فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸٬۳۲۱ تا ۸٬۳۴۰ مورد از کل ۳۰٬۷۰۳ مورد.
منبع:
معماری و شهرسازی ایران دوره ۱۰ پاییز و زمستان ۱۳۹۸ شماره ۱۸
159 - 178
حوزههای تخصصی:
تمرکز بر ویژگی های کیفی جداره های فعال و مؤلفه های ادراک آن ها، از مهم ترین موضوعات طراحی منظر خیابانی است. کیفیت سطح همکف جداره ها تأثیر زیادی بر میزان و نحوه استفاده شهروندان از فضای شهری، مدت زمان حضور و رفتارهای احتمالی آن ها دارد. به منظور دست یابی به مؤلفه های مؤثر بر ادراک منظر خیابانی با تأکید بر جداره های فعال و امکان مطالعه دقیق تر آن ها، می توان عناصر تشکیل دهنده منظر خیابانی را به سه مؤلفه کالبدی، عملکردی و زمینه ای تقسیم نمود. کیفیت های طراحی شهری مناظر خیابانی متشکل از کیفیت های کاربردی منظر پیاده رو و کیفیت های زیبایی شناسی آن است. اجزاء تشکیل دهنده جداره های فعال متشکل از دو بعد عینی و ذهنی است که بعد عینی شامل عناصر خارجی و داخلی ساختمان؛ و بعد ذهنی شامل خوانایی، جهت دهی، حس خوش آمدگویی و ارتباط متقابل شهروندان با فضای خیابان است. این پژوهش از شیوه تحقیق مشاهده و پیمایش در بستر مطالعات میدانی خیابان خیام در بافت میانی شیراز بهره گرفته است. روش تحلیل مورد استفاده تلفیقی از روش های کمی و کیفی ارزیابی ادراک منظر خیابانی است و داده های به دست آمده با استفاده از ماتریس سوات و امتیازدهی طیف لیکرت مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و راهبردهای طراحی از طریق ماتریس راهبردهای کمی استراتژیک ارائه شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که تأکید بر ارجاعات زمینه ای و تاریخی، ارتقاء کیفیت منظر عینی، ارتقاء مؤلفه های عملکردی و نظام فعالیتی، ساماندهی کالبدی جداره های سطح همکف، تأکید بر تجربه فضایی عابرین پیاده از سطح همکف و ارتقاء امنیت اجتماعی و حس حضورپذیری در طراحی منظر خیابانی ضروری است.
توصیف و تحلیل پوشاک جنگاوران در نگاره های شاهنامه 953ه.ق پاریس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگارینه هنر اسلامی سال ششم پاییز و زمستان ۱۳۹۸ شماره ۱۸
128 - 143
حوزههای تخصصی:
در تاریخ سیاسی ایران، طبقه جنگاوران،همواره به عنوان یکی از طبقات مهم شمرده می شد. پژوهش در فرم پوشش جنگاوران، اطلاعاتی ارائه می دهد که در مطالعات تاریخی و جامعه شناسی مفید است و علاوه بر آن در حوزه هنرهای کاربردی و نمایشی نیز به کار می آید. نسخه 953ه.ق موجود در کتابخانه ملی پاریس، متعلق به دوره صفوی از جمله نسخی است که با ابعاد بزرگ و درشت نمایی در ترسیم فیگورها، توسط زبده ترین نگارگران خلق شده و بیشترین تعداد نگاره های آن مربوط به طبقه جنگاوراست. بررسی چگونگی پوشاک به تصویر درآمده در این طبقه، می تواند علاوه بر بازشناسی الگوی پوشاک جنگ عصر صفوی، به تاثیر روایت شاهنامه، سنت نگارگری و دیگر جریان هایی که بر مصورسازی جامگان نفوذ داشته اند، بپردازد. نتایج کلی پژوهش، بیانگر آن است که نگارگری روایی نقش بسزایی در نمایش پوشاک جنگاوران در صحنه های حماسی شاهنامه داشته و نگارگران از پوشاک به عنوان نمادی در جهت نمایش اوضاع سیاسی و نظامی استفاده کرده اند.
تبیین مدل یابی معادلات ساختاری در هنجار برپایی مسکن روستایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۳۸ زمستان ۱۳۹۸ شماره ۱۶۸
۹۲-۷۷
حوزههای تخصصی:
هدف این تحقیق، تبیین مدل نظری در هنجار شکل یابی مسکن روستایی در حوزه اقلیمی سرد و کوهستانی استان اردبیل است. با تدقیق بر اینکه ساخت وسازهای جدید روستایی که عموماً با حمایت های سازمان های دولتی و در رأس آن سازمان بنیاد مسکن انقلاب اسلامی و یا توسط اهالی اجرایی می شود، ریخت و فرم مسکن شهری دارد که بدون توجه به ارزش های معماری بومی در حال اجراست؛ ارزش هایی که با گذشت زمان و با آزمون خطاهای زیاد به قوانین نانوشته ساخت وساز مبدل شده است. لذا توجه به ارزش های حاکم در بافت روستاها که طی سالیان متمادی از سوی اهالی ساکن به کار گرفته شده، نقطه قوت پژوهش حاضر می باشد. ارزش هایی که نگارنده، هنجار نام می برد. در این تحقیق از روش همبستگی طرح مدل یابی روابط ساختاری بر پایه مطالعات میدانی و تحقیقات پیمایشی از نوع اکتشافی استفاده شد. پس از شناسایی 176 سکونتگاه حوزه سرد و کوهستانی استان اردبیل با ارتفاع 1500 تا 2150 متر از سطح دریا، 85 روستا با جمعیت بالای 200 نفر و به شیوه خوشه ای تصادفی انتخاب شدند. حجم نمونه براساس نظریه کلاین درمجموع به تعداد 250 نفر از ساکنین روستاهای فوق به شیوه هدفدار انتخاب، تا به 50 سؤال پرسش نامه مربوط به دیدگاه ساکنین در شکل یابی مسکن پاسخ دهند (بنابراین هر روستا به عنوان یک خوشه و افراد ساکن به عنوان اعضاء آن خوشه ها هستند). میزان پایایی پرسش نامه با استفاده از آلفای کرونباخ، 905/0=α به دست آمد. یافته های تحقیق نشان داد که مؤلفه های: همشکلی (تشابه) در برپایی مسکن، جغرافیایی اقلیمی، اقتصادی معیشتی، مقیاس تناسبات و فرهنگی سنتی به عنوان عامل های مؤثر بر هنجار شکل یابی مسکن روستایی در حوزه اقلیمی سرد و کوهستانی استان اردبیل هستند. نتایج به دست آمده نشان دادند که متغیرهای پیش بین مدل، مقدار 41 درصد از تغییرات ملاک را پیش بینی کرده اند و 59 درصد مابقی متأثر از متغیرهای برون زاد هستند. همچنین نتایج این تحقیق گویای سه اصل کلی است که: اولاً مؤلفه مقیاس و تناسبات در شکل یابی مسکن روستایی نقشی پررنگ تر از تمامی مؤلفه ها دارد. ثانیاً: شکل یابی مسکن روستایی پدیده ای فرهنگی است و ثالثاً: شکل مسکن روستایی، تابعی از میزان ارتفاع از سطح دریاهای آزاد است.
گونه شناسی کالبدی– ذهنی مسکن بومی مناطق غرب کردستان بر بنیاد نگره تاریخی-تکاملی (مدرسه موراتوری)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۳۸ بهار ۱۳۹۸ شماره ۱۶۵
۴۸-۳۳
حوزههای تخصصی:
هرچند بخش های کردنشین غرب ایران تاریخی دیرینه دارد ولی تاکنون لایه های پنهان معماری به ظاهر ساده آن ها به صورت دقیق بررسی نشده است. در گفتمان معماری معاصر رویکردهای گوناگونی در پی تداوم سنت های بومی اند که از این میان نگرش تاریخی-تکاملی (گونه شناسی) نگرش ها و اصولی برای شناخت عوامل کالبدی و ذهنی معماری حتی در مقیاس منطقه در خود دارد. کاربست این نگره بستری درخور برای چگونگی تداوم ویژگی های فرهنگی، اجتماعی و اقلیمی و پیوند کالبد معماری با بستر منطقه به دست می دهد. این پژوهش کوششی است برای شناخت و گونه شناسی مسکن بومی مناطق غرب کردستان. هدف اصلی پژوهش حاضر نیز شناخت عناصر و مفاهیم این گونه ها است، آن گونه که کاربست این مفاهیم در کنار نیازهای جدید ساکنان الهام بخش معماران و طراحان منطقه در ساخت های روستایی و شهری باشد. این پژوهش میدانی است و برای بررسی عوامل کالبدی روش گونه شناسی (قیاسی-کاهشی) را به کار بسته است. نخست داده ها از میان حدود یک صد سکونتگاه کوهستانی در غرب کردستان با پیمایش میدانی گردآوری و دسته بندی شد. سپس کروکی و مدل های سه بعدی ترسیم و در روند گونه شناسی بررسی شدند. نتیجه این پژوهش چهار گونه معماری در مقیاس بنا را در این سکونتگاه ها نشان می دهد. گونه نخست که فراوانی بیشتری دارد مکعب مستطیل شکل است و بدون حیاط که معمولاً سه طبقه دارد. گونه دوم نیز حیاط ندارد اما پلکانی است. معماری این دوگونه برونگرا است. ساختمان های گونه سوم از دو گونه پیشین بزرگ تر است با حیاطی بزرگ. گونه چهارم " L" شکل است و حیاطی کوچک و فرعی دارد. معماری نیمه برونگرا ویژگی این دوگونه است. انواع فضاهای جمعی (بربان، بانیجه، تراس، دالان و بام حیاط) رنگارنگی فضاهای درونی و بیرونی همپای طبیعت، پیوند با طبیعت، توجه به حس ها و بهره وری از تکنولوژی های نو و درخور منطقه بهترین راهنمای طراحان در این مکان ها است. کلمات کلیدی: گونه شناسی، مسکن بومی، نگره تاریخی-تکاملی، موراتوری، کردستان.
بهسازی گونه های مسکن روستایی از دیدگاه انرژی و آسایش حرارتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسکن روستایی به واسطه تعداد، گستردگی، اقتصاد شکننده و نقش تعیین کننده آن در توسعه پایدار از اهمیت ویژه ای برخوردار است. محصول توجه به این مهم، سیاست های توسعه وارتقای مسکن روستایی است که منجر به ارائه پیشنهاد الگوی مسکن روستایی برای اقلیم های مختلف شده است. همچنین با پیشرفت علوم و توسعه ابزارهای دقیق و معتبر شبیه سازی، امکان ارزیابی کمّی و نیز بهسازی طرح های پیشنهادی ایجاد شده است. این فرصت در کنار اهمیت موضوع مسکن روستایی امکان ارزیابی عملکرد الگوهای پیشنهادی و پیشبرد طرح و ارائه جزییاتی برای بهبود عملکرد آن ها را فراهم می سازد. از این رو این مقاله ابتدا با استفاده از شبیه سازی رایانه ای و مدلسازی شرایط بنا در رابط گرافیکیDesign builder و موتور محاسباتی Energy plus، عملکرد گونه های فوق را از نظر انرژی و آسایش در پنج اقلیم مختلف بررسی کرده، سپس با ارائه پیشنهادهای اصلاحی در برخی از اجزای طرح در شرایط اقلیمی فوق الذکر، ارتقای حاصل از اصلاحات را مشخص می کند. مطابق نتایج این پژوهش، اولاً متوسط مقدار مصرف انرژی در گونه های پیشنهادی فوق بین230 تا 435 کیلووات ساعت بر متر مربع است که به مراتب بیشتر از استاندارد جهانی مربوطه و نیز مقدار قابل قبول در برچسب انرژی کشور است. جهت گیری بهینه، افزودن عایق حرارتی در بام و دیوارهای خارجی، تغییر مشخصات پنجره ها (ابعاد، فریم و نوع شیشه)، بین 16 تا 30.5 درصد کاهش مصرف انرژی را در اقلیم های مختلف فراهم کرده است. همچنین بهره گیری از انرژی های تجدیدپذیر (پنل های فتوولتاییک و آبگرم کن های خورشیدی) موجب کاهش مصرف تا 84 درصد نسبت به گونه های مسکونی اولیه شده است.
مطالعات فنی و خوردگی تعدادی از آثار برنزی مکشوفه در محوطه میراث جهانی بم
منبع:
دانش حفاظت و مرمت سال ۲ بهار ۱۳۹۸ شماره ۱ (پیاپی ۲)
22 - 35
حوزههای تخصصی:
مطالعه آثار فلزی محوطه ارگ بم همسو با طرح بیماری شناسی آثار فلزی در ایران انجام گرفته که هدف آن بررسی، مطالعه و آسیب شناسی آثار فلزی در ایران است. از محوطه ارگ بم آثار فلزی مختلفی ازجمله آهن، نقره و آلیاژهای مس به دست آمده است. در پژوهش حاضر بر تعدادی از آثار برنزی تمرکز شده است. مطالعات انجام شده از روش های میکروسکوپی و ماکروسکوپی شامل متالوگرافی، شیمی تر، تفرق اشعه ایکس (XRD)، میکروسکوپ الکترونی روبشی (SEM) و طیف سنجی پراش انرژی پرتو ایکس (EDX) استفاده کرده است. نتایج حاکی از آن است که با توجه به ساختار دندریتی، اغلب این آثار به روش ریخته گری ساخته شده اند. طبق نتایج پراش سنج پرتو ایکس (XRD)، محصولات خوردگی شامل کوپریت (اکسید مس)، آزوریت (کربنات مس)، بروکانتیت (سولفات مس)، کاسیتریت (اکسید قلع) و ترکیبات کلریدی آتاکامیت، پاراتاکامیت، نانتوکیت و ملانوتالیت (Cu2OCl2) هستند. نکته قابل توجه آن است که وجود فاز حاوی آهن و گوگرد در تمام نمونه ها نشان دهنده استفاده از سنگ معدن های سولفیدی در استخراج مس است.
شناسایی اولین منابع ابسیدین در شمال غرب ایران جهت منشایابی منابع بومی آثار پیش از تاریخی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دست افزارهای ابسیدینی از فراوان ترین مصنوعاتی هستند که در محوطه های باستانی خاورمیانه و خاورنزدیک یافت می گردند. منشأیابی ابزارهای ابسیدین از موضوعات جذاب و مورد بحث در میان باستان شناسان و زمین شناسان است. از آنجایی که مطالعات فراوانی بر روی منشأیابی معادن ابزارهای سنگی ابسیدینی در مناطق همجوار ایران مانند آناتولی و قفقاز انجام گرفته است، لذا بخش های عمده ای از ایران به عنوان یک وقفه مطالعاتی در باستان شناسی خاورمیانه از بابت مطالعات منشأیابی ابزارها و معادن ابسیدین به شمار می آید. مطالعات اخیر ِمعادن و منابع ابسیدینِ ایران و نیز منشایابی ابزارهای سنگی فراوان ابسیدینی، زمینه مساعدی جهت ایجاد یک پایگاه اطلاعاتی و ترسیم افقی پژوهشی را برای مطالعات ابسیدین منطقه فراهم ساخته است. در این پژوهش با هدف معرفی گروه های جدید ابسیدینی در خاورمیانه و بخش ایران 10 نمونه ابسیدین از منابع شناسایی شده اخیر در منطقه تجرق میانه و قزلجه بستان آباد و اطراف کوه های بزقوش با استفاده از روش آنالیز pXRF به روش قابل حمل ارائه گردیده است. به نحوی که 8 نمونه از منبع ابسیدین تجرق میانه و 2 نمونه از منبع قزلجه شهریار بستان آباد انتخاب و مورد آنالیز قرار گرفتند. نتایج مطالعات و تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد سه گروه عمده جدید ابسیدین قابل تفکیک و شناسایی است که تحت عنوان گروه ابسیدینی A و B تجرق میانه و گروه منبع قزلجه شهریار بستان آباد معرفی می گردند. این یافته ها نخستین نمونه های ابسیدینی شناسایی شده ایران در ارتباط با منابع و منشایابی نمونه های تاریخی و باستانی هستند که زمینه ای جهت مطالعه و مقایسه این منابع با یافته های باستانی و منشاهای مختلف محتمل داخلی و خارجی را فراهم خواهند ساخت.
تاثیر معماری تعاملی در طراحی پارکینگ های طبقاتی؛ مورد مطالعه: طراحی پارکینگ های مکانیزه هوشمند
حوزههای تخصصی:
گسترش شهرها و به دنبال آن افزایش روزانه هزاران خودرو، دغدغه های حال حاضر عده کثیری از مردم جهت یافتن مکانی مناسب و امن، با رویکردهای نوین، جهت استقرار خودروهایشان در آن مکان، به حیاتی ترین مشغله فکری در جوامع امروزی مبدل شده است. با افزایش خودروهای شخصی در سطح کلان شهرها، و در نتیجه آن، افزایش تعداد سفرها با این وسایل نقلیه، طراحی پارکینگ به مساله مهمی در مطالعات و برنامه ریزی های شهری تبدیل شده است. در این گونه شهرها، هر فعالیت اقتصادی نیاز به تامین فضا پارکینگ متناسب با سطح فعالیت خود را دارد. به این ترتیب، با توجه به فضای زیادی که توسط هر وسیله اشغال می شود، سطح وسیعی از فضا مفید شهری، به پارکینگ اختصاص می یابد. لزوم وجود چنین اماکنی خصوصاً در کلان شهرها جهت رفاه حال تمامی هموطنان، تفکر و پیش زمینه اصلی احداث و راه اندازی پارکینگهایی با به روزترین فن آوری ها در زمینه معماری پاسخگو، معماری تعاملی و یا معماری دینامیک، که نماد نگرشی جدید در عرصه های معماری می باشد؛ تاکید داشت. معماری تعاملی طرح کلی دیدگاهی برای آینده، از طریق ترکیب و یکپارچه سازی تکنولوژی جدید می باشد. هدف این پژوهش، دستیابی به نحوه شکل گیری صحیح پارکینگ های طبقاتی براساس بهره گیری از شاخه تکنولوژی معماری تعاملی است؛ از این رو، با توجه به بهره گیری از روش کیفی، به تحقیق و بررسی در این زمینه می پردازیم.
سیاست های فرهنگی، هنری و تجاری قالی ایرانی دوران قاجاریه (1329تا 1344)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات هنر اسلامی سال پانزدهم بهار ۱۳۹۸ شماره ۳۳
1 - 23
حوزههای تخصصی:
در دوران قاجاریه پس از اینکه آرامش نسبی در زمان پادشاهی فتحعلی شاه و ناصرالدین شاه قاجار برقرار شد، بستری برای تولید فرش های نفیس ایرانی مهیا شد. در این عصر سیاحان اروپایی توجه تاجران و مردم اروپا و آمریکا را به فرش دستباف ایران جلب کردند. در اواسط قرن 19م/13ق تحولی در تولید قالی ایرانی در جهت تامین بازار جهانی رخ داد و شرکت های خارجی به سرمایه گذاری در تولید و تجارت قالی ایران علاقه مند شدند. در پی این تحولات بود که برخی از کشورهایی که در صنعت فرش دستباف دارای مزیت بودند به فکر توسعه این صنعت افتاده و به عرصه رقابت در تجارت بین المللی آن وارد شدند. این رقابت در بازار جهانی بعد از جنگ بین الملل اول شدت یافت و همواره تولید کنندگان بزرگ فرش در تصاحب بازارهای جهانی به خصوص بازار اروپا و آمریکا در رقابت با یکدیگر قرار داشتند. با مطالعه اخبار، مطالب و تبلیغات رسانه ای در ادوار گذشته متوجه می شویم در دوره قاجاریه به ویژه در دوره احمدشاه و محمدعلی شاه صدور فرش ایران در مقایسه با کشورهای رقیب نسبتا چشمگیر و رو به افزایش بوده است. مروری بر مطبوعات این زمان موید آن است که بخشی از مطبوعات اقدام به معرفی و کمک به رفع مشکلات پیش روی قالی ایران کرده اند. نگاه حاکمیتی و موضوعاتی که روزنامه نگاران آن دوره بر آن صحه می گذاشتند قابل تأمل است. به همین دلیل در این پژوهش مساله این است که محتوای تبلیغات، اخبار و فرایند ارایه این تبلیغات و گزارش ها به چه نحوی بوده است و اینکه موضوعات مطرح و مورد بحث و احیانا راهکارهای پیش روی در آن دوره چگونه بوده تا بتوان با استفاده از آن اطلاعات نسبت به تدوین یک برنامه راهبردی چه در حوزه رسانه و چه در حوزه اجرایی پیرامون قالی کشور اقدام کرد.
ساختار و عناصر بصری ظروف سنگی هلیل رود و جیرفت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات هنر اسلامی سال پانزدهم تابستان ۱۳۹۸ شماره ۳۴
112 - 128
حوزههای تخصصی:
زمان زیادی ازکشف تمدن هلیل رود(جیرفت) نمیگذرد و پژوهش های زیادی در باب این تمدن صورت نگرفته و بررسی و مطالعه ساختار نقوش روی آثار تازگی دارد. با توجه به عدم وجود اطلاعات مکتوب و سندهای تاریخی کافی از این تمدنﻧﺎﺷﻨﺎﺧﺘﻪ ﻭ ﺍﻫﻤیﺖ و جایگاه آن در تاریخ هنر ایران باستان ، ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﻧﻘوش ﺑﻪ ﺟﺎﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍﺯ ﺍیﻦ ﺗﻤﺪﻥ می تواند منبع خوبی باشند که ﻗﺎﺑﻞ ﺩﺳﺘﺮسی ﻫﺴﺘﻨﺪ وﻣی ﺗﻮﺍنند ﺍﻃﻼﻋﺎﺕ ﺍﺭﺯﺷﻤﻨﺪ ی ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﻋﻘﺎیﺪ، ﺁﺩﺍﺏ ، ﺭﺳﻮﻡ ،دانش فنی و ... ﺍﺯ ﺍیﻦ ﺗﻤﺪﻥ ﺩﺭ ﺍﺧﺘیﺎﺭ ما ﺑﮕﺬﺍﺭﺩ. نقوش بکار رفته روی آثار بخش مهمی از هنر ایران باستان است. نقوش سفالینه ها و ...که بسیاری از آنها با نقش مایه های بسیارزیبا تزیین شده ان د، هم واره بیانگ ر دیدگاه و جهان بینی ، مفاهی م نمادی ن و ارتباطات فرهنگ ی جوامع در زمان های گذش ته بوده اس ت. هدف از این پژوهش مطالعه و بررس ی ساختار بصری نقوش تزئینی (دانش فنی زیبایی شناس ی) بر روی آثار یافت شده از تمدن جیرفت و پرسش از کیفیت زیبایی آن هاست. درضمن مطالعه ساختار تصویری نقوش بکار رفته روی آثار می توانیم حساسیت های بصری خالقان این آثار را در مورد امر زیبا آشکار سازیم کاربرد اصولی و دقیق عناصر زیبایی شناسانه (دانش فنی) همچون ریتم، تقارن، تعادل، تناسب ،تمرکز، توازن و غیره بر روی آثار سنگی تمدن جیرفت به وفوردیده می شوند و بیان کننده این امر مهم هستند که مردمان این تمدن علاوه بر جنبه کاربردی ظروف در زندگی روزمره، با استفاده از نقوش مختلف ( هندسی، انسانی، گیاهی، حیوانی، موضوعی و نمادین) روی این آثار سعی در ارضا کردن نیاز های زیبایی شناسانه خود بوده اند. روش گردآوری داده ها در این مقاله، مطالعات کتابخانه ای و بررسی میدانی از طریق مشاهده عینی و روش پژوهش بصورت توصیفی و تحلیلی است. به نظر می رسد منشأ عناصر تجسمی، عقاید انتزاعی و تصاویر رئالیستی برگرفته از طبعیت اطراف و آئین های اساطیری این حوزه بوده و در کنار آن ، ذهن حساس و زیبای شناسانه هنرمندان که از فرهنگ آنها نشأت می گرفته قابل مشاهده است. نقش اندازی بر روی این ظروف وسیله ای برای انتقال پیام در دروان پیش از تاریخ به شمار رفته است و مناسب ترین بوم برای نمایش پیام و دانش بشری در دوران خود مورد استفاده هنرمندان قرار گرفته است. سؤالات این پژوهش این است : -1در ساختار و ترکیب بندی تزئینات ظروف از کدام عناصر و کیفیات بصری(دانش فنی) استفاده شده است و فنون ارتباط بصری مرتبط با ظروف سنگی هلیل رود چگونه است؟ 2-رابطه معنایی بین فرم و محتوای نقوش این آثار کدام است ؟ اهداف: 1-بررسی ساختار بصری و تجسمی نقوش روی آثار این تمدن 2-تحلیل رابطه بین فرم و محتوای نقوش بکار رفته در آثار این تمدن
تطبیق منظر معنایی رنگ ها در قرآن کریم و ادبیات کنایی فارسی
حوزههای تخصصی:
اگرچه رنگ ها در جنبه فیزیکی خود، تنها بازتاب طول موج خاصی هستند، اما در فرهنگ بشری، محملی برای بیان احساسات، توصیفات، تخیلات، رمزها و نمادها و دیگر شئونات انسانی شدند. اهمیت این موضوع چنان است که رنگ ها، هم در زبان مخلوق و هم در زبان خالق، با اشکال و مفاهیم مختلف مورداستفاده قرارگرفته اند. قرن ها تعامل تفسیر قرآنی و ایرانی از جهان ایجاب می کند که عناصر و المان های فرهنگی آن ها و تأثیر و تأثراتشان نسبت به یکدیگر موردبررسی قرار گیرد. سؤال این است که کارکردها و دلالت های معنایی رنگ ها در قرآن کریم و ادبیات کنایی فارسی، چه تفاوت ها و شباهت هایی باهم دارند؟ همچنین آیا قرآن کریم تأثیراتی در گسترش معنای کنایی رنگ در ادبیات فارسی برجا نهاده است؟ در پاسخ به این سؤالات، این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی و تطبیقی، که از طریق جمع آوری کنایات موجود در سه دائره المعارف «دهخدا»، «عمید» و «فرهنگ کنایات فارسی» همچنین جمع آوری تمامی آیاتی که در آن ها، رنگ ها به کاررفته اند و نیز منابع کتابخانه ای و اینترنتی، به نتایجی دست یافت. قرآن کریم و کنایات فارسی، در توصیف وضعیت معنوی و جسمانی انسان، پدیده های طبیعی، توصیف رنگ پدیده های ایده آل بهشتی و رنگ مربوط به معجزه خاص، در کارکرد و دلالت های معنایی رنگ، اشتراکاتی دارند. تفاوت این است که رنگ ها در قرآن، برای توصیف فراواقعگرایانه پدیده های طبیعی در قیامت نیز به کاررفته و کنایات نیز علاوه بر کارکردهای مشترک، از رنگ ها، برای بیان آشکارگی و ظاهر بودن و همچنین برای توصیف یک مکان و یا شیء نیز بهره گرفته اند. نیز می توان تأثیرات قرآن کریم بر ادبیات کنایی فارسی را در دلالت های معنایی رنگ ها، در رنگ سفید (معجزه موسی) و رنگ سبز (لباس بهشتیان) و رنگ کبود برای چشم (سیه روزی و اندوه) مشاهده نمود. همچنین منظر معنایی رنگ ها در قرآن بیش از دلالت های کنایی و اکسپرسیو، بر واقع گرایی استوار است.
تحلیل بازنمود زال، کودک اسطوره ای (رها شده) در نگاره ی "گفتار اندر داستان سام نریمان و زادن زال" از شاهنامه طهماسبی با استفاده از رویکرد بینامتنیت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - هنرهای تجسمی دوره ۲۴ بهار ۱۳۹۸ شماره ۱
69 - 78
حوزههای تخصصی:
داستان هایی که دارای قدرت تاثیریِ جهانی هستند، برخوردار از عناصر ساختاری مشترک و جهان شمولی تحت عنوان کهن الگوی سفر قهرمان می باشند که در آنها به مضامینی از جمله مضمون کودکان اسطوره ای (رها شده) پرداخته شده است. مؤید این مطلب کتاب شاهنامه فردوسی است. متنی جامع و سرچشمه ای که بارها و بارها مورد استفاده یِ هنرمندان مختلف از جمله نگارگران قرار گرفته است. بررسی موفقیت نگارگرانِ این نگاره ها در بازنمایی مضمون فوق، هدف محوری این پژوهش می باشد. در همین راستا مقاله ی حاضر، زال را به عنوان نمونه ی مورد مطالعه از کودکان شاهنامه انتخاب و عناصر ساختاری داستان زال را بر اساس مراحل الگوی کمپبل در نگاره ی «گفتار اندر داستان سام نریمان و زادن زال » از شاهنامه طهماسبی، با استفاده از رویکرد بینا متنیت تطبیق می دهد. پژوهش با این روش، به رابطه یِ بین دو متنِ کلامیِ شاهنامه و متنِ تصویریِ (نگاره) می پردازد. فرض اساسی این مقاله بر آن است که شاهنامه طهماسبی، برخلاف بسیاری از نسخه های تصویریِ شاهنامه ها، با توجه به بافت فرهنگی مذهبی صفویه از عناصری نمادین و در جهت تاکید بر معانیِ اسطوره ای باستانی بهره برده و موفق به بازنمایی مضمون کودکان اسطوره ای و همچنین اعتقاد مردم دوره صفویه به متافیزیک و باورهای خرافی گشته است.
ارزیابی تطبیقی تأثیر لوگو از منظر نشانه شناسی بر نگرش مشتریان به برند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - هنرهای تجسمی دوره ۲۴ پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳
43 - 50
حوزههای تخصصی:
نگرش به برند، یک مفهوم مهم مرتبط با رفتار مصرف کننده است که می تواند به عنوان یک ارزیابیِ نسبتاً پایدار از یک نام تجاری، منجر به تقویت رفتار مصرف کننده بشود. با توجه به اینکه لوگو ازجمله دارایی های ارزشمند یک برند است، در صورت طراحی مناسب، می تواند تاثیری مثبت در نگرش مشتریان به برند ایجاد نماید. هدف این پژوهش، بررسی تطبیقی تأثیر لوگوها از منظر نشانه شناسیِ چارلز سندرس پیرس بر نگرش افراد به برند با تمرکز بر مشتریان سه بانک مسکن، کشاورزی و پست بانک ایران بوده است. روش تحقیق توصیفی پیمایشی و جامعه آماری، مشتریان سه بانک مذکور با تعداد 380 نفر و دسته بندی لوگو بانک ها بر مبنای سه گانه های شمایل، نمایه و نماد بوده است. تحلیل داده ها نشان داد که طرحِ لوگوی بانک ها، بر نگرش مشتریان به برند این سه بانک اثربخش است و لوگوی بانک مسکن، با رابطه شمایلی میان دال و مدلولش، بالاترین رتبه را در ایجاد نگرش مثبت کسب کرد. لوگوهای بانک کشاورزی و پست بانک با رابطه های نمایه ای و نمادین میان دال و مدلول خود در مراتب بعدی قرار گرفتند. به عبارتی؛ کاربست نشانه های شمایلی در لوگوهای تجاری، می تواند نگرش مثبت تری نسبت به یک برند ایجاد نماید که عواملی چون وفاداری مشتری به برند، ایجاد حس تمایل در انتخاب و تداوم در بهره مندی از آن برند و... را درپی خواهد داشت.
مقایسه دو الگوی منظر مقدس در شهر اسلامی و مسیحی (نمونه موردی : حرم امام رضا (ع) در مشهد و کلیسای دومو در میلان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
منظر دوره ۱۱ پاییز ۱۳۹۸ شماره ۴۸
14 - 21
حوزههای تخصصی:
با مطالعه تاریخچه تنوع نگرش های شهرسازی در جهان، این نکته روشن می شود که ادیان و مذاهب، تأثیر بسیاری بر هندسه حاکم بر شهر، توسعه و ریخت شهر داشته اند. اثر ادیان در توسعه شهر، ریشه در اهمیت قائل شدن برای اماکن مقدس دارد. همواره ساخت مکان مقدس در یک محدوه، موجب واجد ارزش شدن بافت اطراف خود و تمرکز سایر فعالیت های شهری در پیرامون آن می شده و رفته رفته ساختار شهر شکل می گرفته است. نوع نگاه به مکان مقدس در دو دین اسلام و مسیحیت به طورکلی متفاوت بوده و این نگرش در منظر مکان مقدس نیز متبلور شده است؛ به طوری که با قیاس تحلیلی و تاریخی شهرهای اسلامی و مسیحی و بررسی جایگاه مکان مقدس در آنها، می توان به تفاوت های منظرین مکان مقدس در دو نگرش پی برد. در این پژوهش کیفی، ابتدا دیدگاه نظریه پردازان در خصوص ساختار شهر و جایگاه مکان مقدس در شهر اسلامی و مسیحی بررسی شد و سپس مقایسه تطبیقی میان دو نمونه مکان زیارتی صورت گرفت. یافته های این بررسی نشان می دهند که هویت منظرین مکان های مقدس در شهر اسلامی به صورت ارگانیک در پیوند با محله و بافت اطراف خود بوده اند. به گونه ای که در دل فضاهای پیرامونی به صورت هم پیوند قرار می گرفته و موجب اتصال فعالیت های متنوع زیارتی و مردمی برای زائران و مجاوران می شده است. اما در مسیحیت، مکان مقدس، استقلال معنایی و فرمی دارد و با یک معماری سلطه گر که به صورت تجسدی از مسیح شکل گرفته، بدون ارتباط عینی-ذهنی با محله های اطراف است. به طوری که موجب جدایی مکان مقدس و فعالیت های وابسته می شده است. ریشه این مطلب در بررسی مصداق های منظر مکان های مقدس در دو شهر اسلامی و مسیحی نمایان می شود.
بررسی ترکیبات فضایی تالار و سرپوشیده در معماری جبهه های اصلی خانه های کاشان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اثر دوره ۴۰ تابستان ۱۳۹۸ شماره ۲ (پیاپی ۸۵)
70-59
حوزههای تخصصی:
شهر کاشان دوره قاجار خانه های تاریخی ارزشمندی را در خود جای داده است. هدف نوشتار حاضر، بررسی و تحلیل ترکیب بندی فضاهای جبهه های اصلی در خانه های کاشان دوره قاجار است. در نظام ترکیب بندی جبهه های اصلی ویژگی های مشترکی یافت می شود که از کنار هم گذاشتن آنها نتایج آموزنده ای حاصل می شود. هم نشینی فضاها کنار یکدیگر در یک جبهه ارتباط منسجمی را میان آنها و به ویژه فضای میانی برقرار می کند؛ از این رو فضاهای هر جبهه، از درون با هم ارتباط دارند، اما هر جبهه از سایر جبهه ها مستقل است. این نظام فضایی در این پژوهش «عرصه» نام دارد. با این رویکرد و با توجه به جبهه های اصلی و مهم که تنوع فضایی بیشتری دارند، ترکیب های فضایی مشترکی به دست آمده است که حول دو فضای اصلی و مهم تر می آیند. در این مقاله، به کمک روش تفسیری- تاریخی، با تمرکز بر آثار، فضاها و «مشاهده و مطالعات میدانی»، این رویکرد بررسی و به پرسش های پژوهش پاسخ داده شد.
شناخت و معرفی مجموعه قلعه ماکو (استان آذربایجان غربی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اثر دوره ۴۰ پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳ (پیاپی ۸۶)
127-106
حوزههای تخصصی:
نمونه شاخصی از قلعه های تاریخی ایران در منطقه آذربایجان وجود دارد. یکی از نقاطی که در تاریخ طبیعی، سیاسی، تاریخی و فرهنگی منطقه در عرصه هنر معماری ایرانی قابل مطالعه بوده و به دلیل صعب العبوربودن، هنوز دست نخورده باقی مانده است، مجموعه تاریخی قلعه ماکو با برج و باروهای مستحکم و مشرف به شهر کنونی است که نوعی معماری زیرصخره ای ایران محسوب می شود، اما همچنان بخش بسیاری از ساختارهای معماری آن در زیر لایه های واریزه فرسایشی صخره قرار دارند. محدوده قلعه از کوه قیه که قلعه در زیر سایبان آن قرار دارد شروع می شود و تا خیابان طالقانی شهر جدید ماکو ادامه دارد. این قلعه در گذشته بافت اصلی شهر با حصارها، برج و باروهای بلند، پادگان نظامی و مراکز اقامتی و خدماتی را شامل می شده است. این پژوهش با هدف معرفی مجموعه تاریخی قلعه (شهرستان ماکو) به عنوان یکی از نمونه های نادر معماری زیرصخره ای جهان انجام شده و به دلیل قرارگیری آن در شاه راه ورود به ایران در دوره های تاریخی از اهمیت زیادی برخوردار بوده است. در این پژوهش که بر پایه تحقیقات میدانی و مطالعات تاریخی و نتایج یک فصل باستان شناسی انجام شده، به ویژگی های تاریخی و جغرافیایی و معماری سازه های قلعه پرداخته شده است.
نشانه های هنر مهاجرت در هنر شهری تهران دوره پهلوی: مطالعه موردی آثار مجسمه سازان و معماران پناهنده قفقاز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اثر دوره ۴۰ زمستان ۱۳۹۸ شماره ۴ (پیاپی ۸۷)
264-248
حوزههای تخصصی:
تهران به عنوان پایتخت تجلی گاه سیاست حافظه ی دوران پهلوی است. به سبب این سیاست، حافظه ی شهری تهران خود همه ی منازعات نشانگان هویتی را بازگو می کند. این منازعات حتی در میان معماران و تندیس گران مطرح آن دوران هم برقرار بوده است، اما معماران و تندیس گران پناهنده ی قفقاز فرصت بی سابقه ای در دوران پهلوی برای آفرینش هنر شهری پیدا کردند. این هنرمندان خیلی پیشتر به دلیل سکونت در امپراتوری تزاری و عثمانی با مظاهر نوآوری 1 غربی آشنا شدند و تعداد بسیاری از آنان در اروپا تحصیل کرده بودند. این هنرمندان با این پیشینه ی فرهنگی توسط هنرمندان سنتی پذیرفته نشدند و از طرفی فشار نوسازی پهلوی تهدید و فرصت همزمان برای آنان شد. معماران ارمنی با ساخت بناهای عمومی در جنبش نوآوری معماری پیشتاز شدند و تندیس گران آذری با ساخت مجسمه های شهری به هنر دوران هخامنشی و ساسانی بازگشتند. حافظه ی شهری تهران تلفیقی از نمادهای بصری ارمنی، آشوری، نوین 2 و ایران باستان شد. در این مقاله با روش نشانه شناسی عناصر بصری پانزده اثر (ازجمله بنا و تندیس) دوران پهلوی بررسی شد. سیاست حافظه ی پهلوی تلفیقی از حافظه ی هویتی ارمنی و آذری با باستان گرایی 3 در حافظه ی شهری به یادگار گذاشته است. این تلفیق دارای نمادهای مسیحی و ارمنی بسیاری است که میراثی فرهنگی و نمونه ای از تجدد ایرانی در هنر است. امید است که این دست پژوهش ها باعث بازنگری جدی در سیاست های حفاظت و بهسازی بافت های میراث فرهنگی ایجاد کند.
تحلیل مؤلفه های زمان و مکان در آشنایی زدایی از آثار طراحی گرافیک
منبع:
پیکره دوره هشتم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۱۸
36 - 47
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش که به شیوه توصیفی-تحلیلی و با هدف شناخت مؤلفه های زمان و مکان در آثار طراحان برجسته گرافیک و کاربرد آن در طراحی گرافیک انجام پذیرفته، تلاش شده تا با مطالعه و بررسی آثار گفته شده، به این پرسش پاسخ داده شود که؛ آشنایی زدایی، زمانی و مکانی در طراحی گرافیک چگونه امکان پذیر است؟ در این پژوهش پس از بررسی مؤلفه های زمان و مکان در آثار طراحان به نام گرافیک و همچنین آثاری که در مسابقات مقام کسب کرده اند این نتیجه حاصل شد که آشنایی زدایی از مکان تنها محدود به نامتعارف بودن مکان ارائه اثر نیست و با اضافه کردن نقاط گریز متعدد و بررسی اثر از وجوه مختلف، همچنین ایجاد تغییر در مختصات مکان نیز امکان پذیر است. هنرمند با آشنایی زدایی از مؤلفه زمان معماهای هدف مند تولید می کند و با اشاره غیرمستقیم به هدف مورد نظر خود، تصاویری شگفت و متحیر کننده می آفریند این شیوه می تواند شیوه ای اصیل، مؤثر و موفق در طراحی گرافیک باشد.
گردشگری مبتنی بر موسیقی سنتی : ابزار، هدف یا وسیله مدیریت مقصد
منبع:
هنر و تمدن شرق سال هفتم بهار ۱۳۹۸ شماره ۲۳
49 - 56
حوزههای تخصصی:
موسیقی، پیوندی ذاتی با گردشگری دارد که به عنوان یک جاذبه، معرّف برای وضع معیشت و سبک زندگی، و محملی برای پیام ها و انگیزه های جوامع انسانی به شمار می آید. موسیقی از طریق عجین شدن با روح و جسم آدمی و به عنوان هنر، یکی از جذابیت های حوزه گردشگری محسوب می شود. گردشگری موسیقی از شاخه های گسترده گردشگری فرهنگی است و امروزه بخش قابل توجهی از گردشگران بین المللی به این نوع گردشگری تمایل دارند. موسیقی فقط هنر جاری در بستر اجتماع قلمداد نمی شود و سال هاست که این هنر، قدم در دنیای گسترده تری نهاده و در قالب صنعتی بزرگ در حال فعالیت است. صنعتی که در مدیریت مقاصد گردشگری، نقش جاذبه ای تجربی و حسی را بازی می کند. آشنایی با فرهنگ بومی، مشاهده و مشارکت در اجرای موسیقی، درمانگری و تجدید روحیه، از جمله کاربردهایی است که ایام کم تقاضای مقاصد را نیز پررونق خواهد کرد.<br />این مقاله به روش کیفی و به صورت توصیفی و تفسیری انجام شده است، گردآوری اطلاعات به شکل اسنادی و کتابخانه ای و مصاحبه صورت گرفته که از طریق 24 مصاحبه به روش گلوله برفی تا اشباع نظری صورت گرفت و موجب شناسایی 362 کد باز و 8 مقوله فرعی شد. هدف تحقیق مشخص کردن این نکته است که موسیقی و آلات موسیقی چه تأثیری در جذب گردشگران داخلی خواهد داشت. نتایج نشان می دهد که روایت خاطرات جمعی، حس خاطره انگیزی، یادآوری مقصدی خاص و رویداد محوری به عنوان مقوله های فرعی تأثیرگذار تورهای گردشگری با محوریت موسیقی است. درحالی که پدیده قابل تجربه، جذاب و دیدنی، پدیده قابل یادگیری و تداعی کننده مقصد، از مقوله های فرعی است که در میزان نقش آلات موسیقی برای جذب گردشگران به مقاصد خاص شناسایی شد. نتیجه این مطالعه نشان می دهد که گردشگری بر مبنای موسیقی، یک وسیله، هدف و روش برای مدیریت مقاصد گردشگری و نشر دانش بومی و ارزش های فرهنگی است.
مقایسه تعریف زیبایی از منظر فارابی و آکویناس؛ با تاکید بر مفهوم کمال
منبع:
مطالعات هنر و رسانه سال اول پاییز و زمستان ۱۳۹۸ شماره ۲
29 - 52
حوزههای تخصصی:
فارابی در بستر فلسفه اسلامی و آکویناس در بستر فلسفه مسیحی هر دو در تعریف «زیبایی» از مفهوم «کمال» بهره می برند. این نوشتار، با روش گردآوری اسنادی و تحلیل محتوا، تعاریف زیبایی و مفهوم کمال در آنها از منظر فارابی و آکویناس را بررسی می کند. نتایج این پژوهش نشان می دهد که این دو فیلسوف در چگونگی پرداختن به تعریف زیبایی و مراتب آن با یکدیگر اشتراک دارند، اما فارابی به مفهوم «کمال» در تعریف زیبایی اهتمام بیشتری دارد و به جای آن، آکویناس به «لذت»، «تناسب» و «وضوح» می پردازد که در تعاریف فارابی به طور صریح اشاره نمی شوند. نکته مهم دیگر گره زدن بحث زیبایی با اقانیم سه گانه از سوی آکویناس است که فارابی چنین پرداختی در باب مفاهیم اسلامی ندارد. همچنین با آنکه اشاره ای در فلسفه آکویناس مبتنی بر ذهنی بودن زیبایی وجود دارد، در جمع بندی کلی، زیبایی از منظر هر دو فیلسوف را می توان عینی دانست.