مطالب مرتبط با کلیدواژه
۱.
۲.
۳.
۴.
Urban morphology
حوزههای تخصصی:
تهران یکی از آلوده ترین شهرهای دنیا است. آلودگی هوا به دلایل مختلف، ازجمله تمرکزگرایی، افزایش ترافیک، مکان یابی ناصحیح الگوی فضایی کاربری ها، مصرف سوخت های فسیلی، عدم وجود مقررات و ضوابط به منظور محدود ساختن مناطق صنعتی و ناپیروی مقررات زیست محیطی به وجود آمده و بعضاً بر اثر بعضی عوامل اقلیمی شدت می یابند. در این پژوهش، هدف ارتباط سنجی عوامل مصنوع شهری با آلودگی هوای شهر تهران و یافتن درجه اهمیت هر یک از آن ها است. تکنیک های مورد نظر بر پایه داده های رادار نشان می دهد که الگوی فیزیکی و پیامدهای نظام برنامه ریزی شهری در آلایندگی هوای شهر تهران بسیار تاثیر گذار است. در این ارتباط ضریب همبستگی الگوی محیط ارتفاعی ساخت و سازها (بُعد سوم شهر) و آلودگی هوای تهران 86/0 محاسبه گردید. به بیان دیگر درصورت برنامه ریزی مناسب یا وجود امکان اصلاح ساختار بُعد سوم، می توان آلودگی هوای شهر تهران را به میزان زیادی کنترل و تعدیل کرد. مستند بر یافته های تحقیق از لحاظ کاربری های شهری، صنایع، تجاری، حمل و نقل، سازمان ها و ادارات و مراکز بهداشتی و درمانی با الگوی فضایی آلاینده های ذرات معلق 2.5 میکرونی و مونواکسید کربن منطبق بوده و بیشترین ضریب تعیین را با الگوی فضایی آلودگی هوای شهر تهران داشته اند. در بحث ترافیک، شاخص گره گاه های ترافیک با الگوی فضایی آلاینده ذرات معلق 2.5 میکرونی بیشترین انطباق را داشته اند؛ در محدوده خطرناک و خیلی ناسالم الگوی فضایی آلودگی هوای شهر تهران، تعداد زیادی گره گاه ترافیکی با مسافت کم نسبت به هم موجود می باشند که در نهایت این گره گاه ها در کنار هم در بعضی از نقاط شهر کانال های ترافیکی را شکل داده اند. نتایج مدل کرنل نشان می دهد که با شناسایی این کانال ها و مدیریت ترافیک شهری می توان تاحد زیادی آلودگی مرتبط را تعدیل کرد. به علت امکان پذیر نبودن تعدیل یا از بین بردن عوامل جبری ایجاد یا تشدید آلودگی هوا، می توان با تغییر در الگوی مدیریت کلان شهری و برنامه ریزی شهری، با حفظ یا تغییر در ساختارها –کارکردها، محیط مصنوع شهر تهران را به سمت الگوی زیست محیطی مناسب هدایت کرد.
واکاوی مؤلفه های ریخت شناسی شهری تأثیرگذار بر آسیب پذیری اجتماعی با بهره گیری از روش فراتحلیل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گفتمان طراحی شهری دوره ۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
88 - 113
حوزههای تخصصی:
اهداف: توسعه مبتنی بر ریخت شناسی شهری با توجه به چالش های اجتماعی همچون مهاجرت و تغییر بافت انسانی شهرها و ایجاد سکونت گاه های حاشیه ای غیررسمی، ناامن و ناایمن، تأثیر بسزایی بر آسیب پذیری اجتماعی جوامع شهری دارد. این امر در کشور ما که امواج توسعه را با بازه زمانی قابل توجهی نسبت به کشورهای توسعه یافته، تجربه می کند، مسائل پیچیده تری را ایجاد می کند. از این رو، درونی سازی یا بومی سازی عاملیت توسعه براساس مشخصه های منحصربه فرد تمدنی- فرهنگی یکی از دغدغه ها و چالش های پیش روی برنامه ریزان شهری در سیاست گذاری های در ایران است. هدف از مطالعه حاضر، استخراج و واکاوی آن دسته از عوامل ریخت شناسی شهری در مطالعات بومی است که بر آسیب پذیری اجتماعی مؤثر ارزیابی شده اند تا بتوان به تعریف روشنی از ابعاد، مؤلفه ها و عناصر هر یک از آن ها رسید.
روش ها: این پژوهش، بر اساس هدف، کاربردی- توسعه ای است و با رویکرد کمی، به روش فراتحلیل، به استخراج معیارها و مؤلفه های تأثیرگذار ریخت شناسی شهری بر آسیب پذیری اجتماعی پرداخته شده است تا بتوان از این فرآیند، به خط مشی دقیق تر به برنامه ریزی شهری نائل شد.
یافته ها: تحلیل یافته ها می رساند که ریخت شناسی شهری متأثر از چهار گانه اقتصاد شهری، مدیریت حمل ونقل و آماد شهری، سیاست های کلان توسعه افقی و عمودی شهر و پارادایم شهرنشینی است و آسیب اجتماعی ناشی از ریخت شهری متأثر از مدیریت کاربری اراضی، هندسه معابر، نوع بافت از حیث فرسودگی، هندسه توده پر و خالی و ایجاد لامکان ها، شفافیت و خوانایی بافت شهری، سرزندگی، حضورپذیری و نورپردازی معابر در شب، میزان تحقق عدالت فضایی برای همه اقشار جامعه و ایمنی در فضای شهری به هنگام مخاطرات طبیعی مانند سیل و زلزله است.
نتیجه گیری: عمده ترین رویکردها به مطالعات ابعاد و مؤلفه های ریخت شناسی شهری عبارت از رویکردهای کالبدی- فیزیکی، بومی- اقلیمی، ادراک محیط و علوم رفتاری، تاریخی و جغرافیایی، اقتصادی- سیاسی، علوم اجتماعی، علوم انسانی و زمینه ای- فرهنگی است. ابعاد ریخت شناسی شهری در دو بعد بافت و توده و حرکت میان ساختمان ها یعنی معابر دسته بندی می شود. ذیل بعد بافت و توده می توان شاخصه هایی اعم از گونه های ساختمانی، بلوک ها و چیدمان توده ها و ذیل بعد حرکت میان ساختمان ها می توان شاخصه های هندسه و ساختار معابر و پراکنش دسترسی ها را بازشناسی کرد.
Exploring the Application of Artificial Intelligence in Understanding Urban Spaces (Case Study: Zanjan City)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
Comparative Analysis of Solar Rights from Neighborhood to Building Scale (Case Study: Yousefabad, Tehran)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Architecture and Urban Development, Volume ۱۵, Issue ۴ - Serial Number ۵۸, Autumn ۲۰۲۵
91 - 112
حوزههای تخصصی:
Rapid urbanization has accelerated recently, bringing environmental and equity challenges, particularly in solar and daylight access. In Yousefabad (District 6, Tehran), rapid densification under current height codes threatens residents' daylight access. Accordingly, this study addresses these challenges by evaluating solar access and developing morphology-based height regulations that safeguard residents' right to sunlight, focusing on efficiency, equity, and the trade-offs between them in solar performance. This study adopts an applied, quantitative approach to evaluate solar radiation (SR), sunlight duration (S_H), and sky view factor (SVF) across three spatial scales—macro (neighborhood), meso (urban block), and micro (building) —to derive an optimized height. The workflow combines GIS-based analysis, parametric modeling in Rhinoceros, and environmental simulations in Ladybug and Honeybee, while a genetic algorithm optimizes design scenarios and Gini coefficients (G_SR, G_SH, G_SVF) quantify equity in solar access. Results indicate that current height codes restrict daylight and solar access compared to the optimized scenario. Based on the equity indicator and Gini coefficients, the optimized scenario reduced G_SR, G_SH, and G_SVF by roughly 16%, 20%, and 11%, while increasing mean SR, sunlight hours, and SVF by about 15–20%. These outcomes defined block-specific height bands and guidelines to help planners and policymakers enhance solar equity in dense areas. The main innovation lies in a unified analytical–optimization framework linking neighborhood, block, and building-scale evaluations. The proposed framework links urban form to solar equity, demonstrating that balanced height and density improve solar access in dense cities.