۱.
راست است که زبان مهم ترین ابزار آدمی برای برقراری پیوند با دیگران است، ولی هنگامی که موضوعِ نشان-دادن حس های درونی پیش می آید، توصیف، تصویر، پیرازبان، زبان بدن (= ارتباط های غیرزبانی)، بهتر و روشن تر از زبان می تواند پرده از ناگفته ها بردارد. امروزه فرازبان به عنوان یکی از مهم ترین شیوه های برقراری پیوند میان شخصیت های رمان، کاربردی گسترده دارد و چون موضوع احساس یا ناگفته هایی که بر زبان-آوردنش به ویژه برای زنان، دشوار و نافراهم است، پیش آید، ارزش آن افزون می گردد. مُنی شافعی نویسنده کویتی در بیش تر آثار داستانی اش پدیده های در پیوند با زنان کویتی یا شرقی را بازتاب داده و تا بدان اندازه از ابزارهای غیرزبانی برای بازتاب دادن حس های گاه تابوشده زن بهره برده که به عنوان یکی از ویژگی های سبک شناختی نوشته های وی درآمده است. لیله الجنون (شب دیوانگی)، بُرشی از زندگی دختری ناهم ساز با سنت های شرقی را بازتاب می دهد که در سر، آرزوهایی می پروراند، هرگز ناامید نمی شود و با اینکه به بخشی از حقوق شهروندی سیاسی و اجتماعی خود دست یافته، ولی در بیان حس های عاطفی خود با مشکل روبه-روست. پژوهش پیشِ رو با رویکردی توصیفی- تحلیلی، نخست به گرفتاری ها یا چالش های اجتماعی، سیاسی و مذهبیِ فراروی زنان لیله الجنون اشاره دارد، سپس بررسی می کند چگونه این زنان از بیان آشکارِ حس های درونی که خود از جمله مهم ترین حقوق شهروندی زن است، منع گشته و از این رو برای بازتاب چنین احساسی، از فرازبان و بیان غیرمستقیم بهره گرفته اند. زنان روایت با حالت هایی دوگانه چون اضطراب، پریشانی، شرمساری، دل مُردگی از یک سو و بی پروایی، شادی و امیداوری از دیگرسو، دست و پنجه نرم می-کنند.
۲.
مسائل اجتماعی زنان از موضوعات مهم و مورد بحث در تمام جوامع است. یکی از مهم ترین این مسائل، موضوع خشونت و سوء رفتار علیه زنان است که مربوط به امروز و دیروز نیست. این پدیده اجتماعی بیشتر ریشه در سنت و فرهنگ ملت ها، میزان قدرت مردان آن جامعه و میزان تسلط نگرش مردسالارانه در هر جامعه ای دارد. پژوهش حاضر با در نظر گرفتن تاثیرات رسانه بر ارزش ها، در پی برملا کردن ایدئولوژی ضمنی جهت دهنده جامعه تونس در مساله سوء رفتار علیه زنان است. از آن جا که تحلیل گفتمان یکی از روش های زبانی برای نمایش ایده های پنهان در متن و دستیابی به بطن و عمق متون است، این جستار با تکیه بر نظریه فرکلاف، رویکردهای ایدئولوژیک در روزنامه الجمهوریه تونس را در این حوزه مورد کاوش قرار می دهد. تیترهای اخبار و متن خبر در این روزنامه ها به روش توصیفی-تحلیلی مورد بررسی قرار می گیرند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که الجمهوریه برای بازنمایی مساله سوء رفتار علیه زنان از چند شیوه و تکنیک زبانی استفاده می کند: مستندسازی اخبار با تکیه بر آمار و ارقام از مراکز معتبر و ملی تونس، قطعیت اخبار با بهره گیری از مصاحبه از وزیر زنان و خانواده، تکیه بر عناصر بلاغی، استفاده از بینامتنیت، انسجام و هماهنگی از جمله آن هاست.
۳.
توجه به زنان، مسائل و مشکلات آنان یکی از درون مایه های مهم در ادبیات داستانی معاصر جهان است. در بین نویسندگان معاصر ایرانی فریبا وفی از جمله نویسندگانی است که محور اصلی آثار داستانی او را «زنان» شکل می دهد. وی می کوشد در سطوح مختلف زبانی مفهوم زن و زنانگی را که برآمده از پیشینه فرهنگی و اجتماعی و تاریخی درباره زنان است بازنمایی کند و به انتقاد از تمایزات جنسیتی و محدودیت ها و محرومیت های زنان بپردازد. از این روی، پژوهش حاضر برپایه نظریه استعاره مفهومی کوچش که برای استعاره های زبانی بنیانی فرهنگی قائل است، استعاره های مفهومی «زنانگی» را در آثار داستانی فریبا وفی استخراج و بنیادهای فرهنگی و اجتماعی آن را واکاوی نموده است. مطالعه انجام شده نشان می دهد که استعاره های شناختی «زنانگی» در آثار وفی از سه نظام فرهنگی متفاوت «مردسالار»، «مدرن» و «ایران باستان» تغذیه می شود. بنیان فرهنگی بسیاری از استعاره های مفهومی مانند «زن هیچ است»، «زن پایین است»، «زن اسیر است» برپایه نظام فرهنگی مردسالاری پدید آمده اند. بنیان استعاره هایی چون «زن فرشته است»، «زن نگهبان است» برآمده از باورهای اسطوره ای ایران باستان پیرامون ایزدبانوان است. بنیان استعاره های چون «زن عروسک است»، «زن کالا است» برآمده از فرهنگ مدرن و غرب زده است که متأسفانه وضعیت کنونی زنان را تحت شعاع قرار داده است.
۴.
استارباکس نام بزرگ ترین کافی شاپ زنجیره ای جهان در آمریکا با بیش از 28000 شعبه در سرتاسر جهان است. لوگو این برند با برگرفتگی از سایرن، یکی از زنان اساطیری یونان، طراحی شده و استارباکس ویژگی زیبایی، جذابیت و اغواگری او را به عنوان نمادی از جذابیت خود در جذب مشتری به کار برده است. لوگو این برند توسط مسعود نجابتی، هنرمند پیشکسوت معاصر، دستمایه خلق اثری بیناتمدنی شده است. لزوم شناخت فرایند تولید معانی مرتبط با زن و نحوه بازنمایی آن در هنر معاصر براساس نظریات جدید بیانگر ضرورت این تحقیق است. این مقاله معطوف به این هدف است که اثر نجابتی را براساس رویکرد بیش متنیت ژنت که نقش زیادی در شکل گیری، خوانش و نقد آثار بیناتمدنی دارد، تحلیل کند و به این سؤالات پاسخ دهد: 1. در فرایند برگرفتگی پوستر استارباکس، از لوگو استارباکس چه نظام های نشانه ای و چگونه مورد همان گونگی یا تراگونگی قرارگرفته اند؟ 2. مفاهیم صریح و ضمنی، هماهنگ یا متضاد مرتبط با زن در لوگو استارباکس و پوستر آن کدام اند؟ مقاله حاضر کیفی و روش آن توصیفی-تحلیلی است. نتایج تحلیل اطلاعات که به شیوه کتابخانه ای گردآوری شد نشان داد گونه بیش متنی در این اثر از نوع تراوستیسمان است. شعار رایج گفتمان آزادی خواهانه در ایران و غرب برون متن مورد اقتباس نظام نوشتاری است و این اثر بیناتمدنی، بینافرهنگی و ترجمه ای کوشیده است با ایجاد تراانگیزشی، تراارزشی، تراوجهی، تراقهرمانی و ترازمانی از طریق نظام نوشتاری و تصویری، دلالت های مفهومی حاکم بر ایدئولوژی آزادی خواهانه غربی را، با مطرح کردن مفاهیم ضمنی مانند ظلم، منفعت طلبی و سوءاستفاده به چالش بکشد.
۵.
بررسی مبادی فکری نهضت های سیاسی، برای درک ماهیت و اهداف آنها ضروری می باشد. در این میان حزب کارگران کردستان از اهمیت ویژه ای برخوردار است، چرا که از زمانی که شروع به مبارزه ی مسلحانه برای دست یابی به اهداف خود کرد، حداقل چهار کشور در منطقه ی غرب آسیا را با خود درگیر نمود. یکی از شعارها و اهداف این سازمان «رهایی زنان» است، بنابراین برای اینکه بتوانیم مقصود آنها را از این هدف درک نمائیم، باید بدانیم که این سازمان چه روایتی از زن و جایگاه او دارد. با توجه به خاستگاه چپ گرای این سازمان، فرض اولیه این بود که میان اندیشه ی رهبر فکری این سازمان و مکتب مارکسیسم کلاسیک(به ویژه فردریش انگلس) در مورد انگاره ی «زن» پیوندی وجود دارد. در این تحقیق تلاش شده است تا در راستای «پارادایم تفسیری»، به فهم انگیزه ها و افکار سوژه های مورد نظر خود بپردازد و در این مسیر، داده ها را از طریق «بررسی اسناد و مدارک» منتشر شده، گردآوری کرده و با تمسک به «تحقیق توصیفی موردی یا ژرفانگر» و «مقایسه و تطبیق اطلاعات» به دست آمده، آنان را مورد ارزیابی قرار داده است. نتایج به دست آمده نشان می دهد که با توجه به اینکه اوجالان از جمله منتقدان سرسخت مارکسیسم کلاسیک است، اما در مورد مسئله ی زنان تا حد زیادی پیرو این مکتب می باشد. اوجالان تحت تأثیر روایت انگلس از جایگاه تاریخی زنان بوده، و ایده های او را بومی سازی می کند و در ادامه، رسالت مبارزاتی که او برای زنان توصیه می کند نیز، تحت تأثیر مبانی مارکسیسم کلاسیک می باشد.
۶.
آنچه از نگاه جامعه شناسان، به عنوان مرکزیت تصمیم گیری در خانواده طرح می شود و چند وجهی بودن و پویایی نهاد خانواده و پیچیدگی روابط درون آن که روانشناسان با دقت در پی تحلیل آن هستند با کم و کیفی متغیر از میان دیدگاه های مولانا بازیافتنی است و نشان می دهد او درباره موازین و چالش های مطرح خانواده، به ساختارهای فرهنگی روزگار خود و ظرافت های آن آشنا بوده است. در این پژوهش که به شیوه توصیفی _تحلیلی انجام شد، تلاش کردیم از مجموع تصاویر پراکنده، نامنسجم و آشفته زندگی نامه نویسان گذشته و روایت های گسسته و به دور از واقع امروزی چشم اندازی شفاف تر از مناسبات، آیین ها و ساختار خانواده در سده هفتم هجری به دست آید و از سوی دیگر از رهگذر این آثار هم به رویکرد و مبانی نظری و هم به سبک زندگی و کردار او که بسیار فراتر و انسانی تر از باورهای مرسوم روزگارش بوده نزدیک تر شویم. یافته های پژوهش نشان می دهد مولوی – متأثر از آرای متکلمان اشعری– به ازدواج در قلمرو هستی شناسی و تحقق اراده الهی نظر دارد. دیدگاه او در تبیین کارکرد و سود و زیان ازدواج در مناسبات انسانی و اجتماعی، تدبیر منزل و آشتی و طلاق که گاه با جزئی نگری و ظرافت بدان پرداخته، نشان از رعایت اعتدال و انصاف و آزاداندیشی دارد. مولانا ضمن ملاحظات روانشناسانه در باب پاکدامنی، خشونت، چندهمسری و نقد و آسیب شناسی حوزه خانواده در مواردی به ارائه راهکار نیز می پردازد. مرز ظریف بین واقعیت های اجتماعی و دیدگاه شخصی به یمن وجود مکتوبات و اشاراتی که در آثار او و زندگی نامه نویسان دیده می شود قابل تشخیص است.
۷.
آتوسا، دختر کورش بزرگ و همسر کمبوجیه و داریوش اول، یکی از برجسته ترین و تأثیرگذارترین زنان دوران هخامنشی به شمار می رود که در حوزه های اقتصادی و اجتماعی نقش چشم گیری ایفا کرده است. این پژوهش با تکیه بر یافته های تازه ی باستان شناسی، به ویژه تحلیل الواح گِلی تخت جمشید، تلاش می کند تصویری روشن تر از زندگی و نقش آتوسا ارائه دهد. همچنین، با مقایسه ی این داده ها با روایت های مورخان یونانی، می کوشد تصویری بی طرف و واقع گرایانه از او ترسیم کند. این تحقیق به روش کتابخانه ای و با تحلیل محتوای اسناد تاریخی انجام شده است. یافته ها نشان می دهد که برخلاف تصویر اغراق آمیز منابع یونانی که آتوسا را زنی جاه طلب، توطئه گر و مداخله گر در سیاست معرفی کرده اند، او مدیری کارآمد و مسئولیت پذیر بوده که از طریق شبکه ای از کارگزاران، املاک وسیع خود را اداره می کرده، جیره ها را توزیع می نموده و بر کارگاه های اقتصادی پررونق نظارت داشته است. آتوسا در ساختار درباری هخامنشی، نقشی فعال و معتبر داشته و زندگی اش مطابق با سنت ها و هنجارهای رایج در دربار بوده است. از سوی دیگر، انتخاب خشیارشا به عنوان جانشین داریوش، برخلاف ادعای برخی منابع یونانی، نتیجه ی سنجش دقیق شایستگی های او و تصمیم مستقیم داریوش بوده است، نه حاصل دسیسه چینی آتوسا. در نهایت، این پژوهش با تمرکز بر جایگاه اجتماعی و اقتصادی آتوسا، اهمیت توجه به منابع کتیبه شناختی را برجسته می سازد و نقش آن ها را در بازسازی واقع بینانه ی تاریخ نشان می دهد.
۸.
این مقاله به بررسی و تحلیل تصویر زن در اشعار ایوان بونین در سال های نخست سده بیستم می پردازد و تلاش در توصیف زنان خاص (کهن الگو، اسطوره، نماد) و عامه شرقی دارد. تحلیل ها نشان می دهد که زن در این اشعار فراتر از زیبایی ظاهری و لطافت، نماد احساسات، قدرت، شور زندگی و اسطوره سرایی شرق است. زنان گاه معصوم و لطیف، گاه وسوسه انگیز و قدرتمند توصیف شده اند و حضورشان با طبیعت و جهان پیرامون پیوندی عمیق دارد. تصاویر زنان شامل ترکیبی از الگوهای دینی، اسطوره ای و اروتیک-قوم نگارانه است که در اشعار بونین همچون «خدای نیمروز»، «کنار کلبه های سیاه نوبی»، «البرز»، «گل های محمدی شیراز»، «ایشتار»، «ایزدبانو»، «افسون»، «کنیز»، «در بیشه زار های اوروولا»، «زنِ عزیز»، «فسکا»، «با میمون»، «در بازار نوبه»، «عروس» و غیره مشاهده می شود. روش پژوهش، تحلیل متنی و تطبیقی است که با تمرکز بر واژه ها، تصاویر و سبک توصیف زن، نقش اسطوره و نماد را در فضا و معنا بررسی می کند. نتایج نشان می دهد که حضور زن در این اشعار فراتر از زیبایی جسمانی است و او را به نمادی از اسطوره، نیروی محرک زندگی و پیچیدگی های انسانی تبدیل می کند. بازنمایی زنان، هم در سطح کهن الگو و هم در سطح زنان عامه، حامل پیام های فرهنگی، تاریخی و بین فرهنگی است و نشان دهنده تعامل میان اسطوره، نماد و واقعیت اجتماعی در شعر بونین است. این مطالعه تأکید می کند که شعر بونین، با تلفیق زیبایی شناسی، روایت نمادین و عناصر اسطوره ای، تصویری چندلایه و پویا از زن ارائه می دهد که همزمان با طبیعت و جهان پیرامون هماهنگ است.