ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۶۱ تا ۴۸۰ مورد از کل ۳۰٬۷۵۹ مورد.
۴۶۱.

مطالعه تطبیقی ویژگی های زیبایی شناختی تذهیب در شاهنامه شاه طهماسبی و قالی شیخ صفی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۴۰
در دوره صفوی کاربرد اصول هفتگانه طراحی ایرانی و اصول ترکیب بندی در هنر نسبت به دوره های گذشته به اوج خود می رسد. در دوره شاه طهماسب به واسطه حمایت از هنرهای مختلف، هنرهایی چون کتاب آرایی، فرش و... موردتوجه و رشد قرار می گیرد و شاهکارهایی چون قالی شیخ صفی و شاهنامه طهماسبی خلق می شود. پژوهش حاضر در پی پاسخ به این سؤالات است:1. ویژگی های بصری و زیبایی شناختی مبتنی بر اصول طراحی هنر ایرانی در تذهیب شاهنامه طهماسبی و قالی شیخ صفی کدم اند؟ 2. تذهیب در شاهنامه طهماسبی دارای چه وجوه تفاوت و تشابهی در اصول طراحی و ویژگی های زیبایی شناختی با نقوش قالی شیخ صفی است؟ روش تحقیق توصیفی تطبیقی است، شیوه جمع آوری اطلاعات، کتابخانه ای و شیوه تجزیه وتحلیل اطلاعات کیفی است. به دلیل نفاست، هم زمانی خلق و شاهکار هنری بودن، شاهنامه طهماسبی و قالی شیخ صفی که از نفیس و شاخص ترین آثار این دوره هستند، به عنوان جامعه پژوهش انتخاب شده اند. نتایج حاصل از یافته ها بدین شرح است: از اصول هفتگانه هنر ایرانی که در دوره صفوی موردتوجه بسیار بوده است، اسلیمی، ختایی، نیلوفر و گره در هر دو اثر باظرافت و دقت بسیار طراحی و اجرا شده است. نیز اصول طراحی و ترکیب بندی، در دو اثر رعایت شده است. شمسه با مفهوم نمادین فره ایزدی، از فرم های اصلی هر دو هنر است. تفاوت های دو اثر مربوط به تفاوت در کارکرد، ماهیت و ابعاد است که موجب شده تزیینات و جزییات در قالی بیشتر باشد. با وجود احتمال طراحی توسط یک هنرمند، هنرمند با آگاهی کامل به ساختار و کارکرد هر هنر، با حفظ اصول، طراحی متناسب هر کدام را انجام داده است.
۴۶۲.

تحلیل ساختار طراحی و ترکیب بندی رنگی قالی های محرابی تبریز دوره قاجار (مطالعه موردی: قالی های موزه ویکتوریا و آلبرت لندن)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۲۷
قالی ایرانی، به مثابه یکی از متعالی ترین مظاهر هنر - صنعت در حوزه تمدن اسلامی از جایگاهی ویژه ای برخوردار است. این شاهکار فرهنگی، با پیشینه ای چند هزارساله، پیوندی ناگسستنی با حیات اجتماعی و اقتصادی ایران داشته و طیف وسیعی از جوامع عشایر کوچ نشین تا دربارهای سلطنتی را در برمی گرفته است. قالی های محرابی تبریز دوره قاجار از تنوع کم نظیری در ساختار طراحی و کاربرد رنگ های خلاقانه برخوردار است. این آثار با حفظ ساختار نمادین محراب و همچنین - نوآوری در ترکیب بندی و رنگ آمیزی بارنگ های جوهری - زمینه ساز شکل گیری زیبایی بصری در هنر قالی بافی این منطقه شده است. پژوهش حاضر باهدف واکاوی ساختار طراحی و ترکیب بندی رنگی قالی های محرابی تبریز در دوره قاجار انجام شده است. پرسش اصلی پژوهش آن است که: ویژگی های ساختاری طرح و رنگ بندی در این دسته از قالی ها کدام است؟ برای دستیابی به این هدف، چهار تخته قالی محرابی شاخص تبریز متعلق به دوره قاجار و محفوظ در موزه ویکتوریا و آلبرت لندن، به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و با رویکردی توصیفی-تحلیلی موردمطالعه قرار گرفتند. داده ها به شیوه کتابخانه ای و از طریق مطالعه اسناد تصویری و متون مرتبط گردآوری شده اند. آنالیز طرح و رنگ با نرم افزارهای گرافیکی انجام شده است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که قالی های محرابی تبریز در این دوره، از تنوع چشمگیری در حوزه طراحی برخوردار بوده و طیفی از ساختارهای ساده تا بسیار مُزَّیّن را در برمی گیرند. نقوش بکار رفته از نوع تلفیقی و نقش مایه ها گردان و شکسته هستند. ترکیب بندی فرش ها نیز اغلب بر ایجاد هارمونی و تقارن در تنالیته های رنگی استوار شده است. نتایج این پژوهش بیانگر آن است که این قالی ها، با ویژگی های ساختاری و رنگی منحصربه فرد، نمونه هایی شاخص و قابل تأمل از هنر قالی بافی عصر قاجار را نشان می دهند.
۴۶۳.

بازتعریف مفاهیم و عوامل مؤثر بر مسکن صنعتی معاصر با تأکید بر هویت فرهنگی و اجتماعی (مطالعه موردی: شهر اهواز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۳۳
این پژوهش به تبیین مفاهیم و مولفه های اثرگذار بر طراحی مسکن صنعتی معاصر با تأکید بر هویت فرهنگی-اجتماعی می پردازد تا مدل مفهومی بومی محور برای توسعه مسکن در شهر اهواز ارائه دهد که علاوه بر پاسخ به نیازهای مسکونی، هویت و فرهنگ منطقه را حفظ کند. هدف این پژوهش شناسایی و تحلیل مولفه های اثرگذار در طراحی مسکن صنعتی معاصر با رویکرد هویت فرهنگی و اجتماعی در کلانشهر اهواز است. در این پژوهش. پس از استخراج اطلاعات، تحلیل داده ها با استفاده از روش آنتروپی شانون انجام می گیرد تا اهمیت و وزن مولفه ها مشخص شود. همچنین، از نرم افزار SPSS و آزمون همبستگی پیرسون برای تحلیل نتایج و بررسی پایایی استفاده می شود تا اعتبار نتایج افزایش یابد. نتایج این مطالعه نشان می دهد که مولفه های اجتماعی در طراحی مسکن معاصر با تأکید بر هویت فرهنگی و اجتماعی، از اهمیت بالایی برخوردارند. مولفه اجتماعی-کارکردی-عملکردی با وزن 0.75 بر ضرورت پاسخگویی مسکن به نیازهای کارکردی و تسهیل فعالیت های اجتماعی ساکنان تأکید دارد. مولفه اجتماعی-سیاسی-هویت ملی با وزن 0.89 نیز نشان دهنده نقش برجسته هویت ملی و فرهنگی در فرآیند طراحی مسکن است، به طوری که مسکن را فراتر از یک سازه فیزیکی، به عنوان نمادی از هویت اجتماعی معرفی می کند. همچنین، مولفه های اجتماعی-زیست محیطی و اجتماعی-کارکردی با وزن های 0.77 و 0.83 بر اهمیت تعاملات اجتماعی، پایداری زیست محیطی، و ایجاد حس تعلق ساکنان تأکید دارند. این یافته ها نقش کلیدی مسکن در ارتقای کیفیت زندگی و تقویت انسجام اجتماعی را در شهر اهواز برجسته می کند. نتیجه گیری نهایی این پژوهش نشان می دهد که طراحی مسکن صنعتی در اهواز باید به طور جدی به مولفه های اجتماعی، فرهنگی و زیست محیطی توجه کند. اهمیت بالای مولفه های مشخص شده بیانگر این است که مسکن معاصر نه تنها باید نیازهای اقتصادی را برآورده کند، بلکه باید هویت ساکنان را نیز حفظ و تقویت نماید.
۴۶۴.

نقد پسااستعماری تصاویر تولید شده توسط هوش مصنوعی به مثابه رسانه، مطالعه موردی: استیبل دیفیوژن نسخه SDXL

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۷ تعداد دانلود : ۱۴۶
در جهان دیجیتالی امروز، تولید تصویر دیگر به دست نقاشان و عکاسان محدود نمی شود، بلکه هوش مصنوعی نیز به تولیدکننده ه معنا و تصویر تبدیل شده است . اما این تولید تصویر، نه امری بی طرف، بلکه ادامه یک گفتمان تاریخی و سلطه محور است . مدل های تولید تصویر، اغلب با مجموعه داده هایی آموزش دیده اند که به شدت از هژمونی  فرهنگی غرب تأثیر گرفته اند . نتیجه این امر، بازتولید تصویری از دیگری است که نه بر اساس خودآگاهی و تنوع فرهنگی، بلکه بر پایه ادراک غربی از شرق و جهان شکل گرفته است . از سال 2022 تا به امروز، هوش مصنوعی های تولید تصویر از متن، تکنولوژی صنعت تصویرسازی و جهان را دگرگون کرده اند . هوش مصنوعی های تصویرساز براساس داده های رسانه ای و اینترنتی تغذیه شده اند؛ تصویری که هوش مصنوعی می سازد، بیش از آنکه بازتاب واقعیت باشد پژواکی از تاریخ بصری سلطه و قدرت است . این ابزارها، با کمترین موانع دسترسی امکان تولید تصویر را فراهم آورده اند . تصاویری که نه خنثی هستند، نه تصادفی . این تکنولوژی، به داده های تاریخی   فرهنگی و اجتماعی ای متکی است که خود محصول گفتمان های سلطه و استعمار هستند . اکنون دیگر   مسئله این نیست که هوش مصنوعی تولید تصویر می کند؛ بلکه چگونه تصویری تولید می کند؟ به نفع چه روایت هایی؟ به زیان چه فرهنگ ها، چهره ها و هویت هایی؟ چگونه هوش مصنوعی، حتی در مدرن ترین شکل خود، همچنان در بازتولید الگوهای کهنه قدرت و بازنمایی گرفتار است؟
۴۶۵.

نقش و رنگ در هنر و معماری: نشانه های هویت قوم بلوچ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۸ تعداد دانلود : ۴۰۶
مقدمه: منطقه بلوچستان به دلیل تنوع معماری و صنایع دستی، با وجود تفاوت های مشهود، هویت خاصی برای قوم بلوچ شکل می دهد. هدف این مطالعه شناسایی معنا و مفهوم رنگ ها و نقوش به کاررفته و تحلیل نقش آن ها به عنوان نمادهای هویتی قوم بلوچ است و این موضوع به درک بهتر ارزش ها و فرهنگ غنی این منطقه کمک می کند. بدین ترتیب، سوالات پژوهش به این مهم می پردازد که معنا و مفهوم، خواستگاه و منبع الهام رنگ ها و نقوش در صنایع دستی و مسکن بومی بلوچستان چیست؟ همچنین، چگونه نقوش و رنگ های به کاررفته در صنایع دستی و مسکن این منطقه را به عنوان نمادهای هویتی قوم بلوچ معرفی می شوند؟روش پژوهش: پژوهش پیش رو به شیوه توصیفی- تحلیلی و یافته های آن از طریق منابع کتابخانه ایی، پایگاه های اطلاعاتی و بازدیدهای میدانی از انواع هنرها انجام شده است. جامعه آماری شامل مسکن بومی و هنرهای سنتی منطقه بلوچستان است و انتخاب نمونه ها با توجه به هدف پژوهش انتخابی بوده است. یافته های تحقیق به شکل کیفی تحلیل شده اند.یافته ها: بررسی ها نشان می دهد که نقوش رنگارنگ در هنر بلوچی، به ویژه سوزن دوزی، نمادهای فرهنگی منحصربه فرد این قوم هستند و ریشه های مشترکی با فرهنگ های همسایه، به ویژه هند، دارند. رنگ ها در معماری بلوچستان فضایی شاداب ایجاد کرده و نقوش هندسی پیوستگی قوم بلوچ را در مواجهه با ناملایمات نمایان می سازند، به طوری که این عناصر جنبه های تزئینی و همچنین اساس بیان فرهنگی و اجتماعی آنان را تشکیل می دهند.نتیجه گیری: علاقه و التزام قوم بلوچ به استفاده از نقوش هندسی ساده و رنگ های شاد در صنایع دستی و پوشاک محلی، همچنین در تزئینات داخلی و بیرونی مسکن بومی، هویت و منظر فرهنگی واحدی را در عین کثرت برای آن ها ایجاد کرده است. این امر نشان دهنده آن است که هنر و معماری بلوچستان با استفاده از این نقوش و رنگ های خاص، هویت فرهنگی قوم بلوچ را تبیین می کند.
۴۶۶.

نقش رسانه ای گرافیک در هماهنگ سازی الگوی تداعیِ معانی با اشکال بیان و انواع ادبی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۹ تعداد دانلود : ۲۰۱
هماهنگ سازی بین عناصر یک بیان هنری، عامل مهمی است که می تواند در نسبت میان زبان ادبی و تصویری و تقویت نقش رسانه ای آن ها نمود یابد. در این میان، گرافیک در قالب زبان تصویری، با وام گرفتن از برخی خصوصیات ادبیات، از قبیل برقراری نسبت با اشکال بیان و انواع ادبی، قابل توجه است؛ منظور از اشکال بیان، مقوله های اقتباسی از انواع علم بیان چون مجاز، تشبیه، استعاره و کنایه می باشد و روایت تصویر نیز در انواع ادبیِ حماسی، غنایی، نمایشی و تعلیمی قابل تعبیر بوده که از جمله وجوه اشتراک بین ادبیات و گرافیک به نظر می رسد. پژوهش حاضر با هدف تبیین ویژگی های گرافیک به مثابه اثر ادبی، پرسش از چگونگی هماهنگ سازی میان فرم های کلامی و تصویری دارد. لذا به روش توصیفی - تحلیلی و با استفاده از منابع مکتوب و اسناد تصویری به شیوه کیفی و گزینش هدفمند، در تبیین نسبت میان گرافیک و ادبیات در هماهنگ سازیِ الگوهای تداعی معانی با اشکال بیان و انواع ادبی در قالب پوسترهای سینمایی اهتمام می ورزد. نتایج نشان می دهد که ابعاد روایی ایراد معنا در انواع ادب حماسی، غنایی، نمایشی و تعلیمی به ترتیب در هماهنگی با اشکال بیان چون الگوهای تباین، مجاورت، مشابهت و تداعی آزاد نمود یافته و گویی گرافیک به مثابه اثری ادبی لب به سخن می گشاید.   
۴۶۷.

ارزیابی برنامه درسی رشته معماری از منظر کاربست دانش سازه بر مبنای نظریه یادگیری معنادار بلوم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱ تعداد دانلود : ۲
هدف اصلی از آموزش سازه، توانمندسازی دانشجویان برای کاربست آن در فرایند طراحی معماری و ارتقای کیفیت و کارایی طرح هاست. همواره این پرسش مطرح بوده است که آیا برنامه درسی موجود در مقطع کارشناسی معماری در دانشگاه های ایران، توان پاسخ گویی به نیاز دانشجویان برای دستیابی به این هدف متعالی را دارد یا خیر. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی میزان پاسخ گویی برنامه درسی آموزش سازه به کاربست دانش سازه در طراحی معماری و شناسایی نقاط قوت و ضعف آن انجام شده است. برای این منظور، سرفصل های درسی با مشارکت اساتید باسابقه معماری در دانشگاه های معتبر ایران مورد بررسی قرار گرفت. چارچوب نظری پژوهش مبتنی بر طبقه بندی اهداف آموزشی بلوم (BRT) و مفهوم یادگیری معنادار است که سطوح شناختی را از یادسپاری تا کاربست دانش در مسائل پیچیده همچون طراحی معماری تبیین می کند. نخست، تحلیل تطبیقی سرفصل های درسی آموزش سازه در برنامه کارشناسی معماری دانشگاه های منتخب ایران، دوم، گردآوری داده ها ازطریق پرسش نامه نیمه ساختارمند با مقیاس لیکرت از اساتید باسابقه معماری (با ضریب پایایی آلفای کرونباخ 725/0) و سوم، تحلیل کیفی مصاحبه ها و سؤالات باز با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شد. شاخص های ارزیابی شامل سه بعد دانش گزاره ای، مفهومی و رویه ای سازه، به همراه عوامل محیط آموزشی و انسجام آموزشی بوده اند. یافته های پژوهش نشان می دهد که برنامه درسی موجود به طور غالب بر دانش گزاره ای سازه تمرکز دارد و در این بعد، پاسخ گویی آن در حد متوسط ارزیابی می شود. درمقابل، دانش مفهومی سازه و دانش رویه ای سازه که از دیدگاه اساتید تأثیر زیاد و بسیار زیاد بر طراحی معماری دارند، به میزان بسیار کمی در برنامه فعلی پوشش داده شده اند. تحلیل سرفصل ها نیز نشان داد که سهم آموزش مستقیم سازه کمتر از 5/6 درصد کل واحدهای درسی و به طور عمده نظری است و واحدهای عملی نقش حاشیه ای دارند. در پاسخ به سؤالات پژوهش، در وضعیت فعلی برنامه درسی آموزش سازه در مقطع کارشناسی معماری، تمرکز غالب بر دانش گزاره ای بوده و ضعف جدی در پرورش دانش مفهومی و رویه ای، مانع تحقق یادگیری معنادار سازه شده است. نقطه قوت این برنامه آموزشی تأمین حداقلی مبانی و کلیات دانش سازه و از نقاط ضعف اصلی آن، عدم تعادل توزیع سطوح شناختی، کم رنگ بودن آموزش های عملی و طراحی محور و فقدان پیوند مؤثر میان دروس سازه و کارگاه های طراحی معماری است.
۴۶۸.

مولّد اولیه طراحی در معماری خانه متناسب با رفتار اسلامی بر مبنای منابع نقلی اسلام(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : ۳
در حوزه معماری اسلامی، موضع مناسب حضور امر اسلامی در فرایند طراحی نیازمند بررسی است. بر این اساس، این پژوهش با هدف تبیین فرایند تحقق معماری اسلامی و با بهره گیری از یافته های نظریه پردازان حوزه فرایند طراحی معماری شکل گرفته است. «مولّد اولیه» در حوزه فرایند طراحی، منظری مناسب برای دریافت ایده های اولیه تولید اثر معماری است. منظری که از یک سو مفاهیم مبنایی و شکل دهنده معماری و ازسوی دیگر مسائل مورد توجه در منابع نقلی اسلام را می تواند مورد پردازش قرار دهد و منجر به اتخاذ تصمیمات معمارانه شود. این پژوهش در بخش اول، در بیان اعتبار مولّد اولیه در فرایند طراحی و نسبت آن با تعالیم اسلامی از روش استدلال منطقی استفاده نموده و در بخش دوم نیز به منظور تبیین مولّدهای اولیه خانه از منظر تعالیم اسلامی با روش تحلیل محتوای کیفی به منابع نقلی اسلام رجوع شده و «مولّد اولیه دار» و «مولّد اولیه بیت» را معرفی کرده است. در ادامه، با بهره گیری از مطالعات میدانی شامل مصاحبه و ثبت و تحلیل رفتار کاربران، ظهور نتایج پژوهش، در خانه روحانی، به عنوان نمونه ای از خانه های تاریخی مورد بررسی قرار گرفته است. مولّد اولیه دار متوجه مفهوم حضور در خانه است؛ مولّد اولیه بیت اما نظر به مالکیت و استفاده از مکان خانه دارد. معمار در موضع طراحی، مبتنی بر ویژگی های فرهنگی کاربران خانه و شرایط زمینه ای طرح، مولّد اولیه خانه را در میان طیف «بیت دار» تشخیص داده و مبتنی بر آن خانه را برای کاربرانش تعریف می کند.
۴۶۹.

تفاوت های بافت سنتی و مدرن زواره براساس نظریه «شهر درخت نیست»: بررسی ساختار شهر ارگانیک در برابر ساختار درخت وار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱ تعداد دانلود : ۴
 در دهه های اخیر، روند توسعه شهری و افزایش نیازهای جمعیتی و عملکردی، موجب دگرگونی های چشمگیری در ساختار فضایی و کالبدی شهر زواره شده است. این شهر به عنوان یکی از نمونه های شاخص شهرهای سنتی ایران، فرایندی از تحول تدریجی از بافت سنتی تاریخی به سوی فرم های جدید و مدرن شهری را تجربه کرده است؛ روندی که به تغییر در سازمان دهی فضاها، استقرار کاربری ها و الگوهای ارتباطی درون بافت منجر شده است. این مقاله ، با مرور منابع موجود، تفاوت های بنیادین ساختار فضایی بافت سنتی و بافت شهری امروزی زواره را بر پایه نظریه «شهر درخت نیست» کریستوفر الکساندر بررسی می کند و پیامدهای این تفاوت ها در گذار از شهر سنتی به معاصر را ارزیابی می نماید. اهداف مقاله، توضیح ساختار فضایی دو نوع بافت، شناسایی الگوهای فضایی سنتی، مقایسه با مدرن، و پیشنهاد راهکارهایی برای بهره گیری از عناصر سنتی در برنامه ریزی بافت جدید شهر زواره است. روش بررسی توصیفی تحلیلی بر پایه مطالعات کتابخانه ای و مرور ادبیات است. مهم ترین نکات از منابع نشان می دهد بافت سنتی زواره ساختار نیمه شبکه ای ارگانیک با هم پوشانی کاربری ها و انعطاف پذیری بالا دارد که پایداری را تضمین می کند؛ درمقابل، بافت مدرن درخت وار با جداسازی عملکردها به بی هویتی منجر شده است. این تفاوت ها بازتاب گذار از پویایی انسان محور به عملکردگرایی انزواگرا هستند. درنتیجه، ادغام روابط ارگانیک سنتی در طراحی معاصر می تواند دستیابی به اصول شهرسازی پایدار را تسهیل کرده و برنامه ریزان را به استفاده از اصول الکساندر برای احیای هسته تاریخی ترغیب نماید.
۴۷۰.

سیر پیدایش بادگیرهای بلند برجی در خط آسمان شهر قم بر مبنای اسناد مصورتاریخی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱ تعداد دانلود : ۲
بادگیرها به عنوان عناصر شاخص اقلیمی و نمادین، نقشی کلیدی در هویت بخشی به خط آسمان شهرهای کویری دارند. به رغم پیشینه غنی معماری در شهر قم، سیر تحول کالبدی و زمانی بادگیرهای این شهر در مقایسه با شهرهایی چون یزد و کاشان مغفول مانده و بسیاری از این عناصر در فرایند توسعه مدرن از بین رفته اند. این تحقیق با روش تفسیری تاریخی و راهبرد موردپژوهی، به بازخوانی سیر پیدایش بادگیرهای برجی قم از دوره صفوی تا پهلوی می پردازد. بدین منظور، ۶۸ سفرنامه (ایرانی و خارجی) تورق و با تدقیق زمان حضور صاحبان اثر، اسناد مصور شامل گراورها، نقاشی ها و عکس های تاریخی براساس تکنیک خط زمان و تقویم نگاری تاریخی مورد تحلیل قرار گرفتند. تحلیل اسناد نشان می دهد که در اوایل دوره صفوی (آثار اولئاریوس و شاردن)، بادگیرهای برجی بلند در خط آسمان قم دیده نمی شوند. نخستین نشانه های عناصر عمودی مشابه بادگیر در اواخر دوره صفوی ظاهر شده و در دوره قاجار (آثار فلاندن، لورنس و عکاسان ناصری) به اوج تنوع و تعداد خود می رسند. یافته ها حاکی از آن است که تمرکز بادگیرهای بلند عمدتاً در بافت پیرامونی حرم مطهر بوده و بخش های کهن تر شرقی شهر (میدان کهنه) فاقد این عناصر بوده اند. پژوهش حاضر اثبات می کند که بادگیرهای بلند برجی در قم، پدیده ای متأخر نسبت به هسته اولیه شهر هستند که از اواخر صفوی آغاز و در قاجار تثبیت شده اند. نوآوری این تحقیق در ارائه تقویم مصور از تحولات خط آسمان قم است که نشان دهنده افول تدریجی این عنصر از دوره پهلوی اول به دلیل تغییر سیستم های تهویه و خیابان کشی های مدرن است.
۴۷۱.

واکاوی ارزش های پایدار بازار تاریخی شهر اصفهان در گستره سازوکارهای مدیریتی سنتی آن، با تکیه بر اسناد تاریخی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۱۲۶
در طول تاریخ، بازار شهر اصفهان با بهره گیری از سازوکارهای مدیریتی ویژه ای توانسته بود، پویایی و تداوم خود را حفظ نماید. امروزه، با وقوع تغییرات کلان در شیوه زندگی و به تبع آن، ظهور نظام های مدیریتی نوین، بدون توجه کافی به پیشینه غنی آن، این بازار به مسئله ای پیچیده، در زمینه مدیریت شهری و میراثی بافت تاریخی اصفهان بدل شده و آسیب های جبران ناپذیری را تجربه کرده است. بنابراین، حفاظت و تثبیت جایگاه آن، در رویارویی با فرآیندهای توسعه شهری، پیوندی معنادار با راهبردهای پایدار مدیریت سنتی این بازار در گذر زمان دارد. بر همین اساس، در پژوهش حاضر تلاش شده است تا این موضوع با بهره پذیری از روش تفسیری - تاریخی، مبتنی بر جمع آوری اطلاعات بر پایه اسناد و مدارک توصیفی و تصویری و مطالعات میدانی مورد واکاوی قرار گیرد. بررسی ها نشان می دهند که سازوکارهای مدیریت سنتی بازار تاریخی اصفهان تنها به ابعاد کالبدی (ا رزش های ملموس) آن محدود نبوده اند و وجود مناسبات بازار با حکومت ها و نهادهای مذهبی، حضور و فعالیت تجار و بازاریان در سطوح مختلف و پیچیدگی کسب وکار، تنوع فعالیت ها، تعدد ذی نفعان و دیگر ارزش های ناملموس مستتر در آن، مدیریت جامعی را برای تضمین بقای عملکردی بازار و پایداری آن، در بطن زندگی شهری ضروری ساخته بود. این سازوکارها بر شش گستره ذیل بخش پذیر هستند: الف. نظام اجتماعی و جایگاه بازار اصفهان در تعامل با ساختار شهری، ب. نظام مالکیت و مالیاتی بازار، پ. بازار عرصه تولید و تخصص، ت. مکان یابی فعالیت ها، ث. تأمین امنیت بازار و ج. تشکیلات اصناف و ارتباطات بیرونی و درونی آن ها. شناخت این ارزش ها در راستای تعامل با اصول نوین مدیریت میراث جهانی، به ویژه در گستره شناخت عوامل بنیادین درک معنا و ارزش ذاتی میراث فرهنگی ناملموس (در پنج گستره: خودشناسی، خود ترمیم نمایی، هویت فرهنگی، حفظ اصالت و انطباق با موازین حقوق بشر ) و شیوه های مدیریت سنتی بافت های تاریخی، یاری-رسان خواهد بود.
۴۷۲.

شبیه سازی میزان روشنایی و دید به بیرون فضا براساس دو پارامتر موقعیت و کشیدگی بازشو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۱ تعداد دانلود : ۱۳۴
 استفاده از یک بازشو در نما یا جداره ساختمان، علاوه بر جنبه های زیبایی شناسی، در سیما و منظر بیرونی بنا، دارای وجوه کارکردی نیز هست که در قالب تأمین روشنایی فضای داخلی و ایجاد دید به بیرون نمود می یابد. کیفیت طراحی بازشو می تواند تأثیر قابل ملاحظه ای بر کیفیت روشنایی فضای داخلی و میزان دید ساکنان از درون به بیرون فضا داشته باشد. پژوهش حاضر به بررسی نقش موقیعت و کشیدگی بازشو در تعیین کیفیت روشنایی داخلی و میزان دید از درون به بیرون فضا می پردازد. به منظور سنجش میزان روشنایی، از شاخص های نور روز (DF)، خیرگی (Glare) استفاده شد. همچنین،  برای سنجش شاخص دید به بیرون، میزان رؤیت پذیری فضای بیرونی از داخل فضا (View Analysis)  بررسی شد. براین اساس، یک فضای مستطیلی شکل با ابعاد 5*3متر مربع به همراه یک بازشو به ابعاد 1*1متر مربع واقع در جبهه جنوبی آن، در شهر شیراز به عنوان الگوی پایه در نظر گرفته شد. همچنین، 22 نمونه موردی با موقیعت ها و کشیدگی های مختلف بازشو به عنوان نمونه های موردی تحقیق انتخاب شد. پس از شبیه سازی و تحلیل این نمونه ها با استفاده از افزونه های هانی بی و لیدی باگ، نتایج در قالب یافتن بهینه ترین موقعیت و کشیدگی بازشو در جداره ارائه شد. نتایج تحقیق نشان داد که استفاده از بازشو با کشیدگی افقی و مستقر در بخش مرکزی جداره، بهنیه ترین حالات دید به بیرون و روشنایی روز را درون فضا ایجاد می نماید. 
۴۷۳.

تحلیل دگرگونی جایگاه کاربریهای مکان محور شهری در عصر فضای مجازی؛ نمونه مورد مطالعه: کتابخانه های سه دانشگاه اصلی زاهدان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۸۶
برنامه ریزان شهری با این پرسش مواجهند که پیدایش شبکه های جهانی اینترنت، پایگاه های داده علمی با میلیاردها آیتم و شبکه های اجتماعی با میلیاردها عضو، تا چه حدی کتابخانه ها ی دانشگاهی همچون کاربری های مکان محور سنتی با تغییر در نقش و جایگاه مواجه ساخته و از قید چهار ویژگی، مکان معین، شعاع عملکردی معین، آستانه جمعیتی معین و زمان سرویس دهی معین رها شده اند؟ این پژوهش کاربردی با روش توصیفی تحلیلی و حجم نمونه 480نفر(دانشجویان دکتری، کارشناسی ارشد وکارشناسی) با پرسشنامه محقق ساخته و نمونه برداری تصادفی در زاهدان (سه دانشگاه سیستان و بلوچستان، دانشگاه علوم پزشکی زاهدان و دانشگاه آزاد اسلامی زاهدان) انجام شده است. مد ل های تحلیل:Uما ن ویتنی، کروسکا ل والیس، کای دو، کرامرزV، جدول متقاطع، کندال تائوC، کرامرزC و تست نشانه بودند. یافته ها نشان داد، جایگاه سنتی کتابخانه های دانشگاهی دگرگون شده است. به این اعتبار که 58 درصد دانشجویان گفته اند به ندرت کتابخانه رفته یا هرگز نرفته اند. 44 درصد دانشجویان جایگاه سنتی کتابخانه ها را کاهشی می دانند. دسترسی به پایگاه های علمی مانند Scopus, SID, در حد معنی داری، سبب اعتقاد دانشجویان به کاهشی بودن جایگاه کتابخانه بود (به استثنای دانشجویان پزشکی و پرستاری).دانشجویان به منابع علمی در هشت پایگاه علمی آکادمیک (Scopus، Web of Science، Pub Med و مشابه آن با میلیاردها آیتم علمی) مراجعه می کنند.نتیجه این که علیرغم پابرجایی نقش و جایگاه کتابخانه های دانشگاهی، پدیده «پژوهش، بدون مراجعه فیزیکی به کتابخانه دانشگاهی» سبب می شود برنامه ریزی و تخصیص فضا، محاسبه آستانه جمعیتی و شعاع عملکرد معین، نیازمند بازنگری گردد. نوآوری این پژوهش مراجعه مستقیم به دانشجویان و سنجش میزان مراجعه شان به کتابخانه و ادراک شان از جایگاه کتابخانه است که در پژوهش های داخلی و خارجی دیده نشد. ادامه پژوهش در کتابخانه های عمومی وگسترش مرزهای دانش مورد تأکید است.
۴۷۴.

بررسی پایدار شبکه هوشمند معابر شهری جهت حضور به موقع یگان ناجا بر اساس الگوریتم Dijkstra (مطالعه موردی: شهر اهواز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۵۲
مسئله: بزهکاری و جلوه مختلف خشونت و بی نظمی از پدیده های بسیار پیچیده اجتماعی است و در صورت وجود بستر مکانی و زمانی مساعد، زمینه بروز جرم و تکرار آن فراهم می گردد و به مرور زمان یک محیط جغرافیایی به یک کانون جرم خیز تبدیل می شود. شهر اهواز دارای محلات متعدد و مراکز فعالیتی پراکنده و فضاهای خالی ساخته نشده و فضاهای سبز همچون پارک ها، نخلستان ها و باغات در بافت های شهری می باشد که احتمال وقوع جرم را افزایش می دهد. بر این اساس طراحی شبکه هوشمند معابر در شهر اهواز جهت امداد رسانی بهتر یگان انتظامی ضرورت می یابد. هدف: شناخت ساختارهای فضایی شبکه معابر شهر اهواز، میزان وقوع جرم، تحلیل موقعیت یگان های پلیس که نقش بسزایی در راستای خدمات رسانی بهتر یگان امداد و نجات دارد. روش: جهت تجزیه و تحلیل یافته ها از نرم افزارهای ArcGIS ، EXCEL و Grafer استفاده گردیده است. همچنین از الگوریتم کوتاه ترین مسیر Dijkstra و الگوریتم اویلر جهت یافتن کوتاه ترین مسیر استفاده گردیده است. نتایج: پژوهش حاضر نشان می دهد آنچه در بررسی کلانتری ها شهر اهواز حائز اهمیت می باشد، توزیع فضایی این مراکز از نظر دسترسی و همچنین فاصله کلانتری ها نسبت به یکدیگر می باشد. با توجه به آنالیز مسیریابی ارائه شده با GIS خیابان مقیمی زاده با فاصله 8 متر نسبت به محل جرم خیز کمترین فاصله و در مقابل بلوار پاسداران و خیابان شهید تندگویان به ترتیب با 523 متر و 653 متر بیشترین فاصله را از یگان پلیس تا محل جرم را دارند.
۴۷۵.

بررسی چالش های اخلاقی سازنده در تعامل با سازمان های کلیدی نقش آفرین در صنعت ساختمان (مطالعه موردی: سازمان های بخش عمومی غیردولتی و خصوصی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۲ تعداد دانلود : ۱۵۴
بیان مسئله: مصاحبه با فعالان صنعت ساختمان نشان دهنده چالش های اخلاقی کنشگران سازنده در صنعت است. ازطرفی بخش عمومی غیردولتی کنار بخش خصوصی، دو بازیگر بزرگ صنعت ساختمان در کشور هستند. چالش های اخلاقی در نظامی متشکل از بخش خصوصی، شهرداری ها، سازمان نظام مهندسی ساختمان کشور، سازمان ثبت املاک و اسناد کشور، سازمان امور مالیاتی کشور و نهاد های عمومی غیردولتی و محیط های سه عاملی به وجود می آیند و تصمیمات اخلاقی کنشگران را تحت تأثیر قرار می دهند. به نظر می رسد پژوهش های پیشین تابه حال درک کنشگران از اخلاق و پدیده، به چالش های اخلاقی به عنوان یک پدیده از منظر سازنده و به دلایل تشکیل دهنده و پیامدهای آن توجه نکرده است. هدف پژوهش: در این پژوهش به توصیف درک اخلاقی کنشگران کلیدی صنعت ساختمان از اخلاق و بررسی چالش های اخلاقی سازنده در تعامل با سازمان های کلیدی نقش آفرین در صنعت ساختمان توجه شده است. روش پژوهش: ازآنجاکه بررسی چالش های اخلاقی سازنده در صنعت ساختمان یک موضوع بدیع بوده و ویژگی های مقولات اخلاقی به زمینه و کنشگران آن وابسته است؛ در این پژوهش از روش پژوهش کیفی و از روش شناسی نظریه پردازی زمینه ای استفاده شده است.نتیجه گیری: براساس تحلیل یافته های پژوهش، درک کنشگران از اخلاق بسیار عمومی است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که راهبرد اکثریت کنشگران صنعت ساختمان به اخلاق نتیجه گرا نزدیک است. میان چالش های اخلاقی سازنده در صنعت ساختمان چالش پرداخت های نامتعارف در شهرداری و پرداخت های نامتعارف درسازمان نظام مهندسی ساختمان به عنوان مهم ترین چالش ها شناسایی شده است. مهم ترین عوامل تشکیل دهنده چالش های اخلاقی، قوانین متناقض و تفسیرپذیر، سود سرشار کسب وکار ساختمان، تورم، عدم کارایی سیستم نظارتی، فساد در بدنه سازمان های کلیدی و عدم ردگیری پرداخت های نامتعارف و مهم ترین موانع بی اخلاقی، اخلاق شخصی، کارآمدی نهادهای نظارتی و همچنین اهم ساز و کار های استفاده شده کنشگران در راهبردهای غیراخلاقی استفاده از قوانین منتج به نتایج متفاوت و استفاده از توجیهات شرعی- اخلاقی است.
۴۷۶.

تعریف و اولویت بندی مولفه های طراحانه دفاع محیطی در محیط انسان ساخت با رویکرد پدافند غیر عامل با تاکید بر قدرت نرم و سرمایه اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۶ تعداد دانلود : ۱۴۸
شهروندان در شرایط وقوع بحران در معرض آسیب قرار می گیرند. در محدوده تهدیدات انسان ساز، علم دفاع غیرنظامی (پدافند غیرعامل) راهکارهای مختلفی را برای مدیریت بحران ارائه داده است. باتوجه به حساسیت های امنیتی داخلی و خارجی و تکرار وقایع امنیتی، ضروریست جامعه طراحان محیطی (معماران- شهرسازان) توجه ویژه ای به راهکارهای طراحانه در افزایش قدرت دفاعی محیط و کمک به حل بحران های امنیتی داشته باشند. هدف از این پژوهش تعریف و اولویت بندی مولفه های دفاع محیطی ذیل مفهوم کلان «امنیت محیطی» در محدوده تهدیدات انسان ساز (موضوع علم پدافند غیرعامل) است. این تحقیق با استفاده از نظر نخبگان و روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP) و مقایسات زوجی انجام می گیرد و در زمره تلاش هایی است که با رویکرد خشونت پرهیز به دنبال مدیریت امنیت و کاهش آسیب ها در محیط های انسان ساخت هستند. این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی با ابزار مطالعه کتابخانه ای و مصاحبه عمیق به استخراج فهرست اولیه متغیرهای کلان پرداخته و پس از تدقیق فهرست، به اولویت بندی متغیرهای کلان و مقایسه زوجی متغیرهای زیرمجموعه آنها می پردازد. یافته های پژوهش بر اهمیت رویکردهای غیر کالبدی و مبتنی بر قدرت نرم در مواجهه با تهدیدات موضوع علم دفاع غیرنظامی تأکید دارد و عادت حاکم بر پژوهش ها و پروژه های پدافند غیرعامل مبتنی بر رویکرد استحکام بخشی و تقویت کالبدی را ناقص و در مواجهه با پاره ای از تهدیدات، ناکارآمد می داند و براین اساس نقش طراحان محیطی در افزایش قدرت نرم مبتنی بر ساختارهای طراحانه محیط در سامانه دفاع غیرنظامی بسیار موثر می داند.
۴۷۷.

بررسی نقش مایه های حیوانی در فلزکاری سده های پنجم تا هفتم هجری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۵۷
مقدمه: نقوش حیوانی موجود بر روی اشیای فلزی سده های پنجم تا هفتم هجری، بیانگر لایه های پنهان اندیشه ها و باورهای هنرمندان آن دوران است. این نقوش که از نخستین ادوار تاریخ، در تزیین دست ساخته های بشری حضور داشته اند، در دوران اسلامی جلوه ای نو یافتند. هنرمندان ایرانی، با بهره گیری از خطوط ساده، مورب و منحنی، پیکره هایی زنده و پویا از حیوانات خلق کردند. آنان در طراحی این پیکره ها، گاه با رجوع به نمادهای باستانی و گاه بازآفرینی خلاقانه آن ها، نمونه هایی بدیع پدید آوردند و بدین سان، حامل اندیشه ها و جهت گیری های نو شدند. تفاوت در فرم و حالت نمادهای حیوانی در آثار گوناگون، نشان دهنده معانی و مقاصد متنوع هر یک از این نقشمایه هاست. اهداف و سؤال ها: هدف این پژوهش، مطالعه و تحلیل مفاهیم نمادهای حیوانی موجود بر بدنه اشیای فلزی سده های پنجم تا هفتم هجری است. در راستای این هدف، پژوهش به دنبال پاسخ گویی به این پرسش هاست: 1. آیا نقوش حیوانی آثار فلزکاری سده های پنجم تا هفتم هجری تنها دنباله رویی خلاقانه از نقشمایه های پیشینیان است؟ 2. یا آنکه تصویر این نقوش بازگوکننده باورها و مفاهیم اسطوره ای و نجومی مردمان آن دوران است؟ روش ها: پژوهش حاضر به شیوه توصیفی- تحلیلی و تطبیقی انجام شده است. گردآوری داده ها بر پایه مطالعات کتابخانه ای و منابع اینترنتی، همراه با مشاهدات میدانی شامل بررسی مستقیم اشیا و مطالعه آرشیوهای تصویری موزه ها صورت گرفته است. روش تجزیه وتحلیل اطلاعات نیز بر مبنای تحلیل شمایل نگارانه تصاویر استوار است. یافته ها و نتایج: نتایج پژوهش نشان می دهد که تصویرگری نقشمایه های حیوانی بر آثار فلزی این دوره، صرفاً باهدف ایجاد زیبایی بصری و مصورسازی سطح شئ نبوده بلکه حاوی مفاهیم کیهان شناختی و مضامین اسطوره ای بوده است. بسیاری از آثار ارزشمند مزین به این نمادهای چشم نواز، اغلب به منظور پیشکش به بزرگان تهیه شده و کاربرد این نقوش در متون دعایی، به خوبی نمایانگر اعتقاد و باور به ارمغان تداوم تندرستی و دفع بلا برای صاحب آن است.
۴۷۸.

تحلیل تأثیر تغییر کاربری بر هویت فضایی معماری خانه های سنتی و بازتاب آن در راهبردهای طراحی شهری (گستره واکاوی: کلان شهر تبریز)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴ تعداد دانلود : ۱۳۸
خانه های سنتی ایران، به عنوان یکی از مهمترین نمودهای هویت محور معماری ایرانی در فرایند تغییرکاربری با دگرگونی هایی عمیق در لایه های کالبدی، فضایی و معنایی مواجه می شوند. این پژوهش باهدف تحلیل تأثیر تغییرکاربری بر چشم اندازهای ساختاری به مثابه؛ «هویت فضایی معماری»، «تحولات ناشی از تغییرکاربری» و «بازتاب الگوها در طراحی شهری»، در کلان شهر تبریز انجام گرفته است. روش تحقیق به صورت ترکیبی (کیفی→کمی)، است. در بخش کیفی، داده ها ازطریق تحلیل محتوای اسناد تاریخی و مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۱۸متخصص گردآوری و با کدگذاری 3 مرحله ای تحلیل شد. در بخش کمی، پرسش نامه ای با پایایی مناسب براساس آلفای کرونباخ، برای دو آیتم منتخب «الگوهای کالبدی و تأثیرات تغییرکاربری»؛ (79/0)، و «ابعاد ارتباطی و ادراکی هویت فضایی»؛ (83/0)، در میان 384نفر از شهروندان، معماران و ساکنان بومی توزیع شد. داده های حاصل بااستفاده از نرم افزار SPSS و آزمون t تک نمونه ای مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها نشان داد تغییرکاربری بدون رویکرد زمینه گرا به طور معناداری (Sig<0.05)، موجب کاهش انسجام بصری (143/8=t)، تضعیف هویت کالبدی (261/3-=t)، و اختلال در سازگاری با طراحی شهری (824/2-=t)، شده است. همچنین، تحلیل شاخص های هویت فضایی حاکی از کاهش حس تعلق (332/4=t)، و پیوند تاریخی (396/2=t)، در فضاهای تغییرکاربری یافته بود. نتایج کیفی نیز بر گسست ساختار فضایی و اغتشاش الگوهای طراحی شهری تأکید داشت. براین اساس، پیشنهاد می شود راهبردهای طراحی شهری با محوریت حفظ اصالت معماری(210/1-=t)، و نحوه استفاده ثانویه از بنا (280/2=t)، بازتعریف شوند تا از تخریب حافظه جمعی و هویت بومی جلوگیری گردد.
۴۷۹.

بررسی طرح و الگوهای ساختاری شاخص در نقوش قالی های غرب و جنوب غرب افغانستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۵۷
قالی های مناطق غرب و جنوب غرب افغانستان، به ویژه در استان های هرات، فراه، نیمروز، بادغیس، غور و هلمند، از مهم ترین نمودهای هنر مردمی این سرزمین به شمار می آیند. این نواحی که در مجاورت مرز ایران و حوزه ی فرهنگی خراسان قرار دارند، از دیرباز محل سکونت طایفه ها و قبایل گوناگونی همچون بلوچ ها، تیموری ها، ابدالی ها و صافی ها بوده اند و تنوع قومی و فرهنگی آن ها نقش مؤثری در شکل گیری سنت های قالی بافی داشته است. قالی های این مناطق با بهره گیری از نقوش هندسی، گیاهی، انسانی و حیوانی و با ساختارهایی عمدتاً انتزاعی، بازتابی از تجربه های تاریخی، معیشت سنتی، مهاجرت و تحولات اجتماعی معاصر به شمار می آیند. هدف از نگارش پژوهش حاضر، تحلیل ابعاد هنری و زیبایی شناختی طرح و نقش قالی های غرب و جنوب غرب افغانستان و شناسایی لایه های نمادین و فرهنگی نهفته در آن هاست. در واقع نگارندگان در پی پاسخ به این پرسش هستند که این قالی ها چگونه توانسته اند ضمن حفظ اصالت های سنتی، بازتابی از شرایط تاریخی و اجتماعی معاصر را در ساختار بصری خود جای دهند؟ ضرورت انجام پژوهش از آن جا ناشی می شود که مطالعات پیشین عمدتاً بر جنبه های فنی و اقتصادی قالی افغانستان متمرکز بوده و کم تر به تحلیل هنری و نمادین قالی های این محدوده ی جغرافیایی پرداخته اند؛ از این رو، شکاف معناداری در مطالعه ی ابعاد بصری و فرهنگی این دست بافته ها وجود دارد. روش پژوهش توصیفی- تحلیلی است و گردآوری داده ها از طریق مطالعات کتابخانه ای، بررسی میدانی و مشاهده ی مستقیم نمونه های قالی مربوط به هفتاد سال اخیر صورت گرفته است. نمونه گیری به صورت هدفمند انجام شده و ۱۷ تخته قالی بر اساس معیارهایی چون اصالت بافت، وضوح نقش مایه ها، تعلق جغرافیایی معتبر و قدمت قابل استناد انتخاب شده اند. یافته ها نشان می دهند که قالی های منطقه را می توان در سه الگوی اصلی شامل قالی های بلوچی، قالی های جنگی و قالی های تصویری (ادرسکند، ارادت و جنگی) طبقه بندی کرد؛ الگویی که بیانگر نقش قالی به عنوان حامل معنا، حافظه ی تاریخی و هویت فرهنگی است.
۴۸۰.

برنامه ریزی راهبردی فضای شهری با هدف ارتقای حس تعلق شهروندان؛ نمونه موردپژوهی: خیابان امام خمینی شهر قزوین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۵۰
حس تعلق به مکان از عوامل مهم و ارزشمند در برنامه ریزی فضاهای شهری به شمار می رود. توجه به این مؤلفه، به ویژه در طراحی فضاهایی مانند خیابان ها، می تواند نقش چشمگیری در ارتقای سرزندگی و بهبود کیفیت محیط شهری ایفا کند. برنامه ریزی شهری به عنوان یکی از ابزارهای اساسی در شکل دهی به کالبد و هویت شهر، در تقویت این حس نقش مؤثری دارد. پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر تقویت حس تعلق به مکان انجام شده و این مؤلفه ها را در محدوده خیابان امام خمینی، واقع در ناحیه امامزاده حسین و منطقه یک شهر قزوین بررسی کرده است. در این راستا، ابتدا با مرور ادبیات نظری، مدل مفهومی پژوهش تدوین شد. برداشت های میدانی و تکمیل پرسش نامه و در نهایت تجزیه وتحلیل اطلاعات، با استفاده از نرم افزار SPSS و روش هایی آماریی توصیفی و استنباطی، همچون آزمون t تک نمونه ایی انجام گرفته است. در ادامه، با تکنیک SWOT، چشم انداز، اهداف، راهبردها و سیاست هایی متناسب با مؤلفه ها و یافته های نظری تدوین شد. درنهایت، با بهره گیری از نتایج ارزیابی محیط داخلی و خارجی و تدوین ماتریس برنامه ریزی راهبردی QSPM، راهبردهای پیشنهادی اولویت بندی و پلان راهبردی محدوده طراحی شد. شناسایی عوامل مؤثر در تقویت حس تعلق می تواند به افزایش هویت، کیفیت و تعامل در فضاهای شهری کمک کند. براساس بررسی های انجام شده، مهم ترین متغیرهای محیطی تأثیرگذار بر این حس عبارت اند از: دسترسی و خوانایی، امنیت اجتماعی، خاطره انگیزی، تعامل پذیری، مقیاس انسانی و تناسبات، تنوع فعالیت ها، عناصر شاخص طبیعی یا مصنوع و مبلمان شهری. متغیرها را می توان در سه بعد اصلی: ادراکی شناختی، اجتماعی فرهنگی و کالبدی محیطی دسته بندی کرد. درنهایت، توجه به نیازها و خواسته های جامعه در فرایند طراحی و برنامه ریزی می تواند به خلق فضاهایی منجر شود که نه تنها از نظر بصری جذاب اند، بلکه پیوندی عمیق تر میان شهروندان و محیط زندگی شان ایجاد می کنند و موجب تقویت حس تعلق در فضا می شوند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان