۱.
این پژوهش با هدف بررسی تأثیر مالکیت متقابل نهادی بر مسئولیت پذیری اجتماعی شرکت ها و رقابت در صنعت انجام شد و نقش میانجی رقابت در صنعت در این رابطه تحلیل شد. این موضوع از اهمیت زیادی برخوردار است؛ زیرا ساختار مالکیت می تواند تأثیرات متفاوت و پیچیده ای بر رفتارهای مسئولیت پذیری و رقابتی شرکت ها داشته باشد. این پژوهش ازلحاظ هدف، کاربردی است و ازنظر بررسی رابطه بین متغیرها در شاخه مطالعات توصیفی-همبستگی قرار می گیرد. جامعه آماری شامل شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بوده و داده های پژوهش از دوره زمانی 10ساله از سال 1393 تا 1402 گردآوری شده است؛ درنهایت با استفاده از الگوهای رگرسیونی چندمتغیره آزمون شده است. نتایج نشان داد که مالکیت متقابل نهادی تأثیر مثبت و معناداری بر مسئولیت پذیری اجتماعی دارد. مشخص شد که مالکیت متقابل نهادی به تقویت رقابت در صنعت کمک می کند؛ علاوه براین، رقابت در صنعت نقش میانجی مؤثری بین مالکیت متقابل نهادی و مسئولیت پذیری اجتماعی ایفا می کند؛ به طوری که افزایش رقابت به تشویق شرکت ها برای تعهد بیشتر به مسئولیت های اجتماعی منجر می شود. پژوهش حاضر شواهدی جدید و کاربردی در حوزه حاکمیت شرکت و رقابت در بازار ارائه می دهد که می تواند به تصمیم گیری های راهبردی بهتر در مدیریت کمک کند.
۲.
این پژوهش با هدف تعیین تنظیمات بهینه مدل شبکه عصبی خودرگرسیون غیرخطی با ورودی های برون زا (نارکس) برای پیش بینی روز آتی شاخص کل بورس اوراق بهادار تهران انجام شده است. سایر اهداف شامل مقایسه عملکرد مدل نارکس با مدل های شبکه عصبی خودرگرسیون غیرخطی (نار) و ورودی - خروجی غیرخطی (نایو)، توسعه بازه زمانی پیش بینی با استفاده از شبکه عصبی نار، اعتبارسنجی مدل نارکس ازطریق تحلیل حساسیت و مقایسه عملکرد آن با مدل میانگین متحرک خودرگرسیون انباشته (آریما) است. طبق داده های شاخص کل از سال ۱۳۸۸ تا ۱۴۰۲، مدل نارکس برای پیش بینی روز آتی و مدل نار برای توسعه بازه زمانی پیش بینی به کار گرفته شد. عملکرد مدل نارکس با مدل های نار، نایو و آریما براساس درصد خطای مطلق مقایسه شد. برای تعیین تنظیمات بهینه مدل نارکس و مقایسه عملکرد مدل نار با آریما نیز میانگین مجذور خطا ملاک قرار گرفت. یافته ها نشان می دهد که مدل نارکس پیشنهادی، در ترکیب با داده های قیمت باز، بسته، سقف و کف، حجم معاملات و میانگین های متحرک ساده و نمایی بهترین عملکرد پیش بینی را داشته است. در مقایسه با سایر الگوریتم های آموزشی، الگوریتم لونبرگ - مارکوارت بالاترین دقت را ایجاد کرده است. نتایج اعتبارسنجی نیز برتری مدل نارکس را به الگوریتم های شبکه عصبی نار و نایو و مدل سنتی آریما تأیید می کند. این پژوهش نخستین بررسی از عملکرد شبکه عصبی نارکس در پیش بینی شاخص کل بورس تهران است و یافته های آن، علاوه بر توسعه دانش نظری در زمینه کاربرد شبکه عصبی پویا می تواند به عنوان ابزاری اثربخش در اختیار تحلیلگران بازار سرمایه قرار گیرد.
۳.
پژوهش حاضر تأثیر تنوع انرژی را بر عملکرد مالی شرکت ها در سطح بین المللی بررسی می کند و نقش تعدیلگر توانایی نوآوری شرکتی را دراین رابطه تحلیل می کند. با استفاده از داده های تابلویی گسترده شامل 31000 سال-شرکت از 50 شرکت فعال در 31 اقتصاد توسعه یافته و درحال توسعه طی سال های 2002 تا 2021، تحلیل ها با روش رگرسیون چندمتغیره و رویکرد متغیر ابزاری حداقل مربعات دومرحله ای انجام شد تا مشکل درون زایی برطرف شود. یافته ها نشان داد که تنوع انرژی به تنهایی اثر منفی و معناداری بر عملکرد مالی دارد؛ اما این تأثیر در شرکت هایی با توانایی نوآوری بالاتر، ازطریق سرمایه گذاری در پژوهش و توسعه، تعدیل شده و در برخی موارد به اثر مثبت تبدیل می شود. اثر تعدیلگر نوآوری در صنایع پرمصرف انرژی، مانند مواد اولیه و انرژی، قوی تر از صنایع کم مصرف است. همچنین، این اثر در کشورهای با فرهنگ های فردگرا و گرایش بلندمدت که ریسک پذیری و پایداری را ترویج می کنند، برجسته تر است. این نتایج بر اهمیت تعامل بین تنوع انرژی، نوآوری و عوامل زمینه ای نظیر فرهنگ و صنعت تأکید دارد. مطالعه حاضر برای مدیران در بهینه سازی استراتژی های تنوع انرژی و سرمایه گذاری در نوآوری و برای سیاست گذاران در تدوین مشوق های مالی برای فناوری های پاک راهنمایی های عملی ارائه می دهد.
۴.
افزایش فزاینده علاقه به ایجاد ارزش به افزایش فشار سهام داران به شرکت ها برای بهبود کارایی عملیاتی منجر شده است. در چنین شرایطی، شرکت ها با هدف ارزش آفرینی و افزایش سهم خود از بازار در جهت پویایی و موفقیت آتی خود، باید از منابع موجود واحد تجاری به صورت کارا و مؤثر استفاده کنند؛ بنابراین، بر پایه این استدلال، پژوهش حاضر تأثیر کارایی عملیاتی موقت و پایدار را بر عملکرد و ارزش شرکت بررسی کرده است. برای سنجش کارایی عملیاتی موقت و پایدار از تابع مرزی تصادفی و رویکرد چندمرحله ای کومباکار و همکاران (Kumbhakar et al., 2014) استفاده شد. فرضیه های پژوهش با استفاده از نمونه ای شامل 167 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1385 تا 1401 و با بهره گیری از تابع مرزی تصادفی و رگرسیون خطی چندمتغیره در نرم افزار استتا نسخه 17 بررسی شد. یافته ها نشان داد که متغیرهای بهای تمام شده کالای فروش رفته، دارایی های ثابت مشهود و هزینه های فروش، اداری و عمومی با تأثیر مثبت بر جریان های نقدی شرکت نقش تعیین کننده ای در اندازه گیری و تفکیک کارایی عملیاتی پایدار و موقت شرکت دارد؛ اما دارایی های نامشهود نقش مؤثری در تبیین کارایی عملیاتی ندارد. در ادامه نتایج پژوهش نشان داد که کارایی عملیاتی پایدار شرکت، تأثیر منفی بر بازده دارایی های شرکت (عملکرد کوتاه مدت) دارد و با افزایش کارایی عملیاتی پایدار، شاخص کیوتوبین نیز کاهش پیدا می کند؛ اما کارایی عملیاتی موقت تأثیر مثبتی بر بازده دارایی ها دارد. از طرفی، کارایی عملیاتی موقت، تأثیری بر ارزش بازار شرکت ندارد. نوآوری این پژوهش در به کارگیری تابع مرزی تصادفی و رویکرد چندمرحله ای کومباکار و همکاران (Kumbhakar et al., 2014) در سنجش کارایی عملیاتی موقت و پایدار شرکت ها است؛ علاوه براین، متغیرهای تعیین کننده کارایی عملیاتی موقت و پایدار شناسایی شدند و تأثیر اجزای کارایی عملیاتی بر سودآوری و ارزش شرکت بررسی شد. در تبیین نتایج می توان گفت که سیاست های مدیریت، بیشتر در جهت نتایج کوتاه مدت تدوین و اجرا شده است و ارزش آفرینی در بلندمدت و در بازار، هدف اصلی مدیریت نبوده است؛ بنابراین، بیشتر شرکت ها با افزایش سطح کارایی موقت (در یک سال) در تلاش هستند که حتی با فروش های غیرنقدی و مخارج غیرسرمایه ای سود کسب کنند، حتی اگر اندک باشد. نتایج پژوهش حاضر می تواند برای سرمایه گذاران، تحلیلگران، مدیران، کارآفرینان و سیاست گذاران بازار مفید باشد.
۵.
در بازار سرمایه انواع مختلفی از ریسک وجود دارد. یکی از این انواع ریسک، ریسک آینده نگر است. سهام داران بااطلاع از نوع راهبردهای شرکت، می توانند استنباط مناسبی از اهداف کوتاه مدت و بلندمدت، عملکرد و حجم افشای اطلاعات آینده نگر توسط شرکت ها داشته باشند؛ بنابراین، پژوهش حاضر با تمرکز بر نقش تعدیلگری شرایط عدم اطمینان اقتصادی و سودآوری، تأثیر این عوامل بر ارتباط ارزشی افشای ریسک آینده نگر در گزارش های سالانه بررسی شده است. متغیر وابسته پژوهش قیمت سهام، متغیر مستقل افشای ریسک آینده نگر و متغیر تعدیلگر نااطمینانی اقتصادی و سودآوری است؛ بدین منظور 93 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی سال های 1396 تا 1402 با روش حذف سیستماتیک انتخاب شدند و به منظور افزایش درجه اطمینان از نتایج حاصل از آزمون فرضیات، از روش پیشرفته گشتاورهای تعمیم یافته استفاده شده است. برای اندازه گیری افشای ریسک آینده نگر از روش فراوانی واژگان بهره گرفته شده است. طبق یافته های پژوهش، افشای ریسک آینده نگر بر قیمت سهام تأثیر منفی و معناداری دارد و نااطمینانی اقتصادی و سودآوری به عنوان تعدیلگر بر رابطه بین افشای ریسک آینده نگر و قیمت سهام به ترتیب تأثیر مثبت و منفی معناداری می گذارد. می توان ادعا کرد که بازار اوراق بهادار تهران بیشتر متأثر از متغیرهای اقتصادی است؛ بنابراین، سیاست گذاری در حوزه های کلان برای افزایش افشای ریسک آینده نگر اقتصادی لازم به نظر می رسد.
۶.
پژوهش حاضر با هدف مطالعه تأثیرگذاری ریسک سیاسی بر ایفای مسئولیت های اجتماعی شرکت ها با تأکید بر نقش تعدیل کننده انعطاف پذیری عملیاتی و ثبات مدیریت انجام شده است. برای دستیابی به هدف پژوهش، تعداد ۱۲9 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران برای دوره زمانی ۱۳۸۶ تا ۱۴۰۲ انتخاب شد و روش آزمون فرضیه ها، مدل رگرسیون چندگانه در مجموعه داده های ترکیبی است. نتایج نشان می دهند که درصورت وجود ریسک سیاسی، از میزان ایفای مسئولیت های اجتماعی شرکت های نمونه به شکلی معنادار کاسته شده است. سایر یافته ها حاکی ازآن است که انعطاف پذیری عملیاتی و ثبات مدیریت، به شکل مؤثری تأثیر ریسک سیاسی بر مسئولیت های اجتماعی را تعدیل می کند و در شرکت های دارای انعطاف پذیری عملیاتی، از شدت تأثیرگذاری منفی ریسک سیاسی بر ایفای مسئولیت های اجتماعی کاسته شده است؛ زیرا انعطاف پذیری عملیاتی به شرکت ها این امکان را می دهد که در مواجهه با ریسک های سیاسی، سریع تر و مؤثرتر واکنش نشان دهند؛ علاوه براین، درصورت وجود مدیریت با ثبات و مستحکم، اثرات منفی ریسک سیاسی بر ایفای مسئولیت های اجتماعی شرکت ها کاهش یافته است.