ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۸۱ تا ۲۰۰ مورد از کل ۳۰٬۷۴۷ مورد.
۱۸۱.

بازشناسی راهکارهای پاسخ به نیاز کبوتران در معماری کبوترخانه های ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: کبوترخانه رفاه حیوانات نیاز کاربر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۱۳۴
خواسته ها و نیازهای کاربران، دو مؤلفه اساسی در طراحی معماری هستند. در بناهایی چون زیستگاه های مصنوعی آبزیان و کبوترخانه ها که کاربر غیر انسان است، امکان دریافت خواسته ها از طریق ارتباط های کلامی نیست؛ ازاین رو نیاز، مهم ترین مؤلفه کاربر است. هدف از تحقیق حاضر کشف روش های پاسخگویی به نیازهای کبوتران در کبوترخانه های ایران بوده است. روش تحقیق پژوهش حاضر کیفی و پارادایم آن تفسیری بوده است. این تحقیق مبتنی بر روش شناسی تحلیل محتوا شکل گرفته است. برای طبقه بندی اطلاعات از دسته بندی نیازهای حیوانات استفاده شده است. این نیازها در سه دسته فیزیولوژیکی، ایمنی (امنیت) و رفتاری (روانی) جای گرفته اند. بر حسب فیش ها، نیازهای فیزیولوژیک در دسته های تغذیه (آب و غذا)، تهویه (تنفس) و آسایش حرارتی (حفظ دمای بدن) قرار داده شده اند. نیاز ایمنی در دو دسته ایمنی و امنیت جای گرفته است. در نهایت نیازهای رفتاری در دسته های عشق و قلمروپایی (و احساس تعلق) قرار داده شده اند. نتیجه آن شد که نیاز به تغذیه، توسط حفر چاه و مکان یابی (احداث در نزدیکی رودخانه ها یا مزارع کشاورزی) و همچنین به صورت غیر محیطی از طریق دانه پاشی پاسخ داده شده است. نیاز به تهویه توسط فلفلدان ها و سایر عناصر پاسخ داده شده است. آسایش حرارتی به روش بهره مندی از خشت با ضخامت مناسب در اقلیم گرم و خشک و همچنین کاهش بازشو در اقلیم سرد و روش های دیگری پاسخ داده شده است. نیاز ایمنی و امنیت به روش های متعدد کالبدی پاسخ گرفته اند که ایمنی به راهکارهای پایداری ساختمان و رفع خطرات ناشی از کالبد مربوط بوده است و امنیت به راهکارهای ممانعت از نفوذ سایر موجودات مخاطره آمیز مربوط بوده است. نیاز به عشق توسط لانه سازی و نیاز به قلمروپایی (و احساس تعلق) توسط نوارهای رنگی پاسخ داده شده اند. به عبارت بهتر، بیشتر نیازهای شناسایی شده برای کبوتران به صورت معمارانه (از طریق کالبد، سازه ، مکان یابی و...) در کبوترخانه های ایران پاسخ گرفته اند.
۱۸۲.

منظردیم یا منظر خشک؟ زری اسکیپ به کدام مفهوم نزدیک تر است؟(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: زری اسکیپ کشاورزی دیم منظر خشک اقلیم گرم و خشک

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۹۹
در عرصه زبان علم، انتخاب دقیق اصطلاحات تخصصی از اهمیت بسزایی برخوردار است، چرا که ابهام یا عدم تطابق معنایی می تواند منجر به کژفهمی و عدم ترویج صحیح مفاهیم شود. «زری اسکیپ» به عنوان یک رویکرد طراحی منظر در اقلیم گرم و خشک، متکی بر اصولی هفت گانه است که هدف آن دستیابی به آبیاری بهینه در عین حفظ سرسبزی و پویایی منظر است. با این وجود، ترجمه های نادرست و تلقی های اشتباه، این رویکرد را به عنوان «منظر خشک» معرفی کرده اند که تصویری مغایر با ماهیت اصلی آن ارائه می دهد. در مقابل، مفهوم «دیم کاری» که ریشه در فرهنگ کشاورزی بومی ایران دارد، با تکیه بر سازگاری با اقلیم گرم و خشک و بهره گیری از منابع آبی متنوع، قرن ها است که در همزیستی با طبیعت استفاده شده است. در این پژوهش، با استفاده از مقایسه تطبیقی و روش تحلیل محتوا، به بررسی و واکاوی مفاهیم زری اسکیپ، منظر خشک و دیم کاری در زبان های مبدأ(انگلیسی) و مقصد(فارسی) پرداخته شده است. هدف از این پژوهش، ارائه درکی صحیح از زری اسکیپ، با مقایسه تطبیقی این مفهوم با معادل مصطلح «منظر خشک» و همچنین مفهوم «دیم کاری» است. بررسی ها نشان می دهد که اصول زری اسکیپ، هم راستایی قابل توجهی با مفهوم دیمکاری در باغ ایرانی دارد. هدف غایی این پژوهش، یافتن معادل مناسب تری برای واژه «xeriscape» در ادبیات طراحی منظر فارسی است تا از این طریق، تصویری دقیق تر و جامع تر از این رویکرد ارائه شود و تلقی رایج «منظر خشک» به «منظر دیم» یا منظر سبز پایدار تغییر یابد. این مهم، گامی اساسی در جهت ترویج رویکردهای نوین طراحی منظر منطبق با شرایط اقلیمی و فرهنگی ایران خواهد بود و به ارتقای کیفیت فضاهای باز و محیط زیست شهری کمک شایانی خواهد کرد. در نهایت، این پژوهش می تواند به عنوان مبنایی برای تدوین دستورالعمل ها و استانداردهای طراحی منظر پایدار در اقلیم های گرم و خشک استفاده شود.
۱۸۳.

تحلیل تطبیقی و ﻧﻘﺪ ﺳﺮ ﻓﺼﻞ کارشناسی ﻣﺮﻣﺖ آثار تاریخی: از تدوین نخستین در سال ۱۳۶۴ ﺗﺎ بازنگری، تصویب و اجرا در سال 1401(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ﻣﺮﻣﺖ آﺛﺎر تاریخی سرفصل درسی برنامه آموزشی بازنگری درسی آموزش عالی میراث فرهنگی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۴۹
این ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺑﻪ تحلیل ﺗﺤﻮﻻت ﺳﺮﻓﺼﻞ رشته کارشناسی ﻣﺮﻣﺖ آﺛﺎر تاریخی در ایران می پردازد؛ از نخستین نسخه ﻣﺼﻮب آن در ﺳﺎل ۱۳۶۴ ﺗﺎ بازنگری اساسی آن در ﺳﺎل ۱۴۰۱. ﭘﮋوﻫﺶ ﺣﺎﺿﺮ ﺑﺎ رویکردی تحلیلی تطبیقی، اﺑﺘﺪا ﺑﻪ بررسی زمینه های نظری، تاریخی و اجرایی شکل گیری رشته ﻣﺮﻣﺖ در ﻧﻈﺎم آﻣﻮزش عالی ﮐﺸﻮر می پردازد و ﺳﭙﺲ ﺑﻪ ﻧﻘﺪ ساختاری و محتوایی ﺳﺮﻓﺼﻞ پیشین ایﻦ رﺷﺘﻪ ﭘﺮداﺧﺘﻪ اﺳﺖ. یافته هایﺣﺎﺻﻞ از این ﭘﮋوﻫﺶ، ﻧﺸﺎن ﻣﯽدﻫﺪ ﮐﻪ ﺳﺮﻓﺼﻞ ﻧﺨﺴﺘﯿﻦ، ﺑﺎ ﺗﺄﮐﯿﺪ ﺑﺮ آﻣﻮزهﻫﺎی دینی، ﻣﯿﺮاث ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ و آﻣﻮزش ﻣﻬﺎرتﻫﺎی پایه ای ﻃﺮاﺣﯽ ﺷﺪه ﺑﻮد اﻣﺎ ﺑﻪﻣﺮور زﻣﺎن ﺑﻪ دﻟﯿﻞ ﺗﺤﻮﻻت ﻋﻠﻤﯽ، ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻧﯿﺎزﻫﺎی ﻣﯿﺪاﻧﯽ و رﺷﺪ ﻓﻨﺎوریﻫﺎی نوین، ﻧﺎﮐﺎرآﻣﺪی هایی در اﺟﺮای آن نمایان ﺷﺪ. ﺑﺎزﻧﮕﺮی اﻧﺠﺎمﺷﺪه در ﺳﺎل ١٣٩٧، ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺗﻼش ﺟﻤﻌﯽ از ﻣﺘﺨﺼﺼﺎن داﻧﺸﮕﺎﻫﯽ و ﮐﺎرﺷﻨﺎﺳﺎن ﺣﻮزه ﻣﺮﻣﺖ ﺑﻮد ﮐﻪ ﺑﺎ ﻫﺪف ﺑﻪروزرﺳﺎﻧﯽ ﻋﻠﻤﯽ، ارﺗﻘﺎی آﻣﻮزش ﻋﻤﻠﯽ، ﺣﺬف دروس ﺗﮑﺮاری، اﻓﺰودن دروس ﮐﺎرﺑﺮدی و ﺗﻄﺎﺑﻖ ﺑﺎ اﺳﺘﺎﻧﺪاردﻫﺎی ﺟﻬﺎﻧﯽ ﺻﻮرت ﮔﺮﻓﺖ. ﮐﺎﻫﺶ ﻫﺪﻓﻤﻨﺪ ﺗﻌﺪاد واﺣﺪﻫﺎی درﺳﯽ، اﺳﺘﺎﻧﺪاردﺳﺎزی ﻣﺤﺘﻮای آﻣﻮزﺷﯽ، تقویت ارﺗﺒﺎط ﻧﻈﺮی و ﻋﻤﻠﯽ و ﺗﻤﺮﮐﺰ ﺑﺮ ﻣﻬﺎرتﻫﺎی ﻓﻨﺎوراﻧﻪ از مهم ترین ﺷﺎﺧﺺﻫﺎی ﻧﺴﺨﻪ جدید ﻣﺤﺴﻮب ﻣﯽﺷﻮد. اﻓﺰون ﺑﺮ آن، این ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺑﻪ ﭼﺎﻟﺶﻫﺎی اجرایی و ﮐﻤﺒﻮد ﻣﻨﺎﺑﻊ ﺗﺨﺼﺼﯽ در ﺳﺮﻓﺼﻞ ﭘﯿﺸﯿﻦ ﻧﯿﺰ ﭘﺮداﺧﺘﻪ و راﻫﮑﺎرﻫﺎیی را ﺑﺮای ارﺗﻘﺎء ﮐﯿﻔﯽ آﻣﻮزش و ﮐﺎرآﻣﺪﺳﺎزی ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ درﺳﯽ رﺷﺘﻪ ﻣﺮﻣﺖ اﺷﯿﺎی ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ و تاریخی ﭘﯿﺸﻨﻬﺎد ﻧﻤﻮده اﺳﺖ. در ﻣﺠﻤﻮع، این ﭘﮋوﻫﺶ ﺿﻤﻦ ﺗﺄﮐﯿﺪ ﺑﺮ ﺿﺮورت پویایی ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﻫﺎی آﻣﻮزﺷﯽ، ﺑﺮ ﻧﻘﺶ ﺣﯿﺎﺗﯽ ﻣﺮﻣﺖ در ﺣﻔﻆ هویت ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ و تقویت سرمایه اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﮐﺸﻮر ﺗﺄﮐﯿﺪ دارد و ﭼﺎرﭼﻮﺑﯽ ﺑﺮای اﺻﻼﺣﺎت آینده در آﻣﻮزش ﻣﺮﻣﺖ ﻓﺮاﻫﻢ ﻣﯽﺳﺎزد.
۱۸۴.

کالبدشکافی یک شکست: تحلیل شکاف میان نظریات برنامه ریزان شهری و مسائل واقعی حاکم بر سکونت گاه های غیر رسمی (مطالعه موردی کمپ بی بندر امام خمینی)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سکونتگاه غیررسمی بازآفرینی شهری حکمرانی شهری تحلیل مسئله گذار پارادایمی بندر امام خمینی کمپ B شهرک شهید صباغان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۵۱
سکونتگاه های غیررسمی، به عنوان یکی از چالش های پیچیده شهری در ایران، نیازمند رویکردهایی فراتر از مداخلات سنتی و کالبدی هستند. این پژوهش با تمرکز بر سکونتگاه غیررسمی کمپ B (شهرک شهید صباغان) در بندر امام خمینی، به کالبدشکافی دلایل شکست نظام مند پروژه های بازآفرینی در این منطقه می پردازد. روش تحقیق مبتنی بر تحلیل مبتنی بر نظریه زمینه گرا و تحلیل محتوای عمیق مصاحبه با سه گروه از کنشگران کلیدی (دولتی، متخصصان و ساکنان) و همچنین تحلیل فراوانی داده ها برای سنجش وزن موضوعی هر مقوله است. یافته های پژوهش نشان می دهد که کانون اصلی بحران، نه در مسائل اجرایی، بلکه در ریشه های عمیق مدیریتی نهفته است. بر اساس تحلیل فراوانی، مقوله حکمرانی ناکارآمد و گسست از زمینه با اختصاص ۴۱ کد باز، به عنوان مرکزی ترین بُعد شکست شناسایی شد. این مقوله که شامل آسیب شناسی در شناخت اولیه، رویکرد بالا-به-پایین و حذف مشارکت مردم است، بستر اصلی شکست را فراهم آورده. در رتبه دوم، پیامدهای چندبعدی ویرانگر با ۲۵ کد باز قرار دارد که در میان آن، «تخریب کالبدی» با ۱۱ کد، مشهودترین نتیجه این ناکارآمدی بوده است. جالب آنکه، مقوله ضرورت گذار پارادایمی ۱۰ کد باز از مقوله «فرآیندهای فرسایشی» (۹ کد باز) فراوانی بیشتری دارد که نشان دهنده تمایل شدید ذی نفعان به تغییرات بنیادین است. این مقاله نتیجه می گیرد که شکست پروژه، اساساً یک بحران پارادایمیک و مرتبط با الگوی حکمرانی است. لذا هرگونه مداخله مؤثر در آینده باید از راه حل های صرفاً تکنیکی فراتر رفته و بر اصلاح مدل حکمرانی به سوی رویکردی مشارکتی، زمینه مند و مردم محور متمرکز شود.
۱۸۵.

تفسیری هراکلیتی از مارهای درهم تنیده جیرفت(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تمدن هلیل رود مارهای درهم تنیده هراکلیتوس جنگِ اضداد وحدت اضداد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۲۱
در میان اشیاء به دست آمده از تمدن پنج هزار ساله جیرفت (هلیل رود)، نقش "مار" به طرزی بارز خودنمایی می کند. "مار" همواره در باورها و اعتقادات انسان جای داشته، و علی رغم جایگاه کیهان شناختی خاص خود، در وجوه مختلف رفتاری و نمادین اش، مملو از تضادهاست. شاید بتوان این جانور را بارزترین نمونه "جمع قوای متضاد" دانست. با این استنباط که دوگانگی های وجودیِ مار، در پیچشِ آن ها به وحدت رسیده است؛ نقش اسرارآمیز و تکرارشونده "مارهای درهم تنیده" هنرِ هلیل رود باستان، می تواند حاوی مفهوم "جنگ و وحدت میان اضداد" باشد که در اساطیر، اعتقادات و در اندیشه ایرانی تکرار گشته اند. "هراکلیتوس" حکیم بزرگ یونانی نیز بر کشاکش میان اضداد تأکید دارد. او در حقیقت وحدت را زائیده "جنگِ پیوسته میان اضداد" و هماهنگی جهان را ناشی از این "جنگ" می داند. وی به حقیقتی به نام "لوگوس" معتقد است که وحدت بنیادین و لایتغیر در پسِ کثرت حاصل از جنگِ اضداد است. پرسش مطروحه در باب موضوع این است که: چه باور و اندیشه ای دست اندرکار شکل گیری نقش مار در تمدن باستانی هلیل رود بوده است و چگونه می توان بر اساس اندیشه های هراکلیتوس در باب اضداد، نقوش "مارهای درهم تنیده جیرفت" را تحلیل کرد؟ بررسی و وجود رویکرد معرفت شناسانه و تفکر فلسفی در خلق آثار هنری جیرفت با بررسی وجوه مشابهت تفکر بازنمایی شده در آثار تمدنی جیرفت با نظام فلسفی هراکلیتوس، هدف این پژوهش است. نتایج این پژوهش حاکی از وجود رویکرد معرفت شناسانه در باور این مردمان و در منطقه مورد بررسی بوده و همچنین مشابهت و انطباق رویکرد فلسفی نهفته در آثار هنری این دوران با فلسفه هراکلیتی به اثبات رسیده است. این پژوهش از نوع کیفی و بنیادین، روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و ش یوه گردآوری داده ها، کتابخانه ای است.
۱۸۶.

واکاوی ظرفیت های نمایشی منظومه های نیما یوشیج با تکیه بر آرای ارسطو (مورد مطالعاتی؛ منظومه خانه سریویلی)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نیما یوشیج خانه سریویلی شعر درام ارسطو

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۳۸
با تثبیت شعر نیمایی، قلمروی زبان و بیان هنر نمایش و به خصوص درام، تجدید حیات یافت.اقتباس از آثار ادبی جهت اجرا که در گستره مطالعات بیناگفتمانی دسته بندی شده است، در دهه های اخیر توجه عده زیادی از هنرمندان عرصه هنرهای نمایشی را به خود جلب کرده است. هدف اصلی این پژوهش، شناخت قابلیت های گفتمان شعر نیما و انتقال آن به گفتمان درام می باشد. این پژوهش از آن نظر حائز اهمیت و ضرورت است که رابطه ای جدید بین گفتمان شعر معاصر و هنر درام به وجود می آورد و برای هنرمندان تئاتر در ایران، ظرفیت ارزشمندی محسوب می شود. این پژوهش، منظومه خانه سریویلی از نیما یوشیج را به عنوان اثری واجد شرایط اقتباسی، مورد مطالعه قرار داده است تا دریابد که این اثر تا چه اندازه می تواند قابلیت اجرایی شدن را در خود داشته باشد. وجوه دراماتیک این اثر با تکیه بر نظریات ارسطو در باب درام، مورد مطالعه قرار گرفته است. ارسطو در فن شعر یا پوئتیک ، شش عنصر را در خلق تراژدی برمی شمارد که عبارت اند از افسانه مضمون (Plot)، گفتار، اندیشه، سیرت، منظره نمایش و آواز. این پژوهش، کیفی و به لحاظ ماهیت و روش، توصیفی و تحلیلی است؛ ضمن اینکه گردآوری داده ها، مبتنی بر فیش برداری کتابخانه ای و الکترونیکی است. یافته ها و نتایج حاصل از مطالعه و تحلیل منظومه مذکور، حاکی از آن است که این اثر دارای طرح داستانی، دیالوگ، اندیشه، کاراکتر و منظره نمایش می باشد. گرچه به این واسطه که این اثر یک نمایشنامه نیست، تشخیص برخی ویژگی های دراماتیک در آن با دشواری روبه رو بوده است ولیکن این منظومه، قابلیت اجرایی شدن و انتقال به گفتمان درام را در خود دارد و می توان با اقتباس از این منظومه، اثری ماندگار و درخور اجرای نمایشی، خلق کرد.
۱۸۷.

بازاندیشی مفهوم گروتسک و کارکردهای انتقادی آن با رویکردی به آموزه های میخاییل باختین (مطالعه موردی: نمایشنامه «دیکته» اثر غلامحسین ساعدی)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: گروتسک میخاییل باختین درام فارسی نمایشنامه دیکته غلامحسین ساعدی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۳۹
گروتسک مفهوم ادبی تأثیرگذار برای انتقال احساسات انسانی متضاد به مخاطب است که در درون آن، مؤلفه هایی همچون کمدی و تراژدی هم زمان، ناهماهنگی و نابهنجاری، اغراق، دگردیسی، اشمئزاز و تجاوز اجتماعی وجود دارد. یکی از مهم ترین نظریه پردازان این عرصه، میخائیل باختین است به طوری که پژوهش و بررسی مبحث گروتسک بدون توجه به نظریه و دیدگاه وی امری انکارناپذیر است. در ادبیات نمایشی ایران نیز مقوله گروتسک مورد استفاده تعداد اندکی از نویسندگان قرار گرفته است. غلامحسین ساعدی از زمره این نویسندگان است که در دهه چهل شمسی به نگارش نمایشنامه هایی با رویکرد انتقادی و اصلاح گرایانه در این وجه پرداخته است؛ به این سبب که نمایشنامه های گروتسک و انتقادی موفقی در غرب هم زمان با وضعیت متزلزل اجتماعی و سیاسی آن دوران ایران نگارش یافته بود همچنین مبحث طنز در نمایش ایران با عدم تأثیرگذاری بر مخاطب در پایین ترین سطح ارزش درام قرار گرفته بوده است. ازجمله آثار وی در این زمینه، نمایشنامه ای با عنوان دیکته می باشد. این پژوهش با استفاده از منابع کتابخانه ای و با ابتناء بر روش توصیفی-تحلیلی تلاش دارد زمینه های نظری و کارکردهای انتقادی گروتسک را در نمایشنامه دیکته غلامحسین ساعدی از منظر میخاییل باختین، مورد بررسی قرار دهد. بر اساس یافته های این پژوهش؛ مؤلفه های انتقادی گروتسک باختین در نمایشنامه دیکته غلامحسین ساعدی مخاطب را به تلاش برای اصلاح امور نابخردانه تشویق می کند.
۱۸۸.

فراتحلیل و مرور نظام مند تأثیر کیفیت مسکن و ویژگی های خانوار بر انتخاب و ترجیحات فضای مسکونی (در شهرهای مطالعه شده در ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فراتحلیل مرور نظام مند شاخص های کیفیت مسکن انتخاب مسکن ترجیحات مسکن شاخص های خانوار کاربران مسکن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۲ تعداد دانلود : ۱۵۶
بیان مسئله: تصمیم گیری طراحان و معماران در اولویت دهی به شاخص های کیفی مسکن مورد نظر کاربران، یکی از مسائل حائز اهمیت در طراحی مسکونی به شمار می رود. به همین منظور، نقش کیفیت مسکن و شاخص های وابسته به آن در انتخاب و ترجیحات مسکن در مطالعات مختلف بررسی شده است. با این حال، این تحقیقات به دلیل گستردگی و تنوع روش ها، کم توجهی به شاخص های طراحی معماری، تعاریف متفاوت از عوامل مؤثر بر کیفیت مسکن و همچنین تناقضات در نتایج و خلأهای پژوهشی، نتوانسته اند به خوبی به چالش های طراحان و معماران پاسخ دهند. هدف پژوهش: هدف این پژوهش شناسایی، مقایسه و بررسی نتایج پژوهش های مرتبط با تأثیر شاخص های مؤثر بر کیفیت معماری مسکونی از دیدگاه کاربران در انتخاب یا ترجیح مسکن است. این تحقیق به شناسایی خلأها و تناقضات موجود در مطالعات قبلی پرداخته و در نهایت، نتایج به دست آمده را برای استفاده در طراحی مسکن در شهرهای مورد بررسی و کمک به پژوهش های آینده، ارائه می دهد. روش پژوهش: در این پژوهش، با استفاده از روش فراتحلیل و مرور نظام مند کیفی و کمّی، کلیه پژوهش های مرتبط با نقش «کیفیت مسکن» و «ویژگی های خانوار» در «انتخاب مسکن» و یا «ترجیحات مسکن» از میان مقالات علمی پژوهشی کشور ایران در سال های 1388 تا 1402 بررسی و محدود به شاخص های مربوط به فضای داخلی واحدهای مسکونی و ساختمان ، غربالگری شد. نتیجه گیری: نتایج متوجه این خلأ است که از نظر پراکندگی جغرافیایی پژوهش های این حوزه درشهرهای بزرگ بودند و تناقض ها در مورد چگونگی تأثیر شاخص های مختلف کیفی مسکن و مشخصه های خانوار در انتخاب یا ترجیح آن به تفکیک شهر نمایان شد. شا خص های اندازه و متراژ واحد و تعداد اتاق خواب در حوزه واحد مسکونی و ملاحظات ایمنی و امنیتی و نما بیشترین تکرار و شاخص هایی مانند روابط عملکردی فضاها، انعطاف پذیری معماری، جهت گیری ساختمان، خانه هوشمند، مشارکت در طراحی و ... کمترین میزان توجه در مطالعات را به خود اختصاص دادند و تعداد متوسط شاخص در پژوهش های انتخاب مسکن کمتر از مطالعات ترجیحات مسکن گزارش شد. 
۱۸۹.

بررسی و شناخت شاخصه های تجلّیِ عالم خیال در مکانِ معماری از دیدگاه عارفان اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: خیال مکان معماری اسلامی عالم خیال ( مثال) عرفان اسلامی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۶۸
مکان یکی از حوزه های مهم و شاخص در تعاریف معماری محسوب می گردد. هویت دهی به مکان می تواند حضور انسان را در معماری معنا کند. عرفای اسلامی یکی از راه های شناخت عالم ملکوت را عالم خیال و ارتباط با آن به واسطه قوه خیال می دانند. با توجه به اینکه خیال و خیال پردازی امر مهمی در خلاقیت معماری است دراین پژوهش که به روش کیفی - کمی انجام گرفته است، سعی بر شناسایی شاخصه های تجلی عالم خیال در مکان های معماری دارد و با بررسی اندیشه عرفای اسلامی همچون ابن عربی، مولانا و ملاصدرا (با توجه به اشتراکات دیدگاه در باب اهمیت خیال) و تجلی دیدگاه هایشان در شناخت مکان های معماری است. در نتایج این تحقیق می بینیم با وجود اینکه این عرفا بطور صریح در خصوص معماری اظهارنظر نکرده اند، ولی مکان های معماری براساس رویکردهای ایشان هویت مند شده اند و معماران با عناصر و تزئینات ویژه در آثار خود توانسته اند به تجلی این اندیشه ها در معماری و سایر هنرها تحقق ببخشند. از اهداف این پژوهش می توان به الف) شناسایی شاخصه های تجلی عالم خیال در عالم محسوسات در قالب مکان معماری و ب) کشف معانی نمادینِ عناصر و تزئینات معماری از دیدگاه های عرفانی و از سوالات این پژوهش می توان به: الف) شاخصه های تجلی عالم خیال در مکان معماری دنیای محسوسات چیست؟ و ب) اندیشه عرفای اسلامی نسبت به خیال چگونه در شناخت مکان تجلی می یابد؟ اشاره نمود. در تحلیل و نتایج این مقاله می بینیم که تجلی این دیدگاه ها در قالب معانی نمادین درعناصر، هندسه نقوش، اعداد، رنگها و... در مکان های معماری دیده می شود و این می تواند به کشف نسبت خیال در شناخت مکان های معماری بسیار ارزشمند باشد. برای اثبات شاخصه های شناسایی شده، آن کمیت ها را در نمونه موردی که همانا مسجد دومناره سقز انتخاب شده، سنجش می نماییم.
۱۹۰.

تأثیر کالبد و مراتب فضایی در حس تعلق به مکان در مسجد مدرسه های دورۀ صفویه اصفهان (مطالعه موردی مسجد- مدرسه های چهارباغ، امام و حکیم)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مراتب فضایی حس تعلق کالبد مسجد-مدرسه صفویه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۶۶
کالبد و رعایت مراتب در فضاهای معماری یکی از مهمترین اصول در شکل گیری بناهای ایرانی می باشد که از نمودهای تفکرات و اندیشه های اسلامی مطرح و خصوصیات خاص سنت، دارای ابعاد مختلفی از آن گشته است؛ در فرهنگ اسلامی ایرانی مسجد-مدرسه ها جایگاه ویژه در معماری داشته اند، لذا در این راستا در دوره صفوی مدارس به عنوان مهمترین مراکز آموزشی در خدمت مساجد، به یکی از مهمترین انواع ابنیه تبدیل شدند. مفهوم توالی و سلسله مراتب در معماری اسلامی ایرانی همیشه مورد تاکید بوده و این اصل به طور خاص در کالبد مسجد-مدرسه ها مورد توجه معماران بوده است؛ توالی و سلسله مراتب فضایی می تواند منجر به احساس تعلق افراد به مسجد-مدرسه ها شود. لذا با توجه به تغییرات کالبدی مسجد-مدرسه ها در طول دوران، مفهوم و کاربست سلسه مراتب دچار تحول شده است. بنابراین با توجه به تاثیر سلسله مراتب بر احساس تعلق به مکان ضرورت دارد که ارتباط میان سلسه مراتب در مسجد-مدرسه ها با حس تعلق به مکان مورد بررسی قرار گیرد. لذا پرسش اصلی این پژوهش این است که تاثیر سلسله مراتب بر ایجاد حس تعلق به مکان در مسجد-مدرسه های دوره صفوی چیست؟ هدف نوشتار حاضر تاثیر کالبد و مراتب فضایی در حس تعلق به مکان در مسجد-مدرسه های دوره صفویه می باشد. روش گردآوری اطلاعات پژوهش، به لحاظ نوع نتایج توصیفی-تحلیلی و به لحاظ رهیافت تاریخی-تفسیری است که به شیوه تحلیل گونه شناختی و با شیوه گردآوری داده کتابخانه ای (اسنادی) و با ابزار نقشه خوانی، سندخوانی و فیش برداری انجام شده است،که ابتدا ارکان معماری مساجد را بررسی می کند. سپس نقش این اصول از جمله مراتب فضایی منطبق بر کالبد را بر حس تعلق به مکان در مسجد-مدرسه های شاخص دوره صفوی چهارباغ، امام و حکیم در اصفهان را به بحث خواهد گذاشت. نتایج تحقیق نشان می دهد که ترتیب، توالی و نظم درونی که شاکله ی کالبد را تشکیل می دهند سبب شده که افراد حس تعلق به مکان داشته باشند. بگونه ای که تغییر توالی و یا حذف سلسله مراتب باعث می شود ماهیت عناصر کالبدی به منظور ایجاد تعلق خاطر تغییر پیدا کند. لذا این تحول، درک از عناصر کالبدی در سلسله مراتب بطور صحیح صورت نگرفته و حس تعلق به مکان افراد را تحت تاثیر قرار می دهد.
۱۹۱.

معماری و شهرسازی معاصر ایران به مثابه رویداد یک هنجار نوین: بازنمایی ذهنی از کاربست اندیشه انتقادی در هویت معماری و طراحی شهری معاصر ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: هنجار نوین رویداد بازنمایی ذهنی بحران معماری و شهرسازی معاصر ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۹
روشنگری عصر جدید از آغاز با رادیکالیسم گره خورده است؛ تا آنجا که دیگر خود را بازتولید نمی کند و به جای توجه به تحقق وضع مطلوب، به توجیه و دفاع از وضع موجود می پردازد. همچنین در خوانشی از نظمِ پس از بی نظمی، به بیان پرسشی (نیهیلیستی) از ناکامی میان از دست رفتن واقعیت و حقیقت رسیده که ممکن است خود را نابود کند. علاوه بر آن، به مثابه هنجاری نوین، بازنمایی ذهنی از هویت را بررسی می کند که این هنجار نوین (نیونرمال)، حالت عادی (نرمال) پس از یک بحران است. این تحقیق به روش کیفی و با هدف بازنمایی ذهنی از کاربست اندیشه انتقادی در هویت معماری و طراحی شهری معاصر ایران، به دنبال پاسخ این پرسش است که معماری و شهرسازی معاصر چگونه می تواند به مثابه رویداد یک هنجار نوین، به ارتقای هویت معماری و طراحی شهری بینجامد؟ ازاین رو، داده ها در قالب مصاحبه های نیمه ساختاریافته به شیوه نظام مند، گردآوری و مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفته و پاسخ ها در مصاحبه هفدهم، به بالاترین سطح اشباع رسیده است. با توجه به میانگین توافقِ ۹۰.۳۷درصد و پوشش سطح معیار بیش از ۰.۶ کاپا، شاخص کیفیت تحقیق، مقبول بوده و روایی و پایایی تحقیق، مورد تأیید است. نتیجه تحقیق، با بررسی معیارهای تطبیق، تعمیم، قابلیت فهم و کنترل، قابل ارزیابی و تفسیر است. یافته ها نشان می دهند پیامد جمع بندی متغیرهای علّی پژوهش در شرایط میانجی وضعیت موجود، رویدادی را رقم می زند که با رویکردی واقع گرایانه و انتقادی، به بازنمایی ذهنی از هویت معماری و طراحی شهری می پردازد. همچنین در بحرانی خودانعکاسی از تغییرات مداوم وضعیت های آستانه ای، در حال تحول به بدیلی رادیکال در وضعیت هنجاری نوین است که به واسطه ابهام، گشودگی و تعین ناپذیری خود، به گذرگاهی موقتی میان وضعیت های جایگزین، منتج و به ارتقای هویت معماری و شهرسازی معاصر ایران می انجامد.
۱۹۲.

مطالعه تطبیقی نقوش و تزیین در هنر سفال و شیشه (نمونه موردی: اسگرافیاتو و حکاکی)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: هنر سفال هنر شیشه نقش کنده اسگرافیاتو حکاکی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۲۴
در تاریخ هنر ایران، آثار سفالی و شیشه ای ارزنده ای بر جای مانده است که با نقوش ظریفی به شیوه خراشیدن تزیین شده اند. این شیوه تزیین از جمله تزیینات رایج روی سفال قرون 4-7 و نیز آثار شیشه ای قرن 3 ه.ق است. پژوهش حاضر با هدف تدقیق و تطبیق نمونه هایی از آثار سفالی و شیشه ای مزین به نقش کنده در پی پاسخ به این پرسش اساسی برآمده است که «وجوه تشابه و تمایز آثار اسگرافیتو سفالی و حکاکی شیشه ای دوره اسلامی ایران چه بوده و این تکنیک مورد مطالعه با اثرگذاری مشابه در دو بستر متفاوت چگونه نمود یافته است؟». روش تحقیق توصیفی-تحلیلی با رویکردی تطبیقی و شیوه گردآوری اطلاعات از طریق منابع کتابخانه ای و اینترنتی است. در این پژوهش با روش نمونه گیری غیر احتمالی و هدفمند 4 نمونه اثر شیشه ای و 6 نمونه اثر سفالی بر اساس مؤلفه هایی اساسی این پژوهش همچون نقش و تزیین انتخاب شده و به شیوه کیفی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. آثار شیشه ای توسط چرخ مسی حکاکی شده اند که در این روند سطح کم عمقی از شیشه ساییده شده که سبب تفاوت رنگ ظرف و نقش شده است و در آثار سفالی تفاوت رنگ بدنه با انگوب سبب تمایز طرح است. نتایج پژوهش نشان می دهد نقوش مورد استفاده در آثار شیشه ای شامل نقوش هندسی اعم از مثلث ، خطوط مورب منظم و نقوش غیرهندسی شامل الگوی فلس و نقوش گیاهی شامل گل، برگ است و نقوش مورد استفاده در ظروف سفالی علیرغم اشتراکاتی همچون نقوش هندسی، غیرهندسی گیاهی، از نقوش جانوری نیز برخوردار است.
۱۹۳.

نقش شرایط اجتماعی و فرهنگی سده یازدهم بر پوشش و تزیینات زنان در شاهنامه شاملو(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: دوره صفویه نگارگری شاهنامه شاملو پوشش زنان تزیینات

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۲۲
شاهنامه شاملو، نسخه ای نویافته از سده یازدهم هجری است که 44 نگاره بدون امضا در صفحات مختلف، دو سرلوح مذهب در ابتدای کتاب، و دو لچکی در صفحه انجامه دارد. یکی از موضوعات مهم در نگاره های شاهنامه شاملو، حضور پررنگ زنان، در تعدادی از نگاره های این شاهنامه است. با توجه به تکثر نگاره های زنان در این شاهنامه، شش نگاره که در آن زنان نقش پررنگ و متنوعی دارند، انتخاب و مورد بررسی قرار گرفت. هدف اصلی این پژوهش واکاوی جایگاه اجتماعی زنان در نگاره ها و تأثیر آن بر نوع پوشش و تزیینات لباس زنان در شاهنامه شاملو است. از اهداف فرعی این پژوهش، بررسی پوشش، نقوش و زیورآلات زنان در شاهنامه شاملو و معرفی و شناخت بیشتر این شاهنامه است. این پژوهش، توصیفی-تحلیلی، و روش جمع آوری اطلاعات آن به صورت مطالعه اسناد و منابع کتابخانه ای است. پوشش زنان در شاهنامه شاملو شامل پیراهن یا قمیص (زیرپیراهن و پیراهن رو)، ردا یا قبا و شال کمر است. پارچه های به تصویر درآمده در پوشش زنان، بدون نقش، و در مواردی از نقوش گیاهی و حیوانی همچون گل پنج پر و نقش مرغابی استفاده شده است. نگارگران با توجه به مؤلفه هایی همچون پوشش، نقوش و تزیینات لباس، رنگ ، پیکره های بزرگ و همچنین موقعیت قرارگیری آنها در نگاره، جایگاه اجتماعی زنان را به تصویر درآورده اند. بر این اساس زنان شاهنامه شاملو به چهار دسته زنان فرمانروا، همسران پادشاهان، شاهدختان و همسران پهلوانان، زنان درباری طبقه بالا و زنان درباری طبقه متوسط و فرودست دسته بندی شده اند.
۱۹۴.

بازخوانی پدیدارشناسانه کیفیت سکونت؛ بازاندیشی استانداردهای کیفیت مسکن در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: استانداردهای کیفی مسکن بومی سازی استانداردها پدیدارشناسی معماری چارچوب بومی ارزیابی کیفیت کیفیت سکونت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۴
در سیاست گذاری ها و مقررات ساختمانی ایران، کیفیت سکونت عمدتاً ذیل رویکردی کمی و فنی تعریف شده و تجربه ی زیسته ی انسان در فضا کمتر مورد توجه قرار گرفته است. غلبه ی واژه ی «مسکن» بر «خانه» خود نشانه ای از این تقلیل گرایی است؛ جایی که سکونت به مجموعه ای از شاخص های سازه ای و ابعادی فروکاسته می شود و ابعاد معنایی آن به حاشیه رانده می گردد. پژوهش حاضر با اتخاذ رویکردی پدیدارشناسانه و اتکا بر مبانی نظری معماری، به واکاوی سه ساحت کالبدی، ادراکی و فرهنگی-هستی شناختی سکونت می پردازد. هدف اصلی، نشان دادن شکاف میان نظام های متداول ارزیابی و واقعیت زیسته ی فضا و ارائه ی چارچوبی بومی برای ارتقای استانداردهای کیفی مسکن در ایران است. روش تحقیق کیفی و تفسیری بوده و با رویکردی تطبیقی، تجربه ی نظام های موفق جهانی در کنار ابعاد اجتماعی، روانی و معنایی سکونت بررسی شده است. یافته ها آشکار می کند که درحالی که استانداردهای بین المللی از سطح الزامات فنی فراتر رفته و به وجوه انسانی، فرهنگی و ادراکی پرداخته اند، مقررات داخلی همچنان عمدتاً بر جنبه های فنی متوقف مانده اند. در واکنش به این خلأ، مقاله چارچوبی زمینه مند برای بومی سازی استانداردهای کیفی مسکن پیشنهاد می کند که بر پیوند میان ادراک انسانی از «خانه»، خرد بومی، ظرفیت های دانش فنی و مشارکت ذی نفعان استوار است.
۱۹۵.

سبک شناسی تذهیب نسخ خطی کتابت شده در دوره آل اینجو(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تذهیب آل اینجو کتاب آرایی شیراز نسخه خطی سبک شناسی تذهیب

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۱
سبک شناسی تزیینات کتاب آرایی در نسخ خطی به شناخت سبک های مختلف هنری در تاریخ کتاب آرایی، شناسایی دیگر تولیدات و تشخیص آثار جعلی کمک می کند. یکی از انواع هنرهای کتاب آرایی، تذهیب است. نوشته حاضر با توجه به ضرورت شناخت سبک های مختلف تذهیب در تاریخ کتاب آرایی و با هدف شناسایی شاخصه های سبکی تذهیب نسخ خطی تولید شده در نیمه اول قرن هشتم ه.ق تحت حمایت حکومت آل اینجو، تنظیم شده است. سؤال پژوهش از این قرار است: شاخصه های اصلی فرمی، ساختاری و رنگ بندی در تذهیب های نسخ خطی متعلق به دوره آل اینجو کدام اند؟ در راستای پاسخ به سؤال پژوهش، 10 نسخه خطی تاریخ دار و مذهَّب از این دوره در پنج مرحله سبک شناسی شده اند. قاب های اصلی، قاب های فرعی، انواع نقوش و رنگ های به کار رفته شناسایی، دسته بندی و پرکاربردترین آ ن ها مشخص شد. در نهایت شاخصه های سبکی تذهیب در این نسخه ها اینگونه بدست آمد: کاربرد ترکیب بندی کتیبه قلمدانی مزدوج و شمسه در آغاز نسخه. کاربرد قاب گوشواره ها و نیم ترنج و تک گوشواره روبه روی کتیبه ها در حاشیه بیرونی. نقش گل نیلوفر و ترکیب بندی بوته ای آن. استفاده از قاب گره های هندسی به شکل مستقل بدون دخالت دیگر نقوش. استفاده از نقوش متوّج و پولکی در حاشیه قاب ها و به عنوان نقش تزیینی مستقل. همچنین طلایی رنگ غالب در این آثار است.
۱۹۶.

هنرها و معلولیت

نویسنده: مترجم:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۸
هنر منبعی تعیین کننده برای بیانگری افراد دارای معلولیت بوده و همچنین به شیوه هایی اساسی، نمایانگر ایشان است. آثار هنری خلق شده توسط هنرمندان دارای معلولیت می تواند احساسات مخاطب را نسبت به این افراد تعمیق و گسترش بخشد، یا به تعبیری دیگر، خلق چنین آثاری قادر به ایجاد تغییرات اجتماعی است. لازم به تأکید است که محتوای تمامی آثار هنرمندان دارای معلولیت، لزوماً متمرکز بر موضوع معلولیت نیست. این تفکیک مفهومی میان «هنرمند دارای معلولیتی که اثر هنری خلق می کند» و «خَلق اثری هنری که به بررسی پدیده معلولیت می پردازد»، اغلب تمایزی حیاتی برای فعالان حوزه توسعه «هنر معلولیت» به مثابه یک جنبش اجتماعی محسوب می شود. در پرتو این تمایز، هنر در تمامی اشکال خود می تواند شناختی عمیق و تأثیرگذار در باب معلولیت فراهم آورد و همزمان، مسیر حرفه ای ارزشمندی را نیز هموار سازد. هنگامی که یک اثر هنری توسط هنرمند دارای معلولیت خلق شده و مستقیماً معطوف به مسائل مرتبط با معلولیت باشد، عموماً تحت عنوان «هنر معلولیت» طبقه بندی می شود. در مقابل، آثاری که توسط افراد دارای معلولیت تولید شده اما محتوای آن ها نامرتبط با تجربه معلولیت باشد، لزوماً در زمره هنر معلولیت قرار نمی گیرند. این مجموعه از آثار که کمتر متوجه «سیاست هویتی» هستند، حائز اهمیت بوده و شایسته بررسی مستقل نیز می باشند.
۱۹۷.

درنگی در عنوان «هنراسلامی» و سایر عناوین جایگزین

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: هنر اسلامی هنر عربی هنر جهان اسلام هنر مسلمانان هنر دینی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۴
بدون تردید هنر اسلامی، به عنوان یکی از اقسام مهم هنر دینی که تحول شگرفی در تاریخ هنر پدید آورد، جایگاه رفیعی در مطالعات تاریخی و مباحث نظری هنر جهان دارد. با این وجود، از دهه های گذشته تاکنون، در باب چگونگی امکان استفاده از عنوان «هنر اسلامی» اختلافاتی وجود داشته است. به نحوی که برخی پژوهشگران کوشیده اند با ابداع اصطلاحاتی نوین، جایگرین هایی برای واژه «هنر اسلامی» پدید آوردند. هدف اصلی این نوشتار، بازاندیشی در تعدادی از این واژگان جایگزین است تا دریابد آیا این عناوین جدید توانسته اند به نحو مطلوب تر و دقیق تری نسبت به «هنر اسلامی»، ماهیت این هنر را توصیف نمایند؟ پژوهش حاضر که از گروه تحقیقات بنیادین و کیفی است، به روش توصیفی-تحلیلی و با شیوه گردآوری اطلاعاتِ کتابخانه ای نگاشته شده است. بر اساس نتایج این پژوهش، عناوین «هنر عربی/ هنر اَعراب» با تأکید بر عامل قومیت، «هنر مسلمانان» با توجه ویژه به نقش هویت دینی هنرمند، «هنر جهان اسلام» بر اساس اهمیت بخشی به جغرافیای سیاسی و تمدنی و «هنر دوره اسلامی» با برجسته نمودن عنصر زمان، هریک به قصد ارائه نگاهی جدید به هنر اسلامی پدید آمده اند؛ لیکن هرکدام به دلایلی، قادر به پاسخگویی به همه سؤالات و تناقضات نیستند. از این رو، واژه «هنر اسلامی» همچنان بنیادین ترین عنوان در این حوزه است. اما لازم است اندیشمندان با توجهِ بیشتر به دو عامل «متن مقدس» و «تعالیم دینی»، نقش اندیشه اسلامی در شکل دهی به فرم و محتوای هنر اسلامی را بیش از پیش تبیین نمایند تا ابهاماتی که در این خصوص در گذشته مطرح شده، مرتفع گردد.
۱۹۸.

مروری سیستماتیک بر فرآیندهای برهم کنش دانش و عمل برنامه ریزان شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: دانش صریح دانش ضمنی عمل برنامه ریزان شهری مرور سیستماتیک

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۲۲
در پی بحران اعتماد به حرفه مبتنی بر عقلانیت فنی، در عرصه برنامه ریزی شهری، شکاف میان نظریه (دانش صریح) و عمل مطرح شده است. هدف این پژوهش، در چارچوب مرور سیستماتیک، شناسایی و قیاس رویکردهای رابطه میان دانش و عمل برنامه ریزان شهری و بسط آن ها در اندیشه و عمل برنامه ریزی است. بدین منظور، از طریق راهنمای عمل پریزما، 584 منبع از پایگاه های داده اسکوپوس، وب آو ساینس و ایرانداک با جستجوی کلیدواژه ها در محدوده زمانی تا پایان سال 2022 میلادی به دست آمد و سپس با مرور به ترتیب عنوان، چکیده و تمام متن آن ها، 44 منبع برای سنتز انتخاب شد. در ادامه، با استفاده از ابزارهای VOSviewer، Scholar GPT و Excel، مطالعات منبع شناختی و تلفیقی روی این منابع انجام گرفت. در مطالعات تلفیقی، پس از کدگذاری، چهار رویکرد شناسایی شد. رویکرد عمل محور با تأکید بر دانش ضمنی، قائل به دانش صریح در عمل نیست و تقریباً در مقابل رویکرد پرکسیس محور است. در میان این دو، رویکردهای پیشایندی و تأملی با میزان معکوسی از اتکا به دانش صریح و ضمنی هستند. این رویکردها بازتابی از گفتمان ها و ساختارهای تصمیم گیری متکثر موقعیت مبنا در اندیشه و عمل برنامه ریزی هستند.
۱۹۹.

ارائه راهبردهای توسعه محیط های انسان محور در جهت تحقق شهر شاد در تبریز(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: انسان محور شهر شاد شهر تبریز تحلیل ساختاری نرم افزار میک مک

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۲۴
شهر شاد به عنوان یکی از شاخص های کلیدی در سنجش کیفیت زندگی شهری، بر ایجاد فضاهای انسان محور، تعامل پذیر و سرزندگی آور تأکید دارد. در این میان، شهر تبریز با چالش هایی مانند کاهش نشاط اجتماعی، ضعف در طراحی فضاهای عمومی و کم رنگ بودن مشارکت شهروندان مواجه است. این پژوهش باهدف ارائه راهبردهای توسعه محیط های انسان محور در جهت تحقق شهر شاد در تبریز است که ازنظر هدف، کاربردی و ازلحاظ ماهیت، توصیفی– تحلیلی است. در این پژوهش، داده ها با انجام مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۲۵ نفر از صاحب نظران حوزه های شهرسازی، روان شناسی محیطی و مدیریت شهری گردآوری شد. فرایند مصاحبه تا دستیابی به اشباع نظری در چهار مرحله ادامه یافت. برای تحلیل روابط علّی و تأثیرگذاری متقابل متغیرها نیز از نرم افزار میک مک و روش تحلیل ساختاری متقاطع بهره گرفته شد.یافته های پژوهش نشان داد که مؤلفه اجتماعی– روانی با عدد 290 بیشترین سهم را در اثرگذاری و اثرپذیری نسبت به سایر عوامل دارد. این موضوع بیانگر نقش بنیادین کیفیت روابط اجتماعی، سلامت ذهنی و رضایت از زندگی شهری در تحقق شادی شهروندان است. در مقابل، مؤلفه مشارکتی–حکمرانی با عدد 69 کمترین میزان تأثیرگذاری را داشته که ناشی از ضعف ارتباط میان مدیریت شهری و ساکنان ارزیابی می شود. نتایج نشان دادند که توسعه شهر شاد صرفاً در گرو طراحی کالبدی نیست، بلکه نتیجه تعامل متوازن میان فضا، روابط انسانی و حکمرانی مشارکتی است. یافته های این پژوهش می تواند به عنوان مبنایی برای تصمیم گیری و سیاست گذاری در حوزه تحقق کیفیت زندگی و شادی شهری در تبریز مورداستفاده مدیران شهری و برنامه ریزان قرار گیرد.
۲۰۰.

تبیین شاخصه های انعطاف پذیری مادی ها بر نظام پیکره بندی مسکن در شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اصفهان مادی طراحی مسکن پیکره بندی انعطاف پذیری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۱
شاکله شکل گیری و توسعه هسته تاریخی شهر اصفهان مبتنی بر نظام مادی ها است. مادی ها در مقیاس کلان بر پیکره بندی و انتظام فضاهای شهری و در مقیاس خرد، بر استقرار واحدهای مسکونی اثر مستقیم داشته اند. این عنصر طی تغییراتی که عمدتاً پس از دهه ۴۰ ه.ش به وقوع پیوسته، به تدریج تبدیل به مانع توسعه فضاهای شهری_محلی گردیده است. هدف پژوهش حاضر تبیین شاخصه انعطاف پذیری مادی و اثرگذاری آن بر پیکره بندی مسکن است تا از این طریق، هم پیوندی مسکن با این عنصر حیاتی محقق گردد. پژوهش تلفیقی از روش کمی و کیفی است و در حوزه روش شناسی مبتنی بر مشاهده و تحلیل است. داده ها از طریق مطالعات کتابخانه ای و برداشت های میدانی به دست آمده و نتایج مبتنی بر دو روش استنباطی و تحلیل محتوا استخراج شده است. اطلاعات پایه از طریق عکس های هوایی دهه 40 ه.ش استخراج و به کمک نرم افزار Autocad، GIS و Depthmap تحلیل شده است. یافته ها بیانگر شکل گیری نظام پیکره بندی مسکن بر پایه چهار شاخص الگوی ساخت، مساحت، نسبت فضای پر به فضای خالی و یکپارچگی و انسجام فضایی است. سازگارترین الگوی ساخت مسکن، الگوی یک جبهه ساخت و تمام ساخت و پس ازآن الگوهای U شکل و L شکل است. در رابطه با شاخص مساحت، عرصه های مسکونی با مساحت ۲00-500 مترمربع و پس ازآن ۵۰۰-۱۰۰۰ مترمربع و در شاخص نسبت پر به فضای خالی، عرصه هایی با مقادیر (7/0-96/0) دارای بیشترین میزان انعطاف پذیری هستند. در رابطه با شاخص یکپارچگی و انسجام فضایی نیز حداکثر میزان شاخص به محور مادی ها، گذرهای متصل به مادی و خیابان های اصلی حاشیه محله را شامل می شود. نتیجه نشان می دهد که معماری مادی مهم ترین الگوی طبیعی است که در شکل گیری واحدهای مسکونی و ایجاد هم پیوندی در همه نقاط محله اثرگذار است. به منظور تقویت این الگو، طراحی مسکن مبتنی بر چهار شاخصه برشمرده شده نقش آفرین است. در مقابل عدم توجه به این شاخصه ها، تأثیرات منفی فراوانی را بر پیکره بندی مسکن و نظام محله ها به همراه خواهد داشت.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان