محسن اکبرپور

محسن اکبرپور

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۴ مورد از کل ۴ مورد.
۱.

شناسایی و رتبه بندی عوامل مؤثر بر نیازهای اطلاعاتی زنان باردار(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اطلاعات رتبه بندی رفتار اطلاعاتی زنان باردار نیازهای اطلاعاتی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۸
هدف: دنیای امروز، دنیایی مملو از پدیده های ناشناخته است. افراد به منظور افزایش آگاهی نسبت به چنین پدیده هایی و نیز درک جهان پیرامون خود نیازمند اطلاعات هستند، اطلاعاتی که دستیابی به آنها جز از راه جستجو و کاوش میسر نمی شود. مروری بر پ ژوهش ه ای ح وزه نی از اطلاعاتی و رفتار اطلاع یابی، توجه بیشتر به گروه های خاص کاربران طی سالیان اخی ر را نش ان م ی ده د. یک ی از ای ن گروه ها که بررسی رفتار اط لاع ی ابی آن ان از اهمی ت بس یار برخوردار است، «زنان» یا به تعبیر دیگر «م ادران» هس تند؛ که سلامت آنان و ارتقا س طح آگ اهی و دان ش آنه ا ت أثیر شگرف بر جامعه دارد. بارداری و پدیده پدر و مادر شدن، یکی از مهم ترین و تغییر دهنده ترین رویدادهای زندگی است که به ویژه برای زنان، دوره ای حساس و پرچالش به شمار می آید. در این دوران، زنان به مراقبت ها و اطلاعات ویژه ای نیاز دارند. هدف پژوهش حاضر شناسایی و رتبه بندی عوامل مؤثر بر نیازهای اطلاعاتی زنان باردار است.روش: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ جمع آوری داده ها، یک پژوهش میدانی محسوب می شود. روش شناسی این پژوهش کمی و برای تجزیه و تحلیل داده ها از فنون دلفی فازی و مارکوس استفاده شد. جامعه آماری شامل اساتید متخصص در حوزه علم اطلاعات و دانش شناسی است. نمونه گیری بر اساس تخصص خبرگان در حوزه نیاز اطلاعاتی (مربوط به زنان باردار) انجام شده و 9 نفر به عنوان نمونه انتخاب گردیدند. حجم نمونه در این مطالعه براساس اصل اشباع تئوریک تعیین شده است. ابزارهای جمع آوری داده ها شامل مصاحبه و دو نوع پرسشنامه (پرسشنامه خبره سنجی و پرسشنامه اولویت سنجی مارکوس) هستند. میزان اهمیت عوامل پژوهش از طریق نظر خبرگان تعیین شد. پرسشنامه خبره سنجی بر پایه مرور پیشینه انجام شده و دارای روایی محتوا است. همچنین با استفاده از ضریب محتوایی لاوشه و اخذ نظر از خبرگان، اعتبار و روایی محتوایی عوامل پژوهش تأیید گردید. پرسشنامه دوم، که به روش مارکوس طراحی شده، استاندارد است و روایی آن به طور قطعی تأمین شده است. برای ارزیابی عوامل پژوهش، سه شاخص اصلی شامل میزان تأثیرگذاری بر رفتار اطلاعاتی، میزان کنترل پذیری و منابع مورد نیاز برای مدیریت عوامل به کار گرفته شد. این شاخص ها از طریق پرکردن پرسشنامه توسط خبرگان به دست آمد. تعداد خبرگان (9 نفر) و تعداد عوامل نهایی (21 عامل) برای این پژوهش مناسب بوده و پرسشنامه اولویت سنجی مارکوس از لحاظ سازگاری و پایایی دارای اعتبار است.یافته ها: عوامل موثر بر نیاز اطلاعاتی زنان باردار براساس مرورپیشینه ها و در قالب پرسشنامه در 9 مؤلفه و 33 گویه دسته بندی شد و در اختیار خبرگان قرار گرفت. 33 عامل مورد نظر در ادامه با کاربست روش دلفی فازی غربال شدند . عواملی که عدد دیفازی آن ها بیشتر از 7/0 است برای اولویت بندی نهایی با مارکوس انتخاب شدند. 21 عامل دارای عدد دیفازی بالاتر از 7/0 بودند و برای تحلیل نهایی در نظر گرفته شدند. بر اساس امتیازات هر عامل در جدول شماره 7، عوامل حمایت های اجتماعی: اطلاعات در مورد برنامه های حمایتی و مالی دولتی، اطلاعات در مورد سرویس های بهداشتی و پزشکی، اطلاعات در مورد بهداشت نوزاد ، اطلاعات در مورد تغذیه مناسب دوران بارداری، اطلاعات در مورد آموزش های پیش از زایمان، اطلاعات در مورد عوارض بارداری به ترتیب دارای بیشترین اولویت هستند. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که تحلیل عوامل موثر نیاز اطلاعاتی زنان باردار نشان دهنده ی اهمیت بالای حمایت های اجتماعی در دوران بارداری است. نیاز به اطلاعات در این زمینه ها، به ویژه در دوران بارداری، در واقع به طور مستقیم با سلامت و رفاه زنان باردار و نوزادان در ارتباط است. هر یک از این عوامل، ابعاد مختلفی از حمایت اجتماعی را در نظر می گیرد که در بهبود کیفیت زندگی و سلامت این گروه از افراد مؤثر است. بنابراین، فراهم سازی و انتشار اطلاعات دقیق و جامع در این زمینه ها می تواند نقش مؤثری در بهبود کیفیت زندگی زنان باردار و نوزادان ایفا کند.
۲.

تأثیر مصرف مکمّل انار و تمرین مقاومتی بر سطح CRP، CK، LDH مردان بدن ساز

کلیدواژه‌ها: مکمل انار تمرین مقاومتی CRP CK LDH مردان بدن ساز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۹۹
هدف: با توجه به اهمیت مصرف آنتی اکسیدان های گیاهی در جلوگیری از شاخص های آسیب عضلانی و التهابی، هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر هشت هفته مصرف مکمّل انار و تمرین مقاومتی بر سطح CRP، CK، LDH در مردان بدن ساز است. روش : 20 مرد بدن ساز در یک طرح نیمه تجربی با شاخص توده بدن 77/2±51/27، به صورت تصادفی در دو گروه مکمّل انار + تمرین مقاومتی (10 نفر) و دارونما + تمرین مقاومتی (10 نفر) قرار گرفتند. گروه مکمّل روزانه 200 میلی گرم کپسول انار و گروه دارونما روزانه 200 میلی گرم کپسول دکستروز را به مدت هشت هفته دریافت کردند. همچنین آزمودنی های گروه مکمّل و دارونما در دوره مکمّل دهی، برنامه تمرین مقاومتی 5 جلسه در هفته، با شدت 80-60 درصد یک تکرار بیشینه به روش هرمی را اجرا کردند. نمونه های خونی به منظور اندازه گیری شاخص های آسیب عضلانی و التهابی، طی شرایط ناشتایی در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون گرفته شد. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون تی مستقل و آزمون تی وابسته، با سطح معناداری (05/0P ≤) انجام شد. یافته ها: مقادیر سرمی کراتین کیناز در هر دو گروه از مرحله پیش آزمون به پس آزمون کاهش نشان داد؛ به نحوی که در گروه مکمّل + تمرین مقاومتی 44/33 درصد و در گروه دارونما + تمرین مقاومتی، 98/12 کاهش یافت که تنها در گروه مکمّل + تمرین مقاومتی معنادار بود (003/0p=). همچنین مقادیر لاکتات دهیدروژناز در گروه مکمّل + تمرین مقاومتی 82/7 درصد و در گروه دارونما + تمرین مقاومتی 82/3 درصد کاهش نشان داد که این کاهش در گروه مکمّل + تمرین مقاومتی معنادار بود (008/0p=). مقادیر CRP نیز در گروه مکمّل + تمرین مقاومتی 56/36 درصد و گروه دارونما + تمرین مقاومتی 10 درصد کاهش نشان داد، این کاهش در گروه مکمّل + تمرین مقاومتی معنادار بود (003/0p=). همچنین تفاوت معناداری در سطوح CRP بین دو گروه تحقیق مشاهده شد (017/0p=). در حالی که در شاخص های آسیب عضلانی، تفاوت معنادار بین گروهی مشاهده نشد (05/0P>). نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که هشت هفته مصرف مکمّل انار و تمرین مقاومتی، در کاهش شاخص های آسیب عضلانی و التهابی تاثیر داشته است. اگرچه تأثیر مکمّل انار بر شاخص التهابی (CRP) به مراتب بیشتر از شاخص های آسیب عضلانی (CK،LDH) بود. لذا، مصرف مکمّل انار می تواند اثرات مفید و سودمندی جهت کاهش بروز علائم التهابی و آسیب عضلانی داشته باشد؛ بنابراین، بدن سازان می توانند برای کاهش بروز التهاب و آسیب عضلانی در انجام تمرین، از مکمّل انار بهره جویند.  
۳.

تاثیر 8 هفته تمرین قدرتی - استقامتی در دو نوبت صبح و عصر بر اینترلوکین- 6 و پروتئین واکنشی C در مردان دارای اضافه وزن(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تمرینات استقامتی تمرینات قدرتی اینترلوکین-6 پروتئین واکنشی C مردان دارای اضافه وزن

تعداد بازدید : ۲۳۹ تعداد دانلود : ۲۱۷
زمینه و هدف : شاخص های التهابی با ایجاد تغییر در ترکیب بدن و عملکرد هورمون ها، منجر به ایجاد بیماری های قلبی- عروقی و دیابت می شوند؛ در حالی که سبک زندگی فعال و انجام فعالیت های بدنی، ممکن است منجر به بهبود این شاخص ها شوند. لذا هدف از مطالعه حاضر بررسی اثر 8 هفته تمرین ترکیبی قدرتی- استقامتی در دو نوبت صبح و عصر بر اینترلوکین 6 و پروتئین واکنشی C (CRP) در مردان جوان دارای اضافه وزن بود. روش تحقیق: تعداد 40 مرد غیر ورزشکار دارای اضافه وزن با میانگین سنی 57/1±24 سال  و شاخص توده بدن 6/3±22/28 کیلوگرم بر متر مربع به صورت تصادفی در دو گروه تمرینی و دو گروه کنترل صبح و عصر تقسیم شدند. گروه های تمرینی به مدت 8 هفته برنامه تمرین ترکیبی که شامل تمرین قدرتی و استقامتی را اجرا کردند، اما گروه های کنترل در مدت زمان مداخله، در هیچ گونه برنامه تمرینی منظم شرکت نکردند. از آزمودنی ها قبل و پس از 8 هفته، 5 میلی لیتر خون سیاهرگی جهت اندازه گیری اینترلوکین 6 و CRP گرفته شد. اینترلوکین 6 با استفاده از روش الایزا و CRP با استفاده از روش لاتکس– آگلوتیناسیون مورد سنجش قرار گرفت. تجزیه و تحلیل آماری با استفاده از آزمون تحلیل واریانس یک سویه و آزمون تعقیبی LSD برای مقایسه های بین گروهی؛ و آزمون t وابسته برای مقایسه های درون گروهی، در سطح معنی داری 05/0>p انجام گرفت. یافته ها: اجرای 8 هفته تمرین ترکیبی در زمان صبح و عصر باعث کاهش سایتوکان التهابی اینترلوکین 6 (به ترتیب با 01/0=p و 006/0=p) و CRP (به ترتیب با 03/0=p و 02/0=p) شد. نتیجه گیری: تمرین ترکیبی در زمان صبح و عصر سبب کاهش درصدی عوامل پیش التهابی می گردد. لذا مردان دارای اضافه وزن می توانند ترکیب تمرینات قدرت و استقامت را صرف نظر از زمان اجرا در صبح یا عصر، به منظور کاهش عوامل خطرزا بکار ببرند.
۴.

تأثیر تمرین در ساعات مختلف روز بر برخی عوامل خطرزای بیماری قلبی- عروقی در مردان دارای اضافه وزن(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: عوامل خطر زای قلبی- عروقی تمرین صبح تمرین عصر مردان دارای اضافه وزن

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی تربیت بدنی فیزیولوژی ورزشی
  2. حوزه‌های تخصصی تربیت بدنی فیزیولوژی ورزشی قلب و عروق و تنفس
  3. حوزه‌های تخصصی تربیت بدنی فیزیولوژی ورزشی فیزیولوژی ورزشی کاربردی
تعداد بازدید : ۱۱۷۸
هدف مطالعة حاضر، تأثیر دوازده هفته تمرین هوازی در زمان های مختلف روز بر عوامل خطرزای قلبی- عروقی بر مردان دارای اضافه وزن بود؛ بدین منظور چهل مرد دارای اضافه وزن غیرورزشکار با میانگین سنی 45/2±25/22 سال و شاخص تودة بدنی 42/2±06/30 کیلوگرم بر متر مربع به صورت تصادفی در چهار گروه تمرین در زمان های صبح و عصر، و گروه کنترل صبح و عصر قرار گرفتند. گروه های تمرین صبح و عصر پروتکل تمرین هوازی دویدن را سه جلسه در هفته به مدت دوازده هفته با شدت 75 تا 85 درصد حداکثر ضربان قلب انجام دادند که مدت دویدن در جلسة اول، پانزده دقیقه بود و هر سه جلسه به صورت فزاینده یک و نیم دقیقه به زمان دویدن افزوده می شد تا اینکه زمان دویدن به سی دقیقه افزایش یافت؛ در حالی که گروه های کنترل در مدت زمان اجرای پژوهش از انجام برنامة تمرین منع شدند. در آغاز دوره، هفتة ششم و پایان هفتة دوازدهم 5 میلی لیتر خون سیاهرگی جهت سنجش عوامل خطر زای قلبی- عروقی (تری گلیسرید، HDL-c، LDL-c و کلسترول) از آزمودنی ها جمع آوری شد. تجزیه و تحلیل داده های تحقیق با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر (ANOVA) انجام شد. آزمون وابسته با توجه به اصلاحیة بن فرونی برای تعیین محل تفاوت های درون گروهی به کار رفت. آنالیز واریانس (ANOVA) یک سویه همراه با آزمون تعقیبی توکی نیز برای ارزیابی بین گروهی استفاده شد (05/0>α). یافته ها نشان داد در گروه های تجربی در مقایسه با گروه های کنترل، تمرین هوازی صبح و عصر کاهش معنی دار سطوح LDL-c (03/0=P) و افزایش معنی دار HDL-c (02/0=P) را به همراه داشت؛ درحالی که در سطوح کلسترول تام و تری گلیسرید تغییری مشاهده نشد. همچنین، پس از اجرای برنامة تمرینی، در سطوح HDL-c و LDL-c بین دو گروه تمرینی صبح و عصر تفاوت چشم گیری دیده نشد. براساس نتایج این مطالعه مشخص شد که تمرین هوازی در زمان صبح و عصر بر سازگاری های عوامل خطر زای قلبی- عروقی مؤثر است؛ ولی تفاوتی بین اجرای تمرین هوازی در زمان صبح و عصر در مردان دارای اضافه وزن مشاهده نشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان