فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸٬۴۶۱ تا ۸٬۴۸۰ مورد از کل ۳۰٬۷۴۷ مورد.
منبع:
هنر و تمدن شرق سال هفتم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۲۶
21 - 30
حوزههای تخصصی:
هنر ایرانی بازتاب نمادین و رمزگونه واقعیات و حقایق است. فرهنگ اسطوره ای-نمادین ایران با طبیعت و عناصر زمینی و آسمانی آن پیوند تنگاتنگ دارد. از دیرباز شرایط زندگی کشاورزی در مرز و بوم ایران موجب وابستگی مردم به آب و در نتیجه تکریم این عنصر مقدس بوده است. حضور عناصر مرتبط با آّب، مانند گیاه و پرنده، و به ویژه مرغابی، در ادوار مختلف تاریخ هنر ایران حاکی از پررنگ بودن باورهای مبتنی بر طبیعت نزد ایرانیان است از آنجا که نقش این پرنده در دوران ساسانی و اوج آناهیتاپرستی به وضوح در هنرها جلوه گر شده است می توان این فرضیه را مطرح کرد که مرغابی نمادی از آناهیتا، ایزدبانوی باروری، و آّب های پاک باشد. از سوی دیگر، با توجه به گذشته های دورتر، مرغابی می تواند به منزله پرنده ای نقش شده باشد که در نی زارهای ایران فراوان بوده و پرنده بومی منطقه محسوب می شده است. نقش مرغابی بر ظروف و اشیا در هنرهای تزئینی و کاربردی ایرانیان دیده می شود و تداوم آن در هنر دوران اسلامی تا عصر صفویه نیز مشهود است. این نقش در تاریخ بارها تکرار شده است، اما چندان به چرایی حضور مداوم آن توجه نشده است. در این مقاله سعی شده است با نگاهی اجمالی، ضمن شناسایی نقش مرغابی در هر دوره، به این سؤال پاسخ داده شود که معانی و فرم نقش مرغابی در هنر مردم ایران از دوران باستان تا دوران اسلامی چه تغییراتی کرده است. این پژوهش از نوع نظری و اکتشافی، و روش تحقیق توصیفی و تحلیلی با استفاده از منابع کتابخانه ای و الکترونیکی ای است که تصاویر تکرارشده مرغابی سانان را در هنرهای تزئینی و کاربردی ادوار گوناگون تاریخی شامل می شود. به نظر می رسد هنرمندان در ابتدا دیدی واقع گرا به مرغابی سانان داشته اند و آنچه در محیط خود مشاهده می کرده اند را به تصویر می کشیده اند و به مرور زمان نقش مرغابی به صورت نمادین درآمده و دارای بار معنوی و سلطنتی شده است تا آنجا که در اوج این فرایند مرغابی به صورت نمادی ایزدی نقش شده است. در نهایت با گذشت زمان و تحول باورهای مردمان به نقشی صرفاً تزئینی افول می کند.
بازشناسی مفهوم ارزش در رابطه انسان و محیط در فضاهای باز سکونتی در معماری سنتی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - معماری و شهرسازی دوره ۲۴ بهار ۱۳۹۸ شماره ۱
101 - 114
حوزههای تخصصی:
تعامل انسان و محیط را می توان واجد مفاهیمی اعتباری دانست که بنا بر ماهیتی ساختاری مستمراً در فرایند شکل گیری مکان، بر بستری فرهنگی- طبیعی بازتولید می گردند. مفهوم ارزش اساسی ترین شکل این مفاهیم اعتباری است و فضای باز سکونتی هم به جهت استقرار کوچک ترین واحد اجتماعی که ارتباطی بی واسطه با پدیده های طبیعی را فراهم می آورد، عرصه ای مناسب برای ارزیابی این مفاهیم به عنوان بخشی از نظام شناخت مفهومی و مداخله انسان در محیط پیرامون است. ازاین رو در این پژوهش باهدف ارائه یک مدل مفهومی از نظام ارزش ها، این پرسش مطرح گردیده که شکل گیری، کارکرد و ظهور ارزش ها در فضاهای باز سکونتی در معماری سنتی ایران چگونه قابل تبیین است. جهت پاسخ به این پرسش ضمن ارائه خوانشی کاربردی از مفهوم ارزش و بر پایه نظریه اعتبارات، ساختاری مدور بر مبنای ارتباط انسان با ارکان اصلی محیط پیشنهاد شد که از دو مؤلفه محتوی و اهمیت نسبی ارزش ها تشکیل شده است. این نظام مدور در 10 گونه فضای باز سکونتی در معماری سنتی ایران استخراج و مقایسه شده است که نشان می دهد علی رغم شباهت بسیار در محتوی ارزش ها، نظام ارزش ها بر اساس شرایط محیطی دارای تفاوت هایی در این گونه ها است و بنابراین نمی توان نظام ارزش ها را موضوعی مجرد و ذهنی در نظر گرفت.
مطالعه ی مقایسه ای نقوش آجری نمای بناهای تجاری- مسکونی شهرهای اصفهان و تهران در دوره ی پهلوی اول(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با آغاز دوره پهلوی، مدرنیزاسیون در ایران که از دوره قاجار شروع شده بود، شدت بیشتری یافت . یکی از عرصه هایی که آثار مدرنیزاسیون در آن پدیدار گشت، معماری و شهرسازی بود. برون گرایی در معماری و شهرسازی، سبب پیدایش نماهای رو به شهر در بناها شد. اکثر نماهایی که در این دوره در اطراف خیابان ها ساخته شدند، تزئینات آجری داشتند. مسئله پژوهش این است که مدرنیزاسیون چگونه آجرکاری های نماهای پایتخت و دیگر شهرها را دچار تغییر کرده است و تا چه اندازه تداوم سنت های فرهنگی گذشته و یا نفوذ سریعتر ویژگی های مدرن باعث تغییر چهره آنها شده است. باور بنیادین این پژوهش آن است که روش مطالعه مقایسه ای، راهکاری برای تحلیل چگونگی و چرایی شباهت ها و تفاوت های آجرکاری ها در نمای بناهای شهری اصفهان و تهران ارائه می دهد. تحلیل شباهت ها و تفاوت ها می تواند ویژگی های خاص و عام آجرکاری های اصفهان و تهران را آشکار کند و منجر به شناخت این تزئینات آجری بشود که در واقع بخش کوچکی از اسناد معماری آن دوره محسوب می شوند و تا کنون کمتر مورد توجه بسیار قرار گرفته اند.
Climatic and thermal comfort research orientations in outdoor spaces: From 1999 to 2017 in Iran(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The level of satisfaction with an environment differs among individuals, which may be caused by social, psychological and physical factors. One of the environmental factors affecting physical and mental satisfaction, is the thermal condition of space. In recent years, the importance of thermal comfort has been accentuated due to the climate change and global warming, increasing the number of studies performed on this subject around the world. The objective of the present study is to identify the main concepts raised in Iran about outdoor thermal comfort by studying and classifying the studies in this field and then by identifying the characteristics of each distinguished category of studies. Thus, this study reviews 142 papers written in Iran that were published in the period between 1999 and 2017. The papers are first classified into two main categories (including fundamental studies on thermal comfort and practical studies) and three secondary categories that are subsets of the second main category (including macroscale, mesoscale, and microscale studies). Each category is then studied and analyzed in more details according to the regions and climates considered, methodology and research means, effective factors and thermal indices used for evaluation. Accordingly, strengths and weaknesses of previous studies are identified and suggestions for future studies on the microclimate scale have been made. Eventually, the conceptual model of thermal comfort studies is presented in different climatic scales.
پژوهشی بر برندسازی استراتژیک شهری، مطالعه میزان اثربخشی و طرح هویت بصری آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - هنرهای تجسمی دوره ۲۴ تابستان ۱۳۹۸ شماره ۲
15 - 26
حوزههای تخصصی:
امروزه نهادهای دولتی و شهری در تلاشند تا شهرها را با تدوین راهبردهایی، به مقاصدی برای زندگی، اشتغال، تفریح، تحصیل و یا سرمایه گذاری بدل کنند. بر این اساس، هدف از پژوهش حاضر، مطالعه برندسازی استراتژیک شهری، ارتباط آن با هویت بصری شهری و تعیین میزان اثرگذاری آن و پاسخ به این پرسش است که آیا برنامه های اجرایی در جهت پیاده سازی استراتژی های هویت ساز، می توانند بر جلب نظر و منافع اقتصادی برای شهرها اثرگذار باشند؟ در این پژوهش، مفاهیم کلیدی و استراتژی های متداول برای تبدیل تصویر یک شهر به عنوان برندی شناخته شده و میزان اهمیت و اثربخشی طرح های اجراشده برجسته، مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته است. پژوهش بینا رشته ای حاضر، از منظر روش شناسی، توصیفی-تحلیلی، بر اساس هدف، نظری-کاربردی و ماحصل مطالعات کتابخانه ای و اسنادی است. نتایج مطالعات انجام گرفته، نشان گر توجهی فزاینده حول موضوع مذکور است که در راستای تحقق آن، از راهبرد هایی مانند میزبانی رویدادهای بزرگ، کاربرد فضاهای مجازی و طراحی سازه های نمادین استفاده گردیده، و دیزاین هویت بصری نیز برای اعطای خصایص تصویری به چنین راهبردهایی به کار گرفته شده است. این مطالعات با این حال که نمایان گر نتایجی متفاوت از تحلیل راهبردهای اتخاذ شده بوده است، نشان می دهد که تدوین و اجرای طرحی همه جانبه ، یقیناً نتایجی اثرگذار را در پی خواهد داشت.
تحلیل ویژگی های حسابی و هندسی عناصرکاربندی ها در زمینه های گوناگون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اثر دوره ۴۰ تابستان ۱۳۹۸ شماره ۲ (پیاپی ۸۵)
58-43
حوزههای تخصصی:
هرکدام از زمینه های کاربندی دارای ویژگی هندسی مختص به خود هستند. با دانش ریاضی می توان به خوانش تناسبات هندسی عناصر کاربندی ها در زمینه های گوناگون پرداخت. با بررسی تک تک عناصر کاربندی در زمینه های مختلف می توان نسبت های به کاررفته در آن ها را تعیین کرد. در پژوهش های انجام شده درباره کاربندی، بیشتر جنبه هندسی و در بعضی موارد جنبه سازه ای آن مدنظر بوده است. لذا همواره این سؤال مطرح است که چه ویژگی های مشترک حسابی و هندسی بین عناصر کاربندی ها در زمینه های مختلف وجود دارد. در تحقیق حاضر، با هدف پاسخ گویی به سؤال مذکور برای نخستین بار تناسبات حسابی و هندسی در پلان و نمای انواع کاربندی ها مورد بررسی قرار می گیرد. این پژوهش بر پایه شیوه های ترسیم، انجام شده است. مراحل ترسیم بر پایه ابعاد مستطیل زمینه و تقسیمات دایره محیطی آن با نرم افزارهای ترسیمی ادامه می یابد. ترسیمات در این مقاله شامل پلان، مقاطع طولی و عرضی کاربندی ها است. در این پژوهش با استناد به منابع کتابخانه ای و با استفاده از نرم افزار اتوکد، تحلیلی در گستره شناخت روابط حسابی و هندسی انواع کاربندی ها در زمینه های گوناگون صورت می گیرد. روش پژوهش از نوع علی- مقایسه ای است. این مقاله بر آن است تا با تحلیل نظام هندسی و روابط ریاضی کاربندی ها در زمینه های گوناگون (10، 12، 14، 16، 18، 22،20، 24)، رابطه بین تعداد اضلاع، مساحت تک تک عناصر کاربندی و کل زمینه را به دست آورد. بر اساس تحلیل های انجام شده در این پژوهش، نحوه ارتباط بین تعداد اضلاع و عناصر مختلف تشکیل دهنده کاربندی در پلان و نما با شناخت روابط حسابی و هندسی آن ها در زمینه های گوناگون، به طور بارز مشخص شد.
معماری استقرارهای جوامع هزاره پنجم (سوم ق.م) در شرق زاگرس مرکزی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اثر دوره ۴۰ تابستان ۱۳۹۸ شماره ۲ (پیاپی ۸۵)
105-88
حوزههای تخصصی:
مطالعه معماری جوامع پیش از تاریخ و بررسی یافته های معماری امری مهم است؛ زیرا اطلاعات ارزنده ای درباره فضاهای روستایی جوامع هزاره های پنجم تا سوم ق.م. شرق زاگرس مرکزی در اختیار ما می گذارد. با توجه به اینکه شرق زاگرس مرکزی در کریدور بینابین شمال غرب و دیگر نقاط زاگرس مرکزی قرار گرفته است، نوعی برهم کنش تکنیکی و سازه ای از هزاره پنجم، چهارم و سوم ق.م. بین روستاهای شمال غرب ایران مانند حاجی فیروز و دالما از یک سو و قشلاق، گودین و پیسا در شرق زاگرس مرکزی از سوی دیگر نشان می دهد؛ بنابراین مطالعه ویژگی های بومی، محلی و همچنین تأثیرات متقابل فرهنگ های هم زمان در بافت این محوطه ها بسیار اهمیت دارد. بافت معماری محوطه های قشلاق، گودین و پیسا شامل فضاهای استقراری، پخت و پز و سکوهای نشیمن است. در این مقاله، افزون بر شرح ویژگی های ساختمانی جوامع روستایی هزاره پنجم تا سوم ق.م. در شرق زاگرس مرکزی، تکنیک های معماری حاصل از کاوش های باستان شناسی بررسی شده است. نتایج به دست آمده، تأثیر محیط زیست منطقه، مصالح دردسترس و سازگاری اقلیمی بافت معماری را به خوبی منعکس می کند. همچنین در برخی موارد به نشانه های معماری سنتی- روستایی بومی حال حاضر در محل نیز استناد شده است. معماری اولیه این منطقه، به عنوان یک عنصر فرهنگی هنری از ارتباطات فرامنطقه ای، ویژگی های بومی و فناوری های نوآورانه ترکیب یافته است. ویژگی دیگر، استفاده از فضاهای باز در این محوطه هاست که در نوع خود یک نوآوری و یک خصیصه بومی محسوب می شود؛ سنتی که بعدها در معماری روستایی و بومی به صورت ظهور ایوان، همین نقش را ایفا کرده است. این پدیده به نوعی انطباق اولیه معماری با شرایط اقلیمی است. در این مقاله به معرفی پلان، ترکیب کالبد و مصالح مورد استفاده و تکنیک های معماری اولیه به مثابه تجربیاتی کهن از ایجاد فضاهای مقاوم و منطبق با زیست بوم محل پرداخته ایم.
تحلیل ارائه و کاربرد حمام های دوره قاجار (مطالعه موردی سنندج: حمام خان و حمام عمارت ملالطف الله شیخ الاسلام)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اثر دوره ۴۰ پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳ (پیاپی ۸۶)
194-164
حوزههای تخصصی:
با توجه به نزدیکی زمانی دوره قاجار با دوران معاصر و درنتیجه وفور آثار به جای مانده این دوره در مقایسه با دوره های قبل، شناخت بیشتری از تزئینات وابسته به معماری این دوره وجود دارد. این معماری و تزئینات درنتیجه شرایط فرهنگی خاص حاکم بر این دوره، به ویژه تأثیرگذاری هنرهای مغرب زمین، ویژگی هایی خاص و گاه متفاوت با نمونه های اعصار قبل یافته است. می توان گفت معماری قاجار ادامه دهنده معماری دوران صفوی است. یکی از بناهایی که در دوران قاجار از الگویی ثابت پیروی کرده و ادامه دهنده دوره های پیشین خود بوده، حمام است. حمام ها علاوه بر جنبه کارکردی که محلی برای تطهیر و نظافت بوده اند، با توجه به ویژگی ها و ظرفیت های خود، کارکردهای اجتماعی و حتی سیاسی و به نوعی نقش رسانه ای نیز داشته اند. امروزه در شهر سنندج بیش از چند حمام تاریخی وجود دارد که تاکنون پژوهشی به طور کامل و جامع در زمینه بررسی تطبیقی آنها صورت نگرفته است. در همین راستا، این پژوهش به شیوه توصیفی- تحلیلی و گردآوری اطلاعات به صورت بررسی های میدانی و کتابخانه ای برای دستیابی به وجوه اشتراک و افتراق حمام های شاخص دوره قاجار شهر سنندج و تحلیل ارائه ساختار و کاربرد این حمام ها صورت گرفته است. حمام های مورد پژوهش حمام خان و حمام عمارت ملالطف الله شیخ الاسلام است. نتایج پژوهش نشان می دهد، روش و منش بانی این مکان نقش بسیار زیادی در مردم واری بنا دارد. تا آنجا که بانی حمام خان به جهت سعی در توسعه فضاهای شهری و به دلیل موقعیتی که در فضای حکومتی دارد، فضاهای شهری را در مناطقی که از لحاظ راهبردی موقعیتی بهتر دارند، بنا کرده است. بانی حمام ملالطف الله با استفاده از نمادها و تزئینات و آرایه های معماری این هدف را القا کرده که حامی مردم و حلقه ارتباطی بین مردم و حکومت است.
دستیابی به الگوی رفتاری باد در بادگیرهای سنتی یزد بر اساس اندازه گیری بلند مدت عوامل اقلیمی (نمونه موردی: بادگیر خانه مرتاض)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بادگیرهای شهر یزد بعنوان نمونه بارزی از صرفه جویی انرژی توسط طراحی ساختمان در اقلیم گرم و خشک به شمار می آیند، از این رو بررسی و شناخت دقیق، کمی و عددی از نحوه عملکرد و الگوی رفتاری بادگیرها می تواند به عنوان گامی موثر در دستیابی به راهکارهای طراحی همساز با اقلیم کمک نماید. مقاله حاضر براساس مطالعات میدانی و اندازه گیری بلند مدت عوامل اقلیمی مداخله گر در عملکرد بادگیرها بر روی یک بادگیر سنتی در شهر یزد صورت گرفته است. در این تحقیق نتایج حاصل از اندازه گیری بلند مدت مشخصات جریان باد در اطراف و داخل کانال های بادگیر خانه مرتاض بعنوان نمونه موردی در بافت تاریخی شهر یزد به منظور بررسی نحوه عملکرد بادگیرها در به کارگیری انرژی باد به روشی کاملا جدید ارایه گردیده است. در این روش یک ایستگاه هواشناسی محلی جهت استخراج اطلاعات اقلیمی خرد اقلیم منطقه مطالعاتی نصب و راه اندازی گردیده و بادگیر مورد مطالعه به دستگاه ها و سنسورهای اندازه گیری اقلیمی مجهز شده است. نتایج مقایسه پروفیل سرعت جریان های خروجی از بادگیر با پروفیل سرعت جریان باد محلی منطقه در گرمترین و سردترین روزهای سال نشان دهنده هماهنگی بیشتر الگوی جریان هوای خروجی از بادگیر با الگوی جریان باد محلی در اوقات گرم سال می باشد. همچنین بررسی شدت وزش بالای بادهای تابستانی نسبت به بادهای زمستانی منطقه و در پی آن افزایش سرعت جریانات داخل بادگیر در فصول گرم سال نیز تایید کننده عملکرد بهتر بادگیرها در ایجاد تهویه طبیعی در دوره های گرم سال است که موضوع تهویه شبانه نیز در این خصوص قابل بررسی می باشد. تطبیق کالبدی بادگیر مورد مطالعه با شرایط اقلیمی منطقه نیز در این تحقیق مورد بررسی قرارگرفته است. بر این اساس جهت گیری بادگیر نسبت به الگوی جریانات باد محلی به گونه ای است که قابلیت بادگیر در بکارگیری80 درصدی از بادهای غالب منطقه در فصل تابستان را فراهم آورده که در این میان 48 درصد از بادهای غالب محلی را بادهای مطلوب شامل می شوند. لذا پژوهش حاضر با هدف ارایه الگوهای رفتاری باد در بادگیر مورد مطالعه سعی در بررسی تطبیقی همسازی بادگیر با شرایط اقلیم محلی را داشته است.
ارزیابی آسیب پذیری کالبدی شهر آذرشهر در برابر زلزله(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شهر ایمن سال ۲ پاییز ۱۳۹۸ شماره ۷
1 - 15
حوزههای تخصصی:
زلزله یکی از سوانح طبیعی است که بیشتر کشورها از جمله ایران با تهدیدات آن مواجه می باشند، کشور ایران در موقعیت زمین شناسی و قرارگیری بر روی کمربند زلزله از کشورهای لرزه خیز دنیا محسوب و در سالیان گذشته بر اثر وقوع زلزله، متحمل خسارات و تلفات زیادی شده است، شهر آذرشهر نیز به عنوان یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی از این قاعده مستثنی نیست. هدف این پژوهش ارزیابی آسیب پذیری کالبدی شهر آذرشهر در برابر زلزله می باشد، نوع تحقیق کاربردی و روش آن توصیفی- تحلیلی است. تجزیه و تحلیل اطلاعات با استفاده از مدل تحلیل سلسله مراتبی AHP با مقایسات زوجی و نرم افزار ARC GIS در فازهای مربوط به ورود، ذخیره و مدیریت، پردازش و تحلیل داده ها با در نظر گرفتن معیارهایی چون فاصله از گسل، درصد شیب، نوع خاک، تراکم جمعیت، کیفیت ابنیه، جنس سازه، عمربنا، تعداد طبقات، دسترسی به فضاهای باز، فاصله از بیمارستان و فاصله از ایستگاه آتش نشانی می باشد. بررسی نتایج به دست آمده از این پژوهش نشان میدهد که عوامل مختلف، می توانند تاثیر گذاری متفاوتی در خسارات ناشی از زلزله داشته باشند، به طوری که شهر آذرشهر با فاصله نه کیلومتر از محدوده گسل، در ناحیه مرکز زلزله واقع شده است، که با درنظرگرفتن معیارهای ذکر شده و تجزیه وتحلیل آنها میزان آسیب پذیری کالبدی در محدوده شهر متوسط رو به بالا و به علت تراکم بالای ساختمانی و جمعیتی، پایین بودن کیفیت سازه ها و شبکه معابر ارگانیگ در بخش مرکزی و قدیمی شهر میزان آسیب پذیری در این بخش بسیار بالا می باشد.
برنامه ریزی راهبردی مدیریت پس از سانحه (آتش سوزی) در بازار تاریخی تبریز به کمک روش تحلیل SWOT(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اثر دوره ۴۰ زمستان ۱۳۹۸ شماره ۴ (پیاپی ۸۷)
350-336
حوزههای تخصصی:
یکی از اصلی ترین دغدغه های متخصصان شهری در حوزه مدیریت بحران درباره بافت های تاریخی است. این مقوله به دلیل فرسودگی نسبی کالبدی معمولاً در بحران هایی مانند زلزله، سیل یا آتش سوزی آسیب پذیرتر و شکننده تر بوده است. لزوم برنامه ریزی مناسب به منظور مدیریت هدفمند این مجموعه های تاریخی باید سرلوحه اصلی مدیران چنین آثار ارزشمندی باشد تا مانع بروز حوادث جبران ناپذیر و وحشتناک شود. در این راستا، مبحث آتش سوزی یکی از مهم ترین این بحران هاست. هدف اصلی تحقیق نیز بررسی و آسیب شناسی کامل موضوع و طرح رفع آسیب های شناسایی شده به منظور مدیریت هدفمند و پیشگیری از آتش سوزی و همچنین اطفای به موقع و سریع درصورت بروز آن، براساس تجربه های پس از سانحه سال های ۱۳۸۸ و ۱۳۹۸ است. این تحقیق از نوع توصیفی-تحلیلی است. برای جمع آوری اطلاعات مورد نیاز از بررسی های کتابخانه ای و مطالعات میدانی استفاده شده است. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه ای بود که با کمک صاحب نظران در هر دو زمینه بازار تبریز و مدیریت بحران طراحی شد. داده های جمع آوری شده براساس مدل SWOT تجزیه و تحلیل شدند با توجه به نتایج به دست آمده از تحقیق که با روش تحلیلی SWOT سنجش شد، وضعیت مدیریت پس از سانحه آتش سوزی در بازار تاریخی تبریز در موقعیت تهاجمی قرار دارد؛ یعنی باید با استفاده از فرصت های خارجی، نقاط قوت سیستم افزایش یابد. موقعیت تهاجمی به جای تصمیم گیری منفعلانه، کاملاً به صورت فعال، وارد حوزه تصمیم گیری هایی می شود که تأثیرات مستقیم آن به مرور زمان در سیستم دیده خواهد شد؛ البته تعدادی از راهبردهای تهاجمی، سال هاست در حال اجرایی شدن است و حتی بعضی از آنها از جمله تعبیه شیرهای هیدرانت به صورت کامل روند اجرایی شدن را طی کرده است.
بررسی و ارزیابی طرح های توسعه شهری بر اساس رویکرد عدالت فضایی (نمونه موردی: طرح ساماندهی فرحزاد)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی و ارزیابی طرح های توسعه مبتنی بر نظریه های عدالت فضایی یکی از موضوعاتی است که در برنامه ریزی شهری ایران مغفول مانده است. هدف این مقاله تدوین چارچوب معیارهای عدالت فضایی و ارزیابی طرح ساماندهی محله فرحزاد بر اساس آن معیارها به روش کیفی است. ازآنجاکه ارزیابی طرح های توسعه شهری با رویکرد عدالت فضایی مدنظر است با توجه به ماهیت موضوع عمدتاً از روش تحلیل ثانویه استفاده شده است. مبتنی بر یافته های پژوهش اصول عدالت فضایی در قالب 12 مفهوم شامل، مشاوره با مردم، مشارکت محوری، نفی محرومیت و حاشیه نشینی، رعایت حقوق مردم، توزیع عادلانه منابع، آزادی، برابری فرصت ها، نیاز به سهیم شدن در منفعت عمومی، استحقاق، همه شمولی و فراگیری، تنوع و تفاوت شناسایی شد. تحلیل محتوای اسناد طرح ساماندهی محله فرحزاد بیانگر آن است این طرح به میزان کمی با برخی از معیارهای عدالت فضایی مانند مشارکت محوری، مشاوره با مردم، استحقاق، توزیع عادلانه منابع، آزادی، برابری فرصت ها انطباق دارد، درصورتی که معیارهای نفی محرومیت و حاشیه نشینی، همه شمولی و نیاز بهسهیم شدن در منفعت عمومی در برنامه ریزی ساماندهی محله فرحزاد جایگاه پائین تری داشته است. طرح ساماندهی محله فرحزاد طرحی کالبدی است که تنها برخی از معیارهای موردنظر عدالت اجتماعی مبتنی بر لیبرالیسم را موردتوجه قرار داده است.
تأثیر شریان های ارتباطی در توسعه شهر نمونه موردی : محور هفت باغ علوی کرمان
منبع:
هنر و تمدن شرق سال هفتم تابستان ۱۳۹۸ شماره ۲۴
29 - 38
حوزههای تخصصی:
عوامل طبیعی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی از مواردی هستند که شهر بسته به موقعیت، بر پایه هریک از آنها توسعه می یابد. شریان ها در شهرهای مدرن، استخوان بندی اصلی شهر را شکل داده و یکی از عوامل توسعه شهر به حساب می آیند. با توجه به کم رنگ شدن مرز بین بافت شهر و حاشیه، شریان ها به محرک مهمی جهت توسعه تبدیل شده اند. این محورها در خارج از شهر بسته به موقعیت مکانی و زمانی به عناصری مهم برای شهر تبدیل می شوند که اهداف منظرین بسیاری را دنبال می کنند. <br />مسئله اساسی و مهم در این پژوهش، یافتن معیارهای ارزیابی موفق در محورهای ارتباطی توسعه شهری است. شهرهای مختلف ویژگی های شخصیتی متفاوتی با یکدیگر دارند، پس عوامل مؤثر در توسعه آنها نیز با یکدیگر فرق می کند. مطالعات انجام شده در شهر کرمان به عنوان نمونه ای که توسعه امروز آن در گرو محورهای ارتباطی است، این سؤال را طرح می کند که آیا محور هفت-باغ با توجه به معیارهای ارزیابی، برنامه ریزی مناسبی داشته است؟<br />جایگاه این شریان در توسعه شهر و میزان موفقیت آن نیازمند ارزیابی هایی است که در این پروژه ابتدا از طریق بازدید میدانی و کتابخانه ای و سپس براساس مطابقت با معیارهای منظر شهری و توسعه پایدار و مقایسه با محور موفق صدرا در شهر شیراز انجام شده است. نتیجه حاصل از مطالعات و بررسی ها نشان می دهد که این محور نسبت به معیارهای اهداف منظر و توسعه شهری پایدار بی توجه بوده و در آینده نمی تواند توسعه ای موفق برای شهر کرمان رقم بزند. علاوه بر آن، تعمیم این معیارها در صورت عدم توجه به ویژگی های بستر و خصوصیات شهر نادرست است و این معیارها باید در کنار ویژگی های هویتی هر منطقه بررسی شوند.
سنجش حس مکان و شناسایی مؤلفه های مؤثر بر آن در بافت تاریخی تهران (موردپژوهی: محله تاریخی امامزاده یحیی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات معماری ایران بهار و تابستان ۱۳۹۸ شماره ۱۵
173-191
حوزههای تخصصی:
امروزه سطح پایین حس مکان و کمرنگ بودن احساس تعلق و هویت ساکنان در بسیاری از مناطق شهری، به خصوص در بافت های تاریخی، به واسطه دگرگونی ها و تغییرات نامتناسب با بستر، روح و غریزه آدمی، مسئله ای مهم در بحث چگونگی برخورد با بافت های تاریخی است. این پژوهش، با روش توصیفی تحلیلی، به بررسی مفهوم چندبعدی حس مکان و شناسایی عوامل تشکیل دهنده آن در محله تاریخی امامزاده یحیی به عنوان محله ای رو به زوال می پردازد. بدین منظور برای سنجش حس مکان و ارزیابی عوامل مؤثر بر آن از ابزار پرسشنامه و مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شده و با استفاده از آزمون همبستگی به کشف رابطه معنادار، شدت و جهت رابطه میان آن ها پرداخته شده است. نتایج نشان داد که درمجموع، حس مکان ساکنان محله امامزاده یحیی در سطح پایینی قرار دارد و از جمله دلایل آن می توان به نارضایتی ساکنان از عوامل کالبدی، اجتماعی ، فعالیتی و معنایی در محله اشاره کرد. همچنین آزمون همبستگی نشان داد میان حس مکان ساکنان و احساس افتخار آن ها به حضور در محله، رابطه معناداری وجود دارد (05/0 P < ) و سطح بالای حس مکان باعث می شود تا ساکنان با شدت بیشتری خود را اهل محله خویش بدانند و متناسب با آن، انگیزه تداوم سکونت و ماندگاریشان در محل زندگی ارتقا یابد. در مقابل نحوه پیدا کردن مسیرها توسط ساکنان در این محله، رابطه معناداری با بُعد وابستگی به مکان برقرار نکرده است (156/0 r = و 05/0 P> ). همچنین نتایج حاکی از این است که وجود ابنیه تاریخی در محله امامزاده یحیی به رغم علاقه مندی ساکنان به آن (76/4 = میانگین)، به خودی خود موجب تقویت حس مکان در ساکنان نمی گردد و تنها یکی از توانمندی های موجود محسوب می شود. ازاین رو می توان به کمک آن و سایر توانمندی های موجود، با برنامه ریزی های مدبّرانه، راه رسیدن به سطح بالاتری از حس مکان، تعلق به مکان و هویت مکان را هموارتر کرد.
بررسی راه کار ها و استراتژی های همساز با اقلیم معتدل و مرطوب در معماری معاصر و بومی
حوزههای تخصصی:
با توجه به وجود اقلیم های متنوع در جهان، طراحی معماری باید با توجه به شرایط اقلیمی انجام شود؛ این مهم به ویژه در مواردی که شرایط حرارتی بحرانی یکی )C( باشد اهمیت بیشتری داشته و به چالشی مهم در ذهن معمار تبدیل می شود. طبق تقسیم بندی کوپن 5 کلان اقلیم وجود دارد که اقلیم معتدل و مرطوب 01° و در C از اقلیم های مهم آن است که به خاطر رطوبت بالای هوا در طول سال نیاز به طراحی خاص دارد. در این اقلیم دما در گرم ترین ماه سال بالاتر از تشکیل شده است. در این مقاله، ابتدا با استفاده از روش تحقیق کیفی، به صورت )Cs ،Cw ،Cf( -3 می باشد. این اقلیم از سه خرده اقلیم °C سردترین ماه سال توصیفی-تحلیلی و سپس با استفاده از داده های هواشناسی ایستگاه های معتبر جهانی و با تکیه بر تحلیل راهکارهای به کار گرفته شده در معماری معاصر و بومی سه به شناسایی و بررسی راهکارهای همساز با اقلیم در این نمونه ها پرداخته شد و باتوجه به ))Csa( و خرم آباد )Cwa( هنگ کنگ ،)Cfa( نمونه موردی )واشنگتن مطالعات انجام شده، معماری بومی شهر خرم آباد و معماری معاصر دو شهر واشنگتن و هنگ کنگ از سازگاری بالایی با شرایط اقلیمی برخوردار بودند، با این وجود در معماری معاصر شهر خرم آباد برخلاف معماری بومی آن توجه اندکی به مسائل اقلیمی شده بود. در نتیجه این تحلیل ها و نحوه عملکرد عناصر معماری به کار رفته در معماری بومی و معاصر سه شهر مورد مطالعه، به تشریح راهکارهای همساز با اقلیم به کار گرفتهشده مرتبط در معماری معاصر پرداخته و عناصر معماری بومی را که با راهکارهای همساز با اقلیم معتدل و مرطوب در معماری بومی در تناظر با عناصر امروزی قرار گرفتند، معرفی شدند.
بررسی روند تغییرات و توسعه فیزیکی کلان شهر اهواز با تأکید بر شاخص های اجتماعی، شهری و محیط زیست
حوزههای تخصصی:
شهر اهواز در خلال سال های 1334 تا 1392 بیشترین تغییرات فیزیکی را در سطح شهر داشته و باعث اشغال و جایگزین شدن زمین های کشاورزی و تبدیل این زمین ها به کاربری مسکونی و صنعتی و غیره شده است. در این مطالعه سعی بر این است که تغییرات به وجود آمده بین سال های 1334 تا 1392 با استفاده از تصاویر عکس های هوایی و نرم افزارهای سنجش از دور و GIS مورد ارزیابی قرار گیرد. نتایج حاکی از آن است کاربری هایی همچون پارکینگ، مذهبی، نظامی و انتظامی، اجتماعی، آموزشی، فرهنگی، کارگاه های کوچک، تأسیسات و تجهیزات شهری به ترتیب بیشترین تغییرات را در شهر اهواز داشته اند. همچنین جهت سنجش اثرات زیست محیطی گسترش شهری از تکنیک دلفی بهره گرفته شد. نتایج نشان داد که تغییرات آب و هوایی، کاهش سطح تولید زمین های کشاورزی، کاهش تنوع محصولات، تخریب منابع، آلودگی گرمایی و آلودگی آب وهوا، مهم ترین اثرات زیست محیطی گسترش شهری محسوب می شوند.
بازنمایی اشراقی هاله قدسی در نگارگری
منبع:
مطالعات هنر و رسانه سال اول بهار و تابستان ۱۳۹۸ شماره ۱
121 - 146
حوزههای تخصصی:
یکی از راه های بیان حقایق هستی که کاربردی عمومی و قابل فهم برای عمومی افراد دارد، زبان رمز و سمبل است. یکی از این رموز، نور است. در سنت ایرانی پیش از اسلام، نور جایگاه ویژه ای در بین حکما و متألهین فهلوی داشته است. در سنت پس از اسلام نیز همین توجه بوده است. چرا که خداوند نور آسمان و زمین معرفی می شود و سوره ای تحت عنوان نور آمده است. بر همین اساس است که سهروردی فلسفه اشراقی اش را بر اساس نور بنا می کند و سلسله انوار الهی از نور الانوار تا عالم غاسق را به نحو تشکیکی قرار می دهد. در چشم انداز اشراقی، فرّه به عنوان تأیید و اشراق الهی به نحو تشکیکی در عالم مادی از نباتات تا انسان کامل را دربرمی گیرد. هنرمند ایرانی، چه پیش از اسلام و چه پس از آن، از آن جا که در این فضای اشراقی تنفس می کند، با این اندیشه آشنا است و در بیان هنری خود سعی در نشان دان آن دارد. یکی از بسترهای مناسب برای بیان اشراقات و فرّه الهی، نگارگری است که آن را به صورت هاله نورانی در اطراف سر انسان ها یا قدسیان تصویرگری می کردند. بیان هاله نورانی یا قرص خورشید، مورد پژوهش های مختلف قرار گرفته است، اما بیان اشراقی و سمبولیک آن کمتر مورد پژوهشی مستقل قرار گرفته است. سعی در این پژوهش، بیان اشراقی هاله قدسی در وهله نخست و در ادامه، بیان و تطبیق آن در نگاره ها است.
مؤلفه های زیبایی شناسانه اخلاق در نظریه ادراکات اعتباری
منبع:
مطالعات هنر و رسانه سال اول پاییز و زمستان ۱۳۹۸ شماره ۲
11 - 28
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله، تشریح ریشه های زیبایی شناختی نظریه ادراکات اعتباری علامه طباطبایی است، که این هدف را با تحلیل و بازسازی آراء علامه و ضمن تشریح مفروضات زیبایی شناختی حاضر در این نظریه دنبال خواهیم کرد. این پژوهش نشان می دهد که دستگاه شناسایی و قوای کنش ورزی آدمی با نظم نگاری طبیعت، قوانین موجود در آن را یافته و کنش خود را بر همین مدار تنظیم می کند. امکان اِسناد حدود اشیاء به یکدیگر، که با مَجازسازی صورت می گیرد، غایاتی مفروض، محتمل و پیش بینی پذیر را که حاصل فعالیت قوه خیال است، پیش چشم انسان قرار داده و او را با قرار دادن در دو مقام فاعل اخلاقی و خالق زیبایی، به تصمیم گیری، کنش ورزی و داوری فرا می خواند. این همه، در فرآیند هدایت تکوینی انسان به بار می نشیند و اصطلاح مشهور قانون طبیعی، معادلی برای این نوع هدایت است. بر مدار نظریه ادراکات اعتباری، قانون طبیعی همان عنوان مستجمع برای دو ساحت اخلاق و زیبایی است.
واکاوی تعامل بین گونه های شکلی مسکن سنتی و ارتباطات فضایی با استفاده از ابزار نحو فضا (نمونه موردی: خانه های سنتی کاشان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات معماری ایران پاییز و زمستان ۱۳۹۸ شماره ۱۶
153-179
حوزههای تخصصی:
شهر کاشان را می توان گنجینه ای از خانه های سنتی ایرانی دانست؛ خانه هایی که متعلق به دوره قاجار بوده و مقوله های اجتماعی فرهنگی و اقلیمی بیشترین تأثیر را در شکل گیری پیکره بندی فضایی این خانه ها داشته است . در ا ین پژوهش با محور قرار دادن ورودی، به تحلیل پیکره بندی فضایی در خانه های کاشان پرداخته شد. در مرحله اول، خانه ها به لحاظ شکلی و کالبدی در چهار دسته قرار گرفتند: خانه های تک حیاطه دوطرف حجم، تک حیاطه سه طرف حجم، خانه های تک حیاطه چهارطرف حجم و دوحیاطه چهارطرف حجم. در مرحله دوم تعداد ورودی ها، جایگاه ورودی ها به لحاظ افقی و عمودی و مسیر مستقیم و غیر مستقیم هنگام ورود به خانه ها مشخص شد، سپس به منظور تحلیل ورودی در هر دسته شکلی، از روش چیدمان فضا بهره گرفته شد. در همین راستا دو شاخص هم پیوندی و عمق قابل پیمایش (ارتباط بصری) در بستر این خانه ها مورد سنجش قرار گرفتند. در مرحله سوم نیز، عرصه بندی فضا های تابستان نشین و زمستان نشین خانه های هر دسته شکلی مبتنی بر نمودار توجیهی و تحلیل گراف نمایانی مورد بررسی قرار گرفت. فرضیه های اصلی پژوهش حاکی از این است که خانه های هر دسته کالبدی شکلی، ارتباطات فضایی شبیه بهکدیگر را رقم زده است، سازمان فضایی عرصهه زیستی ساکنان خانه ها در فصول تابستان و زمستان متفاوت اند. به علاوه رابطه مجموعه ورودی و فضای خانه ها در هر دسته مورد بحث قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان می دهد که در هر دسته کالبدی، تفاوت هایی به لحاظ پیکره بندی فضایی وجود دارد به طوری که در هر دسته، خانه های عمیق و کم عمق به لحاظ بصری دیده می شود، اما معانی اجتماعی فرهنگی مشابهی در هریک از پیکره های کالبدی قابل مشاهده است که مطابق با ویژگی های فرهنگی و اجتماعی معماری ایرانی اسلامی در شهر کاشان شکل یافته است. همچنین، سازمان فضایی عرصه زیست ساکنان خانه ها در فصل تابستان و زمستان نیز متفاوت بود. در رابطه با ورودی در خانه های هر دسته، مشاهده شد که افزایش تعداد ورودی ها لزوماً موجب کاهش لایه بندی بصری خانه ها در هر دسته و در بین تمامی خانه ها نشده است.
بازشناسی عناصر کالبدی کارکردی موثر در شکل گیری بافت تاریخی بهبهان (از دروه صفویه تا پهلوی) بر مبنای الگوی شهرهای تاریخی
حوزههای تخصصی:
بافت تاریخی شهرها متشکل از مولفه های اجتماعی و کالبدی می باشند که روی هم رفته هویت شهر را تشکیل می دهند. بازشناسی و مطالعه این مولفه ها می تواند در رشد و توسعه ی درون زا در بافت های تاریخی و حفظ ارزش های آن موثر گردد. لذا در این مقاله با هدف بازشناسی الگوی شکل گیری شهرهای سنتی و با تاکید بر مولفه های کالبدی– کارکردی، بافت تاریخی شهر بهبهان بررسی شده است. در این پژوهش به روش تحلیلی- توصیفی و با راهبرد مطالعه میدانی و اسنادی، ساختار کالبدی شهر از زمان صفویه تا پهلوی و عناصر کالبدی کارکردی تشکیل دهنده ی بافت سنتی، مورد بررسی تاریخی قرار گرفته است. یافته های تحقیق نشان می دهد رشد اولیه شهر به صورت ارگانیک و بر اساس اصل ارتباط، پیوستگی و سلسله مراتب شهری بنیان شده است و محله به عنوان اصلی ترین مفهوم شکل دهنده به بافت، تقسیمات کالبدی و اجتماعی شهر را ایجاد نموده است. این الگو از دوره صفویه تا قاجار روندی تدریجی و پیوسته داشته است، ولی در دوره پهلوی همزمان با تحولات شهرسازی در سراسر کشور، سرعت رشد، نه به کندی دوره های پیشین بلکه با تاثیر از شرایط گسترش شهرها در دهه های اول قرن حاضر شکل گرفت. در این دوره همچان ارزش فضایی گذشته حاکم بود ولی پیوستگی بافت شهری تضعیف شد. این پژوهش همچنین شکل گیری بافت تاریخی بهبهان بر اساس اصول حاکم بر سازماندهی فضای شهری سنتی را تصدیق می کند و تایید کننده ی این مطلب است که شهرهای سنتی بر اساس اصول مشترکی شکل گرفته اند و در اقلیم های مختلف، با توجه به بستر و زمینه شکلگیری، کالبد منحصر به فردی یافته اند.