فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۴۱ تا ۴۶۰ مورد از کل ۳۰٬۷۴۷ مورد.
منبع:
مطالعات محیطی هفت حصار سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۱
113-124
حوزههای تخصصی:
در برهم خوردن تعادل و پایداری انرژی حرارتی در سطوح شهری عوامل مختلفی دخیل هستند که در نتیجه ی تغییرات غیرعمدی پارامترهای آب و هوایی و بر هم خوردن تعادل انرژی در شهرها می تواند به عواقب شدید محیط زیستی منجر شوند. از سوی دیگر چالش ها و دغدغه هایی هم در مورد توسعه ی روزافزون کالبد شهرها و اثرات مخربی که بر محیط زیست مناطق شهری دارد باعث شده است موضوع اثرگذاری عوامل محیطی ناشی از توسعه ی کالبدی شهرها به یکی از اولویت های مدیریت شهری بسیاری از کلانشهرهای دنیا جهت دست یابی به توسعه پایدار محیطی تبدیل گردد. بدین ترتیب تبیین و تحلیل تعادل و پایداری انرژی گرمایی سطوح شهرها در مقیاس کلانشهری و همچنین شناسایی مهمترین تغییرات شاخص های اثرگذار مرتبط با عامل محیطی در نوع سیاستگذاری طرح ها و برنامه های عملیاتی توسعه شهری الزامی به نظر می رسد. در همین راستا جهت تحلیل برآورد فضایی میزان اثرگذاری شاخص های عامل محیطی در تعادل انرژی حرارتی سطوح و سنجش میزان همبستگی فضایی با این پدیده در اثر تحولات شهرنشینی و شهرسازی، کلانشهر تهران در سال 1400 مورد پژوهش واقع شده است. تصویر ماهواره ی بدون پوشش ابری و صاف کلانشهر تهران توسط ماهواره ی Landsat8 به کمک نرم افزار Envi تهیه شده و از طریق الگوریتم های مختلف در سنجش از دور الگوی تغییرات فضایی میزان انرژی حرارتی سطح شهر سنجش شده است. در ادامه از طریق سنجش همبستگی فضایی با استفاده از الگوریتم (Band Collection Statistical) میزان همبستگی لایه های شاخص های عامل محیطی با لایه ی انرژی حرارتی سطح در مناطق 22گانه شهر تهران برآورد شده است. از بین همه مهمترین شاخص های عامل محیطی چهار شاخص (تعداد پارک های شهری، NDVI،NDMI و NDWI) بدلیل میزان ارتباط همبستگی بیش از 25% برگزیده شده اند. برآورد نمود فضایی شاخص های عامل محیطی در تعادل انرژی حرارتی سطح کلانشهر تهران نشان می دهد هر چهار شاخص مذکور با بعد محیطی دارای ارتباط مستقیم بوده و از نظر ارزش قدر مطلقی آن شاخص NDWI بالاترین ضریب و شاخص تعداد پارک و فضای سبز پایین ترین را به خود اختصاص داده اند. این میزان همبستگی ها نشان از افزایش نقش فعالیت های انسانی و تاثیرات فعالیت هایشان بر شاخص های عامل محیطی می باشد. از آنجایی که شهرنشینی و شهرسازی اصلی ترین عوامل تغییر در الگوی انرژی حرارتی سطوح کلانشهر تهران می باشد، لذا اتخاذ سیاست های مختلف در این حوزه ها می تواند منجر به تغییر در میزان شاخص های عامل محیطی شده که نهایتا باعث تحت تاثیر قرار گرفتن الگو های حرکتی، فعالیتی و زیستی و در نتیجه تغییر در میزان پایداری انرژی حرارتی سطح در مناطق مختلف کلانشهر تهران خواهد شد.
تحلیل فضایی محدوده ایستگاه های متروی کلانشهر تهران با استفاده از اصول توسعه حمل ونقل همگانی (TOD)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه معماری و شهرسازی سال ۱۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۴۸
56 - 83
حوزههای تخصصی:
رشد جمعیت شهرها درکنار توسعه کالبدی پراکنده و توزیع نامتوازن کاربری ها و تراکم ها، موجب طولانی شدن سفرها شده است و شهرها را با مشکلاتی چون ناکارآمدی سیستم های حمل ونقل، کمبود دسترسی به خدمات و فاصله میان عرصه های کار و سکونت و پیامدهای ناشی از ترافیک مواجه کرده است. یکی از راهکارهایی که به منظور کاهش سهم سفرهای شخصی و بهره برداری از سایر روش های حمل ونقلی درکنار افزایش کارآمدی استفاده از فضا مطرح شده «توسعه مبتنی بر حمل ونقل همگانی» است. با وجود اهمیت «توسعه مبتنی بر حمل ونقل همگانی»، تحلیل یکپارچه ای از امکان پذیری به کارگیری این رویکرد به صورت فضایی انجام نشده است. لذا هدف اصلی این مقاله بررسی میزان تناسب محدوده ایستگاهی متروی کلانشهر تهران، جهت پیاده سازی اصول و معیارهای توسعه مبتنی بر حمل ونقل با به کارگیری روش تحلیل عاملی اکتشافی و تحلیل خوشه ای است. یافته های پژوهش مبین آن است که عوامل دسترسی به پهنه های متراکم سکونت، دسترسی به مراکز کسب و کار، دسترسی به خدمات و زیرساخت های شهری، دسترسی به حمل ونقل عمومی، دسترسی به کاربری مختلط و دسترسی به فضای سبز و باز به ترتیب بیشترین اهمیت را در کلانشهر تهران دارند. افزون بر آن، برخی از محدوده های ایستگاهی نیاز به تقویت ترکیب، تراکم و دسترسی داشته و این درحالی است که برخی از محدوده های ایستگاهی شرایط لازم برای تحقق توسعه مبتنی بر حمل ونقل همگانی را ندارند.
بررسی و ترسیم گره با شمسه های ناهمگون با تکیه بر نظریات ریاضی تونی لی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه معماری و شهرسازی سال ۱۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۴۸
136 - 154
حوزههای تخصصی:
نقوش هندسی در هنر اسلامی و جنبه ریاضی آن یکی از موضوع های مورد علاقه پژوهشگران این حوزه بوده است. افرادی مانند تونی لی با دست نوشته های خود در سال ۱۹۶۷ گام مهمی در این مسیر برداشته و تاکنون ادامه یافته است. این مقاله با تکیه بر نظریه های ریاضی لی، به بررسی رابطه بین شمسه های ناهمگون و واگیره های متناسب می پردازد. لی با فرمولی ریاضی ارتباط بین تعداد رئوس شمسه ها (M, N) و پارامترهای تقسیم شعاع ها (p, q) را بیان می کند. این رابطه امکان ترسیم نقوش ترکیبی با شمسه های متفاوت (مانند ۸-۱۶، ۹-۱۲، یا ۱۰-۱۰) را فراهم می کند. بااین حال، پژوهش حاضر نشان می دهد که تحلیل صرفاً ریاضی برای ایجاد الگوهای جاپرکن (تکرارپذیر) کافی نیست و تطابق با گروه های تقارنی ۱۷گانه ضروری است. با استفاده از روش چندضلعی در لبه (PIC) و نرم افزار اتوکد ، نقوشی مانند گره های ترکیبی هشت-دوازده و نه-دوازده ترسیم شده و مشکلات مرتبط با تکثیر آن ها درزمینه های مختلف (مربع، مستطیل، شش ضلعی) بررسی گردید. نتایج ترسیم گره های با رابطه ریاضی مشابه نشان می دهند که هر شمسه ناهمگون به گروه تقارنی خاصی نیاز دارد و نمی توان از منطق یکسانِ تقارنیِ گره های همگون (مانند گره ده) برای تمام ترکیبات استفاده کرد. درنهایت، این پژوهش تأکید می کند که طراحی نقوش ناهمگون نه تنها به فرمول های ریاضی، بلکه به درک عمیق از تقارن، زمینه تکرارپذیر، و سازگاری هندسی شمسه ها وابسته است.
بررسی و نقد دیدگاه وحدت در کثرت در نگرش سنت گرایان به هنر اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال ۲۲ مهر ۱۴۰۴ شماره ۱۴۸
29 - 36
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: جریان سنت گرایی در نقد مدرنتیه دست به تفسیرهایی در زمینه هنرهای پیش از رنسانس و هنرهای شرقی می زند. سنت گرایان در هر کدام از تمدن ها، آثار هنری را با توجه به پیش فرض ها و مفاهیم آن تمدن تفسیر می کنند و آثار هنر اسلامی را نیز دارای یک ویژگی مشترک و تجلی گاه وحدت در کثرت و کثرت در وحدت می دانند. هدف پژوهش: این پژوهش درگام نخست نشان می دهد که تجلی مفهوم وحدت در کثرت در هنر اسلامی از منظر سنت گرایان چگونه است و در گام بعد بیان می کند تفسیر آثار با توجه به مفهوم وحدت در کثرت چه پیامدهایی را خواهد داشت. روش پژوهش: روش پژوهش کنونی توصیفی تحلیلی بوده و به استناد نوشته های سنت گرایان، در عناصری همچون اسلیمی، گنبد، آینه کاری و هندسه سازی برمبنای اعداد، مفهوم وحدت در کثرت را تفسیر می کند. این نوشته در گام بعد چهار پیش فرض اساسی سنت گرایان در باب هنر اسلامی استخراج کرده و پیامدهای آن بررسی و نقد می شود. نتیجه گیری: تجلی دیدگاه وحدت در کثرت در هنر اسلامی مستلزم چهار پیش فرض است که عبارتند از الف) ارتباط ذاتی بین عرفان اسلامی و هنر اسلامی ب) آشنایی هنرمندان و مخاطبان با مفاهیم عرفانی ج) فراتاریخی بودن مفاهیم د) پذیرش اصالت نیت مؤلف. هر چهار پیش فرض قابل نقد هستند و شواهد تاریخی برای آنها وجود ندارد. از جمله اینکه مفهوم وحدت درکثرت در قرون نهم به بعد به صورت رسمی در محافل مطرح می شود، پس دستکم در آثار پیش از این دوره نمود آگاهانه این مفهوم از جانب هنرمندان و مخاطبان چندان قابل اتکا نیست. مگر اینکه وحدت در کثرت را فرا تاریخی بدانیم. مدعای فراتاریخی بودن تناقضی را پیش خواهد کشید، چرا که در صورت فراتاریخی بودن یک مفهوم، تجلی آن از انحصار هنر اسلامی خارج می شود. در واقع، این مفهوم در هر فرهنگ و دوره ای نمود می یابد. درواقع ویژگی بنیادین و حس وحدت در هنر اسلامی تعارض شناختی به بار می آورد و عامل جدایی هنر اسلامی از هنر غیرأسلامی را از بین می برد.
مرور نظام مند معیارهای زیست آسایی در شهرسازی و ارزیابی آن ها با روش دلفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال ۲۲ آبان ۱۴۰۴ شماره ۱۴۹
73 - 88
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: مفهوم شهر و نسبت آن با محیط زیست، از موضوعات بحث برانگیز است. مطرح شدن مفهوم «زیست آسایی» که جنبه های ذهنی و عینی را همزمان در نظر می گیرد، فرصت جدیدی برای توسعه دانش های محیطی، ازجمله برنامه ریزی شهری، فراهم آورده است. پرسش اصلی این پژوهش این است که چگونه می توان با تفکیک و مرزبندی دو مفهوم «زیست پذیری» و زیست آسایی در علوم محیطی، برنامه ریزی شهری و شهرسازی، به معیارهای زیست آسایی دست یافت؟ و نظر خبرگان در این حوزه چیست؟ هدف پژوهش: هدف این پژوهش، تعریف و تفکیک دو مفهوم زیست پذیری و زیست آسایی همراه با مروری نظام مند بر معیارهای زیست آسایی و بازتدوین آن ها براساس نظر خبرگان است تا به عنوان یک چهارچوب مفهومی در کنار سایر مفاهیم نوین شهرسازی، ما را به شهرسازی مطلوب نزدیک کند. روش پژوهش: چهارچوب نظری پژوهش، براساس نظریه معماری سرآمد تشکلی شده که با رعایت سلسله مراتب مفهومی شامل هدف، رویکرد، راهبرد، ساختار، بُعد، مؤلفه، معیار و شاخص، ازطریق مرور نظام مند، روش دلفی سه مرحله ای و تکنیک شانون، به تدوین، تدقیق و پالایش معیارهای زیست آسایی پرداخته شد. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان می دهد زیست آسایی کالبد شهر با تدوین ۱۶ معیار، مفهومی چندوجهی و فراتر از زیست پذیری شهر است. وزن دهی این معیارها با استفاده از آنتروپی شانون نیز نشان داد معیارهایی نظیر عدالت فضایی، شبکه حمل ونقل سبز و حکمرانی کارآمد، بیشترین قدرت تمایز و تأثیرگذاری در ساختار زیست آسا را دارند. این امر گویای آن است که دستیابی به این مفهوم در فضاهای شهری، مستلزم هم ترازی میان مؤلفه های کالبدی و ارزش های اجتماعی-فرهنگی تحت حکمرانی کارآمد است. یافته های پژوهش، ضمن ارائه مدلی عملیاتی، امکانی برای ارزیابی وضع موجود شهرها و همچنین طراحی سنجیده مداخلات سیاستی و کالبدی را فراهم می سازد.
تحلیل بُعد فردی کنش مخاطب معاصر در میدان هنر نگارگری سنتی و نوین ایران بر مبنای نظریه سرمایه فرهنگی بوردیو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگره تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۴
151 - 165
حوزههای تخصصی:
بی تردید عوامل متعددی در نحوه تعامل مخاطب معاصر با هنر نگارگری ایران مؤثرند، اما در این میان، عوامل فرهنگی به عنوان یکی از ابعاد مهم اجتماعی نقش پررنگ تری ایفا می کنند. به عقیده بوردیو، درک آثار کلاسیک تاریخی به اکتساب مهارت های ادراکی شناخت بستگی دارد که آن نیز به بهره مندی از سرمایه فرهنگی وابسته است. بااین حال، تاکنون مطالعات اندکی در تحلیل میدان های مختلف، به ویژه میدان هنر انجام شده است؛ درحالی که یافته های چنین مطالعاتی می تواند در حوزه های فرهنگی، هنری و اجتماعی جامعه و نیز در فرایند سیاست گذاری های مرتبط، نقشی راهبردی و مرجع ایفا کند. بر همین اساس، پژوهش حاضر باهدف تحلیل سرمایه فرهنگی نهادینه و بررسی رابطه آن با کنش مخاطب معاصر در میدان هنر نگارگری ایران، می کوشد به این سؤال پاسخ دهد که چگونه می توان بر مبنای نظریه سرمایه فرهنگی نهادینه بوردیو، بُعد فردی کنش مخاطب معاصر در میدان هنر نگارگری سنتی و نوین ایران را تحلیل کرد؟ این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی انجام شده و در بخش کیفی، اطلاعات از طریق مطالعه کتابخانه ای- اسنادی گردآوری شده است. در بخش کمی نیز داده ها به صورت میدانی و از طریق پیمایش الکترونیکی جمع آوری شده اند. تجزیه وتحلیل بخش کیفی بر پایه نظریه سرمایه فرهنگی نهادینه بوردیو انجام گرفته و در بخش میدانی داده های آماری به وسیله پرسشنامه برخط طراحی شده توسط نگارندگان گرد آوری و سپس تجزیه تحلیل داده ها و تحلیل همبستگی با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه ۲۷ و در سطح معناداری کمتر از 05.0 انجام شده اند. به طورکلی، بر اساس بررسی های کیفی و کمی یافته های پژوهش می توان گفت بُعد فردی کنش مخاطب معاصر در میدان هنر نگارگری ایرانی - چه در نحوه گزینش آثار و چه در شیوه تعامل با آن ها - با شاخص های نظریه سرمایه فرهنگی نهادینه بوردیو همخوانی دارد. بر این اساس، می توان افزایش سطح آگاهی و اطلاعات هنری جامعه را مهم ترین عامل مؤثر بر این نوع کنش دانست.
بازخوانی برخی از هنرهای سنتی در حاشیه تالاب انزلی با رویکرد ارزیابی هزاره اکوسیستم
حوزههای تخصصی:
هنر با فرهنگ، پیوندی دیرینه دارد و برای دریافت پیام هنر باید زمینه فرهنگی آن، مورد بررسی قرار گیرد. مطالعات جهانی محیط زیست، نشان داده است حفاظت اکوسیستم های طبیعی، بدون شناخت فرهنگ های شکل گرفته از آنها امکان پذیر نیست و تعادل پایدار در سامانه های بوم شناختی و اجتماعی، با حفاظت از تنوع زیستی و فرهنگی تضمین می شود. ابعاد فرهنگی اکوسیستم ها به عنوان خدمات فرهنگی در ارزیابی هزاره اکوسیستم مورد تأکید قرارگرفته و الهام بخشی و هنر، یکی از انواع خدمات فرهنگی معرفی شده است. با توجه به اهداف حفاظتی این ارزیابی از اکوسیستم های طبیعی، فرضیه پژوهش، مبنی بر تمرکز بر هنرهای سنتی و بررسی آنها به عنوان یکی از خدمات فرهنگی مؤثر در حفاظت از اکوسیستم ها شکل گرفت. هنرهای سنتی با ریشه در فرهنگ و به عنوان مجموعه ای از هنرهای اصیل و بومی، پیوند هنر و محیط زیست را در این پژوهش میان رشته ای برقرار کرد. تالاب انزلی نیز به عنوان یکی از اکوسیستم های آسیب پذیر کشور، به عنوان بستر این مطالعه انتخاب شد تا در مسیر حفاظت آن قدمی برداشته شود. سؤال پژوهش این است که شناخت هنرهای سنتی جامعه بومی تالاب انزلی، چه کارکردی در حفاظت آن دارد؟ اطلاعات پژوهش از اسناد کتابخانه ای، مصاحبه، بازدید و پرسشنامه گرد آوری شد و به روش توصیفی تحلیلی ارائه گردید. نتایج نشان داد که معماری سنتی و آیین های بومی، از بین رفته و لوتکاسازی و حصیر بافی نیز رو به فراموشی است و با توجه به رابطه این هنرهای سنتی با فرهنگ جامعه بومی، باید با حفظ ریشه ها، به باززنده سازی عناصر برگرفته از آنها بر طبق نیازهای کنونی پرداخت.
بتن پلیمری تهیه شده از رزین پلی استر حاوی نانو کامپوزیت CNF/SiO2 و بررسی عملکرد مکانیکی و دوام آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شهر ایمن سال ۸ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳۱
131 - 149
حوزههای تخصصی:
امروزه استفاده از بتن پلیمری به دلیل قیمت بالا، محدود به موارد خاص است. محبوب ترین رزین پلیمری که در بتن استفاده می شود، رزین پلی استر غیر اشباع می باشد. این نوع رزین به دلیل در دسترس بودن، قیمت مناسب، کیفیت مکانیکی خوب و مقاومت فشاری بالا به طور گسترده ای مورد استفاده قرار می گیرد. هدف این مقاله بررسی ویژگی های مکانیکی بتن پلیمری تهیه شده با رزین پلی استر با نانو کامپوزیت CNF/SiO2، مقاومت فشاری، خمشی و سایش، عمق نفوذ آب تحت فشار و دوام آن در محیط های اسیدی است. طرح اختلاط شامل نمونه هایی با 5، 10 و 15 درصد رزین پلی استر و 1، 2، 3 درصد CNF/SiO2 تهیه شد و مقاومت و دوام آنها مورد بررسی قرار گرفته است. یافته های این مطالعه نشان داد که بتن پلیمری در هنگام فرآوری اولیه مقاومت مکانیکی بالایی را نشان داد و با افزایش CNF/SiO2 مقاومت آن بیشتر افزایش یافت. بهترین نمونه CP10-CS2 دارای 10 درصد رزین پلی استر و 2 درصد CNF/ SiO2 است. همچنین، پس از قرار گرفتن در معرض اسید خورنده به مدت 3 و 10 ماه، نمونه ها به ترتیب کمتر از 10 درصد و 20 درصد افت مقاومت فشاری را نشان دادند.
مدیریت استراتژیک فضای کار اشتراکی جهت تسهیل یادگیری تعاملی و نوآوری در فضاهای دانشگاهی
منبع:
فردوس هنر سال ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲۰
102-121
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: با توجه به نقش محوری دانشگاه ها در پیشبرد نوآوری و کارآفرینی و نیاز روزافزون آن ها به فضاهایی که تعامل علمی و یادگیری گروهی را تسهیل کنند، این پژوهش به بررسی کارکرد فضای کار اشتراکی در تقویت یادگیری تعاملی و نوآوری علمی در محیط های دانشگاهی پرداخته است.
هدف پژوهش : پژوهش حاضر در پی آن است تا الگوهای موفق راهبری این فضاها را استخراج کرده و چالش ها و فرصت های مرتبط با پیاده سازی آن ها را در محیط های دانشگاهی تحلیل کند. هدف نهایی، ارائه چارچوبی کاربردی برای بهره برداری اثربخش از فضاهای کار اشتراکی در راستای تقویت یادگیری تعاملی و توسعه نوآوری های علمی و پژوهشی است.
سؤالات پژوهش: پژوهش به دنبال پاسخ به این پرسش هاست: فضای کار اشتراکی چگونه می تواند یادگیری تعاملی را در دانشگاه ها تقویت کند؟ چه الزامات مدیریتی برای طراحی، پیاده سازی و بهره برداری مؤثر از این فضاها ضروری است؟ این فضاها چگونه به تقویت نوآوری علمی و پژوهشی کمک می کنند؟ و چه چالش ها و فرصت هایی در مسیر اجرای آن ها وجود دارد؟
روش پژوهش: پژوهش با رویکردی کیفی و با بهره گیری از روش تحلیل مضمون بر پایه داده های به دست آمده از مصاحبه ها انجام شده است.
نتیجه گیری: یافته ها نشان می دهند که فضاهای کار اشتراکی، با ایجاد امکان تعامل میان رشته ای، تسهیل همکاری های علمی و گسترش شبکه سازی، می توانند به شکل مؤثری به ارتقای یادگیری تعاملی و تقویت نوآوری در دانشگاه ها کمک کنند. بااین حال، تحقق این پتانسیل ها به شدت وابسته به مدیریت استراتژیک، تأمین منابع کافی و رفع چالش هایی مانند کمبود بودجه و ناهماهنگی بین واحدهای مختلف دانشگاهی است. درنهایت، این پژوهش با ارائه مجموعه ای از راهکارهای مدیریتی، تلاش دارد مسیر بهره برداری مؤثر از فضاهای کار اشتراکی را برای مدیران دانشگاهی هموار سازد و امکان استفاده حداکثری از ظرفیت این فضاها در راستای ارتقای یادگیری و نوآوری علمی را فراهم آورد.
بازخوانی مضامین و تصویرآفرینی های پرندگان در آرایه های بناهای قاجاری مازندران با رویکرد ادبی و عرفانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - هنرهای تجسمی دوره ۳۰ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
53 - 70
حوزههای تخصصی:
نقوش پرندگان در بناهای تاریخی- بومی، به صورت مجزا و گاه در امتزاج با سایر اشکال، فراتر از جنبه زیبایی شناسانه و نمایش در زیستگاه مردمان هر منطقه است. پژوهش حاضر با مطالعات اسنادی و میدانی، 30 نقش مایه پرنده در دیوارنگاره های قاجاری مازندران را توصیف و تحلیل می کند. داده های حاصل از مشاهدات میدانی نقوش با مفاهیم و نمادپردازی پرندگان در متون ادبی و عرفانی تطبیق داده شده تا پیوند میان بازنمایی عینی و معناپردازی فرهنگی-عرفانی روشن گردد. نگارندگان، با هدف کشف بطون و سطوح معنایی های پرندگان، به چرایی و چگونگی کاربرد آن در آرایه های بناهای قاجاری مازندران، به این پرسش پاسخ می دهند که: نقش مایه پرندگان در بناهای قاجاری مازندران از چه ویژگی های بصری و مفهومی برخوردارند؟ یافته ها نشان می دهند که این نقوش فراتر از کارکرد صرفاً زیبایی شناسانه، حاوی محتوای غنی عرفانی بوده و بیانگر آرزوهای انسان برای دوری از پلیدی ها و دستیابی به جهانی آرمانی است. این نقوش همچنین کارکرد بلاگردانی داشته و ریشه در باورهای اساطیری و قومی-مذهبی منطقه دارند. تحلیل ها نشان می دهند که هنرمندان با خلاقیت و تکنیک های متنوع، نقوش پرندگان را در پیوند با آرایه های گیاهی اجرا کرده اند تا مفاهیم معنوی را تقویت کنند. این نقوش نمادی از حقیقت مطلق روح، انسان کامل، عشق، سعادت ابدی و آرامش هستند.
تجربه جهانی دیگر در آثار مارینا آبراموویچ بر اساس تئوری گروتسک کوریلوک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - هنرهای تجسمی دوره ۳۰ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
87 - 99
حوزههای تخصصی:
گروتسک درباره ی جهانی برتر از این جهان است و همواره با دربرگیری مفاهیم اخلاقی، سیاسی، مذهبی و فرهنگی و ارائه ی آن با اشکال عجیب و ترکیبات ناهمگون دنیای متعارف را زیر سؤال می برد. اِوا کوریلوک گروتسک را قالبی خاص برای ارائه می داند که با استفاده از کج نمایی ها در مقابله با فرهنگ چیره، منجربه خلق جهانی دیگر می گردد. مارینا آبراموویچ هنرمند پرفورمنس با فراتر بردن بدنش از مرزهای ترس، درد و خطر، در جستجویی عمیق برای تجربه ای جدید است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل »تجربه جهانی دیگر در آثار آبراموویچ بر اساس تئوری گروتسک اِوا کوریلوک« در پی پاسخ به این سؤال است که: بر اساس تئوری گروتسک کوریلوک چگونه می توان تجربه جهانی دیگر را در آثار آبراموویچ تحلیل نمود؟ شیوه ی پژوهش توصیفی-تحلیلی و رویکرد آن کیفی بوده و برای گردآوری اطلاعات از منابع کتابخانه ای و اسنادی استفاده شده است. یافته های پژوهش پیش رو نشان می دهد آبراموویچ در اجرای ریتم 10 با ایجاد هراس و اضطراب در مخاطب، در اجرای ریتم صفر با نمایش رستگاریِ سقوط کرده، در اجرای سرهای اژدها با بازپس گیری قدرت زنانه، در اجرای بالکان باروک با برانگیزی احساس بیم و امید و تنفر و شادی توأمان و در اجرای نگه داشتن با اسکلت با نمایش تقابل زندگی و مرگ با به کارگیری ساختار گروتسک برای مخاطب امکان تجربه جهانی دیگر را ممکن ساخته است.
واکاوی نشانه شناسی لایه ای و ادراک معانی در معماری خانه های سنتی یزد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال ۲۲ تیر ۱۴۰۴ شماره ۱۴۵
35 - 50
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: مطالعات معماری روی خانه های سنتی شهر یزد نشان می دهد که این ساختمان ها از لایه های مختلف معنایی تشکیل شده اند که شامل لایه دسترسی، لایه ساخت و لایه زیباشناختی می شوند. این لایه ها از طریق استفاده از عناصر فرهنگی و مفهومی، ساختارهای مختلفی را در خود جای داده اند. اما مسئله اصلی این است که چگونه این لایه ها، با بهره گیری از اصول نشانه شناسی و ادراک معانی، مفهوم بخشی به فضاهای مسکونی ایجاد و در تداوم و ارتباط با فرهنگ محیطی خود موفق عمل کرده اند؟ این مسئله نقش به سزایی در طراحی معماری مسکونی امروزی با تأکید بر ارتباط فضا و فرهنگ را بررسی می کند.هدف پژوهش: هدف اصلی این پژوهش، بررسی و تحلیل مفهوم بخشی فضاهای مسکونی در خانه های سنتی شهر یزد با بهره گیری از اصول نشانه شناسی و ادراک معانی است. این پژوهش به بررسی چگونگی ایجاد مفهوم بخشی در لایه های مختلف معماری خانه ها، ارتباط آن با فرهنگ محلی و تأثیر این مفاهیم در طراحی فضاهای مسکونی امروزی می پردازد. همچنین، این پژوهش به منظور ارائه راهبردهایی برای افزایش اثربخشی طراحی فضاهای مسکونی معاصر، با تأکید بر استفاده از الگوها و معانی نهفته در خانه های سنتی، انجام شده است.روش پژوهش: در این پژوهش، از روش تحقیق کیفی با استفاده از مطالعه تطبیقی و تحلیل محتوا با رویکرد نشانه شناسی و معناشناسی استفاده شده است. داده ها به صورت توصیفی و از طریق مطالعات کتابخانه ای و مشاهدات میدانی، جمع آوری و در مراحل تعبیر، تفسیر و ارزیابی از رویکرد تفسیری استفاده شده است. نتیجه گیری: در این پژوهش، با استفاده از رویکرد نشانه شناسی و معناشناسی، معماری خانه های سنتی در شهر یزد بررسی شده است. نتایج حاکی از توانایی خاص این خانه ها در بهره گیری از عناصر معماری و رمزگان برای ارتقای ارتباطات اجتماعی و فرهنگی درون و برون خانه است. این تداخل معانی و کارکردها، هماهنگی داخلی و ارتباط با فرهنگ محلی را تقویت می کند. از نظر نشانه شناسی، خانه های سنتی یزد به عنوان الگوهایی ارزشمند می توانند در طراحی های معاصر و بهبود فضاهای مسکونی بهره مند شوند.
هنر، آینه ای برای رصد هویت: گفت وگوی جهانبخش امیربیگی با زهرا حبیبی خسروشاهی
منبع:
مطالعات هنرهای زیبا دوره ۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۱
82 - 86
حوزههای تخصصی:
زهرا حبیبی خسروشاهی از هنرمندان معاصر است که در آثارش مرز میان فرم و مفهوم، بدن و ذهن، روایت و سکوت را با استفاده از آثار هنری بازی مآبانه به چالش می کشد. نمایشگاه اخیر او، مجموعه ای از حجم ، چاپ و ویدیو بود که در فضایی میان بازی و بازنمایی، نگاهی رادیکال به هویت، بدن، تکرار و نظارت داشت. در این گفت وگو، از خلال چند قطعه کلیدی از نمایشگاه او، وارد فضای ذهنی اش شدیم تا نگاهی عمیق تر به دغدغه های پنهان و پیدای این هنرمند داشته باشیم.
نقد پسااستعماری تصاویر تولید شده توسط هوش مصنوعی به مثابه رسانه، مطالعه موردی: استیبل دیفیوژن نسخه SDXL
منبع:
مطالعات هنرهای زیبا دوره ۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۱
92 - 98
حوزههای تخصصی:
در جهان دیجیتالی امروز، تولید تصویر دیگر به دست نقاشان و عکاسان محدود نمی شود، بلکه هوش مصنوعی نیز به تولیدکننده ه معنا و تصویر تبدیل شده است . اما این تولید تصویر، نه امری بی طرف، بلکه ادامه یک گفتمان تاریخی و سلطه محور است . مدل های تولید تصویر، اغلب با مجموعه داده هایی آموزش دیده اند که به شدت از هژمونی فرهنگی غرب تأثیر گرفته اند . نتیجه این امر، بازتولید تصویری از دیگری است که نه بر اساس خودآگاهی و تنوع فرهنگی، بلکه بر پایه ادراک غربی از شرق و جهان شکل گرفته است . از سال 2022 تا به امروز، هوش مصنوعی های تولید تصویر از متن، تکنولوژی صنعت تصویرسازی و جهان را دگرگون کرده اند . هوش مصنوعی های تصویرساز براساس داده های رسانه ای و اینترنتی تغذیه شده اند؛ تصویری که هوش مصنوعی می سازد، بیش از آنکه بازتاب واقعیت باشد پژواکی از تاریخ بصری سلطه و قدرت است . این ابزارها، با کمترین موانع دسترسی امکان تولید تصویر را فراهم آورده اند . تصاویری که نه خنثی هستند، نه تصادفی . این تکنولوژی، به داده های تاریخی فرهنگی و اجتماعی ای متکی است که خود محصول گفتمان های سلطه و استعمار هستند . اکنون دیگر مسئله این نیست که هوش مصنوعی تولید تصویر می کند؛ بلکه چگونه تصویری تولید می کند؟ به نفع چه روایت هایی؟ به زیان چه فرهنگ ها، چهره ها و هویت هایی؟ چگونه هوش مصنوعی، حتی در مدرن ترین شکل خود، همچنان در بازتولید الگوهای کهنه قدرت و بازنمایی گرفتار است؟
Analysis of Social Housing Policies in Iran Using Grounded Theory(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Housing is a fundamental human need, yet rapid urbanization and macroeconomic instability have intensified affordability pressures for low-income groups in Iran. This study employs a grounded theory (GT) qualitative design, based on expert interviews, to evaluate the effectiveness of major state-led initiatives, including the National Housing Plan, the Mehr Housing Project, and the Worker Housing Project. GT enables concepts and categories to emerge inductively from empirical evidence, providing a context-specific understanding of policy dynamics. Findings indicate persistent structural deficiencies: weak site selection, inadequate infrastructure and services, limited stakeholder participation, and insufficient attention to macroeconomic conditions. These shortcomings, together with the spatial concentration of disadvantaged groups, have undermined policy outcomes. In a comparative perspective, participatory models backed by sustainable finance and clear governance, such as Public-Private Partnerships (PPPs), used in several developed countries, contrast with Iran's centralized approach. The study contributes to the housing policy literature by integrating interview-based evidence with international frameworks and by highlighting the need for multi-sectoral, transparent, and financially resilient strategies. Policy implications include strengthening inter-agency coordination and municipal roles, adopting mixed financing mechanisms, integrating infrastructure and services at the planning stage, and designing dispersion and inclusion measures to reduce socio-spatial segregation.
Comparative Analysis of Solar Rights from Neighborhood to Building Scale (Case Study: Yousefabad, Tehran)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Architecture and Urban Development, Volume ۱۵, Issue ۴ - Serial Number ۵۸, Autumn ۲۰۲۵
91 - 112
حوزههای تخصصی:
Rapid urbanization has accelerated recently, bringing environmental and equity challenges, particularly in solar and daylight access. In Yousefabad (District 6, Tehran), rapid densification under current height codes threatens residents' daylight access. Accordingly, this study addresses these challenges by evaluating solar access and developing morphology-based height regulations that safeguard residents' right to sunlight, focusing on efficiency, equity, and the trade-offs between them in solar performance. This study adopts an applied, quantitative approach to evaluate solar radiation (SR), sunlight duration (S_H), and sky view factor (SVF) across three spatial scales—macro (neighborhood), meso (urban block), and micro (building) —to derive an optimized height. The workflow combines GIS-based analysis, parametric modeling in Rhinoceros, and environmental simulations in Ladybug and Honeybee, while a genetic algorithm optimizes design scenarios and Gini coefficients (G_SR, G_SH, G_SVF) quantify equity in solar access. Results indicate that current height codes restrict daylight and solar access compared to the optimized scenario. Based on the equity indicator and Gini coefficients, the optimized scenario reduced G_SR, G_SH, and G_SVF by roughly 16%, 20%, and 11%, while increasing mean SR, sunlight hours, and SVF by about 15–20%. These outcomes defined block-specific height bands and guidelines to help planners and policymakers enhance solar equity in dense areas. The main innovation lies in a unified analytical–optimization framework linking neighborhood, block, and building-scale evaluations. The proposed framework links urban form to solar equity, demonstrating that balanced height and density improve solar access in dense cities.
ارائه چهارچوب گردشگری خلاق، به عنوان کارآفرینی فرهنگی مبتنی بر فناوری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف توسعه مدل پیشرفته مبتنی بر فناوری برای کارآفرینی فرهنگی در صنایع گردشگری خلاق انجام شده است. روش پژوهش رویکرد آمیخته متوالی (کمی کیفی) است. مرحله کیفی، با مصاحبه ها از ۱۸ متخصص گردشگری فرهنگی که از طریق نمونه گیری هدفمند تا اشباع انتخاب شده بودند، انجام شده است. مرحله کمی شامل نظرسنجی از ۲۳۰ متخصص با استفاده از پرسش نامه محقق ساخته است. دادها در بخش کیفی با تحلیل محتوای استقرایی، با اطمینان از اعتبار از طریق کدگذاری دوگانه و بررسی اعضا و در بخش کمی از طریق معادلات ساختاری تجزیه وتحلیل شده است. یافته ها در تحلیل کیفی، 34 مقوله کلیدی را در چهار بعد اصلی پیامدها (بین المللی سازی گردشگری و توسعه پایدار)، چالش های سیستمی (موانع اقتصادی، سیاسی و فناوری)، الزامات عملیاتی (دارایی های فرهنگی و زیرساخت های عملکردی) و پویایی های کارآفرینی (ویژگی های فردی و شایستگی های فرهنگی) شناسایی و یافته های کمی، برازش مدل ساختاری را تأیید کرده است. نتایج به دست آمده با ترسیم مدل کارآفرینی فرهنگی مبتنی بر فناوری در بخش گردشگری خلاق، با ابعاد چهارگانه پیامدها، چالش های سیستمی، الزامات عملیاتی و پویایی های کارآفرینی، می تواند در سیاستگذاری های کلان و خرد توسعه صنعت گردشگری بهره برداری شود.
تحلیل رابطه تخیل و واقعیت در نمایشنامه «باغ وحش شیشه ای» از رهگذر نشانه شناسی عناصر بصری و غیر بصری: رویکرد سوسور و پیرس
حوزههای تخصصی:
نمایشنامه «باغ وحش شیشه ای»، اثر تنسی ویلیامز، روایتگر زندگی خانواده ای آمریکایی در برهه بحران های پس از جنگ جهانی اول است؛ در حالی که غیبت پدر خانواده و سرخوردگی های گذشته، دشواری شرایط را برای آماندا و فرزندانش، تام و لورا، مضاعف کرده است. در این شرایط، عامل پیونددهنده شخصیت ها، بیش از همه «تخیل» جهت تعامل با واقعیت دشوار است. از طرفی رمزگشایی اثر تئاتری به دلیل استواری آن بر طیف وسیعی از نشانه های متنوع، نیازمند روشی است که نشانه محور بودن و نیز تنوع نشانه ها را در نظر گیرد. بنابراین پژوهش حاضر با اتخاذ رویکردی تلفیقی از نظریه نشانه شناسی فردینان دوسوسور و چارلز ساندرز پیرس و نیز تقسیم نشانه ها از منظر شکل ظهور در صحنه به تجسمی/غیرتجسمی/واسطه ای، به شیوه توصیفی-تحلیلی انجام و داده های آن نیز به شیوه کتابخانه ای گردآوری شده است. اهداف پژوهش بدین شرح است: ۱) بررسی تعامل شخصیت ها با تخیل و واقعیت؛ ۲) مقایسه اقسام نشانه ها از منظر شیوه ظهور در صحنه، در تبیین این نحوه تعامل؛ ۳) بررسی ظرفیت رویکرد تلفیقی مذکور در تبیین رابطه تخیل و واقعیت. پرسش ها نیز عبارت است از: ۱) تحلیل نشانه ها، چگونه ویژگی های روانی شخصیت های نمایشنامه و از این طریق، نحوه تعامل آن ها با تخیل و واقعیت را بازنمایی می کند؟ ۲) چه تمایزی میان نشانه های تجسمی، غیرتجسمی و واسطه ای در این بازنمایی وجود دارد؟ ۳) تلفیق نظریه های نشانه شناسی سوسور و پیرس، چه افزوده ای در تبیین رابطه تخیل و واقعیت ایجاد می کند؟ نتایج پژوهش نشان می دهد که تخیل و واقعیت نزد شخصیت ها صرفاً در «تضاد» نیست؛ بلکه «بازسازی واقعیت از طریق تخیل» و «تلفیق تخیل و واقعیت»، اشکال دیگری از رابطه این دو ساحت در نمایشنامه است. از طرفی غلبه نشانه های تجسمی، نقش محوری آن ها را در بازنمایی رابطه تخیل و واقعیت نشان می دهد. در نهایت رویکرد تلفیقی اخذ شده، امکان تأویل پذیری نشانه ها را به صورت یک کل واحد در نمایشنامه نمادین باغ وحش شیشه ای ایجاد می کند.
تحلیل انتقادی گفتمان سیاست دینی فرهنگ مردمی قاجار و انعکاس آن در کاشی نگاره های دینی تکیه معاون الملک با تکیه بر آراء نورمن فرکلاف(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگره پاییز ۱۴۰۴ شماره ۷۵
98-117
حوزههای تخصصی:
مقدمه: در زیست جهان فرهنگی قاجار، مقوله دین در قالب شکل بندی های اجتماعی، سیاست فرهنگی (گفتمان) و سیاست گذاری فرهنگی (کردار ایدئولوژیک) نمود یافته است. پیامد کارکردی این سیاست دینی، مشروعیت بخشی به فرهنگ زندگی روزمره، تعیین مفهوم زیست اجتماعی، بازنمایی فرهنگی، سازماندهی کنش های روزمره و نظم بخشی به شیوه اندیشیدن و کردارهای فرهنگی بوده است. با توجه به ماهیت دینی برخی از کاشی نگاره های تکیه معاون الملک و تأکید آن بر آموزه های تشیع و تجلی فقهی آن در اصل ولایت فقیه، این پژوهش کاشی نگاره های روایی شیعی را به مثابه متن گفتمانی و در قالب یکی از پایگاه های گفتمانی سیاست دینی بررسی می کند. اهداف و سؤال ها: هدف از این پژوهش، تحلیل ماهیت سیاست گذاری دینی برای فرهنگ مردمی در کاشی نگاره های تکیه معاون الملک قاجار و شناسایی گفتمان سیاست های دینی و عملکرد محوریت های فرهنگ مردمی بازتاب یافته در این کاشی نگاره ها است. سؤالات اصلی پژوهش عبارت اند از: ماهیت سیاست گذاری دینی به چه صورت فرهنگ مردمی قاجار را در کاشی نگاره های تکیه معاون الملک بازتولید می کند؟ 2. در سیاست گذاری دینی برای فرهنگ مردمی قاجار، کدام سیاست های گفتمانی در کاشی نگاره های روایی تکیه معاون الملک محوریت یافته اند؟ روش ها: این پژوهش با رویکرد توصیفی- تحلیلی و بر پایه تحلیل محتوای انتقادی، بر مبنای آراء فرکلاف انجام شده است. ابزار گردآوری اطلاعات شامل فیش برداری، مشاهده و بهره گیری از ابزارهای پویش گری نوین بوده است. یافته ها و نتایج: نتایج پژوهش نشان می دهد کاشی نگاره ها با تکیه بر سیاست فقهی شیعه، جهت گیری به سمت هویت سازی دینی و مقاومت فرهنگی در برابر گفتمان غرب را دنبال کرده اند. محور این جهت گیری در کاشی نگاره ها، همسو با دینی تر شدن فرهنگ مردمی و کسب جامعیت سیاسی توسط کنشگران مردمی است که علمای طراز اول دوره مشروطه را در این آثار برجسته ساخته است.
خوانش بیوفیلیایی بر منظر زیست پذیر در گذر از حیاط خانه های بافت قدیم قزوین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
منظر دوره ۱۷ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۷۳
12-23
حوزههای تخصصی:
حیاط در ساختار فضایی مسکن به عنوان مرکز فعالیت های مشترک جایگاه و ضرورت ویژه ای دارد و بخش زیادی از عملکردهای خانه متأثر از آن است. حیاط در خانه ایرانی به عنوان مکان زندگی و منظری زیست پذیر، جهان صغیری در دل جهان کبیر جلوه می کند. طرح اندازی مسکن نیز از حیاط آغاز و مقام و مرتبه فضاهای بسته پیرامونی از نحوه ارتباطشان با حیاط معین می شود. این مقاله، منظر زیست پذیر حیاط خانه ایرانی را با دیدگاه بیوفیلیایی خوانش می کند و در این راه به ارزیابی و تطبیق زیست پذیری حیاط ها در خانه های بافت قدیم شهر قزوین می پردازد. روش پژوهش استدلال منطقی و قیاسی است که با شبیه سازی نمونه های منتخب خانه ها در نرم افزار دپت مپ، ارزیابی و تحلیل و درنهایت خوانش تطبیقی نمونه ها با تکیه بر شاخص های توأمان منظر زیست پذیر و بیوفیلیک در سه بُعد محیطی، کالبدی و عملکردی انجام شده است. نتایج نشان می دهد هندسه حیاط و پس از آن جانمایی با توجه به تأثیر بر سطح چشم انداز داخلی در مقادیر خروجی نرم افزار، مهم ترین عامل در این خوانش است. تعداد فضاهای باز تأثیر بیش تری بر شاخص انسجام فضایی دارد و مساحت، کم اهمیت ترین عامل در این ارزیابی شناخته می شود؛ زیرا اثرگذاری آن به وضعیت دیگر عوامل (هندسه- جانمایی- تعداد) وابسته است.