ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۷۲۱ تا ۱٬۷۴۰ مورد از کل ۱٬۷۹۳ مورد.
۱۷۲۱.

فعالیت ورزشی و سلامت مغز در سالمندی: نقش محور عضله-مغز در بهبود عملکردهای شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فعالیت ورزشی عملکرد شناختی محور عضله-مغز سالمندی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۷۵
سالمندی با افزایش خطر زوال شناختی همراه است. فعالیت های ورزشی نقش مهمی در حفظ و بهبود سلامت شناختی سالمندان دارند. شواهد موجود نشان می دهند که فعالیت های ورزشی مختلف ازجمله فعالیت های مقاومتی، هوازی و تمرینات ذهن- بدن می توانند موجب بهبودی درخور توجهی در حافظه، یادگیری و سایر توانایی های شناختی در سالمندان شوند. فعالیت های ورزشی با افزایش سطوح عوامل رشد عصبی مرتبط هستند که این عوامل در شکل پذیری سیناپس ها و بقای نورون ها نقش کلیدی ایفا می کنند. علاوه بر این، محور عضله- مغز به عنوان یک مسیر حیاتی در ارتباط بین فعالیت های ورزشی و عملکرد شناختی مطرح است. میوکاین های ترشحی از عضلات به مغز می توانند از طریق بهبود جریان خون مغزی، کاهش التهاب عصبی، افزایش سلامت میتوکندری و تقویت انعطاف پذیری عصبی به حفظ و ارتقای عملکردهای شناختی در سنین بالا کمک کنند. این مقاله مروری، تأثیر انواع فعالیت های ورزشی بر عملکردهای شناختی و برخی سازوکارهای سلولی و مولکولی مربوط را در سالمندان بررسی کرد. درمجموع به نظر می رسد که فعالیت های ورزشی ترکیبی می تواند به عنوان رویکردی پیشگیرانه و مؤثر در برابر زوال شناختی و بیماری های تخریبی عصب ناشی از سالمندی مؤثر باشد؛ بااین حال، هنوز نوع، شدت و حجم بهینه فعالیت های ورزشی برای دستیابی به حداکثر آثار شناختی مشخص نیست و به انجام تحقیقات بیشتری برای تعیین دستورالعمل های ورزشی بهینه نیاز است. علاوه براین، بررسی عمیق تر سازوکارهای سلولی، مولکولی و عصبی مرتبط با اثرات فعالیت ورزشی بر عملکردهای شناختی در سالمندان نیازمند پژوهش های بیشتری است تا برنامه های ورزشی بهینه به منظور بهبود کیفیت زندگی سالمندان توسعه یابد. 
۱۷۲۲.

تأثیر تمرین شنا، داروی دیازپام و فلوکستین بر روی سطح هورمون های کورتیکوسترون و تستوسترون سرمی موش های با لیپپوپلی ساکارید

کلیدواژه‌ها: شنا دیازپام فلوکستین کورتیکوسترون تستوسترون

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۹۹
مقدمه و هدف: استرس و التهاب ناشی از تزریق LPS می تواند بر محور هورمونی اثر گذاشته و منجر به تغییرات معنادار در سطح هورمون های استرس و جنسی شود. شناسایی راهکارهای مؤثر برای تعدیل این تغییرات اهمیت بالینی و پژوهشی دارد. بنابراین هدف این مطالعه تعیین تأثیر تمرین شنا، داروی دیازپام و فلوکستین بر روی سطح هورمون های کورتیکوسترون و تستوسترون سرمی موش های مواجهه شده با لیپپوپلی ساکارید بود.روش کار: در این مطالعه تجربی که به مدت چهار هفته به طول انجامید، 80 سر موش های نر(Mice) نژاد NMRI با سن تقریبی 80-90 روز و وزن 25-22 گرم از انستیتو پاستور ایران تهیه شد. نمونه ها به 8 گروه ۱- (گروه کنترل یا سالین)۲-(گروه LPS)۳-(گروه شنا + سالین)۴-(گروه شنا + LPS)۵-(گروه دیازپام+ سالین)۶-(گروه فلوکستین+ سالین)۷-(گروه شنا+ دیازپام+ LPS)۸-(گروه شنا+ فلوکستین+ LPS). که در هر گروه 10 سر موش وجود داشت. در این مطالعه گروه های دارو، دیازپام 3 میلی گرم بر کیلوگرم(3mg/Kg) و فلوکستین 10 میلی گرم بر کیلوگرم (3mg/Kg) به صورت خوارکی دریافت کردند و نمونه های گروه های تمرینی تحت یک برنامه چهار هفته ای تمرین شنا قرار گرفتند. پس از چهار هفته درمان دیازپام، قرار گرفتن در معرض ورزش یا ترکیب آنها، حیوانات به صورت تزریق درون صفاقی با LPS آماده شده (830 میکروگرم بر کیلوگرم) یا سالین استریل بدون اندوتوکسین تحت مداخله قرار گرفتند. از آزمون آنالیز واریانس یک طرفه و از آزمون توکی برای مقایسه بین گروهی استفاده گردید. یافته ها: نتایج نشان داد که LPS افزایش کورتیکوسترون و کاهش تستوسترون را به دنبال داشت (05/0>p). ترکیب تمرین شنا و فلوکستین و دیازپام در تغییرات هورمون های کورتیکوسترون و تستوسترون نسبت به گروه های فلوکستین و دیازپام موثرتر بود (05/0>p).نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده، می توان نتیجه گیری کرد که مداخله با LPS باعث افزایش معنادار هورمون کورتیکوسترون و کاهش سطوح تستوسترون در موش ها می شود و این تغییرات نشان دهنده تأثیر منفی استرس التهابی بر محور هورمونی هستند.
۱۷۲۳.

اثر تمرینات ورزشی بر بیان برخی پروتئین های پردازش APP مغز در موش های مدل بیماری آلزایمر: مطالعه فراتحلیل(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بیماری آلزایمر پروتئین پیش ساز آمیلوئید ADAM10 BACE1 آمیلوئید تمرینات ورزشی هیپوکامپ

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۸۰
هدف این مطالعه، تعیین اندازه اثر تمرینات ورزشی بر بیان پروتئین های ADAM10 (پیامد اصلی) و BACE1، sAPPα، sAPPβ و Aβ (پیامدهای فرعی) در مغز موش های مدل AD و انجام تحلیل های طبقه ای و فرارگرسیون بر حسب متغیرهای تعدیل کننده بود. مداخلات بررسی کننده تأثیر تمرین ورزشی دارای مدت زمان بیش از سه هفته بر موش های مدل آلزایمر (AD) منتشرشده در مجلات پژوهشی فارسی و انگلیسی تا جولای 2024، از سایت های Google، SID و Magiran و Pubmed جستجو و تحلیل شدند. مدل اثرات تصادفی برای تعیین اندازه اثر (SMD با تناوب اطمینان %95) مداخلات (n=14) سنجش کننده بیان پروتئین ADAM10، BACE1، sAPPα، sAPPβ و Aβ مغزی با  نرم افزار CMA2 استفاده شد. I2 بیشتر از 50 درصد، مبنای وجود هتروژنیتی زیاد قرار گرفت و سوگیری انتشار با تست اِگِر بررسی شد. همبستگی بین اندازه اثر تمرینات بر بیان ADAM10 و BACE1 مغز، با ضریب پیرسون و  رگرسیون بین دو اندازه اثر فوق با سن موش ها و طول مدت تمرینات با فرارگرسیون مدل اثر لحظه ای بررسی شد. همچنین درمورد بیان ADAM10 و BACE1 سنجش شده در بین سه ناحیه مختلف مغز، تحلیل طبقه ای انجام شد. یافته ها نشان داد که در تمام پیامدها مقدار هتروژنیتی در بین نتایج تحقیقات، زیاد بود. اندازه اثر کل مداخلات مورد شمول (n=14) درمورد بیان پروتئین ADAM10 مغز پس از تحلیل سوگیری انتشار (SMD=0.73, CI95%: -0.43 to 1.91) معنادار نشد (با توجه به تناوب اطمینان)، اما درمورد پیامدهای فرعی، اندازه اثر حاصل شده نهایی درمورد sAPPβ (SMD= -2.59, CI95%: -3.80 to -1.39) و Aβ (SMD= -4.03, -2.92 to -5.13) مغز معنا دار شد. در تحلیل های طبقه ای (n=7)، بیان ADAM10 (SMD= 2.48, p=0.001) و BACE1 (SMD= -2.03, p=0.001) فقط در هیپوکامپ معنا دار بود. نتیجه گیری می شود، هتروژنیتی زیاد، در کل یافته ها بیان می کند که هنوز باید تحقیقات بیشتری در این زمینه انجام شود. افزایش بیان ADAM10 و کاهش بیان BACE1 در هیپوکامپ همراه با کاهش sAPPβ و Aβ در کل بافت مغز موش های مدل AD در اثر تمرینات ورزشی، نویدبخش کاهش بار آمیلوئید مغزی و به ویژه در مراحل اولیه AD است؛ اگرچه این یافته ها هنوز باید در جمعیت انسانی تأیید شود.
۱۷۲۴.

اثر مصرف حاد مکمل تائورین بر اکسیداسیون چربی و آستانه تنفسی در زنان چاق 45- 25 سال(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مکمل تائورین آستانهِ بی هوازی چاقی اکسیداسیون چربی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۸۵
هدف پژوهش حاضر، بررسی اثر مصرف مکمل تائورین بر اکسیداسیون چربی و متغیرهای فیزیولوژیک معادل با آستانه بی هوازی در زنان چاق 25-45 ساله بود. در این مطالعه، 11 زن چاق (2/3 ± 1/33=BMI) به طور هدفمند انتخاب و یک آزمون فزاینده استاندارد را قبل و بعد از مصرف 21 روزه مکمل تائورین ( mg/kg50) انجام دادند. نمونه های خونی قبل و بعد از هر آزمون فزاینده و پارامترهای تنفسی در تمامی طول آزمون فزاینده، به صورت نفس به نفس اندازه گیری شد. برای تعیین آستانه بی هوازی، از شکست ناگهانی در نمودار معادل تهویه ای اکسیژن (VE/VO2) استفاده شد. اکسیداسیون چربی با اندازه گیری نسبت تبادل تنفسی (RER)، میزان سوخت چربی در حین تمرین و سطوح تری گلیسرید (TG) پلاسما در انتهای آزمون فزاینده تعیین شد و با آزمون t زوجی و آزمون تحلیل واریانس مکرر بین کوشش ها مقایسه شد. نتایج تحلیل واریانس مکرر نشان داد، 21 روز مصرف مکمل تائورین باعث کاهش معنادار سطوح TG استراحت، مقادیر RER و میزان سوخت چربی در حین  آزمون فزاینده (همه 05/0>P) نسبت به قبل از مصرف مکمل شد؛ با وجود این، نتایج آزمون t زوجی نشان داد که مصرف این مکمل بر اکسیژن مصرفی و ضربان قلب معادل با آستانه تنفسی حین تمرین فزاینده استاندارد در زنان چاق اثر معنا داری ندارد. به طور خلاصه، نتایج پژوهش نشان می دهد که مصرف مکمل تائورین با افزایش اکسیداسیون چربی در حین استراحت و تمرین همراه است، اما این امر به بهبود عملکرد استقامتی در سطح آستانه بی هوازی منجر نمی شود.
۱۷۲۵.

تأثیر یک دوره برنامه حرکتی با جدول نوری گام برداری بر سطح کورتیزول و اختلالات خواب کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اوتیسم فناوری تمرینات مربع گام برداری هورمون کورتیزول اختلالات خواب

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۸۸
مطالعه حاضر با هدف تعیین اثر یک دوره برنامه حرکتی با جدول نوری گام برداری بر سطح کورتیزول و اختلالات خواب کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم انجام شد. در این مطالعه نیمه تجربی، 20 کودک مبتلا به اختلال طیف اوتیسم با رده سنی 6 تا 12 سال به صورت تصادفی در دو گروه ده نفری (گروه تمرین با جدول نوری و کنترل) قرار گرفتند. گروه تمرین با جدول نوری و گروه کنترل با صفحه ساده برنامه حرکتی الگوهای گام برداری را به مدت دوازده هفته به صورت چهار جلسه 45 دقیقه ای در هفته زیرنظر مربیان خود دریافت کردند. اندازه گیری کورتیزول به صورت بزاقی و ارزیابی اختلالات خواب با پرسشنامه پیتزبورگ در دو نوبت پیش آزمون و پس آزمون برای هر دو گروه انجام شد. داده ها با تحلیل کوواریانس در سطح معناداری (05/0>P) تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد که در پس آزمون میانگین سطح کورتیزول در گروه تمرین با جدول نوری در مقایسه با گروه کنترل کاهش معنا داری داشت  (018/0P=). همچنین کاهش معناداری در نمره اختلالات خواب در گروه تمرین با جدول نوری در مقایسه گروه کنترل مشاهده شد (032/0P=). براساس نتایج این پژوهش، در صورت ارائه تمرینات مربع گام برداری همراه با بازخورد دیداری و شنیداری حاصل از فناوری، می توان شاهد تغییرات معناداری در کاهش سطح کورتیزول و اختلالات خواب کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم بود.
۱۷۲۶.

تأثیر پروتکل های مختلف حرکات پلایومتریک به عنوان ظرفیت سازی پس فعالی روی عملکرد توانی ورزشکاران: مروری نظام مند بر مطالعات ظرفیت سازی پس فعالی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ظرفیت سازی پس فعالی گرم کردن عملکرد توانی حرکات پلایومتریک

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۶۱
رسیدن به حداکثر توان عضلانی برای اجرای بهترین عملکرد توانی و سرعتی در بسیاری از رویدادهای ورزشی مهم است. نشان داده شده است که ظرفیت سازی پس فعالی (PAP) در حین گرم کردن مناسب، توان و سرعت ورزشکار را افزایش می دهد؛ البته میزان تأثیر فعالیت آماده ساز، به پروتکل شدت و حجم آن حرکت و همچنین فاصله استراحت بین آن حرکت و اجرای فعالیت اصلی بستگی دارد. این مطالعه مروری نظام مند، تأثیر پروتکل های مختلف از نظر حجم، شدت و زمان استراحت بعد از انجام تمرین پلایومتریک را به عنوان یک فعالیت آماده ساز (CA) بر عملکرد توان ورزشکاران بررسی کرده است. این مطالعه از تمام اصول بررسی های مطالعه مروری نظام مند پیروی کرده است. معیارهای واجد شرایط شامل مطالعات متقاطع، تصادفی، غیرتصادفی و متوازن بودند که اثرات ظرفیت سازی پس فعالی داوطلبانه ناشی از فعالیت پلایومتریک را بر عملکرد توان مشاهده کردند و متغیرهای تمرینی حجم، شدت و زمان استراحت از فعالیت آماده ساز تا فعالیت اصلی را گزارش کردند. تجزیه و تحلیل روی 24 مطالعه در پایگاه های Scopus، Web of Science و PubMed تا ماه آگوست سال 2023 صورت گرفت که توسط دو محقق به طور جداگانه انتخاب شدند. روش تجزیه و تحلیل، استخراج متغیرهای تمرین پلایومتریک (حجم، شدت و فاصله استراحت) از هر مطالعه و مقایسه آن ها در ارتباط با رسیدن به ظرفیت سازی پس فعالی، خستگی یا اثر خنثی بود. این مطالعه مروری نظام مند نشان داد که داشتن پروتکل گرم کردن ظرفیت سازی پس فعالی که با استفاده از حرکات پلایومتریک انجام شود، اثرات مثبت بر عملکرد توانی ورزشکاران ایجاد می کند. همچنین تمرین پلایومتریک به عنوان PAP زمانی که با حجم کم (<20 تکرار) و تنها با وزن بدن (مقاومت کم) انجام شود و پس از آن و قبل از انجام حرکت اصلی تا 5 دقیقه استراحت وجود داشته باشد، تأثیر مثبت بیشتر و مطمئن تری بر عملکرد توانی ورزشکاران مشاهده می شود؛ بنابراین به ورزشکاران توانی پیشنهاد می شود که از حرکات پلایومتریک کم حجم و با وزن بدن که حدود 5 دقیقه استراحت تا فعالیت اصلی داشته باشد، به عنوان فعالیت آماده ساز استفاده کنند.
۱۷۲۷.

اثر مکمل کورکومین بر فاکتورهای آسیب عضلانی و درد عضلانی پس از ورزش در بزرگسالان: یک مرور نظام مند و فرا تحلیل(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تمرین ورزشی کورکومین کراتین کیناز لاکتات دهیدروژناز میوگلوبین درد عضلانی پس از ورزش

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۸۲
چندین مطالعه اثر مکمل کورکومین را بر فاکتورهای آسیب عضلانی و درد عضلانی پس از ورزش ورزشکاران بررسی کرده اند. کورکومین که ماده فعال موجود در زردچوبه است، به دلیل خواص ضدالتهابی و آنتی اکسیدانی اش شناخته می شود؛ بااین حال، نتایج برخی از مطالعات حاکی از آن است که مکمل کورکومین مزایای زیادی برای درد عضلانی پس از ورزش ندارد. این تناقض ها در نتایج مطالعات مختلف ممکن است به دلیل تفاوت در طراحی تحقیق، دوز مصرفی کورکومین، نوع فعالیت ورزشی و ویژگی های شرکت کنندگان باشد. هدف پژوهش حاضر، بررسی اثر مکمل کورکومین بر فاکتورهای آسیب عضلانی و درد عضلانی پس از ورزش در بزرگسالان بود. در این پژوهش، جستجوی سیستماتیک مقالات منتشرشده از پایگاه های اطلاعاتی معتبر انگلیسی و فارسی تا مارس 2024 به منظور بررسی اثر مکمل کورکومین بر درد عضلانی و فاکتورهای آسیب عضلانی انجام شد. فاکتورهای بررسی شده شامل اندازه های سرمی کراتین کیناز (CK)، لاکتات دهیدروژناز (LDH)  و میوگلوبین (MB) بودند. همچنین دامنه حرکتی (Range of Motion - ROM)  به عنوان یکی از معیارهای مهم در ارزیابی عملکرد عضلانی و توانایی فرد در انجام حرکات روزمره مدنظر قرار گرفت. برای تحلیل داده ها از روش های آماری پیشرفته استفاده شد. تفاوت میانگین وزنی (Weighted Mean Difference-WMD) و تفاوت میانگین استانداردشده (Standardized Mean Difference-SMD) به عنوان معیارهای اصلی برای ارزیابی تأثیر کورکومین بر فاکتورهای آسیب عضلانی و درد عضلانی محاسبه شدند. درمجموع، 23 مطالعه شامل 564 آزمودنی وارد فراتحلیل حاضر شد. نتایج تحلیل اصلی نشان داد که مکمل کورکومین سبب کاهش معنادار درد عضلانی ]001/0P=، (08/1- الی 64/0) 86/0- =WMD]، CK سرمی ]001/0P=، (84/0- الی 33/0-) 58/0- =SMD]، LDH سرمی ] 001/0P=، (02/1- الی 28/0-) 65/0- =SMD] و میوگلوبین سرمی ]008/0P=، (04/25- الی 67/3)ng/ml  36/14- =WMD] برای تمام زمان های اندازه گیری شده پس از ورزش، نسبت به گروه کنترل شد. همچنین کورکومین سبب افزایش معنادار ROM ]01/0P=، (14/0 الی 21/1) 67/0 =SMD] در زمان 72 ساعت پس از ورزش، در مقایسه با گروه کنترل شد. نتایج نشان داد که مکمل کورکومین سبب کاهش درد عضلانی و فاکتورهای آسیب عضلانی پس از ورزش می شود. تحلیل داده ها نشان داد که مصرف کورکومین می تواند به طور معناداری سطوح آنزیم های سرمی مانند کراتین کیناز (CK) و لاکتات دهیدروژناز (LDH) را کاهش دهد. نتایج نشان داد که کورکومین نه تنها به کاهش درد عضلانی کمک می کند، بلکه دامنه حرکتی (ROM) را نیز بهبود می بخشد. این بهبود در دامنه حرکتی به ورزشکاران کمک می کند تا سریع تر به فعالیت های روزمره و تمرینات ورزشی خود بازگردند و از بروز آسیب های بعدی جلوگیری کنند. 
۱۷۲۸.

تأثیر هشت هفته تمرینات مقاومتی خانگی بر سطوح ملاتونین، سروتونین، کیفیت خواب و کیفیت زندگی زنان مبتلا به بیماری اِم اِس(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ملاتونین سرتونین تمرینات مقاومتی کیفیت خواب کیفیت زندگی بیماری ام اس

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۶۰
مولتیپل اسکلروزیس (MS) یک اختلال مزمن، پیش رونده و با واسطه ایمنی است که بر سیستم عصبی مرکزی تأثیر می گذارد و شایع ترین علت ناتوانی عصبی غیرتروماتیک در بزرگسالان است. هدف مطالعه حاضر، بررسی تأثیر هشت هفته تمرینات مقاومتی خانگی بر سطوح سرتونین، ملاتونین، کیفیت خواب و کیفیت زندگی در زنان مبتلا به بیماری MS بود. تعداد 27 بیمار زن (66/2 ± 56/34) مبتلا به MS از نوع عودکننده-فروکش کننده با امتیاز EDSS بین صفر تا 5/5 از مراجعه کنندگان به درمانگاه نورولوژی دانشگاه علوم پزشکی گیلان، به دو گروه تمرینات مقاومتی و گروه کنترل تقسیم شدند. برنامه تمرینات مقاومتی هشت هفته فعالیت ورزشی در منزل شامل چهار هفته فاز هایپرتروفی و چهار هفته فاز قدرت بود. کیفیت خواب و زندگی به ترتیب توسط پرسشنامه کیفیت خواب و پرسشنامه 26 سؤالی کیفیت زندگی سازمان جهانی بهداشت ارزیابی شد. همچنین سطوح ملاتونین و سرتونین سرمی قبل و بعد دوره تمرین با استفاده از روش الایزا ارزیابی شد. داده مطالعه در سطح 05/0 با استفاده از روش آماری کوواریانس بررسی شد. بررسی ها نشان داد که سطوح ملاتونین، سرتونین و کیفیت زندگی و کیفیت خواب طی هشت هفته تمرینات مقاومتی تغییر معناداری نداشت (05/0<P). این نتایج نشان داد که تمرینات مقاومتی باعث بهبود سطوح ملاتونین یا کیفیت خواب در بیماران MS نمی شود. به نظر می رسد، اجرای تمرینات بدون نظارت مستقیم فاقد اثر تماشاگر و انگیزه لازم برای اثربخشی آن ها خواهد بود.
۱۷۲۹.

پارادوکس ورزشکاران استقامتی: ارتباط بین تجمع چربی بافت عضلانی و حساسیت انسولین در ورزشکاران استقامتی و افراد چاق(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: قطرات چربی عضله اسکلتی بیماری های متابولیک پارادوکس چربی عضلانی ورزشکاران استقامتی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۸۰
تجمع چربی سبب می شود چربی در بافت هایی به جز بافت ذخیره چربی (ادیپوز) مانند عضله نیز انباشت  شود. در سلول های عضلانی چربی به صورت قطرات چربی ذخیره می شود. در سلول های عضلانی قطرات چربی این توانایی را دارند که چربی را به شکل مطمئن ذخیره کنند، اما این ظرفیت دارای محدودیت است؛ به گونه ای که افزایش بیش از اندازه ذخیره چربی ممکن است به اختلال در عملکرد طبیعی سلول منجر شود. با افزایش وزن و چاقی میزان محتوای چربی درون سلول های عضلانی افزایش می یابد و این  موضوع با مقاومت به انسولین ارتباط مستقیم دارد، اما این پدیده در ورزشکاران استقامتی متفاوت است؛ به گونه ای که به رغم افزایش محتوای چربی درون عضلانی، افزایش حساسیت به انسولین مشاهده می شود. احتمالاً محل ذخیره چربی، محتوای چربی و ترکیب قطرات چربی، همراه باوجود لیپیدهای بیواکتیو ممکن است بین ورزشکاران و افراد چاق و احتمالا دارای دیابت نوع دو متفاوت باشد. پروتئین هایی که سطح قطرات لیپید را می پوشانند، احتمالاً بر سیگنال دهی و متابولیسم آن ها تأثیر می گذارند. این پروتئین ها همچنین به تعامل بین قطرات لیپید و سایر اجزای سلولی و همچنین موقعیت آن ها کمک می کنند. این مقاله با مرور تحقیقات قبلی درمورد ارتباط بین قطرات چربی در عضلات اسکلتی و اختلالات متابولیک، نقش پروتئین ها را در تنظیم متابولیسم و اثرات فعالیت بدنی بر این اندامک ها و تفاوت در تجمع چربی در بافت عضلانی بین ورزشکاران و افراد چاق یا دارای دیابت نوع 2 بررسی می کند.
۱۷۳۰.

پویایی LDH، CPK و CRP در بسکتبال حرفه ای: مطالعه ای بر روی مداخله ذهن آگاهی-موسیقی برای مدیریت خستگی

کلیدواژه‌ها: ذهن آگاهی موسیقی LDH CPK CRP

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۷۰
هدف: این مطالعه با هدف بررسی تأثیر مداخله ترکیبی ذهن آگاهی-موسیقی بر سطوح نشانگرهای بیوشیمیایی LDH، CPK و CRP در بازیکنان بسکتبال حرفه ای و نقش آن در مدیریت خستگی انجام شد. روش پژوهش: پژوهش حاضر به صورت یک کارآزمایی بالینی تصادفی شده با گروه کنترل و طرح پیش آزمون-پس آزمون انجام شد. جامعه آماری شامل 40 بازیکن مرد بسکتبال حرفه ای لیگ برتر ایران بودند که به صورت تصادفی به دو گروه مداخله و کنترل تقسیم شدند. گروه مداخله به مدت 8 هفته تحت برنامه ترکیبی ذهن آگاهی-موسیقی قرار گرفتند، در حالی که گروه کنترل تنها تمرینات معمول خود را ادامه دادند. سطوح LDH، CPK و CRP در سه مرحله اندازه گیری شد و داده ها با استفاده از آزمون های آماری مناسب تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد گروه مداخله کاهش معنی داری در سطوح LDH (15.1%)، CPK (18.6%) و CRP (34.4%) تجربه کردند. همچنین بهبود قابل توجهی در شاخص های روان شناختی شامل کاهش خستگی و استرس ادراک شده مشاهده شد. این در حالی بود که در گروه کنترل تغییرات معنی داری مشاهده نشد. همبستگی مثبت بین کاهش نشانگرهای التهابی و بهبود عوامل روان شناختی نیز به دست آمد. نتیجه گیری: یافته ها حاکی از آن است که مداخله ترکیبی ذهن آگاهی-موسیقی می تواند به عنوان یک روش مؤثر برای کاهش آسیب عضلانی، کنترل پاسخ التهابی و مدیریت خستگی در بازیکنان بسکتبال حرفه ای مورد استفاده قرار گیرد. این رویکرد غیردارویی می تواند در برنامه های تمرینی و بازتوانی ورزشکاران گنجانده شود.
۱۷۳۱.

اثر ترکیبی هشت هفته تمرین در آب و تمرین مقاومتی بر شاخص های سردرد، کیفیت زندگی و کیفیت خواب زنان مبتلا به میگرن(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تمرینات مقاومتی تمرین در آب کیفیت زندگی کیفیت خواب میگرن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۸۰
هدف پژوهش حاضر، بررسی اثر ترکیب هشت هفته تمرین در آب و تمرین مقاومتی بر شاخص های سردرد، کیفیت زندگی و کیفیت خواب زنان مبتلا به میگرن بود. تعداد 40 نفر زن مبتلا به میگرن در محدوده سنی 40 تا 50 سال به صورت نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی به چهار گروه تمرین در آب، تمرین مقاومتی، تمرین ترکیبی و گروه کنترل (هر گروه ده نفر) تقسیم شدند. در ابتدا متغیرهای تحقیق با ابزارهای استاندارد ارزیابی شدند. گروه های تجربی در هشت هفته تمرینات ویژه شرکت کردند و در این مدت نیز گروه کنترل صرفاً به فعالیت های روزمره خود پرداختند و از شرکت در فعالیت های ورزشی پرهیز کردند. پس از اتمام تمرینات ورزشی، متغیرهای تحقیق در شرایط یکسان با پیش آزمون، مجدد ارزیابی شدند. نتایج نشان داد که هشت هفته تمرین (ترکیبی و مجزا) بر شدت، مدت و تکرار سردرد زنان مبتلا به میگرن تأثیر معنا داری داشت. هر سه نوع تمرین در آب، تمرین مقاومتی و تمرین ترکیبی باعث کاهش شدت سردرد زنان مبتلا به میگرن شد. همچنین هشت هفته تمرین ترکیبی بر کیفیت زندگی و کیفیت خواب زنان مبتلا به میگرن تأثیر معنا داری داشت. در نتیجه گیری می توان گفت، به نظر می رسد که سه نوع تمرین در آب، مقاومتی و ترکیبی بر کاهش شاخص های سردرد، بهبود کیفیت زندگی و کیفیت خواب بیماران زن مبتلا به میگرن تأثیرگذار باشد.
۱۷۳۲.

تاثیر مصرف مکمل سیر- لیمو و تمرین هوازی بر نیمرخ لیپیدی مردان داری اضافه وزن

کلیدواژه‌ها: مکمل سیر- لیموترش تمرین هوازی کلسترول تام LDL HDL

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۶۶
هدف ازاین پژوهش تاثیر 6 هفته مصرف مکمل سیر- لیمو و تمرین هوازی بر سطح پلاسمایی کلسترول، LDL و HDL مردان داری اضافه وزن مورد بررسی قرار گیرد. مواد و روش ها: 33 مرد دارای اضافه وزن غیر ورزشکار دانشگاه قم میانگین سنی 3/5±5/27 سال و شاخص توده بدن 88/4±63/30 کیلوگرم بر متر مربع ، بصورت تصادفی ساده در چهارگروه تمرین (8 نفر)، مکمل(8 نفر)، تمرین+ مکمل (7 نفر)و کنترل (10 نفر) قرارگرفتند. گروه تمرین 6 هفته تمرین هوازی با شدت 60 – 75 درصد ضربان قلب بیشینه را سه جلسه در هفته انجام دادند، گروه مکمل 6 هفته مکمل سیر – لیمو روزانه به میزان 30 سی سی بعد از نهار دریافت کردند و گروه تمرین+ مکمل طی 6 هفته هم مکمل استفاده کردند و هم تمرین هوازی انجام دادند ، نمونه گیری خونی برای اندازه گیری متغییر های پژوهش در دو مرحله قبل و 48 ساعت پس از آخرین جلسه تمرین در شرایط ناشتا به عمل آمد. جهت تجزیه و تحلیل داده های تحقیق از روش اماری تحلیل واریانس یک سویه و آزمون T وابسته با سطح اطمینان (α <0/05) استفاده شد. نتایج: کاهش درصدی این شاخص ها بودیم به نحوی که میزان کلسترول تام در گروه تمرین به مقدار 6/6 درصد، در گروه مکمل به مقدار 4/8 و در گروه تمرین+ مکمل 6/ 8 درصد کاهش یافت. نتیجه گیری: در این تحقیق اجرای پروتکل مکمل سیر-لیمو و تمرین هوازی می تواند در تغییر این شاخص ها احتمال خطر بیماری قلبی – عروقی را کاهش دهد.
۱۷۳۳.

تأثیر تمرینات ورزشی و مصرف کورکومین بر فریتین سرم و آلبومین سرم در بیماران همودیالیز

کلیدواژه‌ها: تمرینات ورزشی کورکومین فریتین سرم آلبومین سرم ظرفیت عملکردی بیماران همودیالیز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۵۹
  هدف: با توجه به تاثیر شاخص های التهابی بر مرگ و میر و اهمیت کاهش آنها، هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر تمرینات ورزشی و مصرف مکمّل کورکومین بر برخی شاخص های التهابی در بیماران همودیالیز است. روش : در این مطالعه نیمه تجربی یک سوکور، با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل ۶۸ شرکت کننده با بیش از ۳ ماه سابقه دیالیز شرکت کردند، این افراد به طور تصادفی به ۴ گروه 17 نفری تمرین، کورکومین، تمرین و مصرف مکمّل کورکومین و کنترل تقسیم شدند. مداخله ورزشی به صورت ۱۲ هفته تمرین و مداخله مکمّل به صورت ۱۰۰۰ میلی گرم کورکومین انجام گرفت. داده ها با استفاده از آزمون کولموگروف- اسمیرنوف و آنالیز کواریانس در سطح معناداری کمتر از 05/0 تحلیل شدند. یافته ها: تاثیر توأمان تمرین و مصرف کورکومین باعث تغییرات معناداری به صورت کاهش میزان فریتین سرم و افزایش سطح آلبومین سرم و ظرفیت عملکردی می شود (P < 0.05). همچنین در گروه تمرین نیز نتیجه مشابهی مشاهده شد. مصرف کورکومین نیز به تنهایی سبب کاهش میزان فریتین سرم و افزایش سطح آلبومین سرم شد (P < 0.05)، اما افزایش معناداری در ظرفیت عملکردی مشاهده نشد (P > 0.05). بیشترین کاهش در سطح فریتین سرم (5/5±59-) و بیشترین افزایش در میزان آلبومین سرم (25±811) و ظرفیت عملکردی (61/15±67) در گروه تمرین همراه با مصرف مکمّل کورکومین مشاهده شد. نتیجه گیری: تمرینات ورزشی به همراه مصرف مکمّل کورکومین باعث کاهش التهاب بیماران دیالیزی می شود و میزان تاثیر گذاری آن نسبت به تمرین به تنهایی و مصرف کورکومین به تنهایی بیشتر است.
۱۷۳۴.

تأثیر تمرینات هوازی بر نشانگرهای التهابی و عملکرد شناختی در بیماران دیابتی نوع2

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: ورزش هوازی دیابت نوع 2 نشانگرهای زیستی التهابی عملکرد شناختی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۶۱
هدف: مطالعه حاضر با هدف بررسی تأثیر ۱۶ هفته تمرین هوازی بر نشانگرهای التهابی و عملکرد شناختی در بیماران مبتلا به دیابت نوع ۲ انجام شد. روش پژوهش: این پژوهش به صورت یک کارآزمایی بالینی تصادفی سازی شده با گروه کنترل و طرح پیش آزمون-پس آزمون بر روی ۴۰ بیمار دیابتی نوع ۲ انجام گرفت. شرکت کنندگان به صورت تصادفی به دو گروه تجربی (تمرین هوازی) و کنترل تقسیم شدند. برنامه تمرینی شامل سه جلسه تمرین هوازی در هفته با شدت ۵۰-۷۰% ضربان قلب ذخیره بود که به مدت ۱۶ هفته اجرا شد. نشانگرهای التهابی (TNF-α، IL-6 و CRP) و عملکرد شناختی با استفاده از آزمون های استاندارد شده اندازه گیری شدند. یافته ها: نتایج مطالعه نشان داد که تمرینات هوازی منجر به کاهش معنی دار سطوح سرمی TNF-α (از ۳٫۸ به ۲٫۵ پیکوگرم در میلی لیتر)، IL-6 (از ۵٫۲ به ۳٫۴ پیکوگرم در میلی لیتر) و CRP (از ۴٫۵ به ۲٫۸ میلی گرم در لیتر) شد. همچنین بهبود قابل توجهی در عملکرد شناختی شامل حافظه کاری (افزایش ۱۲٫۴% در دقت آزمون n-back)، توجه انتخابی (کاهش ۱۷۷ میلی ثانیه در زمان واکنش آزمون استروپ) و عملکردهای اجرایی (کاهش ۳٫۳ حرکت در آزمون برج لندن) مشاهده شد. تحلیل داده ها نشان داد که کاهش سطوح IL-6 با ۳۸% از واریانس بهبود حافظه کاری مرتبط است.نتیجه گیری: این یافته ها نشان می دهد که تمرینات هوازی منظم می تواند به عنوان یک راهکار غیردارویی مؤثر برای کاهش التهاب سیستمیک و بهبود عملکرد شناختی در بیماران دیابتی نوع ۲ مورد استفاده قرار گیرد. مکانیسم های احتمالی این تأثیرات شامل کاهش التهاب، بهبود کنترل گلیسمی و تغییرات نوروپلاستیک در مغز می باشد.
۱۷۳۵.

مقایسه اثر یک دوره مصرف مکمّل بتاآلانین و بیکربنات سدیم بر تغییرات PH، لاکتات خون و توان بی هوازی مردان نخبه تکواندو

کلیدواژه‌ها: مکمل بتاآلانین مکمل بیکربنات سدیم PH لاکتات توان بی هوازی تکواندو کاران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۶۹
هدف: یکی از راهبردهای مورد استفاده ورزشکاران برای بهبود عملکرد در بسیاری از رشته های ورزشی، مصرف مکمّل های قبل از مسابقه اصلی است. هدف تحقیق حاضر مقایسه اثر یک دوره مصرف مکمّل بتاآلانین و بیکربنات سدیم بر PH، لاکتات خون و توان بی هوازی مردان نخبه تکواندوکار است. روش: 20 تکواندوکار نخبه به دو گروه 10 نفری تقسیم شدند. تکواندوکاران در طی 6 هفته 2/3 گرم روزانه بتاآلانین و 3/0گرم برحسب وزن، بیکربنات سدیم مصرف کردند. نمونه خونی و توان بی هوازی در دو مرحله، قبل و 24 ساعت بعد از پایان 6 هفته تمرین، ارزیابی شد. برای توصیف آماری داده ها از میانگین و انحراف معیار، و برای تحلیل استنباطی داده ها از آزمون t همبسته استفاده شد. سطح معناداری 05/0P≤ در نظر گرفته شد. یافته ها: مصرف مکمّل بتاآلانین و مکمّل بیکربنات سدیم به همراه تمرینات تکواندو از افزایش در سطوح PH، لاکتات جلوگیری کرده و متعاقب آن باعث افزایش توان بی هوازی شده است. مکمّل بتا آلانین با دوز 2/3 گرم روزانه در مقایسه با مکمّل بیکربنات سدیم با دوز 3/0گرم احتمالاً به یک نسبت می تواند در جلوگیری از خستگی و افزایش توان در ورزشکاران مؤثر باشد و احتمالاً مکمل بتا آلانین با دوز بیشتر از 2/3 گرم روزانه نسبت به دوز 3/0گرم بیکربنات سدیم می تواند تأثیر بیشتری در جلوگیری از خستگی و افزایش توان داشته باشد. نتیجه گیری: فعالیت ورزشی تکواندو به همراه مصرف مکمّل بتاآلانین و بیکربنات سدیم، باعث جلوگیری از افزایش PH خون، و لاکتات خون می شود. همچنین موجب بهبود عملکرد توان بی هوازی می شود.  
۱۷۳۶.

مقایسه دو روش کاهش تدریجی حجم تمرین پس از چهار هفته تمرین تخلیه گلیکوژنی بر میزان کورتیزول و CRP سرم مردان سالم غیر فعال

کلیدواژه‌ها: تیپر تمرین تخلیه گلیکوژن کورتیزول پروتئین واکنشی - سی مردان سالم غیرفعال

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۴۷
زمینه و هدف: هدف از این تحقیق بررسی مقایسه دو روش کاهش تدریجی حجم تمرین پس از چهار هفته تمرین تخلیه گلیکوژنی بر روی عامل استرسی کورتیزول و پروتئین واکنشی-سی مردان سالم غیر فعال است. روش تحقیق: تعداد 30 نفر دانشجوی پسر سالم غیر فعال کارشناسی دانشگاه قم به صورت هدفمند انتخاب و بصورت تصادفی در سه گروه شامل: کاهش50 درصد حجم تمرین، کاهش 75 درصد حجم تمرین و کنترل قرار گرفتند. متعاقب چهار هفته تمرین تخلیه گلیکوژنی شامل دوی رفت و برگشتی به مدت 5/2 ساعت دو جلسه در هفته، یک هفته تعدیل تمرین اجرا گردید. نمونه خونی در سه مرحله، پیش از شروع تمرینات، قبل و بعد از تعدیل تمرین گرفته شد. جهت بررسی تفاوت درون گروهی از آزمون اندازه گیری های مکرر و برای بررسی تفاوت های بین گروهی از اختلاف عددی مقدار پیش آزمون - پس آزمون و پس آزمون - پیگیری و روش آماری MANOVA در سطح معنی داری (05/0=α) استفاده شد. یافته ها: نتایج بین گروهی تفاوت معنی داری برای مقادیر کورتیزول و پروتئین واکنشی- C نشان نداد. اما نتایج درون گروهی مقادیر کورتیزول در سه مرحله زمانی در گروه های 50 درصدکاهش حجم تمرین و 75 درصد معنی دار بود (03/0p= و02/0p=). نتایج آزمون تعقیبی بونفرونی حاکی از تفاوت معنی داری فقط بین مرحله پیش آزمون و پیگیری در هر دو گروه بود (01/0p= و 03/0p=). نتیجه گیری: بنظر می رسد، تعدیل تمرین یک هفته ای متعاقب چهار هفته تمرین تخلیه گلیکوژنی نمی تواند بر میزان کورتیزول و پروتئین واکنشی-سی مردان غیرفعال اثر بخش باشد
۱۷۳۷.

تاثیر هشت هفته تمرین هوازی و مصرف مکمّل سیر روی برخی شاخص های رشدی و استروژن در زنان جوان دارای اضافه وزن

کلیدواژه‌ها: استروژن تمرین هوازی مکمل سیر شاخص های رشد زنان اضافه وزن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۵۲
هدف: هدف پژوهش حاضر مقایسه هشت هفته تمرین هوازی و مصرف مکمّل سیر بر مقادیر عوامل رشدی GH و IGF-1 و همچنین هورمون جنسی استروژن سرمی زنان جوان دارای اضافه وزن بود. روش: تعداد 40 نفر از داوطلبان به عنوان نمونه آماری به صورت هدفمند و در دسترس انتخاب شده و سپس به صورت تصادفی به چهار گروه: گروه تمرین هوازی (10)، گروه مکمّل سیر (10)، گروه تمرین و مکمّل (10) و گروه کنترل (10) تقسیم شدند. معیارهای ورود به پژوهش شامل: زنان دارای عدم مصرف دارو یا مکمّل خاصی طی شش ماه اخیر، آمادگی برای انجام فعالیت ورزشی براساس پرسشنامه PAR-Q، BMI بین 25 تا 9/29، دامنه سنّی بین 20 تا 40 سال، عدم داشتن بیماری هایی نظیر دیابت، مشکلات مفصلی مانند آرتروز و عدم داشتن مشکلات تنفسی مزمن بود. برنامه تمرینی گروه هوازی شامل 24 جلسه تمرین بود.، مدت جلسه تمرینی در شروع 40 دقیقه و در طول 8 هفته به 55 دقیقه رسید. شدت تمرین 50 تا 70 درصد ضربان قلب بیشینه بود که در هفته هشتم به 65 الی 80 درصد ضربان قلب بیشینه رسید. همچنین هر روز و به مدت هشت هفته، به گروه های مصرف کننده مکمّل سیر500 میلی گرمی مکمّل سیر (به شکل کپسول)، و به گروه دارونما، کپسول های 500 میلی گرمی گلوکز مشابه کپسول های مکمّل، سیر داده شد. به منظور تجزیه و تحلیل آماری از آزمون شاپیروویلک جهت بررسی توزیع بودن طبیعی داده ها و تجانس واریانس با استفاده از آزمون لوین بررسی شد. جهت آزمون فرضیه ها از آزمون t همبسته جهت بررسی تفاوتهای درون گروهی و از آزمون تحلیل کوواریانس جهت بررسی تفاوت های بین گروهی استفاده شد. همچنین سطح معنی داری نیز برای تمام محاسبات (α≤0/05) در نظر گرفته شد. یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که تفاوت معنی داری در مقادیر پس آزمون هورمون رشد، عامل رشد شبه انسولینی-1 و استروژن، بین سه گروه مشاهده شد (P<0/01). نتایج t همبسته تفاوت معنی داری در مقادیر هورمون رشد، عامل رشد شبه انسولینی-1 و استروژن را در سه گروه تجربی به غیر از گروه کنترل نشان داد (P<0/05). نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که هشت هفته تمرین هوازی و مصرف مکمّل سیر، منجر به افزایش عوامل رشدی GH و  IGF-1و همچنین هورمون جنسی استروژن در زنان جوان دارای اضافه وزن می شود. لذا می توان تمرین هوازی و مصرف مکمّل سیر را به زنانی که دارای اضافه وزن می باشند، توصیه نمود.  
۱۷۳۸.

تاثیر یک دوره تمرین مقاومتی، بی تمرینی و بازتمرینی بر سطوح سرمی مایونکتین و FGF-21 مردان میانسال

کلیدواژه‌ها: تمرین مقاومتی بی تمرینی بازتمرینی مایونکتین فاکتور رشد فیبروبلاست 21

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۷۰
زمینه و هدف: با توجه به سنتز و آزادسازی میوکین ها از بافت عضلانی در جریان اجرای تمرینات ورزشی و ارتباط میوکین ها با توسعه قدرت و افزایش حجم عضلانی، هدف از مطالعه حاضر بررسی یک دوره تمرین مقاومتی، بی-تمرینی و بازتمرینی بر سطح سرمی مایونکتین و FGF-21 مردان میانسال بود. روش ها: در این پژوهش نیمه تجربی تعداد 20 مرد میانسال با دامنه سنی 50-35 سال انتخاب و بطور تصادفی به 2 گروه تمرین (10 نفر) و کنترل (10 نفر) تقسیم شدند. آزمودنی های گروه تمرینی 3 ماه تمرین مقاومتی، 6 ماه بی تمرینی و 3 ماه بازتمرینی را تجربه کردند. خونگیری در دو گروه تمرین و کنترل در 4 مرحله گرفته شد. همچنین، اندازه گیری سطح سرمی مایونکتین و FGF21 با استفاده از روش الایزا انجام شد. داده ها به کمک آزمون آماری آزمون تحلیل واریانس با اندازه مکرر در سطح معنی داری 05/0 P< تجزیه تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد سطوح سرمی مایونکتین و FGF-21 در مرحله بعد از تمرین و بعد از بازتمرینی نسبت به قبل از تمرین و پایان بی تمرینی به طور معنی داری افزایش داشت. علاوه بر این سطوح سرمی مایونکتین وFGF21 بعد از بازتمرینی نسبت به بعد از تمرین افزایش یافت اما معنادار نبود. بعلاوه، در گروه کنترل سطوح سرمی مایونکتین و FGF-21 در هیچکدام از مراحل تغییر معنی دار مشاهده نشد05/0 P<. نتیجه گیری: به نظر می رسد، بازتمرینی ممکن است منجر به تنظیم افزایشی ﺳﺎﯾﺘﻮکاینﻫﺎ شود که می تواند به عنوان ابزاری مناسب برای تسریع فرآیند هیپرتروفی و مهار آتروفی در زمان آسیب یا سالمندی باشد.
۱۷۳۹.

تأثیر مصرف مکمّل انار و تمرین مقاومتی بر سطح CRP، CK، LDH مردان بدن ساز

کلیدواژه‌ها: مکمل انار تمرین مقاومتی CRP CK LDH مردان بدن ساز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۷۹
هدف: با توجه به اهمیت مصرف آنتی اکسیدان های گیاهی در جلوگیری از شاخص های آسیب عضلانی و التهابی، هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر هشت هفته مصرف مکمّل انار و تمرین مقاومتی بر سطح CRP، CK، LDH در مردان بدن ساز است. روش : 20 مرد بدن ساز در یک طرح نیمه تجربی با شاخص توده بدن 77/2±51/27، به صورت تصادفی در دو گروه مکمّل انار + تمرین مقاومتی (10 نفر) و دارونما + تمرین مقاومتی (10 نفر) قرار گرفتند. گروه مکمّل روزانه 200 میلی گرم کپسول انار و گروه دارونما روزانه 200 میلی گرم کپسول دکستروز را به مدت هشت هفته دریافت کردند. همچنین آزمودنی های گروه مکمّل و دارونما در دوره مکمّل دهی، برنامه تمرین مقاومتی 5 جلسه در هفته، با شدت 80-60 درصد یک تکرار بیشینه به روش هرمی را اجرا کردند. نمونه های خونی به منظور اندازه گیری شاخص های آسیب عضلانی و التهابی، طی شرایط ناشتایی در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون گرفته شد. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون تی مستقل و آزمون تی وابسته، با سطح معناداری (05/0P ≤) انجام شد. یافته ها: مقادیر سرمی کراتین کیناز در هر دو گروه از مرحله پیش آزمون به پس آزمون کاهش نشان داد؛ به نحوی که در گروه مکمّل + تمرین مقاومتی 44/33 درصد و در گروه دارونما + تمرین مقاومتی، 98/12 کاهش یافت که تنها در گروه مکمّل + تمرین مقاومتی معنادار بود (003/0p=). همچنین مقادیر لاکتات دهیدروژناز در گروه مکمّل + تمرین مقاومتی 82/7 درصد و در گروه دارونما + تمرین مقاومتی 82/3 درصد کاهش نشان داد که این کاهش در گروه مکمّل + تمرین مقاومتی معنادار بود (008/0p=). مقادیر CRP نیز در گروه مکمّل + تمرین مقاومتی 56/36 درصد و گروه دارونما + تمرین مقاومتی 10 درصد کاهش نشان داد، این کاهش در گروه مکمّل + تمرین مقاومتی معنادار بود (003/0p=). همچنین تفاوت معناداری در سطوح CRP بین دو گروه تحقیق مشاهده شد (017/0p=). در حالی که در شاخص های آسیب عضلانی، تفاوت معنادار بین گروهی مشاهده نشد (05/0P>). نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که هشت هفته مصرف مکمّل انار و تمرین مقاومتی، در کاهش شاخص های آسیب عضلانی و التهابی تاثیر داشته است. اگرچه تأثیر مکمّل انار بر شاخص التهابی (CRP) به مراتب بیشتر از شاخص های آسیب عضلانی (CK،LDH) بود. لذا، مصرف مکمّل انار می تواند اثرات مفید و سودمندی جهت کاهش بروز علائم التهابی و آسیب عضلانی داشته باشد؛ بنابراین، بدن سازان می توانند برای کاهش بروز التهاب و آسیب عضلانی در انجام تمرین، از مکمّل انار بهره جویند.  
۱۷۴۰.

مقایسه ی 12 هفته تمرین مقاومتی بر سطوح سرمی مایونکتین و FGF-21 در مردان و زنان میانسال غیرفعال

کلیدواژه‌ها: تمرین مقاومتی هیپرتروفی عضلانی فاکتور رشد فیبروبلاستی-21 مایونکتین

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۵۷
میوکین ها مولکول هایی هستند که توسط عضلات اسکلتی تولید و ترشح می شوند. این مولکول ها می توانند به صورت پاراکرین و اندوکرین عمل کنند و عملکرد فیزیولوژیکی بافت های هدف را تغییر دهند. هدف از مطالعه حاضر مقایسه ی 12 هفته تمرین مقاومتی بر سطوح سرمی مایونکتین و FGF-21 مردان و زنان میانسال غیرفعال بود. مواد و روش ها: در مطالعه ی نیمه تجربی، 40 نفر از مردان و زنان میانسال شهر اراک (20 مرد با میانگین سنی 02/6±27/38 سال و 20 زن با میانگین سنی 12/1±31/38 سال) انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه تمرین مقاومتی (20 نفر (10 مرد و 10 زن)) و کنترل 20 نفر (10 مرد و 10 زن)) قرار گرفتند. گروه تمرینی 12 هفته تمرینات مقاومتی را به صورت 3 جلسه در هفته و با شدت 65 تا 80 درصد قدرت بیشینه اجرا کردند. 48 ساعت قبل و پس از مداخله از تمامی آزمودنی ها خونگیری انجام شد. پس از بررسی نرمال بودن داده ها، به ترتیب از آزمون t همبسته و t مستقل در سطح معنی داری کمتر از 05/0 استفاده شد.یافته ها: سطح سرمی مایونکتین مردان در گروه تمرین مقاومتی نسبت به زنان گروه تمرین مقاومتی با افزایش معناداری همراه بود (002/0=P). علاوه بر این سطح سرمی FGF-21 مردان در گروه تمرین مقاومتی نسبت به زنان گروه تمرین مقاومتی افزایش یافت، اما این افزایش معنادار نبود (005/0=P). نتیجه گیری: از جمله مکانیسم های احتمالی که باعث افزایش سطح سرمی مایونکتین و FGF-21 در مردان نسبت به زنان می شود، می توان به ویژگی های هورمونی و برخورداری از حجم بالای عضلات اسکلتی مردان، اشاره کرد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان