ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۴۱ تا ۱۶۰ مورد از کل ۳۰٬۷۴۷ مورد.
۱۴۱.

تدوین مدل محاسباتی مرکزیّت در معماری خانه های سنّتی (نمونه موردی: خانه امام جمعه دوره قاجار)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۶ تعداد دانلود : ۱۵۸
اهداف: مرکزیّت فضاها در طراحی معماری علیرغم اینکه در خانه های سنّتی به عنوان یکی از ارکان زیبایی شناسی تلقّی می گردید، به دلیل نگاه بازاری گونه کنونی به صنعت ساختمان مغفول مانده است. هدف این پژوهش، تدوین روش محاسباتی جهت تبیین کمّی مرکزیّت در یکی از خانه های سنّتی به منظور استفاده در بناهای جدید می باشد. روش ها: فضاهای خانه های سنّتی دوره قاجار بر اساس شکل و عملکرد فضایی استخراج و کد گذاری شدند. یک مدل محاسباتی جهت تبیین انحراف از مرکز نرمال شده ارائه گردید. گراف پلان توجیهی، سطوح فضایی و مرکزیّت فضاهای نمونه موردی ترسیم گردید. یافته ها: در فضاهای خانه سنّتی امام جمعه، حیاط، ایوان، شاه نشین، تالار، حیاط حوضخانه و حیاط اندرونی ریزفضاهای مرکز گرا را نشان می دهند و انحراف از مرکز صفر دارند و حیاط بیرونی با 14 ارتباط به عنوان مرکزی ترین فضا شناخته می شود. از سوی دیگر دهلیز، صفّه، اتاق های معمولی، راه پله و ایوانچه ها مرکزیت کمتری داشتند و به عنوان فضاهای مرکز گریز شناخته گردیدند. نتیجه گیری: برّرسی مرکزیّت از دو جنبه نحوی فضایی و شکلی و نیز صحّت سنجی به کمک محاسبات ریاضی، می تواند الگویی که در نگاه معمار در آن زمان وجود داشته است بازیابی کرد و در بناهای جدید جهت پررنگ نمودن عنصر زیبایی و عملکردی بنا مورد استفاده قرار داد.
۱۴۲.

شناسایی و اولویت بندی معیارها و شاخص های موثردرفرایند تحقق پذیری پروژه های بازآفرینی شهری در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۶
بیان مسئله : تاکنون مدیران و دولتمردان در چارچوب رویکرد بازآفرینی شهری تلاش های بسیاری کرده اند، اما این تلاش ها نتوانسته اند مشکلات بافت های ناکارآمد را حل کنند. علت اصلی این ناکامی، نبود چارچوب و مدل مناسب برای ارزیابی تحقق پذیری این پروژه ها، به ویژه در فرآیند تهیه طرح ها بوده است. تاکنون، ارزیابی ها عمدتاً به تحقق پذیری محصول برنامه ها پرداخته اند و نه فرآیند تهیه آن ها. اهداف : این پژوهش به دنبال شناسایی و اولویت بندی معیارها و شاخص های مؤثر در فرآیند تهیه طرح های بازآفرینی شهری است. روش ها : ابتدا، با استفاده از مطالعات اسنادی، چارچوب نظری تدوین شد. سپس با استفاده از روش تحلیلی تطبیقی و مرور دیدگاه های مشابه، معیارها و شاخص های اولیه مشخص شدند. برای بومی سازی و تطبیق با زمینه ایران، مصاحبه هایی با صاحب نظران انجام شد و نهایتاً اهمیت معیارها و شاخص ها از طریق پرسشنامه ای توسط بازیگران اصلی پروژه های بازآفرینی شهری در ایران تعیین و اولویت بندی شد. یافته ها : پژوهش نشان داد که از میان ۱۴ معیار شناسایی شده، معیارهای صلاحیت کارفرما، مدیریت پروژه، قدرت اقتصادی و مالی، مشارکت عمومی و تعامل دستگاه ها بیشترین اهمیت را دارند. در مقابل، معیار تعامل قانونی و پشتیبانی علمی کمترین اهمیت را دارند. نتیجه گیری : معیارهای مرتبط با ساختار قدرت (تمرکز) بیشترین اهمیت و معیارهای مرتبط با ساختار ارتباطی (عدم تمرکز) کمترین اهمیت را داشته اند.
۱۴۳.

تفسیری هراکلیتی از مارهای درهم تنیده جیرفت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۲۸
در میان اشیاء به دست آمده از تمدن پنج هزار ساله جیرفت (هلیل رود)، نقش "مار" به طرزی بارز خودنمایی می کند. "مار" همواره در باورها و اعتقادات انسان جای داشته، و علی رغم جایگاه کیهان شناختی خاص خود، در وجوه مختلف رفتاری و نمادین اش، مملو از تضادهاست. شاید بتوان این جانور را بارزترین نمونه "جمع قوای متضاد" دانست. با این استنباط که دوگانگی های وجودیِ مار، در پیچشِ آن ها به وحدت رسیده است؛ نقش اسرارآمیز و تکرارشونده "مارهای درهم تنیده" هنرِ هلیل رود باستان، می تواند حاوی مفهوم "جنگ و وحدت میان اضداد" باشد که در اساطیر، اعتقادات و در اندیشه ایرانی تکرار گشته اند. "هراکلیتوس" حکیم بزرگ یونانی نیز بر کشاکش میان اضداد تأکید دارد. او در حقیقت وحدت را زائیده "جنگِ پیوسته میان اضداد" و هماهنگی جهان را ناشی از این "جنگ" می داند. وی به حقیقتی به نام "لوگوس" معتقد است که وحدت بنیادین و لایتغیر در پسِ کثرت حاصل از جنگِ اضداد است. پرسش مطروحه در باب موضوع این است که: چه باور و اندیشه ای دست اندرکار شکل گیری نقش مار در تمدن باستانی هلیل رود بوده است و چگونه می توان بر اساس اندیشه های هراکلیتوس در باب اضداد، نقوش "مارهای درهم تنیده جیرفت" را تحلیل کرد؟ بررسی و وجود رویکرد معرفت شناسانه و تفکر فلسفی در خلق آثار هنری جیرفت با بررسی وجوه مشابهت تفکر بازنمایی شده در آثار تمدنی جیرفت با نظام فلسفی هراکلیتوس، هدف این پژوهش است. نتایج این پژوهش حاکی از وجود رویکرد معرفت شناسانه در باور این مردمان و در منطقه مورد بررسی بوده و همچنین مشابهت و انطباق رویکرد فلسفی نهفته در آثار هنری این دوران با فلسفه هراکلیتی به اثبات رسیده است. این پژوهش از نوع کیفی و بنیادین، روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و ش یوه گردآوری داده ها، کتابخانه ای است.
۱۴۴.

تاریخ نگاری هنر و شیوه مطالعه ابنیه در مطلع الشمس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۱۹
محمدحسن اعتمادالسلطنه ملقب به صنیع‌الدوله، از مورخان عصر ناصری است که دارای رویکردی نوین در نگارش تاریخ‌ عمومی و جغرافیا بوده و با انجام پژوهش‌هایی درباره ابنیه تاریخی و آثار باستانی ایران و ثبت‌وضبط ماحصل آن‌ها‌‌ در تالیفاتش، در حوزه تاریخ‌نگاری هنر ایران نیز نقشی به‌سزا داشته است. از جمله مکتوبات او که در حوزه مطالعات تاریخی ابنیه و آثار معماری ایران به نگارش درآمده، مجموعه سه جلدی مطلع‌الشمس است که در پژوهش حاضر مورد بررسی قرار گرفته است. هدف از این پژوهش، شناخت شیوه‌های تاریخ‌نگاری هنر ایران نزد اعتمادالسلطنه و چگونگی مطالعه ابنیه تاریخی و آثار معماری مشهد در این کتاب بوده است. پژوهش با راهبرد کیفی و به شیوه تفسیری- تاریخی انجام شده است. بر اساس نتایج به‌دست آمده، اعتمادالسلطنه در این کتاب در راستای نگارش تاریخچه شکل‌گیری شهر مشهد و شناخت جغرافیای آن، بیش از همه بر رسانه معماری و هنرهای وابسته به آن متمرکز بوده است. او در مورد بخش‌های مختلف حرم رضوی و سایر ابنیه و مساجد مشهد به شرح کلیاتی در رابطه با اجزای بنا، ویژگی‌های معماری‌‌گونه و مخصوصا کتیبه‌ها و محتوای مندرج در آن‌ها پرداخته است. همچنین با بررسی شیوه مطالعه ابنیه در این کتاب مشخص شد که اعتمادالسلطنه رویکردی تاریخ‌مند اتخاذ نموده و بیش از هر چیز در پی استخراج و مستند نمودن پیشینه بنا‌ها و اطلاعات تاریخی مستتر در کتیبه‌های آن‌ها بوده است. چنان­که وجوه هنرهای بصری اعم از طرح، نقش و رنگ کاشی‌کاری‌‌ها و یا نقوش منبت‌کاری شده در الحاقات بنا همچون منبر مساجد برای او در مرتبه بعدی اهمیت قرار داشته است. در واقع مولف به بنا و کتیبه‌های آن به منزله اسناد و مدارکی مصور که دربردارنده اطلاعات تاریخی اماکن مشهد هستند، نگریسته است. در همین راستا، کتیبه‌ها اصلی‌ترین منبع‌ تاریخ‌نگاری هنر ایران نزد او در این کتاب بوده است.
۱۴۵.

تصویر در چهارپاره ها از قاب هنرهای تجسمی و تصویری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۲۲
شعر معاصر، گویی تلاش می کند به هنرهای تجسّمی و تصویری شبیه شود. می گویند شعر گونه ای نقاشی و فیلمسازی با کلمات است. حال، کدام نوع از انواع شعرِ معاصر، شباهت و نزدیکیِ بیشتری به هنرهایی چون نقّاشی یا فیلم دارد؟ چگونه می توان با انطباق تصاویر شعری و نمونه هایی از تصاویر هنری، تفسیری هنری (تجسمی-تصویری) از تصاویر شعری داشت که این پیوند و نزدیکی را نمایان تر سازد؟ یکی از نخستین محصولاتِ نوخواهی و نوسراییِ شاعران معاصر، قالب چهارپاره است. به دلایلی تصویر در چهارپاره ها ملموس ترین حوزه متن است و هیچ کدام از شکل های دیگرِ شعر معاصر، برجستگیِ کاربردِ تصویر را به این اندازه ندارد. بنابراین، چهارپاره بیش از انواعِ دیگرِ شعر قابلیت تفسیرهایِ هنری را دارد. با هدف نشان دادنِ شباهت ها و قابلیت های تصویر در هر دو هنر، می توان تفسیرهایی بر مبنایِ اینْ همانیِ تصویر، داشت؛ می توان مرزهای هر دو هنر را به هم نزدیک کرد و در نهایت به دامنه شناختِ هر دو هنر-به ویژه شعر- افزود. در این مقاله با رویکردی بینارشته ای و با روشی تحلیلی-توصیفی، کیفی، تصاویرِ چهارپاره های پرکارترین و سرشناس ترین چهارپاره سرایانِ دورانِ اوجِ این نوع شعر، از منظر هنرهای تجسمی و تصویری، مورد بررسی قرار گرفت. در نتیجه، مشخص شد که تصاویرِ چهارپاره ها، به برخی آثارِ نقّاشی شباهت فراوانی دارد که برای مثال و نمونه به یک یا چند مورد از آثار معروفِ نقاشیِ جهان، که از این منظر نزدیک ترین پیوند را دارند؛ اشاره شد. تصاویری نیز در برخی چهارپاره ها دیده می شود که پیوسته و ادامه دار است و در چند بیت جریان دارد؛ چنین تصاویرِ پیوسته ای، شبیهِ نما یا فصلی از یک فیلم اند. همچنین، تصاویرِ برخی چهارپاره ها در کل، یک مجموعه یکپارچه اند که یک داستانِ کوتاه را روایت می کنند؛ در حالت اخیر طرحی شبیه به یک فیلم کوتاه دارند و گویی فیلمنامه ای هنری از یک فیلمِ کوتاه اند.
۱۴۶.

تحلیل تطبیقی باغ کوشک های دوره قاجار و پهلوی با تأکید بر تحولات پوشش گیاهی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۰ تعداد دانلود : ۱۵۴
پژوهش حاضر تلاش دارد با مرور تطبیقی معماری باغ کوشک های دو دوره قاجار و پهلوی، به بررسی تغییرات و تحولات پوشش های گیاهی در این دوره ها بپردازد. هدف این پژوهش، سنجش میزان معناداری تطور و تغییرات ساختار کالبدی، کارکردی و مفهومی میان دو دوره مذکور است. این مطالعه در چارچوب پارادایم عمل گرایی و با روش آمیخته (کیفی کمی) انجام شده است. با توجه به ماهیت اکتشافی پژوهش، در بخش کیفی با راهبرد تحلیل محتوای تماتیک، مؤلفه ها از طریق کدگذاری در سه مرحله باز، محوری و انتخابی استخراج شدند و هفت مؤلفه در طراحی باغ کوشک ها مبتنی بر تحولات پوشش گیاهی شناسایی گردید. در بخش کمی، با بهره گیری از این مؤلفه ها، پرسشنامه ای محقق ساخت طراحی شد که روایی محتوایی و پایایی آن مورد ارزیابی قرار گرفت. برای مقایسه میان دو دوره، از آزمون من-ویتنی استفاده شد تا امکان مقایسه دو موقعیت وابسته (ارزیابی یک شاخص در دو دوره متفاوت توسط همان پاسخ گو) فراهم شود و در عین حال نسبت به نرمال نبودن توزیع حساس نباشد. جامعه آماری پژوهش شامل افراد دارای تجربه میدانی یا پژوهشی در حوزه باغ های ایرانی دارای کوشک بود و حجم نمونه ۵۱ نفر انتخاب گردید. ابزار پژوهش، پرسشنامه محقق ساخت بود که روایی محتوایی و پایایی آن ارزیابی شد. نتایج تحقیق نشان می دهد باغ ایرانی در گذار از دوره قاجار به پهلوی دچار دگرگونی ظاهری، اما تداوم مفهومی شده و ساختار فضایی آن همچنان به عنوان یک زبان فضایی فرهنگی حفظ شده است. بر این اساس، راهکارهایی برای طراحی ارائه شده است
۱۴۷.

تحلیل انتقادیِ هوش مصنوعی به مثابهٔ «همکارِ آفرینش هنری»: بازاندیشیِ اصالت و خلاقیت انسانی در مطالعات هنر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۱
با گسترش کاربرد هوش مصنوعی (AI) در طراحی، یکی از پرسش های اساسی در گرافیک تعاملی این است که چگونه می توان از هوش مصنوعی به عنوان همکار بهره برد، به گونه ای که خلاقیت و اصالت انسانی حفظ و بازتعریف شود. این مسئله به چالش های تعامل انسان و ماشین و تأثیر آن بر فرآیندهای خلاقانه و هنری می پردازد. پژوهش حاضر با رویکرد تحلیلی و انتقادی تعاملات انسان و AI در طراحی گرافیک تعاملی را بررسی می کند. داده ها از طریق مرور ادبیات تحقیقاتی، مطالعه نمونه های عملی و مصاحبه های نیمه ساختاریافته با متخصصان و طراحان جمع آوری شده اند. تحلیل داده ها باهدف شناسایی چالش ها، فرصت ها و شرایط مؤثر بر هم افزایی انسان و AI انجام شد. نتایج نشان می دهد که هوش مصنوعی می تواند به عنوان همکار خلاق عمل کند و فرآیند ایده پردازی، آزمایش ترکیب های بصری و خلق طرح های نوآورانه را تقویت کند، مشروط بر حفظ ارزش ها، قضاوت هنری، حساسیت فرهنگی و تصمیم گیری انسانی. توانمندی های الگوریتمی دامنه خلاقیت انسان را گسترش می دهند، اما جایگزین ظرفیت های انسانی برای تفسیر، اصالت و درک فرهنگی نمی شوند. آینده طراحی گرافیک تعاملی در ایجاد رابطه هم افزا میان انسان و AI نهفته است؛ جایی که خلاقیت و اصالت از طریق فرآیند طراحی مشترک شکل می گیرد، نه صرفاً محصول نهایی. استفاده از AI به عنوان ابزار تقویت کننده امکان می دهد طراحان تمرکز بیشتری بر جنبه های معنایی، فرهنگی و زیبایی شناختی اثر داشته باشند و تجربه ای پویا، زمینه مند و منطبق با اصول انسانی از اصالت هنری خلق کنند. این رویکرد تضمین می کند که خلاقیت انسانی تضعیف نمی شود و در محیط دیجیتال تقویت و بازتعریف می گردد.
۱۴۸.

بازنمایی مفهوم مهاجرت در آثار هنرمندان معاصر ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۱۰
اگرچه مهاجرت پدیده جدیدی نیست، مطالعات حاکی از آن است که این امر از ابتدایی ترین دوره های تاریخ بشر آغار شده است. همراه با پیشرفت تکنولوژی و گستردگی ارتباطات، میل بشر برای جستجوی زندگی بهتر افزایش یافت. از آنجا که هنر، پیوست و ارتباط تنگاتنگی با مسائل اجتماعی دارد، توجه به این موضوع همواره مورد توجه هنرمندان معاصر بوده است. این مقاله بر آن است تا به پاسخگویی این پرسش که هنرمندان معاصر چگونه مسئله مهاجرت را به تصویر کشیده اند، برآید. در این میان با آثاری مواجه هستیم که هم توسط هنرمندان مقیم کشور و هم هنرمندان مهاجر خلق شده اند. مطالعه و مقایسه آثار خلق شده با مفهوم مهاجرت و همچنین چگونگی رویارویی این هنرمندان با مفهوم و مسئله مهاجرت و نحوه پرداخت شان به آن، از اهداف این پژوهش است. این هنرمندان سعی می کنند تا موقعیت و واقعیات تجربه شده را در چارچوب گسترده تر زمانی و مکانی به نمایش گذارند. تحلیل نشانه-های صریح و ضمنی تصاویر حاکی از آن است که اگر چه عواملی چون صنعتی شدن، جهانی شدن، تلاش و امید برای دست یابی به زندگی بهتر از دلایل عمده مهاجرت هستند، آدم ها عمدتا در تصاویر تنها، غمزده و دچار تردید، تصویر شده اند. در مقابل هنرمندان مهاجر این از هم گسیختگی را با ادغام هویت و دست و پا زدن در حفظ هویت مبدا و تلاش برای ارتباط با هویت جدید تصویر کرده اند. این پژوهش کیفی و روش تحقیق آن توصیفی-تحلیلی است. عکس ها و نقاشی های این مقاله با توجه به پرسش پژوهش و بر اساس نمونه گیری هدفمند انتخاب شده اند.
۱۴۹.

مفهوم شناسی تمرکززدایی ملی و منطقه ای: شناسایی مدل های مفهومی و شاخص های اندازه گیری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۲۱
بیان مسئله: براساس سیاست های توسعه منطقه ای، تمرکززدایی از مناطق متمرکز کشور به عنوان یک هدف گذاری کلان مورد توجه برنامه ریزان شهری و منطقه ای قرار گرفته است. در کشور های در حال توسعه مانند ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی، تمرکززدایی سیاسی- اداری، مالی- اقتصادی و کالبدی به عنوان سیاست های راهبردی توسعه استان های کشور مدنظر قرار گرفت و گام های اساسی در جهت تمرکززدایی در ایران برداشته شد اما همچنان به عنوان مسئله ای حل نشده در مباحث برنامه ریزی منطقه ای قرار گرفته است. هدف: هدف از این پژوهش مفهوم شناسی تمرکززدایی ملی و منطقه ای، شناسایی مدل های مفهومی و شاخص های اندازه گیری است. روش: تحقیق حاضر از نوع توصیفی-تحلیلی است و با توجه به مؤلفه های مورد بررسی، رویکرد حاکم بر آن قیاسی است. در این پژوهش به منظور شناسایی عوامل مؤثر بر تمرکززدایی و تدوین چارچوب نظری از روش کتابخانه ای- اسنادی استفاده شده است. یافته ها : مهم ترین عوامل مؤثر بر تمرکززدایی همچون جمعیت، توسعه اقتصادی، درآمد، هزینه، اندازه جغرافیایی، ساختار حکومت، ارائه خدمات، نیروی انسانی متخصص و  میزان دسترسی به دانش و اطلاعات است و 50 شاخص جهت ارزیابی تمرکززدایی انتخاب گردیده است. نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد که عدم مؤفقیت در تمرکززدایی را می توان به ساختار حکومتی واحد، عدم واگذاری اختیارات به سطوح منطقه ای و محلی، عدم توجه به تمامی مناطق کشور، عدم توجه به ظرفیت ها و پتانسیل های موجود در سایر مناطق کشور و عدم برنامه ریزی منظم و اصولی دانست. بدین ترتیب، جهت یک نتیجه مثبت و موفقیت آمیز مستلزم تجزیه و تحلیل وضعیت، اولویت بندی موضوعات، ظرفیت سنجی، مشخص کردن اصلاحات، نقش ها و مسئولیت ها و تعیین ذینفعان است.
۱۵۰.

بازخوانی مضمونی کتیبه دَرهای چوبی بقاع متبرکه کاشان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۱۰۹
شهرستان کاشان ازجمله شهرهای مذهبی ایران است که از اوایل دوران اسلامی با محبت اهل بیت پیوند خورده است. در این شهر بقاع متبرکه متعددی وجود دارد که با تزئینات وابسته به معماری، همچون گچ بری، نقاشی دیواری، مقرنس کاری، دَر و پنجره های چوبی، کاشی کاری و آینه کاری آراسته شده اند. در این میان، دوره معاصر بیشترین تعداد نمونه ها را به خود اختصاص داده و پس ازآن، دوره های صفوی، قاجار، پهلوی و تیموری، به ترتیب فراوانی، دارای نمونه های شاخص و متعددی هستند. در میان آرایه های مرتبط با معماری، کتیبه ها از اهمیت ویژه ای برخوردارند؛ زیرا اطلاعاتی پیرامون فرهنگ و باورهای مردم فراهم می آورند و زمینه شناخت بیشتر را مهیا می سازند. مقاله حاضر باهدف خوانش مضمون و محتوای کتیبه های دَرهای چوبی بقاع متبرکه کاشان شکل گرفته است. کاربری این درها به صورت دَر ورودی، دَرهای داخلی یا دَر ضریح بوده و کتیبه های آن ها با بهره گیری از هنرهای چوبی نظیر منبت، معرق و نقاشی روی چوب اجراشده اند. ازاین رو، این سؤال مطرح می شود که محتوای کتیبه های دَرهای چوبی بقاع متبرکه کاشان چیست و چه مضامین و اطلاعاتی را در بردارند؟ روش تحقیق، توصیفی-تحلیلی و از نوع بنیادی است. اطلاعات از طریق مطالعات کتابخانه ای، به ویژه بررسی های میدانی گردآوری شده اند. درمجموع، سی ونه دَر چوبی کتیبه دار شناسایی شده اند و روش نمونه گیری موارد در دسترس بوده است. از این میان، 5 درصد مربوط به دوره تیموری، 21 درصد صفوی، 15 درصد قاجار، 10 درصد پهلوی و 49 درصد متعلق به دوره جمهوری اسلامی (معاصر) هستند. نتایج نشان می دهد که کتیبه ها بر بخش های مختلف دَرها به قلم های رقاع، نسخ، ثلث، شبه ثلث، نستعلیق و کوفی بنایی به اجرا درآمده اند. محتوای کتیبه ها در هفت گروهِ قرآنی، تاریخی، مدح و ثنا، روایات، شهادتین و اسماء الهی و نام واقفان یا سازندگان، شناسایی و بررسی شده اند. نام سازندگان و واقفان دَرهای موردمطالعه از دوره تیموری تا پهلوی، اغلب به صورت غیرمستقیم و با لقب ذکرشده، اما در دوره معاصر، این نام ها به طور مستقیم و بدون لقب آمده اند.
۱۵۱.

جایگاه کشاورزی شهری در معماری منظر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۱۱۱
کشاورزی شهری یکی از حوزه های پژوهش و عمل مشترک در بین رشته معماری منظر با تعداد دیگری از رشته های دانشگاهی است. بااین حال، در رشته معماری منظر ایران به این موضوع کمتر توجه شده است. لذا، بررسی وضعیت پژوهش و عمل کشاورزی شهری در معماری منظر ایران ضروری به نظر می رسد. هدف این پژوهش تدقیق جایگاه کشاورزی شهری از دیدگاه های مطالعاتی و حرفه ای در معماری منظر برای تعیین جهات پژوهش و عمل آینده و شناسایی بخش های مهم ولی کمتر توجه شده در ایران است. روش این پژوهش از نوع مروری-تحلیلی بوده و با جست وجوی موضوع در پایگاه های داده و شبکه جهانی اینترنت، وضعیت مقالات، کتاب ها، پایان نامه ها، گزارشات، مؤسسات مطالعاتی و پروژه های بین المللی انجام شده توسط معماران منظر و نیز محققان برتر این حوزه را شناسایی و طبقه بندی کرده است. بااینکه پژوهش های مرتبط با کشاورزی شهری در رشته معماری منظر در سطح بین المللی تا حد قابل قبولی شکل یافته و تعداد قابل توجهی مقاله، کتاب، پایان نامه و گزارش مطالعاتی توسط متخصصان رشته معماری منظر در موضوع کشاورزی شهری تولید شده است ولی چنین مطالعاتی در ایران محدود است. در بعد حرفه ای نیز علیرغم توسعه جایگاه بین المللی کشاورزی شهری در معماری منظر و راه یافتن آن به بخش های مختلف اما جایگاه آن در ایران نسبتاً ضعیف است. بخشی از ضعف جایگاه آن تحت تأثیر برخی تعابیر از رویکرد منظرین در این رشته است. لذا لازم است با استفاده از تجارب کشورهای پیشرو و ظرفیت داخلی کشور در بعد مطالعاتی و آکادمیک مانند حمایت از دانشجویان و دانشگاه های دارای رشته معماری منظر و در بعد حرفه ای و عملیاتی مانند تقویت بازار کار حرفه ای و ایجاد حساسیت در سازمان ها و مجامع اجرایی، زمینه رشد جایگاه کشاورزی شهری در معماری منظر ایران را فراهم ساخت. 
۱۵۲.

تحلیل مراتب هنرمند مسلمان در رویارویی با رمز و بازنمایی آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۹۷
رمز یکی از مفاهیمی است که هنرمند مسلمان در خلق آثار خویش ناگزیر از آن بهره می گیرد. بی شک هنرمند مسلمان بنا به مرتبه خویش و جایگاهی که در نظام هستی داشته است قادر به کشف و یا انکشاف رموز عالم به عنوان حقیقتی متجلی در نظام عالم تکوین و در مرتبه بعد تجلی بخشیدن به آن معنا در نظام عالم تشریع بوده است. گشایش رمز و درک معنا از نظام هستی و در مرتبه ای دیگر تجلی بخشیدن به آن معنا در قالب صورت رمزی کار هنرمند مسلمان خواهد بود. اما سؤال اصلی آن است که مراتب هنرمندان مسلمان در رویارویی با رمز و بازنمایی آن در هنر چگونه است؟ هدف از انجام پژوهش تعیین نسبتی است که هنرمند مسلمان با مراتب مختلف رمز برقرار میکند. فرایند خلق هنر اسلامی در گرو رمزگشایی و رمزپردازی در عالم هستی بوده است که هنرمند مسلمان با غور در معنا باید به حقیقت این رموز واقف گردد و آنها را در فرایند خلق هنر، به مرتبه تجلی رساند. روش انجام پژوهش از نظر ماهیت توصیفی-تحلیلی است. روش گردآوری اطلاعات به شیوه کتابخانه ای بوده است که با ابزار شناسه برداری از منابع سنتی و منابع مکمل انجام شده است. روش تجزیه وتحلیل اطلاعات کیفی بوده است. مطالعه و غور در میان هنرمندان مسلمان بیانگر آن است که همه هنرمندان در یک مرتبه و جایگاه قرار نداشته اند و در نسبت های متفاوتی که با آثار هنری برقرار می کنند، جایگاه آنها متفاوت خواهد بود. بررسی های این تحقیق بیانگر آن است که می توان جایگاه هنرمندان را در سه مرتبه حامل رمز، کاشف رمز و خالق رمز دانست که هنرمندان در هر مرتبه نسبت متفاوتی را باحقیقت رمز برقرار می کنند.
۱۵۳.

تحلیل تطبیقی نگارۀ ورود زلیخا و عزیز به مصر و استقبال از ایشان در نگارگری صفوی و گورکانی: مطالعه ای بر مبنای نظریه ترامتنیت ژرار ژنت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۱۴۶
دوران صفوی و گورکانی از درخشان ترین دوره های اسلامی در ایران و هند به شمار آمده که با توجه به فرهنگ و زبان مشترک، تعامل و پیوند عمیقی در ادبیات و هنر داشته اند؛ لذا هنرمندان هندی تحت تأثیر و با اقتباس از هنر ایران دست به مصورسازی نسخ متعددی زده اند. هدف از این پژوهش خوانش روابط بینامتنی و بیش متنی نگاره های مرتبط با روایت ورود زلیخا و عزیز به مصر و استقبال از ایشان از منظومه یوسف و زلیخای هفت اورنگ جامی در دو نسخه صفوی و گورکانی، متعلق به موزه فریر و والترز بوده است. پژوهش حاضر از نوع کیفی و با رویکرد تطبیقی و روش توصیفی- تحلیلی است.داده ها از طریق مطالعات کتابخانه ای و وبگاه های اینترنتی گردآوری شده اند. برای تحلیل داده ها، از رویکرد ترامتنیت ژنت استفاده شده است. نتایج نشان می دهد که روابط بینامتنی میان نگاره ها به صورت صریح، پنهان و ضمنی وجود دارد. همچنین، اقتباس ها عمدتاً به شکل تراگونگی از نوع کاهش، افزایش و جایگزینی در قالب جایگشت نمود یافته اند. نگاره های صفوی و گورکانی، با وجود نظام نشانه ای یکسان، دارای روابط بینانشانه ای هستند که ریشه در پیوندهای عمیق بینافرهنگی و بینازمانی میان دو کشور دارد.
۱۵۴.

تأثیر ناسازگاری های توسعۀ کالبدی بر هویت و حس تعلق به مکان (نمونه موردی: روستای طار)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۵۶
این پژوهش با هدف بررسی «ناسازگاری های توسعه با مکانیت بستر» در روستای طار انجام شده است. در بسیاری از روستاهای ایران، طرح های توسعه به ویژه طرح های هادی، با هدف بهبود وضعیت فیزیکی و زیرساخت ها، اجرا می شوند، اما این تغییرات اغلب با ویژگی های بومی، فرهنگی و اجتماعی جوامع روستایی ناهماهنگ هستند. این پژوهش به منظور تحلیل تأثیرات این تغییرات کالبدی بر هویت مکانی و حس تعلق به مکان ساکنان روستای طار انجام شده است. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی بوده و از ترکیب دو روش مطالعات میدانی و کتابخانه ای بهره گرفته شده است. در سفر پژوهشی به روستای طار، ویژگی های کالبدی، معابر، فضاهای عمومی و نحوه تعامل ساکنان با این فضاها بررسی و مستندسازی شد. همچنین، گفت وگوهای غیررسمی با ساکنان انجام شد تا تجربیات آن ها از تأثیرات توسعه های اخیر بر روابط اجتماعی و احساس تعلق به مکان جمع آوری شود. یافته های پژوهش نشان می دهد که توسعه های کالبدی صورت گرفته با ویژگی های فرهنگی و اجتماعی بومی روستا هماهنگ نبوده و این موضوع منجر به کاهش حس تعلق به مکان و ایجاد فاصله میان ساکنان و محیط کالبدی شان شده است. در نهایت، این تحقیق پیشنهاد می کند که توسعه های کالبدی در روستاها باید به طور ویژه با توجه به نیازهای اجتماعی، فرهنگی و هویتی ساکنان طراحی و اجرا شوند تا از پیامدهای منفی ناشی از ناسازگاری ها جلوگیری شود.
۱۵۵.

زبان بصری گیاهان: خوانش نقوش گیاهی در نگاره های شاهنامه ابراهیم سلطان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۵۲
شاهنامه ابراهیم سلطان، نسخه ای نفیس از شاهنامه فردوسی متعلق به مکتب نگارگری شیراز دوره تیموری است که در کتابخانه بادلیان دانشگاه آکسفورد نگهداری می شود. این نسخه که در فاصله سال های ۸۱۷ تا ۸۳۸ هجری قمری و به سفارش ابراهیم سلطان، فرزند شاهرخ تیموری تهیه شده، شامل ۴۶۸ برگ (۹۳۶ صفحه) و مجموعه ای از نگاره های زیبا و منحصربه فرد است. نگاره های این شاهنامه نشانی از گذار هنر نگارگری ایرانی از عناصر چینی به سوی واقع گرایی بیشتر و منظره پردازی ایرانی دارند. پژوهش حاضر با هدف تحلیل زبان بصری عناصر گیاهی در پنج نگاره ی منتخب با عناوین «فردوسی و شعرای غزنه»، «پادشاهی ضحاک»، «پادشاهی منوچهر»، «دربار ابراهیم سلطان» و «شهبانو و بانوان» انجام شده است. پرسش اصلی آن است که نقوش گیاهی در این نگاره ها چه کارکردهای بصری و معنایی دارند و چگونه در ساختار ترکیب بندی اثر جای گرفته اند؟ این پژوهش با روش توصیفی–تحلیلی و با بهره گیری از منابع کتابخانه ای و تحلیل مستقیم نگاره ها صورت گرفته است. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که گیاهان در نگارگری این نسخه صرفاً عناصر تزیینی نیستند، بلکه به مثابه عناصر معنابخش و الهام گرفته از طبیعت، سازمان دهنده ی فضا و تقویت کننده ی روایت بصری عمل می کنند.
۱۵۶.

تحلیل طراحی شخصیت های قهرمان در ده بازی دیجیتال برتر دنیا (بازی های نسل ۸ سوم شخص، شاخص سایت Game Spot)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۵۰
طراحی شخصیت قهرمان در بازی های دیجیتال یکی از مهم ترین عناصر موفقیت در تولید و جذب مخاطب به شمار می رود. در بازی های نسل هشتم، به ویژه با زاویه دید سوم شخص، شخصیت قهرمان به عنوان رابط اصلی میان بازیکن و جهان بازی عمل می کند. این شخصیت ها نقش کلیدی در روایت داستان، القای هیجان، ساخت هویت و ایجاد هم ذات پنداری دارند. با توجه به پیشرفت های گرافیکی، فنی و داستان پردازی در این نسل از بازی ها، طراحی شخصیت قهرمان نیز پیچیده تر و هدفمندتر شده است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل کاربردی ویژگی های طراحی شخصیت قهرمان در ده بازی دیجیتال برتر نسل هشتم، با تکیه بر فهرست ارائه شده توسط وب سایت معتبر Game Spot، انجام گرفته است. روش تحقیق این پژوهش از نوع توصیفی تحلیلی با رویکرد کاربردی است که داده های آن از طریق بررسی مستقیم بازی ها، تحلیل محتوای روایی، مطالعه منابع نظری، و تحلیل دیداری و ساختاری شخصیت ها گردآوری شده است. در این مطالعه، ابتدا مفاهیم بنیادی همچون چیستی شخصیت قهرمان، ویژگی های روایت در بازی های سوم شخص، و ساختار بازی های نسل هشتم تبیین شده است. سپس به تحلیل تطبیقی و ویژگی های کلیدی طراحی شخصیت قهرمان در بازی های منتخب پرداخته شده که شامل عناصر بصری (پوشش، فرم بدن، رنگ بندی)، پیش زمینه داستانی، ویژگی های روان شناختی، مهارت های فردی، و نحوه تعامل او با محیط و سایر شخصیتهاست. نتایج این بررسی نشان می دهد که بازی هایی که از طراحی شخصیت عمیق، متوازن و داستان محور بهره مند هستند، در ایجاد تجربه عاطفی مؤثرتر برای بازیکن موفق تر عمل می کنند. از سوی دیگر، این نوع طراحی، ضمن تقویت روایت، موجب حفظ درگیری ذهنی کاربر در طول بازی شده و در ارتقاء تجربه بازی نقش تعیین کننده ای دارد. مقاله حاضر می کوشد با ارائه چارچوبی تحلیلی از طراحی شخصیت در نمونه های موفق، الگویی قابل استفاده برای طراحان بازی، پژوهشگران حوزه رسانه های تعاملی و توسعه دهندگان روایت در بازی ارائه دهد.
۱۵۷.

Investigating the Influence of Interstitial Spaces on the Architectural Identity of the Safavid Era(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۴۶
Safavid Isfahan (1501–1736) has long been celebrated for its monumental mosques, palaces, and gardens, yet scholarship has often privileged domes, façades, and ornament while neglecting the interstitial spaces that mediate between them. This study addresses that gap by examining the formative role of thresholds, corridors, galleries, gardens, and terraces in structuring experience and constructing architectural identity. A qualitative methodology was adopted, combining a systematic literature review, semi-structured interviews with eight leading scholars of Iranian and Islamic architecture, and detailed case analyses of the Imam Mosque, ʿAlī Qāpū Palace, and the Chahār-Bāgh School. Thematic coding of expert testimonies, triangulated with architectural evidence, revealed six interdependent domains of interstitial design: geometric order, spatial hierarchy, environmental intelligence, socio-cultural practice, sensory–spiritual orchestration, and political–aesthetic representation. The findings demonstrate that in Safavid architecture, interstitial spaces were not residual connectors but polyvalent instruments that simultaneously organized movement, moderated climate, encoded hierarchy, and materialized cosmological and ideological meanings. These results reframe Safavid design as a grammar of thresholds in which form, function, and symbolism are fused. Beyond historical insight, the study underscores the continuing relevance of interstitial design as a model for integrating climate, community, and cosmology in contemporary architectural practice.
۱۵۸.

تحلیل سیاست های فرهنگی دوره فتحعلی شاه قاجار با تأکید بر تصویر شکار و شکارگاه (با استفاده از نظریه عمل بوردیو)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۲۶
مقدمه: فتحعلی شاه از منظر زیبایی شناسی، دیپلماسی و سیاست، نگاه ویژه ای به هنر داشت، به نحوی که تعدد تصاویر شکار شاهی را می توان بستر اصلی نمایش قدرت دوران او دانست؛ زیرا شکار در کنار هنر و ادبیات، یکی از مهم ترین عملکردهای فتحعلی شاه از نگاه رزم، ورزش و سیاست به شمار می رفت. ازآنجاکه هنر همواره در لایه های مختلف سیاست، فرهنگ، اقتصاد و ارتباطات حضوری تعیین کننده و هدایت گر دارد، توجه دقیق به آن در حیات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی کشور به عنوان پلی میان قدرت حاکم، مخاطب و ثروت، ضروری است. اهداف و سؤال ها: این مقاله باهدف تبیین نقش شکار شاهی در دوره فتحعلی شاه و با اتکا به منابع مکتوب و آثار هنری، به بررسی نقش شاه در حمایت از هنر و هنرمندان و نیز چگونگی بهره برداری سیاسی از تصویر شکار می پردازد. پرسش اصلی پژوهش این است که تصویر شکار سلطنتی چه کاربردی در پیشبرد سیاست های فرهنگی دوره فتحعلی شاه قاجار داشته است؟ روش ها: این پژوهش با روش تحلیلی- تطبیقی و با رویکرد سیاست گذاری فرهنگی ازنظریه عمل بوردیو سود برده است و بعد از گردآوری اطلاعات با روش اسنادی و کتابخانه ای، سعی شده با ارائه الگویی برای درک بهتر مفهوم تصویر شکار دوران فتحعلی شاه، به شیوه کیفی به تجزیه وتحلیل دیدگاه فتحعلی شاه بپردازد. یافته ها و نتایج: ازآنجاکه فتحعلی شاه خود اهل ادبیات و هنر بود، با حمایت از هنر و شعر با گرایش های ملی و از طریق خوانشی تاریخی، خود را به ایزدان کهن ایران و امامان شیعه پیوند زد و خویش را وارث برحق تاج وتخت و فرمانروای امت اسلامی معرفی کرد و با خلق پیام های بصری و نمادپردازی در قالب نقش شکار و شکارگاه، خود را نجات دهنده ممالک محروسه (ایران) جلوه داد. ازاین رو، نقش شکار شاهی یک نقش هویت ساز ملی گرا و دینی در دوره بحران ایران بود.
۱۵۹.

نقش مداخل در آثار هنری عصر زندیه به مثابه فورژری بافته های ایل قشقایی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۱۷
مقدمه: نقوش به کاررفته بر پیکره آثار هنری هر دوره ، افزون بر بُعد تزئینی، وجهی معنایی نیز دارند. نقش «مداخل» در بسیاری از دست ساخته های عصر زندیه مشاهده می شود. تکرار چشمگیر این نقش در آثار گوناگون زندیه توجه برانگیز است و امری عادی به نظر نمی رسد. از نیمه دوم سده دوازدهم هجری، آثار هنری اندکی را می توان یافت که فاقد نقش «مداخل» باشند؛ ازاین رو، همانند دیگر نقوش هنری، مبانی نظری مشخصی در شکل گیری و فراوانی این نقش مؤثر بوده است. از سوی دیگر، نقش «مداخل» از دیرباز یکی از حاشیه های پرتکرار در تولیدات دستی ایل قشقایی به شمار می آید. اهداف و سؤال ها: هدف اصلی پژوهش حاضر، درک مفهوم نقش «مداخل» و تحلیل چرایی حضور مکرر آن در بیش متن آثار هنری دوره زندیه با اتکا بر پیش متن بافته های قشقایی است؛ زیرا بخش عمده ای از بافته های ایل قشقایی نیز واجد این نقش اند. بر این اساس و با مفروض دانستن ارتباط فرهنگی میان متون، این گمان تقویت می شود که بافته های قشقایی به منزله پیش متنی بر بیش متن آثار هنر زندیه بوده اند. در پی این فرضیه ، پرسش اصلی این است که تحلیل همان گونگی، به ویژه فورژریِ نقش «مداخل» در هنر زندیه و بافته های قشقایی، چگونه قابل تبیین است؟ روش ها: این پژوهش در زمره مطالعات کیفی قرار می گیرد و داده های آن با رویکردی توصیفی- تحلیلی از میان بافته های قشقایی و آثار هنری عصر زندیه بررسی شده است. اطلاعات از منابع کتابخانه ای گردآوری و آثار موزه ای از طریق مشاهده و برداشت های دیداری ثبت گردید. نمونه گیری از بافته های قشقایی و آفرینش های هنری زندیه بر اساس دارا بودن نقش «مداخل» مشروط به دسترسی واقعی یا مجازی (برخط) انجام گرفت و درنهایت دوازده نمونه انتخاب شد. در این پژوهش شیوه تجزیه وتحلیل داده ها کیفی است. یافته ها و نتایج: نتایج پژوهش نشان می دهد که نقش «مداخل» فراتر از شکل تکرارشونده و همسو با ذائقه ایلیاتی زندیان است؛ این نقش نمودگاری از ناخودآگاه جمعی ایلی، نمادی از زمان عرضی، مصداقی از فرهنگ پذیری ایل زند از عشایر قشقایی و درنهایت نشانگر سادگی و استحکام به شمار می آید.
۱۶۰.

شناسایی مفاهیم عنصر خاک در هنر نگارگری ایران؛ موردپژوهی: عصر صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۳۳
در هنر نگارگری ایرانی دوره اسلامی، عنصر خاک به عنوان یک مفهوم کلیدی، بار معنایی و زیبایی شناختی گسترده ای را در خود جای داده است. با توجه به اینکه جهان بینی و نگرش فکری عصر صفوی در چارچوب دوره اسلامی شکل گرفته، این عنصر که نماینده آغاز و پایان جهان هستی است، در نگارگری این دوره مورد توجه ویژه قرار گرفته است. این پژوهش با رویکرد مفهوم محور، به بررسی مفاهیم مرتبط با خاک در آثار نگارگری دوره صفوی می پردازد. اگرچه اهمیت عنصر خاک در نگارگری این دوره پیشتر مورد غفلت محققان قرار گرفته، اما پژوهش حاضر با ترکیب رویکردهای کیفی و کمی، به تحلیل توزیع و معنای این مفهوم در نگاره های منتخب می پردازد و سعی دارد به این پرسش ها پاسخ دهد: «عنصر خاک در نگارگری دوره صفوی چه مفاهیمی را در خود جای داده است؟» و «کدام یک از مفاهیم خاک در نگارگری دوره صفوی از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده است؟» برای دستیابی به پاسخ این پرسش ها، ابتدا با روش تحلیل محتوای متنی، مفاهیم مرتبط با عنصر خاک در منابع دینی و متون ادبی دوره اسلامی شناسایی و کدگذاری شد. در مرحله بعد، با بهره گیری از نرم افزار MAXQDA و آمار توصیفی، بسامد و توزیع این مفاهیم در نگاره های منتخب دوره صفوی تحلیل گردید. یافته ها حاکی از آن است که شش مفهوم «شرف یافتگی» (با 74%)، «افتادگی» (62.9%)، «آفرینش» (51.8%)، «هستی» (44.4%)، «بازخیزش» (29.6%) و «نیستی» (22.2%) در بازنمایی عنصر خاک قابل تشخیص اند. نتایج پژوهش بیانگر این است که عنصر خاک در نگاره های این دوره، در قالب تصویر، به نوعی زبان بصری تبدیل شده و مخاطب را به تأملی معنوی دعوت می کند. این امر نشان می دهد که می توان از رهگذر چنین تحلیلی، به لایه های پنهان معنایی در نگاره های این دوره دست یافت و آن ها را فراتر از صرف تزئینات تصویری، به عنوان حاملان معنا و جهان بینی فرهنگی مورد توجه قرار داد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان