ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۶۱ تا ۱۸۰ مورد از کل ۳۰٬۸۱۱ مورد.
۱۶۱.

تبیین مؤلفه های رفتاری،کالبدی و مدیریتی بر ایمنی جمعیت در شرایط اضطراری مبتنی بر رویکرد عامل محور در فضاهای پر جمعیت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۵۲
در طراحی ساختمان هایی با کاربرد های پیچیده و فضاهای پرشمار، طراحان به منظور تحقق ایمنی جمعیت در شرایط اضطراری، اغلب به استانداردهای موجود اکتفا می کنند. در همه این ضوابط، موضوع تخلیه کامل جمعیت در اولویت نخست قرار دارد. بااین حال، استانداردهای موجود الزاماً همسو با رفتار جمعیت های گوناگون، تعاملاتشان با محیط کالبدی، راهبرد مدیریت تخلیه کارآمد و برهم کنش چنین موضوعاتی نیست. در این راستا پرسش هایی از این دست مطرح می شود که آیا رفتارهای ناشی از وابستگی های خانوادگی و یا مانند آن، بر مدت زمان تخلیه تأثیرگذار است؟ هراس و وحشت زدگی زائران به چه میزان بر مدت زمان تخلیه کامل در شرایط اضطراری مؤثر خواهد بود؟ تخلیه مرحله ای جمعیت، چه میزان بر مدت زمان تخلیه اضطراری تأثیرگذار است؟ هدف از انجام این تحقیق، ارزیابی و تبیین مؤلفه های مؤثر بر مدت زمان تخلیه اضطراری و فراهم ساختن شبیه سازی های آینده نگر از فرایند تخلیه اضطراری جمعیت، به منظور تصمیم سازی مدیران می باشد. روش تحقیق حاضر، به لحاظ ماهیت، کاربردی و از نوع توصیفی-تحلیلی و نتایج آن، تبیینی است. در این مقاله، با بهره گیری از رویکرد عامل محور جهت شبیه سازی خروج اضطراری جمعیت، بر اساس سناریوهای محتمل؛ اقدام به ارزیابی و تبیین مؤلفه های مؤثر بر مدت زمان تخلیه اضطراری جمعیت در شرایط اضطراری شده است. این تحقیق در سه حوزه ی انسانی، کالبدی، مدیریتی و با متغیرهای خویشاوندی (وابستگی)، هراس (وحشت)، تخلیه ی مرحله ای جمعیت، تاثیر افزایش چگالی جمعیت، تعریض درگاه ها و همسوسازی پله های برقی مخالف، بیانگر آن بوده است که تمام مؤلفه ها، بر مدت زمان تخلیه کامل جمعیت مؤثرند. مشاهده شد که با شناسایی مؤلفه های مؤثر و محتمل و مدیریت آگاهانه آن ها، امکان کاهش مدت زمان تخلیه و درنتیجه کاهش آسیب ها و تلفات انسانی در شرایط اضطراری وجود دارد.
۱۶۲.

ارزیابی وضعیت آسایش حرارتی و پیش بینی احتمال بروز سازگاری حرارتی متاثر از احساس خستگی ذهنی کارکنان فضاهای درمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۵۷
خستگی ذهنی، یک چالش رایج در میان کارکنان فضای درمانی در طول شیفت های طولانی، ممکن است بر نحوه درک و سازگاری افراد با محیط حرارتی خود تأثیر بگذارد, همینطور کارکنان به دلیل سطوح مختلف فعالیت، الزامات تجهیزات حفاظتی و نیاز به حفظ شرایط سخت محیطی برای مراقبت از بیمار، چالش های حرارتی را تجربه می کنند.از این هدف پژوهش حاضر ارزیابی وضعیت آسایش حرارتی و بررسی نقش خستگی ذهنی در پیش بینی احتمال بروز سازگاری حرارتی کارکنان فضاهای درمانی است.این تحقیق با استفاده از یک طرح آزمایشی کنترل شده در امکانات آزمایشگاهی یک کلینیک تخصصی واقع در شهر ایلام انجام شد. نمونه شامل 20 پرسنل پزشکی بود که محیط کار آنها یک آزمایشگاه زیرزمینی بود. گروه های شرکت کننده پس از تقسیم به صورت تصادفی به دو شرایط آزمایشی ,قرار گرفتن در معرض 1100 PPM CO2 با تهویه مکانیکی و 1800 PPM CO2 بدون تهویه مکانیکی قرار گرفتند. به طور همزمان، پارامترهای فیزیولوژیکی (ضربان قلب) و ارزیابی آسایش حرارتی (پرسشنامه استاندارد ASHRAE) و خستگی (پرسشنامه استاندارد MFI) ثبت شد. بخش اول یافته ها از طریق برازش مدل رگرسیون لوجستیک و بخش دوم یافته ها از طریق آنالیز واریانس دوطرفه(دوفاکتوری) در نرم افزار SPSS27 مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفتند.یافته ها نشن داد, احساس خستگی ذهنی کارکنان فضاهای درمانی حین انجام کار در سطح خطای یک درصد آزمون معنی دار است (P<0.05) و این متغیر تاثیر معنی داری بر احتمال بروز سازگاری حرارتی کارکنان فضاهای درمانی دارد (P<0.05). متغیرهای سطح CO2 (1100 PPM با تهویه مکانیکی و 1800 PPM بدون تهویه مکانیکی) و عملکرد شناختی و ضربان قلب، تأثیر معنی داری بر احتمال سازگاری حرارتی نداشتند(P>0.05). بر اساس آنالیز واریانس دو طرفه, فاکتور مقادیر دی اکسید کربن موجود در هوا تاثیر معنی داری بر احساس آسایش حرارتی کارکنان فضاهای درمانی دارند (P<0.05). همچنین فاکتور جنسیت کارکنان و اثر متقابل سطوح فاکتور مقادیر دی اکسید کربن موجود در هوا و جنسیت کارکنان به ترتیب با مقادیر (F(1,16)=0.200 , Sig=0.360 >0.05) و (F(1,16)=0.200 , Sig=0.360 >0.05) بر احساس آسایش حرارتی کارکنان فضاهای درمانی تاثیر معنی داری ندارند(P>0.05).نتایج نشان داد خستگی ذهنی بر سازگاری حرارتی کارکنان پزشکی تأثیر می گذارد، در حالی که سطوح CO2، عملکرد شناختی و ضربان قلب تأثیری ندارد. علاوه بر این، سطوح CO2 برآسایش حرارتی تأثیر می گذارد، در حالی که جنسیت و تعامل آن با سطوح CO2 تأثیری ندارد.بنابراین ضرورت در ارزیابی آسایش حرارتی و درک نقش خستگی روانی در پیش بینی سازگاری حرارتی کارکنان مراقبت های بهداشتی نهفته است.
۱۶۳.

تولد گالری در ایران: کارکرد دوگانه نقاش خانه ی صنیع الملک به مثابه نهادی نوظهور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۸۵
این مقاله به بررسی تحول در کارکرد اجتماعی هنر در ایران عصر ناصری می پردازد و بر این فرضیه استوار است که نقاش خانه ی دولتی صنیع الملک (تأسیس ۱۲۷۸ ه.ق)، نهادی با کارکرد دوگانه و نقطه ی عطفی در تاریخ هنر ایران بود. این نهاد در تقابل با نظام سنتی و درون گرای استاد-شاگردی که هنر را به مثابه رازی مقدس در انحصار کارگاه های خصوصی نگه می داشت، برای نخستین بار در تاریخ ایران به مثابه یک نگارخانه عمومی عمل کرد. این پژوهش با اتکا بر تحلیل اسناد دست اول، به ویژه اعلان های رسمی تأسیس نقاش خانه در روزنامه ی دولت علیّه ایران، و با در نظر گرفتن بستر تحولات ناشی از سفر صنیع الملک به اروپا، به تحلیل این دو کارکرد می پردازد. یافته ها نشان می دهند که نقاش خانه از یک سو با ارائه ی آموزش مدون به سبک اروپایی و فراخوان عمومی برای جذب شاگرد، نظام آموزشی انحصاری سنتی را در هم شکست و از سوی دیگر، با اختصاص دادن روز جمعه برای بازدید سایر اصناف، به صورت آگاهانه فضایی برای نمایش عمومی هنر ایجاد کرد. این اقدام، یک گسست بنیادین بود که هنر را از امری خصوصی به پدیده ای اجتماعی بدل ساخت، مفهوم مخاطب را خلق کرد، به بازتعریف جایگاه اجتماعی هنرمند انجامید و سنگ بنای نهادهای هنری نوین در ایران را گذاشت.
۱۶۴.

برنامه ریزی حمل ونقل جهت کاهش استفاده از خودروی شخصی در مناطق 1 و 3 کلان شهر اصفهان با تأکید بر انگیزه های روان شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۷۳
بیان مسئله: حمل ونقل شهری از زمان جنگ جهانی دوم، با تمرکز بر روی خودروی شخصی شکل می گیرد. امروزه نیز در اکثر شهرها و کشورها، این تمرکز هنوز در شیوه های معمول برنامه ریزی به چشم می خورد. چرا که استفاده از خودرو مزایای بسیار زیادی را برای افراد، خانوارها و کل جامعه در بر دارد. استفاده از خودروی شخصی علاوه بر این که امکان دسترسی راحت تر افراد به موقعیت های مکانی گوناگون را فراهم می آورد، مزایای دیگری نظیر زمان بندی منعطف، زمان سفر نسبتاً کم تر، راحتی و هزینه حاشیه ای کم تر را برای افراد فراهم می آورد. اما در کنار مزایایی که استفاده از خودروی شخصی فراهم می سازد، معایب بسیاری را می توان برشمرد که حیات شهرها را با خطرات بسیاری مواجه ساخته است. هدف: هدف اصلی پژوهش حاضر، برنامه ریزی جهت کاهش معضلات و مشکلات ترافیکی مناطق 1 و 3 شهر اصفهان، با تأکید بر انگیزه های روان شناختی مؤثر در کاهش استفاده از خودروی شخصی است. روش: پژوهش جاری از جمله تحقیقات کاربردی است که با رویکرد توصیفی – تحلیلی انجام می پذیرد. جهت جمع آوری اطلاعات از دو روش کتابخانه ای و میدانی استفاده شده که در بخش میدانی، اطلاعات مورد نیاز با حضور در مناطق 1 و 3 شهر اصفهان و توزیع پرسشنامه در میان 677 نفر از شهروندان استخراج گردیده است. برای انجام تحلیل های توصیفی و استنباطی داده ها از نرم افزار SPSS و برای تلفیق نتایج، از روش پویایی شناسی سیستم ها و نرم افزار Vensim استفاده شده است. یافته ها: نتایج نشان می دهند مؤلفه های هزینه، آسایش، راحتی، تحت کنترل بودن، ایمنی، قدرت، اعتماد به نفس و صلاحیت مالکان به همراه سنجه های مربوطه، بیش ترین تأثیر را بر استفاده از خودروی شخصی داشته اند. نتیجه گیری: برای کاهش استفاده از خودروی شخصی در مناطق 1 و 3، راهکارهایی در سه سطح کوتاه مدت، میان مدت و بلندمدت ارائه گردیده و دستگاه های اجرایی می توانند با تخصیص بهینه ی منابع و زمان، استفاده از خودروی شخصی را به تدریج کاهش دهند.
۱۶۵.

ارزیابی عدالت دسترسی به خدمات شهری با رویکرد ترکیبی فضایی- غیرفضایی (نمونه موردی: شهر ارومیه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۹۵
بیان مسئله: این پژوهش بر اهمیت رویکرد دووجهی به دسترسی خدمات شهری تأکید دارد و نشان می دهد تمرکز صرف بر معیارهای فضایی (مانند فاصله و تراکم) بدون درنظرگرفتن ابعاد غیرفضایی (مانند عدالت اجتماعی، نیازهای متنوع کاربران و حقوق مدنی) نمی تواند منجر به توزیع عادلانه خدمات شهری شود. هدف پژوهش: هدف از این پژوهش ارائه مفهوم جدید در عدالت دسترسی با ادغام روش های فضایی و غیرفضایی است. روش پژوهش: این پژوهش با بهره گیری از رویکرد ترکیبی (فضایی و غیرفضایی) برای تبیین عدالت دسترسی به خدمات شهری در شهر ارومیه پرداخته است. برای تحلیل داده ها از نرم افزار GIS, GeoDa و SPSS استفاده شده است. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان می دهند تفاوت معناداری بین ابعاد فضایی و غیرفضایی دسترسی به خدمات شهری وجود دارد. با توجه به ضریب همبستگی 51/0بین این دو شاخص، تنها ۲۶ درصد از تغییرات دسترسی غیرفضایی توسط عوامل مکانی (دسترسی فضایی) تبیین می شود. این نتیجه حاکی از آن است که ویژگی های فردی و اجتماعی استفاده کنندگان (مانند وضعیت اقتصادی، سن، جنسیت و ترجیحات رفتاری) و همچنین کیفیت و تناسب امکانات، سهمی مهم در تعیین سطح دسترسی عادلانه دارند؛ عواملی که در تحلیل های صرفاً فضایی اغلب نادیده گرفته می شوند. این یافته ها اهمیت درنظرگرفتن هر دو جنبه دسترسی فضایی و غیرفضایی را در برنامه ریزی شهری برجسته می کند.
۱۶۶.

Comparative Study of Geometric and Numerical Cognitions of Structures in the Architectural Design Process(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۵ تعداد دانلود : ۲۰۲
Structural design extends beyond merely creating forms to withstand forces; it incorporates various technical and non-technical elements within architectural design. The true value of structural knowledge emerges during the design process when these elements are thoroughly understood. Achieving this understanding necessitates the provision of diverse types of structural knowledge capable of informing design and analysis. Additionally, by exploring various structural design methodologies, two principal types of cognition — "geometric" and "numerical" — can significantly help designers navigate the complex requirements of structural design. This research aims to investigate the different forms of structured knowledge relevant to architectural design, ultimately addressing the central question of how geometric and numerical comprehension of structures contributes to the architectural design process. The research employs a descriptive-analytical method with a comparative study approach. It begins by defining and detailing the characteristics of geometric and numerical cognition within the design framework, subsequently elucidating their interrelationship in architectural design. Findings suggest that geometric and numerical cognitions of structures, articulated through distinct languages, correspond to various roles in designing mechanical and spatial aspects, as well as different levels of structural comprehension at various design stages. Geometric cognition, due to its linguistic proximity to the design step, has the capability to examine and apply structural knowledge from the initial stages of form design to its actual construction phase. On the other hand, numerical cognition primarily focuses on the detailed examination of the mechanical and load-bearing aspects of the structure in its analytical step.
۱۶۷.

ارزیابی شاخص های محیطی مؤثر بر برون داد هیجانی افراد در مواجهه با تجاوز به حریم شخصی در فضاهای عمومی (نمونه مطالعاتی: متروی تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۶۸
افزایش جمعیت شهری و ازدحام در فضاهای عمومی به چالش های مهم زندگی شهرنشینی تبدیل شده است. تجاوز به حریم خصوصی واکنش های متنوعی را در افراد برمی انگیزد که تحت تأثیر فرهنگ های مختلف قرار دارند. معماری در ایجاد تعادل بین تعاملات اجتماعی و حفظ حریم خصوصی نقش حیاتی دارد. با طراحی مناسب فضاهای شهری می توان به آسایش و امنیت افراد کمک کرد و تعاملات اجتماعی را تقویت کرد. هدف پژوهش حاضر تحلیل هیجانات افراد هنگام مواجهه با تجاوز به حریم شخصی و دسته بندی این هیجانات بر اساس میزان خطر انجام شده است. روش تحقیق حاضر مبتنی بر رویکرد کیفی و مردم نگاری بوده که امکان بررسی دقیق رفتارها و واکنش های انسانی را فراهم می کند. داده ها از طریق مشاهده مستقیم در محیط متروی شهر تهران طی هفت روز متوالی در تابستان 1403 جمع آوری شده اند. برای تحلیل یافته ها از سیاهه وارسی استفاده شده است تا نتایج به صورت دقیق و منظم ارائه گردد. یافته ها نشان داد که بیشترین واکنش ها به شکسته شدن فضای شخصی شامل تذکر یا درگیری لفظی با فراوانی 19.35% و تکیه دادن به دیوار یا کابین مترو با فراوانی 12.9% بوده است. این یافته ها نشان دهنده تأثیر عوامل کالبدی محیط، به ویژه نقص در طراحی استانداردهای مترو، در ایجاد هیجانات مرتبط با تجاوز به حریم خصوصی هستند. نتایج این پژوهش نشان می دهد که عوامل کالبدی محیط نقش اساسی در ایجاد هیجانات ناشی از تجاوز به حریم خصوصی دارند و بنابراین، طراحی مناسب محیط های عمومی می تواند به کاهش این تنش ها کمک کند.
۱۶۸.

ظرفیت های اخلاقی فیلم داستانی در پرورش مهارت های اخلاقی: درباره الی (1387) به مثابه نمونه ای از پداگوژیِ اخلاقی- سینمایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۸۳
مقاله حاضر به بررسی ظرفیت تربیتی سینمای روایی در پرورش مهارت های اخلاقی می پردازد و فیلم درباره الی (۱۳۸۷) ساخته اصغر فرهادی را به عنوان نمونه ای برجسته از پداگوژیِ اخلاقی سینمایی مورد مطالعه و تحلیل قرار می دهد. با تکیه بر رهیافت پرورشی نوئل کرول و تمایز میان معرفت گزاره ای و معرفت غیرگزاره ای، نشان داده می شود که فیلم های داستانیِ اخلاق محور می توانند، بی آنکه آموزه های اخلاقی را به صورت صریح القاء کنند، از مسیر تجربه روایی و عاطفی مهارت های اخلاقی را پرورش دهند. مبنای نظری مقاله این است که تجربه سینمایی می تواند معرفت غیرگزاره ایِ اخلاقی فراهم آورد؛ معرفتی که از راه مواجهه با موقعیت ها و تمرین قضاوت در آن ها حاصل می شود. تحلیل در سه سطح درهم تنیده صورت می گیرد: ابهام و تأخیر در افشای اطلاعات روایی، پویایی شخصیت ها در قالب آنچه چرخه فضیلت نامیده می شود، و کارکرد عناصر فرمی فیلم نظیر میزانسن، فیلم برداری، صدا، و تدوین. نخست، ساختار پنهان کارانه و به تعویق انداختن گره گشایی مخاطب را در وضع وحالِ عدم قطعیت معرفتی قرار می دهد که او را به مشارکت فعال در استنتاج شواهد و صدور احکام اخلاقی موقّت وادار می سازد. این خلأ معرفتی زمینه تمرین مهارت هایی چون پرسشگریِ روایی، تحمل عدم قطعیت، و بازاندیشیِ مستمر در داوری ها را برای تماشاگر فراهم می آورد. دوم، از خلال ترکیب شخصیت های متضاد و نمایش طیفی از منش های اخلاقی—از دروغ حفاظتی تا قضاوت شتاب زده و اخلاق گرایی اقتدارطلبانه—فیلم مخاطب را به مقایسه انتقادی و پالایش مفاهیم فضیلت و رذیلت فرامی خواند. این چرخه فضیلت به تماشاگر امکان می دهد تا ظرافت اخلاقی، همدلی نقادانه، و درک زمینه مند از فضایل را تمرین کند. سوم، عناصر فرمی فیلم به عنوان سازوکارهایی اخلاقاً فعال عمل می کنند: میزانسن موقعیت های اخلاقی را تجسم می بخشد، فیلم برداری دیدگاه پذیری و فروتنی معرفتی را می آموزد، صدا زمینه عاطفی و سکوت تأملی را شکل می دهد، و تدوین ریتم تعمق اخلاقی را تنظیم می کند. ترکیب این سه سطح نشان می دهد که فیلم داستانی قادر است هم معرفت گزاره ای و هم معرفت غیرگزاره ای را توأمان عرضه کند و از این رهگذر مهارت هایی عملی و پراگماتیک در داوری اخلاقی پرورده شود. درنهایت، مقاله می کوشد نشان دهد که درباره الی نمونه ای از پداگوژیِ اخلاقی سینمایی است که، به جای آموزش مستقیمِ اصول اخلاقی، شرایطی فراهم می آورد تا تماشاگر خود به کنشگرِ قضاوت و بازاندیشی بدل شود و بدین ترتیب حساسیت همدلانه، تشخیص اخلاقی زمینه مند، و فروتنی معرفتی را در مخاطبان تقویت کند و بپرورد.
۱۶۹.

بازخوانی امر والا در آثار جیمز تورل و اولافور الیاسون(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۵۵
در دوران مدرن و پسامدرن، مفهوم «امر والا» دستخوش تحولی بنیادین شده است. در سنت های پیشین، والایی اغلب با عظمت طبیعت یا نیروهایی فراتر از توان انسانی پیوند داشت؛ با این حال، در هنرهای معاصر، برداشت های کلاسیک از زیبایی جهان شمول مورد بازنگری قرار گرفته و گونه های تازه ای از تجربه های زیباشناختی شکل گرفته اند که ناظر بر خوانش های نوین از مفهوم والایی اند. این تجربه ها با تأکید بر احساس تعالی و عبور از محدودیت های مادی، امکان نوعی مواجهه حسی و ادراکی مخاطب با اثر هنری را فراهم می سازند. در این میان، جنبش «نور و فضا» نمونه ای شاخص به شمار می آید که با تمرکز بر ادراک نور، فضا و مقیاس، و بهره گیری از چیدمان های فراگیر، زمینه تجربه هایی نزدیک به خلسه و رهایی ادراکی را برای مخاطب فراهم می کند. سؤال محوری پژوهش این است که «مفهوم امر والا چگونه در آثار جیمز تورل و اولافور الیاسون تبلور می یابد و این آثار به چه شیوه ای، از طریق نور، فضا و تجربه ادراکی مخاطب، امکان خوانش های معاصر از این مفهوم را فراهم می کنند؟» هدف این پژوهش، تحلیل تطبیقی تجربه والایی در آثار جیمز تورل و اولافور الیاسون، به عنوان دو هنرمند شاخص جنبش نور و فضا، در بستر هنر مدرن و پسامدرن است. یافته ها نشان می دهد آثار جیمز تورل با خلق تجربه ای مبتنی بر ادراک جسمانی و حضوری از نور و فضا، گونه ای از والاییِ مدرن را صورت بندی می کنند؛ والایی ای که هم زمان واجد کیفیت های شورانگیز و تعلیق آمیز است و مخاطب را در مواجهه ای درونی و تأملی درگیر می سازد. در مقابل، آثار اولافور الیاسون با بازنمایی فضاها و مناظر تکنولوژیک و کنترل شده، به تجربه ای معاصر و پست مدرن اشاره دارند که بر جنبه های نمایشی، بازتولیدی و میانجی گرانه ی ادراک تأکید می ورزد.
۱۷۰.

تحلیل میزان اثربخشی تجربیات تفریحی بر پرورش مهارت های اجتماعی و ارتقای هوش هیجانی کودکان (مطالعه موردی: خانه کودک باغ کتاب تهران)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۴ تعداد دانلود : ۲۳۷
در دنیای امروز که رشد اجتماعی و هیجانی کودکان به عنوان یکی از دغدغه های اساسی تربیتی مطرح است، نقش محیط های فیزیکی و فضاهای تفریحی در شکل گیری این مهارت ها بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است. با این حال، شناخت دقیق چگونگی تأثیر طراحی فضاهای کودک محور بر توانمندی های هیجانی و اجتماعی کودکان، همچنان نیازمند بررسی های علمی و میدانی است. هدف این پژوهش، بررسی میزان اثربخشی تجربیات تفریحی در فضاهای کودک محور بر پرورش مهارت های اجتماعی و ارتقای هوش هیجانی کودکان است. در همین راستا، خانه کودک باغ کتاب تهران به عنوان مطالعه موردی انتخاب شد. این تحقیق با روش ترکیبی کمی- کیفی انجام گرفت. جامعه آماری شامل کودکان 4 تا 12سال و مربیان مرتبط با آن ها بود که داده ها از طریق پرسشنامه محقق ساخته و مصاحبه های نیمه ساختاریافته گردآوری شد. برای تحلیل داده های کمی از آزمون های آماری شامل همبستگی پیرسون، تحلیل واریانس یک طرفه و تحلیل عامل تأییدی (CFA) استفاده شد و مدل نهایی در نرم افزار AMOS شبیه سازی گردید. یافته های پژوهش حاکی از آن است که مؤلفه هایی چون بازی های خلاقانه، تعاملات گروهی، تحریک حواس و حرکت، و فعالیت های اجتماعی ساختاریافته تأثیر مثبتی بر ابعاد مختلف هوش هیجانی از جمله خودآگاهی هیجانی، همدلی، مدیریت احساسات و همچنین مهارت های اجتماعی همچون همکاری، ارتباط و حل مسئله اجتماعی دارند. نتایج پژوهش نشان می دهد همچنین بر اهمیت طراحی هوشمندانه فضاهای تفریحی در ارتقاء قابلیت های فردی و اجتماعی نسل آینده تأکید می کند. بر اساس نتایج، پیشنهاد می شود طراحان شهری و معماران با رویکردی خلاقانه و مبتنی بر نیازهای رشدی کودکان، بسترهای مناسبی برای تجربه، تعامل و یادگیری هیجانی- اجتماعی در فضاهای تفریحی فراهم آورند.
۱۷۱.

هنرها و معلولیت

نویسنده: مترجم:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۴۸
هنر منبعی تعیین کننده برای بیانگری افراد دارای معلولیت بوده و همچنین به شیوه هایی اساسی، نمایانگر ایشان است. آثار هنری خلق شده توسط هنرمندان دارای معلولیت می تواند احساسات مخاطب را نسبت به این افراد تعمیق و گسترش بخشد، یا به تعبیری دیگر، خلق چنین آثاری قادر به ایجاد تغییرات اجتماعی است. لازم به تأکید است که محتوای تمامی آثار هنرمندان دارای معلولیت، لزوماً متمرکز بر موضوع معلولیت نیست. این تفکیک مفهومی میان «هنرمند دارای معلولیتی که اثر هنری خلق می کند» و «خَلق اثری هنری که به بررسی پدیده معلولیت می پردازد»، اغلب تمایزی حیاتی برای فعالان حوزه توسعه «هنر معلولیت» به مثابه یک جنبش اجتماعی محسوب می شود. در پرتو این تمایز، هنر در تمامی اشکال خود می تواند شناختی عمیق و تأثیرگذار در باب معلولیت فراهم آورد و همزمان، مسیر حرفه ای ارزشمندی را نیز هموار سازد. هنگامی که یک اثر هنری توسط هنرمند دارای معلولیت خلق شده و مستقیماً معطوف به مسائل مرتبط با معلولیت باشد، عموماً تحت عنوان «هنر معلولیت» طبقه بندی می شود. در مقابل، آثاری که توسط افراد دارای معلولیت تولید شده اما محتوای آن ها نامرتبط با تجربه معلولیت باشد، لزوماً در زمره هنر معلولیت قرار نمی گیرند. این مجموعه از آثار که کمتر متوجه «سیاست هویتی» هستند، حائز اهمیت بوده و شایسته بررسی مستقل نیز می باشند.
۱۷۲.

درنگی در عنوان «هنراسلامی» و سایر عناوین جایگزین

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۴۹
بدون تردید هنر اسلامی، به عنوان یکی از اقسام مهم هنر دینی که تحول شگرفی در تاریخ هنر پدید آورد، جایگاه رفیعی در مطالعات تاریخی و مباحث نظری هنر جهان دارد. با این وجود، از دهه های گذشته تاکنون، در باب چگونگی امکان استفاده از عنوان «هنر اسلامی» اختلافاتی وجود داشته است. به نحوی که برخی پژوهشگران کوشیده اند با ابداع اصطلاحاتی نوین، جایگرین هایی برای واژه «هنر اسلامی» پدید آوردند. هدف اصلی این نوشتار، بازاندیشی در تعدادی از این واژگان جایگزین است تا دریابد آیا این عناوین جدید توانسته اند به نحو مطلوب تر و دقیق تری نسبت به «هنر اسلامی»، ماهیت این هنر را توصیف نمایند؟ پژوهش حاضر که از گروه تحقیقات بنیادین و کیفی است، به روش توصیفی-تحلیلی و با شیوه گردآوری اطلاعاتِ کتابخانه ای نگاشته شده است. بر اساس نتایج این پژوهش، عناوین «هنر عربی/ هنر اَعراب» با تأکید بر عامل قومیت، «هنر مسلمانان» با توجه ویژه به نقش هویت دینی هنرمند، «هنر جهان اسلام» بر اساس اهمیت بخشی به جغرافیای سیاسی و تمدنی و «هنر دوره اسلامی» با برجسته نمودن عنصر زمان، هریک به قصد ارائه نگاهی جدید به هنر اسلامی پدید آمده اند؛ لیکن هرکدام به دلایلی، قادر به پاسخگویی به همه سؤالات و تناقضات نیستند. از این رو، واژه «هنر اسلامی» همچنان بنیادین ترین عنوان در این حوزه است. اما لازم است اندیشمندان با توجهِ بیشتر به دو عامل «متن مقدس» و «تعالیم دینی»، نقش اندیشه اسلامی در شکل دهی به فرم و محتوای هنر اسلامی را بیش از پیش تبیین نمایند تا ابهاماتی که در این خصوص در گذشته مطرح شده، مرتفع گردد.
۱۷۳.

مبانی و مصادیق حریم در شهر ایرانی-اسلامی از منظر حقوق اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۷۵
مقدمه: مفهوم حریم همواره در زندگی انسان ها چندبعدی بوده و درک صحیح آن به حفاظت از حقوق افراد و ترویج ارزش های اخلاقی و اجتماعی در جامعه اسلامی کمک می کند. احکام اسلامی نیز که بیانگر طریقه مناسب بروز حقوق اسلامی هستند، نقش مهمی برنامه ریزی شهرهای ایرانی-اسلامی دارند و ارتباط حریم ذهنی را با دنیای عینی برقرار می کنند. از همین حیث انتظار می رود شهر ایرانی-اسلامی به منظور فراهم کردن بسترِ کمالِ شهروندان، حریم را توامان در ابعاد فیزیکی و ذهنی آن مدنظر قرار دهد. بنابراین در مطالعه حاضر به تبیین جایگاه و الزامات حقوق اسلامی به عنوان یک اصل اساسی در مواجهه با مفهوم حریم در شهر ایرانی-اسلامی پرداخته می شود. هدف پژوهش: این پژوهش با هدف تبیین مبانی و مصادیق حریم در شهر، شناخت الزامات احکام اسلامی و قواعد حاکم بر حریم، در شهر اسلامی-ایرانی انجام می شود. روش شناسی: پژوهش با رویکردی کیفی و روشی توصیفی-تحلیلی انجام شده است. داده های موردِاستفاده از روش کتابخانه ای، اسنادی و عکس برداری حاصل شده اند. به منظور افزایش روایی و پایایی یافته ها، دسته بندی های انجام شده در ارتباط با حقوق چهارگانه و مؤلفه های شهرسازی، با بازبینی تعدادی از خبرگان حوزه فقه شهری و شهرسازی اسلامی مورد تأیید قرار گرفته اند. یافته ها و بحث: حقوق اسلامی حاکم بر مفهوم حریم در چهار دسته حق الله، حق النفس، حق الناس و حق به محیط زیست قابل مطالعه هستند. احکام اعتباری آن ها که تحت عنوان مولفه های شهرسازی نام برده می شوند، در ابعاد کالبدی، منظر، فرهنگی-اجتماعی-اقتصادی، کاربری، طبیعی، دسترسی و مدیریتی-سیاسی هستند. نتیجه گیری: الزامات احکام ثابت در مواجهه با مفهوم حریم در الزامات اجتماعی ((حرایم شخصی (فرد)، خانوادگی، همسایگی و محله ای))، کاربری (حرایم کاربری های مسکونی و مذهبی)، فرهنگی (حرایم فرهنگی از جمله سنن و ارزش های معنوی افراد)، کالبدی-فضایی (حرایم راه ها، معابر و...)، طبیعی (حرایم درختان، حیوانات و...)، منظر شهری (حرایم آسمان، زمین و...)، اقتصادی (اموال مسلمانان) و حرایم مدیریتی-حقوقی دسته بندی شده و در مطالعات شهر اسلامی-ایرانی به عنوان رویکرد کلی مطالعات قابل استفاده هستند.
۱۷۴.

مطالعه تطبیقی نقاشی های خانقاه صفی علیشاه به لحاظ تأثیر جایگاه اجتماعی- سلوکی عرفانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۴۸
خانقاه به عنوان نهادی مقدس و چندکارکردی، همواره نقشی بنیادین در سامان دهی نظام فضایی اجتماعی، انتقال آموزه های عرفانی و بازنمایی هویت جمعی صوفیان ایفا کرده است. در این میان، خانقاه صفی علیشاه نه تنها محل تجمع مریدان و اجرای مناسک سلوکی، بلکه رسانه ای بصری برای بیان جهان بینی عرفانی، مشروعیت معنوی پیر و تداوم سنت طریقت نعمت اللهی محسوب می شود. این پژوهش به بررسی تطبیقی نقاشی ها و نقوش کاشی کاری دیواری خانقاه آرامگاه صفی علیشاه در پیوند با جایگاه اجتماعی، عرفانی و سلوکی او می پردازد و می کوشد نشان دهد که چگونه هنر تصویری در این بنای یادمانی، بازتابی از سیره فردی، مراتب سلوک معنوی و نقش اجتماعی پیر طریقت در بستر تصوف دوره قاجار است. مقاله حاضر با تمرکز بر معناشناسی نقوش کاشی کاری و نقاشی های دیواری این مجموعه، به این مسئله می پردازد که سبک زندگی عرفانی و سیره سلوکی صفی علیشاه چگونه در انتخاب مضامین، نمادها، اشعار و تصاویر انسانی بازتاب یافته و چه عواملی بر شکل گیری نقوش کاشی کاری قاجاری در بناهای عرفانی آرامگاهی تأثیرگذار بوده است. بدین منظور، روش تحقیق توصیفی تحلیلی به کار گرفته شده و داده ها از طریق مطالعات کتابخانه ای و تحلیل استنتاجی گردآوری شده اند. تحلیل سبک زندگی صفی علیشاه، جایگاه اجتماعی عرفانی او در میان دراویش نعمت اللهی و تطبیق آن با نقوش تصویری و اشعار منقوش بر کاشی ها، امکان خوانشی نمادین از این آثار را فراهم آورده است. در این راستا می توان به تبیین بازتاب سیره عرفانی صفی علیشاه در هنر تصویری خانقاه آرامگاه او و شناسایی کارکردها و عوامل شکل دهنده نقوش کاشی کاری در بناهای عرفانی دوره قاجار به عنوان اهداف اصلی این پژوهش اشاره نمود.
۱۷۵.

بازآفرینی هنر نگارگری ایرانی در منظر شهری و نقش سرمایه فرهنگی شهروندان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۴ تعداد دانلود : ۲۷۹
مقدمه: منظر شهری که مشتمل بر چشم اندازی با ویژگی های کالبدی، عملکردی و فرهنگی- معنایی است، بستر مناسبی برای بازنمایی هنر شهری و به نظر، واجد کارکردی مهم در بازآفرینی نگارگری ایرانی خواهد بود. این نوشتار بر آن است که با هدف بررسی این کارکرد جدید، بدین پرسش پاسخ دهد که چه رابطه ای بین سرمایه فرهنگی شهروندان و کارکرد بازآفرینی هنر سنتی نگارگری در منظر شهر از دیدگاه آنان وجود دارد؟روش پژوهش: روش پژوهش توصیفی- تحلیلی و گردآوری داده ها به دو روش پیمایش الکترونیک و با استفاده از پرسش نامه برخط بوده و جهت تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار Spss 27 در سطح معناداری ۰۵/۰استفاده شد.یافته ها: بررسی رابطه همبستگی متغیرهای سرمایه فرهنگی شهروندان و کارکرد بازآفرینی نگارگری در منظر شهر، نشان می دهد بین رشته تحصیلی شهروندان و علاقه آنان به هنر، رابطه معناداری وجود دارد.نتیجه گیری: تحلیل یافته ها نشان می دهد همسو با نظریات بوردیو، شهروندانی که از علاقه و آگاهی بیشتری نسبت به هنر برخوردار بودند و در واقع توانش فرهنگی بالاتری داشتند، معتقد بودند منظر شهر بستر مناسبی برای احیا و بازآفرینی هنر نگارگری ایرانی است. به ویژه در ادراک منظر شهری چه در قالب ویژگی های کالبدی و عملکردی و چه در قالب ویژگی های فرهنگی- معنایی و از دید شهروندان معاصر، منظر شهر می تواند کارکرد جدیدی در پاسداشت هویت ملی و هنرهای سنتی جامعه داشته باشد. در واقع افزایش آگاهی مخاطبین معاصر با ارتقای ویژگی های کالبدی، عملکردی و فرهنگی- معنایی منظر شهری راهکار مهمی در حفظ و احیای هنر سنتی نگارگری است.
۱۷۶.

آیکونوگرافی و خوانش پرندگان اساطیری در لوگوی پیام رسان ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۶ تعداد دانلود : ۲۸۳
مقدمه: نقوش اساطیری در طراحی لوگوهای پیام رسان ها به دلیل وجود تجارب مشترک میان جوامع مختلف، می توانند در تسهیل تعامل و درک بهتر کاربران مؤثر باشند. یکی از این نقوش، استفاده از تصویر پرندگان است که در طراحی لوگوهای پیام رسان ها به چشم می خورد. این پژوهش به دنبال یافتن پاسخ به دو سؤال اصلی است: ۱. چه ارزش های نمادینی در آیکونوگرافی پرندگان اساطیری در لوگوها دیده می شود؟ ۲. چرا از تصاویر پرندگان اساطیری در طراحی این لوگوها استفاده شده است؟ هدف این مطالعه، بررسی آیکون های موجود در لوگوهای شش پیام رسان به نام های هدهد، سروش، درنا، توییتر، کوبی و بت است.روش پژوهش: پژوهش حاضر از نوع توصیفی- تحلیلی است و جمع آوری اطلاعات از طریق منابع کتابخانه ای صورت گرفته است. در این تحقیق با استفاده از روش نمونه گیری هدف دار، آیکون پرنده در شش لوگو انتخاب شده و تجزیه و تحلیل داده ها با روش کیفی و آیکونوگرافی پانوفسکی انجام گرفته است.یافته ها: آیکونوگرافی پرندگان اساطیری در طراحی لوگو می تواند ارزش های نمادین متنوعی را نمایان سازد که به فرهنگ هر برند و شرکت وابسته است. پرندگان اساطیری معمولاً نماد آزادی، ارتباط، سرعت و کارآمدی، و ارتباط با دنیای روحانی در اساطیر مختلف جهان هستند. این نمادها با توجه به معنا و ارزشی که انتقال می دهند، در طراحی لوگوها به کار رفته اند.نتیجه گیری: تحلیل شش لوگو نشان می دهد که اگرچه هر کدام از نظر آیکونوگرافیک ویژگی های خاص خود را دارند، اما تفاوت های بصری چندانی با هم ندارند و بیشتر نشانه های جانبی به متمایز ساختن آن ها کمک می کند. با این حال، همه این لوگوها پیامی مشترک را به نمایش می گذارند که درک جهانی از آن را تسهیل می کند. به طور کلی، استفاده از پرندگان اساطیری در لوگوها، ارزش های نمادینی چون پیام آوری، روشنایی، اعتماد و پیوند با هویت فرهنگی را منتقل کرده و ارتباط عاطفی میان برند و مخاطب را تقویت می کند.
۱۷۷.

نقد فرمالیستی و نشانه شناسانه اثر مدیریت زمان از الکساندر گورلیزکی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۱ تعداد دانلود : ۲۳۵
الکساندر گورلیزکی از جمله هنرمندان اروپایی است که در سال های اخیر با تأثیر از نگارگری هند، دست به خلق آثار متعددی زده است. مدیریت زمان یکی از نقاشی های فیگوراتیو این هنرمند بریتانیایی است که به لحاظ فرمی و نشانه های به کار رفته در آن، به نظر می رسد بیانگر فضای ذهنی هنرمند می باشد و قابلیت هایی برای نقد و مطالعه بیشتر را دارا است. جهت گردآوری اطلاعات دراین پژوهش ازمصاحبه شخصی نگارنده با الکساندرگورلیزکی، منابع کتابخانه ای، منابع معتبر اینترنتی و همچنین مقالات چاپ شده در نشریات علمی پژوهشی استفاده شده است. این پژوهش از نظر شیوه پردازش اطلاعات پژوهشی، توصیفی-تحلیلی است و در جهت پاسخ دادن به این پرسش صورت گرفته است که در اثر مدیریت زمان به عنوان یک نظام نشانه ای، هرکدام از عناصر تصویری به طور مستقل و در ارتباط با یکدیگر بر چه چیزی دلالت دارند؟ همچنین در اثر مدیریت زمان ساختار و فرم اثر چه ارتباطاتی را می تواند با این نظام نشانه ای داشته باشد؟ اثر مدیریت زمان از میان آثار نقاشی فیگوراتیو گورلیزکی که از سال 2014 تا 2015 میلادی در نمایشگاهی با عنوان ما یکی هستیم در گالری اریک موشه به نمایش گذاشته شده اند، به این منظور انتخاب شده است که به خوبی نمایانگر سبک شخصی هنرمند در نقاشی های فیگوراتیو او است.  
۱۷۸.

تحلیل تزیینات و ساختار کتیبه های کوفی برج مقبرۀ چهل دختران دامغان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۱۳۵
برج مقبره چهل دختران دامغان از نمونه های منحصربه فرد در به کارگیری کتیبه های کوفی است. این برج که به قرن پنجم ه .ق تعلق دارد به فرمان اسفار بن کردویه، سرداری دیلمی ساخته شده است. او از سرداران منوچهر زیاری در اواخر قرن چهارم ه .ق بوده و فرمانروایی دامغان را بر عهده داشته است. این بنای آجری، از نوع مقابر برجی شکل با پلان دایره ای و گنبد پیازی است. بدنه آن با نقوش تزئینی و کتیبه هایی به شیوه گچ بری و آجرکاری تزیین شده است. هدف این پژوهش، بررسی ویژگی های بصری نقوش و تحلیل ساختار کتیبه های این بناست و سؤالات اصلی تحقیق عبارت اند از: 1. نقوش برج مقبره چهل دختران دامغان دارای چه ویژگی های بصری هستند؟ 2. کتیبه های کوفی این بنا از چه ساختاری برای رسیدن به وحدت بصری پیروی می کند؟ روش پژوهش، توصیفی-تحلیلی و میدانی بوده و روش گردآوری اطلاعات، کتابخانه ای و اسنادی است. ابزار جمع آوری اطلاعات شامل فیش برداری و عکاسی است. نتایج مطالعه نشان می دهد که کتیبه گچ بری سردر به خط کوفی معقد و کتیبه اصلی بدنه آجری به خط کوفی هندسی ساده نگاشته شده است. محتوای این کتیبه ها شامل معرفی سازنده بنا و سال ساخت آن است. ویژگی برجسته آن ها هویت مستقل طراحی بوده که هماهنگ با شکل بنا است. با بازسازی مفردات، شاخص های هماهنگی کتیبه ها مشخص شد: استفاده از اجزای نقوش تزئینی در میان نظام نوشتاری به صورت متصل و وابسته و رعایت هم شکلی در فرم نوشتار و نقوش، موجب یکدستی کتیبه ها می شود، یکی از عوامل مهم در ایجاد وحدت بصری، استفاده از نقوش شبه نوشتار است که در این بنا، از رایج ترین نوع آن استفاده شده است. این نوع شبه نوشتار که حرف خاصی نیست، برای رسیدن به تعادل بصری به کاررفته است. از این عناصر در هردو کتیبه به منظور ایجاد پیوستگی و انسجام استفاده شده و نقش مهمی در حفظ تعادل کلی دارند.
۱۷۹.

مطالعه قالی معاصر تبریز با معرفی و بررسی آثار طراحان قالی (مطالعه موردی: استاد هدایت الله حمید زاده سالاری )

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۱۱۹
بیان مسئله قالی معاصر یکی از برجسته ترین قالی های ایرانی شناخته می شود که ازنظر زیبایی شناسی با استفاده از طرح و رنگ معرفی می گردد و همواره با مؤلفه تنوع و تحول شناخته شده است.این قالی از گذشته تا به امروز به دلیل تنوع در طرح و به کارگیری نقش مایه های مختلف تجریدی و طبیعت گرا شناخته شده است. امروزه علاوه بر ویژگی های سنتی، مؤلفه معاصر بودن نیز به قالی تبریز افزوده شده است. درواقع، قالی معاصر تبریز در دو دیدگاه سنتی و معاصر شکل گرفته و برای حفظ و احیای آن نیاز به به روزرسانی و نوآوری دارد. بنابراین، لازم است که بازخوانی جدیدی از قالی تبریز صورت گیرد تا همگرایی میان عناصر سنتی و معاصر به خوبی نمایان شود هدف پژوهش:  از پژوهش حاضر مطالعه و تحلیل نقش طراحان بنام تبریزی در ساختار قالی معاصر تبریز است که با معرفی و شناخت مؤلفه های آثار این اساتید میسر است. از میان اساتید بنام قالی تبریز، سبک آثار استاد سالاری به دلیل برخورداری از تنوع طرح و نقش انتخاب و معرفی گردیده است. سؤال پژوهش:  این مقاله در پی پاسخ به این سؤال است که مؤلفه اصلی ساختار طرح و نقش قالی معاصر تبریز برمبنای آثار استاد سالاری کدام موارد هستند؟ روش پژوهش:  این پژوهش به شیوه توصیفی- تحلیلی به مطالعه و معرفی و بررسی قال معاصر تبریز و آثار طراحان قالی پرداخته است و در این راستا با روش کتابخانه ای و میدانی جمع آوری اطلاعات و اسناد تصویری صورت پذیرفته است. نتیجه گیری: بررسی های انجام یافته نشان می دهد در سیر تحول قالی معاصر تبریز طراحان به عنوان عاملان اصلی ایفای نقش می نمایند. لذا  مؤلفه های هنری قالی معاصر تبریز تحت تأثیر نقش هنرمندان بزرگ طراح با شکل گیری سبک فردی مشخص می گردد. در میان اساتید طراح تبریزی، استاد سالاری به عنوان نسل معاصر طراحان تبریزی با ایجاد سبک فردی در طراحی قالی معاصر تبریز شناخته شده است. همگرایی میان طرح و رنگ به عنوان مؤلفه بارز قالی معاصر تبریز در سبک طرح سالاری با کاربرد انواع طرح در رنگ بندی های متنوع مشهود است. در آثار استاد مؤلفه های ساختاری و محتوایی قالی تبریز که بازنمود پایبندی به سنت ها به همراه تحول بر اساس مؤلفه های معاصر بوده، مشهود است. به نحوی که با کاربرد نقش مایه های تجریدی به همراه تنوعی از نقش مایه های طبیعت گرا در رنگ بندی های مختلف نمایان است.
۱۸۰.

شناسایی مؤلفه های پرورش ذهنیت کارآفرینانه در آموزش دانشجویان طراحی با رویکرد فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۱ تعداد دانلود : ۱۵۶
ذهنیت کارآفرینی، مجموعه ای از نگرش ها و مهارت هایی است که افراد را قادر می سازد که به طور مداوم فرصت های جدید را شناسایی کرده، ایده های نوآورانه را تولید کنند و کسب وکارهای پایدار را ایجاد نمایند. این نگرش برای موفقیت در عرصه کارآفرینی ضروری بوده و افراد را برای مواجهه با پیچیدگی های آن آماده می سازد. تفکر طراحی و کارآفرینی، فرآیندهای مکمل یکدیگر هستند و ذهنیت کارآفرینی می تواند دانشجویان طراحی را قادر سازد پس از فارغ التحصیلی، فرصت های تجاری را دنبال کنند. پرورش این ذهنیت در محیط های آموزشی، به ویژه برای طراحان از اهمیت بالایی برخوردار است و می تواند فراتر از انتقال دانش فنی، باعث توسعه قابلیت های نرم شود. ازاین رو سؤال اصلی این پژوهش در رابطه با شناسایی مؤلفه های پرورش ذهنیت کارآفرینانه در دانشجویان طراحی است پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و به لحاظ روش، از نوع سنتزی است. با استفاده از روش فراترکیب و تحلیل نظام مند مطالعات مرتبط، پنج مؤلفه اصلی برای پرورش این ذهنیت شناسایی شد. این پژوهش با ارائه یک چارچوب مفهومی نشان داد که پرورش ذهنیت کارآفرینانه در طراحان، فرآیندی تک بعدی و محدود به ارائه مهارت های کارآفرینی نیست؛ بلکه تحول در مسیر رشد و تکاملی چندبعدی است. همچنین درک عمیقی از ادبیات موجود درباره عناصر این ذهنیت در دانشجویان طراحی را ارائه می نماید که می تواند راهبردی عملیاتی برای بازنگری در برنامه های درسی و توانمندسازی نسل جدید طراحان کارآفرین در ایران فراهم کند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان