فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۸۱ تا ۵۰۰ مورد از کل ۳۰٬۷۴۷ مورد.
منبع:
Architecture and Urban Development, Volume ۱۵, Issue ۳ - Serial Number ۵۷, Summer ۲۰۲۵
69 - 84
حوزههای تخصصی:
Adaptive shading devices offer architects a range of opportunities. These devices not only contribute to unique features and characteristics in building envelopes but, with appropriate design and principled implementation, also enhance visual conditions in interior spaces by providing sufficient levels of daylighting and improving visual comfort. Additionally, they reduce lighting energy consumption in buildings. This study examines four types of adaptive shading systems designed to optimize daylighting and visual comfort. Using a multi-objective optimization approach, various configurations of these systems are examined within the context of a reference office model to achieve a balance between the discussed objectives. For each season, the design alternatives with the highest fitness scores are identified. The findings highlight the relative advantages of horizontal louvers and horizontal sun-breakers over other shading devices. These two adaptive systems provide the reference model with satisfactory daylighting levels (i.e., ). Furthermore, regarding glare reduction, full visual comfort is achieved in spring and summer. In fall and winter, when sunlight entering through the southern façade is likely to produce glare, visual comfort is improved by approximately 43% compared to the base case.
نقد فیلم
حوزههای تخصصی:
اصطلاح «منتقد» اغلب بهشکلی بسیار آزادانه بهکار میرود و کمابیش به این معناست: «کسی که دربارهی هنر مینویسد». اما اگر بخواهیم به تعریف دقیقتری از آن برسیم، باید آن را از اصطلاحات مرتبطی که اغلب با آن درآمیخته (و خلط) میشود، متمایز کرد: ریویونویس، پژوهشگر و نگرهپرداز. البته، این تمایز هرگز مطلق نیست، زیرا منتقد در روابطی همپوشان با هرسهی اینها هستی مییابد؛ بااینحال باید میان آنها تمایز گذاشت.
کاربردها و خواص بیوکامپوزیت های میسلیومی در تولید مصالح پایدار برای مناطق روستایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۴۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۹۰
93 - 104
حوزههای تخصصی:
هدف: در دهه های گذشته روستاها دچار تحولاتی شده اند که تداوم حیات آن ها را به خطر انداخته و آن را به نوع آوری، ابداع، خلق محصولات، فرایندها و روش های جدید وابسته کرده است. ازاین رو، توسعه روستاها پیوند گسترده تری با کارآفرینی پیدا کرده است و آمیختن گردشگری و کارآفرینی در راستای تولید محصولات پایدار، راهکاری منطقی است که می تواند به رشد و توسعه مناطق روستایی، گسترش آگاهی نسبت به توسعه پایدار و کاهش ردپای ساخت در زمین کمک نماید. بنابراین، هدف این مقاله معرفی بیوکامپوزیت های میسلیومی به عنوان مصالح پایدار و نحوه تولید و استفاده از آن ها در بافت های روستایی و مجموعه های گردشگری روستایی است. روش پژوهش: این پژوهش مروری است و در آن اطلاعات مرتبط با بیوکامپوزیت های میسلیومی در منابع با دسترسی آزاد بررسی شده و به شناخت، روش تولید، مزایا و معایب، ویژگی های فیزیکی آن ها پرداخته شده است. همچنین پتانسیل تولید این مواد به عنوان راهکاری برای توسعه کارآفرینی و گردشگری روستایی به عنوان راهکاری برای به کارگیری این مواد نیز موردبررسی قرار گرفته است. یافته ها: تحقیق بر کامپوزیت های میسلیومی موضوعی است که بسیاری از پتانسیل های آن ناشناخته و معایب آن حل نشده باقی مانده است، اما بااین وجود در پژوهش هایی که تاکنون صورت گرفته اطلاعات مفیدی در خصوص ویژگی های این مواد به دست آمده و تجربیات مناسبی در خصوص گام ها و عوامل مهم در تولید این مواد و همچنین قابلیت استفاده تجاری در برخی کاربری ها مانند بسته بندی، پنل های عایق، پوشش های دیوار و کف و تولید مبلمان در اختیار پژوهشگران قرار گرفته است که می تواند زمینه ای مناسب در تحقیق و به کارگیری این مواد باشد. همچنین بررسی کارآفرینی روستایی، گردشگری و پتانسیل های کشاورزی، چوب بری و پرورش قارچ، فرصت استفاده از بیوکامپوزیت های میسلیومی برای توسعه پایدار در مناطق روستایی را برجسته می سازد. نتیجه گیری: کامپوزیت های میسلیومی موادی با پتانسیل بالا هستند که در حالت اولیه، خصوصیاتی مانند فوم پلی استایرن، تخته های MDF و نئوپان دارند و مزیت اصلی آن نسبت به این مواد استفاده از مواد اولیه تجدیدپذیر، انرژی کم در پروسه تولید و عدم استفاده از مواد زیان بخش برای محیط زیست مانند پلاستیک و چسب های مصنوعی است، همچنین چالش هایی مانند پذیرش مصرف کننده، تنوع ذاتی خواص این مواد با توجه به ماهیت زیستی و نیاز به دستورالعمل های استاندارد تولید وجود دارد. بااین حال، روش های ساده تری برای تولید کامپوزیت های میسلیومی در مقیاس کارگاهی وجود دارد که می توانند در راستای توسعه پایدار و اقتصاد دورانی استفاده شوند.
Continuity in Urban Heritage Identity: A Tourists' and Residents' Perceptions Perspective (Case Study: Districts 11 and 12 of the City of Tehran)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Architecture and Urban Development, Volume ۱۵, Issue ۲ - Serial Number ۵۶, Spring ۲۰۲۵
65 - 78
حوزههای تخصصی:
Today, places play a significant role in shaping individuals' identities. However, due to phenomena such as urbanization and urban development, places are often under threat and may lose their true meaning. The role of neighborhoods as elements that strengthen and preserve the sense of place identity among citizens is undeniable. As such, this study aims to explore the perceptions of residents and tourists regarding urban heritage identity and the old neighborhoods of Tehran to determine whether these neighborhoods still successfully create a sense of place identity among their inhabitants. The purpose of this research is to identify the aspects of continuity in urban heritage identity in Tehran's old neighborhoods, with an emphasis on the perceptions of tourists and residents. This research is practical and descriptive-analytical. Data and information were collected using library resources, field studies, and questionnaires. The study population includes tourism and cultural heritage experts, tourism officials, as well as residents and tourists who have visited the old fabric of Tehran. To test the hypotheses, a 21-item questionnaire was prepared and distributed among 188 residents and 245 tourists of the neighborhoods, selected through convenience sampling. The findings revealed six components—familiarity and attachment, nostalgia and memories, architecture, security, values, and vibrancy—that can be considered as the components of continuity in urban heritage identity. Furthermore, the findings indicated that residents and tourists have a relatively favorable perception of the components of continuity in urban heritage identity in the studied areas.
واکاوی ارزش های پایدار بازار تاریخی شهر اصفهان در گستره سازوکارهای مدیریتی سنتی آن، با تکیه بر اسناد تاریخی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در طول تاریخ، بازار شهر اصفهان با بهره گیری از سازوکارهای مدیریتی ویژه ای توانسته بود، پویایی و تداوم خود را حفظ نماید. امروزه، با وقوع تغییرات کلان در شیوه زندگی و به تبع آن، ظهور نظام های مدیریتی نوین، بدون توجه کافی به پیشینه غنی آن، این بازار به مسئله ای پیچیده، در زمینه مدیریت شهری و میراثی بافت تاریخی اصفهان بدل شده و آسیب های جبران ناپذیری را تجربه کرده است. بنابراین، حفاظت و تثبیت جایگاه آن، در رویارویی با فرآیندهای توسعه شهری، پیوندی معنادار با راهبردهای پایدار مدیریت سنتی این بازار در گذر زمان دارد. بر همین اساس، در پژوهش حاضر تلاش شده است تا این موضوع با بهره پذیری از روش تفسیری - تاریخی، مبتنی بر جمع آوری اطلاعات بر پایه اسناد و مدارک توصیفی و تصویری و مطالعات میدانی مورد واکاوی قرار گیرد. بررسی ها نشان می دهند که سازوکارهای مدیریت سنتی بازار تاریخی اصفهان تنها به ابعاد کالبدی (ا رزش های ملموس) آن محدود نبوده اند و وجود مناسبات بازار با حکومت ها و نهادهای مذهبی، حضور و فعالیت تجار و بازاریان در سطوح مختلف و پیچیدگی کسب وکار، تنوع فعالیت ها، تعدد ذی نفعان و دیگر ارزش های ناملموس مستتر در آن، مدیریت جامعی را برای تضمین بقای عملکردی بازار و پایداری آن، در بطن زندگی شهری ضروری ساخته بود. این سازوکارها بر شش گستره ذیل بخش پذیر هستند: الف. نظام اجتماعی و جایگاه بازار اصفهان در تعامل با ساختار شهری، ب. نظام مالکیت و مالیاتی بازار، پ. بازار عرصه تولید و تخصص، ت. مکان یابی فعالیت ها، ث. تأمین امنیت بازار و ج. تشکیلات اصناف و ارتباطات بیرونی و درونی آن ها. شناخت این ارزش ها در راستای تعامل با اصول نوین مدیریت میراث جهانی، به ویژه در گستره شناخت عوامل بنیادین درک معنا و ارزش ذاتی میراث فرهنگی ناملموس (در پنج گستره: خودشناسی، خود ترمیم نمایی، هویت فرهنگی، حفظ اصالت و انطباق با موازین حقوق بشر ) و شیوه های مدیریت سنتی بافت های تاریخی، یاری-رسان خواهد بود.
تحلیل زیست پذیری شهر چابهار با تأکید بر رویکرد توسعه شهری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رشد شهرنشینی با تأکید بر رویکرد توسعه شهری نابسامانی های متعددی را به همراه آورده که موجب کاهش وضعیت زیست پذیری شهروندان در ابعاد محیطی، کالبدی، اقتصادی و اجتماعی شده است. زیست پذیری شهری از مفاهیم و رویکردهای اخیر جهان در چارچوب گفتمان پایداری است که در دهه ی اخیر در قلمروی شهری و در مقیاس های مختلف ، به عنوان صفت و وضعیت مطلوب و یا رویکرد و راهکار بهبود شرایط زیست در آن ها مورد توجه قرارگرفته است. به گونه ای که هم اکنون در مطالعات شهری ایران نیز، توجه به مفهوم زیست پذیری، اصول، ابعاد و شاخص های آن، هرچند به صورت محدود، مورد توجه قرارگرفته است. سه محور مورد توجه این پژوهش شناخت وضعیت موجود زیست پذیری، ابعاد و معیارهای اثرگذار و به وجود آورنده آن و بررسی پیامدها و نتایج وضعیت کنونی زیست پذیری در شهر چابهار است. هدف پژوهش تحلیل زیست پذیری شهر چابهار با رویکرد توسعه شهری است. پژوهش از نظر هدف کاربردی، از نظر ماهیت تحلیلی و از نظر روش کیفی- کمی است.روش جمع آوری داده ها کتابخانه ای است.جامعه ی آماری تحقیق را 80 نفر از کارشناسان ذی ربط شهر چابهار و اساتید جغرافیا و برنامه ریزی شهری تشکیل می دهند و تکنیکی که در این راستا استفاده شده تکنیک دلفی است. روش نمونه گیری مورد استفاده در پژوهش حاضر احتمالی و از نوع طبقه ای بوده است. ا بزار گردآوری داده ها پرسشنامه از نوع بسته است. برای تحلیل داده ها از مدل تاپسیس استفاده شده است. نتایج یافته ها نشان می دهد که متغیر اقتصادی با 967/0 امتیاز رتبه یک و متغیر کالبدی با امتیاز 914/0 رتبه دوم را به خود اختصاص دادند و متغیرهایی هستند که بیشترین تأثیر را بر سطح زیست پذیری شهر چابهار با تأکید بر توسعه شهری گذاشتند.
بررسی تاثیر معرفی سایت دفن زباله با الگوریتم های هوش مصنوعی سازگار با مسائل زیست محیطی و اجتماعی در شهر رشت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه، تولید و دفع انواع پسماند یکی از مشکلات اصلی زیست محیطی جوامع انسانی است که نیازمند مدیریت صحیح است. احداث سایت دفن پسماند در مناطق شهری می تواند به دلیل تأثیرات مهم بر اکولوژی، بهداشت، منظر شهری، ترافیک و ارزش املاک، عامل اختلال باشد؛ بنابراین، احداث آن باید با مطالعات دقیق و جامع صورت گیرد تا از گسترش تهدیدهای زیست محیطی جلوگیری شود.هدف این پژوهش، مکان یابی سایت دفن پسماند در شهر رشت با استفاده از الگوریتم های هوش مصنوعی سازگار با ملاحظات زیست محیطی و اجتماعی و ارزیابی اثرات معرفی سایت تا افق ۲۰۵۰ است. روش تحقیق مبتنی بر تحلیل فضایی در GIS بود. جمعیت تا سال ۲۰۵۰ بیش از ۱٬۴۲۰٬۰۰۰ نفر برآورد شد و ۱۷ معیار فضایی شامل عمق آب زیرزمینی، جنگل، جاده، ارتفاع، فرسایش، شیرابه، رودخانه، شیب و محدوده شهر انتخاب گردید. این معیارها با شبکه ی عصبی چندلایه و ماشین بردار پشتیبان (SVM) تحلیل شده و ماتریس RIAM برای ارزیابی پیامدها و مدل مولا برای تخصیص زمین به کار رفتند.یافته ها نشان داد هوش مصنوعی MLP با دقت ۸۷/درصد، برتری قابل توجهی نسبت به روش های سنتی دارد. نتایج مکانیابی حاکی از آن است که تنها ۳% از مساحت، پتانسیل ۵۰–۷۵% و 0.01درصد(معادل ۲۲ هکتار)، پتانسیل ۷۵–۸۵% برای ایجاد سایت دفن را دارند. مکان های با ظرفیت بالا در کارخانه زربال و غرب جنگل لاکان واقع شده اند. بر اساس ماتریس RAIM، سایت لاکان بهترین گزینه است؛ درحالی که ادامه فعالیت سایت سراوان با امتیاز ۴۷۷-، بدترین سناریو محسوب می شود. نتیجه گیری این است که تهدیدهای اصلی شامل کیفیت هوا، آب سطحی و زیرزمینی و گردشگری است. استفاده از هوش مصنوعی، دقت مکان یابی را به طور چشمگیری افزایش می دهد. پیشنهاد می شود برنامه های مدیریتی شامل جداسازی، بازیافت و لایه گذاری برای کاهش تهدیدها و تضمین پایداری زیست محیطی و اجتماعی اجرا شود.
شبیه سازی میزان روشنایی و دید به بیرون فضا براساس دو پارامتر موقعیت و کشیدگی بازشو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
منظر دوره ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۰
44 - 51
حوزههای تخصصی:
استفاده از یک بازشو در نما یا جداره ساختمان، علاوه بر جنبه های زیبایی شناسی، در سیما و منظر بیرونی بنا، دارای وجوه کارکردی نیز هست که در قالب تأمین روشنایی فضای داخلی و ایجاد دید به بیرون نمود می یابد. کیفیت طراحی بازشو می تواند تأثیر قابل ملاحظه ای بر کیفیت روشنایی فضای داخلی و میزان دید ساکنان از درون به بیرون فضا داشته باشد. پژوهش حاضر به بررسی نقش موقیعت و کشیدگی بازشو در تعیین کیفیت روشنایی داخلی و میزان دید از درون به بیرون فضا می پردازد. به منظور سنجش میزان روشنایی، از شاخص های نور روز (DF)، خیرگی (Glare) استفاده شد. همچنین، برای سنجش شاخص دید به بیرون، میزان رؤیت پذیری فضای بیرونی از داخل فضا (View Analysis) بررسی شد. براین اساس، یک فضای مستطیلی شکل با ابعاد 5*3متر مربع به همراه یک بازشو به ابعاد 1*1متر مربع واقع در جبهه جنوبی آن، در شهر شیراز به عنوان الگوی پایه در نظر گرفته شد. همچنین، 22 نمونه موردی با موقیعت ها و کشیدگی های مختلف بازشو به عنوان نمونه های موردی تحقیق انتخاب شد. پس از شبیه سازی و تحلیل این نمونه ها با استفاده از افزونه های هانی بی و لیدی باگ، نتایج در قالب یافتن بهینه ترین موقعیت و کشیدگی بازشو در جداره ارائه شد. نتایج تحقیق نشان داد که استفاده از بازشو با کشیدگی افقی و مستقر در بخش مرکزی جداره، بهنیه ترین حالات دید به بیرون و روشنایی روز را درون فضا ایجاد می نماید.
تحلیل دگرگونی جایگاه کاربریهای مکان محور شهری در عصر فضای مجازی؛ نمونه مورد مطالعه: کتابخانه های سه دانشگاه اصلی زاهدان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات شهری دوره ۱۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۵
51 - 62
حوزههای تخصصی:
برنامه ریزان شهری با این پرسش مواجهند که پیدایش شبکه های جهانی اینترنت، پایگاه های داده علمی با میلیاردها آیتم و شبکه های اجتماعی با میلیاردها عضو، تا چه حدی کتابخانه ها ی دانشگاهی همچون کاربری های مکان محور سنتی با تغییر در نقش و جایگاه مواجه ساخته و از قید چهار ویژگی، مکان معین، شعاع عملکردی معین، آستانه جمعیتی معین و زمان سرویس دهی معین رها شده اند؟ این پژوهش کاربردی با روش توصیفی تحلیلی و حجم نمونه 480نفر(دانشجویان دکتری، کارشناسی ارشد وکارشناسی) با پرسشنامه محقق ساخته و نمونه برداری تصادفی در زاهدان (سه دانشگاه سیستان و بلوچستان، دانشگاه علوم پزشکی زاهدان و دانشگاه آزاد اسلامی زاهدان) انجام شده است. مد ل های تحلیل:Uما ن ویتنی، کروسکا ل والیس، کای دو، کرامرزV، جدول متقاطع، کندال تائوC، کرامرزC و تست نشانه بودند. یافته ها نشان داد، جایگاه سنتی کتابخانه های دانشگاهی دگرگون شده است. به این اعتبار که 58 درصد دانشجویان گفته اند به ندرت کتابخانه رفته یا هرگز نرفته اند. 44 درصد دانشجویان جایگاه سنتی کتابخانه ها را کاهشی می دانند. دسترسی به پایگاه های علمی مانند Scopus, SID, در حد معنی داری، سبب اعتقاد دانشجویان به کاهشی بودن جایگاه کتابخانه بود (به استثنای دانشجویان پزشکی و پرستاری).دانشجویان به منابع علمی در هشت پایگاه علمی آکادمیک (Scopus، Web of Science، Pub Med و مشابه آن با میلیاردها آیتم علمی) مراجعه می کنند.نتیجه این که علیرغم پابرجایی نقش و جایگاه کتابخانه های دانشگاهی، پدیده «پژوهش، بدون مراجعه فیزیکی به کتابخانه دانشگاهی» سبب می شود برنامه ریزی و تخصیص فضا، محاسبه آستانه جمعیتی و شعاع عملکرد معین، نیازمند بازنگری گردد. نوآوری این پژوهش مراجعه مستقیم به دانشجویان و سنجش میزان مراجعه شان به کتابخانه و ادراک شان از جایگاه کتابخانه است که در پژوهش های داخلی و خارجی دیده نشد. ادامه پژوهش در کتابخانه های عمومی وگسترش مرزهای دانش مورد تأکید است.
تحلیل نقش آب در ساختار و سازمان فضایی شهری ایران به کمک روش چیدمان فضا؛ (مطالعه موردی: پهنه های اقلیمی ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش شهرسازی دوره ۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
73 - 92
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: نگاه فراکالبدی و فرهنگی به آب در همراهی با حضور فیزیکی و کارکردی، تأثیر خود را در پیدایش و توسعه تمدن ها، با گزینش مکان استقرار شهرها، چیدمان و نحوه توسعه محلات ایفا نموده و در نهایت مهر خود را بر ساختار و سازمان فضایی شهرها زده است. واکاوی نقش آب در متمایز نمودن ساختار و سازمان فضایی شهرها در اقلیم های مختلف خاستگاه پژوهش خواهد بود. هدف: بررسی تحلیلی پهنه های اقلیمی ایران و ساختار و سازمان فضایی شهرهای هر پهنه به کمک روش چیدمان فضا و ارائه راهکارهای سازمان دهی و اصلاح ساختار فضایی شهر براساس آن است. روش: پژوهش حاضر مبتنی بر بررسی تفسیری تاریخی با تکیه بر تحلیل محتوا براساس ترکیب الگوهای کمی و کیفی است. لذا آنچه در بستر زمان در ارتباط با حضور آب و تأثیراتش در شکل گیری و توسعه فضاهای شهری و ساختار و سازمان فضایی آن ها اتفاق افتاده است، در قالب روایی گزارش می گردد و در ادامه با استفاده از روش چیدمان فضا به بررسی ارتباط میان آب با ساختار و سازمان فضایی شهرها در پهنه های اقلیمی ایران پرداخته خواهد شد. یافته ها : با تأمل در ساختار و سازمان فضایی شهرها در مقیاس های کلان، میانی و خرد، می توان نقش آب را در پیدایش، مکان گزینی، شکل گیری و توسعه آتی شهرها مشاهده نمود که حیات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جوامع را متأثر می نموده است. در سطح کلان، آب در هنگام مکانیابی ساختار شهر حضور داشت. در سطح میانی، نظام آب رسانی، سازمان فضایی شهرها را علی رغم ارگانیک بودن، تحت تأثیر قرار داده و به مکانیابی کاربری ها و فعالیت ها جهت می داد. در سطح خرد نیز حضور مردم در فضاهای شهری، تبیین کننده تعامل با آب و ایجاد فضاهای خاطره انگیز بود. نتیجه گیری: آسیب شناسی ساختار فضایی شهر برای سازمان دهی پیکره بندی فضایی و ایجاد یکپارچگی در کل شهر ضروری است و روش چیدمان فضا ابزاری مناسب در این زمینه است. خدمات رسانی مناسب و بهبود عملکرد شهری، بدون شناخت دقیق ساختار و سازمان فضایی شهر کارایی لازم را به همراه نخواهد داشت.
تحلیلی بر نقش طراحی بیوفیلیک در خلق معماری حساس به اقلیم و متناسب با فرهنگ در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال ۲۲ تیر ۱۴۰۴ شماره ۱۴۵
19 - 34
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: طراحی بیوفیلیک، ریشه در فرضیه بیوفیلیا داشته و باهدف ادغام هوشمندانه عناصر طبیعی در محیط های ساخته شده، به دنبال ارتقای پایداری، بهزیستی و تعامل انسان با طبیعت است. بااین حال، کاربرد گسترده این رویکرد نوآورانه در ایران، به واسطه چالش هایی همچون تراکم فزاینده شهری، روش های ساخت وساز سنتی و موانع فرهنگی و سیاستی محدود مانده است.هدف پژوهش: با تلفیق شبیه سازی های محاسباتی و مصاحبه های تخصصی با کارشناسان این حوزه، این مطالعه به ارزیابی عملکرد زیست محیطی، انرژی و فرهنگی طراحی بیوفیلیک در سه شهر نماینده مناطق اقلیمی متنوع ایران، یزد (گرم و خشک)، تبریز (سرد و نیمه خشک) و رشت (مرطوب) پرداخته است.روش پژوهش: در بخش تحلیل کمی، داده های اقلیمی دقیق از منابع معتبر همچون پایگاه داده های Meteonorm و پایگاه داده Power ناسا استخراج و با بهره گیری از نرم افزارهای پیشرفته شبیه سازی همچون Ecotect Analysis و Grasshopper-Ladybug، تحلیل و بررسی شد. در بخش کیفی نیز با انجام مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۷ نفر از خبرگان و متخصصان این حوزه که با روش نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی انتخاب شده بودند، به بررسی چالش ها و فرصت های اجرای طراحی بیوفیلیک در ایران پرداخته شد. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش، گواهی بر مزایای چشمگیر اصول طراحی بیوفیلیک در بهبود عملکرد ساختمان ها و ارتقای کیفیت محیط زیست ساخته شده است. به عنوان نمونه، شهر یزد با بهره گیری هوشمندانه از روش های خنک سازی غیرفعال توانست به کاهش قابل توجه ۳۰ درصدی مصرف انرژی دست یابد. شهر تبریز نیز با بهبود عایق کاری حرارتی ساختمان ها، عملکرد انرژی خود را به میزان ۲۰ درصد ارتقا بخشید. در شهر رشت نیز، افزایش ۳۰ درصدی بهره وری آب، گامی مهم در جهت پایداری منابع آبی برداشته شد. بااین حال، گسترش کاربرد طراحی بیوفیلیک در ایران با موانعی همچون محدودیت های اقتصادی، آگاهی ناکافی عمومی و سیاست های پراکنده و ناهماهنگ مواجه است.
تأملی بر مدل میدان های هنری پیر بوردیو و تطبیق آن با سیر تحول عکاسی در جهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیر بوردیو در نظریه میدان های هنری خود از دو قطب مستقل و وابسته صحبت می کند. قطب مستقل بر ویژگی های منحصربه فرد و ناب اثر هنری تأکید دارد و قطب وابسته بر ارزش های مادی و دیدگاه های عامه پسند و عوامل خارجی تکیه دارد. قطب وابسته به روحیات طبقه بالای جامعه نزدیک است و خود به دو بخش دیگر که بورژوازی و صنعتی باشد تقسیم می شوند. در قطب وابسته بورژوازی شاهد رویکردهای هنری مآبانه از سوی هنرمند هستیم. هر چند که سویه های مادی و عامیانه نیز در نظر گرفته شده است. اما در بخش صنعتی تنها چیزی که اهمیت دارد صرفاً بحث اقتصادی و جلب نظر مخاطب به هر شکل ممکن است. این اثر با توجه به گردش حالات اجتماع به یک سمت می تواند در برهه های مختلف تغییر و بسته به سلیقه مردم فرق کند. بنابراین پدیدآورنده اثر باید خودش را با آنچه جامعه می پسندد به روز کرده، اثری باب میل آنان به وجود آورد و به هر ترفندی دست بزند. عکاسی نیز در طول تاریخ خود نزدیک به دو قرن فرایندهای فنی و مضمون های مختلفی را اعم از سبک و ژانر را به خود دیده است. عکاسی در هر شرایطی با مخاطب سر و کار داشته است و این به خاطر ماهیت واقع گرایی، ارزان بودن، در دسترس بودن و نیز از سویی دیگر خوانش راحت معنای آن است. در تاریخ عکاسی، مولف و مخاطب دو قطب متقابل هم بودند که بر روی همدیگر همواره تأثیر گذارده اند. در نظریه میدان های هنری بوردیو، مخاطبان از لحاظ قطب وابستگی و مؤلفان از لحاظ قطب مستقل تأثیرگذار بوده اند. هدف این مقاله تطبیق نظریه میدان های هنری بوردیو با سیر تاریخی عکاسی است تا به این پرسش پاسخ دهد که چگونه سویه های تاریخی عکاسی با نظریه میدان های هنری بوردیو قابل تطبیق است. مقاله حاضر از رویکردی تطبیقی بهره می برد و از نظر هدف بنیادی نظری بوده و از نظر روش توصیفی تحلیلی به شمار می رود. همچنین اطلاعات از منابع کتابخانه ای و تارنماهای گوناگون گردآوری شده و نهایتاً با رویکردی کیفی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. نتایج تحقیق بیانگر انطباق و کارایی نظریه میدان های هنری بوردیو با سیر تحولات تاریخ عکاسی جهان است.
Recognizing the Components of Contemporary Housing and its Impact on the Cultural and Social Identity of the Metropolis of Ahvaz Using the Shannon Entropy Method(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Architecture and Urban Development, Volume ۱۵, Issue ۱ - Serial Number ۵۵, Winter ۲۰۲۵
17 - 30
حوزههای تخصصی:
In the metropolis of Ahvaz, contemporary housing plays a significant role in shaping and enhancing its residents' cultural and social identity. This research employed a questionnaire as the data collection tool. A total of 16 questions were designed for the identity questionnaire, centered around two main components: social and cultural. Additionally, 34 questions were provided to residents of various regions in Ahvaz, covering eight primary components: cultural, structural, functional-executive, physical-spatial, operational, experiential-aesthetic, environmental, and social-political, to distinguish between the internal and external housing components. The analysis of correlation coefficients and regression between contemporary housing variables and the urban identity of Ahvaz reveals a strong positive correlation between these two variables. This indicates that as the level of industrialization of buildings increases, urban identity indicators also rise across different areas of Ahvaz. The final weight of the housing and contemporary identity components was calculated using the Shannon entropy method. The results indicate that different components hold varying importance and influence in different domains. In cultural identity, the social system plays a more prominent role, while in social identity, religion is more significant. Regarding housing, functional and environmental aspects are more important, focusing on efficiency and sustainability in housing design. This analysis can be helpful for policymakers, designers, and planners to understand better the importance of various components in identity and housing.
Modeling Patient Satisfaction in Hospital Design Using Evidence-Based Design (Case Study: Kasra Hospital)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Architecture and Urban Development, Volume ۱۵, Issue ۱ - Serial Number ۵۵, Winter ۲۰۲۵
69 - 78
حوزههای تخصصی:
Patient satisfaction is a key indicator in evaluating the quality of healthcare services and plays a crucial role in the healing process and patients' perception of the healthcare system. Evidence-Based Design (EBD) is a scientific approach that uses empirical data to optimize healthcare environments. The goals of this research are to promote the principles of designing healthcare centers using an evidence-based approach, thereby improving the quality of space, enhancing patient satisfaction, and accelerating the recovery process. The research method is based on patient-centered principles, aligning with analytical-descriptive research that incorporates field observations, library studies, and data collection through questionnaires from 65 patients hospitalized at Kasra Hospital. These data are analyzed to provide a suitable solution for the design. Data analysis is conducted using the regression and correlation methods. The software used is ASPECT and SPSS 26. According to the obtained results, threshold rate of 6, the average factors of views (3.646), nature and outdoors (3.472), comfort and control (3.913), Legibility of place (3.900), facilities (3.079) and staff (3.594) means that the patients in the hospital are relatively satisfied with the aforementioned factors and the average of privacy and participation (2.769) and interior design (2.896) indicating low satisfaction with the mentioned factors. This study confirms that implementing evidence-based design principles in hospital environments significantly enhances the patient experience, increases satisfaction, and accelerates the healing process.
بررسی پایدار شبکه هوشمند معابر شهری جهت حضور به موقع یگان ناجا بر اساس الگوریتم Dijkstra (مطالعه موردی: شهر اهواز)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گفتمان طراحی شهری دوره ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
89 - 101
حوزههای تخصصی:
مسئله: بزهکاری و جلوه مختلف خشونت و بی نظمی از پدیده های بسیار پیچیده اجتماعی است و در صورت وجود بستر مکانی و زمانی مساعد، زمینه بروز جرم و تکرار آن فراهم می گردد و به مرور زمان یک محیط جغرافیایی به یک کانون جرم خیز تبدیل می شود. شهر اهواز دارای محلات متعدد و مراکز فعالیتی پراکنده و فضاهای خالی ساخته نشده و فضاهای سبز همچون پارک ها، نخلستان ها و باغات در بافت های شهری می باشد که احتمال وقوع جرم را افزایش می دهد. بر این اساس طراحی شبکه هوشمند معابر در شهر اهواز جهت امداد رسانی بهتر یگان انتظامی ضرورت می یابد.
هدف: شناخت ساختارهای فضایی شبکه معابر شهر اهواز، میزان وقوع جرم، تحلیل موقعیت یگان های پلیس که نقش بسزایی در راستای خدمات رسانی بهتر یگان امداد و نجات دارد.
روش: جهت تجزیه و تحلیل یافته ها از نرم افزارهای ArcGIS ، EXCEL و Grafer استفاده گردیده است. همچنین از الگوریتم کوتاه ترین مسیر Dijkstra و الگوریتم اویلر جهت یافتن کوتاه ترین مسیر استفاده گردیده است.
نتایج: پژوهش حاضر نشان می دهد آنچه در بررسی کلانتری ها شهر اهواز حائز اهمیت می باشد، توزیع فضایی این مراکز از نظر دسترسی و همچنین فاصله کلانتری ها نسبت به یکدیگر می باشد. با توجه به آنالیز مسیریابی ارائه شده با GIS خیابان مقیمی زاده با فاصله 8 متر نسبت به محل جرم خیز کمترین فاصله و در مقابل بلوار پاسداران و خیابان شهید تندگویان به ترتیب با 523 متر و 653 متر بیشترین فاصله را از یگان پلیس تا محل جرم را دارند.
توسعه مبتنی بر حمل ونقل همگانی دریایی (MTOD)؛ رویکردی نوین در بهبود عملکردهای شهری، بررسی موردی: پایانه مسافربری بندر شهید حقانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه معماری و شهرسازی سال ۱۷ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴۹
95-119
حوزههای تخصصی:
رویکرد توسعه مبتنی بر حمل ونقل همگانی دریایی (MTOD) به عنوان چارچوبی برای تقویت پیوند میان شهر و بندر، امکان استفاده از قابلیت های بنادر در توسعه شهری را فراهم می کند. پایانه شهید حقانی به عنوان بزرگ ترین بندر کشور، با مشکلاتی چون جدایی فیزیکی و عملکردی از بافت شهری روبه رو بوده که دسترسی به حمل ونقل عمومی و کاربری های ضروری، تعامل اجتماعی میان شهروندان، مسافران و بندر و درنهایت فرصت های شغلی را محدود است. این مسئله باعث عدم بهره برداری کامل از قابلیت های نهفته بنادر و شهرهای ساحلی در ارتباط با یکدیگر شده است. هدف این پژوهش، شناسایی قابلیت ها و ظرفیت های بنادر و ارائه راهکارهایی برای بهبود عملکرد شهر و بندر با استفاده از رویکرد MTOD بوده، به گونه ای که این بندر به عنوان نمونه ای عملی برای تدوین سیاست ها و چارچوب های توسعه شهربندرها در کشور قابل استفاده باشد. این پژوهش کاربردی بوده و با رویکرد ترکیبی (توصیفی - تحلیلی) انجام شده است. برای وزن دهی شاخص ها روش آنتروپی شانون به کار رفته و نتایج تجزیه وتحلیل داده ها در مدل تاپسیس فازی اعمال شده اند. نتایج نشان داد که رویکرد MTOD با تأکید بر پیوند میان شهر و بندر، فرصت های تعامل و رشد متقابل شهر و بندر را افزایش می دهد. پیشنهادات شامل توسعه مسیرهای پیاده روی و دوچرخه سواری، ساماندهی حمل ونقل عمومی، ایجاد کاربری های چندمنظوره در ساحل و بندر، تدوین ضوابط پهنه بندی زمین و کدهای شهرسازی ترکیبی بین شهر و بندر است.
واکاوی نقش نفوذ پذیری فضا در افزایش تعاملات اجتماعی در مراکز فرهنگی و هنری
حوزههای تخصصی:
بهره گیری از ﻃﺮاﺣﯽ نفوذپذیر، ﺗﺠﻬﯿﺰات ﻗﺎﺑﻞﺗﻨﻈﯿﻢ و تنوع کارکردی متنوع، تعاملات اجتماعی در اماکن فرهنگی هنری را ﻓﺮاﻫﻢ ﻣﯽﮐﻨﺪ. مراکز فرهنگی ﻓﺮﺻﺖﻫﺎی ﻣﻨﺤﺼﺮﺑﻪ ﻓﺮدی ﺑﺮای افراد ﻓﺮاﻫﻢ می کند ﺗﺎ در ﻣﺤﯿﻄﯽ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽﺗﺮ، جذاب تر و نشاط آورتر ﺗﻌﺎﻣﻞ داﺷﺘﻪ و مهارت های ﺧﻮد را بتواند پیدا، شکوفا و توسعه دﻫﻨﺪ. همچنین استفاده از آﯾﺘﻢﻫﺎی ﻗﺎﺑﻞ ﺣﻤﻞ و چندمنظوره و ﻓﻀﺎﻫﺎی ﭼﻨﺪعملکردی در ﮐﻨﺎر ﻓﻀﺎﻫﺎی ﺧﺎص، اﯾﻦ نفوذپذیری را ﺗﻘﻮﯾﺖ کرده و این روﯾﮑﺮد ﺑﻪ محیط های فرهنگی ﮐﻤﮏ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﺗﺎ با توجه ﺑﻪ شرایط فرهنگی، پاسخ گوی ﻧﯿﺎزﻫﺎی ﻣﺘﻨﻮع افراد باشد. بهره گیری از ﺗﺠرﺑﯿﺎت ﺟﻬﺎﻧﯽ در ﻃﺮاﺣﯽ مراکز فرهنگی ﺟﺪﯾﺪ و ﮐﺎرﺑﺮﻣﺤﻮر باعث شده تا در ایران بسیار مورد توجه و ﻣﻔﯿﺪ واﻗﻊ ﺷﻮد. ﻫﺪف از اﯾﻦ پژوهش، مطالعه مؤلفه های تأثیرگذار جهت دﺳﺘﯿﺎﺑﯽ ﺑﻪ ﮐﯿﻔﯿﺖ ﻓﻀﺎﯾﯽ ﻣﻄﻠﻮب ﺑﻪ منظور طراحی مرکز فرهنگی نفوذپذیر می باشد. این تحقیق از نوع پژوهشی –کاربردی بوده و روش تحقیق آن به صورت توصیفی و کیفی انجام شده و مطالب تحقیق بر مبنای مطالعات اسنادی، روش کتابخانه ای، مرور متون، منابع و تحلیل آن ها انجام شده. ﻣﺮور ﻣﻘﺎﻻت، ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ و ﺑﺮرﺳﯽ ﻧﻤﻮﻧﻪﻫﺎی ﻣﻮﻓﻖ در داﺧﻞ و ﺧﺎرج از ایران ﻧﺸﺎن می دهد ﮐﻪ ﻃﺮاﺣﯽ ﻣﻌﻤﺎری و ﻓﺮم، ﺗﻮﺟﻪ، ﺣﺮﮐﺖ و ﺳﯿﺮﮐﻮﻻﺳﯿﻮن، اﯾﺠﺎد ارﺗﺒﺎط درون و ﺑﺮون، ﺑﻪ ﻋﻨﺎﺻﺮ تأثیرگذار در ﻃﺮاﺣﯽ ﻓﻀﺎﻫﺎی نفوذپذیر کمک کرده و ﺑﺎﻋﺚ ﺷﮑﻮﻓﺎﯾﯽ، ﺧﻼﻗﯿﺖ و افزایش ﺗﻌﺎﻣﻼت اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺑﯿﻦ افراد، در مراکز فرهنگی هنری ﻣﯽﺷﻮد، علاوه بر این در مراکز فرهنگی موقعیت های بسیاری جهت تعاملات اجتماعی وجود دارد.
تاثیر رویکرد معماری ارگانیک بر طراحی خانه سالمندان
منبع:
مطالعات رفتار و محیط در معماری دوره ۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲
103 - 119
حوزههای تخصصی:
سالمندی یک دوره بسیار حساس در زندگی افراد است که طی آن توانایی فرد کاهش مییابد و در برابر بیماری های جسمی و روانی آسیب پذیرتر میشود. فضای سبز، تاثیر به سزایی بر روح و روان انسان دارد.. هدف از طراحی خانه سالمندان با رویکرد طبیعت گرایی معرفی فضایی سرزنده است،که باعث شادابی و سرزندگی این قشر میشود. این تحقیق از روش توصیفی- تحلیلی استفاده شده است که شامل مطالعات کتابخانه ای و میدانی جهت بررسی نتایج پژوهش از نرم افزار SPSS22 استفاده شده است و جهت بررسی نرمال بودن داده ها از آزمون کلموگروف-اسمیرنوف و همچنین از آزمونهای t تک نمونه و فریدمن جهت بررسی عوامل پژوهش استفاده شد. نتایج حاصل منجر به شناسایی انتظارات اساسی شد. ایجاد محیط مطلوب به کمک معماری و استفاده صحیح از الگوهای معماری متناسب با کاربری آنها در جهت ایجاد فضایی سرزنده و طراحی فضایی بر پایه معماری ارگانیک.
تحلیل پیوند میان حیاط مدارس و اندیشه اسلامی جهت ارتقای رشد معنوی دانش آموزان دبستانی
حوزههای تخصصی:
مدارس از دیرباز جزء مهم ترین محل های آموزش علوم و پرورش معنوی کودکان بوده و تأثیر محیط آن در شکل گیری شخصیت فرد در بزرگسالی غیر قابل انکار است. هدف از این تحقیق اثبات رابطه بین حیاط و فضای سبز مدرسه در جهت ارتقای تربیت معنوی کودکان دبستانی است. بنابرین چگونگی تحلیل پیوند میان فضای سبز مدارس و اندیشه اسلامی جهت ارتقای رشد معنوی برای دانش آموزان دبستانی سوال این تحقیق است؟ پژوهش با یک فرضیه اصلی آغاز و بر مبنای پژوهش های بنیادی پیشین شکل گرفت. این پژوهش به دنبال بررسی چگونگی ارتباط بین کالبد و عناصر معماری باغ ایرانی استفاده شده در حیاط مدارس و آشنایی دانش آموزان با مبناء و منشأ خلقت جهت ارتقاء تربیت معنوی در کالبد فضای آموزشی دبستان ها می باشد. این پژوهش کاربردی در فرآیند دستیابی به پاسخ سؤالات پژوهش از رویکرد کیفی و کمّی استفاده کرده است. با توجه به رویکرد این پژوهش، در مرحله اول (کیفی)، سعی شده تا معیارها و اصول معماری ساختمان های آموزشی طراحی شده با تلفیق حیاط مدارس قدیم استخراج شود. در مرحله دیگر با استفاده از روش تحلیلی، معیارهای به دست آمده در مدارس ایران بررسی، و ارزش ها و راهکارهای طراحی حیاط مدارس ارزیابی و تحلیل شده است. مطالعه مشاهده ای و در عین حال تحلیلی درباره تعدادی از مدارس نمونه انجام شد که به نتیجه گیری نهایی تبیین الگو کمک کرد. یافته ها نشان می دهد وجود حیاط در مدارس با شیوه باغ ایرانی و هندسه باغچه ها به همراه حوض در آن می تواند کودکان را به سمت تربیت معنوی و ارتقاع و رشد متعالی سوق دهد.
خوانش ترامتنی نقش اژدهای هفت سر دریا با تأکید بر نقش تنّین در عجایب نامه های اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگره بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۳
149 - 169
حوزههای تخصصی:
تنّین، موجودی هیبریدی با هفت سر، یکی از افسانه های گمنام در بطن تاریخ و جلوه گر در عجایب نامه هاست. تصویر اژدهای مارگونه و هفت سر دریا با نام های متفاوتی از اسطوره یام و بعل مردم بین النهرین تا جزیره مار و روایت اسکندر در طول تاریخ ارائه شده و بعدها بر قاعده خیال مخاطب نسخ عجایب نامه نقش بسته است. این موجود از یهودیت تا اسلام از یونان تا ایران سفر کرده است. نظریه ترامتنیت ژرار ژنت، رویکردی کاربردی است که در خوانش متون تصویری مؤثر بوده و روابط درهم تنیده شبکه های متنی و تصویری و دلالت مندی های مرتبط را آشکار می سازد. هدف از جستجوی رد پای نقش اژدهای هفت سر دریا در تاریخ، یافتن حقیقت پنهان در پس آن و مفهوم بخشی به آثار هنری معاصر با درک بهتر و ریشه ای از نقوش کهن است. سؤالات این مطالعه عبارت اند از: 1. به طورکلی نقش تنّین به چه موجودی اطلاق می شود؟ 2. چگونه می توان نظریه ترامتنیت ژنتی را در خوانش نقش تنیّن و ارتباط این نقش با اسطوره های کهن به کار برد؟ این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی انجام شده و جامعه آماری آن شامل کلیه نقوش و روایات اژدهایان هفت سر است که به صورت اثری هنری و یا ادبی مانند داستان یا اسطوره باقی مانده و در دسترس هستند. از این میان، شش نقش و روایت به عنوان نمونه به صورت هدفمند از سوی نویسندگان انتخاب و از جنبه های بصری و روایی تحلیل شده اند. نتایج نشان داد تنّین موجودی با یک سر انسانی و شش سر مارگونه است که به باورمندی شرارتی که فقط به واسطه قدرتی لایزال چون خدا و یا بندگان برحق او از میان می رود، اشاره دارد. همچنین، بر اساس نظریه ترامتنیت که روشی در خوانش متون تصویری است، به واسطه تبیین یک الگوی چهار مرحله ای، ارتباط تصویری و مفهومی بین نمونه های مطالعاتی قابل اثبات است.