ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۸۱ تا ۹۰۰ مورد از کل ۳۰٬۷۵۹ مورد.
۸۸۱.

ادراک نشانه شناسی جنسیتی کودکان پیش دبستانی از دیوارنگاره ها و المان های شهری (نمونه موردی: شهر مشهد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۴۷
امروزه، دیوارنگاره ها و المان های شهری به عنوان بخشی از آموزش غیررسمی، نقش قابل توجهی در جامعه پذیری کودکان ایفا می کنند. هدف این پژوهش، بررسی ادراک کودکان از فضاهای عمومی شهری بر شکل گیری و تحول هویت جنسیتی آنان، با تمرکز بر مضامین تقویتی و آسیب زاست. این پژوهش کیفی با رویکرد پدیدارشناسی در بین کودکان ۴ تا ۶ساله شهر مشهد انجام شد. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با ۲۱ کودک منتخب به روش نمونه گیری هدفمند گردآوری و با رویکرد کلایزی تحلیل شد. یافته های پژوهش نشان می دهد دیوارنگاره ها و المان ها می توانند نقش دوسویه ای ایفا کنند. در بُعد مثبت، این بازنمایی ها با ارائه تصاویر غیرکلیشه ای، تنوع نقش های جنسیتی و تقویت عزت نفس، به ارتقای درک سالم از جنسیت و رشد اجتماعی کودک کمک می کنند. در مقابل، بازنمایی های فاقد انسجام و حساسیت رشدی ممکن است با تثبیت کلیشه ها، تحقیر هویت های متفاوت، جنسی سازی زودهنگام و القای نقش های محدودکننده، موجب بروز تعارضات شناختی، اضطراب و اختلال در خودپنداره جنسیتی شوند. ازاین رو، نحوه بازنمایی جنسیت در المان های بصری شهری نیازمند بازنگری و حساسیت تربیتی است و ضروری است در طراحی آن ها از نمادهایی استفاده شود که تنوع جنسیتی را نشان و برابری و احترام متقابل را بازتاب دهند؛ زیرا به کارگیری فرم های غیرکلیشه ای به شکل گیری هویت جنسیتی سالم در کودکان کمک می کند.
۸۸۲.

تأثیر هویت وجودی ادراک در اشتداد وجودی نفس و رهیافت فلسفی آن در خلاقیت هنری با تأکید بر دیدگاه صدر المتألهین

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۹۶
چیستی ادراکِ انسان یکی از مهم ترین مسائل فلسفی از دیرباز تا کنون بوده است. فیلسوفان ادراک را عبارت از حضور دانسته و به بحث از هویت آن پرداخته اند. در نگاهِ صدرا ادراک هویتی وجودی دارد. هر ادراک روشنایی ای است که وجودِ معلوم در نفس ناطقه انسانی رقم می زند. این فرایند وجودی بر گستره نفس انسانی و در نتیجه بر اشتداد وجودی آن می افزاید. از سوی دیگر بر پایه قاعده ای فلسفی، هر مقدار شدّتِ تحقّق یک وجود بیشتر باشد، اثرگذاری آن بیشتر و اثرپذیری اش کمتر خواهد بود. بر اساس این دو داده فلسفی، می توان چنین استنباط کرد که هنرمند برای رشد خلاقیت هنری خود، لازم است بر گستره دانش خویش و از آن طریق بر اشتداد تحقّقی نفس خود بیفزاید. در این فرایند، هنرمند با «شدن های» پیاپی از طریق افزایش صورت های دانشی در نفس خود، سعه وجودی نفس را به مثابه گوهری آفرینشگر افزوده و در نتیجه از خلاقیّت هنری افزون تری برخوردار می شود.این پژوهش به شیوه کتابخانه ای و به روش توصیفی- تحلیلی سامان یافته است.
۸۸۳.

هملتی همواره ناممکن بررسی تطبیقی جهان های متنی در نمایشنامه های هملت و هملت ماشین با تکیه بر بوطیقای شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۲ تعداد دانلود : ۱۱۵
علاوه بر آثار پژوهشی فراوانی که درباره نمایشنامه هملت اثر ویلیام شکسپیر نوشته شده و همچنان نوشته می شود، اجراهای صحنه ای، اقتباس های ادبی، تئاتری و سینمایی بسیاری نیز از این اثر صورت گرفته است و می گیرد. معدودی از این اجراها و اقتباس ها نسخه هایی بدیل از نمایشنامه و ماجرای خون بار این شاهزاده رنسانسی را به تصویر می کشند. نمایشنامه هملت ماشین اثر هاینر مولر یکی از این آثار است که در آن بازیگری که سابقاً در نقش هملت «پشت به ویرانه های اروپا با امواج شروور می گفته» از ادامه بازی در این نقش سر   بر   می تابد و در قالبِ هنرمندی معترض و پرخاشگر نسخه ای عملگرا از این شخصیت ارائه می دهد. این عملگرایی یکی از «جهان های ممکن بدیل» را نسبت به متن شکسپیر به عنوان «جهانی واقعی» بازنمایی می کند. درواقع، نمایشنامه هملت ماشین از خوانش و شناختی بسیار دقیق از نمایشنامه هملت ، و نیز، برخی دیگر از آثار شکسپیر، ازجمله ریچارد سوم و مکبث ، و نیز، مطالعه نوشته های انتقادی پیرامون هملت حاصل شده است. به ویژه، رادیکالیسم و بی پروایی هملتِ مولر شباهتی بسیار با ریچارد دارد. نمایشنامه هملت ماشین حاوی تعدادی جهانِ ممکنِ جایگزین برای جهانِ نمایشنامه هملت است؛ وضعیت هایی که در آن، هملت نه شاهزاده ای در لفافه گو، درون گرا و مردد، که رک، برونگرا و عملگراست و دست به اقدام می زند. نظریه جهان های ممکن یکی از نظریه های مهم مرتبط به نظریه جهان های متن در بوطیقای شناختی به حساب می آید. این مقاله، به صورت توصیفی-تحلیلی و با بهره گیری از منابع کتابخانه ای، نمایشنامه هملت ماشین را با تکیه بر نظریه جهان های متن و نظریه جهان های ممکن بررسی کرده، نشان می دهد که جهان بازنمایی شده در نمایشنامه موردنظر بیش تر جهانی غیرممکن است زیرا بر عناصری نقیضه نما بنا می شود. از این منظر، به رغم عمل گراییِ این هملت، در این نمایشنامه نیز با وضعیتی تراژیک مواجه ایم. درحقیقت، با در نظر گرفتن گرایش های عصیانگر نسل امروز، چندان جای شگفتی نیست اگر شاهزاده دانمارکی در روزگار کنونی علیه عموی غاصب خود بشورد؛ به ویژه اگر با همتای رنسانسی اش در عصر ویکتوریا مقایسه شود. این ایده را می توان در طیفی وسیع از آثار همچون دلدادگی فدرا نوشته سارا کین و روز مرگ در داستان هملت اثر برنار-ماری کلتس نیز مشاهده کرد. با این حال، درنهایت همان خواهد شد که فورتینبراس در دربار دانمارک دید.
۸۸۴.

سنجش ترجیحات ویژگی های فضایی خانه های آپارتمانی با بهره گیری از دیدگاه خبرگان و ساکنان در محلات گلشهر شمالی و نظرآباد شهر بندرعباس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۴۶
فضای خانه­های آپارتمانی دارای ویژگی­های کیفیت بخشی هستند که بر رضایتمندی ساکنان اثرگذارند، از این رو اهداف این پژوهش این هستند که ترجیحات ویژگی­های فضایی در خانه­های آپارتمانی شناسایی شوند و میزان اهمیت آنان از دیدگاه خبرگان و ساکنان در شهر بندرعباس واکاوی شود. این پژوهش بر مبنای روش ترکیبی کیفی- کمی انجام شده است و در قدم اول، برای سنجش میزان اهمیت هر یک از ویژگی‌های فضایی مسکن از نظر خبرگان و روش دلفی بهره گرفته شد. با توجه به دیدگاه خبرگان وجود و عدم وجود ویژگی­های فضایی در مورد پژوهی ارزیابی و رده­بندی شد. پس از بررسی منابع کتابخانه‌ای 28 ویژگی­ فضایی شناسایی شد که با توجه به ارزیابی خبرگان، به شمار 16 مورد کاهش پیدا کردند. این ویژگی­های فضایی عبارت­اند از: «انعطاف­پذیری»، «سلسله مراتب فضایی»، «روابط فضایی»، «هدایت و راهنمایی»، «تناسب و مقیاس فضا»، «تمایز فضایی»، «فضامندی»، «گشایش فضایی»، «پویایی فضا»، «دنجی فضا»، «تفکیک فضایی»، «ترکیب فضایی»، «تنوع فضایی»، «خاطره­انگیزی فضا» و «هماهنگی و تعادل» هستند. در موردپژوهی، دو محله با سابقه سکونت آپارتمان­نشینی گلشهر شمالی و نظرآباد در شهر بندرعباس مورد بررسی قرار گرفت و با توجه به جدول کرجسی و مورگان، 333 خانوار با پرسشنامه ترجیحات ویژگی‌های فضایی مورد پرسش قرار گرفتند. جهت بررسی روایی پرسشنامه از روایی سازه با استفاده از تحلیل عاملی تأییدی و جهت بررسی پایایی از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شده است. مقایسه میزان اهمیت ترجیحات ویژگی فضایی بین خبرگان و ساکنان نشان می‌دهد که در اکثر موارد بین دیدگاه ساکنان و خبرگان حوزه مسکن در شهر بندرعباس اختلاف نظر وجود دارد. به جز ویژگی «پیوستگی فضایی» که بین ساکنان و خبرگان اتفاق نظر وجود دارد، و میانگین اهمیت ویژگی «خاطره انگیزی» که نظر خبرگان به نسبت ساکنان پایین‌تر بوده است؛ در بقیه موارد نظر ساکنان، درجه اهمیت کمتری را نشان داده است.
۸۸۵.

مروری بر مفهوم و اقدامات راهبردی حفاظت پیشگیرانه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۶۵
حفاظت از میراث فرهنگی مجموعه ای گسترده از اقدامات و رویکردها را در بر می گیرد که با هدف حفظ، حراست و انتقال آثار فرهنگی به نسل های آینده انجام می شود. یکی از چالش های اساسی این حوزه، پیشگیری از زوال و آسیب های احتمالی به آثار است، چرا که تغییرات و فرسودگی در طول زمان، جزئی طبیعی و اجتناب ناپذیر از ماهیت مواد به شمار می رود و عوامل محیطی و انسانی نقش مهمی در تسریع این روند دارند. در این راستا، حفاظت پیشگیرانه به عنوان رویکردی علمی و جامع مطرح است که با کنترل و مدیریت تغییرات اجتناب ناپذیر، به کندسازی، به تعویق انداختن یا متوقف ساختن تخریب آثار می پردازد. پرسش اصلی این پژوهش، بررسی این موضوع است که چگونه حفاظت پیشگیرانه می تواند فراتر از تنظیم شرایط محیطی، با بهره گیری از مجموعه ای هماهنگ از روش ها و ابزارها، اثرگذاری خود را در حفظ میراث فرهنگی افزایش دهد. این اقدامات شامل مستندسازی دقیق، استفاده از فناوری های نوین مانند مدل سازی و شبیه سازی دیجیتال، پایش و کنترل پیوسته شرایط محیطی، به کارگیری روش های بهینه برای نگهداری و جابه جایی آثار، برنامه ریزی مدیریت بحران و آموزش مستمر مخاطبان در سطوح تخصصی و عمومی، تنظیم قوانین حقوقی و بیمه آثار می شود. همچنین، موفقیت برنامه های حفاظت پیشگیرانه مستلزم همکاری میان رشته ای و هماهنگی میان متخصصان حوزه های مختلف نظیر مرمت، مدیریت ریسک، حقوق میراث فرهنگی و آموزش است. شناخت دقیق مخاطرات و تهدیدها، ارزیابی مستمر و اولویت بندی مسائل حفاظتی نیز از دیگر ارکان مهم این فرایند به شمار می رود. این مقاله با مرور تحلیلی این ابعاد، نقش کلیدی حفاظت پیشگیرانه را در تضمین بقای بلندمدت میراث فرهنگی و ارتقای پایداری این سرمایه های ارزشمند بشری بررسی می کند و چارچوبی کلی برای تدوین راهبردهای مؤثر در این زمینه ارائه می دهد.
۸۸۶.

شناسایی چالش ها و تحلیل فرصت های ادغام معماری بیونیک با شیوه های معماری بومی سنتی (مطالعه موردی: شهر بم)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۳ تعداد دانلود : ۲۲۲
بیان مسئله: تحولات شتابان معماری شهر بم پس از زلزله مهیب سال 1382، شکافی عمیق میان شیوه های نوین ساخت وساز و میراث غنی فرهنگی و اقلیمی این نگین کویر ایجاد کرده است. عناصر معماری سنتی که طی سده ها در هم گرایی با اقلیم گرم وخشک منطقه تکامل یافته بودند، به تدریج جای خود را به طراحی های مدرن و بی توجه به ارزش های زیست محیطی و فرهنگی داده اند. این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش کلیدی است که فرصت ها و چالش های ادغام معماری زیست میتیک با دانش بومی در بافت تاریخی بم چیست و چگونه می توان اصول طراحی اکولوژیک را برای ایجاد محیطی پایدار و همساز با فرهنگ منطقه در این اقلیم خاص به کار گرفت؟روش پژوهش: برای واکاوی این مسئله، رویکردی تلفیقی برگزیده شد. با انجام مطالعات میدانی و مستندنگاری تصویری از بناهای تاریخی، ویژگی های معماری بومی به دقت تحلیل شد. مشاوره با متخصصان زیست شناسی، اطلاعاتی درباره سازگاری های زیستی گونه های بومی فراهم آورد و مصاحبه با ده نفر از معماران و سیزده نفر از ساکنان بومی، دانش سنتی و درک آن ها از طراحی الهام گرفته از طبیعت را آشکار ساخت. پیش پردازش تصاویر معماری با بهره گیری از نرم افزارOpenCV، تحلیل هندسی و بافتی را تسهیل کرد که سپس با نظر کارشناسی سه تن از متخصصان معماری ارزیابی شد. داده های کیفی حاصل از مصاحبه ها با استفاده از نرم افزار Atlas.ti  کدگذاری و مضامین مرتبط با تعامل اصول زیست میتیک و دانش بومی استخراج شد.نتیجه گیری: نتایج این پژوهش، هم خوانی میان معماری بومی بم و راهبردهای زیست میتیک ازجمله سامانه های سرمایشی غیرفعال و بهره وری بهینه از مواد را آشکار ساخت. بااین حال، چالش هایی همچون سازگاری مصالح نوین، محدودیت های اقتصادی و آسیب پذیری در برابر زلزله، به عنوان موانعی بر سر راه این هم گرایی شناسایی شدند. رفع این موانع، نیازمند تدوین راهکارهای ترکیبی شامل تلفیق مصالح نوین و سنتی، برنامه ریزی شهری مشارکتی و راه حل های مبتنی بر طبیعت است که با شرایط اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی خاص شهر بم سازگار باشند.
۸۸۷.

تحلیل اجتماعی گرافیتی بنکسی و تأثیر آن بر فرهنگ اعتراضی جوانان و مرزهای هنر شهری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۲۰
گرافیتی گونه ای از هنر خیابانی است که آثار تصویری، نقاشی و طراحی را بر سطوح عمومی مانند ساختمان ها، پل ها و دیوارها عرضه می کند و معمولاً با اسپری، ماژیک ضدآب یا خراش سطوح ایجاد می شود. این هنر در شهرهای بزرگ، به ویژه در بافت های شهری با حضور خرده فرهنگ های جوان، همواره با فرهنگ اعتراضی و بیان غیررسمی مرتبط بوده و نقش کلیدی در شکل دهی به سبک های موسیقی زیرزمینی، از جمله هیپ هاپ، رپ و پانک، ایفا کرده است. گرافیتی، با بهره گیری از عناصر وندالیسم و تخریب گرایی خلاقانه، امکان بازنمایی انتقاد از نابرابری، سرکوب و تبعیض را به صورت مستقیم و نمادین فراهم می سازد.بنکسی، یکی از برجسته ترین هنرمندان گرافیتی جهان، آثار خود را حول موضوعات اجتماعی و سیاسی مانند صلح، اشغالگری، تبعیض، بحران های زیست محیطی و خشونت نظامی شکل می دهد. این پژوهش با هدف تحلیل پیام اعتراضی آثار بنکسی و بررسی تأثیر آن ها بر فرهنگ اعتراضی جوانان و پیوند آن ها با موسیقی زیرزمینی انجام شده است. پرسش اصلی پژوهش، میزان نقش آثار بنکسی در ترغیب جوانان به بیان اعتراض و شکل دهی سبک زندگی خلاقانه و خودبیانگرانه است. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر منابع کتابخانه ای و اینترنتی است. نتایج نشان می دهد که اگرچه موضوعات آثار بنکسی مستقیماً با سبک های موسیقی یا رفتار روزمره جوانان مرتبط نیست، شجاعت او در بیان اعتراض و بهره گیری از وندالیسم خلاقانه، الهام بخش نسل جدید هنرمندان گرافیتی بوده است. آثار او پیوندهای نمادین و غیرمستقیم میان هنر اعتراضی، موسیقی زیرزمینی و سبک زندگی جوانان ایجاد کرده و نشان می دهد که گرافیتی می تواند هم زمان ابزار انتقال پیام اجتماعی و عنصر شکل دهنده خرده فرهنگ ها باشد.
۸۸۸.

ظرفیت ها و کارکردهای استفاده از زشتی ها در آثار زیباشناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۷۴
در میان آثار هنری، پاره ای از کنش های خلاقانه هنرمندان معطوف به بازنمایی برخی از پدیده ها شده است که در نگاه معمولِ بسیاری از ناظران و حتی مشاهده گران هنرمند، واجد هیچ گونه ارزش زیباشناختی نبوده اند. در مقاله حاضر، با این فرض که به کارگیری زشتی ها در این آثار کارکردها و مزایایی داشته است، بررسی شده که چرا و به چه اهدافی بعضی هنرمندان در آثارشان از پدیده های نازیبا/زشت استفاده کرده اند. به این منظور، کوشش شده داده ها درباره انواع کارکردهایی که ممکن است انعکاس زشتی ها در فرآورده های زیباشناختی ایجاد کنند، با جست وجو و مطالعه مهم ترین آرا و نظریه های زیباشناختی در منابع کتابخانه ای گردآوری و به روش توصیفی-تحلیلی، دسته بندی گردند و به نمونه هایی از چنین کارکردهایی در آثار هنری نیز اشاره شود.استقرای شواهد به این نتایج و دستاوردها منتج شده است که پدیده های زشت انگاشته شده در آثار هنری عموماً و عمدتاً بنا به سه کارکرد و قابلیت اصلی زیباشناختی، معرفت شناختی و روان شناختی و در راستای برآوردن سه دسته نیاز و مقصود اخلاقی، تبلیغاتی و تفننی به کار گرفته می شوند. در فایده و ضرورت تحقیق حاضر گفتنی است که توجه به این کارکردهای پدیده های زشت، افزون بر آنکه ممکن است در تولید آفرینش های هنری به کار بیاید، به لزوم درنظرگیری امکانات استفاده از زشتی ها در نقادی و داوری آثار نیز توجه می دهد.
۸۸۹.

از گردشگری تا پژوهشگری

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۷۹
مسئله مهمی که امروزه در مطالعات گردشگری می بایست مورد توجه قرار گیرد، فاصله میان تجربه زیسته گردشگر و تحلیل علمی پژوهشگر در فهم و واکاوی فرهنگ مقصد است. این موضوع به شکافی بالقوه میان نگاه تجربی و احساسی گردشگر و نگاه تحلیلی و مفهومی پژوهشگر اشاره دارد، و اینکه آیا امکان دارد تجربه زیسته گردشگر به داده ای معتبر برای پژوهش فرهنگی تبدیل شود؟ آیا پژوهشگر می تواند بدون تجربه مستقیم، به عمق معناهای فرهنگی سفر دست یابد؟ پژوهشگر گردشگری، کاشفی است که برای فهم بهتر و دستیابی به عمق شناخت، پابه پای گردشگران طی مسیر می کند و از مبدأ تا مقصد و از مقصد تا مقصود، در توقفگاه های اندیشه مکث می کند. تلاش دارد تا جامعه علمی را به گستردگی این اقیانوس میان رشته ای و فرارشته ای اقناع کند و اهمیت جایگاه آن را در نظام معرفتی عصر حاضر، برجسته سازد. تجربه سفر نخست با تماشا آغاز می شود. تماشا با چشم سر یا چشم دل و نظاره گر بودن مناظر، لمس فضاها و تجربه لحظه ها. اما آنگاه که نگاه گردشگرانه با نگاه پژوهشگرانه گره می خورد، سفر به تجربه ای عمیق تر از نظاره صرف بدل می-شود. به کاوشی در لایه های عمیق فرهنگ و هویت. و پژوهشگر پلی می شود از شور نگاه تا تأمل معنا، از جوشش احساس تا ژرفای اندیشه و از آستانه تجلیل تا عمق تحلیل. سفر نه تنها جابه جایی در بُعد مکان، که ورود تدریجی به جهان های معنایی و فرهنگی است. گردشگر با نگاه خیره کنجکاو، و پژوهشگر با ذهن تحلیل گر، هر دو در پی کشف این جهان های معنایی هستند؛ یکی با تجربه و دیگری با آزمون و تحلیل تجربه. گردشگر ممکن است تنها شیفته زیبایی و جذابیت های گذرا شود، اما پژوهشگر به لایه های پنهان فرهنگ که با تار و پود مکان و زمان درهم تنیده است، توجه دارد. این دو نگاه متفاوت، مکمل یکدیگرند؛ زیرا یکی تجربه می کند و دیگری معنا می بخشد. در این بین، بهره گیری از شیوه هایی همچون پدیدارشناسی، با پرداختن به تجربه زیسته فرد در مواجهه با جهان پیرامون، کمک می کند تا تجربه سفر نه تنها به عنوان جابجایی در مکان، بلکه به مثابه مواجهه با معنا و هویت درک شود، و اینجاست که تجربه گردشگر می تواند به عنوان یک داده فرهنگی و معرفتی برای تحلیل لایه های پنهان موضوع به کار گرفته شود. تجربه سفر به مثابه شناخت فرهنگی است و گردشگری فرهنگ، دعوتی است به آشتی این دو نگاه؛ آنجا که روایت های سفر با چاشنی تحلیل فرهنگی همراه می شود. دعوت به نگاهی ژرف تر به گردشگری، چرا که سفر نه تنها رسیدن به مقصد، که پیمودن مسیری است آراسته به منظرها و توقفگاه های معنایی که می بایست با گام-های کوتاه و آهسته و توأم با مکث و تأمل طی شود. سفر، در تمام اشکال خود، بستری است برای گردشگری آزادانه فرهنگ.
۸۹۰.

تبیین نحوه اثرگذاری مؤلفه های اجتماعی بر زیست پذیری شهری در سکونتگاه های غیررسمی؛ مطالعه موردی: محله قلعه شهر چهاردانگه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۴۳
زیست پذیری شهری در دهه های اخیر به یکی از محورهای کلیدی برنامه ریزی شهری بدل شده است؛ به ویژه در سکونتگاه های غیررسمی که نابرابری فضایی، ضعف نهادی و کمبود زیرساخت ها کیفیت زندگی ساکنان را به شدت تحت تأثیر قرار داده است. با وجود گسترش مطالعات پیرامون ابعاد کالبدی و زیست محیطی زیست پذیری، نقش مؤلفه های اجتماعی در شکل گیری تجربه زیستی شهروندان همچنان کمتر مورد توجه قرار گرفته است. هدف پژوهش حاضر، تبیین اثر مؤلفه های اجتماعی شامل امنیت، رضایت مندی، ارتباطات اجتماعی، کیفیت مسکن، حس تعلق و سرمایه اجتماعی بر زیست پذیری شهری در سکونتگاه غیررسمی محله قلعه در شهر چهاردانگه است. پژوهش با رویکرد پسااثبات گرایانه و روش کمی انجام گرفت و تعداد نمونه های مورد نیاز پژوهش با استفاده از نرم افزار G-POWER مشخص شد. سپس داده ها از طریق پرسش نامه ساخت یافته از ۱۸۰ نفر از ساکنان (به روش نمونه گیری تصادفی ساده) گردآوری و با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری در نرم افزار AMOS تحلیل شد. نتایج مدل نشان داد که مؤلفه های امنیت، رضایت مندی و ارتباطات اجتماعی اثر منفی و معنادار بر زیست پذیری اجتماعی دارند که این بیانگر سطح پایین احساس امنیت و انسجام اجتماعی در محله است. در مقابل، کیفیت مسکن با ضریب مثبت و معنادار به عنوان تنها عامل مؤثر شناسایی شد. متغیرهای میانجی سرمایه اجتماعی و حس تعلق نیز اثر مثبت اما متوسطی بر زیست پذیری محله داشتند. درمجموع، اثر کل زیست پذیری اجتماعی بر زیست پذیری محله بیشتر از مسیرهای غیرمستقیم منتقل شد. این یافته ها نشان می دهد که در بافت های غیررسمی، ضعف اعتماد، ناهمگونی قومی و کمبود انسجام اجتماعی کارآمدی مؤلفه های اجتماعی را کاهش می دهد؛ درحالی که بهبود کیفیت مسکن و تقویت پیوندهای محلی می تواند مهم ترین مسیر ارتقای زیست پذیری و کیفیت زندگی ساکنان باشد.
۸۹۱.

تحلیل نقش عوامل کالبدی و فضایی مراکز آموزشی و تحقیقاتی معماری و شهرسازی در بهره وری کارکنان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴ تعداد دانلود : ۱۲۵
هدف اصلی طراحی فضاهای اداری، خلق فضایی است که کارکنان در آنجا به بهترین نحو به انجام وظیفه بپردازند. در میان عوامل مؤثر بر بهره وری کارکنان، عوامل محیطی و کالبدی دارای نقش مهمی هستند و این نقش در مراکزی که در حوزه دانش و پژوهش فعالیت می کنند، اهمیت بیشتری دارد. زیرا بهره وری نیروی کار در این الگوهای کاری نقش پررنگ تری دارد. با توجه به نقش عوامل محیطی و اهمیت مراکز پژوهشی در میان فضاهای اداری، هدف این پژوهش، تبیین مدل ارتباط متغیرهای محیطی مؤثر بر بهره وری کارکنان در مراکز تحقیقاتی و پژوهشی است. پژوهش از حیث هدف، توسعه ای و از نظر روش توصیفی محسوب می شود. پس از مطالعات اسنادی، 31 متغیر اولیه استخراج شد و با استفاده از روش دلفی بر مبنای آراء خبرگان، به 16 متغیر کاهش یافت. سپس، مطابق مدل ویشر در 3 سطح، طبقه بندی شد. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسش نامه و محدوده مطالعه شامل 4 مرکز تحقیقاتی معماری و شهرسازی در شهر تهران است. در تحلیل استنباطی، برای آزمون فرضیات، از روش تحلیل عاملی تأییدی (CFA) و تحلیل مسیر به روش حداقل مربعات جزئی (PLS) در محیط نرم افزار LISREL.10.2 استفاده شد. یافته های تحقیق نشان داد که ابعاد فیزیکی، عملکردی و روانی محیط کار بر بهره وری کارکنان مراکز تحقیقات معماری و شهرسازی تهران مؤثر است. در این میان، مهم ترین عوامل فیزیکی به ترتیب شامل دما و تهویه، نویز و آکوستیک، نور و ارگونومی، مهم ترین عوامل عملکردی به ترتیب شامل چیدمان دفاتر کار، ابعاد و تناسبات، سازمان فضایی، طبیعت گرایی و شفافیت و مهم ترین عوامل روانی به ترتیب شامل حریم خصوصی، امنیت، تعاملات و مالکیت هستند. همچنین الگوی کاری، بیشترین رابطه را با عوامل روانی دارد و ارتباط معناداری با عوامل فیزیکی ندارد.
۸۹۲.

From Courtyard to Corridor: The Transformation of Iranian Residential Circulation Features (Case Study: Zand, Qajar, and Pahlavi Periods)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۸۷
This paper conducts a comparative analysis of residential floor plans from three pivotal periods in Iranian history: the Zand (1751–1794 CE), Qajar (1789–1925 CE), and Pahlavi (1925–1979 CE) eras. By examining prominent residential buildings from each period, the study investigates the transformation of circulation features, namely courtyards, iwans, corridors, and vestibules (hashtis). Findings reveal a progressive reduction in courtyard centrality and hierarchical access systems during the Zand and Qajar eras, shifting toward linear, corridor-based, and Western-influenced layouts in the Pahlavi period. This change decreased reliance on introverted, multi-courtyard configurations for privacy and climate control, favoring open-plan structures with direct entrances and reduced spatial segregation. This evolution reflects changing approaches to spatial organization, privacy, and formal access in response to modernization and shifting cultural paradigms. The study contributes to understanding the dynamic interplay between architecture and historical context in Iran, highlighting the significance of residential spaces as cultural artifacts. Through a focused architectural lens, this analysis provides insight into the broader historical shifts embedded in built environments.
۸۹۳.

فهم تجربه زیسته دوچرخه سواری شهری: مروری انتقادی با هدف ارائه یک دستور کار پژوهشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۵۱
حرکت در شهر فقط فرایندی کارکردی برای انتقال افراد از مبدأ به مقصد نیست؛ بلکه کنشی پیچیده و چندبعدی است که تحت تأثیر عوامل محیطی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی قرار دارد و تجربه زیسته افراد از جابه جایی را شکل می دهد. امری که متأثر از طرح «چرخش جابه جایی» در علوم انسانی و اجتماعی، مورد توجه مطالعات شهری معاصر و حوزه تحقیقات پدیدارشناسی حرکت قرار گرفته است. هدف این پژوهش، بررسی مطالعات انجام شده درباره فهم تجربه های زیسته دوچرخه سواری شهری و ارائه دستور کار پژوهشی برای مطالعات آینده است؛ شامل معرفی چهارچوب مفهومی مناسب، طرح پرسش های بنیادین پژوهش و ارائه الزامات روش شناسی در این حوزه. بدین منظور، پژوهش های پیشین از منظر چهارچوب های مفهومی، پرسش ها و اهداف پژوهش و روش شناسی بررسی شدند. پس از تشریح فقدان چهارچوب مفهومی جامع در مطالعات قبلی، چهارچوب پدیدارشناسانه چهارگانه معرفی شده توسط ون منن، برای استفاده در پژوهش های آتی معرفی و سپس پژوهش های پیشین در چهارچوب آن تحلیل شدند. همچنین با ارزیابی روش های پژوهش به کاررفته، ویژگی ها و الزامات روش شناسی کلیدی برای فهم تجارب زیسته دوچرخه سواری شهری در مطالعات آینده ارائه شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که درک تجربه زیسته دوچرخه سواری شهری مستلزم بهره گیری از چهارچوب مفهومی جامع برای تحلیل ابعاد مختلف و درهم تنیدگی آن ها با یکدیگر، و نیز تلفیق روش مردم نگاری با رویکردهای نوآورانه متناسب با ماهیت زیسته، متحرک و بدن مند این تجربه است.
۸۹۴.

بررسی شیوه های افزایش ژرف نمایی در کاسه سازی مسجد مشیرالملک شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۵۲
مقدمه: مسجد مشیرالملک از بناهای دوره قاجار است که به دستور میرزاابوالحسن خان مشیرالدوله ساخته شده و در ایوان شمالی آن از شیوه کاسه سازی برای پوشش زیر طاق استفاده شده است. کاسه سازی یکی از آرایه های تزیینی طاقی است. ساختار کاسه سازی مسجد مشیرالملک از جذابیت بصری خاصی برخوردار است. ژرف نمایی یکی از عوامل ایجاد جذابیت بصری در اثر به شمار می رود. ژرف نمایی که به توانایی ذهن انسان در درک عمق مربوط است، به کمک روش های گوناگونی همچون پرسپکتیو میسر می شود، اما به نظر می رسد در کاسه سازی مسجد مشیرالملک شیراز، روش هایی متفاوت از پرسپکتیو سبب افزایش ژرف نمایی شده است. اهداف و سؤال ها: با توجه به ضرورت های مطرح شده در مقدمه، هدف از انجام این پژوهش بررسی شیوه های افزایش ژرف نمایی در کاسه سازی مسجد مشیرالملک شیراز است و در پی پاسخ به این سؤال است که شیوه های افزایش ژرف نمایی در کاسه سازی مسجد مشیرالملک شیراز چگونه ایجادشده است؟ روش ها: این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی انجام شده و هدف آن کاربردی است. گردآوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای، استفاده از منابع اسنادی و مطالعات میدانی صورت گرفته و تحلیل داده ها از نوع کیفی است. یافته ها و نتایج: نتایج پژوهش نشان می دهد که به کمک خطوط و سطوحی که در نقاط عمق، به مثابه نقطه گریز، همگرا می شوند، همچنین ریتم ایجادشده به وسیله سطوح مشابه با اندازه های کاهشی نسبت به دید مخاطب و القای حرکت آرام به سوی نقاط عمق، تلاش شده است تا ژرف نمایی افزایش یابد. ازآنجا که کاسه سازی برای مکان هایی با ارتفاع کم مناسب است، افزایش القای عمق به منظور ارائه چشم اندازی بی نهایت، رویکردی بسیار هوشمندانه به شمار می آید.
۸۹۵.

بازنمایی پیکره های انسانی در آثار نقاشان معاصر افغانستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۳۱
نقاشی معاصر افغانستان، پس از یک دوره رکود چندساله، با ظهور هنرمندان جوان، مسیر نوینی در حوزه پیکره نگاری در پیش گرفت. این پژوهش با تمرکز بر روند رشد پیکره نگاری، با هدف شناسایی عوامل این روند و بررسی نقش هنرمندانی چون غلام محمد میمنگی و عبدالغفور برشنا، که از پایه گذاران نقاشی معاصر افغانستان بودند، انجام شده است. در کنار آنان، نقاشانی مانند غوث الدین نقاش، خیرمحمد یاری و دیگران، با تأسی از پیشگامان این هنر، پیکره را به عنوان عنصر اصلی آثار خود مطرح کردند و به این شاخه هنری هویتی مستقل بخشیدند. از سال ۱۳۰۸ خورشیدی به بعد، نقاشی افغانستان وارد مرحله ای از تحولات اساسی در پیکره نگاری شد و تا سال ۱۳۶۰ دستخوش تغییرات مثبت گردید. در این میان، گروهی از هنرمندان مانند همایون اعتمادی و محمدسعید مشعل تلاش کردند اصول نگارگری مکتب هرات را احیا کنند، در حالی که شماری از هنرمندان نوگرا، به سرعت گرایش های جدید نقاشی را پذیرفتند و با بهره گیری از مفاهیم اجتماعی و سیاسی، نقاشی فیگوراتیو را در مسیر مدرنیسم هدایت نمودند. این پژوهش، ضمن بررسی روند تکامل پیکره نگاری، نشان می دهد که تحولات سیاسی و اجتماعی نقش مهمی در گسترش یا محدودیت این شاخه هنری داشته اند. با این حال، بررسی آثار هنرمندان این دوره حاکی است که پیکره نگاری در نقاشی افغانستان همچنان به عنوان یک جریان مهم هنری حضور داشته و نیازمند پژوهش های تکمیلی است.
۸۹۶.

تبیین قابلیت کشف پذیری فضا مبتنی بر شاخص هایی ساختار فضایی؛ نمونه موردی بازار تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۴۷
ساختار فضا بر چگونگی ادراک و تجربه مردم تأثیرگذار است و هرچه افراد، بیشتر راجع به یک فضا اطلاعات داشته باشند، احتمال بیشتری وجود دارد که از قابلیت های آن استفاده کنند. پژوهش حاضر به این سؤال اصلی می پردازد که چگونه ساختار فضایی، بر قابلیت کشف پذیری توسط کاربران تأثیر می گذارد؟ هدف این پژوهش توسعه مفهوم کشف پذیری در حوزه معماری و ارتباط آن با شاخص های ساختار فضایی است. اطلاعات کمی مربوط به ساختار فضایی از طریق نقشه های چیدمان فضایی و داده های کیفی از طریق پرسش نامه های تصویری گردآوری شد. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون رگرسیون خطی چندگانه انجام گرفت و پایایی ابزار تحقیق نیز با آلفای کرونباخ و روایی آن توسط روش دلفی تائید شد. مطابق یافته ها، هرچند به دلیل چندبعدی بودن و ماهیت آن، یک تعریف ساده و قابل سنجش برای کشف پذیری وجود ندارد، اما دارای ارتباط معنادار، با بعضی از مفاهیم شاخص های ساختار فضایی همچون ایزوویست، سطح قابل دید، اتصال، ارتباط و آشفتگی در بازار تبریز است.
۸۹۷.

گونه شناسی و گاه شناسی تطبیقی آرایه های معماری مسجد جامع هفتشویه، اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۴۹
تنوع و پیشرفت در اجرای آرایه های آجرکاری، گچ بری و کاشی کاری عموماً در قرون میانی اسلامی به ویژه در دوره های سلجوقی و ایلخانی رخ می دهد. وجود انواع طرح های هندسی، گیاهی، اسلیمی و کتیبه به صورت مجزا یا در ترکیب با یکدیگر در بدنه ی بناهای مختلف این دوره ها اعم از بناهای مذهبی و غیرمذهبی حاکی از این ادعاست. مسجد جامع هفتشویه از جمله بناهای مهم قرون میانی اسلامی است که تاکنون در ارتباط با گونه شناسی آرایه های آن مطالعه ی منسجمی انجام نشده است؛ بنابراین در پژوهش حاضر تلاش شده است تا با استفاده از میراث نوشتاری، رجوع در محل به منظور مستندسازی، عکاسی و طراحی از آرایه ها و مطالعه ی تطبیقی با نمونه های مشابه به گونه شناسی آرایه های معماری آن پرداخته شود. سؤال مهم پژوهش حاضر عبارت است از: آرایه های معماری مسجد جامع هفتشویه به چندگونه تقسیم می شوند و گاه شناسی آن ها بر مبنای مطالعات تطبیقی چگونه تبیین می شود؟ نتایج پژوهش نشان می دهد که آرایه های کاشی کاری (پنج گونه)، آجرکاری (سه گونه) و گچبری (شش گونه) عمده ی آرایه های مسجد را به خود اختصاص داده اند و با توجه به مطالعات تطبیقی با نمونه های مشابه تاریخ گذاری آن ها عموماً به دوره ی ایلخانی و در مواردی از جمله برخی نمونه های آجرکاری به دوره ی سلجوقی و برخی نمونه های کاشی به دوره ی صفوی منسوب می شوند.
۸۹۸.

معماری پایدار جزیره قشم: درس هایی برای طراحی انرژی کارا در اقلیم گرم و مرطوب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۴ تعداد دانلود : ۱۲۰
اهداف: هدف این پژوهش، بررسی ظرفیت های معماری سنتی جزیره قشم به منظور استخراج راهکارهایی برای طراحی انرژی کارا و سازگار با اقلیم گرم و مرطوب است. در این راستا، پژوهش بر حفظ منابع انرژی برای نسل های آینده، ارتقای فرهنگ مصرف بهینه، کاهش یارانه های مستقیم سوخت، کاهش آلاینده های زیست محیطی، و استفاده از مصالح بومی و عناصر اقلیمی تمرکز دارد. روش ها: روش تحقیق به کار رفته در این مطالعه از نوع کاربردی بوده و داده ها از طریق سفر میدانی به جزیره قشم گردآوری شده است. ابزار گردآوری داده ها شامل مشاهده مستقیم معماری بومی، بررسی منابع مکتوب محلی، مصاحبه با ساکنان، دانشجویان معماری، و اساتید دانشگاهی در منطقه بوده است. با توجه به شرایط اقلیمی خاص جزیره، دو نمونه موردی شامل خانه های سنتی «مغ» در قشم و بافت سنتی بندر لافت انتخاب شدند و با استفاده از روش توصیفی–تحلیلی و تطبیقی مورد بررسی قرار گرفتند. یافته ها: پژوهش حاکی از آن است که طراحی معماری سنتی منطقه با بهره گیری هوشمندانه از عناصر اقلیمی نظیر بادگیر، حیاط مرکزی، بازشوهای کنترل شده و مصالح بومی، توانسته در تأمین آسایش حرارتی و کاهش نیاز به انرژی های فسیلی نقش مؤثری ایفا کند. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان می دهد که بهره گیری از اصول معماری سنتی قشم می تواند به عنوان الگویی بومی، مؤثر و پایدار برای طراحی انرژی کارا در معماری معاصر اقلیم های گرم و مرطوب ایران مورد استفاده قرار گیرد.
۸۹۹.

بررسی سیر تحول تاریخی نقش رودخانه در شکل گیری مرکز شهر دزفول(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۹۹
نقش رودخانه ها در تاریخ شهرسازی به عنوان عنصر طبیعی بنیادین، نقش اساسی در شکل گیری، تثبیت و توسعه مراکز شهری ایفا کرده اند. دزفول نیز به عنوان شهری رودپای، همواره تحت تأثیر رودخانه دز شکل گرفته و تحول یافته است. این پژوهش با روش توصیفی - تحلیلی و رویکرد تاریخی فضایی، به بررسی رابطه مرکز شهر دزفول و رودخانه دز در طول ادوار مختلف تاریخی از دوره ساسانی تا عصر معاصر می پردازد. یافته ها نشان می دهد که در دوره ساسانی، رودخانه نقش دفاعی و زیربنایی در استقرار نخستین هسته شهر داشته است. در دوران اسلامی، به ویژه با گسترش شبکه قمش ها، مرکز شهر در پیوند مستقیم با منابع آب و کشاورزی پیرامونش گسترش یافت. در دوران صفوی تا قاجار، تمرکز بر شبکه محلات بر اساس قمش ها و سازمان اجتماعی محله محور، رابطه مرکز شهر با رودخانه را در حد متوسط نگه داشت. اما در دوره پهلوی و معاصر، با استقرار سیستم های نوین آبرسانی، احداث خیابان های جدید، شکل گیری مراکز شهری نوظهور و تغییر رویکرد کالبدی و عملکردی شهر، نقش رودخانه در هویت بخشی مرکز شهر به تدریج کمرنگ شد و به حداقل کاهش یافت. در حال حاضر، نقش رودخانه عمدتاً به عنوان لبه طبیعی و فضای تفرجی مطرح است و پیوند ساختاری و عملکردی آن با مرکز شهر گسسته شده است. این تحولات گویای دگرگونی عمیق در الگوی شکل گیری و هویت پایی شهر دزفول است که از وابستگی طبیعی به رودخانه، به ساختار انسان ساخت و منفک از بستر طبیعی تغییر یافته است.
۹۰۰.

تدوین سازوکار تجربه ی سکونت بر اساس قابلیت های فضاهای مرزی پیرامون خانه (تحلیل تطبیقی دیدگاه خبرگان و تجربه ی زیسته ی ساکنین)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۴۲
فضاهای مرزی به عنوان عرصه های تعاملات انسانی، می توانند بستری برای تحلیل تجربه ی سکونت باشند. درک ارتباط بین این دو مفهوم، مسلتزم شناخت قابلیت های فضاهای مرزی و تعریف سکونت است. پرسش اصلی پژوهش این است که، فضاهای مرزی پیرامون خانه چگونه بر تجربه ی سکونت تأثیر می گذارند؟ پژوهش در پارادایم تفسیرگرایی و با اتکا به روش کیفی، سکونت را فرآیندی پویا و زمینه گرا تعریف می کند که بر مبنای تمایز (تمییز فضایی) و تقسیم (برای شخصی سازی فضا) توسط فضاهای مرزی، شکل می گیرد. بر این اساس فضاهای مرزی با نگاهی انسان محور، در سه لایه یا سه بعد کالبدی، اجتماعی، معنایی در محیط پیرامون خانه مدل سازی شدند. برای سنجش میزان تأثیر عوامل شکل دهنده ی هر بعد، ابتدا با بهره گیری از نظرات ۸ خبره دانشگاهی و تکنیک فرآیند تحلیل شبکه (ANP)، وزن عوامل مشخص و مدل فرآیند سکونت به دست آمد. سپس جهت تدقیق مدل در بستر واقعیت، پرسشنامه ای مبتنی بر طیف لیکرت توسط ساکنان تکمیل و داده ها با روش های آماری نرمال سازی شد. با سنجش همبستگی وزن عوامل در نظر خبرگان و تجربه ی ساکنان و تأثیر عوامل زمینه ای، مدل نهایی تحلیل تجربه ی سکونت به دست آمد، که فضاهای مرزی را نه صرفاً عناصری صلب، بلکه عواملی «مولد و فعال» معرفی می کند که از طریق پیوندهای تعاملی، کیفیت تجربه ی سکونت را ارتقا می بخشند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان