فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۱ تا ۸۰ مورد از کل ۱٬۱۱۵ مورد.
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر می کوشد تا با تحلیل مقابله ای استعاره های مفهومی موجود در ضرب المثل های حیوانات در زبان های فارسی و مازندرانی، به بررسی تأثیر فرهنگ بر ضرب المثل های حیوانات در این دو گونه زبانی بپردازد و نشان دهد که چگونه بافت منجر به تنوع استعاره ها و درنتیجه ضرب المثل ها می گردد. بدین منظور ۱۵۶ ضرب المثل فارسی و ۲۶۴ ضرب المثل مازندرانی با روش کتابخانه ای گرد آوری شد و سپس تحلیل استعاری حیواناتی که در ضرب المثل های مازندرانی وجود داشتند، محدود شد. تحلیل ضرب المثل های گردآوری شده از منظر رویکرد شناختی-فرهنگی نشان می دهد تنوع قابل مشاهده در ضرب المثل های دو زبان گاه به دلیل تفاوت در حوزه مبدأ استعاره هستی شناختی موجود در زیربنای ضرب المثل هاست، بدین ترتیب که حوزه های مبدأ متفاوتی در دو زبان برای مفهوم سازی ویژگی انتزاعی واحدی در حوزه مقصد به کار گرفته شده است. گاه نیز تنوع موجود حاصل نگاشت حوزه مبدأ واحد، به طیفی از حوزه های مقصد متفاوت در دو زبان است. بررسی و مقایسه فراوانی نام حیوانات در ضرب المثل ها حاکی از آن است که نام اکثر حیوانات در دو زبان فراوانی متفاوتی دارد. تحلیل ها نشان می دهد این تنوعات و تفاوت ها در سطوح مختلف می تواند باتوجه به جغرافیای طبیعی و شرایط محل زندگی گویشوران هر زبان و تجربه های مشترک روزمره و سبک زندگی آنها توجیه گردد.
طرحواره ساختی موقعیت در ساخت های مرحله ای در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در زبان فارسی ساخت هایی وجود دارند که بیانگر مفهوم تغییر مرحله در درون یک رویداد اصلی هستند. این ساخت ها به جهت معنایی یک «رویداد واحد» محسوب می شوند و به جهت ساختاری نیز دارای ترکیب قالب «فعل-فعل» هستند. در پژوهش حاضر چگونگی مفهومی سازی این ساخت ها مورد نظر است، چرا که معنی حاصل فرایند مفهومی سازی است. جهت نیل به این مقصود از چارچوب پیشنهادی نولان (۲۰۱۷) به نام «موقعیت» بهره برده می شود. موقعیت به عنوان یک چارچوب شناختی، دربردارنده تمام اطلاعات ساخت واژی-نحوی و معنایی یک ساخت است. همچنین در مطالعه حاضر جهت تحلیل داده ها به طور عمده از نظریه های «ساختار لایه ای بند» و «روابط الحاق-پیوند» در دستور نقش و ارجاع استفاده شد. تحلیل داده ها مؤید آن است که در زبان فارسی می توان قائل به وجود دو نوع ساخت مرحله ای ساده و مرکب بود. ساخت های مرحله ای مرکب نیز دارای سه گونه اضافی، صریح و غیر صریح هستند که در قالب انواع الحاق هسته ای ارائه می شوند. نگارندگان در نهایت طرحواره ساختی موقعیت در ساخت های مرحله ای زبان فارسی را ارائه می دهند.
طب عامیانه و تداعی های آن در شعر صائب تبریزی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
چنان که بر همه اهالی ادب روشن است، یکی از ویژگی های سبک هندی، یافتن معانی بیگانه و دور از ذهن و تصاویر تو در تو به همراه مضامین جدید است. سبک هندی با تمام ویژگی هایی که دارد، منبع عظیمی از بن مایه ها ست؛ بن مایه هایی از هر قلمرو که به ذهن مخاطب خطور می کند. شاعر سبک هندی، از تمام ظرفیت زبان وادبیات بهره می گیرد تا به هدف خود برسد. یکی از این ظرفیت های زبانی که کمک حال شاعر در خلق مضامین بدیع است، زبان و باور مردم عامی است. صائب به عنوان یکی از شاعران شاخص این دوره، بن مایه های عامیانه در حوزه طب و درمان را در مرکز تداعی های خود به کار برده و پایه گروهی از تصاویر شعری خود را بر آن بنا کرده است. در این مقاله کوشیده شده است، برجسته ترین بن مایه های عامیانه در زمینه طب، که نقش مهمی در زندگی مردم عامی دارد، معرفی شوند. سپس، به ویژگی هایی که سبب شده این بن مایه ها در مرکز توجّه صائب قرار گیرد، پرداخته شده است. علاوه بر آن به عناصری که این بن مایه ها تداعی کرده و تصویرهای شعری که ساخته، با ذکر مثال اشاره شده است.
تحلیل برخی فرآیندهای واجی گویش بهبهانی در نظریه بهینگی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
گویش شناسی و فرهنگ عامه سال دوم بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
144 - 169
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی برخی از فرایندهای واجی رایج در گویش بهبهانی در چارچوپ نظریه بهینگی پرداخته است. این فرایندها عبارتند از: همگونی، حذف ، تضعیف همخوان هایb ، f ، v به غلت دولبی نرمکامی w در محیط پس از واکه، درج غلت دولبی نرمکامی [w] در التقای واکه، تبدیل انسدادی c به غلت کامی [j] در بافت پایان واژه. این پژوهش برای جمع آوری داده ها از روش میدانی و انجام مصاحبه هدفمند بهره برده است. علاوه بر این، برخی از داده ها از منابع مکتوب مانند پایان نامه و کتاب هایی که درباره گویش بهبهانی نوشته شده، استخراج شده اند. یکی از نگارندگان مقاله نیز اهل بهبهان است و به عنوان گویشور نیز در این پژوهش نقش داشته و صحت داده ها را تایید می نماید. گویشوران ده نفر مرد و زن، بی سواد و تحصیل کرده در سنین مختلف بوده اند. پس از جمع آوری داده ها، واژه های موردِ نظر به دقت آوانویسی شده و در نظریه بهینگی به لحاظ واج شناختی تحلیل شده اند. پس از جمع آوری داده ها، واژه ها آوانویسی شده و در نظریه بهینگی تحلیل شده اند. نتایج نشان می دهد که در این گویش فرایندهای حذف و تضعیف از سایر فرایندها بسامد بیشتر داشته اند.
پیشنهادی درباره ریشه دو واژه گُند و مَندیر در گویش لُری بختیاری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
گویش شناسی و فرهنگ عامه سال دوم پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
209 - 224
حوزههای تخصصی:
با بنیان سلسله های ایرانی پیش از اسلام، روابط با دولت های میانرودانی باستان، یونان و روم از زمان مادها شروع شد و این فرایند تا پایان خاندان ساسانی ادامه داشت. نتیجه، این روابط ورود شماری وامواژه به زبان پارسی کهن بود. در کنار آن، ایران باستان چندین بار هم مورد تاخت و تاز اقوام دیگری قرار گرفت و در این فرایند، آثار مکتوبی از میان رفتند. آخرین تازش، با یورش تازیان همراه بود که جایگزینی زبان عربی و از میان رفتن شمار بسیاری آثار مکتوب بود که تنها آثار اندکی به ویژه در ارتباط با متون دینی به جا ماند و در نتیجه این فرایند شمار بسیاری واژه ها جای خود را به واژه های زبان غالب دادند. اما از آنجا که گویش ها بازتابی از نیای خود هستند، واژگان کهن را در خود نگه داشته اند. امروزه در گویش لری به جای واژه عربی بیضه یا فارسی خایه از گند (gōnd=تخم) و به جای منتظر از واژه مَندیر (mandīr)، استفاده می کنند. هدف این پژوهش هم، بررسی واژه گُند و مَندیر در گویش لری است و اینکه این واژه ها از چه ساختاری پیروی کرده است. بر این پایه، روش کار، هم پیدا کردن ریشه واژه و هم ساخت دستوری این واژه ها است که از کدام ساخت زبانی کهن پیروی کرده اند. در پایان، با تطبیق با واژه های هم خانواده هندواروپایی و ایرانی باستان، واژه گُند محتمل می تواند از یک وامواژه از یونانی در زبان های ایران باستان و واژه مَندیر هم از یک ساخت ایرانی باستان آمده باشد.
وضعیت کاربرد کردی جنوبی (گویش کرماشانی) در کرمانشاه: حفظ یا تغییر زبان؟(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تغییر زبان در جامعه های چند زبانه یک موضوع مهم تلقی می شود. گویشوران زبان های محلی تمایل به فراگیری زبان های معتبر دارند. گرایش به کاربرد زبان فارسی در بافت دو/ چند زبانه شهرکرمانشاه بقای زبان کردی جنوبی (گویش کرماشانی) را تهدید می کند. پرسش اساسی درمورد حفظ یا تغییر زبان بومی گویشوران است. فرضیه پژوهش این است که کاربرد زبان کردی در حوزه های مختلف به ویژه در میان نوجوانان کاهش یافته و به سمت زبان فارسی سوق می یابد. برای یافتن پاسخ، 384 آزمودنی از 3 گروه سنی زیر20 سال، 20 تا 50 ساله و 50 ساله به بالا به صورت تصادفی ساده برگزیدیم تا به سؤالات پرسش نامه پاسخ دهند. داده ها براساس تحلیل حوزه ای فیشمن (1966) که از حوزه های زبانی به عنوان ساختارهای اجتماعی بهره می گیرد، جمع آوری و با نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان از کاربرد کمتر زبان کردی در حوزه خانواده نسبت به حوزه های اداری و کوچه و بازار و کاهش میزان فراگیری زبان کردی به عنوان زبان اول دارد. در مقابل، فراگیری فارسی به عنوان زبان اول در جوان ترین گروه نسبت به دو گروه سنی بالاتر یکباره به حدود 10 برابر رسیده است. یافته ها حاکی از شتاب در فرایند تغییر زبان در شهرکرمانشاه است.
بررسی بندهای موصولی در زبان ترکی آذری و فارسی: رویکردی رده شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رده شناسی از شاخه های پویای زبان شناسی است که به کمک آن می توان با مقایسه زبان ها به تعمیم های گوناگون دست یافت. هدفی که در این رویکرد دنبال می شود مقایسه دست ور زبان های مختلف و آشکارکردن الگوهای نظام مند تنوع های موجود درمیان آن ها است. بررسی ترتیب سازه ها یکی از مهم ترین بحث های رده شناسی زبان است که تنوع هایی به همراه دارد؛ مانند توالی هسته و بند موصولی که با آرایش سازه های اصلی زبان ها هم بستگی دارد. هدف اصلی پژوهش پیشِ رو بررسی بند موصولی در زبان ترکی و مقایسه آن با بند موصولی فارسی است. برای کارآمدی این پژوهش، داده ها از جمله های طبیعی گفتاری و نوشتاری ترکی آذری معیار و رمانی با عنوان شامان گردآوری شده است. مثال های ارائه شده برای تأیید درستی و روانی در معرض قضاوت شمّ زبانی گویشوران زبان ترکی قرار گرفته اند؛ سپس بندهای موصولی تحلیل شده اند. در این پژوهش که بر روش توصیفی-تحلیلی مبتنی است تلاش شد تا در چارچوب نظریه رده شناختی باتکیه بر تعمیم های رده شناختی کُمری (1989) به این پرسش ها پاسخ داده شود که چه راهکارهایی در موصولی سازی زبان ترکی به کار برده می شوند و موصول نما کجای بند موصولی قرار می گیرد. یافته های پژوهش نشان داد زبان ترکی برای موصولی سازی از راهبرد «حذف» استفاده می کند و این زبان فاقد موصول نمایی مانند «که» است.
زبان و مراقبت: بررسی کیفی ادراکی زبان آموزان ایرانی بر اساس نظریه مراقبت نادینگز و لوگ استروپ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان شناسی و گویش های خراسان سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳۶
47 - 71
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این مطالعه کیفی، بررسی روابط میان معلمان و زبان آموزان بر اساس نظریه مراقبت نادینگز (1988) و لوگ استروپ (1997) است. در این پژوهش، مفهوم مراقبت با جنبه های زبان شناختی چون تعامل زبانی و انتقال معنایی بررسی شده است، که از طریق آن ها رابطه مراقبتی میان معلم و دانش آموز ایجاد می شود. برای جمع آوری داده ها، با ده زبان آموز در مدارس مصاحبه انجام شد. سپس داده ها با استفاده از مراحل کدگذاری نظریه داده بنیاد[1] (کربین و استراس[2]، 1990) و نرم افزار مکس کیودا نسخه 24 تحلیل گردید. در این تحقیق، 22 کد فرعی و چهار کد اصلی شناسایی شد و مدل نظری جدیدی برای رابطه مراقبتی معلم-دانش آموز ارائه گردید. مقوله های اصلی این رابطه شامل ارتباط و تعامل، شیوه های آموزشی، درک و حمایت، و ویژگی های فردی معلمان بود. همچنین، مقوله های فرعی شامل احترام، رابطه متقابل، توجه فردی، گوش دادن با حوصله به دانش آموزان، گفت وگو با دانش آموزان، سواد رابطه ای، شجاعت معلم در آغاز ارتباط مراقبتی، صداقت، دلسوزی، تشویق، جذب کامل، جابجایی انگیزشی، حمایت احساسی، ارتباط بر پایه اعتماد، محیط حمایتی، استفاده از روش های آموزشی مناسب، در دسترس بودن معلم، تعامل دانش آموزان، انتظارات واقع گرایانه از دانش آموزان، پاسخ دهی، و ایجاد سرگرمی و طنز بودند. این تحقیق درنهایت نشان می دهد که چگونه ویژگی های روانشناسی زبان و زبانشناسی کاربردی می توانند نقش مهمی در درک و تقویت ارتباطات آموزشی داشته باشند. یافته های این مطالعه با توجه به دیدگاه روانشناسی به چندین پیامد آموزشی برای سیاست گذاران آموزشی، معلمان و زبان آموزان اشاره دارد تا مفهوم «مراقبت» را بهتر بشناسند و به کارگیرند و این امر به رشد حرفه ای معلمان و بهبود آموزشی دانش آموزان کمک خواهد کرد.
تشخیص خودکار هویت نویسنده متن در زبان فارسی براساس دستور نقش گرای نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تشخیص خودکار هویت نویسنده متن یکی از مسائل مهم زبان شناسی حقوقی تلقی می شود. در پژوهش حاضر تلاش می شود کارایی ویژگی های مبتنی بر مفاهیم دستور نقش گرای نظام مند هالیدی (هالیدی و متیسن، 2014) با کارایی واژ ه های دستوری در تشخیص هویت نویسنده مقایسه شود. به این منظور، در ابتدا، پیکره ای از آثار هفت نویسنده معاصر ایرانی گردآوری شد. در مرحله دوم، از واژه های دستوری استخراج شده از پیکره فهرستی تهیه شد؛ به علاوه، یک مجموعه واژگان براساس شبکه نظام حروف ربط، شبکه نظام افزوده وجه و شبکه نظام افزوده نگرشی با استفاده از منابع زبانی تهیه شد. سپس بسامد نسبی واژه های دستوری و ویژگی های مبتنی بر دستور نقش گرای نظام مند در هر متن محاسبه شد. طبقه بند پرسپترون چند لایه، نوعی شبکه عصبی، برای مرحله آموزش سامانه به کار گرفته شد و به دقت مطلوبی در مرحله ارزیابی منجر شد. بررسی نتایج ارزیابی سامانه نشان داد که روش محاسبه بسامد واژه های دستوری نسبت به روش مبتنی بر دستور نقش گرای نظام مند در تشخیص هویت نویسنده متون فارسی برتری دارد؛ باوجوداین، هنگامی که ویژگی های دستور نقش گرای نظام مند هالیدی درکنار ویژگی بسامد واژه های دستوری به کار روند، کارایی سامانه نسبت به حالتی که تنها از ویژگی بسامد واژه های دستوری استفاده شود، ارتقا می یابد.
جایگاه طب سنّتی و گیاهان دارویی در بوستان سعدی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
گویش شناسی و فرهنگ عامه سال دوم پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
113 - 136
حوزههای تخصصی:
یکی از وجوه مطالعه در فرهنگ عامّه، مطالعه و برّرسی نوع باورها و چگونگی عقاید مردم در مواجهه با بیماری هاست. از آنجا که بسیاری از عناصر فرهنگ عامّه همچون: آداب و رسوم، اعتقادات و باورها، بازی ها و سرگرمی ها، پوشاک و خوراک، طب سنّتی و عامیانه و سایر موارد دیگر در ادبیّات فارسی انعکاس یافته است، در این جستار کوشش شده تا به برّرسی طب سنّتی در کتاب بوستان سعدی که تأثیر انکارناپذیری بر فارسی زبانان گذاشته و منعکس کننده آیین و سنّت ملّی می باشد، بپردازیم. شاعران پارسی زبان نه تنها بر علوم ادبی که برخی از آنها در علوم مختلف زمان از قبیل فقه و کلام، عرفان و تصوّف، تاریخ و جغرافیا، طب و نجوم از عالمان و دانشمندان معاصر خود بوده اند، و با به کارگیری علوم مزبور، به ویژه علم طب، به آثار خویش، روح و لطافتی خاصّ بخشیده اند. گروهی از این بزرگان نیز گرچه طبیب نبوده اند، با طبیبان حاذق زمان خود مجالست داشته و یا اینکه از نحوه طبابت مرسوم در آن دوران با خبر بوده اند. به طوری که تأثیر شگرف این دانش در اشعار لطیفشان به خوبی تجلی کرده است.
همبسته های نوایی پرسش واژه ها در پرسش های استفهامی زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پرسش های استفهامی دو دسته اند: مبتداسازی شده و پایه. در دسته اول پرسش واژه از جایگاه اصلی خود به ابتدای جمله منتقل می شود و در دسته دوم کلمه پرسشی در جایگاه همتای خبری خود باقی می ماند. در این پژوهش، همبسته های نوایی پرسش واژه ها را در پرسش های استفهامی پایه در زبان فارسی در چارچوب یک مطالعه آزمایشگاهی بررسی کردیم تا عوامل نوایی تأثیرگذار بر تمایز آوایی پرسش واژه ها از همتاهای غیراستفهامی آن ها را به دست آوریم. نتایج نشان داد دیرش هجای تکیه بر فاصله زمانی بین دو نواخت L و H (وقفه زمانی L-H) در سطح هجای تکیه بر برای تمام پرسش واژه ها در تمامی جایگاه ها از همتاهای غیراستفهامی آن ها به طور معناداری کمتر است. بررسی همبستگی دو پارامتر دیرش هجای تکیه بر و وقفه زمانی L-H نشان داد فاصله زمانی نواخت های L و H تکیه زیروبمی پرسش واژه ها به طور نظام مند وابسته به دیرش هجای تکیه بر است. این نتایج همچنین نشان داد مقدار بیشینه F0 در مرز پایانی هجای تکیه بر و متوسط فرکانس پایه و دامنه زیروبمی در طول هجای تکیه بر با تغییر خوانش دستوری یک سازه از غیرپرسشی به پرسشی به طور معناداری افزایش می یابد. به این ترتیب شکل کلی منحنی زیروبمی در محل وقوع پرسش واژه به طور معناداری با همتای خبری آن متفاوت است و فارسی زبانان هنگام تولید پرسش های استفهامی پایه از تمامی عوامل نوایی وابسته به زمان و فرکانس پایه برای تمایز پرسش واژه ها از سازه های غیرپرسشی استفاده می کنند.
مطالعه سرمتنیت در ترانه های سه خشتی قوم کرمانجِ شمال خراسان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قوم کرمانج، از ساکنان شمال خراسان و شاخه ای از قوم کرد هستند. پژوهش حاضر، به مطالعه یکی از قالب های رایج ترانه در این قوم پرداخته و با استفاده از نظریه ترامتنیت ژرار ژنت و تأکید بر سرمتنیت، گونه و ژانر ترانه ها را مطالعه کرده است. داده های کیفی با مطالعات کتابخانه ای و اسنادی یافته اندوزی شده؛ حدود ۱۴۰۰ سه خشتی که تمامی نمونه های ترجمه شده به فارسی را دربرمی گیرد. سرمتنیت در سه خشتی، در دو وجه ساختاری و محتوایی بررسی شده است. در وجه ساختاری، که به ویژگی های وزنی نظر دارد، سرمتن سه خشتی، با توجه به وزن هجایی - عددی آن، به «پهلویات» و ذیل آن، با نظر به همبستگی سه خشتی با موسیقی، به «خسروانیات» و در وجه محتوایی، با توجه به عواملی چون غلبه عاطفه و تأکید بر منِ احساسی شاعر، به «شعر غنایی» بازمی گردد.
پدیده حذف درون بند (رویکردی فاز بنیاد)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان شناسی و گویش های خراسان سال ۱۶ بهار ۱۴۰۳ شماره ۳۴
151 - 185
حوزههای تخصصی:
در سنت دستور زایشی، پدیده حذف یا زدایش، ساخت های گوناگونی را دربرمی گیرد که در آن ها عناصر پیش بینی پذیر نحوی ذیل شرایط خاصی از اشتقاق زدوده می شوند. از سرآغاز نظریه اصول و پارامترها، یافت تعمیمی که بتواند همه گونه های حذف را تبیین کند، یکی از مسائل بنیادین زبان شناسان بوده است. مقاله حاضر می کوشد تا در چارچوب کمینه گرایی فازبنیاد گامی به سوی این هدف بردارد و تبیین جامعی از انواع مختلف حذف در جملات زبان فارسی به دست دهد. برای این منظور، نخست به مهم ترین موارد حذف در پیشینه پژوهش نگاهی می افکنیم و تبیین های مختلف از این پدیده زبانی را ارزیابی می کنیم. سپس به معرفی سامانه متمم ساز شکافته و بررسی فرافکن های نقش نمای فراتر از گروه زمان می پردازیم تا از این طریق، فرافکنی را که در زبان فارسی هسته فاز بالایی را تشکیل می دهد، بیابیم. بررسی شواهد زبانی نشان می دهد در فارسی، مانند زبان آلمانی، عناصر متمم سازی مانند «که» و «تا» در هسته گروه ایستایی تولید می شوند و سپس به هسته گروه عامل ارتقا می یابند و بنابراین، گروه ایستایی را باید نقطه فاز بالایی تلقی کرد که برخی از فرایندهای حذف را در درون ساختار بند موجب می شود. در ادامه این مبحث، توصیفی تفصیلی از انواع حذف در درون جمله به دست می دهیم و می کوشیم ساخت های محذوفی همچون کافت، شبه کافت، ارتقای گره راست، حذف گروه فعلی، بندزدایی، پی پرسش و خرده پاسخ را براساس رویکرد کمینه گرا تحلیل کنیم. سرانجام در بخش پایانی پژوهش استدلال می کنیم که انواع حذف درون بند بر فرافکن فاز پایینی (vP) یا فاز بالایی (FinP) اعمال می شوند و هسته ها و/ یا سازه هایی را از اشتقاق نحوی می زدایند. این تحلیل با تکیه بر فرایندهای پسانحوی حذف و ادغام صرفی توضیح می دهد که چرا در محمول های مرکب فارسی، جزء غیرفعلی محمول می تواند حفظ یا حذف شود.
معرفی دست نوشته ای کهن به لری از قرن یازدهم هجری قمری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه فرهنگستان دوره ۲۳ فروردین و اردیبهشت ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۸۹) ویژه نامه زبان ها و گویش های ایرانی
132 - 153
حوزههای تخصصی:
بررسی تاریخی زبان ها و گویش ها نیازمند جمع آوری شواهد کافی و طبقه بندی و ارائه آنهاست؛ امری که هر نوع تحلیل و نتیجه گیری علمی و تاریخی به طور طبیعی مسبوق به آن است. اما در میان زبان ها و گویش های ایرانی، لری از جمله نمونه هایی است که منابع کهن اندکی از آن برجای مانده و برای شناسایی آن از نظر تاریخی، شواهد مکتوب چندانی در اختیار نداریم. ازاین رو تلاش برای یافتن منابع مکتوب و مورد اعتماد از لری، به درک تاریخی دقیق تر و ارائه تصویری کامل تر از سیر تکامل آن یاری خواهند رساند. براین اساس، نوشتار حاضر بر آن است تا با معرفی یکی از قدیمی ترین و احتمالاً قدیمی ترین سند مکتوب شناسایی شده به لری که در جلد 14 فهرست نسخه های خطی کتابخانه و موزه ملّی ملک با عنوان «کتابت لری که از جانب محمد زمان خان به احمدخان بختیاری نوشته اند» ثبت شده است، نوری تازه بر سیر تاریخی آن بتاباند. در مقاله حاضر به برخی ویژگی های دستوری و واژه های به کار رفته در متن در کنار ویژگی های خطی، املایی و آوایی پرداخته شده است. همچنین در خصوص برخی کلمات و ریشه شناسی آنها توضیحاتی ارائه شده است. شرح و توضیح سایر واژه ها به ویژه افعال و همچنین تصاویر و تعابیر شاعرانه آن نیازمند مقاله ای مستقل است که برای جلوگیری از طولانی شدن متن جداگانه منتشر خواهد شد.
متمم های ریشهه dā در زبان اوستایی و فارسی باستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در زبان های ایرانی دوره باستان (اوستایی و فارسی باستان) علاوه بر ساختمان تصریفی می توان روابط نحوی و نقش های معنایی هر یک از حالت های دستوری و حاشیه ای را بررسی کرد. در این زبان ها، متمم های فعل که می توانند اسم، صفت و یا ضمیر باشند، از طریق حالت نشانی بازنمایی می شوند که با توجه به فعل بر نقش های گوناگونی دلالت دارند. بازنمایی متمم های فعل و کارکرد حالت ها با افعال مختلف، تاکنون جز اشاراتی مختصر، مورد توجه محققان این حوزه نبوده است. به این دلیل، بررسی این موضوع در زبان های ایرانی باستان قدری مغفول مانده است. از این رو، در این نوشتار به بررسی متمم های یکی از ریشه های فعلی پرکاربرد و پربسامد زبان اوستایی، dā، پرداخته می شود که در متون اوستایی بیشتر در معانی دادن، آفریدن و قراردادن و در کتیبه های فارسی باستان با بسامدی کم در معانی آفریدن و دادن آمده است. چنانکه از بررسی جملات حاوی ریشه dā برآمد، متمم های این ریشه، با توجه به معنی و بافت جمله در زبان فارسی باستان در حالت های مفعولی و برایی و در زبان اوستایی در حالت های مفعولی، برایی، اضافی و دری در نقش های معنایی متعددی چون موضوع/ کنش پذیر، پذیرنده، بهره ور، تمیز و مکان ظاهر شده اند.
بررسی درزمانی اصطلاحات خویشاوندی در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
همه جوامع برای ارجاع به خویشاوندان و مورد خطاب قرار دادن آن ها از اصطلاحات خویشاوندی استفاده می کنند. اغلب بررسی های انجام شده در زمینه روابط خویشاوندی، بر پایه روابط نسبی و سببی صورت گرفته اند و به این نکته توجه نشده است که در برخی از جوامع، روابط خویشاوندی براساس معیارهایی به غیر از معیارهای نسبی و سببی تعریف می شوند. درواقع، مسیرهای تبارشناختی، نمی توانند این دانش فرهنگی را نشان دهند. در رویکرد تحلیلی اتخاذ شده در پژوهش حاضر، اصطلاحات خویشاوندی به عنوان عناصری فرهنگی در نظر گرفته شده اند. در این روش، نقشه های خویشاوندی بدون ارجاع به روابط تبارشناختی امکان بازشناسایی مفاهیم خویشاوندی نخستین را فراهم می کنند و به این ترتیب قادر به نمایاندن تفاوت های فرهنگی هستند. چارچوب به کاررفته در این پژوهش، پایه و اساس جامعی برای مطالعه مقابله ای نظام های خویشاوندی به دست می دهد. در پژوهش حاضر، نقشه اصطلاحات خویشاوندی فارسی در دوره ها ی ایرانی باستان، ایرانی میانه و ایرانی نو به دست داده شده است. در نقشه ها، گره آغازین «من» در مرکز قرار دارد و اصطلاحات خویشاوندی نخستین نسبت به این مفهوم شناسایی شده اند. بررسی و مقایسه درزمانی نقشه های اصطلاحات خویشاوندی فارسی در سه دوره مذکور نشان می دهد در دوره میانه، جنس دستوری از بین رفته است؛ اما جنسیت بیولوژیکی همچنان حفظ شده است. در این دوره، برخی اصطلاحات خویشاوندی حذف و برخی اضافه شده اند. در دوره فارسی نو نیز شاهد افزایش تعداد اصطلاحات خویشاوندی، وام گیری از زبان های دیگر، رواج کاربرد اصطلاحات خویشاوندی دو تکواژی و کاهش اهمیت جنسیت بیولوژیکی در بیان روابط خویشاوندی هستیم.
مطابقه و حالت نمایی در زبان لکی کوهدشتی: مطالعه، تطبیقی ساختار نحوی با زبان های همجوار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطابقه، حالت نمایی و ترتیب واژه از اصلی ترین سازوکارهای بازنمایی روابط نحوی در زبان ها هستند که هر زبان بسته به ساختار رده شناختی خود، ترکیبی ویژه از آن ها را به کار می گیرد. این پژوهش با هدف توصیف و تحلیل نظام های مطابقه و حالت نمایی در زبان لکی کوهدشتی و مقایسه تطبیقی آن با لری خرم آبادی و کردی کلهری در چارچوب آراء هیگ (2008) انجام شده است. نتایج نشان می دهد که در لکی، این نظام ها ساختاری دوگانه و وابسته به زمان دستوری و گذرایی فعل دارند: در زمان غیرگذشته، مطابقه و حالت نمایی از نوع فاعلی- مفعولی است؛ به گونه ای که فاعل به صورت مستقیم و بدون نشانه حالت نما ظاهر می شود و مفعول اغلب با نشانه حالت نمای مفعولی بازنمایی می شود. در مقابل، در گذشته، الگوی مطابقه کناییِ گسسته است و فاعلِ فعل گذرا با واژه بست ضمیری بر مفعول نمایان می شود و فعل بدون نشانه گذاری شخص و شمار، به صورت سوم شخص مفرد به کار می رود. این ساختار، لکی را از کردی کلهری و لری که نظام مطابقه و حالت نمایی یکنواخت و مستقل از زمان یا گذرایی فعل دارند، متمایز می سازد. بنابراین، با وجود شباهت های سطحی، زبان لکی کوهدشتی ساختاری مستقل و منسجم دارد و نمی توان آن را گویشی وابسته یا ترکیبی از کردی و لری دانست.
گونه شناسی زبانی نسخه خطی «خُطَب»: مطالعه ای تطبیقی با تکیه بر متون همگون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«گونه شناسی» شاخه ای نوظهور از دانشِ زبان شناسی است که به بررسی، مقایسه و طبقه بندی زبان ها بر اساس ویژگی های ساختاری مشترک آنها می پردازد. نظریه گونه شناسی بر این پیش انگاره بنیادین استوار است، که آیا می توان آثار نویسندگان و سرایندگان مناطق مختلف جغرافیایی ایران را با وجود اختلافات زبانی چشمگیر، از منظرِ سبک و سبک شناسى یکسان انگاشت و همگى را بی توجه به ناهمگونی های واژگانى و ساختارى و آوایىِ موجود در این متون، در قالب یک دوره تاریخى و سبک خاص مورد بررسی قرارداد؟ گونه شناسی با طرح این دو ویژگی، یعنی شناخت کاربرده ای زب ان فارس ی درحوزه های مختلف جغرافیایی و دوره های زمانی معین، سنجه هایی را فراهم می آورد که به کمک آنها می توان گونه زبانی اصیل یک متن، مکان و زمان تقریبی تألیف آثار بی شناسنامه را شناسایی کرد. این پژوهش با رویکردی قیاسی- استقرایی انجام شده است و در آن تلاش می شود تا با شناسایی نظام های آوایی، ساختاری و واژگانی (گونه شناسی) متن و مقایسه این نظام ها با متون همگون، گونه زبانی کتاب و مکان تقریبی تألیف آن مشخص گردد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که روند گرایش گونه ها و گویش ها به سوی شکل گیری زبان فارسی معیار در تمامی مناطق فارسی زبان، به شکلی یکسان و همزمان روی نداده است. گونه زبانی کتاب، گونه فرارودی (ماوراء النهری) است. کاربرد لهجه ها و گویش های محلّی منطقه فرارود و پیوندِ عمیق متن با بافت تاریخی و اجتماعی دوره خود و تأثیر پذیری همزمان از زبان های سغدی و پهلوی در کنار ساختارهای زبان عربی، از عوامل اصلی تشخص بارز زبانی آن به شمار می رود.
تصحیح برخی عبارات، جملات و ابیات خیرات حسان و تکمله ای بر آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خیرات حسان از آثار تذکره ای دوره قاجار است که اطلاعات فراوان تاریخی، ادبی و اجتماعی آن، اثر را به کتابی دایره المعار ف گونه تبدیل کرده است. با توجه به در دسترس نبودن نسخه چاپ سنگی اثر، چاپ و تصحیح جدیدی از آن به همت ابوالقاسم رادفر و رباب صادقی اسکویی در سال 1394ش. منتشر شد. درمجموع مشکلات این چاپ و تصحیح را در سه دسته می توان تقسیم کرد: مشکلاتی که اعتمادالسلطنه در ترجمه از ترکی یا در ضبط نام کتب و اشعار داشته و مصححان به آنها توجه نکرده اند و به نسخه چاپی فعلی راه یافته است. مشکلاتی که مصححان محترم در خواندن یا ضبط اسم ها و اشعار داشته اند؛ اشکالات تصحیح، مأخذ برخی ابیات، تصحیح بعضی ابیات ترکی، ضبط نام کتب، ضبط اعلام، برخی لغات و اصطلاحات شایان توضیح و خطاهای تایپی بحث و بررسی شده است. نبود تعلیقات در جاهایی که حتما تعلیقات نیاز بود و همچنین نداشتن فهارس لازم با توجه به احتوای اثر بر نام های مختلف اعلام، امکنه، کتب، آیات، احادیث، مثَل ها، ابیات عربی، ابیات فارسی، ابیات ترکی و لغات ترکی که راه را بر پژوهشگر متن دشوار کرده است. تصحیح این موارد با توجه به معنای لغات و اصطلاحات، قرائن ادبی، قرائن خود متن، توجه و رجوع به متن چاپ سنگی اثر، متن مشاهیرالنساء (ترکی) و در مواردی رجوع به دیوان ها و آثار شاعران و نویسندگانی بود که شعر یا نثر از آن ها در این کتاب نقل شده است. با تصحیح این اشکالات و خطاها و افزودن تعلیقات و ایضاحات، می توان نسخه منتقح تری را به مخاطبان عرضه کرد.
ضمیر مشترک «خود»، کاربردها و معانی متنوع آن (مطالعه موردی: دیوان شرف الدین شفروة اصفهانی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برخی از انواعِ کلمه در زبان فارسی، مانندِ ضمایر مشترک گاه کاربردها و معانی متنوعی دارند که اغلب چندان توجهی به آنها نشده است. ازجمله این ضمایر در دیوان شرف الدین شفروه اصفهانی، شاعر زیسته در قرن ششم هجری، ضمیر مشترک «خود» است. این ضمیر ظاهرا از تکیه کلام های گفتاری این شاعر است که به زبان شعر وی نیز راه یافته است. معانی متنوع «خود»، کاربردهای آن و نقشی که در تصحیح متن دیوان دارد، قابل توجه است. در این مقاله، به معانی متنوع این ضمیر و نقش های آن می پردازیم و سپس نقش ضمیر «خود» را در تصحیح متن، به عنوانِ عنصری درون متنی، با ذکر نمونه هایی بررسی می کنیم.