فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸٬۴۲۱ تا ۸٬۴۴۰ مورد از کل ۳۰٬۷۰۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
نقش شمسه به عنوان یکی از نقوش بکار رفته در هنر اسلامی از جایگاه خاصی در شاخه های مختلف از معماری تا کتابت و صنایع دستی برخوردار است. بدون شک نقش تجریدی شمسه و هندسه آن، که ازخواستگاه فرهنگ و هنر پیش از اسلام است، در ترکیب با مبانی عرفانی و اندیشه های موجود در باور اسلامی به شکلی نوین سر برآورد. چنین نقوشی در هنر اسلامی علاوه بر ارزش های زیباشناسانه صوری، بیانگر راز و رمزهای فرهنگی و دینی نهفته در خود می باشد. هنرمند مسلمان از این نقوش در جهت بیان آرمان های باورمدار توحیدی خود بهره برده است. ارتباط این آرایه ها با ایمان و عقاید توحیدمدار نوعی جاودانگی، اصالت و خلوص را در آنها بازتاب می دهد. در میان فیلسوفان بزرگ اسلامی، ابن عربی(560-638ه .ق.) دردوره ای می زیسته که هنر اسلامی به هویتی مستقل دست یافت و به دستاوردهای ملموس و قابل تاملی رسید. از آنجا که با مطالعه آرا ابن عربی می توان به مفاهیم کلیدیِ چون تأویل، کنز مخفی، اعیان ثابته، خیال متصل و منفصل و وحدت وجود رسید در نظر است تا در این مقاله با بیان این آرا به یک مدل نظری دست یافته و براساس آن به بررسی و تحلیل نقش شمسه بپردازد و به سوال خود در باب " چگونه می توان بر اساس عرفان نظری ابن عربی اصولی را مستخرج و به تحلیل نقش شمسه پرداخت؟" پاسخ دهد. بر اساس روند مطالعات و تحلیل های انجام شده در انتها این استتنتاج حاصل می آید که تبیین معناگرای نقش شمسه در هنر اسلامی با عرفان نظری ابن عربی مرتبط است. روش تحقیق این مقاله تحلیل کیفی است که با تاکید برمستندات کتابخانه ای به نگارش درآمده است.
چالش تجربه زیبائی شناختی در بستر سوبژکتیویته دکارتی
حوزههای تخصصی:
سوبژکتیویته منتج از کوجیتوی دکارت، بر بستر رخدادهای متنوعی از جمله هنر اومانیستی رنسانس شکل گرفت، این تحول اندیشه ای بدیع و نگرشی شامل عرصه های مختلف فلسفی است. ازمنظر دکارت زیبایی سوبژکتیو است و هر چیزی که سلیقه یا حساسیت ذهنی ما را ارضاء کند، زیبا است؛ این رویکرد پس از دکارت نیز تداوم می یابد و با محوریت یابی ذوق در پنداشت امرزیبا، در آرای متفکرانی همچون: برک، هیوم وکانت بارور می گردد. در این پژوهش با تکیه برماهیت سوبژکتیو تجربه زیباشناسی، بر ساحت انفسی تجربه تاکید می گردد واز این طریق بحث را ازچالش های حاکم بر داوری زیبا شناختی، که عمدتا مبتنی بر لحاظ عناصر عینی و ابژکتیو در قضاوت زیباشناختی است، متوجه ساحت انفسی تجربه و درنهایت محوریت فرد در صدور این داوری ها گرداند. پرسش اصلی این پژوهش در راستای چالشی است که بر ماهیت سوبژکتیویته بر بستر زیبایی شناسی رخ می دهد؛ اینکه چگونه سوبژکتیویته دکارت در دوران معاصر مورد نقد واقع شده است، نقدهایی که منجر به تغیرات مهمی در تفکر و هنر گردیده است. چالش سوبژکتیویته دکارت، زمینه را برای چالش بزررگ سوبژکتیویته در عصر حاضر و محوریت یابی فرد به جای انسان کلی، فراهم می گرداند. پژوهش حاضر پژوهشی کیفی است که درآن نگارنده به روش مطالعه اسنادی اطلاعات را گردآوری کرده است.
مقایسه تطبیقی نقوش سفالینه های محوطه کَهنِک شهرستان سربیشه با نقوش سنتی گلیم و قالیچه های ذهنی باف معاصر این شهرستان در استان خراسان جنوبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شهرستان سربیشه در استان خراسان جنوبی، به دلیل موقعیت ویژه جغرافیایی، همواره تحت تأثیرات فرهنگی و اجتماعی اقوام کوچ رو و مهاجر قرارگرفته است. نتیجه این تعاملات در مقاله پیش رو، با هدف بررسی رابطه نقوش سفالینه های به دست آمده از چهار فصل کاوش باستان شناسی محوطه کهنک سربیشه و نقوش به کار رفته در دست بافته های سنتی این منطقه بالاخص قالیچه های ذهنی باف و گلیم آورده شده است. در این دستبافته ها که حاصل سرپنجه عشایر بُهلولی، بلوچ و هنر بومیان این شهرستان می باشند، سعی گردیده تا نقوش از نظر وجوه اشتراکی و افتراقی احتمالی و همچنین اصالت و هویت بومی بررسی گردند. پرسش اساسی این است که ارتباط معناداری میان نقوش یاد شده، وجود دارد؟ و این ارتباط چه حوزه هایی را شامل می شود؟ در این پژوهش که با روش توصیفی- تحلیلی انجام شده، نقوش استخراج شده مطالعه و مقایسه تطبیقی گردیده و در گردآوری اطلاعات از روش میدانی، تصویربرداری از نمونه ها، مصاحبه با هنرمندان و مطالعه مستندات کتابخانه ای استفاده گردیده است. مطالعه صورت گرفته نشان داد که رابطه معناداری میان نقوش سفالینه ها و دستبافته های سنتی منطقه وجود داشته و زمینه های اشتراکی فراوانی دارند. نقوش ساده و ترکیبیِ تجریدی ملهم از گیاهان، طبیعت واشیا، بیشترین گروه نقوش را تشکیل داده و نقوش انسانی، جز در دستبافته ها، در سفالینه های کهنک قابل شناسایی نیست. استفاده از نقوش و فرم های مشابه در سفال و دستبافته های منطقه، نشان از تداوم و پیوستگی فرهنگی و همچنین شرایط زیست محیطی، اعتقادات و باورداشت های آنان دارد. با توجه به اینکه در تطبیق برخی از نقوش سفالینه ها، مشابه بومی به دست نیامد، لذا بنا بر فرض وارداتی بودن نقوش، می توان منشاء برخی از آن ها را گونه های سفال نیشابور دانست.
تاریخ ذهنیت عامه در معماری ایران: موضوعات، روش ها و منابع(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مرمت و معماری ایران سال نهم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۱۹
۶۴-۵۱
حوزههای تخصصی:
وجوه مختلف معماری عامه مردم، در تاریخ معماری ایران کمتر شناخته شده اند. مردم عادی، در بخش مهمی از آثار معماری زندگی می کرده و نسبت به آن آثار، ذهنیتی داشتند. آنها همچنین نسبت به پیشه معماری، روند طراحی و ساخت، معمار و حامیان و بانیان آثار معماری، باورهای مختلفی داشتند. با توجه مورخان به ذهنیت مردم گذشته نسبت به پدیده های مختلف زندگی خود، رویکرد تاریخ ذهنیت به عنوان یکی از شاخه های تاریخ فرهنگی، در تاریخ نگاری مطرح شد و با گذشت زمان توسعه یافت. از این رویکرد تاریخ نگاری، می توان در مطالعات معماری ایران و برای شناخت ذهنیت مردم عادی نسبت به معانی مختلف معماری در گذشته بهره برد. این رویکرد به جای توجه به کالبد معماری خواص و همچنین اندیشه های رسمی، تصورات و دیدگاه های جمعی و روزمره مردم عادی نسبت به معماری را مطالعه می کند. این رویکرد، از روش های مختلف میان رشته ای رایج در علوم انسانی بهره می گیرد و آدابی خاص خود دارد. موضوعات و مصادیق تاریخ ذهنیت در معماری ایران، متنوع هستند. موضوعاتی چون؛ ذهنیت مردم نسبت به معماری خصوصی، نگاه آنها به معماری اسطوره ای و تصور افراد از مفهوم آبادانی، در حیطه موضوعی این رویکرد هستند. این رویکرد با نگاه خاص خود، برای شناخت، از همه منابع تاریخی مرتبط بهره می گیرد؛ با این حال، برخی از منابع چون؛ ادب منظوم عامیانه، قصه های عوام، سفرنامه ها، زندگی نامه ها، منابع شفاهی و تصویری و اشیای مربوط به معماری، بهتر و بیشتر راه را برای مورخ تاریخ ذهنیت در معماری می گشایند. هدف از این مقاله، بررسی مفاهیم اصلی رویکرد تاریخ ذهنیت در معماری و شناخت آداب و روش های رایج و موضوعات و مصادیق آن و معرفی موضوعی منابع اصلی رویکرد است.
تبیین میزان اثربخشی آموزش های پایه معماری به مخاطب عام نوجوان (موردپژوهی: خوانش نماهای معماری)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال سیزدهم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۴۰
75 - 90
حوزههای تخصصی:
در این مطالعه با توجه به گسست میان جامعه و معماران در کنار عدم موفقیت رویکردهای پست مدرن در مردمی کردن معماری و ضرورت پرداختن مجدد به آموزش معماری به عموم، یک تجربه برای برآورد تأثیر آموزش معماری به نوجوانان در تعمیق نگرش آنان به معماری اجراشده است. در این تحقیق انواع فهم از نما با تحلیل تصویری مشارکتی و افتراق معنایی، میزان درک مردم در مورد سه کاربری مسکونی، اداری و مذهبی سنجش شده است؛ با توجه به نوع سنجش از تحلیل تصویری مشارکتی استفاده شده است.54 تصویر در دودسته (نماهای محلی دامغان، نماهای پراکنده از کل ایران) در نظر گرفته شد و گروه آزمون پس از یک آموزش هدایت شده کوتاه مدت در شهر ایلام سنجش شد. نتایج بررسی میدانی حاکی از آن است که هر نوع از چهار گونه آموزش ارائه شده در این پژوهش، در تغییر دیدگاه ها و نزدیک شدن به مقاصد معماری در توجه دادن عموم مؤثر است.
ارائه تعریفی جامع از معماری در بررسی مجموعه های صنعتی با نگرش سیستمی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نوشتار حاضر حاکی از آن بوده که دانش ما از معماری مجموعه های صنعتی (نسبت به دیگر کاربری ها)، محدود است. جدا از کم بودن پژوهشهای معماری در خصوص مجموعه های صنعتی، یکی دیگر از چالش های کلیدی این عرصه، جزءگرایی یا تقلیل یافتن چیستی معماری آنها در تحقیق های پیشین است. لذا مقاله پیش رو با هدف ارائه تعریفی کل گرا و تمامیت خواه از معماری چنین مراکزی تدوین شده و کوشیده است تا براساس نگرش سیستمی وبراساس مقولات ششگانه کاپون (معنا، کارکرد، شکل، انگیزه، ساخت و بافت)، پاسخی مناسب در این باره بیابد. این مقاله درصدد بوده تا ازطریقِ تأمل بر واژه های فارسی و انگلیسی مرتبط با مجموعه های صنعتی به تعریف کل گرای خود نزدیک شود. گردآوری اطلاعات این تحقیق به شیوه کتابخانه ای و تحلیل آنها با کمک گرفتن از راهبرد استدلال منطقی محقق شده است. نتایج مؤید آن است که مقولات ششگانه، تعاملات میان آنها و محدوده پیرامونی آنها، به مثابه سه مشخصه ساختاری عموم سیستم ها، می توانند مرز مشخصی میان معماری مجموعه های صنعتی با معماری دیگر مجموعه ها ایجاد نمایند. به عبارت دیگر، هر تلاش برای معرفی معماری صنعتی بدون درنظرگرفتن این سه مشخصه از کلیت و جامعیت تعریف فاصله می گیرد.
تأثیر تنوع محرک بصری در خلاقیت طراحی دانشجویان طرح یک معماری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معماری و شهرسازی ایران دوره ۱۰ بهار و تابستان ۱۳۹۸ شماره ۱۷
127 - 140
حوزههای تخصصی:
در حوزه خلاقیت، مطالعات متعددی در خصوص انواع محرک بین حوزه (تشابه ساختاری با مساله طراحی) و درون حوزه (مشابه با مساله طراحی) در مرحله ایده پردازی طراحی انجام شده است، با این وجود بررسی تأثیر تنوع یا عدم تنوع این نوع محرکها در خلاقیت دانشجویان چندان مورد توجه نبوده است. در کنار این موضوع، از آنجایی که هر نوع محرک بصری تأثیر متفاوتی در اندیشه واگرا و همگرا دارد در خصوص تفاوت این تأثیر در فرآیند طراحی دانشجویان، مطالعات محدودی انجام شده است. در این تحقیق، تأثیر تنوع محرک بصری در خلاقیت دانشجویان معماری و بر اندیشه های همگرا و واگرا مورد بررسی قرار می گیرد. در آزمونهای مورد نظر، محرک بین حوزه و درون حوزه به تنهایی و همین طور با هم (هم زمان یا با توالی زمانی) ارائه می شوند. آزمونها با دانشجویان درس طرح یک معماری در دانشگاه شهید باهنرکرمان صورت می گیرد. آنها اولین تجربه یک پروژه کامل طراحی را می گذرانند. سنجش خلاقیت از طریق ارزیابی محصول طراحی و نمرهای است که داوران به دو عامل "ابتکار " و "تحقق پذیری " می دهند. داده های حاصل توسط تحلیل واریانس بررسی میشود. نتایج حاکی از عدم تأثیر تنوع محرک در خلاقیت دانشجویان و تأثیر محرک درون حوزه به تنهایی، در ارتقاء ابتکار و تفکر واگرا است. هیچ کدام از انواع محرک دراندیشه همگرا و عامل تحقق پذیری تأثیر معناداری ندارند.
کنکاشی در مطالعه نظام مند زندگی جمعی در فضای شهری موردکاوی: پیاده راه هفده شهریور تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
منظر دوره ۱۱ بهار ۱۳۹۸ شماره ۴۶
40 - 49
حوزههای تخصصی:
پیشرفت روزافزون تکنولوژی باعث کاهش نیاز شهروندان به خرید، کار و حتی تعاملات اجتماعی در فضای شهری شده است. این امر موجب افزایش قدرت انتخاب افراد برای حضور یا عدم حضور در فضای جمعی شده و در نتیجه کیفیت فضاهای جمعی اهمیتی دو چندان یافته است. در این چهارچوب، هدف از بررسی وضعیت زندگی جمعی این است که با تمرکز بر زندگی جاری و روزمره فضای شهری، عوامل تأثیرگذار بر زندگی جمعی استخراج شده و به تأمین فضای شهری مطلوب برای حضور اقشار اجتماعی گوناگون کمک شود. در این راستا، محدوده طرح پیاده راه هفده شهریور شهر تهران انتخاب شده است؛ زیرا با وجود برنامه ریزی برای افراد پیاده، نتوانسته فضای دعوت پذیر و مورد میل شهروندان را فراهم کند. پژوهش حاضر با تأکید بر اندیشه های یان گل، از ابزارهای مطالعاتی گردآوری شده توسط او شامل شمارش، تبدیل اطلاعات به نقشه، ردیابی، پیاده روی آزمایشی و یادداشت های روزانه، جهت تحلیل وضعیت زندگی محدوده استفاده کرده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که محدوده موردمطالعه به جز هنگام عصر، وضعیت زندگی جمعی مناسبی ندارد که عامل اصلی آن نبود فعالیت های شفاف، جذاب، پویا و متنوع در محور است. بنابراین فضاهای رهاشده و با نظارت اجتماعی کم در این قسمت به وجود آمده است. این فضاها موجب شکل گیری عملکردهای ناخواسته و برنامه ریزی نشده ای مثل پارک وسایل نقلیه یا فعالیت های نابه هنجار اجتماعی شده است که با پیشینه و پتانسیل های زمینه ای فضا ارتباط دارد. این وضعیت با تغییر بافت اجتماعی استفاده کنندگان به سمت افراد ناسالم، بیگانه و خاص، باعث کاهش بیشتر کیفیت محیط به ویژه از لحاظ امنیت روانی شده و حضور افرادی چون زنان و کودکان را کاهش داده است.
آیکونوگرافی موسیقی ایران؛ بررسی خطاهای تفسیر، تبیین روش و ارایه راهکار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آیکونوگرافی موسیقی حوزه ای نسبتاً نوپا در پژوهش های موسیقی جهان و همچنین ایران محسوب می شود. در ارتباط با هنر غربی و بررسی تصاویر موسیقایی، مشکلات چندانی وجود ندارد اگرچه در آن حوزه نیز می بایستی روش های مربوطه کاملاً رعایت شود. اما در ارتباط با هنر نقاشی ایران و بررسی موسیقی در میان تصاویر به دلیل عدم واقع گرایی انسان شرقی، مشکلات بیشتری متوجه این حوزه پژوهشی است. عدم وجود راهکار و روش های صحیح و همچنین خطاهای موجود در پژوهش هایی با این موضوع، نگارنده را واداشت تا راهکارهای مطالعاتی ای برای این حوزه پیشنهاد کند تا برای سایر پژوهشگران راهگشا باشد و از خطاهای احتمالی در تفسیر جلوگیری شود. بنابراین هدف از نگارش این مقاله پس از بررسی نقد تصویر، پیشنهاد راهکار و روشی بهتر برای استفاده از تفسیرهای موسیقایی از تصاویر و نقاشی های ایرانی است. از آنجا که این مقاله در درجه اول به هدف کمک به پژوهشگران موسیقی نوشته شده، کوشش شده است تا نکات اصلی ای که برای تفسیر موسیقایی در ارتباط با نقاشی های ایرانی وجود دارد، بیان شود. بعد از اشاره به نکات اصلی در این حوزه، در انتها 18 مرحله به عنوان مراحل پیشنهادی برای پژوهشگران ارایه شده است. روش تحقیق در پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت و روش توصیفی-تحلیلی، تاریخی و تطبیقی است.
تحلیل عوامل و عناصر پایدار مساجد اولیه اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اثر دوره ۴۰ پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳ (پیاپی ۸۶)
247-226
حوزههای تخصصی:
معماری شاخه ای از فنون و هنر تمدن بشری است که در هزاره های متمادی تا به امروز، به صورت خاص، مورد توجه جوامع انسانی قرار گرفته است. در میان شاخه های معماری، ساخت بناهای مذهبی از جایگاه ویژه ای برخوردار است. معماری در ایران از سابقه هزارساله برخوردار است که در طول زمان و تحت تاثیر عوامل مختلف جغرافیایی و فرهنگی شکل گرفته و تکامل یافته است. ایران با تجارب غنی و معماری پیشرفته و ریشه دار، در قرن اول هجری، در زمان حکومت ساسانیان، مغلوب اعراب تازه مسلمان شد که در نتیجه آن، بسیاری از ایرانیان زرتشتی، به اسلام گرویدند و ساخت مساجد متعدد جانشین ساخت آتشکده ها شد. معماری اعراب در ابتدا تحت تاثیر معماری ایرانی و بیزانسی بود؛ درنتیجه تصرف بین النهرین و ایران به وسیله اعراب، هنر و معماری ایرانی در قالب معماری اسلامی به شدت گسترش و تداوم یافت و مساجد بی شماری در گوشه کنار ایران ساخته شد که امروزه تنها آثار اندکی از آنها بر جای مانده است. پژوهش حاضر سعی دارد تا به تحلیل عوامل و عناصر پایدار مساجد اولیه اسلامی مطابق با مستندات موضوعی بپردازد. روش تحقیق در این مقاله، روش استقرائی و شیوه نگارش و تدوین آن به صورت توصیفی-تحلیلی است. استخراج اطلاعات و داده ها نیز به صورت کتابخانه ای و میدانی صورت گرفته است. نتایج حاصل از تحقیق نشان می دهد که بین عناصر و عوامل جغرافیایی هر منطقه و مولفه های دینی و فرهنگی آن با معماری برآمده از آموزه های دین اسلام ارتباط تنگاتنگ و ناگسستنی وجود داشته است. این اثرگذاری تا جایی است که به جرات می توان ادعا کرد، عمده عناصر و مولفه های ساخت مساجد و سازه های معماری غیر بومی در ایران، تحت تاثیر جغرافیا، عوامل و عناصر جغرافیایی و فرهنگ بومی هر منطقه بوده است.
بررسی وجوه زیبایی شناسی خط نستعلیق در تحریرات رایانه ای با تاکید بر سه نوع زیبایی شناسی حسی، معقول و باطنی
منبع:
پیکره دوره هشتم تابستان ۱۳۹۸ شماره ۱۶
66 - 80
حوزههای تخصصی:
خوش نویسی در حقیقت، آشکارکننده زیبایی در ع الم هنر است که در دوره معاصر بسترهای نوینی را فراتر از قالب سنتی خود داشته و به شکل وسیعی در قالب تحریرات رایانه ای نمود پیدا کرده است. تحریرات رایانه ای تابع اصول و قواعد سنتی خط بوده و به واسطه نرم افزارها و قلم های خوش نویسی ایجاد می شوند. بحث در مورد زیبایی، امر زیبا و زیبایی هنری حاصل مواجهه با اثر هنری از دیدگاه های مختلف بوده و از هر سو، ممکن است ارزش های زیبایی شناسانه یک اثر متفاوت باشد و از طرفی، مفهوم زیبایی متضمن واکنش مخاطب در دریافت امر زیبا است. اما به نظر می رسد هر آنچه در زیبایی یک اثر خوش نویسی جلوه می کند باید در صورت، یعنی فرم ظاهر شود تا ملموس و قابل درک باشد. موضوع تحقیق حاضر بررسی وجوه زیبایی شناسی خط نستعلیق و هدف اصلی شناخت وجوه زیبایی شناسی از سه جنبه حسی، معقول و باطنی بر اساس متون تاریخی در خوش نویسی سنتی و تطبیق آن ها با تحریرات رایانه ای است این تحقیق با تمرکز بر خط نستعلیق به این پرسش ها پاسخ می دهد: زیبایی شناسی حسی، معقول و باطنی بر اساس چه معیارهایی در خط نستعلیق قابل مشاهده است؟ این وجوه بر اساس چه اشتراکی در تحریرات رایانه ای نمود یافته است؟ نتایج پژوهش حاکی از این است که مهم ترین معیار درک زیبایی حسی در خوش نویسی، ذوق و سلیقه مخاطب بوده و از طرفی زیبایی معقول را می توان در اصول و قواعد خوش نویسی جستجو کرد که حاصل نوعی واکنش منطقی و روابط نظام مند در ساختار حروف نستعلیق است. اما زیبایی باطنی با در نظرگرفتن رویکردهای حسی و منطقی در صورتی نمود دارد که ترکیب اثر در خدمت مفاهیم بوده و درک معنا حاصل شود.
بررسی الگوهای ساختاری فرم/ نقش ترنج در منسوجات دوره صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگارینه هنر اسلامی سال ششم پاییز و زمستان ۱۳۹۸ شماره ۱۸
104 - 118
حوزههای تخصصی:
عصر طلایی هنر- صنعت پارچه بافی در ایران را به جرات می توان قرون16 - 17م./ 10 - 11ه.ق. دانست. پارچه های بافته شده در این دوران به لحاظ زیبایی های بصری، ترکیب بندی، نقوش، رنگ و فن بافت مایه ی مباهات هنر این دوران بوده که با تنوع و گوناگونی بسیار به اجرا درآمده است. یکی از این ترکیب بندی های متنوع که به دفعات در ساختار پارچه های این عصر مشاهده می شود، کاربرد فرم/نقش ترنج گونه ای است که با نقوش گیاهی، جانوری و انسانی آراسته شده است. مطالعات انجام شده نشان از کاربرد فراوان این فرم/ نقش در منسوجات داشته است، که نشان می دهد ترنج یکی از نقوش پرکاربرد این دوران است. با توجه به توضیحات فوق؛ هدف اصلی این پژوهش بررسی الگوهای ساختاری نقش/فرم ترنج بر روی منسوجات صفوی است. در این راستا سوالی که مطرح است: در تزیین منسوجات دوره صفوی فرم/ نقش ترنج از چه تنوع ساختاری برخوردار است و جایگاه این فرم/ نقش در ترکیب بندی این پارچه ها چیست؟ برای یافتن پاسخ به این سوال 16 نمونه پارچه های موجود در کتب و موزه های هنری از دوره صفوی انتخاب و سپس ویژگی های ساختاری (ترکیب بندی ، نقوش و...) آن ها بررسی شده است. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی، بر مبنای هدف بنیادی و بر مبنای ماهیت تاریخی است. گردآوری مطالب به صورت کتابخانه ای و اینترنتی و تجزیه و تحلیل کیفی بوده است. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که فرم/ نقش ترنج که به صورت تکرار شونده در منسوجات مشاهده می شود، گاه به صورت آشکار و گاه به صورت الگوی هندسی پنهان1، در اکثر پارچه های دوره صفوی وجود دارد. این ساختار از نظام قرینگی تبعیت کرده و ترکیب بندی های منظم و جدیدی در متن اثر را نشان می دهد که عمدتاً طرح های واگیره ای (به صورت حمیل دار2وبدون حمیل)، به روش انتقالی و به صورت (1 )/4و (1 )/2 بوده است.
از مستند اجتماعی تا مستند شهری (بررسی تطبیقی بین آثار چند عکاس اروپایی که از ایران نیمه قرن 19 تا نیمه قرن20 عکاسی کرده اند)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله، گرایش«عکاسان مستند اجتماعی» با ملیت های مختلف اروپایی(روسیه، انگلستان، هلند، آلمان و ...) در بازه زمانی نیمه قرن 19 تا نیمه قرن20 با رویکردی بسترگرایانه به منظور تحلیل نگرش عکاسان مزبور که در پرشیا(ایران کنونی)عکاسی کرده اند، دستمایه تحقیق و بررسی قرار گرفته است. هدف اصلی این پژوهش، به دست آوردن«نگرش» هرکدام از عکاسان مزبور در محدوده زمانی مورد نظر و همچنین تعیین تفاوت ها و تشابهات آنان در نگرش های بازیابی شده بوده است. در مورد هر عکاسی ابتدا زندگی نامه کاری او آورده و سپس به تحلیل نگرش وی پرداخته شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که نگرش عکاسان منتخب که ماحصل کار آنان است در تولید و مصرف هم خوانی ندارند. عکاسان مورد بررسی بر سوژه های انسانی خویش در سرزمین ایران اعمال قدرت و سلطه گری داشته اند. داعیه اصلاح طلبی که وجه بارز و مشخص عکس های مستند اجتماعی قلمداد می شود فقط در رویه و سطح ظاهری آثار نمود دارد و به فرجام عملی نرسیده است و عمدتاً جلوه های جستجوگری وجهان گردی در کارهایشان بارز و شاخص می باشد. کارکردِ اسنادی و بایگانی که سرنوشت محتوم عکس های آرشیو شده در بایگانی هاست، از خلال آثار آنها قابل دریافت است. سویه چرخش از عکاسی«مستند اجتماعی» به سمت عکاسی«مستند شهری» وجه تمایز مشخص دیگری است که این تحقیق آن را هویدا و آشکار می کند.
بررسی زمینه های رویکرد آنتروپومورفیک در نگارگری ایرانی
حوزههای تخصصی:
نتروپومورفیسم، یا «انسان گونه انگاری» و یا «انساندیسی»، یکی از شاخه های انسان شناسی است، که در خصوص تشخّص بخشی انسانی به غیر انسان، اعم از دیگر جانداران یا اشیاء بحث می کند. این پژوهش با هدف دست یابی به الگویی ساختارمند در تبیین رویکرد آنتروپومورفیک در نظام زیبایی شناختی نگارگری ایرانی تدوین شده و با بررسی گزیده ای از نسخ مصوّر برجای مانده از تاریخ نگارگری ایران پس از اسلام، به روش تاریخی، توصیفی و تحلیلی، به گردآوری و تحلیل داده ها به روش مطالعات کتابخانه ای و اینترنتی پرداخته و در مجموع با دسته بندی نمودهای آنتروپومورفیک در قالب های گوناگون، به تبیین سازوکارهای آنتروپومورفیستی در نگارگری ایرانی پرداخته و به طرح پرسش: «آنتروپومورفیسم در آثار نگارگری ایرانی با چه زمینه ها و کیفیاتی نمود می باید؟» پرداخته است. در راستای پاسخ به این پرسش، و با مطالعه نسخه های متعدد نگارگری و آراء اندیشمندان و نیز مطالعه آثار ادبی و نسخه های خطّی مصوّر ایران پس از اسلام، به این نتیجه منتهی شده که نگارگری ایرانی با بهره مندی از پیشینه اساطیری و نیز دیدگاه شرقی مبتنی بر وحدت انسان و طبیعت با تکیه بر مضامین ادبی و حکمی به عنوان تجلی گاه آنتروپومورفیسم شناخته می شود. پژوهش حاضر، از نوع بنیادی بوده و با بررسی پژوهش های پیشین در حیطه روانشناسی، اسطوره شناسی، جامعه شناسی مذهبی و تاریخ نگارگری تنظیم شده است.
چگونگی تجربه فرآیند تصمیم گیری در پروژه های طراحی شهری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه معماری و شهرسازی سال دوازدهم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۲۵
63 - 84
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر تعداد قابل توجهی پروژه طراحی شهری با هدف خلق «کیفیت» مطلوب، برای فضاهای همگانی تهران تهیه شده است. باوجود بهره گیری از رویکرد طراحی شهری در فرآیند تهیه، فقدان کیفیت و عدم تحقق پذیری این پروژه ها از چالش های مدیریت شهری محسوب می شود. پژوهش حاضر درصدد است با بهره گیری از تجارب مدیران شهرداری تهران در فرآیند تصمیم گیری پروژه های طراحی شهری به شناسایی موانع تحقق مطلوب آنها بپردازد. روش این پژوهش کیفی و مبتنی بر «نظریه زمینه ای» با استفاده از روش اشتراوس و کوربین (1998) در تحلیل داده ها و نظریه پردازی است. داده های مطالعه با مصاحبه نیمه ساختاریافته با 26 نفر از مدیران معاونت شهرسازی و معماری و مدیران فنی شرکت های مهندسان مشاور گردآوری شده که نمونه گیری تا اشباع نظری، ادامه یافته است. در گردآوری داده ها از منابع مکتوب پروژه های اجرا شده سال های اخیر شهرداری تهران نیز استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد مدیران در فرآیند تصمیم گیری، «فقدان راهبرد مدیریتی باثبات و تحقق پذیر جهت تهیه پروژه های طراحی شهری» را تجربه نموده اند. این امر به «حل نشدن مسائل شهری و افت کیفیت محیط شهری»، «عدم رضایتمندی اجتماعی»، «هدررفتن منابع مالی صرف شده»، «تضعیف توان مهندسین مشاور» و «گسترش روابط قدرت غیرشفاف میان گروه های ذی نفع و ذی نفوذ» منجر می شود. به نظر می رسد نهادینه کردن طراحی شهری از طریق شکل گیری ساختار و عاملیت می تواند پاسخگوی این چالش باشد.
شناسایی رنگ دانه های آبی و قرمز به کاررفته در پنج نسخه خطی منسوب به دوره صفوی
منبع:
دانش حفاظت و مرمت سال ۲ بهار ۱۳۹۸ شماره ۱ (پیاپی ۲)
1 - 12
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش، نوع و ساختار شیمیایی ۱۰ نمونه رنگ آبی و قرمز مربوط به پنج نسخه خطی دوره صفوی تعیین شده که هدف از آن شناسایی رنگ دانه های معمول در تذهیب آثار مکتوب هم عصر است. این مسئله در بحث فن شناسی مطالعات حفاظت و مرمت علمی و صحیح این آثار بسیار ارزشمند خواهد بود. در مرحله اول، بررسی تاریخی و کتابخانه ای در زمینه نوع و چگونگی تهیه رنگ های استفاده شده در نسخ خطی در دوره زمانی مد نظر انجام شد و در مرحله بعد، پس از نمونه برداری از نسخ و آماده سازی آنها، از میکروسکوپ الکترونی روبشی- طیف سنجی پراش انرژی اشعه ایکس (SEM-EDX) و طیف سنجی مادون قرمز تبدیل فوریه (FTIR) برای شناسایی رنگدانه ها استفاده شد. نتایج حاصل از بررسی و آنالیز رنگ های مطالعه شده، بیانگر این است که تمام نمونه رنگ های قرمز و آبی به کار رفته در این پنج نسخه، معدنی بوده اند. همچنین، نتایج نشان داد که رنگدانه های قرمز استفاده شده در این نسخ شنگرف (ورمیلیون)، اخرا و سرنج بوده و تمام رنگدانه های آبی آزمایش شده، لاجورد مصنوعی (اولترامارین) هستند. همچنین حضور نوار جذبی ضعیف در محدوده عدد موجی cm-۱ ۲۳۴۰ در طیف FTIR رنگ های آبی، نشان دهنده ی استفاده از نوع طبیعی اولترامارین است.
بررسی میزان مشارکت مردم در بازسازی بافت فرسوده کلان شهرها مطالعه موردی: خیابان شاهداعی اله شیراز
حوزههای تخصصی:
چینی جاهای فرسوده و قدیمی شهرهای کشور که در اغلب موارد هسته اولیه و اصلی آن شهرها را تشکیل می دهند، ازیک طرف جزو میراث فرهنگی و تاریخی آن شهرها محسوب شده و حفظ، بهسازی کالبدی و توانمندسازی عملکردی آن ها اجتناب ناپذیر می باشد و از طرف دیگر اغلب این چینی جاها با گذشت زمان و عدم توجه و نگهداری مناسب، دچار فرسودگی و اضمحلال کالبدی و عملکردی می گردند. شهر شیراز نیز همانند این شهرها از بافت کهن برخوردار است. یکی از محله های این شهر محله شاه داعی اله است که منطبق بر بافت قدیم و هسته اولیه شکل گیری شهر شیراز می باشد. این محله با مشکلاتی از قبیل نابسامان بودن عرض شبکه معابر، وجود شیب در پارهای از معابر، فرسودگی شدید بناهای مسکونی، همجواری با گورستان، دانه بندی قطعات کوچک و خیلی کوچک مواجه است. در این جهت، هدف از تحقیق حاضر مشارکت مردمی در ساماندهی بافت فرسوده محله شاهداعی اله بود که از روش توصیفی- تحلیلی استفاده گردید و نیز روش گردآوری اطلاعات در این تحقیق، اسنادی و میدانی بوده است. ابزار گردآوری اطلاعات تحقیق حاضر نیز پرسشنامه، مصاحبه، مشاهده و مطالعات میدانی بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه شهروندان ساکن محله شاهداعی اله تعیین شد که با استفاده روش نمونه گیری کوکران 150 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب گردید. نتایج نشان داد، مشارکت مردم و شهروندان در تسریع روند بهسازی بافت فرسوده محله شاهداعی اله تأثیرگذار است و ساماندهی معابر محله مورد مطالعه باعث ارتقاء کارکرد و نقش پذیری جدید آن می شود.
موقتی بودن منظر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
منظر دوره ۱۱ بهار ۱۳۹۸ شماره ۴۶
62 - 73
حوزههای تخصصی:
منظر و موقتی بودن آن اصلی ترین نقطه اشتراک میان باستان شناسی و مردم شناسی فرهنگی-اجتماعی است. مقاله حاضر نشان می دهد که موقتی بودن منظر را می توان با «دیدگاه ثابت» انسان که همچون فرضیه ای از پیش اثبات شده در رفتار و ادراکش نهفته است، فهمید. معنای منظر در تقابل با معنای زمین، طبیعت و فضا آشکار می شود. مفهوم «Taskscape»1 الگویی از فعالیت های ثابت را نشان می دهد و موقتی بودن ذاتی آن در تعاملات منظم یا الگوی طنین2 آن نهفته است. با در نظر گرفتن ارتباط منظر و Taskscape، در نهایت تمایز میان این دو از بین می رود و می بینیم که اساساً خود منظر امری موقتی است. چند نمونه عینی در ارتباط با مباحث مزبور برای فهم بهتر مخاطب آورده شده است.
تبیین مولفه های مؤثر در برنامه ریزی شهر حساس به آب
حوزههای تخصصی:
در دهه های اخیر شاهد رشد سریع و روزافزون جمعیت شهرها و افزایش سریع شهرنشینی بوده ایم. یکی از مشهورترین عوارض توسعه سریع شهرنشینی در کشوری مثل ایران، پیدایش پدیده های زیست محیطی بوده است. یکی از مهم ترین چالش های امروز شهرهای ایران موضوع آب شهری است، چالشی که می تواند بحرانی جدی بیافریند. یکی از جدیدترین رویکردها در برابر بحران آب شهری، هم از جهت کم آبی و هم پرآبی، رویکرد شهر حساس به آب است. شهر حساس به آب، جایی است که در آن محیط مصنوع و محیط طبیعی در تعادل باشند. در این گونه شهرها محیط زیست طبیعی و ساختمانی در توازن قرار دارند. دانشمندان مدیریت پیشرفته منابع آب بنا به ضرورت و به منظور حل این مشکل شیوه ای را برای مدیریت منابع آب پیشنهاد نمودند که تأمین حداکثری منافع متضاد همه ذینفعان را امکان پذیر سازد. این روش چندبخشی، هماهنگ، چند رشته ای، مشارکتی، انعطاف پذیر و شفاف را اصطلاحاً «برنامه ریزی و طراحی شهری حساس به آب» می نامند. پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی و تحلیلی مؤلفه های شهر حساس به آب را تبیین و جایگاه آب در فرایند برنامه ریزی و طراحی شهری، در بستر پارادایم شهر حساس به آب مشخص می نماید.
تحلیل معیارهای حمل ونقل ﺟﻬﺖ کاهش آسیب پذیری ناشی از زلزله در معابرﺷﻬﺮی (ANP-SWOT) (مطالعه موردی: بافت مرکزی سنندج)
منبع:
هویت محیط دوره اول زمستان ۱۳۹۸ شماره ۱
28 - 48
حوزههای تخصصی:
برنامه ریزی شهری با هدف کاهش آسیب پذیری، ناگزیر از شناخت نحوه و علل آسیب پذیری هر یک از عناصر کالبدی شهر است. در این راستا، ارزیابی و تحلیل معیارهای حمل ونقل ﺟﻬﺖ کاهش آسیب پذیری شبکه ارتباطی و به ویژه معابر شهری، به عنوان یکی از عناصر کالبدی شهر، از اهمیت ویژ های برخوردار است.این پژوهش به روش تحلیلی- کاربردی، ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از ﺗﮑﻨﯿﮏ ﻓﺮاﯾﻨﺪ ﺗﺤﻠﯿﻞ ﺷﺒﮑﻪ ای (ANP-SWOT) به تحلیل معیار های حمل ونقل پرداخته شده است. هدف این پژوهش، ارزیابی و تحلیل معیارهای حمل ونقل ﺟﻬﺖ کاهش آسیب پذیری ناشی از زلزله، تشخیص و تفکیک عوامل اثرگذار بر آسیب پذیری در ﺷﺒﮑﻪ معابر ﺷﻬﺮی بافت مرکزی سنندج است. معیار های حمل ونقل که در این پژوهش از انها استفاده شده است عبارتند؛ کاربری اراضی شهری، مصالح وکیفیت ابنیه، فاصله شبکه معابر از گسل ، سلسله مراتب معابر، بهینه کردن ظرفیت معابر، دوری ونزدیکی معابر به مراکز درمانی. نتایج نهایی حاکی از این است که، معیار سلسله مراتب معابر با رتبه(1)دارای بیشترین اهمیت و مصالح وکیفیت ابنیه با اولویت(6) دارای کمترین مقدار اهمیت می باشد.