فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۰۱ تا ۲۲۰ مورد از کل ۳۰٬۷۴۷ مورد.
منبع:
دانش شهرسازی دوره ۹ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
168-187
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: پرداخت به منظر شهری از جنبه توجه به بدنه ها و جداره های شهری به جهت برقراری بیشترین ارتباط بصری با شهروندان و انتقال اطلاعات بسیار از محیط شهر به مخاطب، همواره از دغدغه های پژوهشیِ صاحب نظران حوزه معماری و شهرسازی است. از معضلات اصلیِ حال حاضر در شهرهای کشور نیز، چه در مقیاس خرد و چه کلان، بی توجهیِ صرف به کالبد بدنه ها، آلودگی و اغتشاش خیابان هاست. هدف: پژوهش حاضر در پی سامان دادن به جداره های شهری، ابتدا به شناسایی چالش ها و مسائل و مشکلات کلان طراحی منظر و جداره و همجنین مشکلات خاص نمونه موردی و سپس اولویت بندی عواملی که در این امر موثر هستند، می پردازد. روش: پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت و روش توصیفی و پیمایشی است. پس از مطالعات کتابخانه ای، 12 تن از اساتید دانشکده معماری و هنر دانشگاه گیلان به عنوان متخصصین پانل دلفی انتخاب شدند و طراحی و شناسایی شاخص ها به کمک پرسش نامه های باز انجام گرفت. با ادغام شاخص های مستخرج از مبانی نظری و تحلیل آراء متخصصین، 26 شاخص اثرگذار در ساماندهی جداره ها در 3 دسته استخراج گردید. سپس خبرگان در قالب پرسش نامه های بسته و طیف 5 درجه ایِ لیکرت به امتیازدهی معیارها پرداختند و داده ها با تکنیک تاپسیس (TOPSIS) اولویت بندی شد. یافته ها: مطابق تحلیل، شاخص های "تدوین ضوابط اجرایی برای انواع الحاقات جداره" و "کاربست مصالح مناسب و همگون در تعمیرات و بازسازی" دارای بالاترین اولویت ها هستند و کمترین تاثیرات نیز به شاخص های "عقب نشینی طبقات و تامین وسعت دید آسمان" و "طرح استحکام بصری" مربوط است. نتیجه گیری: "تدوین ضوابط اجرایی برای انواع الحاقات جداره" به عنوان اصلی ترین اولویت انتخابی، حکایت از این دارد که متخصصین در رسیدن به یک کلیت هماهنگ و یکپارچه در بدنه محور دانشسرای شهر رشت، نگران نگاه جزءنگر غیرهماهنگ هستند. پالایش جداره از انواع الحاقات ناهماهنگِ موجود، ارزش های پنهانِ بدنه را قابل روی ت می سازد و بدین ترتیب با نمایان شدن ناهمگونی میان مصالح جدید و ابنیه حاشیه محور، کاربست دو شاخصه دوم؛ "مصالح همگون در تعمیرات و بازسازی" و "مصالح نمایاننده قدمت بنا"، مخاطب را به سوی درک یک انضباط مشخص سوق می دهد.
برنامه ریزی حمل ونقل جهت کاهش استفاده از خودروی شخصی در مناطق 1 و 3 کلان شهر اصفهان با تأکید بر انگیزه های روان شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش شهرسازی دوره ۹ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
98-117
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: حمل ونقل شهری از زمان جنگ جهانی دوم، با تمرکز بر روی خودروی شخصی شکل می گیرد. امروزه نیز در اکثر شهرها و کشورها، این تمرکز هنوز در شیوه های معمول برنامه ریزی به چشم می خورد. چرا که استفاده از خودرو مزایای بسیار زیادی را برای افراد، خانوارها و کل جامعه در بر دارد. استفاده از خودروی شخصی علاوه بر این که امکان دسترسی راحت تر افراد به موقعیت های مکانی گوناگون را فراهم می آورد، مزایای دیگری نظیر زمان بندی منعطف، زمان سفر نسبتاً کم تر، راحتی و هزینه حاشیه ای کم تر را برای افراد فراهم می آورد. اما در کنار مزایایی که استفاده از خودروی شخصی فراهم می سازد، معایب بسیاری را می توان برشمرد که حیات شهرها را با خطرات بسیاری مواجه ساخته است. هدف: هدف اصلی پژوهش حاضر، برنامه ریزی جهت کاهش معضلات و مشکلات ترافیکی مناطق 1 و 3 شهر اصفهان، با تأکید بر انگیزه های روان شناختی مؤثر در کاهش استفاده از خودروی شخصی است. روش: پژوهش جاری از جمله تحقیقات کاربردی است که با رویکرد توصیفی – تحلیلی انجام می پذیرد. جهت جمع آوری اطلاعات از دو روش کتابخانه ای و میدانی استفاده شده که در بخش میدانی، اطلاعات مورد نیاز با حضور در مناطق 1 و 3 شهر اصفهان و توزیع پرسشنامه در میان 677 نفر از شهروندان استخراج گردیده است. برای انجام تحلیل های توصیفی و استنباطی داده ها از نرم افزار SPSS و برای تلفیق نتایج، از روش پویایی شناسی سیستم ها و نرم افزار Vensim استفاده شده است. یافته ها: نتایج نشان می دهند مؤلفه های هزینه، آسایش، راحتی، تحت کنترل بودن، ایمنی، قدرت، اعتماد به نفس و صلاحیت مالکان به همراه سنجه های مربوطه، بیش ترین تأثیر را بر استفاده از خودروی شخصی داشته اند. نتیجه گیری: برای کاهش استفاده از خودروی شخصی در مناطق 1 و 3، راهکارهایی در سه سطح کوتاه مدت، میان مدت و بلندمدت ارائه گردیده و دستگاه های اجرایی می توانند با تخصیص بهینه ی منابع و زمان، استفاده از خودروی شخصی را به تدریج کاهش دهند.
پژوهشی بر کاشی های شش ضلعی ساخت هنرمندان مکتب تبریز از دوره ایلخانی تا اواخر صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگارینه هنر اسلامی سال ۱۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۹
122-136
حوزههای تخصصی:
کاشی به شکل شش ضلعی در دوره ایلخانی به یکی از مطلوب ترین اشکال تزیینی تبدیل شد و در اکثر بناهای آن زمان؛ نمونههای به کار رفت. این کاشی ها با نقش های هندسی، حیوانی و گیاهی ملهم از آثار آسیای میانه و یوان چین قابل مقایسه هستند و تصور می رود با ورود هنرمندان و صنعتگران کشمیر، ختای و اویغور در ارتباط باشند. این هنرمندان به فرمان آباقاخان برای تزیین در بناهای مذهبی بودایی فراخوانده شدند، اما تغییر و تحول بزرگ در فنون و نقوش هنری پدید آمده در کاخ تخت سلیمان از بناهای برجای مانده از این دوره؛ نشانگر آن است که این هنرمندان و صنعتگران با هنرمندان و صنعتگران بومی در همکاری گسترده بوده اند. نقوش ترکی و چینی در کاشی ها در آثار نقاشان و کاشی کاران تبریزی به مدت زیادی به کاررفته و به عنوان وجه ممیزه مکتب تبریز هم محسوب می شود. ازاین رو هدف اصلی از این پژوهش؛ مشخص نمودن ویژگی ها و جلوه های بصری کاشی های شش ضلعی مکتب تبریز از طریق مطالعه و تطبیق نمونه هایی از کاشی ها، به عنوان یک عنصر پرکاربرد و ثابت در میان انواع کاشی ها به کاررفته، توسط هنرمندان کاشی ساز تبریزی است. مهم ترین عناصر قابل تفکیک و شناخته شده در این کاشی ها تکنیک، رنگ و نقش است. این پژوهش از نوع کیفی بوده و روش تحقیق به کاررفته به صورت توصیفی-تحلیلی و شیوه گردآوری داده ها؛ مطالعات کتابخانه ای و اسنادی و میدانی است. نتایج پژوهش نشان می دهد که کاشی های شش ضلعی ساخت هنرمندان تبریزی به صورت رنگ های لاجوردی، سفید-آبی، معرق و طلا کاری، به صورت یک شکل کنار هم، یا توأم با قطعات مثلث، مربع، مستطیل های باریک و شمسه های منقش دایره ای شکل به کاررفته اند و در ادوار بعدی توسعه یافته است. در دوره ایلخانی برتری نقوش حیوانی بر گیاهی در شش ضلعیها وجود داشته است. در ادوار بعدی، نقوش هندسی کمتر به کاررفته و نقوش گیاهی توسعه یافته است. این نقوش در ادوار بعدی در آثار شام (دمشق) و عثمانی نیز دیده می شود. رنگ های پرکاربرد در آن ها رنگ های طلایی، زرد، آبی، سبز، سیاه وسفید است.
مطالعه تطبیقی فن اجرای آرایه گچی کشته بری کاخ عالی قاپوی اصفهان و خانه پیرنیای نائین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگره پاییز ۱۴۰۴ شماره ۷۵
216-241
حوزههای تخصصی:
مقدمه: دوره صفویه، ابداعات و نوآوری هایی در زمینه آرایه های گچی به وجود آورد. آرایه گچی کشت بری که یکی از آرایه های معماری این دوره به شمار می رود، با نقوش متنوع در برخی بناهای عصر صفوی اجراشده و ازنظر شیوه کار با دیگر گونه های آرایه های گچی تفاوت دارد. شناخت شیوه ها و مراحل اجرایی آرایه های گچی، از ارکان ضروری و جزئی جدایی ناپذیر در طرح های مرمتی و حفاظت از این آثار تاریخی محسوب می شود. اهداف و سؤال ها: هدف این پژوهش، شناسایی شباهت ها، تفاوت ها و همچنین بررسی گوناگونی روش های اجرای آرایه گچی کشته بری در کاخ عالی قاپو اصفهان و خانه پیرنیا در نائین است. پرسش های این پژوهش عبارت اند از: 1. فن اجرای آرایه گچی کشته بری بر اساس طرح های آن در کاخ عالی قاپو و خانه پیرنیا چگونه است؟ 2. شباهت ها و تفاوت های اجرای آرایه گچی کشته بری در این دو بنا چیست؟ روش ها: روش تحقیق این مطالعه، توصیفی – تحلیلی و تطبیقی- مقایسه ای است و داده ها از طریق مطالعات کتابخانه ای و مشاهدات میدانی گردآوری شده اند. یافته ها و نتایج: نتایج پژوهش نشان می دهد که فن اجرای کشته بری بر اساس نوع طرح ها در هر دو بنا به هفت گونه تقسیم بندی می شود. آرایه های گچی کشته بری هر دو بنا در این موارد شباهت دارند: اجرای تکیه گاه آجری، انجام آستر کاه گلی، یک لایه گچ با سطحی صاف و صیقلی، استفاده از لایه تدارکاتی بوم کننده و نیز روش انتقال و خط اندازی طرح. همچنین، در بیشترِ این آرایه ها، برجستگی نقوش نسبت به زمینه گود کمتر از یک میلی متر است. آرایه کشته بری عالی قاپو در رنگ آمیزی نقوش همراه با قلم گیری (یا لب شور) دور جزییات نقش ها و نیز برخی از طرح ها در نقوش دور قاب ها بدون کنده کاری به صورت رنگ آمیزی و تلفیق لایه چینی و کشته بری یا استفاده از قاب منفرد لایه چینی با خانه پیرنیا تفاوت دارد. اغلب نقوش، در خانه پیرنیا، رنگ آمیزی نشده اند. همچنین، خط اندازی اولیه جزییات نقوش (تداعی کننده قلم گیری)، کندن تخمه گل های گرد، آیینه گل های شاه عباسی و یا کندن داخل جزییات نقوش و گل های شاه عباسی، گود گردن داخل جزییات گل های شاه عباسی و سربندهای اسلیمی به عمق 5 میلی متر با عالی قاپو تفاوت دارد.
پژوهشی بر نشانه شناسی نقوش و مضامین سنگ قبور گورستان امام زاده ابراهیم کیاآباد رودبار و مقایسه تطبیقی آن با آثار مشابه هم عصر در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگره پاییز ۱۴۰۴ شماره ۷۵
266-295
حوزههای تخصصی:
مقدمه: سنگ مزارها را می توان از ابعاد گوناگونی موردمطالعه قرار داد. ساختار کلی این آثار ازنظر شکل و حضور نقشمایه های تزیینی متنوع، جایگاه و نقش ویژه سنگ مزارها را در میان باورها، تفکرات و عقاید جوامع گذشته به تصویر می کشد. در عصر قاجار، اگرچه از تنوع شکلی سنگ قبور کاسته می شود، اما این آثار ازنظر عناصر و نقشمایه های تزیینی به اوج خود می رسند و از تنوع بی شماری در نقش و نگار برخوردار می شوند. این پژوهش به بررسی و تحلیل سنگ قبور گورستان امام زاده ابراهیم کیاآباد بخش رودبار می پردازد. اهداف و سؤال ها: اهداف این پژوهش شامل؛ مطالعه شکلی سنگ قبور، بازشناسی و نشانه شناسی نقوش و مضامین این آثار و درنهایت ریشه یابی نقوش آن ها از طریق مقایسه با سنگ قبور مشابه و معاصر در دیگر گورستان های شاخص هم عصر در مناطق مختلف ایران است. در این راستا، پژوهش حاضر در پی پاسخ به سؤالات زیر است: نقشمایه های تزیینی و کتیبه های سنگ قبور گورستان امام زاده ابراهیم دارای چه ویژگی هایی هستند؟ 2. نقوش و تزیینات روی سنگ قبور امام زاده ابراهیم با سنگ مزارهای کدام مناطق قابل قیاس است؟ 3. وجوه اشتراک سنگ قبور امام زاده ابراهیم با دیگر گورستان های هم عصر، بیشتر در کدام نقوش دیده می شود؟ روش ها: روش تحقیق حاضر به صورت توصیفی– تحلیلی است و اطلاعات با استفاده از شیوه های کتابخانه ای و میدانی گردآوری شده اند. یافته ها و نتایج: نتایج پژوهش نشان می دهد که سنگ قبور گورستان امام زاده ابراهیم از نوع خوابیده ساده و محرابی هستند و ازنظر آرایه های تزیینی، دارای انواع نقوش حیوانی، هندسی، گیاهی و همچنین اشیاء و ابزارآلات جنگی با معانی و مفاهیم متنوع می باشند. در کتیبه های این سنگ مزارها از دو خط نستعلیق و نسخ محلی بهره برده شده است. این آثار ازنظر نشانه شناسی و نقشمایه های تزیینی، قابل مقایسه با سنگ مزارهای گورستان های مناطق شمال غرب، غرب و مرکز ایران هستند.
تاریخ نگاری هنرهای کاربردی ایران بر اساس منابع مکمل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگره پاییز ۱۴۰۴ شماره ۷۵
170-193
حوزههای تخصصی:
مقدمه: عوامل آسیب زا و زوال پذیر بودن بسیاری از آثار هنرهای کاربردی، سبب شده است که مطالعات تاریخی مربوط به این حوزه بیشترین آسیب را ببینند و پژوهش های تاریخی و دیرینه شناسی مرتبط با این تولیدات با مشکلاتی مواجه شوند. ازاین رو، یک پژوهشگر تاریخ، ناگزیر است بازسازی تاریخی چارچوب مطالعاتی خود را با به کارگیری ابزارها و روش های موازی و مکمل ادامه دهد. اهداف و سؤال ها: هدف این پژوهش، دسته بندی منابع مکمل به منظور ارائه الگویی برای روشن سازی تاریخ نگاری هنرهای کاربردی ایران بر اساس منابع مکتوب است. سؤالات پژوهش نیز عبارت اند از: 1. هنرهای کاربردی ایران را می توان در چه دسته بندی از منابع مکمل بازسازی کرد؟ 2. با استفاده از چه الگویی در بازخوانی منابع مکتوب می توان تصویر واضح تری از وضعیت هنرهای کاربردی در دوره های تاریخی ارائه داد؟ روش ها: روش تحقیق این پژوهش ازنظر هدف بنیادی - نظری و ازنظر روش، کیفی است. ازنظر شیوه گردآوری اطلاعات، در بخش های تاریخی و نظری، پژوهشی کتابخانه ای و اسنادی به شمار می رود و تجزیه وتحلیل داده ها نیز به صورت کیفی انجام شده است. یافته ها و نتایج: یافته های این مطالعه نشان می دهد که می توان منابع را در سه دسته تخصصی، مستقیم و غیرمستقیم طبقه بندی کرد و بر این اساس به بازسازی نسبی هنرهای کاربردی ایران دست یافت. اگرچه منابع تخصصی (کتابت و هنرهای وابسته) ازنظر موضوعی محدود هستند، اما نکات ارزشمندی درباره مباحث نظری هنر، مراکز هنری، نقد و ارزش گذاری هنرمندان، مطالعات تطبیقی و مسائل اجتماعی ارائه می دهند. در منابع مستقیم، ضمن تکرار ویژگی های فوق، به موضوعات متنوع تری مانند معماری و تزیینات وابسته، موسیقی، کاشی کاری و سفالگری در قیاس با منابع تخصصی پرداخته شده است. در بخش منابع غیرمستقیم، با تمرکز بر بسامد واژگان مرتبط با تولیدات هنری و تحلیل کمی و کیفی آن در متون تاریخی و ادبی، معمولاً می توان فهرست این تولیدات را از سیاهه مالیات ولایات، غنائم جنگی، صورت وضعیت اموال و نیز منابع منظوم ادبی استخراج کرد. در این بخش، با به کارگیری الگویی نظام مند شامل ترکیبات توصیفی، تحلیل مفهومی متون و فرضیه همجواری واژگان، می توان به اطلاعات کمی و کیفی قابل قبولی از تولیدات هنری دست یافت.
تحلیل شیوه های برداشت از تاریخ در معماری ایران در دوره های پهلوی اول و دوم
حوزههای تخصصی:
معماری ایران در دوران پهلوی شاهد تغییرات گسترده ای است، تلفیق عناصر تاریخی و سبک های مدرن غربی تلاشی برای تعریف هویت نوین در معماری است. این دوران، بستری برای بازنمایی تاریخ و فرهنگ ایران در قالب معماری معاصر فراهم کرد به طوری که هم زمان تحت تأثیر سیاست های ملی گرا و مدرنیزاسیون قرار داشت. مسئله اساسی این پژوهش، بررسی شیوه های مختلف برداشت از تاریخ در معماری این دوره و تأثیر آن بر شکل گیری هویت معماری معاصر ایران است. تحقیق حاضر با استفاده از رویکرد توصیفی-تحلیلی و روش اسنادی-تاریخی، به تحلیل کالبدی بناها و مطالعه زمینه های اجتماعی و سیاسی پرداخته است. منابع کتابخانه ای، تحلیل اسناد تصویری و بازدیدهای میدانی از بناهای شاخص، داده های اصلی تحقیق را فراهم کرده است. یافته ها نشان می دهد که شیوه های برداشت از تاریخ در معماری پهلوی شامل استفاده مستقیم از نمادهای باستانی، ترکیب عناصر سنتی و مدرن و تلفیق سبک های مختلف غربی با معماری ایرانی بوده است. این برداشت ها، گرچه در برخی موارد با نقدهایی مواجه شدند، اما توانستند نقش مؤثری در شکل دهی به هویت معماری معاصر ایفا کنند. بسیاری از بناهای خلق شده در این دوره بازتابی از تلاش برای توازن میان سنت و مدرنیسم است.
تدوین مدل محاسباتی مرکزیّت در معماری خانه های سنّتی (نمونه موردی: خانه امام جمعه دوره قاجار)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
۱۳۰-۱۰۹
حوزههای تخصصی:
اهداف: مرکزیّت فضاها در طراحی معماری علیرغم اینکه در خانه های سنّتی به عنوان یکی از ارکان زیبایی شناسی تلقّی می گردید، به دلیل نگاه بازاری گونه کنونی به صنعت ساختمان مغفول مانده است. هدف این پژوهش، تدوین روش محاسباتی جهت تبیین کمّی مرکزیّت در یکی از خانه های سنّتی به منظور استفاده در بناهای جدید می باشد. روش ها: فضاهای خانه های سنّتی دوره قاجار بر اساس شکل و عملکرد فضایی استخراج و کد گذاری شدند. یک مدل محاسباتی جهت تبیین انحراف از مرکز نرمال شده ارائه گردید. گراف پلان توجیهی، سطوح فضایی و مرکزیّت فضاهای نمونه موردی ترسیم گردید. یافته ها: در فضاهای خانه سنّتی امام جمعه، حیاط، ایوان، شاه نشین، تالار، حیاط حوضخانه و حیاط اندرونی ریزفضاهای مرکز گرا را نشان می دهند و انحراف از مرکز صفر دارند و حیاط بیرونی با 14 ارتباط به عنوان مرکزی ترین فضا شناخته می شود. از سوی دیگر دهلیز، صفّه، اتاق های معمولی، راه پله و ایوانچه ها مرکزیت کمتری داشتند و به عنوان فضاهای مرکز گریز شناخته گردیدند. نتیجه گیری: برّرسی مرکزیّت از دو جنبه نحوی فضایی و شکلی و نیز صحّت سنجی به کمک محاسبات ریاضی، می تواند الگویی که در نگاه معمار در آن زمان وجود داشته است بازیابی کرد و در بناهای جدید جهت پررنگ نمودن عنصر زیبایی و عملکردی بنا مورد استفاده قرار داد.
گونه شناسی معماری خانه های دوره صفوی شهر تاریخی ندوشن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات معماری ایران بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۷
97 - 129
حوزههای تخصصی:
شهر ندوشن واقع در 105 کیلومتری شهر یزد به عنوان مفصل ارتباطی بین دو حوزه یزد و اصفهان مطرح بوده است. در دوره صفویه، شارستان ندوشن و برج و باروی شهر گسترش یافته و ساخت وساز خانه ها نیز افزایش پیدا کرده است. در دوران معاصر، بسیاری از بافت و خانه های صفوی ندوشن تخریب و دچار تغییر شده است؛ لذا بازشناسی خانه های صفوی ندوشن امری مسجل و ضروری است. هدف این پژوهش بررسی و مطالعه گونه های معماری خانه های دوره صفوی شهر ندوشن است که تاکنون کسی به آن مبادرت نورزیده است. رویکرد این پژوهش کیفی بوده و برای جمع آوری داده ها از دو روش میدانی و اسنادی و در بخش تحلیل داده ها نیز از روش توصیفی تحلیلی استفاده شده است. این تحقیق با مطالعات بستر و زمینه خانه ها شروع شده و در ادامه، فضاهای مشترک خانه های صفوی بررسی شده و خانه ها از جنبه فضاهای معماری و ویژگی های سازه ای مورد مقایسه تطبیقی قرار گرفته و درنهایت، تجزیه وتحلیل نهایی براساس ویژگی های کیفی و کمی بین این خانه ها صورت پذیرفته است. نتایج پژوهش نشان می دهد که در دوره صفوی دو گونه خانه به صورت های چهارصفه و حیاط دار در ندوشن به کار می رفته است. خانه های چهارصفه صفوی ندوشن وامدار و تداوم الگوی کهن خانه سازی چهارصفه در منطقه یزد و میبد بوده که با تغییراتی کالبدی به حیات خود ادامه داده است. خانه های حیاط دار دارای دو زیرگونه به صورت خانه هایی با تقسیمات سه قسمتی و پنج قسمتی است. خانه های یک جبهه ساخت با تقسیمات سه قسمتی بیشترین تعداد خانه های صفوی ندوشن را تشکیل می دهند و پس از آن، خانه های اعیانی با تقسیمات پنج قسمتی را شامل می گردد. درنهایت می توان اذعان نمود خانه های صفوی ندوشن دارای رگه هایی از معماری صفوی اصفهان و معماری محلی و بومی هستند.
Rereading the 1990 Rudbar-Manjil Earthquake Recovery through Oral Historical Narratives(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Architecture and Urban Development, Volume ۱۵, Issue ۳ - Serial Number ۵۷, Summer ۲۰۲۵
41 - 56
حوزههای تخصصی:
Iran is one of the most hazard-prone and vulnerable countries to disasters, with recurrent earthquakes causing severe human and economic losses. Yet, recovery has often been shaped by emergency-driven decisions, inadequate documentation, and weak institutional memory. The 1990 Rudbar-Manjil earthquake, the first major disaster to occur after the Islamic Revolution, marked a turning point in disaster management and reconstruction history. While significant, most existing studies have centered on official perspectives, overlooking the lived experiences of affected populations and practitioners. This study addresses that gap by revisiting the earthquake through oral history to preserve intangible heritage and extract lessons for future recovery. Using a qualitative approach, 63 semi-structured interviews were conducted with officials, decision-makers, and residents between July 2021 and February 2022. Purposive and snowball sampling were used to identify participants until data saturation was achieved. Transcriptions were systematically coded and thematically analyzed. This process produced a multi-perspective narrative of recovery, revealing both achievements and enduring challenges across institutional, social, and community dimensions. The Rudbar–Manjil case shows that durable disaster recovery depends on preparedness, effective governance, and community engagement. Preparedness requires pre-disaster frameworks and a process-oriented approach linking response and recovery. Strong governance relies on streamlined, transparent institutions, inter-agency coordination, and systematic information management. Embedding risk reduction throughout recovery ensures sustainability. Ultimately, community involvement is crucial: striking a balance between local participation and technical oversight enhances legitimacy and resilience. Addressing technical, institutional, and social dimensions together creates more effective and enduring recovery outcomes.
تحلیل طراحی شخصیت های قهرمان در ده بازی دیجیتال برتر دنیا (بازی های نسل ۸ سوم شخص، شاخص سایت Game Spot)
حوزههای تخصصی:
طراحی شخصیت قهرمان در بازی های دیجیتال یکی از مهم ترین عناصر موفقیت در تولید و جذب مخاطب به شمار می رود. در بازی های نسل هشتم، به ویژه با زاویه دید سوم شخص، شخصیت قهرمان به عنوان رابط اصلی میان بازیکن و جهان بازی عمل می کند. این شخصیت ها نقش کلیدی در روایت داستان، القای هیجان، ساخت هویت و ایجاد هم ذات پنداری دارند. با توجه به پیشرفت های گرافیکی، فنی و داستان پردازی در این نسل از بازی ها، طراحی شخصیت قهرمان نیز پیچیده تر و هدفمندتر شده است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل کاربردی ویژگی های طراحی شخصیت قهرمان در ده بازی دیجیتال برتر نسل هشتم، با تکیه بر فهرست ارائه شده توسط وب سایت معتبر Game Spot، انجام گرفته است. روش تحقیق این پژوهش از نوع توصیفی تحلیلی با رویکرد کاربردی است که داده های آن از طریق بررسی مستقیم بازی ها، تحلیل محتوای روایی، مطالعه منابع نظری، و تحلیل دیداری و ساختاری شخصیت ها گردآوری شده است. در این مطالعه، ابتدا مفاهیم بنیادی همچون چیستی شخصیت قهرمان، ویژگی های روایت در بازی های سوم شخص، و ساختار بازی های نسل هشتم تبیین شده است. سپس به تحلیل تطبیقی و ویژگی های کلیدی طراحی شخصیت قهرمان در بازی های منتخب پرداخته شده که شامل عناصر بصری (پوشش، فرم بدن، رنگ بندی)، پیش زمینه داستانی، ویژگی های روان شناختی، مهارت های فردی، و نحوه تعامل او با محیط و سایر شخصیتهاست. نتایج این بررسی نشان می دهد که بازی هایی که از طراحی شخصیت عمیق، متوازن و داستان محور بهره مند هستند، در ایجاد تجربه عاطفی مؤثرتر برای بازیکن موفق تر عمل می کنند. از سوی دیگر، این نوع طراحی، ضمن تقویت روایت، موجب حفظ درگیری ذهنی کاربر در طول بازی شده و در ارتقاء تجربه بازی نقش تعیین کننده ای دارد. مقاله حاضر می کوشد با ارائه چارچوبی تحلیلی از طراحی شخصیت در نمونه های موفق، الگویی قابل استفاده برای طراحان بازی، پژوهشگران حوزه رسانه های تعاملی و توسعه دهندگان روایت در بازی ارائه دهد.
خوانش بصری سه نگاره از نسخه ورقه و گلشاه سلجوقی با نظر به اصول ادراک دیداری گشتالت
حوزههای تخصصی:
منظومه ورقه و گلشاه در زمره قدیمی ترین آثار حماسی و عاشقانه ای است که در عصر سلجوقی تصویر شده است. پژوهش حاضر بر خوانش دیداری یکی از کهن ترین نسخ منظوم در کتاب آرایی ایرانی، از منظر ادراک دیداری گشتالت تمرکز دارد. ویژگی های ساختاری نگاره های این نسخه بستری مناسب جهت مطالعه تصویر براساس این نظریه را فراهم کرده است. گشتالت رویکردی است که ابتدا در روانشناسی و سپس در اوایل سده بیستم در مطالعات هنر مورد اقبال قرار گرفت. در عین حال، این رویکرد در خوانش نگارگری ایران کمتر مورد توجه بوده است. از این رو پژوهش حاضر برآن است به بررسی سه نگاره کمتر مخدوش شده از نسخه ورقه و گلشاه سلجوقی که دارای تعداد عناصر و فرم های متفاوتی هستند، بپردازد. هدف اصلی پژوهش بررسی ارتباط میان اصول هفتگانه گشتالت و ویژگی های بصری نگاره ها و تعیین میزان پراگنانس هر اصل و عامل در آثار منتخب بوده است. برای نیل به این هدف، این سوالات مطرح است: 1. مطالعه نگاره ها براساس نظریه ادراک دیداری گشتالت چگونه ارتباط کیفیات و عناصر بصری را آشکار می سازد؟ 2. پراگنانس هر یک از این اصول در هر نگاره به چه میزان است؟ روش تحقیق در این پژوهش توصیفی -تحلیلی بوده و گردآوری داده ها به صورت کتابخانه ای و اسنادی انجام شده است. مطالعه حاضر از نظر نتایج کاربردی و ازحیث روش کیفی است؛ منطق استدلال در پژوهش از نوع استقرایی می باشد. نتایج کلی تحقیق نشان می دهد بکارگیری اصول ادراک دیداری گشتالت در تحلیل نگاره ها موجب آشکار شدن ساختار بصری، انسجام ترکیب بندی و روابط میان عناصر شده و به درک روشن تر روایت و هدایت نگاه مخاطب کمک می کند.
بررسی تأثیر استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی مولد بر فرآیند ایده پردازی و خلاقیت دانش آموزان هنر
منبع:
مطالعات هنر سال ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۱)
107 - 129
حوزههای تخصصی:
ظهور هوش مصنوعی مولد، پارادایم های سنتی آموزش هنر را با چالش بنیادین مواجه کرده است. این ابزارها از یک سو فاصله میان «ایده» و «اجرا» را کاهش داده و دامنه تخیل هنرجویان را گسترش می دهند، اما از سوی دیگر، استفاده بدون راهبری از آن ها می تواند به الگوریتمی شدن ذهن هنرجویان منجر شود. استفاده راهبردی از هوش مصنوعی مولد مانند میدجرنی در فرآیند آموزش هنر، با تقویت مؤلفه های چهارگانه خلاقیت می تواند باعث جلوگیری از الگوریتمی شدن ذهن هنرجویان گردد. پژوهش حاضر باهدف بررسی نقش ابزارهایی مانند میدجرنی به عنوان هم تولیدکننده در فرآیند خلاقانه و تحلیل تأثیر آن بر مؤلفه های چهارگانه خلاقیت (سیالی، انعطاف پذیری، بسط و اصالت) انجام شده است. این مطالعه مروری نظام مند، با گردآوری و ترکیب یافته های پژوهش های تجربی از مقالات معتبر بین المللی و مجموعه مقالات کنفرانس های حوزه طراحی و آموزش هنر صورت گرفته است. دو پرسش اصلی پژوهش عبارت اند از: ۱. تعامل با میدجرنی چه تأثیری بر نمرات و انعطاف پذیری ذهنی دانش آموزان در مرحله ایده پردازی دارد؟ ۲. استفاده از هوش مصنوعی مولد چگونه مفهوم «عاملیت هنری» و «اصالت اثر» را در ادراک هنرجویان تغییر می دهد؟ نتایج نشان داد میدجرنی اگرچه فرآیند ایده پردازی را تسریع و تنوع بصری تولیدات را افزایش می دهد، اما تأثیر معناداری بر نمرات نهایی و نوآوری دانشجویان ندارد. عمیق ترین تأثیر این فناوری، تغییر درک دانشجویان از هویت هنری و اصالت آثار است؛ آن ها بیش از نگرانی از جایگزینی شغلی، به حریم خصوصی، مالکیت فکری و عاملیت خلاقانه خود اهمیت می دهند. همچنین نگرش اولیه دانشجویان نسبت به هوش مصنوعی، عامل تعیین کننده ای در اثربخشی این ابزارهاست.
بازنمود نقش «شمن» در سوگ نگاره های شاهنامۀ بزرگ ایلخانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگره بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۳
171 - 183
حوزههای تخصصی:
نگاره های شاهنامه بزرگ ایلخانی با رویاها، آرمان ها و آرزوهای شاهان مغولی تلفیق شده و سبک زندگی و فرهنگ آن ها را نمایش می دهد. سوگ نگاره های اسفندیار، رستم و زواره، ایرج و اسکندر در شاهنامه بزرگ ایلخانی بازگو کننده چنین کارکردی در تعامل با فرهنگ ترکی- مغولی است. اساس مساله پژوهش این است که؛ آیین سوگواری مغولی و شمن در سوگ نگاره های شاهنامه بزرگ ایلخانی در رابطه با قهرمانان اساطیری ایران چگونه نمایش داده می شود. از این رو، هدف تحقیق، بازنمود نقش شمن در سوگ نگاره های اسفندیار، رستم و زواره، ایرج و اسکندر از شاهنامه بزرگ ایلخانی است. بنابراین سوالاتی که تحقیق قصد پاسخگویی به آن ها را دارد عبارتند از: 1- شمن در سوگ نگاره های شاهنامه بزرگ ایلخانی به چه صورت بازنمود یافته است؟ 2- شمن نقش خود را در سوگ نگاره ها چگونه به انجام رسانیده است؟ روش تحقیق در این پژوهش توصیفی - تحلیلی بوده و شیوه جمع آوری اطلاعات آن با استفاده از منابع کتابخانه ای انجام گرفته است. بر همین اساس نتایج این پژوهش نشان داد که در نگاره ها شمن با شمایل مردی سالخورده نمایش داده شده است. ریش سفیدی که سرپوش سفیدی بر سر کرده و تن پوش قهوه ای رنگ به تن دارد و فقط در سوگنگاره اسفندیار با مو و ریش سیاه و تن پوش سفید دیده می شود. شمن در فضای باز و یا بسته هادی و همراه جنازه قهرمانان اساطیری ایران است. وی و همراهانش در مراسم سوگواری با اجرای رقص یا حرکت های تکراری همراه با حالت خلسه با خدایان ارتباط برقرار کرده و مردگان را تا عالم مرگ راهنمایی و هدایت می کنند. نمادهای ستون سنگی در فضای بسته، عصا، کوبه طبل و ترکیب نردبان مانند کلاه ها در فضای باز به احتمال زیاد بیان کننده این نیروی جادویی- مذهبی «شمن »ها در هدایت مردگان به عالم مرگ است. همچنین بازنمایی «شمن »ها در تن پوش های سفید و قهوه ای رنگ احتمالا با توانمندی وهم و ذهن آن ها در صعود به آسمان و یا سبک زندگی ایلی آن ها مرتبط است.
تحلیل تزیینات و ساختار کتیبه های کوفی برج مقبرۀ چهل دختران دامغان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگره تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۴
191 - 201
حوزههای تخصصی:
برج مقبره چهل دختران دامغان از نمونه های منحصربه فرد در به کارگیری کتیبه های کوفی است. این برج که به قرن پنجم ه .ق تعلق دارد به فرمان اسفار بن کردویه، سرداری دیلمی ساخته شده است. او از سرداران منوچهر زیاری در اواخر قرن چهارم ه .ق بوده و فرمانروایی دامغان را بر عهده داشته است. این بنای آجری، از نوع مقابر برجی شکل با پلان دایره ای و گنبد پیازی است. بدنه آن با نقوش تزئینی و کتیبه هایی به شیوه گچ بری و آجرکاری تزیین شده است. هدف این پژوهش، بررسی ویژگی های بصری نقوش و تحلیل ساختار کتیبه های این بناست و سؤالات اصلی تحقیق عبارت اند از: 1. نقوش برج مقبره چهل دختران دامغان دارای چه ویژگی های بصری هستند؟ 2. کتیبه های کوفی این بنا از چه ساختاری برای رسیدن به وحدت بصری پیروی می کند؟ روش پژوهش، توصیفی-تحلیلی و میدانی بوده و روش گردآوری اطلاعات، کتابخانه ای و اسنادی است. ابزار جمع آوری اطلاعات شامل فیش برداری و عکاسی است. نتایج مطالعه نشان می دهد که کتیبه گچ بری سردر به خط کوفی معقد و کتیبه اصلی بدنه آجری به خط کوفی هندسی ساده نگاشته شده است. محتوای این کتیبه ها شامل معرفی سازنده بنا و سال ساخت آن است. ویژگی برجسته آن ها هویت مستقل طراحی بوده که هماهنگ با شکل بنا است. با بازسازی مفردات، شاخص های هماهنگی کتیبه ها مشخص شد: استفاده از اجزای نقوش تزئینی در میان نظام نوشتاری به صورت متصل و وابسته و رعایت هم شکلی در فرم نوشتار و نقوش، موجب یکدستی کتیبه ها می شود، یکی از عوامل مهم در ایجاد وحدت بصری، استفاده از نقوش شبه نوشتار است که در این بنا، از رایج ترین نوع آن استفاده شده است. این نوع شبه نوشتار که حرف خاصی نیست، برای رسیدن به تعادل بصری به کاررفته است. از این عناصر در هردو کتیبه به منظور ایجاد پیوستگی و انسجام استفاده شده و نقش مهمی در حفظ تعادل کلی دارند.
جایگاه کشاورزی شهری در معماری منظر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
منظر دوره ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۱
20 - 33
حوزههای تخصصی:
کشاورزی شهری یکی از حوزه های پژوهش و عمل مشترک در بین رشته معماری منظر با تعداد دیگری از رشته های دانشگاهی است. بااین حال، در رشته معماری منظر ایران به این موضوع کمتر توجه شده است. لذا، بررسی وضعیت پژوهش و عمل کشاورزی شهری در معماری منظر ایران ضروری به نظر می رسد. هدف این پژوهش تدقیق جایگاه کشاورزی شهری از دیدگاه های مطالعاتی و حرفه ای در معماری منظر برای تعیین جهات پژوهش و عمل آینده و شناسایی بخش های مهم ولی کمتر توجه شده در ایران است. روش این پژوهش از نوع مروری-تحلیلی بوده و با جست وجوی موضوع در پایگاه های داده و شبکه جهانی اینترنت، وضعیت مقالات، کتاب ها، پایان نامه ها، گزارشات، مؤسسات مطالعاتی و پروژه های بین المللی انجام شده توسط معماران منظر و نیز محققان برتر این حوزه را شناسایی و طبقه بندی کرده است. بااینکه پژوهش های مرتبط با کشاورزی شهری در رشته معماری منظر در سطح بین المللی تا حد قابل قبولی شکل یافته و تعداد قابل توجهی مقاله، کتاب، پایان نامه و گزارش مطالعاتی توسط متخصصان رشته معماری منظر در موضوع کشاورزی شهری تولید شده است ولی چنین مطالعاتی در ایران محدود است. در بعد حرفه ای نیز علیرغم توسعه جایگاه بین المللی کشاورزی شهری در معماری منظر و راه یافتن آن به بخش های مختلف اما جایگاه آن در ایران نسبتاً ضعیف است. بخشی از ضعف جایگاه آن تحت تأثیر برخی تعابیر از رویکرد منظرین در این رشته است. لذا لازم است با استفاده از تجارب کشورهای پیشرو و ظرفیت داخلی کشور در بعد مطالعاتی و آکادمیک مانند حمایت از دانشجویان و دانشگاه های دارای رشته معماری منظر و در بعد حرفه ای و عملیاتی مانند تقویت بازار کار حرفه ای و ایجاد حساسیت در سازمان ها و مجامع اجرایی، زمینه رشد جایگاه کشاورزی شهری در معماری منظر ایران را فراهم ساخت.
نقش آئینی گلنار-گل انار در هنر و فرهنگ ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنر و تمدن شرق سال ۱۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۸
50 - 57
حوزههای تخصصی:
گل انار یا گلنار در شعر و ادب فارسی به دلیل رنگ سرخ و درخشان خود نمایانگر زیبایی، باروری، جاودانگی و عشق است. و محبوب ترین گل و پرکاربردترین درهنر ایرانی است. شاعران ایرانی از این نماد برای توصیف احساسات عمیق و مفاهیم مختلف استفاده کرده اند. به عنوان مثال، سرخی دانه های انار به لب های معشوقه تشبیه شده و در بسیاری از اشعار نمادی ازعشق و زیبایی است. در ادبیات فارسی، انار میوه ای بهشتی و ادیان الهی به وجود انار در بهشت اشاره شده است. همچنین، ائمه معصومین به خوردن این میوه مقدس اشاره کرده اند. در شواهد باستان شناسی نقش انار در سفال های هزاره سوم و چهارم پیش از میلاد است. اولین نقش مایه های تزئینی در دوره اشکانی و بنای قلعه یزدگرد و نمونه های دیگر در تزئینات گچ بری ساسانی (کیش، نظام آباد، تیسفون و...) رویت شده است. این نقش در دوران ساسانی و اسلامی نمادی مهم محسوب شده که در کاشی کاری و سایر تزئینات و نقش قالی استفاده شده، به عنوان مثال، در نقش برجسته تخت جمشید، شاهنشاه هخامنشی گلناری با دو غنچه در دست دارد که نماد صلح و دوستی و مظهر اناهیتا ایزد بانوی باروری و برکت است که حاکی اهمیت گلنار در باور ایرانیان باستان است.
مطالعه شیوه های تصویرسازی دستی در پوسترهای نسل دوم گرافیک ایران (نمونه موردی: آثار فرشید مثقالی و قباد شیوا)
منبع:
فردوس هنر سال ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲۰
10-27
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله : شیوه های تصویرسازی در طراحی پوسترهای گرافیکی یک موضوع مهم و جذاب در حوزه هنر و طراحی است. در این روش ها، استفاده از عناصر گرافیکی، رنگ، نوع فونت، تراز بندی، نقاشی دستی و طراحی با قلم به منظور ارائه پیام های مؤثر و جذاب در پوسترهای گرافیکی، مورداستفاده قرار می گیرد. شیوه های تصویرسازی شامل استفاده از نمادهایی هستند که به صورت بصری، مفهوم یا پیامی را به طرف مخاطب منتقل می کنند. همچنین، استفاده از نقشه برداری و الگوهای ایرانی، تولید پوسترهایی با تم محلی و فرهنگی را ممکن می کند. از دیگر شیوه های تصویرسازی در طراحی پوسترهای گرافیکی، استفاده از تراز بندی، تعیین فاصله بین متن و عکس و ترکیب آن ها در قالب طرح است. در نهایت، استفاده از شیوه های تصویرسازی در طراحی پوسترهای گرافیکی، برای جلب توجه بیشتر مخاطبان و ارائه پیام های مؤثر و مفهومی، بسیار حائز اهمیت است.
اهداف پژوهش: هدف اصلی پژوهش حاضر، استخراج ویژگی های کار با دست و ارزیابی فرآیند خلق آثار گرافیکی ملموس بوده است.
سوالات پژوهش پرسش های اصلی تحقیق عبارت اند از:
قباد شیوا در پوستر های خود از چه شیوه ها و تکنیک های تصویرسازی دستی استفاده کرده است؟
- فرشید مثقالی در پوستر های خود از چه شیوه ها و تکنیک های تصویرسازی دستی استفاده کرده است؟
روش تحقیق: پژوهش کاربردی حاضر از منظر داده های تحقیق، بر اساس روش کلی توصیفی، تحلیلی، روش تحقیق و شیوه های دستیابی به اطلاعات، ابزارهای گردآوری و روش تجزیه وتحلیل به دست آمده است. در نمونه های مورد مطالعه به 7 مورد از فرشید مثقالی و 7 مورد از قباد شیوا پرداخته شده است.
نتیجه گیری: ازآنجاکه نقش تصویرسازی روشن کردن، واضح کردن و توضیح دادن یک متن است می تواند تکنیک مناسبی برای طراحی یک پوستر باشد زیرا تصویرسازی امکاناتی در اختیار طراح قرار می دهد که طراح به کمک آن می تواند پیام خود را واضح و سریع به مخاطب خود انتقال دهد. تصویرساز لازم است در برخورد با تصویر که قرار است در یک پوستر مورداستفاده قرار گیرد بیش از آن که از نگاهی نقاشی گونه برخوردار باشد، باید به عنوان یک طرح گرافیک به آن بپردازد؛ یعنی تصویر را طوری طراحی نماید و یا ایده ای برای جذاب کردن آن داشته باشد که در راستای اهداف پوستر باشد و از اصول و قواعدی باید پیروی نماید.
تحلیل سطح برخورداری بناهای تاریخی ایران بر اساس توسعۀ پایدار با تأکیدبر شاخصه های استانداردهای جهانی DGNB (نمونۀ مطالعاتی: خانۀ زینت الملک)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال ۲۲ مرداد ۱۴۰۴ شماره ۱۴۶
89 - 110
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: افزایش روز افزون جمعیت و به دنبال آن نیاز به مسکن و افزایش ساخت و ساز و در نهایت بزرگ شدن شهرها می تواند صدمات غیر قابل برگشت به محیط و نسل های آینده را به دنبال داشته باشد. پیشگامان این عرصه در امر پژوهش با مطرح کردن معماری پایدار و شکل گیری سامانه های ارزیابی پایداری سعی در مرتفع کردن این معضل کرده اند. در همین راستا کشور ایران با قدمت طولانی و آثار معماری فاخر که از گذشتگان در این سرزمین به جای مانده است، حاکی از توجه خاص معماران از دیرباز به امر ساخت و ساز بوده است. هدف پژوهش: بررسی تطبیق پذیری مؤلفه های محیط زیستی خانه تاریخی شیراز با مدل ارزیابی DGNB آلمان برای دستیابی به یک راهبرد کارآمد در طراحی است.روش پژوهش: ابتدا از روش مقایسه تطبیقی مابین سامانه ارزیابی DGNB آلمان و اصول معماری ایرانی بهره گرفته شد، و زمینه های مشترک و متفاوت آن ها شناسایی، تا کمکی در جهت تکامل بنیان های ساخت و ساز شود. همچنین، داده ها از طریق مطالعات کتابخانه ای و اسنادی و مصاحبه با ساکنین خانه زینت الملک، افراد متخصص و مسئول فنی تأسیسات جمع آوری شده است. و برای مقایسه بین آنها، چک لیستی از معیارهای مشترک تهیه و ارزیابی شد.نتیجه گیری: نمونه مطالعه شده، حداقل امتیاز ممکن را در کیفیت های اجتماعی و عملکردی به دست آورد؛ در حالی که با در نظر گرفتن محدودیت های موجود، می توانست امتیاز بالاتری کسب کند. با این حال، معیارهایی در زمینه طراحی برای همه افراد مورد بی توجهی قرار گرفته بود، همچنین محدودیت هایی مانند: دشواری در اندازه گیری برخی معیارها به دلیل دخالت انسان امروزی و بازدیدکنندگان، و نیز استفاده بسیار کم از سیستم های هوشمند جهت کنترل کاربر وجود داشت. با این حال، سیستم طراحی هوشمند از طریق خلاقیت معمار خود را نشان داد.
سنجش اثرات زیرساخت سبز شهری با رویکرد طراحی حساس به اقلیم (مطالعه موردی: محله گل محمدی اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش شهرسازی دوره ۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
55 - 77
حوزههای تخصصی:
بیان بیان مسئله: آسیب پذیری انسان و محیط شهری در برابر تغییر در الگوهای اقلیمی باید با برنامه ریزی و طراحی مناسب فضاهای شهری کاهش یابد. در این زمینه، زیرساخت های سبز وسیله مهمی برای کاهش گرمای شهری و افزایش سلامت، رفاه و آسایش حرارتی در مناطق شهری است. هدف: هدف از این پژوهش سنجش اثرات زیرساخت سبز شهری با رویکرد طراحی حساس به اقلیم در محله گل محمدی اصفهان به عنوان نمونه مورد مطالعاتی است. در این راستا ضمن بازخوانی مفاهیم مرتبط با طراحی شهری حساس به اقلیم و نقش زیرساخت سبز شهری در آن، شرایط اقلیمی محدوده مورد مطالعه مورد بررسی قرار می گیرد تا بتوان اثرات زیرساخت سبز شهری را در شاخص های مرتبط مورد ارزیابی قرار داد. روش: در این پژوهش نقش شبیه سازی و تحلیل داده ها و سنجش با به کارگیری نرم افزار ENVI-met انجام و جهت جمع بندی و نتیجه گیری تحقیق از استدلال منطقی بهره گرفته شده است. همچنین روند تحلیلی از طریق سناریونویسی و شبیه سازی آنها در نرم افزار شبیه ساز اقلیم انجام شده است تا بتوان به سناریوهای مختلف از زیرساخت سبز را مورد ارزیابی قرار داد. یافته ها : براساس داده های خروجی سناریو افزایش پوشش گیاهی با بیشترین تغییر در وضعیت خرد اقلیم محله و سپس سناریو نمای سبز و بام سبز با اختلافی جزیی در بهبود شرایط اقلیمی موثر بوده اند. نتیجه گیری: رویکرد زیرساخت سبز در راستای طراحی شهری حساس به اقلیم با بهبود پوشش گیاهی شهرها و سوق دادن آن ها به سمت اکوسیستم های طبیعی در تلاش برای رفع این مشکل است. این رویکرد در تلاش است شهرها را به عنوان جزیی از طبیعت و نه در مقابل طبیعت برنامه ریزی نماید.