ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۴۰ مورد از کل ۴٬۶۰۲ مورد.
۲۱.

از هنر گربه ها تا هندسه آشوب: تحلیل فرکتالی آثار لوئیس وین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۶۱
لوئیس وین هنرمند انگلیسی بود که به دلیل خلق تصاویر خلاقانه اش از گربه ها شهرت دارد. آثار منحصر به فرد او دنیای هنر و رابطه انسان با گربه ها را دگرگون کرد. نقاشی های او از سادگی و شادابی آغاز و به سمت پیچیدگی و آشوب پیش می روند. آثاری که در سال های پایانی عمر او خلق شده اند، اغلب با چالش های سلامت روان مرتبطند و الگوهای پیچیده و تکرارشونده ای را به نمایش می گذارند که یادآور فرکتال های طبیعی هستند. هدف این پژوهش، بررسی ابعاد فرکتالی در هنر وین است. این ابعاد فرکتالی می تواند ارتباط تحولات روانی او در قالب آثار نقاشی، با اصول ریاضی را نشان دهد. لذا این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش است که تحولات روانی لوئیس وین چه تغییری در پیچیدگی آثار نقاشی او از گربه ها از دید بعد فرکتالی داشته است؟ این پژوهش از نظر هدف بنیادی و از نظر روش توصیفی-تحلیلی است. داده اندوزی به روش کتابخانه ای، اینترنتی و تحلیل ابعاد فرکتال با نرم افزار انجام شده است. با محاسبه بُعد فرکتال هشت اثر وین به ترتیب زمان خلق آن ها در شرایط مختلف روحی این نتیجه حاصل شد که عدد بُعد فرکتال آثار این هنرمند در دوران بحران بیماری از محدوده بُعد مطلوب خارج و به 2 نزدیک می شود. در این دوره تصاویر پیچیده و انتزاعی، بازتاب آشوب ذهن هنرمند است. در صورتی که قبل از بیماری تصاویر در محدود مطلوب فرکتالی قرار دارند. در واقع آثار او فراتر از یک بیان ساده هنری و تلاقی عمیقی از هنر، روان شناسی و ریاضیات است. لذا با قرار دادن آثار لوئیس وین در چارچوب های میان رشته ای، درک جدیدی از اهمیت دستاوردهای او در هنر و علم به دست می آید.
۲۲.

تحلیل تجربه ی زمانی در چیدمان های دیجیتال «من در تو هستم» و «اتاق باران» با رویکرد پل ریکور و ماری لور رایان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۷۵
مسئله ی محوری این پژوهش آن است که چیدمان های دیجیتال تعاملی «من در تو هستم» اثر داگ ایتکن و «اتاق باران» از گروه رندم اینترنشنال، چگونه سازوکارهای ادراک و بازآفرینی زمان را در بستری غیرخطی و چندحسی فعال می کنند و این تجربه ی زمانی در پرتو رویکردهای نظری پل ریکور و ماری لور رایان چه دلالت هایی می یابد؟ این پژوهش باهدف بررسی و تحلیل تجربه ی زمانی در این دو چیدمان برجسته به دنبال پاسخ به سه سؤال اصلی است: (۱) چگونگی بازنمایی زمان در این چیدمان ها، (۲) نقش مخاطب در شکل دهی تجربه ی زمانی، و (۳) ارتباط تجربه ی زمانی با نظریه های روایی معاصر.برای تحلیل این تجربیات زمانی، از نظریه های فلسفی پل ریکور و نظریه های روایت ماری-لور رایان استفاده شده است. روش پژوهش مبتنی بر تحلیل کیفی عناصر بصری، صوتی و تعاملی این آثار است.  نتایج نشان داد که در هر دو چیدمان، تجربه ی زمانی نه از مسیرهای خطی و زبان محور سنتی، بلکه از طریق ساختارهای غیرخطی، مبتنی بر مشارکت و ادراک چندحسی مخاطب شکل می گیرد. در چارچوب نظری ریکور، مرحله نخست میمسیس1 (پیش تفسیر) در مواجهه اولیه مخاطب با فضای اثر محقق می شود؛ مرحله دوم (تولید روایت) در ترکیب چندرسانه ای و تولید روایت غیرخطی نمود می یابد؛ و در مرحله سوم (بازتفسیر)، مخاطب با بازخوانی و بازتعریف تجربه زمانی، به معناآفرینی فعال دست می زند. از سوی دیگر، نظریه رایان با تأکید بر روایت مندی چندلایه، غیرخطی و تعاملی، در تبیین چگونگی مشارکت بدن مند مخاطب در ساخت زمان، نقشی کلیدی ایفا می کند. در «من در تو هستم»، تجربه زمان بیشتر بر حافظه و تصویر استوار است، در حالی که در «اتاق باران»، زمان به واسطه کنش فیزیکی و توقف در لحظه بازآفرینی می شود.در نهایت، این تحلیل نشان داد که چیدمان های دیجیتال با گسستن از الگوهای روایی خطی و تکیه بر مشارکت بدن مند مخاطب، شیوه ای نوین از ساخت و ادراک زمان را پیش می نهند.
۲۳.

گفتمان های هنر مدرن و معاصر در پاکستان: از تاسیس این کشور تا دوره معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۱۴۰
در مقاله حاضر به مهم ترین تحولات هنر مدرن و معاصر پاکستان پرداخته شده و این پرسش ها دنبال گردیده که چگونه هنرمندان این کشور در فراز و فرود تحولات سیاسی، مدرنیته را تجربه کردند؟ چگونه آثاری در تلفیق هنر بومی و هنر مدرن پدید آوردند و بدین صورت تلاش کرده اند مدرنیته بومی را در هنر پاکستانی شکل دهند.هنر پاکستان از یک سو در پیوند با آموزه های شرقی، هندو و بودا، از سویی دیگر در پیوند با آموزه های اسلام و امروزه در پیوند با مؤلفه های هنر مدرن و غربی است. از این رو در مدت نه چندان طولانی شکل گرفتن این کشور جریان های هنری پرفراز و نشیبی تجربه شده است. در این مقاله با در پیش گرفتن رویکرد روش شناختی تحلیل گفتمان به درهم تنیدگی تحولات سیاسی و جریان های هنری می پردازیم. یافته های پژوهش شش گفتمان مؤثر بر روند تحولات هنر مدرن و معاصر پاکستان را مورد بحث قرار می دهد: (1) گفتمان هنر شرقی گرا و میراث هنر مینیاتور و مکتب بنگال، (2) گفتمان ملی گرا و شکل گیری مکتب لاهور پس از استقلال پاکستان، (3) درهم تنیدگی گفتمان هنر دینی با  فرمالیسم هنری و شکل گیری خوشنویسی مدرن، (4) گفتمان میراث و بازگشت به مینیاتور، (5) گفتمان معاصریت و تلفیق مینیاتور با مضامین انتقادی و سیاسی. جریان هنر معاصر پاکستان بیش از گذشته مورد توجه بازار هنر خاورمیانه و جنوب غرب آسیا است و هنرمندان بیشتری در حال توسعه هنر معاصر پاکستان هستند. 
۲۴.

بازنمود بصری "هویت ایرانی" در مجسمه های پرویز تناولی (دهه 30 تا 50 شمسی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۶۶
پرویز تناولی هنرمند پیشگام عرصه مجسمه سازی مدرن ایران و از آغازگران مکتب سقاخانه است. استفاده از عناصر تاریخی، عامیانه و آئینی از مشخصه های بارز این مکتب است که به شکل گیری گفتمان هویتی خاص منجر شد. هدف مقاله حاضر تبیین مؤلفه ها و عناصر هویت ساز در مجسمه های پرویز تناولی برای دستیابی به چگونگی بازنمایی هویت در آثارش است تا به سوالات زیر پاسخ داده شود که شکل گیری هویت در مجسمه های تناولی متأثر از چه عواملی صورت گرفته است؟ پرویز تناولی از چه مؤلفه ها و عناصری برای بیان هویت در آثارش بهره گرفته است؟ مقاله حاضر به شیوه تاریخی-تفسیری و با اطلاعات کتابخانه ای به بررسی و تحلیل آثار پرداخته است. نتایج پژوهش نشان می دهد تناولی تحت تأثیر تحولات جامعه، سیاست های فرهنگی حکومت و اندیشه روشنفکران، ارتباط با نهادها و اشخاص مختلف از مضامین و موضوعات ایرانی مانند هیچ، قفل، قفس، شاعر، فرهاد، پرنده، دیوارهای ایران و غیره برای بیان هویتی ایرانی و اسلامی بهره می گیرد و هماهنگ با جریان های هنری جهانی، آثارش را با فرم های مدرن ارائه می دهد. این عناصر به عنوان کدهایی هستند که تناولی با آن ها به آثارش معنا و هویت می بخشد و درنهایت آن ها نیز به تناولی در عرصه هنر هویت می دهند. تناولی با انتخاب مضامینی از سه مؤلفه هویتی یعنی بیان گذشته تاریخی ایران، عناصری برگرفته از ادبیات، فلسفه و شعر و مضامینی از فرهنگ عامه و مراسم آئینی شیعی مردم ایران اگرچه در بعضی موارد به صورت ضمنی، اما بخشی از هویت ملی ایرانی را عرضه می کند که دربردارنده هویتی ایرانی و اسلامی است و در ارائه و فرم آثار، بیشتر در راستای هنر مدرن و هویت جهانی گام برمی دارد.
۲۵.

تحلیل ویژگی های حماسه در نگارگری هفت خان رستم شاهنامه 953ه.ق پاریس

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۱۳۱
حماسه یک رویداد مهم در تاریخ تمدن های باستان و برخی از ملل است. عمومأ حفظ مرزهای یک قلمرو و حفظ یکپارچگی آن با حماسه آفرینی یک پهلوان یا گروهی از پهلوانان انجام می گیرد که به جهت بزرگی و عظمت آن در تاریخ ثبت می شود؛ یادآوری و بازخوانی رویداد مذکور موجب اعتماد به نفس ملت و افزایش روحیه شجاعت و دلاوری مردم می گردد. فردوسی بخشی از حماسه های ایران را در اثر بزرگ خویش «شاهنامه» به نظم در آورده است و در آن پهلوان نامدار رستم، قهرمان اصلی حماسه های ایران می شود. هنرمندان بسیاری در حوزهء نگارگری نسخ شاهنامه به بازآفرینی تصویری داستان هفت خان از منظر حماسی پرداخته اند. شاهنامهء 953ه.ق پاریس از زمرهء آثار یاد شده است که به جهت داشتن وضوح تصویر، مورد مناسبی برای مطالعهء ویژگی های حماسه در نگارگری عصر صفوی (عصر طلایی نگارگری ایران» می باشد. سؤال این است که «نگارگر شاهنامه 953ه.ق پاریس در تصویرسازی هفت خان رستم تا چه میزان از ویژگی های حماسه بهره برده است؟» فرض بر آن است «که هنرمند با تکیه بر شاخص های مفهومی حماسی متن شاهنامه و نگارگری روایی توانسته است از عناصر تصویری در جهت فضاسازی حماسی هفت خان رستم شاهنامه953ه.ق پاریس بهره ببرد.» پژوهش پیش رو با هدف واکاوی میزان ارتباط نگارگری حماسی هفت خان رستم شاهنامه953ه.ق پاریس با ویژگی های حماسه انجام شده است. ماهیت پژوهش اسنادی- تحلیلی و شیوه گردآوری اطلاعات کتابخانه ای است. نتایج تحقیق بر این نکته اذعان دارد که نگارگر هفت خان رستم شاهنامه مزبور با تکیه بر مهارت خویش در تصویرسازی توانسته است ارتباط قابل توجهی میان تصویر و شاخص های حماسه برقرار نماید. پژوهش در این حوزه مددرسان مطالعات جامعه شناسی هنر می باشد.
۲۶.

تجربه جهانی دیگر در آثار مارینا آبراموویچ بر اساس تئوری گروتسک کوریلوک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۵ تعداد دانلود : ۱۷۰
گروتسک درباره ی جهانی برتر از این جهان است و همواره با دربرگیری مفاهیم اخلاقی، سیاسی، مذهبی و فرهنگی و ارائه ی آن با اشکال عجیب و ترکیبات ناهمگون دنیای متعارف را زیر سؤال می برد. اِوا کوریلوک گروتسک را قالبی خاص برای ارائه می داند که با استفاده از کج نمایی ها در مقابله با فرهنگ چیره، منجربه خلق جهانی دیگر می گردد. مارینا آبراموویچ هنرمند پرفورمنس با فراتر بردن بدنش از مرزهای ترس، درد و خطر، در جستجویی عمیق برای تجربه ای جدید است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل »تجربه جهانی دیگر در آثار آبراموویچ بر اساس تئوری گروتسک اِوا کوریلوک« در پی پاسخ به این سؤال است که: بر اساس تئوری گروتسک کوریلوک چگونه می توان تجربه جهانی دیگر را در آثار آبراموویچ تحلیل نمود؟ شیوه ی پژوهش توصیفی-تحلیلی و رویکرد آن کیفی بوده و برای گردآوری اطلاعات از منابع کتابخانه ای و اسنادی استفاده شده است. یافته های پژوهش پیش رو نشان می دهد آبراموویچ در اجرای ریتم 10 با ایجاد هراس و اضطراب در مخاطب، در اجرای ریتم صفر با نمایش رستگاریِ سقوط کرده، در اجرای سرهای اژدها با بازپس گیری قدرت زنانه، در اجرای بالکان باروک با برانگیزی احساس بیم و امید و تنفر و شادی توأمان و در اجرای نگه داشتن با اسکلت با نمایش تقابل زندگی و مرگ با به کارگیری ساختار گروتسک برای مخاطب امکان تجربه جهانی دیگر را ممکن ساخته است. 
۲۷.

تحلیل مفاهیم و ویژگی های بصری تصویر جبرئیل در نگاره های منظومه یوسف و زلیخای موزه والترز بالتیمور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۴ تعداد دانلود : ۱۸۳
نسخه مصور یوسف و زلیخا جامی، متعلق به موزه والترز یکی از نسخ ارزشمند گورکانیان هند است که نگاره های آن متناسب و همسو بامحتوا و مضمون اشعار جامی به تصویر درآمده و عالوه بر شناخت و پیوند عمیقی که نگارگر گورکانی با ادبیات فارسی داشته؛ ارتباطی بس گران بها بافرهنگ و تمدن ایران برقرار کرده است. مطالعه مضمون و ساختار تصویر جبرئیل در چهار نگاره این نسخه با روایت های متفاوت، کمک شایانی به شناخت رابطه نزدیک ادبیات ایران و هند و همچنین تأثیر ادبیات ایران بر نگارگری هند می نماید. هدف این پژوهش تحلیل مفاهیم و ویژگی های ساختاری تصویر جبرئیل بر اساس مضمون نگاره ها است. در راستای این پژوهش که به روش توصیفی - تحلیلی و بر پایه مطالعات کتابخانه ای و الکترونیکی انجام پذیرفته است؛ این پرسش مطر ح می گردد که تأثیر عناصر بصری و ساختاری بر القای مفهوم و جایگاه جبرئیل در نگاره ها چگونه بوده است؟ تحلیل ساختارگرایانه تصویر جبرئیل در نگاره ها نشان می دهد نگارگر با شناخت کافی از ویژگی های خاص جبرئیل اعم از نوع آفرینش، منزلتش نزد خداوند، پیام آور وحی الهی و نقش او در روایات، با حفظ محتوا و مضمون و بازنمایی عناصر متن در ساختار بصری نگاره ها و درنظرگرفتن فرهنگ و هنر گورکانی سبب شده تا با ایجاد پیوستگی و همبستگی میان متون در مصور کردن این فرشته مقرب در نگاره ها موفق عمل کرده، محتوای روایت و پیام نهفته در آن را به خوبی در تصویر منتقل کند.
۲۸.

بازخوانی مضامین و تصویرآفرینی های پرندگان در آرایه های بناهای قاجاری مازندران با رویکرد ادبی و عرفانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۲۹۰
نقوش پرندگان در بناهای تاریخی- بومی، به صورت مجزا و گاه در امتزاج با سایر اشکال، فراتر از جنبه زیبایی شناسانه و نمایش در زیستگاه مردمان هر منطقه است. پژوهش حاضر با مطالعات اسنادی و میدانی، 30 نقش مایه پرنده در دیوارنگاره های قاجاری مازندران را توصیف و تحلیل می کند. داده های حاصل از مشاهدات میدانی نقوش با مفاهیم و نمادپردازی پرندگان در متون ادبی و عرفانی تطبیق داده شده تا پیوند میان بازنمایی عینی و معناپردازی فرهنگی-عرفانی روشن گردد. نگارندگان، با هدف کشف بطون و سطوح معنایی های پرندگان، به چرایی و چگونگی کاربرد آن در آرایه های بناهای قاجاری مازندران، به این پرسش پاسخ می دهند که: نقش مایه پرندگان در بناهای قاجاری مازندران از چه ویژگی های بصری و مفهومی برخوردارند؟ یافته ها نشان می دهند که این نقوش فراتر از کارکرد صرفاً زیبایی شناسانه، حاوی محتوای غنی عرفانی بوده و بیانگر آرزوهای انسان برای دوری از پلیدی ها و دستیابی به جهانی آرمانی است. این نقوش همچنین کارکرد بلاگردانی داشته و ریشه در باورهای اساطیری و قومی-مذهبی منطقه دارند. تحلیل ها نشان می دهند که هنرمندان با خلاقیت و تکنیک های متنوع، نقوش پرندگان را در پیوند با آرایه های گیاهی اجرا کرده اند تا مفاهیم معنوی را تقویت کنند. این نقوش نمادی از حقیقت مطلق روح، انسان کامل، عشق، سعادت ابدی و آرامش هستند.
۲۹.

تحقق دوگانه نظم/آشوب (کاسموس/خائوس) در ویژگی های بصری روزنامه ایران در دوره ناصری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۹۳
نظم/ آشوب از مهم ترین مفاهیم دیالکتیکی نشانه شناسی لوتمان است که تعلق نظام های نشانه ای را به فرهنگ و نا- فرهنگ آشکار می کند. هدف این پژوهش دریافتن چگونگی به تصویر درآمدن این نشانه ها در سپهر نشانه ای روزنامه های دوره ناصری و مطالعه ویژگی های بصری روزنامه ایران با توجه به این دو مفهوم است. بدین منظور با ارائه الگویی تحلیلی برای درک مفاهیم مذکور و تبیین ویژگی های بصری روزنامه ی ایران، در پی پاسخ به این پرسش ها است که: کنش متقابل نظم و آشوب در یک سپهر نشانه ای چگونه باعث فهم پذیری عناصر فرهنگی می شود؟ و دوگانه ی مذکور چگونه در ویژگی های بصری روزنامه ایران منعکس شده است؟ این مقاله از نظر هدف توسعه ای و از نظر روش تجزیه و تحلیل توصیفی- تحلیلی و با رویکرد نشانه شناسی فرهنگی لوتمان است. شیوه گردآوری اطلاعات به روش اسنادی، جامعه آماری آن تمام شمارگان روزنامه ایران و انتخاب نمونه ها به صورت هدفمند بوده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که ویژگی های بصری روزنامه ایران در یک فرآیند تاریخی و در پی کنش میان نظم و آشوب در سپهر نشانه ای ایران تثبیت شد و در این صیرورت با عبور از برخی هنجارهای پیشین در انتشار روزنامه ها به هویتی آمیخته دست یافت که از نزدیکی به «دیگری» فرهنگی و آمیزش با خود-الگوهای فرهنگی پدید آمده اند.
۳۰.

شناسایی اصول زیباشناسی نقاشی خط در آثار هنری کنونی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۹۲
نقاشی خط معاصر به عنوان تلفیقی پیچیده از خوشنویسی سنتی اسلامی و زبان تصویری مدرن، یکی از مهم ترین جریان های هنر معاصر خاورمیانه محسوب می شود. این هنر با بهره گیری هوشمندانه از امکانات بصری مدرن و تأثیرپذیری خلاقانه از جریان های معاصر جهانی، زبان تصویری نوینی شکل داده که پلی محکم میان سنت کهن و مدرنیته برقرار کرده است. با وجود پیشرفت چشمگیر کمّی و حضور فعال در عرصه بین المللی، فقدان چارچوب نظری منسجم و نبود اصول زیباشناختی مدون، یکی از اساسی ترین چالش های این حوزه است که موجب کاهش کیفیت آثار، سردرگمی هنرمندان و ضعف های بنیادی در نظام آموزشی شده است. این پژوهش با هدف پاسخ به سؤال بنیادی «اصول زیباشناختی نقاشی خط معاصر کدامند و چگونه قابل طبقه بندی هستند؟» و با رویکرد میان رشته ای جامع، به تدوین سیستماتیک این اصول می پردازد. روش شناسی مطالعه بر ترکیب متعادل سه روش اصلی استوار است: تحلیل محتوای کیفی متون نظری و تاریخی، مطالعه میدانی و تحلیل بصری آثار منتخب از دوره های مختلف، و بررسی تطبیقی مبتنی بر رویکرد پدیدارشناسی. یافته های کلیدی این پژوهش نشان می دهد که اصول زیباشناختی نقاشی خط ریشه عمیق در چهار سنت اصلی دارد: کتاب آرایی اسلامی، فرم های منقوش خوشنویسی، خوشنویسی ساختاری (طغرا) و هنر کالیگرافیتی معاصر. بر این اساس، چهارده اصل بنیادی در سه دسته اصلی طبقه بندی شد: اصول ساختاری (تعادل نامتقارن، نقاط طلایی، ساختار هندسی، ریتم بصری)، اصول فضایی (فضای مثبت/منفی، ورود/خروج، انقطاع/انفصال، عمق و لایه بندی) و اصول ترکیب بندی (منسجم نویسی، قرینه نویسی، موازی ها، الاکلنگی، کنتراست). همچنین مدل عملی چهارمرحله ای برای کاربرد مؤثر این اصول در فرآیند خلق و نقد آثار ارائه شده است.
۳۱.

نقش رسانه ای گرافیک در هماهنگ سازی الگوی تداعیِ معانی با اشکال بیان و انواع ادبی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۲ تعداد دانلود : ۲۳۳
هماهنگ سازی بین عناصر یک بیان هنری، عامل مهمی است که می تواند در نسبت میان زبان ادبی و تصویری و تقویت نقش رسانه ای آن ها نمود یابد. در این میان، گرافیک در قالب زبان تصویری، با وام گرفتن از برخی خصوصیات ادبیات، از قبیل برقراری نسبت با اشکال بیان و انواع ادبی، قابل توجه است؛ منظور از اشکال بیان، مقوله های اقتباسی از انواع علم بیان چون مجاز، تشبیه، استعاره و کنایه می باشد و روایت تصویر نیز در انواع ادبیِ حماسی، غنایی، نمایشی و تعلیمی قابل تعبیر بوده که از جمله وجوه اشتراک بین ادبیات و گرافیک به نظر می رسد. پژوهش حاضر با هدف تبیین ویژگی های گرافیک به مثابه اثر ادبی، پرسش از چگونگی هماهنگ سازی میان فرم های کلامی و تصویری دارد. لذا به روش توصیفی - تحلیلی و با استفاده از منابع مکتوب و اسناد تصویری به شیوه کیفی و گزینش هدفمند، در تبیین نسبت میان گرافیک و ادبیات در هماهنگ سازیِ الگوهای تداعی معانی با اشکال بیان و انواع ادبی در قالب پوسترهای سینمایی اهتمام می ورزد. نتایج نشان می دهد که ابعاد روایی ایراد معنا در انواع ادب حماسی، غنایی، نمایشی و تعلیمی به ترتیب در هماهنگی با اشکال بیان چون الگوهای تباین، مجاورت، مشابهت و تداعی آزاد نمود یافته و گویی گرافیک به مثابه اثری ادبی لب به سخن می گشاید.   
۳۲.

تحلیل نقش هنرمندان و صنعتگران مهاجر در شکوفایی تمدن عهد تیمور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۶ تعداد دانلود : ۲۱۴
دوره تیموری یکی از درخشان ترین ادوار تمدن و فرهنگ ایران است. با استناد به گزارش مورخان، تیمور، در هنگام فتح شهرها، هنرمندان و صنعتگران ممتاز را شناسایی و به ماوراءالنهر اعزام می کرد تا به یاری آن ها، پایتختی باشکوه ایجاد کند. دستیابی به ثروت هنگفت و نیروی انسانی متبحرِ سرزمین های تحت سلطه، بستر مساعدی را برای شکوفایی هنرها فراهم آورد. هدف این پژوهش، بررسی نقش هنرمندان و صنعتگران مهاجر در شکوفایی تمدن عهد تیمور و مشخص کردن خاستگاه و تخصص آن ها است. تلاش می گردد به این پرسش ها پاسخ داده شود که با توجه به متون تاریخی و داده های باستان شناسی، تیمور؛ هنرمندان و صنعتگران کدام نواحی را به ماوراءالنهر اعزام کرد؟ آن ها چه تخصص هایی داشتند و در چه زمینه هایی به کار گماشته شدند؟ اطلاعات به شیوه کتابخانه ای گردآوری شده و روش پژوهش، تاریخی- تحلیلی است. نتایج حاکی از آن است که اغلب هنرمندان و صنعتگران، از شهرهای شیراز، اصفهان، تبریز، بغداد، دمشق و دهلی، به سمرقند کوچانده شده بودند. بیش تر این افراد، معماران و مهندسانی بودند که به ساخت عمارات گماشته و نقاشان و خوشنویسان مهاجر نیز، به اجرای نقاشی های دیواری و کتیبه بناها، مشغول می شدند. خوشنویسان افزون بر کتیبه نگاری ابنیه، کتابت نسخ قرآنی و مراسلات را نیز، عهده دار بودند و فلزکاران، اغلب در زمینه ساخت جنگ افزارها فعالیت داشتند.
۳۳.

نقش و رنگ در هنر و معماری: نشانه های هویت قوم بلوچ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۶ تعداد دانلود : ۴۲۸
مقدمه: منطقه بلوچستان به دلیل تنوع معماری و صنایع دستی، با وجود تفاوت های مشهود، هویت خاصی برای قوم بلوچ شکل می دهد. هدف این مطالعه شناسایی معنا و مفهوم رنگ ها و نقوش به کاررفته و تحلیل نقش آن ها به عنوان نمادهای هویتی قوم بلوچ است و این موضوع به درک بهتر ارزش ها و فرهنگ غنی این منطقه کمک می کند. بدین ترتیب، سوالات پژوهش به این مهم می پردازد که معنا و مفهوم، خواستگاه و منبع الهام رنگ ها و نقوش در صنایع دستی و مسکن بومی بلوچستان چیست؟ همچنین، چگونه نقوش و رنگ های به کاررفته در صنایع دستی و مسکن این منطقه را به عنوان نمادهای هویتی قوم بلوچ معرفی می شوند؟روش پژوهش: پژوهش پیش رو به شیوه توصیفی- تحلیلی و یافته های آن از طریق منابع کتابخانه ایی، پایگاه های اطلاعاتی و بازدیدهای میدانی از انواع هنرها انجام شده است. جامعه آماری شامل مسکن بومی و هنرهای سنتی منطقه بلوچستان است و انتخاب نمونه ها با توجه به هدف پژوهش انتخابی بوده است. یافته های تحقیق به شکل کیفی تحلیل شده اند.یافته ها: بررسی ها نشان می دهد که نقوش رنگارنگ در هنر بلوچی، به ویژه سوزن دوزی، نمادهای فرهنگی منحصربه فرد این قوم هستند و ریشه های مشترکی با فرهنگ های همسایه، به ویژه هند، دارند. رنگ ها در معماری بلوچستان فضایی شاداب ایجاد کرده و نقوش هندسی پیوستگی قوم بلوچ را در مواجهه با ناملایمات نمایان می سازند، به طوری که این عناصر جنبه های تزئینی و همچنین اساس بیان فرهنگی و اجتماعی آنان را تشکیل می دهند.نتیجه گیری: علاقه و التزام قوم بلوچ به استفاده از نقوش هندسی ساده و رنگ های شاد در صنایع دستی و پوشاک محلی، همچنین در تزئینات داخلی و بیرونی مسکن بومی، هویت و منظر فرهنگی واحدی را در عین کثرت برای آن ها ایجاد کرده است. این امر نشان دهنده آن است که هنر و معماری بلوچستان با استفاده از این نقوش و رنگ های خاص، هویت فرهنگی قوم بلوچ را تبیین می کند.
۳۴.

همگامی ویژگی های ترامتنی قطعات خوشنویسی میرعماد با مضامین ادبی ایران بر اساس نظریات ترامتنیت ژرار ژنت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۸۵
خوشنویسی یکی از هنرهای اصیل ایرانی است که در آن تلاش خوشنویسان در اشاعه ادبیات غنایی و تعلیمی حائز اهمیت است. مضامین ادبی نظیر مضامین تعلیمی، عرفانی، پایداری، ملامتی، قلندری، اخلاقی، نمادین، اعتقادی، غنایی، سیاسی و اجتماعی، اساطیری، تعهد ادبی و ... همواره در هنر ایران مورد توجه بوده است. کشف روابط پیدا و پنهان میان متن های ادبی با متن خوشنویسی می تواند ما را با نگرشی که هنرمند در آن دوره داشته آشنا سازد. در این پژوهش از رویکرد نظری ترامتنیت ژرار ژنت برای دسته بندی آثار خوشنویسی میرعماد قزوینی، هنرمند مشهور عصر صفوی، در وجه مفاهیم و نظام معنایی استفاده می شود تا با مطالعه روابط بینامتنی و بیش متنی میان این متون ادبی و هنری به رمز و راز مستتر در این آثار پی برده شود. مسئله اصلی این پژوهش شناسایی مضامین ادبی در قطعات خوشنویسی این هنرمند در جهت ایجاد شناخت روابط هم حضوری و برگرفتگی میان ژانر شعر و خط با فرهنگ و ادبیات ایران است. اهداف این پژوهش بر شناسایی روابط متنی مبتنی بر مضامین ادبی بکار رفته در خوشنویسی  این هنرمند بر اساس رویکرد ژنت متمرکز است. پرسش اصلی پژوهش  این است که چه ارتباطی بین ماهیت فرمی و معنایی خوشنویسی میرعماد در رابطه با انتخاب مضامین ادبی  وجود دارد؟ در نتیجه گیری این پژوهش می توان به ارتباط سرمتنی، بینامتنی و بیش متنی میان متن دیداری با پیش متن ادبی اشاره کرد و نظام صوری و نظام معنایی آثار خوشنویسی چلیپای میرعماد را در ارتباط با تحقق مضامین ادبی مستتر در پیش متن اشعار، خوانش نمود. روابط ترامتنی در ابعاد صورت و معنا در آثار هنری با پیش متن ها، می تواند لایه های پنهان ابعاد فرم و محتوا را آشکار ساخته و تاثیر و تاثر متون را بر روی یکدیگر نمایان سازد. ماهیت این پژوهش توسعه ای بوده و با روش توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر رویکرد ترامتنیت ژرار ژنت صورت پذیرفته است.
۳۵.

واکاوی روش های عملکرد متن در آثار عکس-متن عکاسان ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۹۶
این پژوهش با هدف واکاوی روش های عملکرد متن در آثار عکس-متن عکاسان ایرانی، به تحلیل رابطهٔ نوشتار و تصویر در این آثار می پردازد. این مطالعه از نوع توصیفی-تحلیلی بوده و با رویکرد نشانه شناسانه، به دنبال کشف رابطه ای ساختاریافته در این آثار است. یافته ها نشان می دهد که آثار مورد بررسی به سه دستهٔ اصلی عکس -متن های ایده محور، تصاویرِمتن و افزوده قابل تفکیک هستند. تحلیل ها حاکی از آن است که بیشترین آثار در دسته های افزوده و تصاویرِمتن قرار دارند و عملکرد نوشتار در آن ها بیشتر در سطح دلالت زبانی و هم نشینی مکانی است. همچنین، مشخص شد که اغلب این آثار در دههٔ هشتاد شمسی خلق شده اند. این پژوهش نتیجه می گیرد که رابطهٔ میان متن و عکس در عکاسی هنری ایران، دارای یک ساختار مشخص و قابل شناسایی است که فراتر از کارکرد صرفاً زیبایی شناختی، به تولید معنا و هویت در این آثار کمک می کند.
۳۶.

روایت زال و سیمرغ در شاهنامه فردوسی و عقل سرخ سهروردی و تبلور آن در نگاره های شاهنامه تهماسبی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۴ تعداد دانلود : ۱۹۱
شاهنامه فردوسی یکی از برجسته ترین آثار ادبی و هنری ایران و جهان است که از هم آمیزی دقیق اسطوره، حماسه، ادبیات و تاریخ شکل گرفته است. فردوسی با هنرمندی تمام، عناصر داستانی و اساطیری را به نحوی پرورانده که شخصیت هایی ماندگار و اثری بی بدیل خلق کند. همچنین سهروردی، از عارفان علاقه مند به حکمت ایران باستان، در کتاب عقل سرخ به شخصیت های اساطیری همچون زال و سیمرغ پرداخته است. او با رجوع به حکمت باستان و مطالعه آثار پهلوی و اوستایی، فلسفه ای را به نام حکمت اشراق بنیان نهاد که آمیزه ای از فلسفه ایرانی و حکمت اسلامی است. این پژوهش با هدف مقایسه ساختاری و معنایی داستان زال و سیمرغ در عقل سرخ سهروردی و شاهنامه فردوسی انجام شده است. مقاله به بررسی افتراقات و اشتراکات دو روایت و تأثیر آن ها بر آثار تصویری نگارگران می پردازد. پرسش اصلی این است که فردوسی و سهروردی چگونه و با چه رویکردی به داستان زال و سیمرغ پرداخته اند و این روایات چه تأثیری بر شکل و معنای روایت داشته اند؟ همچنین، نقش نگارگر ایرانی در بازنمایی تصویری این روایات چگونه بوده است؟ روش پژوهش تحلیلی و با رویکرد تطبیقی و داده ها به شیوه اسنادی گردآوری شده است. شباهت اصلی دو روایت در پیرزادگی زال و سیمرغ به عنوان نماد خرد است؛ اما تفاوت ها در شیوه روایت حماسی فردوسی و خوانش عرفانی سهروردی است. در حالی که زال در شاهنامه در بزرگسالی به وصال پدر می رسد، در عقل سرخ این وصال در کودکی رخ می دهد. نگارگر ایرانی با اقتباس از شاهنامه فردوسی، در ساختار و معنا از این اثر تأثیر پذیرفته است.
۳۷.

پژوهشی در شناخت محسن دوَلّو طراح گرافیک و کاریکاتوریست ایرانی در سال های 1370- 1320 ه. ش

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۹۷
از سال ۱۳۲۷ ه.ش با تجدید حیاتِ دوباره ی سینمای ایران، فعّالیّت خطّاطان و نقّاشان در این حوزه گسترده تر شد. در دهه ی 1340 ه.ش محسن دوَلّو، علی اکبر صادقی و عبّاس مظاهری از شناخته شده ترین هنرمندان طراح پلاکارد و سردرهای سینمایی در ایران بودند. محسن دوَلّو علاوه بر کاریکاتور در زمینه ی طراحی پوستر برای سینماها و ساخت دکور برای تئاتر نیز فعّالیّت می کرد. بسیاری از پوسترهای فیلم ساخته شده در اواخر دهه ۳۰ ه.ش و دهه ۴۰ ه.ش سینمای ایران با امضای دوَلّو به یادگار مانده است. او در این دهه نزدیک به ۱۰۰ پوستر و سردر سینمایی طراحی کرد. اما پس از انتشار مجله ی کاریکاتور، فعّالیّت خود را در عرصه ی طراحی پوستر سینمایی محدود نمود به طوری که آخرین پوسترهای سینمایی او در سال ۱۳۴۹ طراحی شدند. پژوهش حاضر باهدف معرّفی محسن دوَلّو، نگاهی به فعّالیّت های این هنرمند در حوزه ی طراحی پلاکارد و پوستر های سینمایی دارد و از این رو در پی یافتن پاسخ به این سؤال است که: پوسترهای سینمایی محسن دوَلّو دارای چه ویژگی می باشند؟ این پژوهش که با روش توصیفی تحلیلی صورت پذیرفته از منظر هدف، توسعه ای است و از منظر داده، کیفی به شمار می آید. روش یافته اندوزی، بهره گیری از اسناد مکتوب و منابع معتبر اینترنتی است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که پوسترهای سینمایی محسن دوَلّو با تکیه بر قدرت دست در نقّاشی، پرداخت دقیق جزئیات، تایپوگرافی خلّاقانه و با تأکید بر عنصر تصویری چهره و بدن بازیگران تولیدشده است. ترکیب بندی اغلب آثار او به تقلید از پوسترهای آمریکایی، چیدمان پرتره ها بود و حضور ایده در پوسترهای او کم تر به چشم می خورد.
۳۸.

تحلیل نوگرایی در ساختار پوسترهای سوگواره عاشورایی ایران از سال 1384 تا 1401(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۹ تعداد دانلود : ۱۹۱
همزمان با جنبش مدرنیته و آغاز نوگرایی در ایران تغییری در ساختار بیان روایی و بصری مضامین عاشورایی پدیدار گشت، به نحوی که هنرمندان سعی نمودند با ادغام سنت و مدرنیته این مفاهیم را در قالبی نو عرضه نمایند. پوستر به عنوان ابزاری سازگار با روح زمانه نقش مهمی در ارائه مفاهیم عاشورایی ایفا نمود. هدف از این پژوهش تحلیل و بررسی نوگرایی در ساختار پوسترهای سوگواره عاشورایی ایران می باشد. از این رو پرسشی که مطرح گردید، چگونگی تأثیر نوگرایی در تغییر ساختار بصری و روایی پوسترهای سوگواره عاشورایی است. برای دستیابی به پاسخ در این مقاله از روش توصیفی-تحلیلی استفاده شده است و یافته های پژوهش بر پایه مطالعات اسنادی و منابع کتابخانه ای مورد مطالعه قرارگرفت. بدین منظور 22 پوستر به شیوه دسترس بودن از چهارده دوره پوسترهای سوگواره عاشورایی ایران از سال 1384 تا 1401 انتخاب گردیده و داده ها به صورت جدول دسته بندی و مورد تحلیل قرار گرفته شد. نتایج مطالعات حاکی از آن است که ساختار روایی و بصری سنتی که مبتنی بر تعدّد استفاده از شمایل و نمادها قرار داشته، تحت تأثیر مدرنیته و نوگرایی ساختاری ساده و انتزاعی پیدا کرده است. لذا به واسطه این تغییر، علاوه بر نوگرایی در پوسترها و ارتقاء سطح سواد بصری مخاطب، جهت گیری تاریخی-مذهبی عاشورا تبدیل به جهت گیری تاریخی مدرن گردیده است. همچنین در بعضی موارد این ساده سازی بیش از حد، باعث تجریدی شدن پوستر شده و جنبه زیبایی و فرمالیسم بر مفاهیم عاشورایی ارجحیت یافته است.
۳۹.

تقلید در نسخ مصور یهودی-ایرانی از نقاشی های ایرانی-اسلامی: مطالعه موردی اردشیرنامه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۸۳
نسخ مصور اردشیرنامه مبدأ تصویرگری یهودیان ایران بوده و انعکاسی زیبایی شناسانه از هنر دوره دوم صفوی است. هدف این مقاله، شناسایی و طبقه بندی انواع عناصر و نقوش تقلیدی به کاررفته در نگاره های اردشیرنامه می باشد. پرسش محوری آن است که عناصر تقلیدی در اردشیرنامه، در مقایسه با نسخ مصور ایرانی-اسلامی دوره صفوی، شامل چه مواردی هستند؟ این پژوهش از نوع توصیفی-تحلیلی و تطبیقی است. جامعه آماری شامل نگاره های دو نسخه خطی مصور از اردشیرنامه بوده که به روش هدفمند (مبتنی بر حضور عناصر تقلیدی) جهت انطباق با آثار نقاشی ایرانی-اسلامی دوره صفوی انتخاب شده اند. از آنجایی که سبک آثار تقلیدی مهم است انتخابِ زیرشاخه پاستیش از نوع تقلید در روش ژُنت به عنوان چارچوب نظری تحقیق، مناسب دیده می شود. نتایج نشان می دهد که نسخه های اردشیرنامه، تقلیدی آگاهانه و انتخابی را به نمایش گذاشته اند. نسخه اول اردشیرنامه گاهی متأثر از مکتب تبریز دوم و نسخه دوم تحت تأثیر قوی مکتب اصفهان بوده اند. این تقلید سبکی، به ویژه در استفاده از تکنیک های پیشرفته ای نظیر پرداز و اجرای دقیق تشعیرهای تذهیب گونه، مؤید آن است که نقاشان یهودی-ایرانی، علیرغم ممنوعیت تصویرسازی در دین خود، با اقتباس و تقلید از نقوش ایرانی-اسلامی، هویت بصری خاص خود را شکل داده اند.
۴۰.

بازتاب جلوه های کهن الگوی مادر در نقاشی های منصور قندریز بر اساس آرای یونگ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۳۲۰
کارل گوستاو یونگ، روان شناس سوئیسی، نظریه پرداز مفهومی به نام "کهن الگو" است که بر وجود تصاویری ازلی و جهان شمول در ناخودآگاه جمعی انسان ها تأکید دارد. یکی از مهم ترین این کهن الگوها، کهن الگوی مادر است که به نمادهای باروری، حمایت گری و آفرینندگی اشاره دارد. مسأله اصلی این پژوهش بررسی چگونگی استفاده قندریز از نمادهای کهن الگویی مادر در آثارش و تحلیل معانی و مضامینی است که این نمادها به همراه دارند. هدف این پژوهش، تحلیل نحوه به کارگیری کهن الگوی مادر در نقاشی های قندریز و بررسی شیوه های تجلی و معانی این کهن الگو در آثار او است. سوالات پژوهش عبارتند از:1. نمادهای مرتبط با کهن الگوی مادر در نقاشی های منصور قندریز کدامند؟ 2. بازتاب کهن الگوی مادر در نقاشی های منصور قندریز دربردارنده کدام معانی و مضامین است؟روش پژوهش کیفی و توصیفی-تحلیلی بوده که با استفاده از نظریات یونگ انجام شده است. اطلاعات از طریق مطالعه منابع کتابخانه ای و اسنادی گردآوری شده است. جامعه پژوهش شامل تمامی آثار قندریز است که نمادها و ارجاعات کهن الگویی مادر قابل شناسایی و تحلیل هستند. چهار اثر به صورت هدفمند انتخاب و تحلیل محتوا شده است. یافته های پژوهش نشان می دهند که قندریز از نمادهای آب، گیسوان مواج، کودک در آغوش، زیورآلاتی چون گردنبند و پابند، و نمادهایی چون مار، سیب و هلال ماه برای بیان مفاهیم پیچیده روان شناختی و اسطوره ای استفاده کرده است. این نمادها نمایانگر مفاهیمی چون مادرانگی، حمایت گری، قدرت آفرینندگی و سویه های منفی کهن الگوی مادر هستند. تغییرات سبک و تکنیک های قندریز در طول دوران هنری اش، نشان دهنده تکامل دیدگاه ها و عمق بیشتر در مفاهیم اسطوره ای و نمادین است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان