ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۶۱ تا ۲۸۰ مورد از کل ۳۰٬۸۱۱ مورد.
۲۶۱.

تحلیل انتقادیِ هوش مصنوعی به مثابهٔ «همکارِ آفرینش هنری»: بازاندیشیِ اصالت و خلاقیت انسانی در مطالعات هنر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۷۳
با گسترش کاربرد هوش مصنوعی (AI) در طراحی، یکی از پرسش های اساسی در گرافیک تعاملی این است که چگونه می توان از هوش مصنوعی به عنوان همکار بهره برد، به گونه ای که خلاقیت و اصالت انسانی حفظ و بازتعریف شود. این مسئله به چالش های تعامل انسان و ماشین و تأثیر آن بر فرآیندهای خلاقانه و هنری می پردازد. پژوهش حاضر با رویکرد تحلیلی و انتقادی تعاملات انسان و AI در طراحی گرافیک تعاملی را بررسی می کند. داده ها از طریق مرور ادبیات تحقیقاتی، مطالعه نمونه های عملی و مصاحبه های نیمه ساختاریافته با متخصصان و طراحان جمع آوری شده اند. تحلیل داده ها باهدف شناسایی چالش ها، فرصت ها و شرایط مؤثر بر هم افزایی انسان و AI انجام شد. نتایج نشان می دهد که هوش مصنوعی می تواند به عنوان همکار خلاق عمل کند و فرآیند ایده پردازی، آزمایش ترکیب های بصری و خلق طرح های نوآورانه را تقویت کند، مشروط بر حفظ ارزش ها، قضاوت هنری، حساسیت فرهنگی و تصمیم گیری انسانی. توانمندی های الگوریتمی دامنه خلاقیت انسان را گسترش می دهند، اما جایگزین ظرفیت های انسانی برای تفسیر، اصالت و درک فرهنگی نمی شوند. آینده طراحی گرافیک تعاملی در ایجاد رابطه هم افزا میان انسان و AI نهفته است؛ جایی که خلاقیت و اصالت از طریق فرآیند طراحی مشترک شکل می گیرد، نه صرفاً محصول نهایی. استفاده از AI به عنوان ابزار تقویت کننده امکان می دهد طراحان تمرکز بیشتری بر جنبه های معنایی، فرهنگی و زیبایی شناختی اثر داشته باشند و تجربه ای پویا، زمینه مند و منطبق با اصول انسانی از اصالت هنری خلق کنند. این رویکرد تضمین می کند که خلاقیت انسانی تضعیف نمی شود و در محیط دیجیتال تقویت و بازتعریف می گردد.
۲۶۲.

بررسی تأثیر استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی مولد بر فرآیند ایده پردازی و خلاقیت دانش آموزان هنر

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۸۰
ظهور هوش مصنوعی مولد، پارادایم های سنتی آموزش هنر را با چالش بنیادین مواجه کرده است. این ابزارها از یک سو فاصله میان «ایده» و «اجرا» را کاهش داده و دامنه تخیل هنرجویان را گسترش می دهند، اما از سوی دیگر، استفاده بدون راهبری از آن ها می تواند به الگوریتمی شدن ذهن هنرجویان منجر شود. استفاده راهبردی از هوش مصنوعی مولد مانند میدجرنی در فرآیند آموزش هنر، با تقویت مؤلفه های چهارگانه خلاقیت می تواند باعث جلوگیری از الگوریتمی شدن ذهن هنرجویان گردد. پژوهش حاضر باهدف بررسی نقش ابزارهایی مانند میدجرنی به عنوان هم تولیدکننده در فرآیند خلاقانه و تحلیل تأثیر آن بر مؤلفه های چهارگانه خلاقیت (سیالی، انعطاف پذیری، بسط و اصالت) انجام شده است. این مطالعه مروری نظام مند، با گردآوری و ترکیب یافته های پژوهش های تجربی از مقالات معتبر بین المللی و مجموعه مقالات کنفرانس های حوزه طراحی و آموزش هنر صورت گرفته است. دو پرسش اصلی پژوهش عبارت اند از: ۱. تعامل با میدجرنی چه تأثیری بر نمرات و انعطاف پذیری ذهنی دانش آموزان در مرحله ایده پردازی دارد؟ ۲. استفاده از هوش مصنوعی مولد چگونه مفهوم «عاملیت هنری» و «اصالت اثر» را در ادراک هنرجویان تغییر می دهد؟ نتایج نشان داد میدجرنی اگرچه فرآیند ایده پردازی را تسریع و تنوع بصری تولیدات را افزایش می دهد، اما تأثیر معناداری بر نمرات نهایی و نوآوری دانشجویان ندارد. عمیق ترین تأثیر این فناوری، تغییر درک دانشجویان از هویت هنری و اصالت آثار است؛ آن ها بیش از نگرانی از جایگزینی شغلی، به حریم خصوصی، مالکیت فکری و عاملیت خلاقانه خود اهمیت می دهند. همچنین نگرش اولیه دانشجویان نسبت به هوش مصنوعی، عامل تعیین کننده ای در اثربخشی این ابزارهاست.
۲۶۳.

آموزش نوین مرمت از انتقال دانش فنی تا تربیت متخصصان شایسته: دانشکده حفاظت و مرمت دانشگاه هنر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۱۰۶
در ﻧﻈﺎم آموزشی ﻣﺮﻣﺖ، ﺗﻤﺮﮐﺰ اصلی ﻫﻤﻮاره ﺑﺮ اﻧﺘﻘﺎل داﻧﺶ فنی و تخصصی در زمینه ﺳﺎﺧﺘﺎر، ﻓﻨﻮن و ﻣﺪاﺧﻼت حفاظتی ﺑﻮده اﺳﺖ. اﮔﺮﭼﻪ این بنیان علمی ﺑﺨﺶ جدایی ناپذیر آﻣﻮزش در این رﺷﺘﻪ ﻣﺤﺴﻮب می شود، ﺗﺤﻮﻻت نوین در ﺣﻮزه ﺣﻔﺎﻇﺖ ﻣﯿﺮاث ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ﻧﺸﺎن ﻣﯽدﻫﺪ ﮐﻪ ﺷﺎیستگی های اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، ﻣﻬﺎرتﻫﺎی ﻧﺮم، ﮐﺎر ﺗﯿﻤﯽ و اﺧﻼق ﺣﺮﻓﻪای ﻧﯿﺰ ﻧﻘﺶ ﻣﺆﺛﺮ ی در ارﺗﻘﺎی ﮐﯿﻔﯿﺖ ﻋﻤﻠﮑﺮد ﻣﺘﺨﺼﺼﺎن دارﻧﺪ. داﻧﺸﮕﺎه ﻫﻨﺮ اﺻﻔﻬﺎن ﺑﺎ ﭘﯿﺸﯿﻨﻪای دیرینه در آﻣﻮزش ﻋﺎﻟﯽ ﻫﻨﺮ، یکی از ﻣﺮاﮐﺰ ﭘﯿﺸﺘﺎز و ﺗﺄﺛﯿﺮﮔﺬار ﮐﺸﻮر در ﺣﻮزه ﺣﻔﻆ و اﺣﯿﺎی ﻣﯿﺮاث ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ و ﺗﺎریخی اﺳﺖ. این ﻧﻬﺎد ﻋﻠﻤﯽ ﮐﻪ در ﺑﯿﻦ ﺳﺎل ۱۳۵۶ ﺑﺎ ﺗﺄﺳﯿﺲ «پردیس اﺻﻔﻬﺎن» واﺑﺴﺘﻪ ﺑﻪ «داﻧﺸﮕﺎه ﻓﺎراﺑﯽ» ﺷﮑﻞ ﮔﺮﻓﺖ، از اﺑﺘﺪا ﺑﺎ ﻫﺪف ﺗﺮﺑﯿﺖ ﻧﯿﺮوﻫﺎی ﻣﺘﺨﺼﺺ در ﺣﻔﺎﻇﺖ و ﻣﺮﻣﺖ آﺛﺎر تاریخی و ﻣﻌﻤﺎری سنتی فعالیت ﮐﺮده و ﺑﻪ مرکزی بی بدیل در ﺳﻄﺢ ﮐﺸﻮر تبدیل ﺷﺪه اﺳﺖ. این ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺑﺎ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻪ تاریخچه ﺗﺎﺳﯿﺲ داﻧﺸﮑﺪه ﻣﺮﻣﺖ و نیز ﺳﺎﺧﺘﺎر فعلی آﻣﻮزش ﻣﺮﻣﺖ در داﻧﺸﮑﺪهﻫﺎی ﺗﺨﺼﺼﯽ و ﺿﺮورت ﺗﻠﻔﯿﻖ آﻣﻮزشﻫﺎی ﻓﻨﯽ ﺑﺎ ﺣﻮزهﻫﺎی ﻣﮑﻤﻞ ﺗﺄﮐﯿﺪ دارد و راﻫﮑﺎرﻫﺎیی ﺑﺮای ﺑﺎزﻧﮕﺮی ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﻫﺎی آﻣﻮزﺷﯽ ﺟﻬﺖ ﺗﺮﺑﯿﺖ ﻣﺮﻣﺘﮕﺮاﻧﯽ ﻣﺴﺌﻮل و شایسته اراﺋﻪ ﻣﯽدﻫﺪ.
۲۶۴.

بررسی تأثیر آنومی اجتماعی بر معماری ایران از نگاه سفرنامه نویسان دوره صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۷۳
بیان مسئله: در دوره صفویان گروه های مختلفی از اروپا به ایران وارد شدند و برخی از خود سفرنامه هایی به جا گذاشتند که علاوه بر ستایش فرهنگ، خلقیات و آثار معماری ایرانیان، نکاتی از وضعیت نابسامان شهرها و ساختمان ها در آن ها دیده می شود که در کنار برخی توصیفات از روحیات و رفتارهای خارج از اخلاق پذیرفته شده، نشانه هایی از جامعه نابسامان، بی هنجار یا آنومیک و معماری برآمده از آن را به دست می دهد. چنین گزارش هایی از جنبه های پنهان معماری ایرانی، تصویری کمتر شناخته شده از حیات و نابودی ساختمان ها را به نمایش می گذارد که به دلیل قرارگرفتن زیر سایه اَبَر-روایت شکوه و عظمت معماری ایران، کانون توجه و بررسی قرار داده نشده اند. این در حالی است که معماری هر سرزمینی، مانند سایر دستاوردهای آن نیاز به نقد و آسیب شناسی دارد. هدف پژوهش: برای حل این مسئله، با کمک علم جامعه شناسی و استفاده از نگرش «نقادانه» و از «بیرون» به «درون» سفرنامه های غیرایرانی به جامعه و معماری ایران، در جهت شناخت و تصویر ابعاد پنهان معماری آن در شرایط آنومیک، استفاده شده است. روش پژوهش: برای دستیابی به هدف فوق، این پژوهشِ بنیادی و کیفی، با بهره گیری از «روش ترکیبی» به جمع آوری داده های برآمده از مطالعه اسنادی 27 عنوان سفرنامه منتخب از دوران صفویان پرداخته و تجزیه وتحلیل داده های به دست آمده از رویکرد تفسیری-تاریخی به نتایج نهایی منتهی شده است. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش، مواردی چون ساختن ابنیه جدید به جای مرمت آثار موجود، تخریب بناها به دلیل خرافات، سپردن ساختمان ها به دست تقدیر، عدم رسیدگی به ابنیه موجود، عدم مرمت ساختمان های دیگران، بناکردن بی کارکرد و بی دلیل بناها و عدم سرمایه گذاری روی ساختمان ها را آشکار می کند که برآمده از جامعه ای با اقلیمی خشن، حکومتی مستبد، دچار بی قانونی و متأثر از باورهای خرافی بوده که مردمان آن را به سوی رفتارهای آنومیک سوق داده است.
۲۶۵.

تحلیل نقش روایت های تعاملی بازی های رایانه ای بر درونی سازی مفاهیم فلسفی برای کاربران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۶ تعداد دانلود : ۱۶۲
در عصر دیجیتال، بازی های رایانه ای دیگر تنها ابزار سرگرمی نیستند، بلکه به رسانه هایی پیچیده برای بازنمایی معانی، شکل دهی به نگرش ها و آموزش مفاهیم بنیادین انسانی تبدیل شده اند. یکی از ابعاد کمتر بررسی شده در این زمینه، ظرفیت بازی های رایانه ای در آموزش و درونی سازی مفاهیم فلسفی است. این مفاهیم، که غالباً در قالب نظام های انتزاعی مانند اخلاق، عدالت، آزادی اراده و مسئولیت مطرح می شوند، به واسطه طبیعت پیچیده و گاه متافیزیکی شان، اغلب در آموزش رسمی به سختی قابل انتقال اند. در این میان، بازی های رایانه ای با امکان انتخاب های اخلاقی، پیامدهای داستانی و ساختار غیرخطی، بستری منحصربه فرد برای تجربه عملی این مفاهیم فراهم می آورند. هدف اصلی این پژوهش، تحلیل چگونگی تأثیر روایت های تعاملی در بازی های رایانه ای بر فرایند درونی سازی مفاهیم فلسفی برای کاربران است؛ به ویژه آنکه چگونه ساختارهای داستانی انتخاب محور، در کنار عناصر گیم پلی، می توانند کاربران را با موقعیت هایی اخلاقی مواجه ساخته و موجب بازاندیشی، فهم و تعمیق مفاهیم فلسفی در ساحت تجربه روزمره آنها شوند. اهمیت این پژوهش در آن است که نشان می دهد بازی ها نه صرفاً واسطه ای برای انتقال اطلاعات، بلکه ابزارهایی برای پرورش تفکر اخلاقی و فلسفی به شیوه ای غیر مستقیم و درگیرکننده اند. روش پژوهش، تحلیلی     تفسیری است و بر مبنای بررسی مفهومی     ساختاری بازی های منتخب طراحی شده که دارای مؤلفه هایی نظیر روایت های شاخه ای، پیامدگرایی انتخاب ها، موقعیت های اخلاقی چندوجهی، و شخصیت پردازی برآمده از تأمل فلسفی هستند. تحلیل ها نشان می دهند که چنین بازی هایی به کاربران امکان می دهند تا در فضای شبیه سازی شده، تصمیماتی بگیرند که پیامدهای واقعی نما داشته و درک آنان را از مفاهیمی همچون فایده گرایی، وظیفه گرایی، مسئولیت اجتماعی و حق انتخاب تقویت کنند. در عین حال، پژوهش به چالش هایی نظیر ساده سازی بیش از حد مفاهیم، گسست میان روایت و مکانیک های بازی، و نیاز به طراحی متناسب با ظرفیت های شناختی کاربران نیز اشاره دارد. بر این اساس، مقاله حاضر در صدد است تا زمینه ای فراهم کند برای استفاده مؤثرتر از بازی های رایانه ای در آموزش فلسفه، تفکر انتقادی و پرورش شهروندی آگاه در فضای حکمی معاصر.
۲۶۶.

الگوی مثنی سازی در آثار زنان نگارگر معاصر (مطالعه ی موردی: یازدهمین دوسالانه ی نگارگری ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۷۹
نگارگری سنتی برای بقای خود نیازمند تعامل با نگارگری معاصر است، از سویی دیگر نگارگری معاصر نیز اصول و مبانی خود را وام دار مکاتب سنتی این هنر می داند. این پیوند موجب شده است که در مطالعه ی نگارگری معاصر، مفهوم مثنی برداری به عنوان یکی از شاخه های آن مورد توجه قرارگیرد. مثنی برداری به فرایندی اطلاق می شود که در آن اصول و موازین مکاتب سنتی حفظ شده و در عین حال، امکان خلق آثار خلاقانه نیز فراهم می آید. دوسالانه های نگارگری به عنوان مجموعه هایی مصور از آثار معاصر، بستری مناسب برای مطالعه ی روندهای جدید در این هنر محسوب می شوند. ازاین رو، پژوهش حاضر با تمرکز بر یازدهمین دوسالانه ی نگارگری ایران (۱۴۰۱) انجام شده است. در این دوسالانه، ۴۸ اثر از ۲۷ زن نگارگر ارائه شد. از میان این آثار، ۱۱ اثر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. معیارهای انتخاب شامل وضوح ارتباط با نگاره ی مرجع، تکرار عناصر فرمی و میزان بازآفرینی ساختارهای بصری بوده است. این پژوهش با رویکرد توصیفی-تحلیلی و بر مبنای سبک شناسی تطبیقی انجام شده است. گردآوری داده ها از طریق مطالعه ی کتابخانه ای درباره ی اصول و ویژگی های مکاتب نگارگری و بررسی تطبیقی آثار معاصر با نمونه های سنتی انجام شده است. این روش پژوهش، شناخت دقیق تری از فرایند مثنی سازی ارائه داده و جایگاه آن را در حفظ سنت، بازآفرینی مفاهیم و نوآوری در نگارگری معاصر مشخص می سازد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که آثار زنان نگارگر معاصر همچنان پیوند عمیقی با مکاتب سنتی دارند و این ارتباط در دو رویکرد اصلی قابل مشاهده است: نخست: مثنی سازی مستقیم که در آن ساختارهای بصری و سبک شناختی مکاتب گذشته به طور عینی بازآفرینی شده اند؛ دوم، بازآفرینی خلاقانه که در آن هنرمندان با الهام از نمادها و مؤلفه های معنایی مکاتب سنتی، آثاری نوآورانه خلق کرده اند. این دو رویکرد به صورت هم زمان در جریانند و مثنی سازی نه تنها به عنوان ابزاری برای حفظ سنت عمل می کند، بلکه زمینه ای برای نوآوری و گسترش زبان تصویری نگارگری معاصر نیز فراهم می آورد.
۲۶۷.

جنسیت و ادراک امنیت در پارک های محلی (نمونه موردی: باغ فیض تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۶۶
مقدمه: امنیت فضاهای عمومی برای گروه های مختلف جامعه یکسان نیست. مطالعات نشان می دهند که زنان در این فضاها احساس ناامنی بیشتری را نسبت به مردان تجربه می کنند. این تفاوت در ادراک امنیت می تواند بر نحوه استفاده از پارک ها و مشارکت اجتماعی تأثیر بگذارد. هدف پژوهش: این پژوهش به بررسی نقش جنسیت در تفاوت ادراک حس امنیت در پارک های محلی می پردازد. جنسیت در ارتباط با شش عامل کلیدی تعیین کننده احساس امنیت موردتوجه قرار گرفت تا مشخص شود کدامیک از این عوامل برای زنان اهمیت بیشتری دارد. روش شناسی: این مطالعه از نوع توصیفی-تحلیلی با رویکرد پیمایشی است و داده ها از طریق پرسشنامه جمع آوری شدند. جامعه آماری شامل ۱۷۰ نفر از کاربران شش پارک محلی در محله باغ فیض تهران است که با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. پرسشنامه شامل عوامل مؤثر بر ادراک امنیت پارک ها است: قابلیت رؤیت پذیری، نگهداری، پاکیزگی، حفاظت خارجی، سایر کاربران و امکانات حرکتی. داده ها با استفاده از آمار توصیفی و آزمون تی مستقل برای بررسی تفاوت های میان زنان و مردان تحلیل شد. یافته ها و بحث: زنان نسبت به مردان حساسیت بیشتری نسبت به عوامل شکل دهنده حس امنیت در پارک های محلی دارند و میانگین ادراک امنیت آن ها در اکثر عوامل بالاتر از مردان است. هشت عامل (روز روشن، نورپردازی مصنوعی، امکان دیده شدن و دیدن دیگران، گشت های پلیس، نظارت ویدیویی، وضعیت تجهیزات، مسیرهای پارک و حضور کاربران مزاحم) به عنوان مهم ترین عوامل امنیتی شناسایی شدند. تفاوت آماری در ادراک کلی امنیت بین زنان و مردان مشاهده نشد، اما تفاوت های معنادار جنسیتی در سطح عوامل خاص آشکار شد. همچنین، ویژگی های مکانی پارک ها، تأثیر قابل توجهی بر ادراک امنیت زنان داشتند. نتیجه گیری: ادراک امنیت زنان در پارک های شهری تحت تأثیر طیف وسیعی از عوامل کالبدی، محیطی و اجتماعی قرار دارد. امنیت موضوعی است که به عنوان ماهیتی چندبعدی و پیوسته باید موردتوجه طراحان و برنامه ریزان و مدیران شهری قرار داشته باشد.
۲۶۸.

زیبایی شناسی محیطی در چیدمان های اولافور الیاسون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۵۵
حیات انسان با محیط، بستگی انکارناپذیری دارد. در هنر معاصر نیز این خصلت دیده می شود. تعامل نزدیک مخاطب و محیط در چیدمان های اولافورالیاسون از ارکان زیبایی شناختی آثارش به شمار می آید. چیدمان های او با تعاملات پدیده های طبیعی و انسان در ارتباط مستقیم است. هدف این مقاله بررسی زیبایی شناسانه رابطه چیدمان های الیاسون با طبیعت و مخاطب است و سعی دارد به چگونگی درک طبیعت در این آثار توسط مخاطب پاسخ گوید. مقاله از رویکرد زیبایی شناسی محیطی و به ویژه نظریات آرنولد برلینت استفاده کرده است تا بخشی از چیدمان های الیاسون را از این منظر مطالعه کند. از میان آثار او سه نمونه به صورت هدفمند انتخاب شده است. این تحقیق دارای نظامی کیفی و راهبردی و بر اساس هدف، از نوع تحقیق های بنیادی و از نظر روش، پژوهشی از نوع پژوهش های زیبایی شناسی است. مقاله حاضر، با روش توصیفی و تحلیلی مورد بحث و تحلیل قرار گرفته و به نتایج دست خواهد یافت. با توجه به موضوع مقاله؛ زیبایی شناسی محیطی در چیدمان های اولافورالیاسون. این هنرمند دانمارکی در کارهایش به کل هستی و رابطه انسان با جهان خلقت می پردازد. مهم ترین یافته های این پژوهش بدین شرح است: چیدمان های الیاسون در ارتباط با زیبایی شناسی محیطی مؤلفه هایی همچون لذتی فراتر از زیبایی صرف همراه با درک و همین طور بدنمند، تجربی و فرآیندی، برساخته و فرهنگی، تلفیقی (عناصر طبیعی و مصنوعی)، گفت و گوی تعاملی با مخاطب و محیط پیرامون، غوطه وری زیباشناسی، تجربه لذت متصل، چندحواسی، کم کردن فاصله میان مخاطب و اثر، وحدت و تلفیق با تجربه زندگی روزمره، از میان برداشتن ذهنیت و عینیت را تجسم بخشیده است.
۲۶۹.

آزادی و مسئولیت فردی در مواجهه با دیگری؛ واکاوی دیدگاه سارتر، فروید و یونگ در سینمای معاصر ایران (نمونه موردی کاراکتر نادر در فیلم جدایی نادر از سیمین)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۱۲۷
این پژوهش با اتخاذ رویکردی میان رشته ای در بررسی نظریات سارتر، فروید و یونگ، به تحلیل ابعاد آزادی و مسئولیت فردی در مواجهه با دیگران در سینمای معاصر ایران، از جنبه های فلسفی و روان شناختی می پردازد. نمونه موردی فیلم جدایی نادر از سیمین به کارگردانی اصغر فرهادی است. مقاله پیشِ رو سعی دارد رفتارها و انتخاب های شخصیت های این فیلم را ضمن واکاوی اندیشه سارتر پیرامون مسئولیت و آزادی فردی، بر اساس نظریات فروید و یونگ تحلیل نماید. بنا بر دیدگاه سارتر، آزادی وجودی در جهت انتخاب های مستقل و پذیرش مسئولیت فردی در رویارویی با «دیگری» مورد بحث قرار می گیرد. فروید بر اهمیت تأثیر نیروهای ناخودآگاه، امیال سرکوب شده و مکانیسم های دفاعی در شکل گیری انتخاب های به ظاهر آگاهانه تأکید دارد، درحالی که یونگ با استناد به مفاهیم ناخودآگاه جمعی، آرکی تایپ ها و فرایند فردیت یابی، ابعاد فرهنگی و نمادین هویت را مورد بررسی قرار می دهد. این پژوهش ضمن تحلیل تطبیقی و مفهومی، در تلاش است با هدف ارزیابی نقاط تلاقی و تضاد میان این دیدگاه ها، نشان دهد چگونه تعامل میان آزادی و مسئولیت های درونی، به انتخاب های فردی در این فیلم که ماحصل پیچیدگی میان خودآگاه و ناخودآگاه، به همراه تنش های اجتماعی و فرهنگی است، جهت می بخشد. درنتیجه این یافته ها، می تواند زمینه ساز بررسی دقیق و تلفیقی از ابعاد مختلف آزادی و مسئولیت فردی در مواجهه با دیگری در بستر سینمای معاصر ایران باشد تا با ارائه ساختاری نوین به تحلیل آثار هنری کمک نماید و بستر گفت وگوی میان رشته ای در حوزه های فلسفه، روان شناسی و هنر را فراهم آورد.
۲۷۰.

تحلیل واقعیت افزوده فضایی (ویدئو مپینگ) به عنوان ابزاری نوآورانه جهت حفظ و بازنمایی میراث فرهنگی و بناهای تاریخی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۶۳
هنر دیجیتال به هنری اطلاق می شود که توسط رایانه در چارچوب قواعد دیجیتال تهیه شده و در سیستم های چند رسانه ای دیجیتالی قابلیت نمایش داشته باشد. چند رسانه ای نیز روشی است برای انتقال اطلاعات از طریق در کنار هم قرار دادن چند رسانه که این رسانه ها شامل انواع عکس، متن، موسیقی، گرافیک، پویانمایی، ویدئو و رسانه های تعاملی هستند که برای ارائه ی یک پیام با هدفی خاص استفاده می شوند. نمونه ای از انواع این رسانه ها واقعیت افزوده فضایی یا همان ویدئومپینگ است. با توجه به پیشرفت چشمگیر این رسانه نوین، یادگیری و شناخت ویژگی های گرافیکی این تکنولوژی به عنوان یکی از انواع مهم چندرسانه ای ها به منظور انتقال محتوا و تحت تأثیر قرار دادن مخاطب حائز اهمیت است. از مهم ترین کاربردهای این رسانه بازنمایی و احیای بناها و بافت های تاریخی و همچنین پیوند مخاطب با بناهای فراموش شده می باشد. پرسش این است که ویژگی های گرافیکی ویدئومپینگ چیست؟ و استفاده از واقعیت افزوده فضایی چگونه می تواند در حفظ بازنمایی آثار تاریخی و فرهنگی مفید باشد؟ روش تحقیق در این پژوهش به صورت توصیفی– تحلیلی و شیوه گردآوری اطلاعات، کتابخانه ای– الکترونیکی با ترجمه مقالات و منابع از سایت های معتبر خارجی می باشد. بر همین اساس هدف از این پژوهش دست یافتن به اطلاعات مفیدی درباره ی این تکنولوژی و همچنین بررسی چند نمونه اجرای شاخص روی بناها و بافت های تاریخی مهم است. چنین به نظر می رسد که استفاده از این تکنولوژی می تواند نگرشی جدید و نو به بناهای تاریخی آثار فرهنگی داشته باشد. همچنین کاربرد این روش در معرفی بافت ها و بناهای تاریخی، باعث ایجاد جذابیت های مختلفی از منظر علمی و فرهنگی و گردشگری می شود. در حقیقت این امر، بدون انجام مداخله فنی و هزینه های مرمتی و با رعایت اصول حفاظتی، به معرفی ارزش های هنری و معماری و جلب گروه های مختلف دانشجویان و محققان، گردشگران و بازدیدکنندگان منجر می شود.
۲۷۱.

بازشناخت مفهوم طراحی در نگارگری ایران با تکیه بر متون هنری عصر صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰
هنر طراحی در حوزه نگارگری ایران، آثار بی شماری را در برمی گیرد که بخش عمده آن ها متعلق به عصر صفوی است. اما به رغم این گستردگی، همواره وجهی محدود از مفهوم طراحی در مطالعات نگارگری مورداشاره و تعمیم قرارگرفته است. این در حالی است که با رجوع به تألیف های هنری عصر صفوی، نظیر رساله های هنری و دیباچه مرقع ها، می توان به ابعاد متنوع تری از این هنر پی برد. این منابع به دلیل محتوای تخصصی خود، قادرند مفاهیم ازیادرفته بی شماری از هنر ایران را بازنمایی کنند. مداقه در متون مذکور، شناسایی مجدد هنر طراحی را ازنظر دارا بودن وجوه متنوع، غنایِ مفاهیم و بسط واژگان فراهم می آورد. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف بازشناخت مفهوم طراحی و دیگر وجوه متنوع آن، ابتدا کلمات و مفاهیم مرتبط با هنر طراحی را با تکیه بر متون موردنظر بررسی کرده و سپس، مصادیق آن ها را در نگاره های عصر صفوی جست وجو می کند. این مسیر مطالعاتی با طرح این سؤال ها همراه است که 1. متون هنری عصر صفوی به چه مفاهیمی از هنر طراحی در پیوند با نگارگری ایران اشاره دارند؟ 2. این مفاهیم چه طیفی از انواع طراحی را در برمی گیرند؟ روش تحقیق، تاریخی- تطبیقی و شیوه جمع آوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای و از طریق فیش برداری و تصویر خوانی انجام شده است. نتایج بررسی نشان داد که واژه «طراحی» به نقش آفرینی با عنصر بصری خط اشاره می کند که اغلب به صورت تک رنگ اجرا می شود. این مفهوم، به مثابه وجهی جوهری از کلماتِ تحریر، مسوده و قلم سیاهی نیز قابل درک است. از همین رو، سویه های متنوعی از طراحی را همچون پیش طرح، تمرینی، مثنی و نهایی را شامل می شود که با ویژگی هایی مانند ظرافت قلم، توازن بصری سیاهی و سفیدی و مهارت در اجرا همراه است.
۲۷۲.

بررسی اثرگذاری مؤلفه های چیدمان فضا بر کیفیت تعاملات اجتماعی شهروندان در فضاهای تجاری سنتی و معاصر (نمونه موردی: شهر قزوین)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۹ تعداد دانلود : ۱۸۴
فضاهای معماری نقش و تاثیر مهمی در جهت رفع نیازهای مادی و معنوی شهروندان دارند. از سوی دیگر تغییر در ساختار فضاهای معماری و شهرسازی بر تعاملات اجتماعی شهروندان که یکی از نیازهای اساسی بشر است، اثرگذار بوده و این تغییر ساختار با نظریه پیکره بندی فضایی که اساس آن نحوه ارتباط بین رفتار اجتماعی و ساختار فضایی فضاهای معماری و شهری است، قابل بحث و بررسی می باشد.لذا، هدف اصلی این مقاله بررسی اثرگذاری مؤلفه های چیدمان فضا بر کیفیت تعاملات اجتماعی شهروندان در فضاهای تجاری سنتی و معاصر در شهر قزوین می باشد. مقاله حاضر بر اساس ماهیت و قلمرو موضوعی در حوزه مقاله های کاربردی_توسعه ای و از نظر روش انجام مقاله توصیفی-تحلیلی است. تحلیل مبتنی بر مطالعات پیمایشی بر اساس مدل رگرسیون جغرافیایی موزون و مدل رگرسیون معمولی می باشد. جامعه آماری نیز شامل کلیه کاربران استفاده کننده از فضا در بازار سنتی شهر قزوین و مجتمع تجاری البرز و مهر و ماه قزوین بوده است که حجم نمونه براساس حداقل حدنصاب مقاله های توصیفی برابر 100 نفر در نظر گرفته شده است. بر اساس نتایج پژوهش مؤلفه های چیدمان فضا بر کیفیت تعاملات اجتماعی شهروندان در فضاهای تجاری سنتی و معاصر اثرگذار است، ولیکن در مجتمع تجاری سنتی میزان اثرگذاری هم پیوندی، عمق، اتصال، انتخاب و دسترسی بیشتر و در مجتمع های تجاری مدرن اثرگذاری مؤلفه های وضوح، اتصال، هم پیوندی و دسترسی بیشتر بوده است. به طور کلی مؤلفه های پیکره بندی فضایی شامل عمق، هم پیوندی، دسترسی، اتصال،وضوح، کنترل، انتخاب و ادارک فضایی می باشد که بر اساس تحلیل هریک می توان ویژگی ادراکی کاربران از فضا را مطرح نمود.
۲۷۳.

ظرفیت و کارکرد دیوارنگاری درتعامل و بهسازی فضای شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۴
بیان مسئله: در زندگی شهری معاصر مهم ترین عناصر موجود در یک شهر، بناها و ساختمان های آن است که زیبایی، هماهنگی و موزون بودن آن ها می تواند علاوه بر زیبا سازی محیط و فضای شهری، آسایش و سلامت ذهنی و روحی شهروندان را در پی داشته باشد. یکی از اصول اصلی شهرسازی، پرداختن به جنبه های زیبایی شناسانه است که اقدامات مرتبط با آن در بستر برنامه های راهبردی و عملیاتی در شهرها صورت می گیرد. اما مسئله ناهنجاری های بصری و ناهمگونی های عناصر محیطی و المان های شهری در اختلاط و امتزاج با ساخت وسازهای معماری و شهرسازی، معضلی است که مسئولین شهری بسیاری از کلان شهرها امروزه با آن روبه رو هستند. هدف: با توجه به ارتباط بسیار نزدیک هنر و شهر، پژوهش حاضر به دنبال شناسایی ظرفیت ها و قابلیت های دیوارنگاری شهری و تبیین کارکرد و نقش آن در کمک به سامان دهی عناصر بصری و زیبا سازی، هماهنگ سازی و هویت بخشی به محیط های شهری است. روش: روش این پژوهش بر اساس مشاهدات عینی و گردآوری اطلاعات و مستندات به صورت کتابخانه ای، با روش تحلیلی توصیفی صورت گرفته است. یافته ها: دیوارنگاری شهری به عنوان گونه ای از هنرهای تجسمی که عمدتاً بر روی دیوارها و بناهای معماری و فضا های شهری شکل می گیرد، بر اساس ماهیت وجودی اش و نوع ارتباط و وابستگی اش به دیوار و معماری و فضاهای شهری، دارای کارکردهای متنوع و گسترده ای است که در حوزه های مختلفی چون هنرهای تجسمی، معماری، شهرسازی و حتی علوم اجتماعی و ارتباطات قابل مشاهده و بررسی هستند. نتیجه گیری: دیوارنگاری شهری به موجب ماهیت عمومی و ظرفیت ارتباطی و استقرارش در محیط های شهری، امکان بیان و انتقال گسترده پیام در آثار و فضاهای شهری را فراهم می آورد و ضمن این که در امر هویت بخشی، به اشاعه، تحکیم و بازآفرینی هویت شهری نیز کمک می کند. همچنین دیوارنگاری، علاوه بر کارکرد تزئینی و زیباسازی فضاهای شهری، می تواند ضمن کنترل و کاستن ناهنجاری ها و آلودگی های بصری، به عنوان عامل مهمی به منظور تلطیف بناها و سازه ها، ایجاد حس آسایش و آرامش بصری، آفرینش زیبایی و هماهنگی شکل و ریتم در آثار معماری و زیباسازی شهری نقش ارزشمندی ایفا کند. از این رو دیوارنگاری را می توان نوعی هنر چندوجهی دانست که اساساً ماهیت مشارکتی دارد و هماهنگی با محیط فضایی که در آن قرار می گیرد خواهد داشت و با توجه به عملکرد و کارآیی آن در حوزه های زیباشناختی، هویت بخشی و ارتباطی، در زیباسازی محیط و توسعه زندگی شهری نقشی کلیدی و اساسی ایفا می کند.
۲۷۴.

واکاوی نسبت میان سیاست استتیک ژک رانسیر و تئاتر پست دراماتیک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۸۵ تعداد دانلود : ۱۸۵۲
ژک رانسیر با به چالش کشیدن نظام های سلسله مراتبی در هنر و سیاست، منطق پارادوکسیکال مبتنی بر اجماع و توزیع امر محسوس را رد می کند. او با تأکید بر منطق رژیم استتیک و با به میان آوردن مفهوم عدم اجماع، اختلال، و بازتوزیع امر محسوس، هنجارها و پیش فرض های زیربنایی نظام سلسله مراتبی بازنمایی را به پرسش می کشد. رویکرد رانسیر با رد رژیم بازنمایانه و رژیم اخلاقی تصاویر و تأکید بر رژیم استتیک، پیوند نزدیکی با فرم اجرایی تئاتر پست دراماتیک دارد و می توان ویژگی های تئاتر و اجرای پست دراماتیک را همسو با بازتوزیع امر محسوس دانست. شاید رانسیر در نوشته های خود بیشتر به فرم های دیگر هنری پرداخته باشد اما رابطه میان مخاطب و اثر هنری که در تئاتر و اجرا از اهمیت بسیاری برخوردار است، در نوشته های او در باب استتیک شأن محوری دارد. به باور رانسیر با جای دادن تماشاگر در صحنه اجرا و با از میان برداشتن شکاف صحنه و تماشاگر و رهایی از دراماتورژی تحمیق گر بازنمایانه، رؤیت پذیری و کنش مندی تماشاگر اجراگر امکان پذیر می شود. تعیین حدود امور رؤیت پذیر و رؤیت ناپذیر، شنود پذیر و شنودنا پذیر، تصورپذیر و تصورناپذیر، امکان پذیر و امکان ناپذیر وجه اشتراک مهم «استتیک» و «سیاست» از منظر رانسیر است و او با تحلیل این اشتراکات، پیوند ذاتی میان این دو موضوع را آشکار می کند. هدف از انجام پژوهش حاضر برقراری نسبتی میان سیاست استتیک ژک رانسیر و تئاتر و اجرای پست دراماتیک است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که به رغم اینکه رانسیر در تأملات خود به ندرت به طور مشخص به تئاتر معاصر می پردازد، آرای او در تئاتر و اجرا متضمن قسمی انحراف رادیکال از دراماتورژی سنتی است و تئاتر را به عنوان نوعی تجربه زنده، تعاملی، پویا و چندوجهی در اولویت قرار می دهد و به نظر می رسد این دیدگاه همسو با فرم اجرایی تئاتر پست دراماتیک است، اصطلاحی که هانس-تیس لمان در دهه 1990 میلادی آن را به نحوی نظام مند تبیین کرد اگرچه دشوار می توان آپاراتوس مفهومی مشخصی را به آن نسبت داد. مؤلفه ها و اسلوب های تئاتر پست دراماتیک مانند رد سلسله مراتب ها، برهم زدن هنجارهای مرسوم، محوکردن مرزهای اجرا، تمرکز حسی و تجربی بر بدن پدیداری، تکثر معنا در مخاطب-اجراگر و اختلال در منطق بازنمایانه را می توان هم راستا با مفهوم بازتوزیع امر محسوس مطرح شده از جانب رانسیر قلمداد کرد.
۲۷۵.

بررسی نقش فناوری های نوین در همگرایی هنر مجسمه سازی و طراحی مبلمان و خلق محصول فرارشته ای مبلمان تندیسگرا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۶۱
در عصر کنونی، مرز بین رشته ها به شدت سیال و انعطاف پذیر گشته و تحت عوامل مختلفی، در حال گسترش و تحول مداوم هستند، تا جایی که ممکن است رشته های موجود ادغام یا حذف شوند یا رشته های جدیدی پدید آیند. امروزه تحت عوامل متعددی، شاهد گسترش و همگرایی روز افزون حوزه های طراحی مبلمان و هنر مجسمه سازی هستیم؛ پژوهش حاضر به دنبال بررسی نقش فناوری های نوین در این همگرایی در عصر حاضر بوده و به پیامدهای این همگرایی می پردازد. در عصر فناوری های نوین، کاربست نرم افزارهای رایانه ای، اسکنرها، هوش مصنوعی در مرحله طراحی و محاسبه، همچنین کاربست مواد، مهارت های نوین و فناوری هایی همچون پرینتر سه بعدی و CNC در مرحله ساخت، به صورت مشترک در هر دو حوزه طراحی مبلمان و هنر مجسمه سازی، بیش از هر دوره ای باعث همگرایی این دو حوزه گردیده است. کاربست فناوری های نوین در طراحی و ساخت مبلمان، امکان خلق فرم های پیچیده و ظریف در حد مجسمه را فراهم کرده، و کاربست این فناوری ها در هنر مجسمه سازی، جایگزینی مدل سازی و ساخت به روش سنتی دستی با روش صنعتی را به مثابه حوزه طراحی صنعتی امکان پذیر ساخته است. علاوه بر همگرایی مواد و فناوری های طراحی و تولید مجسمه و مبلمان، در پی ظهور رویکردهای پست مدرن و نوین، شاهد همگرایی در اهداف و کارکرد آن ها نیز هستیم که ازجمله نتایج این همگرایی ها خلق محصول فرا رشته ای مبلمان تندیسگرا است. پژوهش حاضر از حیث نوع پژوهش کاربردی، از حیث ماهیت توصیفی تحلیلی (توصیفی زمینه گرا) و از حیث نوع داده ها و تحلیل داده ها کیفی بوده؛ نمونه گیری غیرتصادفی، روش و ابزار گردآوری اطلاعات نیز کتابخانه ای است.
۲۷۶.

تحلیل ساختاری-تفسیری شاخص های مسکن پایدار در محلات شهری (مطالعه موردی: محله ی سنگی-شهر بوشهر)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۹۹
مسکن پایدار یکی از مفاهیم بسیار مهم به منظور ارتقاء عدالت اجتماعی و محیطی و بهینه سازی مصرف انرژی است، که در ایران و به ویژه در شهر بوشهر، به طور جدی مورد بررسی و اجرا قرار نگرفته است. به این منظور این پژوهش با هدف شناسایی کلیدی ترین شاخص های مسکن پایدار در محله ی سنگی انجام شده است. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی-تحلیلی بوده و از مدل سازی ساختاری تفسیری برای تحلیل و اولویت بندی روابط درونی شاخص ها استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد، دسترسی به حمل ونقل عمومی، دسترسی به خدمات و مطلوبیت نما و فرم داخلی به عنوان مؤثرترین شاخص ها در ارتقای پایداری مسکن در محله ی سنگی شناسایی شده اند. همچنین شاخص های زیست محیطی و اجتماعی به طور همزمان و با تأثیر متقابل، بر موضوع موثر هستند. در نتیجه این پژوهش با ارائه چارچوبی کاربردی برای شناسایی و اولویت بندی شاخص های پایداری، مبنای ارزشمندی را برای سیاست گذاران و برنامه ریزان در جهت تدوین برنامه های جامع مسکن پایدار فراهم می آورد.
۲۷۷.

تبارشناسی واژه «منظر»؛ معنا شناسی و تمایزهای مفهومی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۸۱
بیان مسئله: در ادبیات معاصر علوم محیطی در ایران، واژه «منظر» به عنوان برابرنهادی برای لندسکیپ غربی، اغلب به مثابه مفهومی هم ارز با «عینیت بیرونی» فهم می شود. این کاربرد تقلیل گرایانه نه یک لغزش واژگانی که برآمده از نادیده گرفتن ساختار معنایی و تاریخی واژه و در نتیجه، غفلت از بنیان های هستی شناسانه ای است که منظر را به مفهومی متمایز برای فهم رابطه انسان و محیط بدل می سازد. تداوم این کژفهمی، به سیطره رویکرد صوری در تبیین این مفهوم انجامیده و امکان صورت بندی نظری مستقل از این مفهوم را تضعیف کرده است. هدف پژوهش: هدف این پژوهش، بازخوانی تبارشناسانه واژه منظر در بستر زبان جهت استخراج معانی چندلایه و ظرفیت های معنایی آن جهت تبیین تفوق این واژه نسبت به واژگان خویشاوند در فهمی متعین از محیط است. روش پژوهش: این پژوهش در پارادایم تفسیری و با رویکرد کیفی انجام شده است. برای گردآوری داده ها از روش اسنادی و کتابخانه ای (شامل منابع لغت شناسانه و متون ادبی- عرفانی) استفاده شده و تحلیل داده ها براساس روش ترکیبی «ریشه شناسی تاریخی» و «تحلیل میدان معنایی» صورت گرفته است. نتیجه گیری: یافته ها نشان می دهد منظر برخلاف سیما (که دلالت بر سطح بصری دارد) و مظهر (که قائم به ذات پدیده است)، مفهومی «فرایندمحور» و وابسته به «ناظر» است. یافته های پژوهش، پنج ویژگی هستی شناسانه برای منظر نشان می دهد که آن را از مفاهیم خویشاوند متمایز می کند: ۱. مبدأ و مقصدبودن توأمان، ۲. مفعول وارگی، ۳. خصلت فرایندی، ۴. آمیختگی (ترکیبی) و ۵. ماهیت «آفریدنی». این مؤلفه ها اثبات می کنند تقلیل منظر به واژگانِ با مفاهیم مشابه در ادبیات حرفه ای، ناشی از غفلت نسبت به مؤلفه های هستی شناسانه واژه منظر است.
۲۷۸.

تاثیر مولفه های فرهنگی در شکل گیری معماری بومی کردستان ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۹۷
در صورت داشتن مؤلفه های سنت می توان یک پدیده یا اتفاق بومی را سنتی نیز نامید ولی لزوماً اتفاقات سنتی بومی نیستند. هر محدوده جغرافیایی می تواند بستر وقایع بومی خود در طول تاریخ باشد. هر اتفاقی که در یک محدوده فیزیکی و جغرافیایی رخ می دهد می تواند یک اتفاق بومی باشد به شرط اینکه توسط عوامل محیطی و محلی آن جغرافیا روی دهد. هر اتفاقی که در زمان و مکان خاص روی دهد و در طول زمان تداوم پیدا کند تبدیل به سنت می شود هر چند در لحظه اولیه وقوع یک بدعت و نوآوری بوده باشد. هدف تحقیق حاضر تعیین میزان تأثیر مولفه های فرهنگی بر معماری بومی کردها در کرستان ایران می باشد. روش تحقیق حاضر از نظر ماهیت توصیفی-تحلیلی و اکتشافی بوده و روش بکار گرفته شده برای تحلیل، کیفی و کمی بوده است. مولفه فرهنگ به عنوان یکی از دو مولفه با بیشترین اثرگذاری در معماری بومی منطقه در سه ساختار کلان، میانه و خرد مورد تحلیل قرار گرفت. در هرکدام از دسته بندی ها سازمان کالبدی، فعالیتی و سیما و منظر بررسی شد. در نهایت مولفه های فرهنگی و زیر مولفه های اصلی آن در سازمانهای فضایی یاد شده با مثال های عینی موجود در محیط تطبیق داده شدند. بیشتر تحلیل ها با گفتمان رایج صاحب نظران موضوع راستی آزمایی شدند. نتیجه نهایی به این مهم اذعان دارد که هرچند مولفه های زیادی بر ساختار معماری بومی کردستان اثرگذار هستند اما فرهنگ یکی از مهمترین مولفه های اثرگذار به حساب می آید.
۲۷۹.

طراحی مدل یکپارچه ظرفیت سازی برای مدیریت بحران میراث فرهنگی در ایران: رویکردی مبتنی بر تحلیل سه سطحی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۵۰
میراث فرهنگی ایران به عنوان گنجینه ای بی بدیل از هویت و تمدن ملی، همواره در معرض تهدیدات ناشی از بحران های طبیعی و انسان ساخت قرار دارد. این پژوهش با هدف طراحی مدل یکپارچه ظرفیت سازی برای مدیریت بحران میراث فرهنگی در ایران انجام شده است. روش تحقیق از نوع آمیخته (کیفی-کمّی) بوده و داده ها از طریق مصاحبه با متخصصان، پرسشنامه و تحلیل اسناد گردآوری شدند. یافته ها نشان داد که سیستم مدیریت بحران میراث فرهنگی ایران با چالش های ساختاری عمیقی در سه سطح فردی (کمبود نیروی متخصص، ضعف آموزش)، سازمانی (نبود ساختار یکپارچه، مشکلات مالی) و اجتماعی (فقدان مشارکت مردمی، آگاهی پایین) مواجه است. مدل پیشنهادی ICCHRM در سه لایه «پیشگیری هوشمند»، «پاسخ یکپارچه» و «بازیابی تاب آور» و در سه سطح کلان، میانی و خُرد طراحی شده و هسته مرکزی آن یک سامانه هوشمند پایش و تصمیم یاری (ICCHRM-SOS) است. ارزیابی مدل با روش شبیه سازی مونت کارلو نشان داد که اجرای کامل مدل در بازه پنج ساله می تواند منجر به کاهش ۵۵% خسارات مالی، افزایش ۷۰% سرعت پاسخ گویی و بهبود ۸۰% رضایت ذی نفعان شود. تحلیل حساسیت نیز مؤثرترین مؤلفه های مدل را آموزش نیروی انسانی و راه اندازی سامانه پایش هوشمند شناسایی کرد. این مدل به عنوان نقشه راهی جامع و بومی می تواند تاب آوری سیستم مدیریت بحران میراث فرهنگی ایرآن را به طور معناداری ارتقاء بخشد. اجرای موفقیت آمیز این مدل نیازمند عزم ملی، برنامه ریزی دقیق و نظارت مستمر است.
۲۸۰.

چارچوب تصمیم گیری برای انتخاب پروژه های پایدار بیمارستانی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۵۳
بیمارستان ها به عنوان زیرساخت های حیاتی نظام سلامت، علاوه بر کارکردهای درمانی، اثرات زیست محیطی گسترده ای دارند. در ایران، شکاف موجود میان شاخص تخت بیمارستانی (92/1 به ازای هر هزار نفر) نسبت به میانگین جهانی (28/3)، تقاضای فزاینده ای را برای احداث مراکز جدید ایجاد کرده است؛ بااین حال، فقدان چارچوبی بومی برای انتخاب پروژه ها با رویکرد پایداری، یک چالش استراتژیک محسوب می شود. پژوهش حاضر با هدف پرکردن این خلأ، چارچوبی جامع برای اولویت بندی پروژه های بیمارستانی پایدار پیشنهاد می کند. ابتدا معیارها و شاخص های پایداری از طریق مرور سیستماتیک و روش دلفی استخراج شدند. سپس با استفاده از روش بهترین–بدترین (BWM)، وزن و اهمیت نسبی معیارها بر اساس نظر خبرگان تعیین گردید. در گام بعد، پروژه ها با روش مارکوس (MARCOS) ارزیابی و رتبه بندی شدند. مطالعه موردی بر نه پروژه بیمارستانی سطح سه در کشور اجرا شد. نتایج نشان داد بعد اجتماعی نسبت به بعد زیست محیطی در اولویت قرار دارد و در حوزه های پایداری نیز سلامتی و بهداشت بیشترین اهمیت را داشته و پس ازآن، آسایش و انرژی قرار می گیرند. چارچوب پیشنهادی با فراهم سازی مبنایی کمی برای ارزیابی و رتبه بندی پروژه های بیمارستانی، ابزار مؤثری برای تصمیم گیری بهینه و تخصیص هدفمند منابع در سطح سیاست گذاری سلامت فراهم می کند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان