فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۴۱ تا ۲۶۰ مورد از کل ۳۰٬۷۴۷ مورد.
منبع:
نامه معماری و شهرسازی سال ۱۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۴۸
114 - 135
حوزههای تخصصی:
محیط مطلوب در فضاهای بهداشتی و مراقبتی، تأثیر مثبتی بر انواع پیامدهای مرتبط با سلامتی مانند مدت اقامت، مصرف مسکن و استرس دارد. در این راستا پایش ابزارهای ارزیابی محیط داخلی ساخته شده داخلی بر نحوه ارزیابی و بهبود کیفیت این فضاها تاثیرگزار خواهد بود. این مطالعه قصد دارد با تحلیل مطالعات مروری که به بررسی این ابزارها پرداخته اند، مشخص نماید که مطالعات جامع در این حوزه در چه زمینه هایی صورت گرفته است. همچنین حوزه تمرکز و معیارهای دسته بندی ابزارها در این مطالعات بر چه اساسی بوده و درنهایت چه نقصان ها یا پتانسیل هایی در این مطالعات قابل مشاهده است. در این مطالعه با نگاهی جامع نگر از روش چترگونه ادبیات مروری موضوع (بررسی مقالات مروری )، به منظور تحلیل و بررسی متون بهره گرفته شد. این مرور به روش سیستماتیک چترگونه در پایگاه های استنادی Web Of Science، PubMed و Scopus و همچنین کتابخانه کاکرین صورت گرفت. مقالات منتخب با فرا- تحلیل مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که ابزارهای ارزیابی محیط داخلی، بیشتر بر ارزیابی بیمارستان به صورت فضای داخلی یکپارچه تمرکز دارند و کمتر به نیازهای خاص بخش های مختلف توجه می کنند. همچنین نیاز به پژوهش های بیشتر درزمینه توسعه و اعتبارسنجی ابزارهای تخصصی تر و گسترش دامنه موضوعات مطالعات قابل مشاهده است.
واکاوی جایگاه مکانی دروازه باغشاه در ساختار تاریخی و معاصر شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات معماری ایران بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۷
265 - 292
حوزههای تخصصی:
دروازه باغشاه، به عنوان یکی از عناصر نشانه ای برجسته در ساختار تاریخی شهر شیراز، اگرچه در منابع مکتوب و تصویری متعددی مورد اشاره قرار گرفته، به واسطه تخریب کالبدی، نبود شواهد میدانی و ابهامات موجود در اسناد تاریخی، مکان دقیق آن تاکنون در هاله ای از ابهام باقی مانده است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی و بازخوانی موقعیت مکانی این دروازه در بستر تاریخی و ساختار معاصر شهر شیراز انجام شده و تلاشی است برای بازیابی یک عنصر گمشده در حافظه فضایی شهر. این پژوهش با رویکردی کیفی و با بهره گیری از روش های میان رشته ای، ازجمله تحلیل اسنادی، نشانه کاوی تاریخی، خوانش بینامتنی و تطبیق جغرافیایی، به دنبال صورت بندی چارچوبی «تفسیری تاریخی» برای مکان یابی دقیق دروازه است. داده های تحقیق از مجموعه ای متنوع از منابع همچون سفرنامه ها، نقشه های تاریخی، تصاویر آرشیوی و متون توصیفی گردآوری شد و در فرایندی تطبیقی، ازطریق برهم نهاد لایه های زمانی و سنجش الگوهای مکانی بررسی گردید. این رویکرد زمینه شناسایی الگوهای تکرارشونده، آشکارسازی نقاط ابهام و بازشناسی گسست های معنایی در روایت های تاریخی را فراهم کرد؛ فرایندی که سرانجام به بازنمایی مستند، منسجم و مبتنی بر شواهد از موقعیت مکانی دروازه انجامید. یافته های پژوهش حاکی از آن است که خیابان دهنادی در بیرون از حصار شهر تاریخی قرار داشته و محل تقریبی دروازه باغشاه در حدفاصل میان خیابان دهنادی و فلکه شهرداری واقع بوده است. همچنین، تحلیل دقیق نقشه سال 1342ق (۱۳۰۲ش)، پس از زمین مبنا شدن (ژئورفرنس سازی)، نشان داد که موقعیت ترسیم شده برای دروازه در این نقشه با داده های تصویری هم خوانی ندارد؛ نکته ای که بر اعتبار بیشتر تصاویر آرشیوی نسبت به نقشه های ترسیمی آن دوره، به ویژه نقشه های کروکی و کم دقت تأکید می کند. بر پایه این تحلیل ها، نسخه ای بازترسیم شده از بخشی از نقشه سال 1342ق (۱۳۰۲ش) تهیه شد که ناحیه پیرامونی دروازه باغشاه را با دقت و استناد بیشتر بازمی نمایاند. این پژوهش، با بازشناسی جایگاه یکی از عناصر حذف شده از سیمای تاریخی شهر، ضمن تقویت حافظه تاریخی شیراز، بستری مستند برای مطالعات آتی درزمینه بازآفرینی در محدوده های شهر تاریخی و ارتقای درک از سازمان فضایی شهر فراهم می سازد و می تواند مبنایی برای سیاست گذاری های آگاهانه در مواجهه با میراث ازدست رفته شهری باشد.
نقش سامانه های عامل محور در بهبود کارایی ابزارهای هوش مصنوعی در معماری داخلی با تاکید بر مفهوم ساختمان سالم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
17 - 36
حوزههای تخصصی:
اهداف: توسعه ابزارهای هوش مصنوعی در معماری داخلی، فرصت ها و تهدیدهای ویژه ای را به همراه داشته است. هدف اول این پژوهش نشان دادن ضعف ها و کاستی های کاربرد حرفه ای ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی در معماری داخلی است. هدف دوم، معرفی و تبیین نقش سامانه های عامل محور در بهبود کارایی ابزارهای هوش مصنوعی در معماری داخلی است.
روش ها: روش تحقیق توصیفی-تحلیلی، به عنوان مبنای اصلی استدلال در پژوهش است. در بخش توصیفی، داده ها از طریق منابع موجود با هدف بررسی تأثیر هوش مصنوعی بر فرآیند طراحی داخلی، جمع آوری شده اند. سپس پرسشنامه ای برای گردآوری نظر طراحان برای درک و ارزیابی تأثیر هوش مصنوعی بر معماری داخلی و نقش طراحان تولید شده، و در نهایت با استفاده از نرم افزار SPSS تحلیل آماری شده است.
یافته ها: بیش از 80 درصد معماران داخلی مورد پرسش با ابزارهای هوش مصنوعی آشنا بودند و اغلب Midjourney را ابزار مهمی می دانستند که زمان را کاهش و کارایی را افزایش داده است. مهمترین چالش شناسایی شده به حوزه ساختمان سالم و زیرمتغیرهای کیفیت هوای داخلی، مصالح و مواد سازگار با محیط زیست و راحتی و ارگونومی فضاها مربوط می شود.
نتیجه گیری: دستاوردهای کیفی پژوهش نشان می دهد که سامانه های عامل محور، نقشی کلیدی در بهبود کارایی ابزارهای هوش مصنوعی در فرآیند معماری داخلی بر عهده دارند. این مهم، در حوزه ساختمان سالم از اهمیت بالاتری برخوردار است زیرا با مدلی کلنگر در تعامل میان شیمی ساختمان، مصالح دوستدار محیط زیست، و سلامت ساکنان ارایه می دهد.
مبانی و مصادیق حریم در شهر ایرانی-اسلامی از منظر حقوق اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: مفهوم حریم همواره در زندگی انسان ها چندبعدی بوده و درک صحیح آن به حفاظت از حقوق افراد و ترویج ارزش های اخلاقی و اجتماعی در جامعه اسلامی کمک می کند. احکام اسلامی نیز که بیانگر طریقه مناسب بروز حقوق اسلامی هستند، نقش مهمی برنامه ریزی شهرهای ایرانی-اسلامی دارند و ارتباط حریم ذهنی را با دنیای عینی برقرار می کنند. از همین حیث انتظار می رود شهر ایرانی-اسلامی به منظور فراهم کردن بسترِ کمالِ شهروندان، حریم را توامان در ابعاد فیزیکی و ذهنی آن مدنظر قرار دهد. بنابراین در مطالعه حاضر به تبیین جایگاه و الزامات حقوق اسلامی به عنوان یک اصل اساسی در مواجهه با مفهوم حریم در شهر ایرانی-اسلامی پرداخته می شود. هدف پژوهش: این پژوهش با هدف تبیین مبانی و مصادیق حریم در شهر، شناخت الزامات احکام اسلامی و قواعد حاکم بر حریم، در شهر اسلامی-ایرانی انجام می شود. روش شناسی: پژوهش با رویکردی کیفی و روشی توصیفی-تحلیلی انجام شده است. داده های موردِاستفاده از روش کتابخانه ای، اسنادی و عکس برداری حاصل شده اند. به منظور افزایش روایی و پایایی یافته ها، دسته بندی های انجام شده در ارتباط با حقوق چهارگانه و مؤلفه های شهرسازی، با بازبینی تعدادی از خبرگان حوزه فقه شهری و شهرسازی اسلامی مورد تأیید قرار گرفته اند. یافته ها و بحث: حقوق اسلامی حاکم بر مفهوم حریم در چهار دسته حق الله، حق النفس، حق الناس و حق به محیط زیست قابل مطالعه هستند. احکام اعتباری آن ها که تحت عنوان مولفه های شهرسازی نام برده می شوند، در ابعاد کالبدی، منظر، فرهنگی-اجتماعی-اقتصادی، کاربری، طبیعی، دسترسی و مدیریتی-سیاسی هستند. نتیجه گیری: الزامات احکام ثابت در مواجهه با مفهوم حریم در الزامات اجتماعی ((حرایم شخصی (فرد)، خانوادگی، همسایگی و محله ای))، کاربری (حرایم کاربری های مسکونی و مذهبی)، فرهنگی (حرایم فرهنگی از جمله سنن و ارزش های معنوی افراد)، کالبدی-فضایی (حرایم راه ها، معابر و...)، طبیعی (حرایم درختان، حیوانات و...)، منظر شهری (حرایم آسمان، زمین و...)، اقتصادی (اموال مسلمانان) و حرایم مدیریتی-حقوقی دسته بندی شده و در مطالعات شهر اسلامی-ایرانی به عنوان رویکرد کلی مطالعات قابل استفاده هستند.
معماری و شهرسازی معاصر ایران به مثابه رویداد یک هنجار نوین: بازنمایی ذهنی از کاربست اندیشه انتقادی در هویت معماری و طراحی شهری معاصر ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
روشنگری عصر جدید از آغاز با رادیکالیسم گره خورده است؛ تا آنجا که دیگر خود را بازتولید نمی کند و به جای توجه به تحقق وضع مطلوب، به توجیه و دفاع از وضع موجود می پردازد. همچنین در خوانشی از نظمِ پس از بی نظمی، به بیان پرسشی (نیهیلیستی) از ناکامی میان از دست رفتن واقعیت و حقیقت رسیده که ممکن است خود را نابود کند. علاوه بر آن، به مثابه هنجاری نوین، بازنمایی ذهنی از هویت را بررسی می کند که این هنجار نوین (نیونرمال)، حالت عادی (نرمال) پس از یک بحران است. این تحقیق به روش کیفی و با هدف بازنمایی ذهنی از کاربست اندیشه انتقادی در هویت معماری و طراحی شهری معاصر ایران، به دنبال پاسخ این پرسش است که معماری و شهرسازی معاصر چگونه می تواند به مثابه رویداد یک هنجار نوین، به ارتقای هویت معماری و طراحی شهری بینجامد؟ ازاین رو، داده ها در قالب مصاحبه های نیمه ساختاریافته به شیوه نظام مند، گردآوری و مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفته و پاسخ ها در مصاحبه هفدهم، به بالاترین سطح اشباع رسیده است. با توجه به میانگین توافقِ ۹۰.۳۷درصد و پوشش سطح معیار بیش از ۰.۶ کاپا، شاخص کیفیت تحقیق، مقبول بوده و روایی و پایایی تحقیق، مورد تأیید است. نتیجه تحقیق، با بررسی معیارهای تطبیق، تعمیم، قابلیت فهم و کنترل، قابل ارزیابی و تفسیر است. یافته ها نشان می دهند پیامد جمع بندی متغیرهای علّی پژوهش در شرایط میانجی وضعیت موجود، رویدادی را رقم می زند که با رویکردی واقع گرایانه و انتقادی، به بازنمایی ذهنی از هویت معماری و طراحی شهری می پردازد. همچنین در بحرانی خودانعکاسی از تغییرات مداوم وضعیت های آستانه ای، در حال تحول به بدیلی رادیکال در وضعیت هنجاری نوین است که به واسطه ابهام، گشودگی و تعین ناپذیری خود، به گذرگاهی موقتی میان وضعیت های جایگزین، منتج و به ارتقای هویت معماری و شهرسازی معاصر ایران می انجامد.
نقش مؤلفه های معماری میان افزا در ارتقاء هویت محله ای بر اساس تعامل فضای نو و میراث کالبدی (موردپژوهی: ساختمان چیذری و نیماد در شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
توسعه کالبدی معاصر در بافت های تاریخی، در صورت بی توجهی به ساختارهای زمینه ای، به گسست فضایی و تضعیف هویت محله ای می انجامد. معماری میان افزا به عنوان رویکردی مؤثر، با حفظ انسجام فضایی و ارتقاء کیفیت محیطی پیوند گذشته و حال را بازتعریف می کند. هدف این پژوهش، بررسی نقش معماری میان افزا در تقویت هویت محله ای است و بر اساس سه فرضیه نظری انجام شد که بر تأثیر سازگاری زمینه گرا بر انسجام کالبدی، نقش ابعاد روانشناسی محیطی در ادراک ذهنی و کارکرد توسعه و حفاظت در ایجاد توازن میان فضاهای نو و میراث کالبدی تأکید دارند. این پژوهش با رویکردی ترکیبی و ماهیت کاربردی انجام شده است؛ در مرحله نخست، مؤلفه های نظری با تحلیل محتوای کیفی ادبیات و با استفاده از نرم افزا مکس کیو دی ای (MAXQDA) استخراج شدند. سپس برای سنجش متغیرها و استخراج راهبردها، یک پرسشنامه بازپاسخ در میان متخصصان توزیع و نتایج به تدوین پرسشنامه ای ساختاریافته انجامید. در ادامه، داده های کمی بر اساس طیف لیکرت از ساکنان و همان متخصصان گردآوری شد. همچنین، دو بنای چیذری و نیماد در تهران به عنوان مطالعه موردی انتخاب شدند. در این بخش، داده ها با استفاده از نرم افزار اس پی اس اس (SPSS) و از طریق آزمون های همبستگی و تحلیل واریانس ارزیابی شدند. درنهایت، پژوهش نشان داد معماری میان افزا از طریق انطباق با الگوی زمینه گرا و پاسخ به مؤلفه های روان شناختی، توازن معناداری میان ابعاد عینی و ذهنی هویت محله ای برقرار کرده و منجر به ارتقای کیفیت محیطی در بافت های تاریخی می شود.
آماده سازی محیط های شهری از نظر ایجاد تعادل بوم ساختی میان انسان و حیوان: پیشنهاد کدگذاری پهنه های جانور- مکانی برای شهر تهران، مطالعه موردی: شهرک اکباتان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های بوم شناسی شهری سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۳۹)
131 - 152
حوزههای تخصصی:
شهرهای امروزی به سبب ماهیت مدرن سبک زندگی انسان، حضور گونه های جانوری را در ساختار مدیریت و برنامه ریزی نادیده گرفته و منحصراً مناسب انسان ها برنامه ریزی و طراحی شده اند که به موجب این دیدگاه، بحران زیست پذیری شهرها و عدم تعادل اکولوژیک شهرها را به همراه داشته است. حفظ تنوع زیستی، بستر حفظ زیرساخت اکولوژیک که انسان ها از آن استفاده می کنند را تسهیل می نماید که این امر در راستای ظهور دیدگاه ها و فرهنگ های جدید مانند حقوق حیوانات و نگهداری از حیوانات خانگی در بین ساکنین شهرها بوده و به طور فزاینده ای در حال گسترش است. این پژوهش بر آن است تا با نگاهی جامع بر انواع گونه های جانوری و دیدگاه های متفاوت نسبت به حضور حیوانات در شهرها، هم زیستی میان انسان و گونه های جانوری را در ساختار برنامه ریزی گنجانده تا حفظ و احیای تنوع زیستی و تعادل اکولوژیک در شهرها را امکا ن پذیر سازد. پژوهش حاضر از لحاظ هدف، کاربردی و از منظر ماهیت، کمی- کیفی است. در بخش مطالعه کیفی و تحلیل اطلاعات مصاحبه های متخصصان این حوزه از روش گرندد تئوری بهره گرفته شده است و جامعه هدف در بخش مطالعه کیفی شامل متخصصان حوزه برنامه ریزی شهری، اکولوژی شهری و دامپزشکی اند که در راستای ورود جانوران در روند برنامه ریزی شهری و حفظ تعادل بوم ساختی در ایران متخصص هستند. جامعه آماری در بخش کمی، شامل 20 نفر از ساکنین و کسبه شهرک اکباتان می باشد که تعداد آن ها با استفاده از منطق اشباع نظری انتخاب شده است. اطلاعات به دست آمده نیز با استفاده از نرم افزار MAXQDA و Esri ArcGIS Pro تحلیل شده اند. طبق نتایج به دست آمده، 5 راهبرد در بعد برنامه ریزی و مدیریت، 3 راهبرد در بعد آموزش و فرهنگ سازی ، 3 راهبرد در بعد ساماندهی و آماده سازی کالبدی و نیز 3 راهبرد در بعد بهبود و ارتقای محیطی معرفی و برای بازطراحی محله اکباتان به عنوان نمونه مورد مطالعه انتخاب شده اند.
A Comparative Study of Open Spaces in Mixed and Linear Residential Complexes and Their Impact on Elderly Mental Health in Isfahan(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Architecture and Urban Development, Volume ۱۵, Issue ۳ - Serial Number ۵۷, Summer ۲۰۲۵
57 - 68
حوزههای تخصصی:
Open spaces play a crucial role in enhancing the quality of life and supporting the mental well-being of older adults. This study examines both physical and non-physical differences in the open spaces of residential complexes designed according to two distinct patterns—mixed and linear—and investigates how these differences relate to the mental health of elderly residents. A mixed-methods approach was used, combining qualitative interviews with quantitative surveys. The study focused on two case examples in Isfahan: the Moshtagh Farhangian Residential Complex (a mixed pattern) and the Aftab Twin Towers (a linear pattern). The results show that several physical factors—such as accessibility to pedestrian and bicycle paths, environmental quality, safety of open spaces, and the presence of natural elements like greenery and water features—and non-physical factors—such as social interaction, individual and group participation, physical activity, and perceived security—have a significant impact on the mental health of elderly residents. However, the importance and effect of these factors differ between the two design patterns. Mixed-layout complexes offer better access, stronger social ties, and superior environmental quality than linear designs, which often suffer from repetitive layouts and poor indoor-outdoor integration, despite their visual appeal. Effectiveness depends on open space placement. These insights can help architects and urban planners design residential complexes that are more functional and supportive of the well-being of older adults.
بررسی تأثیر آنومی اجتماعی بر معماری ایران از نگاه سفرنامه نویسان دوره صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال ۲۲ اسفند ۱۴۰۴ شماره ۱۵۳
69-82
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: در دوره صفویان گروه های مختلفی از اروپا به ایران وارد شدند و برخی از خود سفرنامه هایی به جا گذاشتند که علاوه بر ستایش فرهنگ، خلقیات و آثار معماری ایرانیان، نکاتی از وضعیت نابسامان شهرها و ساختمان ها در آن ها دیده می شود که در کنار برخی توصیفات از روحیات و رفتارهای خارج از اخلاق پذیرفته شده، نشانه هایی از جامعه نابسامان، بی هنجار یا آنومیک و معماری برآمده از آن را به دست می دهد. چنین گزارش هایی از جنبه های پنهان معماری ایرانی، تصویری کمتر شناخته شده از حیات و نابودی ساختمان ها را به نمایش می گذارد که به دلیل قرارگرفتن زیر سایه اَبَر-روایت شکوه و عظمت معماری ایران، کانون توجه و بررسی قرار داده نشده اند. این در حالی است که معماری هر سرزمینی، مانند سایر دستاوردهای آن نیاز به نقد و آسیب شناسی دارد. هدف پژوهش: برای حل این مسئله، با کمک علم جامعه شناسی و استفاده از نگرش «نقادانه» و از «بیرون» به «درون» سفرنامه های غیرایرانی به جامعه و معماری ایران، در جهت شناخت و تصویر ابعاد پنهان معماری آن در شرایط آنومیک، استفاده شده است. روش پژوهش: برای دستیابی به هدف فوق، این پژوهشِ بنیادی و کیفی، با بهره گیری از «روش ترکیبی» به جمع آوری داده های برآمده از مطالعه اسنادی 27 عنوان سفرنامه منتخب از دوران صفویان پرداخته و تجزیه وتحلیل داده های به دست آمده از رویکرد تفسیری-تاریخی به نتایج نهایی منتهی شده است. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش، مواردی چون ساختن ابنیه جدید به جای مرمت آثار موجود، تخریب بناها به دلیل خرافات، سپردن ساختمان ها به دست تقدیر، عدم رسیدگی به ابنیه موجود، عدم مرمت ساختمان های دیگران، بناکردن بی کارکرد و بی دلیل بناها و عدم سرمایه گذاری روی ساختمان ها را آشکار می کند که برآمده از جامعه ای با اقلیمی خشن، حکومتی مستبد، دچار بی قانونی و متأثر از باورهای خرافی بوده که مردمان آن را به سوی رفتارهای آنومیک سوق داده است.
Spatial Configuration of the Architecture of Shiraz City (Iran) In Two Periods of Zandieh and Contemporary(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Architecture and Urban Development, Volume ۱۵, Issue ۱ - Serial Number ۵۵, Winter ۲۰۲۵
51 - 68
حوزههای تخصصی:
By examining the modern cities of Iran with a historical background, it is evident how the changes in city structure over the past few decades have impacted the lives of individuals in society. Among these Iranian cities, the city of Shiraz is notable. The historical background of the city of Shiraz dates back to the sixth century BC. Over time, due to natural and governmental factors, the city's structural patterns have undergone significant changes, each unique in its time, with specific positive and negative spatial effects resulting from its type of spatial organization. This research aims to examine the transformations in spatial configuration within urban spaces over time and to identify patterns and qualitative and quantitative characteristics that affect these transformations, with a particular focus on the reorganization of the general disorganization in the structure of Shiraz City. The methodology of this research is based on documenting the evolutionary process, incorporating logical reasoning. Additionally, relevant materials and maps have been obtained through observation, field surveys, and library studies, which the authors have redrawn for clarity. Subsequently, the maps were analyzed and evaluated using UCL Depth Map, a specialized software for spatial syntax, and the results are presented. The findings and analyses conducted in this research indicate that the historical transformations of spatial configuration have deteriorated the historical context of Shiraz due to its physical expansion, reducing the quality of its urban environment.
دست ساخته های فلزکاری چهارمحال و بختیاری در مدار توسعه پایدار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جلوه هنر سال ۱۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۴۸)
165-184
حوزههای تخصصی:
جهانی بوده است. اما علی رغم وجود این ظرفیت بین المللی، نقش آن در دستیابی به توسعه پایدار مغفول مانده است. هدف از نگارش این مقاله، هویدا ساختن جایگاه آن دسته از صنایع دستی دارای مهر اصالت یونسکو است که نشان داده اند مقبولیتی جهانی داشته اند. پژوهش حاضر، به صورت آمیخته بر مبنای روش کیفی و کمی در دو بخش تنیده با یکدیگر، با مطالعات اسنادی (منابع مکتوب) و میدانی (مصاحبه نیمه ساختاریافته، نیمه عمیق) به انجام رسیده است. برای نیل به هدف، نگارنده، هنرمندان دارای مهر اصالت یونسکو در زمینه فلزکاری در استان چهارمحال وبختیاری را بر اساس تجربیات زیسته، دریافتی و انگاشتی، شناسایی و 16 اثر را به صورت آگاهانه انتخاب کرده است. سپس موانع موجود بر سر راه توسعه صنایع دستی بومی استان را موردتوجه قرار داده است. اطلاعات میدانی مورد نظر، از دو طریق مصاحبه و پرسش نامه جمع آوری شده اند که حاوی 25 پرسش در30 نسخه و در دو سطح تولیدی و کارگاهی (15نفر) و کارشناسان و مسئولان صنایع دستی استان (15نفر) توزیع شده اند. بررسی ها گویای آنست که چه در سطح کارگاهی و چه در سطح مدیریتی، توافق نظر بر 33 مؤلفه وجود مشکل در سازینه های فلزی استان وجود دارد و رسیدن به سطح مهر اصالت یونسکو را وابسته به حل، تعدیل و تخفیف آن ها می دانند. ضمن این که هر 2 گروه، عمده مشکلات را از طرف مقابل می دانند و این نتیجه حاصل می شود که در صورت حل مشکل و توجه به صنایع دستی بومی و گام نهادن در مسیر کسب خوشنامی، می توان در راه توسعه پایدار گام نهاد.
ادراک زیبایی شناختی معماری
حوزههای تخصصی:
این که کسی امروزه در محافل معماری از ایده ی «زیبایی شناسی» سخن بگوید، تقریباً به عنوان نوعی جسارت تعبیر می شود. [البته این] واکنش قابل درک است. گرچه این ایده و ارتباط آن با «زیبایی» دارای پیشینه ای طولانی و جایگاهی والامرتبه در تاریخ اندیشه ی معماری بوده است _ از تهرنگ های وابسته به عشق شهوانی ونوستوس ویتروویوسی (مشتق از الهه ونوس) گرفته تا تناسبات آلبرتی _ این اصطلاح امروزی برای بسیاری غیرجدی به نظر می رسد. مردم در زبان روزمره خود ممکن است از غروب دیدنی خورشید یا زیبایی فرازمینیِ شریک عاطفی شان سخن بگویند، اما معماران و دیگر نخبگان [عرصه ی] هنر معمولاً از [به کارگیری] چنین اصطلاحاتی پرهیز می کنند. هنگامی که معماران در یک استودیو طراحی یا در ارائه ای برای کارفرما قضاوتی زیبایی شناختی می کنند، آن ها ناگزیر این کار را با نوعی عذاب وجدان انجام می دهند؛ و غالباً با احساسی از گناه به موضوع زیبایی شناسی نزدیک می شوند.می توان دلیل این ناراحتی معماران را تا چندین قرن گذشته ردیابی کرد، اما باید گفت که بخش زیادی از این وضعیت ناشی از تحولات قرن بیستم است.
جایگاه آموزش شهروندی در طرح های توسعه شهری؛ نمونه مورد مطالعه: طرح های توسعه محله هرندی تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات شهری دوره ۱۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۵
77 - 90
حوزههای تخصصی:
در عصر انقلاب شهری و همزمان با رشد روزافزون شهرنشینی، چالش های جدیدی پیش روی شهرنشینان قرار می گیرد که مواجهه صحیح با آنها نیازمند اتخاذ تدابیر نوین است. آموزش شهروندی یکی از پایدارترین و به صرفه ترین اقدامات به منظور مواجهه مؤثر با این چالش ها در آینده است. کارشناسان بر این باورند، حرکت در جهت توسعه پایدار و استمرار روندهای توسعه ای در شهرها و محلات مستلزم وجود شهروندان آگاه، آموزش دیده و مسئول است. از این رو، در بسیاری از کشورها ارائه آموزش های شهروندی را از کودکستان ها و مدارس آغاز نموده و از طریق تدوین و اجرای طرح های توسعه ای به ویژه در سطح محلات، این نوع آموزش ها را به صورت فراگیر پیگیری می نمایند. محله هرندی تهران واقع در منطقه 12 شهرداری، با وجود برخورداری از سابقه تاریخی و نیز ارائه خدمات ویژه در شبکه فعالیت های اقتصادی شهر، یکی از نقاط کانونی آسیب های اجتماعی در تهران قلمداد می شود. به منظور کاهش این آسیب ها تاکنون بیش از 18 طرح توسعه ای به اجرا گذارده شده است. بررسی این طرح ها نشان می دهد، برغم اهمیت و نقش آموزش شهروندی در کاهش آسیب ها و مشکلات زندگی شهری، تمامی ابعاد و جوانب آن مطمح نظر برنامه ریزان قرار نگرفته است. حال در این پژوهش تلاش شده است تا مقوله آموزش شهروندی در طرح های محله از منظر موجودیت و اثربخشی مورد سنجش و ارزیابی قرار گیرد. این تحقیق از نوع کیفی بوده و ضمن انجام تحلیل محتوای اسن ادی، مص احبه های نیمه ساختمند با 15 نفر از مدیران شهرداری، کارکنان سمن های فعال در محله و کارشناسان حوزه شهری انجام شده و تمامی داده ها با استفاده از نرم افزار maxqda مورد تحلیل قرار گرفته اند تا تصویر دقیق تری از جایگاه آموزش شهروندی در طرح های توسعه محله هرندی ارائه شود. خروجی تحقیق حاضر نشان می دهد، ضمن ضرورت توجه به تفاوت های ساختاری محله هرندی با دیگر محلات شهر تهران، توسعه این محله و تخفیف آسیب های آن نیازمند یک بازنگری ویژه در طرح های توسعه محلی بر اساس شاخص های آموزش شهروندی است.
بررسی پایدار شبکه هوشمند معابر شهری جهت حضور به موقع یگان ناجا بر اساس الگوریتم Dijkstra (مطالعه موردی: شهر اهواز)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گفتمان طراحی شهری دوره ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
89 - 101
حوزههای تخصصی:
مسئله: بزهکاری و جلوه مختلف خشونت و بی نظمی از پدیده های بسیار پیچیده اجتماعی است و در صورت وجود بستر مکانی و زمانی مساعد، زمینه بروز جرم و تکرار آن فراهم می گردد و به مرور زمان یک محیط جغرافیایی به یک کانون جرم خیز تبدیل می شود. شهر اهواز دارای محلات متعدد و مراکز فعالیتی پراکنده و فضاهای خالی ساخته نشده و فضاهای سبز همچون پارک ها، نخلستان ها و باغات در بافت های شهری می باشد که احتمال وقوع جرم را افزایش می دهد. بر این اساس طراحی شبکه هوشمند معابر در شهر اهواز جهت امداد رسانی بهتر یگان انتظامی ضرورت می یابد.
هدف: شناخت ساختارهای فضایی شبکه معابر شهر اهواز، میزان وقوع جرم، تحلیل موقعیت یگان های پلیس که نقش بسزایی در راستای خدمات رسانی بهتر یگان امداد و نجات دارد.
روش: جهت تجزیه و تحلیل یافته ها از نرم افزارهای ArcGIS، EXCEL و Grafer استفاده گردیده است. همچنین از الگوریتم کوتاه ترین مسیر Dijkstra و الگوریتم اویلر جهت یافتن کوتاه ترین مسیر استفاده گردیده است.
نتایج: پژوهش حاضر نشان می دهد آنچه در بررسی کلانتری ها شهر اهواز حائز اهمیت می باشد، توزیع فضایی این مراکز از نظر دسترسی و همچنین فاصله کلانتری ها نسبت به یکدیگر می باشد. با توجه به آنالیز مسیریابی ارائه شده با GIS خیابان مقیمی زاده با فاصله 8 متر نسبت به محل جرم خیز کمترین فاصله و در مقابل بلوار پاسداران و خیابان شهید تندگویان به ترتیب با 523 متر و 653 متر بیشترین فاصله را از یگان پلیس تا محل جرم را دارند.
تحلیل نقش روایت های تعاملی بازی های رایانه ای بر درونی سازی مفاهیم فلسفی برای کاربران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در عصر دیجیتال، بازی های رایانه ای دیگر تنها ابزار سرگرمی نیستند، بلکه به رسانه هایی پیچیده برای بازنمایی معانی، شکل دهی به نگرش ها و آموزش مفاهیم بنیادین انسانی تبدیل شده اند. یکی از ابعاد کمتر بررسی شده در این زمینه، ظرفیت بازی های رایانه ای در آموزش و درونی سازی مفاهیم فلسفی است. این مفاهیم، که غالباً در قالب نظام های انتزاعی مانند اخلاق، عدالت، آزادی اراده و مسئولیت مطرح می شوند، به واسطه طبیعت پیچیده و گاه متافیزیکی شان، اغلب در آموزش رسمی به سختی قابل انتقال اند. در این میان، بازی های رایانه ای با امکان انتخاب های اخلاقی، پیامدهای داستانی و ساختار غیرخطی، بستری منحصربه فرد برای تجربه عملی این مفاهیم فراهم می آورند. هدف اصلی این پژوهش، تحلیل چگونگی تأثیر روایت های تعاملی در بازی های رایانه ای بر فرایند درونی سازی مفاهیم فلسفی برای کاربران است؛ به ویژه آنکه چگونه ساختارهای داستانی انتخاب محور، در کنار عناصر گیم پلی، می توانند کاربران را با موقعیت هایی اخلاقی مواجه ساخته و موجب بازاندیشی، فهم و تعمیق مفاهیم فلسفی در ساحت تجربه روزمره آنها شوند. اهمیت این پژوهش در آن است که نشان می دهد بازی ها نه صرفاً واسطه ای برای انتقال اطلاعات، بلکه ابزارهایی برای پرورش تفکر اخلاقی و فلسفی به شیوه ای غیر مستقیم و درگیرکننده اند. روش پژوهش، تحلیلی تفسیری است و بر مبنای بررسی مفهومی ساختاری بازی های منتخب طراحی شده که دارای مؤلفه هایی نظیر روایت های شاخه ای، پیامدگرایی انتخاب ها، موقعیت های اخلاقی چندوجهی، و شخصیت پردازی برآمده از تأمل فلسفی هستند. تحلیل ها نشان می دهند که چنین بازی هایی به کاربران امکان می دهند تا در فضای شبیه سازی شده، تصمیماتی بگیرند که پیامدهای واقعی نما داشته و درک آنان را از مفاهیمی همچون فایده گرایی، وظیفه گرایی، مسئولیت اجتماعی و حق انتخاب تقویت کنند. در عین حال، پژوهش به چالش هایی نظیر ساده سازی بیش از حد مفاهیم، گسست میان روایت و مکانیک های بازی، و نیاز به طراحی متناسب با ظرفیت های شناختی کاربران نیز اشاره دارد. بر این اساس، مقاله حاضر در صدد است تا زمینه ای فراهم کند برای استفاده مؤثرتر از بازی های رایانه ای در آموزش فلسفه، تفکر انتقادی و پرورش شهروندی آگاه در فضای حکمی معاصر.
تحلیل فضای پست مدرن: مطالعه واسازی در آثار طراحی لباس ری کاواکوبو از منظر دریدا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کاواکوبو را می توان در خلق آثارش، هنرمندی ژاپنی دانست که خارج از شیوه رایج و متعارف به واسازی در طراحی مد و لباس پرداخته است. ارائه آثار او در موزه متروپلیتن نیویورک در سال ۲۰۱۷ میلادی اهمیت و نقش تحول ساز این آثار را نشان داد. از این رو قصد بر آن است با تحلیل فضا به عنوان مؤلفه ای غیرمادی چگونگی بازتاب مفاهیم پست مدرن در این آثار کشف و شناسایی گردند؛ بنابراین ۱۸ اثر به صورت هدفمند انتخاب شدند و بر اساس کدهای مرکزیت زدایی، حاشیه، بینامتنیت و نفی تقابل دوگانه مورد تحلیل قرار گرفتند. همچنین رویکردی کیفی با ماهیتی توصیفی-تحلیلی برای تحلیل آثار اتخاذ گردید و جمع آوری اطلاعات اولیه از روش کتابخانه ای و سایت های معتبر بین المللی صورت گرفته است. نتایج نشان داد که در آثار کاواکوبو مفاهیم فضاسازی ژاپنی همسو با شیوه واسازی پست مدرنیستی به گونه ای بازتاب داشته است که فضایی مبهم و برخلاف ارزش های متکی بر نظام ساختار یافته در طراحی مد و لباس را ایجاد کرده است. در این آثار فضا به معنای حذف ارزش گذاری های بیرونی مؤثر در مؤلفه های طراحی لباس است که معنای واحد نشانه ها جای خود را به تأویل های ناایستا و پویا داده است و هر آنچه برای طراحی لباس در حاشیه قرار داشته به مرکز انتقال یافته و خارج از تقابل های دوگانه، فضایی میانه برای جدایی رسانه طراحی لباس از محدودیت های نظام ساختاریافته پیشین ایجاد نموده است.
تحلیل جنبۀ زیبایی آیین زار قشم؛ با تأکید بر مفهوم غایت مندی در فلسفۀ کانت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهپویه حکمت هنر دوره ۴ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۶)
117 - 127
حوزههای تخصصی:
آیین زار، آیینی موسیقایی درمانی است که قرن ها پیش توسط بردگان افریقایی و از مبدأ شرق آفریقا به سواحل عربستان و سواحل جنوبی ایران آورده شده است. معتقدان بر این آیین بر این باورند که موجوداتی فرامادی در جهان حضور دارند و می توانند با حلول در جسم و جان انسان، وی را مرکب خود کرده و دچار بیماری و گرفتاری کنند. آنها برای درمان بیماران مراسمی را تحت عنوان «آیین زار» برپا می کنند. در این آیین، موسیقی، رقص، ذکر اشعار و اوراد، فضاسازی، اجرا، پهن کردن سفره، نذورات و قربانی کردن ارکان اصلی هستند. همین عناصر، به آیین زار یک جنبه نمایش گونه می دهند که می تواند آن را از لحاظ هنری زیبا جلوه دهد. با توجه به این امر، پژوهش حاضر به تحلیل جنبه های زیبایی آیین زار قشم با تأکید بر دقیقه سوم امر زیبا در نقد قوه حکم کانت و مفهوم غایت مندی می پردازد. هدف اصلی این پژوهش، تعیین جنبه های زیبایی آیین زار قشم، با توجه به مفهوم غایت مندی در فلسفه کانت می باشد. همچنین پرسش اصلی پژوهش حاضر، این است که جنبه های زیبایی در آیین زار قشم با توجه به مفهوم غایت مندی در فلسفه کانت چیست؟ این پژوهش بنیادی و توصیفی تحلیلی است. گردآوری به روش کتابخانه ای، مشاهده میدانی و مصاحبه و تحلیل از نوع کیفی بر اساس زیبایی شناسی کانت است. نمونه گیری گزینشی غیر تصادفی است. این پژوهش نشان می دهد که بعد رقص از دیدگاه بیمار، دارای زیبایی وابسته و از دیدگاه مخاطب، دارای زیبایی نیست. بعد موسیقی از دیدگاه بیمار، دارای زیبایی وابسته و از دیدگاه مخاطب، دارای زیبایی آزاد است. بخش آواز و اشعار و بخش اجرا هر دو برای بیمار و مخاطب دارای زیبایی وابسته است. بعد فضاسازی برای بیمار دارای زیبایی وابسته و برای مخاطب، دارای زیبایی آزاد است. طبق دیدگاه کانت، زیبایی آزادی که وابسته به عین نیست، دارای خلوص بیشتری است. آنچه در آیین زار از دیدگاه کانت زیبایی خالص تری محسوب می شود، تنها بعد موسیقی و فضاسازی از دیدگاه مخاطب است و از دیدگاه بیمار، تمام زیبایی ها خلوص کمتری دارند. آیین زار قشم علاوه بر غایت درمان، دارای ابعاد زیبایی مانند رقص، موسیقی، آواز و اشعار، اجرا و فضاسازی است و بر اساس دیدگاه کانت، هرکدام نوع زیبایی و غایت مندی متفاوتی دارند. از دیدگاه بیمار، تمام عناصر زیبایی آیین زار، دارای زیبایی وابسته هستند، زیرا مجموعه تمام عناصر مذکور منجر به درمان بیمار می شود. زیبایی عناصر یاد شده برای بیمار، وابسته به غایت درمان و حضور در فضای تقدیس شده آیینی می باشد.
خوانش عرفانی نگاره غرق شدن مرد ریش دار با استناد بر باب یقظه از منظر خواجه عبداللّه انصاری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
منطق الطیر عطار ازجمله متون پراستناد در پژوهش های ادبی است و نسخ خطی مصور ملهم از آن نیز در صدر آثار پژوهشی پراستناد در حوزه تحقیقات هنری جای می گیرند، فلذا در این پژوهش منطق الطیر محفوظ در موزه متروپولیتن که به سبب مشارکت و نظارت کمال الدین بهزاد بر برخی از نگاره های آن حائز اهمیت بوده، مورد پژوهش قرار گرفته چراکه از کیفیت بالای تصویرسازی برخوردار بوده و نکات نغز عرفانی در لابه لای واقعیت های زندگی روزمره به صورتی ماهرانه گنجانده شده است. ضرورت تحقیق حاضر به دلیل وجود ارتباط های پیدا و پنهان میان متون عرفانی و حکمی ایران اسلامی با نگارگری ایرانی است که کشف این روابط می تواند در باز کردن گره های پژوهشی به صورت صحیح و علمی مفید فایده واقع شود. در پژوهش حاضر سعی شده به ارتباط میان داستان نگاره غرق شدن مرد ریش دار اثر بهزاد با متن منازل السائرین خواجه عبداللّه انصاری توجه شده و هدف از آن کشف روابط ناپیدای میان مضمون «یقظه» یا بیداری از منظر پیر هرات با کلیّت داستان نگاره و نحوه عملکرد شخصیت های آن است. درمجموع با مطالعه نگاره مشخص شد که در نگاره غرق شدن مرد ریش دار عطار، بهزاد و سلطانعلی در انتقال پیام نگاره بسیار موفق بوده اند. مضامین شعر عطار اشاره به شناخت نفس و ترک تعلقات دنیوی و عبرت گرفتن از حال اهل بلا دارد. بهزاد به خوبی از عهده انتقال مضامین داستان برآمده و با ترسیم کردن مرد ریش دار که در حال غرق شدن است، عدم توجه به تنبّه و بیداری در ابتدای سلوک را خاطرنشان می سازد و سلطانعلی نیز با مکتوب کردن اشعار عطار، بر مضامین نهفته در آن از منظر پیر هرات تأکید می کند. درنهایت ما شاهد تمثیلی از عطار هستیم که به وسیله بهزاد در قالب مرد ریشدار در عدم بیداری از خواب غفلت و توجه نشان ندادن به وادی سلوک الی اللّه به خوبی مصور شده است. پژوهش پیشِ رو به صورت کیفی و با رویکرد توصیفی تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای (واقعی و مجازی) نگاره مورد نظر را مورد واکاوی قرار داده است.
بررسی ارتباط روش های هوش مصنوعی با آموزش مرم بر مبنای نظریه های یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ﻫﻮش ﻣﺼﻨﻮﻋﯽ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان یکی از ﺣﻮزهﻫﺎی ﻧﻮین ﻓﻨﺎوری ﮐﻪ وﺟﻮه ﻣﺨﺘﻠﻒ زﻧﺪﮔﯽ اﻧﺴﺎن را ﻣﺘﺤﻮل ﻣﯽﮐﻨﺪ، ﻣﯽﺗﻮاﻧﺪ ﻧﻘﺸﯽ ﮐﻠﯿﺪی در ارﺗﻘﺎ آﻣﻮزش ﻣﻬﻨﺪﺳﯽ ایفا ﮐﻨﺪ. ﺑﺎ این ﺣﺎل ﻧﻘﺶ این ﻓﻨﺎوری در آﻣﻮزش ﻣﺮﻣﺖ ﭼﻨﺪان ﻣﻮرد ﺑﺮرﺳﯽ ﻗﺮار ﻧﮕﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ. ﭘﮋوﻫﺶ ﺣﺎﺿﺮ ﺳﻌﯽ دارد ﺗﺎ ﺑﺎ ﮐﻤﮏ ﻧﻈﺮیهﻫﺎی یادگیری، وﺟﻮه اﺳﺘﻔﺎده از ﻫﻮش ﻣﺼﻨﻮﻋﯽ در آﻣﻮزش ﻣﺮﻣﺖ را ﻣﻮرد ﺑﺮرﺳﯽ ﻗﺮار دﻫﺪ. در این ﭘﮋوﻫﺶ از روش اﺳﻨﺎدی و ﺑﻪ ﻃﻮر ﺧﺎص روش ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻣﺤﺘﻮای ﮐﯿﻔﯽ ﺟﻬﺖدار ﺑﺮای ﺑﺮرﺳﯽ ﭘﮋوﻫﺶﻫﺎی ده ﺳﺎل اﺧﯿﺮ (٢٠٢۵-٢٠١۵). اﺳﺘﻔﺎده و ارﺗﺒﺎط ﺗﺤﻘﯿﻘﺎت ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺑﺎ ﺳﻪ ﻧﻈﺮیه یادگیری) یادگیری ﺗﺠﺮﺑﯽ، یادگیری سازنده گرا و یادگیری ارتباط گرا). بررسی می شود. ﮐﺪﮔﺬاری دادهﻫﺎ ﺑﺮ اﺳﺎس ﻣﻮﻟﻔﻪﻫﺎی ﻫﺮ یک از ﺳﻪ ﻧﻈﺮیه یادگیری اﺳﺖ و ﭘﮋوﻫﺶﻫﺎی ﻗﺒﻠﯽ ﺑﺮ این اﺳﺎس ﻣﻮرد ﺗﺠﺰ یه و ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻗﺮار ﻣﯽﮔﯿﺮﻧﺪ. یاﻓﺘﻪﻫﺎ ﻧﺸﺎن ﻣﯽدﻫﺪ ﮐﻪ در ﺣﻮزه یادگیری ﺗﺠﺮﺑﯽ، ﻣﻮﻟﻔﻪ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﻋﯿﻨﯽ، در ﺧﺼﻮص یادگیری ﺳﺎزﻧﺪهﮔﺮا، ﻣﺆ ﻟﻔﻪﻫﺎی ﺗﻌﺎﻣﻞ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ و ﺑﻌﺪ از آن یادگیری ﻓﻌﺎل، و ﺗﮑﯿﻪ ﺑﺮ داﻧﺶ ﻗﺒﻠﯽ ﺑﺎ اﻗﺒﺎل ﺑﯿﺸﺘﺮی ﻣﻮاﺟﻪ ﻫﺴﺘﻨﺪ و در ﺧﺼﻮص یادگیری ارﺗﺒﺎطﮔﺮا، ﻫﻮش ﻣﺼﻨﻮﻋﯽ ﺑﺮ ﺷﺒﮑﻪﺳﺎزی و ارﺗﺒﺎﻃﺎت، ﺗﺴﻬﯿﻞ ﻓﻨﺎوری، یادگیری ﻣﺪاوم، ﻣﻬﺎرتﻫﺎی ﺷﻨﺎﺧﺘﯽ و ﻫﻤﮑﺎری دیجیتال ﺑﻪ ﻧﺴﺒﺖ سایر ﻣﻮﻟﻔﻪﻫﺎ ارﺗﺒﺎط ﺑﯿﺸﺘﺮی دارﻧﺪ. یاﻓﺘﻪﻫﺎ ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﻧﺸﺎن ﻣﯽدﻫﻨﺪ ﮐﻪ ﻣﺤﺪودیتﻫﺎی ﻫﻮش ﻣﺼﻨﻮﻋﯽ در دﺳﺘﺮﺳﯽ ﺑﻪ داﻧﺶ ﻣﺮﻣﺖ، ﺑﺮ ﻣﻮﻟﻔﻪﻫﺎیی ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻣﺘﻦ ﻣﺤﻮری ﮐﻪ ﻣﺮﺗﺒﻂ ﺑﻪ داﻧﺶ زﻣﯿﻨﻪای اﺳﺖ اﺛﺮﮔﺬار اﺳﺖ و در آﻣﻮزش ﻣﺮﻣﺖ این ﮔﻮﻧﻪ ﻣﻮﻟﻔﻪﻫﺎ ﮐﻤﺘﺮ ﻣﻮرد ﺗﻮﺟﻪ ﻗﺮار ﻣﯽﮔﯿﺮﻧﺪ. یاﻓﺘﻪﻫﺎی ﭘﮋوﻫﺶ ﻣﯽﺗﻮاﻧﺪ ﺗﻮﺳﻂ ﻣﻌﻠﻤﯿﻦ و ﭘﮋوﻫﺸﮕﺮان ﻣﻮرد اﺳﺘﻔﺎده ﻗﺮار ﮔﯿﺮد ﺗﺎ ﺑﺎ در ﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺘﻦ ویژﮔﯽﻫﺎی دروس ﻣﺮﻣﺖ و ﻧﯿﺎزﻫﺎی یادگیری ﻫﺮ ﮐﺪام، روش ﻫﻮش ﻣﺼﻨﻮﻋﯽ ﻣﻨﺎﺳﺐ را اﻧﺘﺨﺎب یا ﻣﻮرد ﺑﺮرﺳﯽ ﻗﺮار دﻫﻨﺪ.
A Systematic Review of Design Research Approaches in Architectural Design Processes(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This paper reviews 70 scholarly studies to explore and organize key methodologies in architectural design research through a systematic lens. It is grounded on three widely used frameworks: Frayling's research into, through, and for design; Cross's typology of design knowledge as epistemological, praxeological, and phenomenological; and Buchanan's basic, applied, and clinical research model. The study employed a structured review procedure, following PRISMA guidelines, to evaluate articles from 1982 to 2023 in major scholarly databases. A shared set of strategies and methods was also developed for each type of design research. The proposed conceptual framework—derived from the timing of the research intervention (pre-, through-, or post-design)—provided a more distinct charting of the research landscape. It revealed prevalent clusters of design research practice, each shaped by unique pairs of epistemological emphasis and methodological stance. Based on past studies, this research developed a further typology known as research through design (II), an expansion of the three earlier categories. By offering a distinct and understandable classification, the article aims to assist architecture students, instructors, and novice researchers in selecting the most suitable research approaches. The conclusions enhance the clarity of architectural education and help position design research as a central component of both academic study and professional practice.