جمهوری اسلامی از مهم ترین قواعد کاربردی به شمار می آید. در این قاعده، مطلقِ تسلط کفار بر مسلمین، در عموم عرصه های فردی و اجتماعی، نفی شده است که نتیجه اولیه این امر مستلزم عدم بهره گیری از عده و صنوف آنان در مناسباتی است که موجب چیرگی بر مسلمانان می شود. در این تحقیق، مفهوم فرازِ آخرینِ آیه 141 نساء، که دلیل اصلی این قاعده برشمرده شده، تدقیق و بررسیده می شود و به دنبال آن، با توجه به بازخوانی ادله و نیز تطبیق دانش تجربی و فهم این ها با مقتضیات حاکم بر جهان، آرای مفسرین و فقها نقد و تفسیر تازه ای از متن شریعت ارائه می شود. ازاین رو، در سایه ارائه این رویکرد نو، حکومت اسلامی می تواند بدون هیچ منع شرعی و در چارچوب های حکمرانی خود از ظرفیت های غیر مسلمانان در حل چالش ها و همچنین جهت افزایش توان و قدرت مملکت در عرصه های مختلف علمی و فناوری که تأثیر مستقیمی بر اقتدار اسلام و مسلمین دارد بهره برداری کند.
۳۹.

Transcendental Philosophy and Linguistic Turn: Kantian echoes in Wittgenstein’s thought(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۹۵
This paper explores the philosophical relationship between Immanuel Kant's transcendental idealism and Ludwig Wittgenstein's linguistic philosophy, particularly focusing on the echoes of Kant's ideas in Wittgenstein's work. Kant's Critique of Pure Reason argues that human cognition is shaped by a priori categories, which structure our experience of phenomena but leave the noumenal realm unknowable. Wittgenstein, in his Tractatus Logico-Philosophicus, similarly examines the limits of what can be known; suggesting that language mirrors reality but also has its limits in expressing what lies beyond logic. In his later work, Philosophical Investigations, Wittgenstein emphasizes the social and contextual nature of meaning, developed through "language games" and "forms of life". This paper argues that while Wittgenstein shifts from Kant’s universal transcendental structures to a more pragmatic view of language, both philosophers share a concern with the limits of human knowledge and expression. Furthermore, both thinkers acknowledge the ineffable about Kant’s noumenal world and Wittgenstein’s mystical realm as crucial yet unreachable domains. This comparative analysis contributes to contemporary discussions in epistemology and philosophy of language, demonstrating the enduring relevance of Kant’s transcendental insights in Wittgenstein’s linguistic turn.
۴۰.

پیش بینی شاخص کل بورس اوراق بهادار تهران با استفاده از مدل شبکه عصبی نارکس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۸ تعداد دانلود : ۲۱۰
این پژوهش با هدف تعیین تنظیمات بهینه مدل شبکه عصبی خودرگرسیون غیرخطی با ورودی های برون زا (نارکس) برای پیش بینی روز آتی شاخص کل بورس اوراق بهادار تهران انجام شده است. سایر اهداف شامل مقایسه عملکرد مدل نارکس با مدل های شبکه عصبی خودرگرسیون غیرخطی (نار) و ورودی - خروجی غیرخطی (نایو)، توسعه بازه زمانی پیش بینی با استفاده از شبکه عصبی نار، اعتبارسنجی مدل نارکس ازطریق تحلیل حساسیت و مقایسه عملکرد آن با مدل میانگین متحرک خودرگرسیون انباشته (آریما) است. طبق داده های شاخص کل از سال ۱۳۸۸ تا ۱۴۰۲، مدل نارکس برای پیش بینی روز آتی و مدل نار برای توسعه بازه زمانی پیش بینی به کار گرفته شد. عملکرد مدل نارکس با مدل های نار، نایو و آریما براساس درصد خطای مطلق مقایسه شد. برای تعیین تنظیمات بهینه مدل نارکس و مقایسه عملکرد مدل نار با آریما نیز میانگین مجذور خطا ملاک قرار گرفت. یافته ها نشان می دهد که مدل نارکس پیشنهادی، در ترکیب با داده های قیمت باز، بسته، سقف و کف، حجم معاملات و میانگین های متحرک ساده و نمایی بهترین عملکرد پیش بینی را داشته است. در مقایسه با سایر الگوریتم های آموزشی، الگوریتم لونبرگ - مارکوارت بالاترین دقت را ایجاد کرده است. نتایج اعتبارسنجی نیز برتری مدل نارکس را به الگوریتم های شبکه عصبی نار و نایو و مدل سنتی آریما تأیید می کند. این پژوهش نخستین بررسی از عملکرد شبکه عصبی نارکس در پیش بینی شاخص کل بورس تهران است و یافته های آن، علاوه بر توسعه دانش نظری در زمینه کاربرد شبکه عصبی پویا می تواند به عنوان ابزاری اثربخش در اختیار تحلیلگران بازار سرمایه قرار گیرد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان