ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۶۱ تا ۱۸۰ مورد از کل ۴٬۶۰۲ مورد.
۱۶۱.

بررسی تأثیرپذیری مخاطبان از عناصر یادمانی موزه جنگ برمبنای مؤلفه های مبتنی بر نمادشناسی (نمونه موردی:مخاطبان موزه ملی انقلاب اسلامی و دفاع مقدس)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۱ تعداد دانلود : ۱۵۱
نمایش فرهنگ ها و رخ داد های گوناگون، مستلزم فراهم نمودن شرایط مکانی و زمانی مختلف است. جنگ، از آنجایی که به عنوان یکی از مهم ترین روی دادهای جوامع بشری، آدمیان را در سراسر دنیا تحت تأثیر خود قرار داده است، نیازمند به خاطرآوردن و بازنمایی جنبه های مختلف آن برای مردم بوده تا ضمن بیان چهره ی وحشتناک جنگ، برای تمامی نسل های مختلف جامعه، عبرت آموز باشد. موزه یکی از فضاهای عمومی و در دسترس افراد جامعه بوده و با بهره گیری ازعناصر یادمانی، به صورت برنامه ریزی شده، قادر است تاجنبه های مختلف جنگ را به نمایش درآورد. نمادها و نشانه ها به عنوان الگوها و طرح واره های نام آشنا در میان افراد مختلف جامعه، می توانند مقدمات این شرایط را به نحو احسن فراهم نمایند. هدف از انجام این پژوهش، بررسی تأثیرپذیری و تجربه مخاطبان از عناصریادمانی موزه جنگ براساس مؤلفه های مبتنی بر نمادشناسی عناصریادمانی است. به همین دلیل سوالات پژوهش بدین شرح می باشند: 1-مؤلفه های مبتنی بر نمادشناسی عناصر یادمانی موزه های جنگ که برای مخاطبان قابلیت ادراک و تأثیرپذیری دارند، کدام اند؟ 2- مؤلفه های شاخص و منتخب نمادشناسی عناصریادمانی موزه های جنگ از منظر مخاطبان چیستند؟ روش حاکم برفضای تحقیق، کیفی بوده و ترکیبی از دو رویکرد "مبتنی بر پرسشنامه و از نوع تحلیل محتوا "و همچنین مبتنی بر "تحقیق کتابخانه ای و از نوع مرور سیستماتیک" بوده روش جمع آوری نمونه ها مبتنی بر "روش نمونه گیری غیراحتمالی و در دسترس و اتفاقی" و شیوه تجزیه و تحلیل توصیفی می باشد. یافته ها نشان داده است که ضمن بررسی نظرات مخاطبان در خصوص عناصر یادمانی موزه ملی انقلاب اسلامی و دفاع مقدس از طریق پرسشنامه، تنها چند مؤلفه مبتنی بر نمادشناسی عناصریادمانی- نظیر زمینه، همذات پنداری و همچنین لزوم بازسازی گذشته و نقش نمادین عناصریادمانی در تجلی کالبدی مفاهیم-از نظر مخاطبان، برجسته تر به نظر رسیده و می توان استدلال نمود که درنظرگرفتن مؤلفه های منتخب نمادشناسی عناصریادمانی از آنجایی که از نظر مخاطبان برجسته تر به نظر رسیده اند، قادر هستند نقش بسزایی را در تأثیرپذیری آنان ایفا نمایند.
۱۶۲.

مطالعه تطبیقی جایگاه نقطه در چلیپاهای میرعماد الحسنی و غلامحسین امیرخانی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۹۷
حدود یک قرن پس از ابداع تعلیق، خط دیگری که بر پایه طبع هنرمند و سلیقه زیباشناختی ایرانیان بود، به ظهور رسید. ملاحت و ظرافت از ویژگی های نستعلیق است که میرعماد الحسنی در عصر صفوی با حضوری درخشان آثار بدیعی را در این عرصه به نمایش گذاشت. در عصر حاضر غلامحسین امیرخانی از سرآمدان خوشنویسی است و حضوری خیره کننده در نستعلیق معاصر دارد. وی آثاری را با دانگ های متفاوت با استادی اجرا کرده است. اولین نکته در یادگیری خوشنویسی نقطه است؛ چرا که شکل گیری کلمه ها و سطور تحت تاثیر این عنصر قرار می گیرند. نقطه می تواند از جهات مختلف دیگر مانند تاثیر بر خوانایی، جنبه زیبایی و قرار گرفتن در نقاط مختلف کادر مورد توجه باشد. پژوهش های انجام شده در رابطه با نقشِ نقطه در خوشنویسی به بررسی انواع نقطه گذاری، روابط میان نقطه ها و همچنین نقش دانگ در نوشتن نقطه پرداخته اند. مسئله اصلی در پژوهش حاضر بررسی انواع نقطه در خط نستعلیق (قالب چلیپا) در آثار میرعماد و امیرخانی از لحاظ بصری و همچنین تحلیل قواعد مربوط به رابطه خوشنویسی در آثار هر یک از این هنرمندان است. پرسش اینجاست که جایگاه نقطه و میزان دقت در اجرای انواع نقطه، نقطه گذاری در راستای شیب کلمات، سطر و خط کرسی، تمایل به راست و انتقال معنی با نقطه در عصر صفویه و معاصر در چلیپاهای میرعماد و امیرخانی چگونه است؟ پژوهش حاضر با تکیه بر منابع مکتوب و مشاهده و بررسی آثار دو استاد و از طریق پژوهش اسنادی و به صورت توصیفی- تحلیلی صورت گرفته است. نتیجه حاصل از این پژوهش و تحلیل ها، نشان دهنده دقت کار قدما و آگاهی از انواع نقطه گذاری، تلفیق نقطه ها، حذف نقطه ها، نقطه های مشترک، نقطه های اضافه، رعایت خلوت و جلوت، رعایت تعادل و توازن در قطعه و حسن ایستایی است.
۱۶۳.

بررسی نگاره نبرد رستم با دیو سپید در مکاتب تیموری و صفوی با رویکرد روایت شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۶ تعداد دانلود : ۴۸۱
گستردگی روایت شناسی در حوزه ی تصویر سبب شده تا نتایج به دست آمده از مقایسه متن و تصویر به عنوان دو رویه متفاوت نشان داده شود. ماهیت بیانی و مستقل تصویر از متن شناخت و فهم تصویر را در تطبیق با متن ادبی ضروری نموده استغیره «نبرد رستم و دیو سفید» از رویدادهای شاهنامه بوده که بعدها در مکاتب مختلف نگارگری مانند مکتب تیموری و صفوی به تصویر درآمده است. سؤالی که مطرح است: چگونه می توان این نگاره را با مؤلفه های روایت شناسانه بررسی نمود؟ هدف این تحقیق شناسایی واحدهای روایی پیرنگ، شخصیت پردازی، زاویه دید، درون مایه، زمان و مکان، برجسته سازی و حذف در متن و تصویر این دو نگاره و بررسی شباهت ها و تفاوت های آن ها با یکدیگر است. روش گردآوری توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای و با رویکردی روایت شناسانه انجام گرفته است. نتایج حاصل این است که: نقاشی خلق و بازنویسی مجدد متن بوده به گونه ای که این اثر خلق هنری دیگری برای نقاش است. نقاش درحالی که از شعر پیروی کرده اما سبک او نسبت به هر دوره تاریخی و زندگی زیسته اش متفاوت است. اگرچه در متن (شعر) پیوستگی بین واژه ها وجود داشته و داستان گام به گام و بدون تسلسل با توجه به زمانمندی روایت جلو رفته، اما نقاش همواره با محدودیت هایی مواجه است. بر این اساس لحظاتی از متن را به عنوان رستاخیز اثر برجسته سازی و پیام را با تصویر بیان کرده است. با توجه به بررسی های انجام شده، از میان مؤلفه های روایت شناسی مؤلفه حذف و برجسته سازی برای هنرمند از اهمیت بیشتری برخوردار است.
۱۶۴.

تحلیل بینانشانه ای فضاسازی در متن کلامی و متن تصویری معراج نامه میرحیدر با تأکید بر نقش نگارگر در خلق اثر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۸ تعداد دانلود : ۲۶۷
آنچه در نگاره های معراج نامه میرحیدر حائز اهمیت است، توصیف تصویری دنیایی است که نگارگر تلاش کرده با بهره گیری از روایت کلامی، القای مضامین ماورایی آن را ممکن سازد. در مورد مضامین و شخصیت های آن، پژوهش های متعددی شکل گرفته است؛ اما فضایی که این عناصر بر پیکر آن نقش بسته و سهم نگارگر در بازتاب این فضای ماوراءطبیعی، مورد التفات پژوهش های پیشین واقع نشده است. هدف از این پژوهش: کشف تفاوت های فضا در متن کلامی و فضاسازی در متن تصویری معراج نامه میرحیدر و شناسایی سهم نگارگر به واسطه تفسیر وی در خلق اثر است. سؤال پژوهش عبارت است از: با مطالعه بینانشانه ای فضا در متن کلامی و متن تصویری معراج نامه میرحیدر چه تفاوت هایی را می توان یافت که حاصل تفسیر نگارگر است؟ پژوهش حاضر به لحاظ هدف کاربردی و روش گردآوری داده ها به شیوه اسنادی و مطالعات کتابخانه ای با روش تطبیق و تحلیل بینانشانه ای و با رویکرد ترامتنیت ژنت صورت گرفته است. این رویکرد به دلیل خوانش و طبقه بندی روابط میان دو متن در تفکیک سهم مصوِّر از مؤلف رویکردی کارآمد است. نتایج نشان می دهد، نگارگر با تفسیر خویش از متن کلامی، خلق فضا در متن تصویری را با کاهش یا افزایش عناصر توأمان کرده و منجر به تراگونگی در بیش متنیت شده است. حاصل تفسیر نگارگر در قالب عناصر فضاساز در راستای بازسازی قصد مؤلف با افزودن بخش های متکی به حافظه بصری و فرهنگی او باعث شده، دریافت و ادراک سایر مخاطبین هدایت و کنترل گردد. سهم نگارگر در گونه جایگشت با تکثیری جدی در فضایی جدید، منتج به تبیین و توصیف متن کلامی، ماندگاری مفاهیم و ادراک بخش های ناپیدای متن کلامی گشته است.
۱۶۵.

خوانش بینامتنی سنت های فرهنگ عامه در نگاره های هفت اورنگ ابراهیم میرزا با تأکید بر نگاره «اندرز پدر به فرزند درباره عشق»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۵ تعداد دانلود : ۲۱۲
فرهنگ، راه مشترک زندگی، اندیشه و کنش انسان ها در یک جامعه و فرهنگ عامه شامل آداب ورسوم و باورهایی است که در دوره های مختلف شکل گرفته و خاستگاه هنر، ادبیات، فرهنگ و در یک کلمه هویت یک ملت است؛ بنابراین دریافت، فهم و معرفی فرهنگ عامه در هر دوره و بررسی بازتاب آن در آثار به جامانده، ضروری می نماید. آنچه خوانش بینا فرهنگی نامیده می شود نیز در پی کشف این معناست که پیش متن های درون فرهنگی یا برون فرهنگی یک متن چیست و درواقع آن متن بازتاب چه وجوه فرهنگی و از این نظر، وامدار کدام پیش متن هاست. در پژوهش حاضر بازشناسی وجوه فرهنگ عامه مردم خراسان در عصر شاهزاده ابراهیم میرزای صفوی در نگاره های نسخه هفت اورنگ ابراهیم میرزا و پیش متن های تصویری احتمالی بینا فرهنگی این وجوه موردبررسی قرارگرفته است. ازآنجاکه امکان بررسی تمام نگاره ها، به دلیل حجم زیاد اطلاعات حاصل از خوانش وجود ندارد، نگاره «اندرز پدر به فرزند درباره عشق» از این نسخه انتخاب و بررسی شد. پرسش های اصلی پژوهش عبارت اند از 1. در خوانش اولیه نگاره منتخب، چه وجوهی از فرهنگ عامه و روش زندگی مردمان آن روزگار مشهود است؟ ۲. پیش متن های تصویری احتمالی بینا فرهنگی وجوه فرهنگ عامه منعکس در این نگاره چیست؟ روش تحقیق تطبیقی- تحلیلی و روش گردآوری داده ها کتابخانه ای- اسنادی است و در تجزیه وتحلیل داده ها بر مبنای نظریات نسل اول و دوم بینامتنیت، رولان بارت و مایکل ریفاتر، به تبیین پیش متن های درون فرهنگی و برون فرهنگی آثار مکتب مشهد پرداخته شده است. یافته های پژوهش نشان داد خوانش اولیه نگاره منتخب، بسیاری از وجوه فرهنگ عامه مردم خراسان در عصر ابراهیم میرزای صفوی را در قالب سنت های مادی، رفتاری و گفتاری آشکار می سازد که با بررسی پیش متن های احتمالی تصویری و کلامی هر یک در خوانش ثانویه متن می توان گفت بسیاری از آن ها درون فرهنگی و برگرفته از فرهنگ عامه مردم خراسان در این دوره است.
۱۶۶.

مطالعه و بررسی نقوش و تناسبات درِ محراب چوبی مسجد جامع ابیانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۴ تعداد دانلود : ۱۷۰
محراب یا نماز گاه یکی از جلوه گاه های معماری آیینی در دین اسلام به شمار می رود، به همین دلیل همواره سعی بر این بوده تا به بهترین صورت آذین یابند. هنرمندان طی اعصار مختلف با توجه به شرایط جغرافیایی و اقلیمی هر منطقه از مواد و مصالح مختلفی برای ساخت آن ها بهره جسته اند که ازجمله کمیاب ترین نمونه ها می توان به محراب های ساخته شده از چوب اشاره کرد. در حال حاضر تنها محراب تماماً چوبی برجا مانده در ایران، محراب مسجد جامع روستای ابیانه در نزدیکی کاشان است. درواقع هدف از انجام این پژوهش، ضمن معرفی، بررسی فنون ساخت و تزئین، تحلیل محتوایی کتیبه ها، همچنین مطالعه تناسبات و ترکیب بندی درِ محراب چوبی مسجد جامع ابیانه است. بر همین مبنا سؤال های پژوهش حاضر عبارت اند از: 1. از چه فنونی در ساخت و آرایه بندی محراب چوبی مسجد جامع ابیانه استفاده شده است؟ 2. تناسبات و کتیبه های به کاررفته در محراب مسجد جامع ابیانه به ترتیب دارای چه مؤلفه های بصری و محتوایی هستند؟ ازاین رو تلاش شد با روش تحلیلی- توصیفی به آن ها پاسخ داده شود. نتایج تحقیق نشان داد علی رغم گستردگی و تنوع به کارگیری نقوش گیاهی، به نظر می رسد سازنده با استفاده از نقوش هندسی و کتیبه هایی نظیر آیت الکرسی و دیگر سوره های قرآن کریم، به شکل نمادین به یکتایی خداوند و مضامین اخروی اشاره دارد. شیوه ساخت محراب، فاق و زبانه همچنین قاب و صفحه است. مضاف بر آن، مشخص شد در ترکیب بندی کلی و جزئی محراب از تناسبات طلایی استفاده شده است. البته فرضیه داشتن چارچوب و اسکلت پنهان درون دیوار نیز در این پژوهش برای اولین بار مطرح شده است.
۱۶۷.

بررسی مفهوم نامکان از منظر «مارک اُژه» در عکاسی منظره شهری تهران در دهه 1380(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۱ تعداد دانلود : ۳۲۴
ثبت شهر از همان ایام آغازین اختراع دوربین عکاسی مورد توجه قرار گرفته بود. از همین رو عکاسی شهری به عنوان سبکی مستقل از عکاسی خیابانی پدیدآمد و با پیشرفت حاصل شده در دوربین های جدید، امکان ثبت مردم در محیط پیرامونشان و چگونگی ارتباطشان با فضاها میسر گردید. سپس، به موازات گسترش شهرهاوشکل گیری فضاهای جدید شهری، مفهومی تحت عنوان نامکان شکل گرفت. تحقیق حاضر تلاش دارد تا پس از کسب شناخت دقیقی از مفهوم نامکان، از منظری نو به تجزیه وتحلیل مجموعه عکس های منظره شهری تهران دردهه ی80 شمسی بپردازد. دراین راستا، نظریه نامکان«مارک اُژه» به منظور مطالعه وتحلیل مجموعه تصاویر مورد نظر استفاده شد.«اُژه» شکل گیری نامکان ها را بازتابی از دنیای معاصر می داند و معتقد است اگر نتوان برای فضایی ویژگی های هویت، ارتباط و وجه تاریخی قائل شد، آن محیط به نامکان تبدیل می شود. برپایه این سه مشخصه بنیادین، تعمق در اندیشه های«اُژه»و بهره بردن از مطالعات تصویری که مسئله نامکان را برمبنای درک«اُژه» بررسی کرده بودند، عوامل سازنده سه مؤلفه یادشده مشخص شد. این پژوهش که پس از انتخاب موضوع با جستجوی کلیدواژه های مربوطه و بررسی و مطالعه مطالب مربوطه در تارنماهای مختلف خارجی و داخلی و فیش برداری از آنها و در نهایت تحلیل و مناسب نگاری متون به انجام رسیده است، تلاش دارد تا ویژگی های تمایز مکان را از نامکان مشخص کند وسپس تعیین کند که چگونه مفهوم نامکان درآثار عکاسان منظره شهری ایرانی نمایان شده است. یافته های پژوهش حاکی ازآن است که ویژگی های نامکان را دربرخی از آثارعکاسان منظره شهری ایران دردهه1380 شمسی که به عکاسی از فضاهایی چون پایانه های حمل ونقل(مترو)و حومه شهر پرداخته اند، می توان سراغ گرفت.
۱۶۸.

بازنگری نگرش «انحطاط» هنر قاجار با تأکید بر سفالگری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۲ تعداد دانلود : ۵۰۱
مطالعه پژوهش های صورت گرفته در زمینه سفال قاجار طی دهه های گذشته، بیانگر وجود نوعی اندیشه یکسونگرانه و غالباً منفی نسبت به این هنر در عرصه مطالعات هنر اسلامی است که آن را آغاز دوره «انحطاط» در تاریخ سفال ایران تلقی می کند. هدف این پژوهش، ارزیابی و سنجش درستی و نادرستی اندیشه مذکور است. سوال تحقیق حاضر این است که آیا این نگرش، ریشه در واقعیات تاریخی دارد یا حاصل برداشت هایی نادرست از تاریخ و هنر قاجار است؟ در پژوهش کیفی حاضر، از روش تحقیق تاریخی- تحلیلی استفاده شده و گردآوری داده ها با مراجعه به اسناد کتابخانه ای و میدانی و تحلیل داده ها به روش استقرایی انجام پذیرفته است. یافته های تحقیق حاکی از آن است که برخلاف آن چه که اغلب اذعان گردیده، سفال قاجار به لحاظ کمّی و کیفی نه تنها راه به «انحطاط» نبرده بلکه جایگاه ویژه و مجزایی را در گستره سفال ایران به خود اختصاص داده است. در دوره قاجار، برنامه های حمایتی جهت گسترش و رونق صنعت سفال از سوی دولت و نخبگان سیاسی به طرز قابل ملاحظه ای افزایش می یابد که این مسئله منجر به ترقی کاشی سازی و انجام اقداماتی در زمینه چینی سازی می گردد. در این دوره، تولید ظروف خمیرسنگ به دلیل واردات چینی تا حدودی دچار نقصان می گردد، اگرچه ساخت آن برای بازار جدید مشتریان نوظهور طبقه متوسط استمرار می یابد. از سوی دیگر، می توان دید که با تغییر پایگاه اجتماعی هنر در این دوره علاوه بر گسترش دامنه حامیان و سفارش دهندگان سفال، به دلیل افزایش برنامه های ساخت وساز و مرمت ابنیه، سفارش کاشی در اولویت قرار می گیرد. علاوه بر این، تحت تأثیر پدیده جمع آوری آثار هنر اسلامی و رونق بازار تقاضای هنر ایرانی، هنر قاجار نیز مورد توجه موزه ها و مجموعه داران اروپایی قرار می گیرد که این مسئله، حجم زیادی از سفارشات را برای سفال قاجار و حتی محصولات تقلیدی با کیفیت مشابه آثار گذشته در پی دارد.
۱۶۹.

نمادشناسی نقش مایه «دیو» در نگاره های صنیع الملک از نسخه خطی هزار و یک شب کاخ گلستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۲ تعداد دانلود : ۲۵۸
کتاب هزار و یک شبعبداللطیف طسوجی یا هزار افسان از متون کهن پهلوی است که پس از اسلام به عربی ترجمه و با افزودن افسانه هایی به آن، با نام عربی الف لیله و لیله شناخته شد. این کتاب توسط ابوالحسن غفاری ملقب به (صنیع الملک) تصویرگری شده است. کتاب هم در روایت داستانی و هم در تصویرگری ها دربرگیرنده ویژگی های نمادین در بافت روایت هاست.پژوهش پیش رو با کاربست روش آیکونوگرافی در یک تحقیق توصیفی- تحلیلی به بررسی ویژگی های ظاهری و فراواقعی دیوها در داستان های هزار و یک شب و میزان وفاداری تصویرگر کتاب به متن می پردازد. در این راستا پس از شناسایی ویژگی های ظاهری و فراواقعی دیوها در نمونه های تصویری و داستانی به تطبیق و دسته بندی آن ها خواهیم پرداخت؛ سپس ارتباط بیانی میان ویژگی های فراواقعی دیوها و خصوصیات رفتاری دیوها را در چهارچوب مبانی نظری تحقیق بررسی کنیم. همچنین برآنیم تا با استناد به شواهد تصویری و کلامی به ارزش گذاری (مثبت و منفی) دیو بر اساس شناسایی نمادین آن ها بپردازیم. نتایج تحقیق نشان می دهد؛ دیو، غول ،عفریت و اجنه و پریان همه از یک خانواده محسوب می شوند و بنا بر موقعیت های مختلف جایگاه آن ها تغییر می کند. ظاهر این موجودات در هیچ روایتی ویژگی های یکسان ندارد؛ این موجودات افسانه ای قابلیت تغییر چهره دارند. 
۱۷۰.

تحلیل معنا در نگارکند صخره ای تنگ سروک دو(سطح شمال شرقی) با رویکرد آیکونولوژی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۵ تعداد دانلود : ۲۴۱
نگارکند صخره ای تنگ سروک دو متعلق به قوم الیمایی است، که در شمال شهر بهبهان واقع شده است. این اثر بر سطح شمال شرقی یک صخره ی آزاد در این منطقه نقش بسته است، و طبق متن کتیبه ی آن، شاهزاده ارودوس الیمایی را لمیده بر تخت نشان می دهد. این نقش برجسته، ساده، بدون پرداخت و با جزئیات کم نقش گرفته و شامل نقش مایه هایی با محتوای نمادین است که معنا در آن ها مستتر مانده است. بنابراین، با این پرسش که معنای درونی نقش مایه های این اثر بر اساس کدام الگوهای تفکری و بصری از این قوم نشان داده شده است و هدف آن، دریافت معانی پنهانی و نمادین این اثر در لایه های مختلف از سطح تفکر، فرهنگ، سیاست، مذهب و هنر در جامعه الیمایی است. بر این اساس، یافته های این پژوهش نشان می دهد؛ که تأثیرپذیری الیماییان از تفکر، فرهنگ و هنر بین النهرین و عیلام، یونان و ایران است، که با عناصر و نقش مایه های بومی، فرهنگی و هنری این قوم آمیخته شده است و به نظر می رسد این نگارکند کارکردی سیاسی و تبلیغاتی برای حاکم در این دوره داشته است. این پژوهش کاربردی و بر اساس رویکرد آیکونولوژی و روش اروین پانوفسکی است، که با استفاده از منابع کتابخانه ای به توصیف، تحلیل و تفسیر این اثر پرداخته است.
۱۷۱.

ارائه مدل جامع کاربردپذیری: یک مطالعه فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۳ تعداد دانلود : ۲۵۴
کاربردپذیری یکی از مفاهیم اصلی حوزه ی طراحی تعاملی و طراحی کاربرمحور و معیاری برای ارزیابی میزان مقبولیت سامانه ها و محصولات توسط کاربران است. تا کنون مدل ها و تعاریف مختلفی برای این مفهوم ارائه شده است؛ اما مدل جامعی با پوشش اکثر عوامل تأثیر گذار بر فرایند تعامل بین کاربر و محصول، ارائه نشده است. لذا هدف پژوهش حاضر، نگرشی جامع به مفهوم کاربردپذیری و ارائه یک مدل جامع در این خصوص است. این پژوهش بنیادی به شیوه فراترکیب و با این سوال اصلی آغاز شد که چگونه می توان مدل های کاربردپذیری را در قالب یک مدل جامع ادغام نمود و چه مشخصاتی خواهد داشت؟ بدین منظور مدل های کاربردپذیری از ادبیات پژوهش استخراج شده و اغلب عوامل موثر بر فرایند تعامل، شناسایی شدند. سپس با سنتز مولفه های مرتبط، مولفه های محوری مدل کاربردپذیری تعیین گردید. در نتیجه، یک مدل جامع ارائه شد که ارتباط مولفه های کاربردپذیری را با کاربر، محصول و مراحل فرایند تعامل معرفی می کند. در این مدل، کاربردپذیری یک ویژگی منحصر به سامانه ها و محصولات نیست، بلکه یک ویژگی از فرایند تعامل بین کاربر با سامانه یا محصول، در یک زمینه مشخص تعریف می شود. این مدل می تواند برای طراحی سامانه ها و محصولات تعاملی مختلف و یا به منظور ارزیابی کاربردپذیری آنها مورد استفاده قرار گیرد.
۱۷۲.

چگونگی رهایی عکس از معنا و تلنگر آن بر شهود در برابر واقعیت (با تکیه بر آثار عکاسی رینکو کاوائوچی)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۸۸
عکس به عنوان یک اثر هنری در بیشتر موارد به دنبال تبدیل تأثر به توصیف است؛ چراکه با تبیینِ توصیف، قصد ورود به هزارتوی معنا را بر اساس همپوشانی لایه های معنایی دارد. اما این تصور از هنر عکاسی گاهی رویکرد ضد توصیفی به خود گرفته و سعی در رهاسازی انگاره های معنایی دارد. در میان هنرمندان عکاس معاصر، رینکو کاوائوچی عکاس ژاپنی با بیانی بلافصل از واقعیت، سعی دارد هرآن چه که در روزمره گی رخ می دهد را با بیانی «عیناً هرآن چه که بوده» را نمایش دهد. آثار این هنرمند به دنبال بیان احساسات قابل فهم و مفید بوده و درواقع سوژه در قالب یک اشاره ناب ظاهر می شود، به این صورت که «همانی» است که در واقعیت وجود دارد. پژوهش حاضر با بررسی عناصری چون احساس تمرکز یافته، اشاره صادقانه به یک لحظه برجسته و در نهایت سکوتِ ستوری در آثار عکاسی کاوائوچی به دنبال چگونگی عدول این آثار از باتلاق معنایی است، و نیز بیان می دارد که این مهم خود در نهایت چطور منجر به «بیداری در برابر واقعیت» می شود؟ ازین رو که همواره شهود در روند نیل به حقیقت بوده است، مطالعه بیداری در مواجهه با واقعیت که خودیافتگی را در پس دارد، با اهمیت جلوه می کند. این پژوهش به صورت کمی و بر اساس اسناد کتاب خانه ای و در قالب توصیفی-تحلیلی مورد مطالعه قرار می گیرد. بر اساس آن چه از روند پژوهش به دست آمد، کاوائوچی برای تصویربرداری از آثار خود به دنبال هیچ گونه معنای از پیش تعیین شده نبوده و تنها سادگی محض آثار او به عمیق بودنشان صحه می گذارد. آثار این هنرمند در پی بیان تمثیل، نماد و مفاهیم ضمنی نبوده و درواقع با رویکرد آشکار و طبق برخورد روزمره سوژه هایی را برگزیده _یا درواقع طریقی از زندگی عکاس_ که می تواند برای خود جذاب باشد؛ ازاین رو آثار کاوائوچی با مقابل نهادن خویشتن انسان با خودش همچون گزاره ای از یک درس عمیق و آکنده خواهد بود.
۱۷۳.

بازتاب مشاهدات تجربه گران نزدیک به مرگ در آثار محمود فرشچیان بر اساس رویکرد ریموند مودی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۸۰
نقاشی، به عنوان ابزاری قدرتمند می تواند مفاهیم فراتر از کلمات را به تصویر کشد. درک مشاهدات تجربه گران نزدیک به مرگ، از چالش های این حوزه است. ریموند مودی بر اساس مشابهت های تجربیات نزدیک به مرگ، الگویی را طرح ریزی کرد که در بیان مفاهیمی چون خروج از کالبد مادی، عبور از تونل، احساس سکون و آرامش، مشاهده ی موجود نورانی، و ورود به جهان فرامادی، مشترک هستند. نقاشی می تواند به عنوان واسطه ای برای نمایش این تجربیات فرامادی عمل کند. محمود فرشچیان از جمله هنرمندانی است که مفاهیم عالم ملکوت در آثارش تجلی یافته اند. فرشچیان در کودکی از سانحه ی غرق شدن در آب نجات یافت، که به گفته ی او تأثیر حادثه در آثارش نمود پیدا کرد. این هنرمند با استفاده از نمادهای جهان فراواقع و رنگ های مواج و درخشان با هدف بازنمایی طیف نور، چگونگی پرداختن به جزئیات، و ترکیب بندی های منحصر به فرد، فضایی را ترسیم می کند که مخاطب را به جهانی فراتر از واقعیت عینی سوق می دهد. این ویژگی ها، شباهت عمیقی با توصیفات تجربه گران نزدیک به مرگ در الگوی ریموند مودی دارد. هدف از پژوهش حاضر، درک جلوه های مشاهدات تجربه گران در آثار فرشچیان بر اساس دیدگاه مودی. پرسش این است: چه جلوه هایی از مشاهدات تجربه گران نزدیک به مرگ در آثار فرشچیان بازتاب یافته است؟ نتایج تحقیق بیانگر این هستند که فرشچیان با ترکیب بندی های دایره ای، رنگ های مواج و جزئیات دقیق، فضایی فرامادی و خیال انگیز را ایجاد کرده که با ویژگی های تجربیات نزدیک به مرگ همخوانی دارد. این پژوهش تأیید می کند که هنر می تواند پلی میان دنیای مادی و تجربه های فرامادی باشد. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی-تطبیقی و گردآوری داده ها کتابخانه ای است.
۱۷۴.

تحلیل کتاب نظریه برای تاریخ هنر: معرفی، ارزیابی و نقد نظریه های زیباشناختی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۳ تعداد دانلود : ۱۱۴
نظریه تاریخ هنر به عنوان یک دیدگاه ژرف به بررسی و تبیین آثار هنری می پردازد. این نظریه، در پی کشف عمق و چند لایه ای بودن آثار هنری، از جامعه شناسی، تاریخ شناسی، فرهنگ شناسی و حتی فلسفه بهره می برد. تحقیق پیش رو سعی دارد با رعایت قواعد مناسب، نقدی از کتاب «نظریه برای تاریخ هنر» اثر یائه امرلینگ، به ترجمه فریده آفرین ارائه دهد. کتاب "نظریه تاریخ هنر" به عنوان یک راهنمای جامع و شایسته به بررسی و تحلیل مفاهیم و مبانی این حوزه فراگیر می پردازد.این کتاب با مقدمه ای مختصر، به ارائه شخصیت های برجسته نظریه معاصر، مانند فروید، مارکس، نیچه و سوسور، همراه با بیست و شش متفکر اصلی از آدورنو تا اسپیواک، برای خواننده می پردازد. محوری ترین سؤالات پژوهش این خواهد بود که ارزشمندی این کتاب با محوریت نظریه تاریخ هنر و زیبایی شناسی در چیست؟ در این تحقیق اطلاعات به روش اسنادی جمع آوری و به شیوه توصیفی تحلیلی، محتوای این اثر بررسی شده است. لذا رویکر پژوهش کیفی خواهد بود . بنابراین هدف اصلی پژوهش شناسایی اهمیت و تمایز آن با دیگر تألیفات در این زمینه و ارتباط نظریه تاریخ هنر و فلسفه هنر خواهد بود. نتایج پژوهش نشان می دهد که تاریخ هنر و نظریه پردازی در هنر با یکدیگر پیوند خورده اند. این دو عنصر، از زمان های باستان تا به امروز، در کنار یکدیگر حضور داشته اند و نقش مهمی در تفسیر و ارزیابی آثار هنری دارندکه این مطلب دلیلی بر ضرورت مطالعه پیش رو نیز خواهد بود. همچنین درک بهتری از هنر و نقش آن در جوامع از طریق نظریه پردازی در تاریخ هنر به دست می آید.
۱۷۵.

تحلیل روایت شناسانه به بند کشیدن ضحاک در شاهنامه بایسنقری بر مبنای نظریه ژرار ژنت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۶ تعداد دانلود : ۲۷۶
روایت شناسی یکی از روش های تحلیل روایت است. نظریه پردازانی در زمینه روایت شناسی به تحقیق پرداخته اند از جمله آنها می توان به ژرار ژنت اشاره نمود. از نظر ژنت برای تحلیل روایت پنج عامل وجود دارد: تداوم، بسامد، نظم که به زمان مربوط می شوند و دو عامل دیگر وجه و لحن هستند. هدف از این پژوهش، انطباق روایت تصویری به بند کشیدن ضحاک در شاهنامه بایسنقری بر اساس  عوامل تحلیل کننده  روایت در نظریه ژنت است. روش تحقیق توصیفی – تحلیلی بوده و گردآوری مطالب کتابخانه ای است. براین اساس این سؤال مطرح است که چگونه نقاش داستان ضحاک را بر اساس تصویر، روایتگری نموده است؟ عناصر روایت در نظریه ژنت چگونه با روایت تصویری نگاره منطبق می شود؟ از نتایج تحقیق چنین برمی آید که باتوجه به تفاوت های ساختاری میان متن کلامی و متن تصویری برای نگارگر این امکان وجود نداشت که همچون شاعر از پیوستگی تصویر برای نشان دادن رخدادها استفاده کند؛ بنابراین نگارگر تلاش کرده بود تا توالی زمان رخدادها را شکسته و با پیوند دو یا چند رخداد یک تصویر را به نمایش بگذارد. همچنین با مداخله در مواردی چون زمان و وجه، نقش مخاطب را پررنگ تر کرد. می توان گفت نقش نگارگر در لحن به مثابه بیان تصویری پررنگ تر بوده و به عنوان دانای کل عمل کرده است.
۱۷۶.

خوانش نشانه شناختی تصویر پیکر شهید در منتخبی از آثار نقاشان معاصر ایران (1360-1400)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۶ تعداد دانلود : ۱۹۱
در هنر معاصر بازنمایی پیکر انسان به عنوان یک مؤلّفه نمادین بیش ازپیش موردتوجه قرار گرفته و بدن در وضعیت هایی که تا پیش از آن مرسوم نبود به نمایش درآمد. در پست مدرنیته غربی نمایش بدن های زخمی و بی جان دلالت بر تروما و رنج انسان در عصر حاضر دارد؛ ولی پیکر مجروح و بی جان شهید در نقاشی معاصر ایران نشانی از درد و تباهی ندارد. از این منظر هدف پژوهش حاضر تبیین دلالت های معنایی تصویر پیکر شهید در منتخبی از آثار هنرمندان نقاش ایرانی در خلال سال های 1360-1400 است. پژوهش حاضر سعی در پاسخ به این پرسش داشته که پیکر شهید در آثار نقاشان معاصر ایران چگونه بازنمایی شده و نشانه های تصویری به کاررفته در تصویرگری شهادت بر چه مفاهیمی دلالت دارند. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و رویکرد نظری نشانه شناسی تصویری است. شیوه گردآوری اطلاعات اسنادی و میدانی است و جامعه آماری پژوهش را آن دسته از آثار هنرمندان نقاش ایرانی تشکیل می دهند که پیکر شهید را در لحظه شهادت یا برخوردار از نشانه های شهادت به تصویر کشیده اند. آثار هنرمندان برجسته و آثار راه یافته به جشنواره ها به عنوان نمونه های منتخب در نظر گرفته شدند. مطالعه نمونه های پژوهش حاکی از آن است که تصویر شهید به مثابه قهرمان تفاوت اساسی با مشخصه های تصویری قهرمان در سنت نقاشی ایرانی دارد. در بازنمایی پیکر، شهید هنرمند با اجتناب از نمایش بدنی تنومند و آراسته توجه را از ویژگی های مادی به مشخصه های معنوی قهرمان سوق می دهد. نقاشان معاصر ایران برای تصویرسازی پیکر شهید از نمادهای مذهبی و ملی آشنا برای مخاطبین شان بهر برده اند تا با تلفیق واقعیت و خیال، تصویری خلق کنند که نشان دهنده وجه نادیدنی شهید و شهادت به عنوان مفهوم والا و مقدس و منطبق بافرهنگ ایرانی-اسلامی باشد. جراحت و نقص در پیکر شهید، دلالت بر عبور از بدن مادی و پیوستن به عالم ماورا و سعادت ابدی دارد.
۱۷۷.

شناسایی وظایف مدیریتی کیوریتور در روند خلق نمایشگاه های هنری معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۸ تعداد دانلود : ۱۹۴
تحولات اخیر در بستر هنر معاصر، رشد تحقیقات مبتنی بر کیوریتوری از سال های 2000 بدین سو و ایجاد رشته مطالعات نمایشگاهی، بر اهمیت حضور، جایگاه و نقش نمایشگاه گردان در فرایند تولید کارنماهای هنری تأکید داشته است. این در حالی است که لزوم حضور کیوریتور در صحنه نمایشگاهی ایران با توجه به فقدان مطالعات نظری و تاریخی در این حوزه مغفول مانده و درک درستی از فرایندهای کار کیوریتور وجود ندارد. بدین جهت، این پژوهش با توجه به مبانی تولید یک نمایشگاه هنری، فرایندهای کیوریتوری را بررسی و مشخص ساخته و قصد دارد با مدنظر قرار دادن سطوح مدیریتی و گونه های مختلف کیوریتوری، یک الگوی نمایشگاه گردانی جامع بدست آورد. لذا، این پژوهش برای نیل به این هدف یک پرسش اصلی را مطرح می کند: نقش و وظایف اجرایی و مدیریتی کیوریتور در رابطه با سازمان دهی و نمایشگاه گردانی یک رویداد هنری چیست؟ برای پاسخ به این سؤال، این متن با روش توصیفی و تحلیلی و گردآوری اطلاعات به روش تحقیق کتابخانه ای و میدانی، در ابتدا مفهوم نمایشگاه گردان را تشریح می کند و سپس بر اساس پیشنهادات کیوریتور-پژوهشگرانی چون کارِن لاو و آدریَن جورج و بررسی یک نمونه نمایشگاهی معاصر به یک مدل فراگیر کیوریتوری دست می یابد. یافته ها نشان می دهند، فرایند ایده پردازی، برنامه ریزی، هدایت، سازمان دهی، نظارت و مهار، تصمیم گیری، ایجاد ارتباط، خلاقیت و نوآوری و استفاده از امکانات و منابع، مهم ترین مؤلفه های مدیریت و کیوریتوری یک رویداد هنری بوده و باآنکه روند ایجاد هر نمایشگاه هنری امری خلاقه و متفاوت از دیگری است، لیکن، کیوریتور با پیروی از الگوی پیشنهادی می تواند یک نمایشگاه موفق هنری ترتیب دهد.
۱۷۸.

شناسایی الگوهای برساخت طراحی ملّی در مواجهه با طراحی جهانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۲ تعداد دانلود : ۲۷۲
طراحی محصول علاوه بر انطباق با نیاز های جامعه کاربری، نمایشگر سبک زندگی ایشان و به گونه ای روایتگر فرهنگ زمانه ی خود است. با شروع قرن جدید طراحی صنعتی از طراحی محصول صرف به سمت گونه ای کنشگری در جامعه حرکت نموده است و ظهور و رشد گرایش هایی مانند مدیریت طراحی و رویکردهای فرهنگی-اجتماعی از نتایج همین روند کلان طراحی صنعتی جهان است. به همین ترتیب، در پی رشد مطالعات پسااستعماری در هنر و طراحی، پژوهش در طراحی ملل و کشورهای پیرامونی به تعبیر ویکتور پاپانک جایگاه ویژه ای در مطالعات دانشگاهی طراحی صنعتی یافته است. لذا با عنایت به مبانی نظری جهانی شدن، نوعی رابطه ی دیالکتیکی در قالب طراحی جهانی به مثابه ی امر عام و طراحی بومی، ملّی و محلی به عنوان امر خاص طراحی است. هدف پژوهش حاضر بررسی و شناسایی الگوها و رویکردهای هویت یابی کنشگران (طراحان، مورخین و نظریه پردازان طراحی صنعتی) کشورهای پیشرو و در حاشیه ی طراحی در مواجهه با الزامات عام و جهان شمول طراحی جهانی است. این پژوهش با رویکردی تفسیری و به روش تحلیل اسنادی و روش شناسی کیفی انجام شده و در تجزیه وتحلیل داده های اسنادی از روش کدگذاری موضوعی استفاده شده است. پژوهش حاضر، در چگونگی تعامل و تقابل نظریه پردازان و مورخین طراحی ملّی در قاره های مختلف، چهار الگوی کلی مواجهه همراهی کامل، خلاقانه، چندگانه و التقاطی با طراحی را شناسایی نموده که همگی در مجموعه تجربیات جهانی-محلی گرایی قرار گرفته و الگوی فرضی محلی گرایی محض از طریق رد کامل آموزه های طراحی جهانی دیده نمی شود. به نظر می رسد که دلیل آن، برتری فناورانه روش تولید و مواهب غیرقابل انکار آن در دنیای معاصر است. بخش عمده ی تمایزسازی طراحی ملّی نیز با توجه به شرایط فرهنگی-اجتماعی و از طریق بهره گیری از نمادهای بومی، فرم های کلاسیک تثبیت شده و ارزش های فرهنگی بومی و با اولویت در زیبایی شناسی طراحی محصول جلوه گر شده است.
۱۷۹.

دلایل وجود پدیده ی کپی در طراحی گرافیک ایران از دیدگاه تحلیل لایه ای علت ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۲ تعداد دانلود : ۳۴۳
کپی آثار هنری با اهدافی چون آموزش، تکثیر و مرمت از دیرباز در هنر ایران وجود داشته است که با توجه به قصد هنرمند می توان آن را به دو دسته ی  کپی موجه و  کپی مردود تقسیم کرد. نظر به اینکه در چند دهه ی اخیر، پدیده ی کپی از نوع مردود و غیر اخلاقی در طراحی گرافیک ایران افزایش یافته است، شناسایی دلایل آن امری ضروری به نظر می رسد. نظریه ی«تحلیل لایه ای علت ها» که توسط سهیل عنایت الله، آینده پژوه استرالیایی بنا نهاده شد، به عنوان چارچوب نظری این مقاله انتخاب شد. این الگو برای کشف علل مسائل در چهار لایه به تحلیل آنها می پردازد که شامل لیتانی، علل اجتماعی، جهان بینی-گفتمان و اسطوره- استعاره می شود. این مقاله که از دیدگاه هدف از نوع کاربردی بوده و اطلاعات آن به شیوه ی کتابخانه ای جمع آوری شده، در پی پاسخ به این سوال اصلی است که دلایل وجود پدیده ی کپی در طراحی گرافیک ایران از دیدگاه تحلیل لایه ای علت ها چیست؟، نتایج بدست آمده به کمک روش کیفی نشان می دهد در لایه ی نخست دلایلی چون دسترسی نامحدود به تصاویر اینترنتی، ضعف خلاقیت در طراحان، نبود قوانین بازدارنده و رشد کمی مراکز طراحی غیرحرفه ای شناسایی شد. در لایه ی دوم مواردی چون نیاز مالی طراحان، پیروی از سلیقه بازار، عادی انگاری کپی، چرخه ناقص آموزش، عدم عضویت ایران در معاهده جهانی حق نشر و همچنین عدم کنشگری کافی د رمقابل این پدیده بدست آمد. در سومین لایه، گفتمان های غرب باوری و محافظه کاری و در لایه ی چهارم، ضرب المثل هایی همچون مرغ همسایه غاز است و یک شبه ره صدساله رفتن به عنوان عوامل انگیزشی بروز این پدیده شناخته شد.
۱۸۰.

باززایش والایی در چیدمان های نوری اولافور الیاسون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۰ تعداد دانلود : ۲۳۸
مقاله پیش رو با هدف شناسایی والایی معاصر در چیدمان های نوری اولافور الیاسون بر آن است تا پتانسیل های متفاوت نور در آثار هنرمند را شناسایی کند.  روش پژوهش حاضر، از نوع کیفی و از منظر هدف، کاربردی است که با شیوه توصیفی، تحلیلی با روش گردآوری اسنادی تدوین شده است. اولافور الیاسون در آثار چیدمانی بزرگش با بهره گیری از عناصری چون نور، آب و دمای هوا فضاهای غوطه وری را ایجاد می کند که مخاطبینش را شگفت زده می کند و در آن ها تجربه حسی و عاطفی بازدیدکننده تعیین کننده می شود. هنر مبتنی بر نور الیاسون، تماشاگران را مسئول می سازد و آن ها را ترغیب می کند تا وارد یک وضعیت هوشیاری بالا شوند.  استفاده های هنری از نور هویت مادی آثار الیاسون را دگرگون می کند و شخصیتی پر انرژی به آن می بخشد که بیننده می تواند ارتباطی ژرف و معنا دار را تجربه نماید. نتایج پژوهش نشان داد، چیدمان های نوری  الیاسون می توانند نمایانگر والایی معاصر باشد؛ الیاسون با ساختارشکنی سنت رمانتیک، درک  بیننده از امر والا را تشدید می کند به نحوی که در آن می تواند خودش را در این ادراک قوی مشاهده کند و دوباره با قدرت والایی موجود در پدیده های طبیعی به شکل واسطه ای  ارتباط برقرار کنند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان