ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۶۱ تا ۲۸۰ مورد از کل ۳۰٬۷۵۹ مورد.
۲۶۱.

بازشناخت مفهوم طراحی در نگارگری ایران با تکیه بر متون هنری عصر صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳
هنر طراحی در حوزه نگارگری ایران، آثار بی شماری را در برمی گیرد که بخش عمده آن ها متعلق به عصر صفوی است. اما به رغم این گستردگی، همواره وجهی محدود از مفهوم طراحی در مطالعات نگارگری مورداشاره و تعمیم قرارگرفته است. این در حالی است که با رجوع به تألیف های هنری عصر صفوی، نظیر رساله های هنری و دیباچه مرقع ها، می توان به ابعاد متنوع تری از این هنر پی برد. این منابع به دلیل محتوای تخصصی خود، قادرند مفاهیم ازیادرفته بی شماری از هنر ایران را بازنمایی کنند. مداقه در متون مذکور، شناسایی مجدد هنر طراحی را ازنظر دارا بودن وجوه متنوع، غنایِ مفاهیم و بسط واژگان فراهم می آورد. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف بازشناخت مفهوم طراحی و دیگر وجوه متنوع آن، ابتدا کلمات و مفاهیم مرتبط با هنر طراحی را با تکیه بر متون موردنظر بررسی کرده و سپس، مصادیق آن ها را در نگاره های عصر صفوی جست وجو می کند. این مسیر مطالعاتی با طرح این سؤال ها همراه است که 1. متون هنری عصر صفوی به چه مفاهیمی از هنر طراحی در پیوند با نگارگری ایران اشاره دارند؟ 2. این مفاهیم چه طیفی از انواع طراحی را در برمی گیرند؟ روش تحقیق، تاریخی- تطبیقی و شیوه جمع آوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای و از طریق فیش برداری و تصویر خوانی انجام شده است. نتایج بررسی نشان داد که واژه «طراحی» به نقش آفرینی با عنصر بصری خط اشاره می کند که اغلب به صورت تک رنگ اجرا می شود. این مفهوم، به مثابه وجهی جوهری از کلماتِ تحریر، مسوده و قلم سیاهی نیز قابل درک است. از همین رو، سویه های متنوعی از طراحی را همچون پیش طرح، تمرینی، مثنی و نهایی را شامل می شود که با ویژگی هایی مانند ظرافت قلم، توازن بصری سیاهی و سفیدی و مهارت در اجرا همراه است.
۲۶۲.

بررسی اثرگذاری مؤلفه های چیدمان فضا بر کیفیت تعاملات اجتماعی شهروندان در فضاهای تجاری سنتی و معاصر (نمونه موردی: شهر قزوین)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۴ تعداد دانلود : ۱۵۷
فضاهای معماری نقش و تاثیر مهمی در جهت رفع نیازهای مادی و معنوی شهروندان دارند. از سوی دیگر تغییر در ساختار فضاهای معماری و شهرسازی بر تعاملات اجتماعی شهروندان که یکی از نیازهای اساسی بشر است، اثرگذار بوده و این تغییر ساختار با نظریه پیکره بندی فضایی که اساس آن نحوه ارتباط بین رفتار اجتماعی و ساختار فضایی فضاهای معماری و شهری است، قابل بحث و بررسی می باشد.لذا، هدف اصلی این مقاله بررسی اثرگذاری مؤلفه های چیدمان فضا بر کیفیت تعاملات اجتماعی شهروندان در فضاهای تجاری سنتی و معاصر در شهر قزوین می باشد. مقاله حاضر بر اساس ماهیت و قلمرو موضوعی در حوزه مقاله های کاربردی_توسعه ای و از نظر روش انجام مقاله توصیفی-تحلیلی است. تحلیل مبتنی بر مطالعات پیمایشی بر اساس مدل رگرسیون جغرافیایی موزون و مدل رگرسیون معمولی می باشد. جامعه آماری نیز شامل کلیه کاربران استفاده کننده از فضا در بازار سنتی شهر قزوین و مجتمع تجاری البرز و مهر و ماه قزوین بوده است که حجم نمونه براساس حداقل حدنصاب مقاله های توصیفی برابر 100 نفر در نظر گرفته شده است. بر اساس نتایج پژوهش مؤلفه های چیدمان فضا بر کیفیت تعاملات اجتماعی شهروندان در فضاهای تجاری سنتی و معاصر اثرگذار است، ولیکن در مجتمع تجاری سنتی میزان اثرگذاری هم پیوندی، عمق، اتصال، انتخاب و دسترسی بیشتر و در مجتمع های تجاری مدرن اثرگذاری مؤلفه های وضوح، اتصال، هم پیوندی و دسترسی بیشتر بوده است. به طور کلی مؤلفه های پیکره بندی فضایی شامل عمق، هم پیوندی، دسترسی، اتصال،وضوح، کنترل، انتخاب و ادارک فضایی می باشد که بر اساس تحلیل هریک می توان ویژگی ادراکی کاربران از فضا را مطرح نمود.
۲۶۳.

ظرفیت و کارکرد دیوارنگاری درتعامل و بهسازی فضای شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۲۲
بیان مسئله: در زندگی شهری معاصر مهم ترین عناصر موجود در یک شهر، بناها و ساختمان های آن است که زیبایی، هماهنگی و موزون بودن آن ها می تواند علاوه بر زیبا سازی محیط و فضای شهری، آسایش و سلامت ذهنی و روحی شهروندان را در پی داشته باشد. یکی از اصول اصلی شهرسازی، پرداختن به جنبه های زیبایی شناسانه است که اقدامات مرتبط با آن در بستر برنامه های راهبردی و عملیاتی در شهرها صورت می گیرد. اما مسئله ناهنجاری های بصری و ناهمگونی های عناصر محیطی و المان های شهری در اختلاط و امتزاج با ساخت وسازهای معماری و شهرسازی، معضلی است که مسئولین شهری بسیاری از کلان شهرها امروزه با آن روبه رو هستند. هدف: با توجه به ارتباط بسیار نزدیک هنر و شهر، پژوهش حاضر به دنبال شناسایی ظرفیت ها و قابلیت های دیوارنگاری شهری و تبیین کارکرد و نقش آن در کمک به سامان دهی عناصر بصری و زیبا سازی، هماهنگ سازی و هویت بخشی به محیط های شهری است. روش: روش این پژوهش بر اساس مشاهدات عینی و گردآوری اطلاعات و مستندات به صورت کتابخانه ای، با روش تحلیلی توصیفی صورت گرفته است. یافته ها: دیوارنگاری شهری به عنوان گونه ای از هنرهای تجسمی که عمدتاً بر روی دیوارها و بناهای معماری و فضا های شهری شکل می گیرد، بر اساس ماهیت وجودی اش و نوع ارتباط و وابستگی اش به دیوار و معماری و فضاهای شهری، دارای کارکردهای متنوع و گسترده ای است که در حوزه های مختلفی چون هنرهای تجسمی، معماری، شهرسازی و حتی علوم اجتماعی و ارتباطات قابل مشاهده و بررسی هستند. نتیجه گیری: دیوارنگاری شهری به موجب ماهیت عمومی و ظرفیت ارتباطی و استقرارش در محیط های شهری، امکان بیان و انتقال گسترده پیام در آثار و فضاهای شهری را فراهم می آورد و ضمن این که در امر هویت بخشی، به اشاعه، تحکیم و بازآفرینی هویت شهری نیز کمک می کند. همچنین دیوارنگاری، علاوه بر کارکرد تزئینی و زیباسازی فضاهای شهری، می تواند ضمن کنترل و کاستن ناهنجاری ها و آلودگی های بصری، به عنوان عامل مهمی به منظور تلطیف بناها و سازه ها، ایجاد حس آسایش و آرامش بصری، آفرینش زیبایی و هماهنگی شکل و ریتم در آثار معماری و زیباسازی شهری نقش ارزشمندی ایفا کند. از این رو دیوارنگاری را می توان نوعی هنر چندوجهی دانست که اساساً ماهیت مشارکتی دارد و هماهنگی با محیط فضایی که در آن قرار می گیرد خواهد داشت و با توجه به عملکرد و کارآیی آن در حوزه های زیباشناختی، هویت بخشی و ارتباطی، در زیباسازی محیط و توسعه زندگی شهری نقشی کلیدی و اساسی ایفا می کند.
۲۶۴.

واکاوی نسبت میان سیاست استتیک ژک رانسیر و تئاتر پست دراماتیک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۳۶ تعداد دانلود : ۱۷۶۶
ژک رانسیر با به چالش کشیدن نظام های سلسله مراتبی در هنر و سیاست، منطق پارادوکسیکال مبتنی بر اجماع و توزیع امر محسوس را رد می کند. او با تأکید بر منطق رژیم استتیک و با به میان آوردن مفهوم عدم اجماع، اختلال، و بازتوزیع امر محسوس، هنجارها و پیش فرض های زیربنایی نظام سلسله مراتبی بازنمایی را به پرسش می کشد. رویکرد رانسیر با رد رژیم بازنمایانه و رژیم اخلاقی تصاویر و تأکید بر رژیم استتیک، پیوند نزدیکی با فرم اجرایی تئاتر پست دراماتیک دارد و می توان ویژگی های تئاتر و اجرای پست دراماتیک را همسو با بازتوزیع امر محسوس دانست. شاید رانسیر در نوشته های خود بیشتر به فرم های دیگر هنری پرداخته باشد اما رابطه میان مخاطب و اثر هنری که در تئاتر و اجرا از اهمیت بسیاری برخوردار است، در نوشته های او در باب استتیک شأن محوری دارد. به باور رانسیر با جای دادن تماشاگر در صحنه اجرا و با از میان برداشتن شکاف صحنه و تماشاگر و رهایی از دراماتورژی تحمیق گر بازنمایانه، رؤیت پذیری و کنش مندی تماشاگر اجراگر امکان پذیر می شود. تعیین حدود امور رؤیت پذیر و رؤیت ناپذیر، شنود پذیر و شنودنا پذیر، تصورپذیر و تصورناپذیر، امکان پذیر و امکان ناپذیر وجه اشتراک مهم «استتیک» و «سیاست» از منظر رانسیر است و او با تحلیل این اشتراکات، پیوند ذاتی میان این دو موضوع را آشکار می کند. هدف از انجام پژوهش حاضر برقراری نسبتی میان سیاست استتیک ژک رانسیر و تئاتر و اجرای پست دراماتیک است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که به رغم اینکه رانسیر در تأملات خود به ندرت به طور مشخص به تئاتر معاصر می پردازد، آرای او در تئاتر و اجرا متضمن قسمی انحراف رادیکال از دراماتورژی سنتی است و تئاتر را به عنوان نوعی تجربه زنده، تعاملی، پویا و چندوجهی در اولویت قرار می دهد و به نظر می رسد این دیدگاه همسو با فرم اجرایی تئاتر پست دراماتیک است، اصطلاحی که هانس-تیس لمان در دهه 1990 میلادی آن را به نحوی نظام مند تبیین کرد اگرچه دشوار می توان آپاراتوس مفهومی مشخصی را به آن نسبت داد. مؤلفه ها و اسلوب های تئاتر پست دراماتیک مانند رد سلسله مراتب ها، برهم زدن هنجارهای مرسوم، محوکردن مرزهای اجرا، تمرکز حسی و تجربی بر بدن پدیداری، تکثر معنا در مخاطب-اجراگر و اختلال در منطق بازنمایانه را می توان هم راستا با مفهوم بازتوزیع امر محسوس مطرح شده از جانب رانسیر قلمداد کرد.
۲۶۵.

بررسی نقش فناوری های نوین در همگرایی هنر مجسمه سازی و طراحی مبلمان و خلق محصول فرارشته ای مبلمان تندیسگرا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۴۳
در عصر کنونی، مرز بین رشته ها به شدت سیال و انعطاف پذیر گشته و تحت عوامل مختلفی، در حال گسترش و تحول مداوم هستند، تا جایی که ممکن است رشته های موجود ادغام یا حذف شوند یا رشته های جدیدی پدید آیند. امروزه تحت عوامل متعددی، شاهد گسترش و همگرایی روز افزون حوزه های طراحی مبلمان و هنر مجسمه سازی هستیم؛ پژوهش حاضر به دنبال بررسی نقش فناوری های نوین در این همگرایی در عصر حاضر بوده و به پیامدهای این همگرایی می پردازد. در عصر فناوری های نوین، کاربست نرم افزارهای رایانه ای، اسکنرها، هوش مصنوعی در مرحله طراحی و محاسبه، همچنین کاربست مواد، مهارت های نوین و فناوری هایی همچون پرینتر سه بعدی و CNC در مرحله ساخت، به صورت مشترک در هر دو حوزه طراحی مبلمان و هنر مجسمه سازی، بیش از هر دوره ای باعث همگرایی این دو حوزه گردیده است. کاربست فناوری های نوین در طراحی و ساخت مبلمان، امکان خلق فرم های پیچیده و ظریف در حد مجسمه را فراهم کرده، و کاربست این فناوری ها در هنر مجسمه سازی، جایگزینی مدل سازی و ساخت به روش سنتی دستی با روش صنعتی را به مثابه حوزه طراحی صنعتی امکان پذیر ساخته است. علاوه بر همگرایی مواد و فناوری های طراحی و تولید مجسمه و مبلمان، در پی ظهور رویکردهای پست مدرن و نوین، شاهد همگرایی در اهداف و کارکرد آن ها نیز هستیم که ازجمله نتایج این همگرایی ها خلق محصول فرا رشته ای مبلمان تندیسگرا است. پژوهش حاضر از حیث نوع پژوهش کاربردی، از حیث ماهیت توصیفی تحلیلی (توصیفی زمینه گرا) و از حیث نوع داده ها و تحلیل داده ها کیفی بوده؛ نمونه گیری غیرتصادفی، روش و ابزار گردآوری اطلاعات نیز کتابخانه ای است.
۲۶۶.

تحلیل ساختاری-تفسیری شاخص های مسکن پایدار در محلات شهری (مطالعه موردی: محله ی سنگی-شهر بوشهر)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۷۱
مسکن پایدار یکی از مفاهیم بسیار مهم به منظور ارتقاء عدالت اجتماعی و محیطی و بهینه سازی مصرف انرژی است، که در ایران و به ویژه در شهر بوشهر، به طور جدی مورد بررسی و اجرا قرار نگرفته است. به این منظور این پژوهش با هدف شناسایی کلیدی ترین شاخص های مسکن پایدار در محله ی سنگی انجام شده است. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی-تحلیلی بوده و از مدل سازی ساختاری تفسیری برای تحلیل و اولویت بندی روابط درونی شاخص ها استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد، دسترسی به حمل ونقل عمومی، دسترسی به خدمات و مطلوبیت نما و فرم داخلی به عنوان مؤثرترین شاخص ها در ارتقای پایداری مسکن در محله ی سنگی شناسایی شده اند. همچنین شاخص های زیست محیطی و اجتماعی به طور همزمان و با تأثیر متقابل، بر موضوع موثر هستند. در نتیجه این پژوهش با ارائه چارچوبی کاربردی برای شناسایی و اولویت بندی شاخص های پایداری، مبنای ارزشمندی را برای سیاست گذاران و برنامه ریزان در جهت تدوین برنامه های جامع مسکن پایدار فراهم می آورد.
۲۶۷.

تبارشناسی واژه «منظر»؛ معنا شناسی و تمایزهای مفهومی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۵۲
بیان مسئله: در ادبیات معاصر علوم محیطی در ایران، واژه «منظر» به عنوان برابرنهادی برای لندسکیپ غربی، اغلب به مثابه مفهومی هم ارز با «عینیت بیرونی» فهم می شود. این کاربرد تقلیل گرایانه نه یک لغزش واژگانی که برآمده از نادیده گرفتن ساختار معنایی و تاریخی واژه و در نتیجه، غفلت از بنیان های هستی شناسانه ای است که منظر را به مفهومی متمایز برای فهم رابطه انسان و محیط بدل می سازد. تداوم این کژفهمی، به سیطره رویکرد صوری در تبیین این مفهوم انجامیده و امکان صورت بندی نظری مستقل از این مفهوم را تضعیف کرده است. هدف پژوهش: هدف این پژوهش، بازخوانی تبارشناسانه واژه منظر در بستر زبان جهت استخراج معانی چندلایه و ظرفیت های معنایی آن جهت تبیین تفوق این واژه نسبت به واژگان خویشاوند در فهمی متعین از محیط است. روش پژوهش: این پژوهش در پارادایم تفسیری و با رویکرد کیفی انجام شده است. برای گردآوری داده ها از روش اسنادی و کتابخانه ای (شامل منابع لغت شناسانه و متون ادبی- عرفانی) استفاده شده و تحلیل داده ها براساس روش ترکیبی «ریشه شناسی تاریخی» و «تحلیل میدان معنایی» صورت گرفته است. نتیجه گیری: یافته ها نشان می دهد منظر برخلاف سیما (که دلالت بر سطح بصری دارد) و مظهر (که قائم به ذات پدیده است)، مفهومی «فرایندمحور» و وابسته به «ناظر» است. یافته های پژوهش، پنج ویژگی هستی شناسانه برای منظر نشان می دهد که آن را از مفاهیم خویشاوند متمایز می کند: ۱. مبدأ و مقصدبودن توأمان، ۲. مفعول وارگی، ۳. خصلت فرایندی، ۴. آمیختگی (ترکیبی) و ۵. ماهیت «آفریدنی». این مؤلفه ها اثبات می کنند تقلیل منظر به واژگانِ با مفاهیم مشابه در ادبیات حرفه ای، ناشی از غفلت نسبت به مؤلفه های هستی شناسانه واژه منظر است.
۲۶۸.

Poetics and Existential Meaning in Housing Architecture: Toward a Phenomenological Framework for Poetic Dwelling(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۷۴
Contemporary housing architecture faces a growing crisis of meaning, as designs increasingly prioritize functional efficiency, visual spectacle, and market value over deeper human needs for belonging and poetic dwelling—a mode of inhabitation that transcends mere utility to foster existential connection through sensory richness, cultural memory, and emotional resonance. This study addresses this critical gap by developing the Poetic Dwelling Experience Framework (PDEF), a comprehensive model that identifies four essential dimensions of meaningful dwelling: spatial phenomenology (the lived experience of space), sensory interaction (multisensory engagement), cultural contextuality (connection to memory and tradition), and emotional topography (affective atmospheres). Through an interpretive, phenomenological methodology, the research analyzes seminal works by architects, including Zumthor, Ando, and Murcutt, demonstrating how their designs embody these poetic dimensions. The findings reveal that truly meaningful domestic spaces emerge not from formal innovation alone, but from careful attention to sensory richness, temporal rhythms, cultural narratives, and emotional resonance. The PDEF offers both a theoretical lens for understanding dwelling and a practical tool for designers seeking to create housing that nurtures human flourishing. In an era of mass-produced, alienating urban environments, this framework provides a vital pathway for recentering architecture around the profound, often overlooked needs for rootedness, intimacy, and poetic imagination in our everyday spaces.
۲۶۹.

تاثیر مولفه های فرهنگی در شکل گیری معماری بومی کردستان ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۷۲
در صورت داشتن مؤلفه های سنت می توان یک پدیده یا اتفاق بومی را سنتی نیز نامید ولی لزوماً اتفاقات سنتی بومی نیستند. هر محدوده جغرافیایی می تواند بستر وقایع بومی خود در طول تاریخ باشد. هر اتفاقی که در یک محدوده فیزیکی و جغرافیایی رخ می دهد می تواند یک اتفاق بومی باشد به شرط اینکه توسط عوامل محیطی و محلی آن جغرافیا روی دهد. هر اتفاقی که در زمان و مکان خاص روی دهد و در طول زمان تداوم پیدا کند تبدیل به سنت می شود هر چند در لحظه اولیه وقوع یک بدعت و نوآوری بوده باشد. هدف تحقیق حاضر تعیین میزان تأثیر مولفه های فرهنگی بر معماری بومی کردها در کرستان ایران می باشد. روش تحقیق حاضر از نظر ماهیت توصیفی-تحلیلی و اکتشافی بوده و روش بکار گرفته شده برای تحلیل، کیفی و کمی بوده است. مولفه فرهنگ به عنوان یکی از دو مولفه با بیشترین اثرگذاری در معماری بومی منطقه در سه ساختار کلان، میانه و خرد مورد تحلیل قرار گرفت. در هرکدام از دسته بندی ها سازمان کالبدی، فعالیتی و سیما و منظر بررسی شد. در نهایت مولفه های فرهنگی و زیر مولفه های اصلی آن در سازمانهای فضایی یاد شده با مثال های عینی موجود در محیط تطبیق داده شدند. بیشتر تحلیل ها با گفتمان رایج صاحب نظران موضوع راستی آزمایی شدند. نتیجه نهایی به این مهم اذعان دارد که هرچند مولفه های زیادی بر ساختار معماری بومی کردستان اثرگذار هستند اما فرهنگ یکی از مهمترین مولفه های اثرگذار به حساب می آید.
۲۷۰.

طراحی مدل یکپارچه ظرفیت سازی برای مدیریت بحران میراث فرهنگی در ایران: رویکردی مبتنی بر تحلیل سه سطحی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۳۵
میراث فرهنگی ایران به عنوان گنجینه ای بی بدیل از هویت و تمدن ملی، همواره در معرض تهدیدات ناشی از بحران های طبیعی و انسان ساخت قرار دارد. این پژوهش با هدف طراحی مدل یکپارچه ظرفیت سازی برای مدیریت بحران میراث فرهنگی در ایران انجام شده است. روش تحقیق از نوع آمیخته (کیفی-کمّی) بوده و داده ها از طریق مصاحبه با متخصصان، پرسشنامه و تحلیل اسناد گردآوری شدند. یافته ها نشان داد که سیستم مدیریت بحران میراث فرهنگی ایران با چالش های ساختاری عمیقی در سه سطح فردی (کمبود نیروی متخصص، ضعف آموزش)، سازمانی (نبود ساختار یکپارچه، مشکلات مالی) و اجتماعی (فقدان مشارکت مردمی، آگاهی پایین) مواجه است. مدل پیشنهادی ICCHRM در سه لایه «پیشگیری هوشمند»، «پاسخ یکپارچه» و «بازیابی تاب آور» و در سه سطح کلان، میانی و خُرد طراحی شده و هسته مرکزی آن یک سامانه هوشمند پایش و تصمیم یاری (ICCHRM-SOS) است. ارزیابی مدل با روش شبیه سازی مونت کارلو نشان داد که اجرای کامل مدل در بازه پنج ساله می تواند منجر به کاهش ۵۵% خسارات مالی، افزایش ۷۰% سرعت پاسخ گویی و بهبود ۸۰% رضایت ذی نفعان شود. تحلیل حساسیت نیز مؤثرترین مؤلفه های مدل را آموزش نیروی انسانی و راه اندازی سامانه پایش هوشمند شناسایی کرد. این مدل به عنوان نقشه راهی جامع و بومی می تواند تاب آوری سیستم مدیریت بحران میراث فرهنگی ایرآن را به طور معناداری ارتقاء بخشد. اجرای موفقیت آمیز این مدل نیازمند عزم ملی، برنامه ریزی دقیق و نظارت مستمر است.
۲۷۱.

چارچوب تصمیم گیری برای انتخاب پروژه های پایدار بیمارستانی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۴۰
بیمارستان ها به عنوان زیرساخت های حیاتی نظام سلامت، علاوه بر کارکردهای درمانی، اثرات زیست محیطی گسترده ای دارند. در ایران، شکاف موجود میان شاخص تخت بیمارستانی (92/1 به ازای هر هزار نفر) نسبت به میانگین جهانی (28/3)، تقاضای فزاینده ای را برای احداث مراکز جدید ایجاد کرده است؛ بااین حال، فقدان چارچوبی بومی برای انتخاب پروژه ها با رویکرد پایداری، یک چالش استراتژیک محسوب می شود. پژوهش حاضر با هدف پرکردن این خلأ، چارچوبی جامع برای اولویت بندی پروژه های بیمارستانی پایدار پیشنهاد می کند. ابتدا معیارها و شاخص های پایداری از طریق مرور سیستماتیک و روش دلفی استخراج شدند. سپس با استفاده از روش بهترین–بدترین (BWM)، وزن و اهمیت نسبی معیارها بر اساس نظر خبرگان تعیین گردید. در گام بعد، پروژه ها با روش مارکوس (MARCOS) ارزیابی و رتبه بندی شدند. مطالعه موردی بر نه پروژه بیمارستانی سطح سه در کشور اجرا شد. نتایج نشان داد بعد اجتماعی نسبت به بعد زیست محیطی در اولویت قرار دارد و در حوزه های پایداری نیز سلامتی و بهداشت بیشترین اهمیت را داشته و پس ازآن، آسایش و انرژی قرار می گیرند. چارچوب پیشنهادی با فراهم سازی مبنایی کمی برای ارزیابی و رتبه بندی پروژه های بیمارستانی، ابزار مؤثری برای تصمیم گیری بهینه و تخصیص هدفمند منابع در سطح سیاست گذاری سلامت فراهم می کند.
۲۷۲.

شناسایی اصول زیباشناسی نقاشی خط در آثار هنری کنونی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۳۷
نقاشی خط معاصر به عنوان تلفیقی پیچیده از خوشنویسی سنتی اسلامی و زبان تصویری مدرن، یکی از مهم ترین جریان های هنر معاصر خاورمیانه محسوب می شود. این هنر با بهره گیری هوشمندانه از امکانات بصری مدرن و تأثیرپذیری خلاقانه از جریان های معاصر جهانی، زبان تصویری نوینی شکل داده که پلی محکم میان سنت کهن و مدرنیته برقرار کرده است. با وجود پیشرفت چشمگیر کمّی و حضور فعال در عرصه بین المللی، فقدان چارچوب نظری منسجم و نبود اصول زیباشناختی مدون، یکی از اساسی ترین چالش های این حوزه است که موجب کاهش کیفیت آثار، سردرگمی هنرمندان و ضعف های بنیادی در نظام آموزشی شده است. این پژوهش با هدف پاسخ به سؤال بنیادی «اصول زیباشناختی نقاشی خط معاصر کدامند و چگونه قابل طبقه بندی هستند؟» و با رویکرد میان رشته ای جامع، به تدوین سیستماتیک این اصول می پردازد. روش شناسی مطالعه بر ترکیب متعادل سه روش اصلی استوار است: تحلیل محتوای کیفی متون نظری و تاریخی، مطالعه میدانی و تحلیل بصری آثار منتخب از دوره های مختلف، و بررسی تطبیقی مبتنی بر رویکرد پدیدارشناسی. یافته های کلیدی این پژوهش نشان می دهد که اصول زیباشناختی نقاشی خط ریشه عمیق در چهار سنت اصلی دارد: کتاب آرایی اسلامی، فرم های منقوش خوشنویسی، خوشنویسی ساختاری (طغرا) و هنر کالیگرافیتی معاصر. بر این اساس، چهارده اصل بنیادی در سه دسته اصلی طبقه بندی شد: اصول ساختاری (تعادل نامتقارن، نقاط طلایی، ساختار هندسی، ریتم بصری)، اصول فضایی (فضای مثبت/منفی، ورود/خروج، انقطاع/انفصال، عمق و لایه بندی) و اصول ترکیب بندی (منسجم نویسی، قرینه نویسی، موازی ها، الاکلنگی، کنتراست). همچنین مدل عملی چهارمرحله ای برای کاربرد مؤثر این اصول در فرآیند خلق و نقد آثار ارائه شده است.
۲۷۳.

تمثّل صُوَر ملکوتی در نقّاشی چینی: درنگی بر رسالۀ وانگ وِی در باب صورتگری(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۱۰۲
در متون حکمی چین باستان و به ویژه در یی جْینگ (دفتر تجلّیات) در باب دو گونه «صورت»، آسمانی و زمینی که یکی نازله و تمثّل دیگری است. این اندیشه ها که سابقه اش به قرن ششم ق.م. بازمی گردد، هزار سال بعد در گفت وگوهای فلسفی در باب پیشه نقّاشی طرح شد. وانگ وِی و یِن یِن جی که از استادان پیشکسوت معاصر او بود، هنر صورتگری و یی جْینگ را دارای شاکله یکسان دانستند، به تمثّل صور ملکوتی در صور نقّاشی صورتگران راستین کهن برای ترسیم صور سفلی آفاقی اشاره کردند و آن را طرف قیاس نحوه تمثّل صور علوی در یی جْینگ برای تبیین تبدّلات صور سفلی قرار دادند. در این نوشتار، پس از تبیین چیستی «صورت» و انواع آن در یی جْینگ و اشاره مختصری به حالات زندگانی وانگ وِی، ترجمه و شرحی از رساله او در باب صورتگری ارائه می شود. موضوع اصلی رساله او تبیین همسویی هنر صورتگری با اصول یی جْینگ است و در ذیل آن به تمثّل و تمثیل، ساز و کار ظهور و آفرینش، طبقه بندی صور نقّاشی بر حسب ماهیت موجودات و تنزیلی بودن نقّاشیِ نقّاشان راستین اشاره شده است.
۲۷۴.

بررسی گردشگری فیلم در سینمای ایران (نمونۀ مطالعه شده: چهل و سومین دورۀ جشنوارۀ فیلم فجر)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۱۰۰
سینما یک پدیده چندبعدی و صنعتی تأثیرگذار در دنیای امروز است. در سال های اخیر رابطه بین سینما و گردشگری باعث شده است که موضوع گردشگری قابل توجه فیلمسازان از یک سو و مقاصد گردشگری ازسوی دیگر قرار گیرد. به گونه ای که به بسیاری از مقاصد گردشگری براساس ایجاد تصویر و ذهنیت مناسب در ذهن بیننده، توجه شده و این امر باعث رونق و توسعه گردشگری در آن مقصد شده است. این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی و با هدف بررسی موضوعی گردشگری فیلم در سینمای ایران انجام شده است و محقق با استفاده از مشاهده، نسبت به جمع آوری اطلاعات اقدام کرده و بخش سودای سیمرغ چهل و سومین دوره جشنواره فیلم فجر به عنوان نمونه مطالعه شده مدنظر قرار گرفته است. نتایج این پژوهش نشان می دهد به موضوع گردشگری فیلم در ایران توجه نشده و در عموم فیلم های نمایش داده شده موضوع سفر و گردشگری جایگاه مشخصی نداشته و یا فیلم ظرفیت لازم برای ایجاد انگیزه در مخاطب برای انجام سفر به مقصد مشخصی را ندارد. تنها دو فیلم «زیبا صدایم کن» و «سونسوز»، با ایجاد تصاویر مناسب، شخصیت پردازی مطلوب و روایتی دلنشین توانسته اند تا اندازه ای ترکیب عوامل جذب کننده برای تمایل به سفر را در فرم و محتوای خود ایجاد کنند بنابراین توجه بیشتر به ارتباط بین سینما و گردشگری در ایران ضروری است.
۲۷۵.

تحلیل مفاهیم و ویژگی های بصری تصویر جبرئیل در نگاره های منظومه یوسف و زلیخای موزه والترز بالتیمور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۱۲۶
نسخه مصور یوسف و زلیخا جامی، متعلق به موزه والترز یکی از نسخ ارزشمند گورکانیان هند است که نگاره های آن متناسب و همسو بامحتوا و مضمون اشعار جامی به تصویر درآمده و عالوه بر شناخت و پیوند عمیقی که نگارگر گورکانی با ادبیات فارسی داشته؛ ارتباطی بس گران بها بافرهنگ و تمدن ایران برقرار کرده است. مطالعه مضمون و ساختار تصویر جبرئیل در چهار نگاره این نسخه با روایت های متفاوت، کمک شایانی به شناخت رابطه نزدیک ادبیات ایران و هند و همچنین تأثیر ادبیات ایران بر نگارگری هند می نماید. هدف این پژوهش تحلیل مفاهیم و ویژگی های ساختاری تصویر جبرئیل بر اساس مضمون نگاره ها است. در راستای این پژوهش که به روش توصیفی - تحلیلی و بر پایه مطالعات کتابخانه ای و الکترونیکی انجام پذیرفته است؛ این پرسش مطر ح می گردد که تأثیر عناصر بصری و ساختاری بر القای مفهوم و جایگاه جبرئیل در نگاره ها چگونه بوده است؟ تحلیل ساختارگرایانه تصویر جبرئیل در نگاره ها نشان می دهد نگارگر با شناخت کافی از ویژگی های خاص جبرئیل اعم از نوع آفرینش، منزلتش نزد خداوند، پیام آور وحی الهی و نقش او در روایات، با حفظ محتوا و مضمون و بازنمایی عناصر متن در ساختار بصری نگاره ها و درنظرگرفتن فرهنگ و هنر گورکانی سبب شده تا با ایجاد پیوستگی و همبستگی میان متون در مصور کردن این فرشته مقرب در نگاره ها موفق عمل کرده، محتوای روایت و پیام نهفته در آن را به خوبی در تصویر منتقل کند.
۲۷۶.

تحلیل انتقادی گفتمان چند وجهی در نقاشی معاصر ایران (نمونه مورد مطالعه: مجموعه «دگردیسی» اثر محمود سبزی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۱۳۷
تحلیل معاصر هنری به جای تمرکز بر اثر به عنوان یک شئ منحصر به فرد، به سمت تفسیر و تبین فضاهای تولید، ارائه و دریافت آثار سوق پیدا کرده است؛ به این ترتیب نمایان ساختن فرآیند بر تحلیل صرف آثار غلبه یافته است. درنظر گرفتن وجه زبانی به کار رفته در خلق و ارائه اثر در خوانش آن، می تواند بخشی از این پروسه را آشکار سازد. لایه های زبانی در دوره های مختلف تاریخ هنر و به علت های گوناگون با لایه های تصویری هم نشین شده اند؛ اما امروزه این آمیختگی ها نظم گفتمانی متفاوتی نسبت به گذشته را سامان بخشیده و ساختار بندی تازه ای را شکل می دهد. مطالعه ارتباط گفتمان های دو وجهی زبانی و تصویری با یکدیگر و با بافت اجتماعی و فرهنگیشان، چگونگی صورت بندی آن را نشان خواهد داد. مقاله با هدف واکاوی ارتباط میان زبان نوشتاری در نقاشی معاصر ایران و عمل اجتماعی به این سوال پاسخ می دهد که: پیوند میان کاربرد زبان و پرکتیس اجتماعی در چه عواملی نهفته است؟ استفاده از وجه زبانی در هنر معاصر ایران طیف گستره ای از ابزاری مفهومی تا ابژه ای به مثابه نشانه فرهنگی را شامل می شود. با توصیف ظاهر وجه ها در نمونه مورد مطالعه از منظر تحلیل انتقادی این نوع از گفتمان، جان مایه آثار تقابل شرق/غرب تفسیر شده و عناصر ایدئولوژیک دانش زمینه ای به کار رفته در خلق و ارائه آثار، پیش فرض های هویتی داده شده تبیین شد. و تأثیرات این نوع از گفتمان آمیخته بیش از آنکه خلاقانه روابط از پیش موجود را دگرگون سازد، به حفظ، تکثیر و همگن سازی منجر شده است.
۲۷۷.

طراحی تعاملی فضاهای شهری با استفاده از واقعیت مجازی؛ ارائه چهارچوبی برای ارتقای ادراک محیطی؛ نمونه مطالعاتی: خیابان فرحزادی تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۵۴
فضای تعاملی شهری، عرصه ای چندبعدی است که بستری هدفمند برای تعاملات اجتماعی، مبادلات فرهنگی و پیوندهای فناورانه فراهم می کند. هدف اصلی این پژوهش، طراحی فضاهای تعاملی با بهره گیری از فناوری واقعیت مجازی به منظور ارتقای کیفی ادراکات محیطی استفاده کنندگان است. به این منظور، خیابان فرحزادی واقع در محله فرحزاد تهران به عنوان محدوده مطالعاتی انتخاب شد. مسئله محوری در این عرصه، فقدان فضاهای مناسب برای تردد عابران پیاده و سیطره پارکینگ حاشیه ای و وسایل نقلیه است که به عنوان عاملی بازدارنده، محدودکننده شکل گیری و تداوم تعاملات اجتماعی محسوب می شود. این پژوهش با بهره گیری از روش شناسی «پژوهش ترکیبی» و تلفیق مطالعات اسنادی، میدانی و پیمایشی صورت پذیرفته است. چهارچوب نظری پژوهش بر سه رکن اصلی استوار است: مفهوم سازی «فضاهای تعاملی شهری» به مثابه بستر شکل گیری تعاملات اجتماعی، با واکاوی مؤلفه های چهارگانه کالبدی، جغرافیایی، مدیریتی حکمرانی و روان شناختی؛ تبیین مؤلفه های بنیادین «طراحی تعاملی فناورانه» و قابلیت های «فناوری واقعیت مجازی» به عنوان ابزاری برای شبیه سازی، تجسم فضایی و تسهیل فرایندهای مشارکتی در طراحی شهری. یافته ها نشان می دهد مؤثرترین عوامل ارتقای ادراک محیطی در خیابان فرحزادی عبارت اند از: رعایت مقیاس انسانی، هویت متمایز فضایی، احساس امنیت، دستیابی به خرداقلیم مطلوب و تلفیق هوشمندانه عناصر طبیعی با منظر خوشایند (دیداری و شنیداری) و خدمات. همچنین، واقعیت مجازی در پنج عرصه تجسم فضایی، ناوبری تعاملی، شبیه سازی پویا، تحلیل کیفی و تسهیل مشارکت شهروندی ایفای نقش می کند. این پتانسیل ها در فرایند پژوهش، از طریق توسعه یک مدل سه بعدی از فضای تعاملی در نرم افزار بلندر عینیت یافته و امکان تجربه فضایی و گردآوری بازخوردهای کاربران فضا را در مرحله پیش از اجرای فیزیکی فراهم می کند. این پژوهش نشان می دهد تلفیق طراحی تعاملی کاربرمحور با فناوری واقعیت مجازی به گونه ای معنادار بر ارتقای همه ابعاد چهارگانه کیفیت ادراک محیطی (معنایی ادراکی، عملکردی فعالیتی، زیبایی شناختی فرمی و محیط زیستی) تأثیر گذاشته و به آفرینش فضاهای شهری پایدارتر، انعطاف پذیر و پاسخ گو می انجامد.
۲۷۸.

بازخوانی نسبت منظر کوچه با رودخانه دز و تحولات آن در بافت تاریخی شهر- رودخانه دزفول (نمونه موردی: محور خیمه گاه، شهدا و لب خندق)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۵۴
کوچه در شهرهای سنتی ایرانی به مثابه پدیده ای منظرین ادراک می شود. در نتیجه توسعه شهری معاصر در بسیاری از شهرهای تاریخی ایرانی، کوچه و منظر آن دچار تحول شده است که همین امر ضرورت مطالعه کوچه به جهت بازشناسی ارزش ها و ویژگی های آن در بافت تاریخی شهرهای ایرانی را برجسته می کند. از همین رو، این پژوهش می کوشد به مطالعه کوچه در بافت تاریخی شهر دزفول بپردازد. دزفول یک شهر-رودخانه تاریخی ایرانی در سرزمین خوزستان، در مجاورت رودخانه دز است. این پژوهش با درنظرگرفتن تعامل بین رودخانه و بافت شهری، این فرضیه را مطرح می کند که منظر کوچه در بافت تاریخی دزفول تحت تأثیر رودخانه دز بوده است؛ بااین حال، توسعه شهری معاصر، این منظر را دچار تحول و آسیب کرده است. در این راستا، این پژوهش با مطالعه کوچه در محور«لب خندق-شهدا- خیمه گاه» به این سؤال پاسخ خواهد داد چه مؤلفه های کالبدی و معنایی را برای کوچه در پیوند با رودخانه دز می توان شناسایی کرد و این مؤلفه ها، در فرایند توسعه شهری به چه شکلی تحت تأثیر قرار گرفته اند. این پژوهش از نوع کیفی است و با استفاده از شیوه توصیفی-تحلیلی و تکیه بر روش های کتابخانه ای و مشاهده میدانی در فرایند جمع آوری داده تلاش می کند به سؤالات مطرح شده پاسخ دهد. یافته های این پژوهش ضمن تأیید فرضیه مطالعه نشان می دهد که کوچه در شهر دزفول ازنظر جهت گیری، شکل گیری و موقعیت مکانی متأثر از رودخانه دز بوده است؛ علاوه بر این، به واسطه رویدادهای آیینی و روایات مرتبط با رودخانه، کوچه از نظر معنایی نیز تحت تأثیر رودخانه دز قرار دارد. همچنین یافته ها در ادامه نشان داد که توسعه شهری معاصر در بافت تاریخی دزفول از دورهپهلوی تا کنون، به واسطه اقداماتی از قبیل خیابان کشی و همچنین تعریض، کوچه و منظر آن را دست خوش تحول کرده است.
۲۷۹.

راهکارهای ارتقاء کیفیت نمای بناهای مسکونی شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۴۴
تحولات اخیر و سرعت ساخت وساز در شهرها و متعاقب آن نابسامانی در سیمای فضاهای شهری مبین ضعف ها و چالش هایی در سطوح مختلف است که نگاه موشکافانه تری به مسئله نمای شهری را می طلبد و کلیه ساختمان ها را در برمی گیرد ولی ساختمان های مسکونی بیشترین عناصر و تأثیرگذارترین عوامل منظر یک شهر می باشند. پژوهش حاضر با هدف دستیابی به راهکارهای ارتقاء کیفیت نمای بناهای مسکونی شهر تهران و با توجه به تجربه شکل گیری کمیته های نما در یک دهه ی اخیر، به دنبال پاسخگویی به این سؤالات است که کنشگران و مؤلفه های مؤثر بر شکل گیری نماهای ساختمانی چگونه است؟ چالش های مرتبط با نمای بناهای مسکونی و انتظارات مترتب آن چیست؟ فرایند مطلوب در خصوص ارتقاء نمای بناهای مسکونی چگونه است؟ برای پاسخگویی به پرسش های مذکور، از روش شناسی کیفی و راهبرد تحلیل محتوا از طریق مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته با افراد تأثیرگذار استفاده شده است. راهکارهای ارتقاء کیفیت نما شامل یک ساختار سلسله مراتبی و مجموعه ای از عناصر تعریف شده ضمن درک ابعاد مختلف همه مداخله کنندگان و سازمانهای ذی نفع در شهر می باشد و بر روی دیدگاه گسترده ای از معیارها تمرکز می شود. بنابر نتایج پژوهش،کنشگران مؤثر با توجه به سطح تاثیرگذاری و عملکردی در دو دسته ی مدیریت شهری(تصمیم گیری، تصمیم سازی و اجرایی) و ذی نفعان فراگیر(زمین، طراحی، ساخت و ساز، عمومی) دسته بندی شدند. عوامل مؤثر بر نمای ساختمانهای مسکونی به ترتیب اهمیت شامل « اسنادی»، « مدیریتی و حقوقی»، « اجتماعی»، « طراحی(طراحان) »، « فناوری »، « نظری »، « اقتصادی» و «اجرایی» می باشد و می تواند در برنامه ریزی، طراحی، مدیریت و تصمیم گیری و ارزیابی کیفیت نمای بناهای مسکونی موردتوجه قرار گیرد.
۲۸۰.

اثربخشی روش تدریس درس فرهنگ و هنر پایه هفتم با بهره گیری از محتوای کتاب فارسی پایه هفتم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۲۶
بیان مسئله: تاکنون پژوهش های زیادی در راستای آموزش دروس مختلف دوره ابتدایی و متوسطه با بهره گیری از مفاهیم و رسانه های هنری تحت عنوان "کاربرد هنر در آموزش" صورت گرفته است، اما عکس این تحقیقات کمتر موردتوجه بوده است. جستار حاضر با فرض کاربرد مؤثر سایر دروس در آموزش هنر شکل گرفته است. هدف: پژوهش حاضر به دنبال آن است از محتوای تصویری و مفهومی کتاب فارسی پایه هفتم، جهت ارائه مطالب کتاب فرهنگ و هنر در همین پایه استفاده کند. سوال پژوهش: جستار حاضر پاسخ می دهد که بهره مندی از محتوای کتاب فارسی، جهت طراحی آموزشی و تدریس درس فرهنگ و هنر پایه هفتم، چه میزان اثربخش است؟ روش تحقیق: پژوهش به روش توصیفی تحلیلی و تطبیقی انجام شده است. جهت گردآوری اطلاعات از منابع کتابخانه ای و میدانی استفاده شده است. داده ها به روش کیفی تجزیه وتحلیل شده اند. ابتدا محتوای فصول کتاب درسی فرهنگ و هنر و کتاب فارسی پایه هفتم باهم تطبیق داده شده و بر اساس داده های حاصل شده و دامنه محدود پژوهش، یک نمونه طراحی آموزشی خرد ارائه می شود. در بخش میدانی با بهره گیری از درس آزاد کتاب فارسی، به کار بستن مهارت های آموخته شده هنری دانش آموزان مورد آزمون عملی قرار می گیرد؛ به همین منظور تعداد هجده نفر از دانش آموزان دختر پایه هفتم مدرسه حضرت معصومه (س) قوچان انتخاب و از آنان خواسته شد در ساعت فرهنگ و هنر، به عنوان تمرین کاربردی هنر، به خوشنویسی و طراحی در صفحه درس آزاد کتاب فارسی بپردازند. نتایج تحقیق: یافته های پژوهش نشان می دهد که تلفیق محتوای دو کتاب فارسی و هنر برخلاف باور ابتدایی نه تنها موجب محدودیت در فرآیند تدریس نیست بلکه با چالشی که می آفریند باعث نوآوری و تنوع در طراحی آموزشی و تسهیل فرآیند یاددهی-یادگیری می شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان