فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۰۱ تا ۵۲۰ مورد از کل ۳٬۳۵۳ مورد.
منبع:
پژوهشنامه اخلاق سال ۱۵ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۵۸
7 - 28
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین چالش های دیروز، امروز و فردای جوامع بشری، انحطاط اخلاقی است. کتاب نهج البلاغه از بنیادین ترین کتب اخلاقی، بر این سازه اجتماعی تأکید دارد. بدین منظور مطالعه حاضر با هدف شناسایی و ارزیابی مقولات اخلاق اجتماعی در قالب مدلی کیفی از کتاب نهج البلاغه انجام شده است. روش تحقیق مطالعه حاضر، تاکتیک تحلیل محتوای پنهان کتاب نهج البلاغه منطبق بر رویکرد اشتراوس با استفاده از نرم افزار MAXQDA2022 است. 2327 واحد معنایی در حوزه مقولات اخلاق اجتماعی در بخش کدگذاری باز، شناسایی شد. از دسته بندی کدهای شناسایی شده، 55 کد فرعی و 9 کد محوری تحت عنوان مقولات متغیراخلاق اجتماعی اکتشاف گردید. یافته های این مطالعه نشان می دهد، در میان مقولات اخلاق اجتماعی در نهج البلاغه، رفتار های اسلامی در مورد اموال به صورت معناداری با بیشترین فراوانی (482F=) و با بیشترین وزن نرمال شده داده ها (0.3089Wj=) مورد تأکید حضرت علی× می باشد.
تأثیر اعتقاد به «توحید در خالقیت» بر اخلاق اجتماعی از منظر علّامه مصباح یزدی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه اخلاق سال ۱۵ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۵۸
117 - 134
حوزههای تخصصی:
با توجه به وجود رابطه طولی علّی معلولی بین اعتقادات، گرایش ها و رفتارهای انسان، اعتقادات انسان در گرایش ها و رفتارهای او تأثیرگذار است. اعتقاد به توحید در خالقیت از این مسأله مستثنا نیست. نوشتار حاضر، با روش توصیفی تحلیلی در مقام بیان چگونگی تأثیر اعتقاد به توحید در خالقیت بر اخلاق اجتماعی از منظر علامه مصباح (ره) است. نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد که اعتقاد به توحید در خالقیت ابتدا در ساحت بینشی انسان تأثیر می گذارد، به گونه ای که همه انسان ها را در خلقت، از یک مبدأ دانسته و ارزش ذاتی رفتارهای اختیاری را قرب الهی می داند. تغییر بینش، تغییر در گرایش را به دنبال دارد؛ زیرا بینش ها علّتِ گرایش ها هستند. از این رو، شخص به رفتارهایی گرایش پیدا می کند که مناسبت بیشتری با بینش او نسبت به ارزش ذاتی داشته باشد. در نتیجه، در رفتار با دیگران به گونه ای عمل خواهد کرد که به هدف نهایی نزدیک تر شود.
تحلیل انتقادی راهکار«عمل به ضد» در تربیت اخلاقی بر اساس دیدگاه غزالی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه اخلاق سال ۱۵ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۵۸
49 - 68
حوزههای تخصصی:
از دیدگاه غزالی، راهکار اساسی برای تربیت اخلاقی انسان، «عمل به ضد» است. اما آیا چنین راهکاری می تواند در همه ابعاد علمی و عملی به تربیت اخلاقی انسان کمک کند؟ هدف این پژوهش یافتن پاسخ این پرسش در آراء اخلاقی غزالی و ارزیابی میزان موفقیت آن است. بدین منظور با روش اسنادی و روش توصیفی، تحلیلی و انتقادی، آثار اخلاقی غزالی و نقد های وارد شده بر او مورد بررسی قرار گرفت. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد، دامنه راهکار مذکور، علاوه بر دفع رذائل، شامل کسب و تقویت فضائل هم می شود. همچنین اعم از بعد درونی و بیرونی انسان است و در کنار روش هایی بیرونی مثل تقلید و تحمیل بر نفس، به روش های درونی مثل علم آموزی و معرفت افزایی هم نظر دارد. مهم ترین نقد های وارد شده بر راهکار غزالی در تربیت اخلاقی عبارت است از: تحمیلی بودن راهکار او، بی توجهی به معارف اهل بیت در کنار توجه به تراث یونان باستان و اعتماد به آموزه های صوفیه.
بررسی کاربست عقل ابزاری در اخلاق نقلی با تکیه بر متون اخلاقی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
اخلاق پژوهی سال ۵ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳ (پیاپی ۱۶)
85-103
حوزههای تخصصی:
گزاره های اخلاقی ، گاهی از منبع نقلی توسط عالمان و فقیهان اخلاقی استنباط می شوند که در این فرض گرچه منبع نقلی است ، اما در این روش نقلی نیز عقل می تواند حضور داشته باشد. در پژوهشِ پیش رو ، تلاش شده است تا ضرورت نحوه به کارگیری عقل در استفاده از متون نقلی در کسب معرفت اخلاقی نشان داده شود. البته ، در کتاب های اخلاقی کمتر به این امر مهم پرداخته شده است و بیشتر به تبیین نقش های کلی عقل اشاره شده است. هدف از این نوشتار تبیین نقش های مختلف عقل به منزله ابزاری در اختیار نقل - با اتکا و استفاده از متون اخلاقی مأثور - است. برای رسیدن به این هدف ، از روش توصیفی ۔تحلیلی بهره گرفته شده است. این حضور همراه با شیوه های درون منبعی است که منجر به استنباط و تبیین گزاره های اخلاقی می شود. برخی از کارکردها و نقش های عقل در روش نقلی اخلاق عبارتند از: نقش استنباطی ، نقش تبیینی۔ دفاعی ، و نقش اعتبار بخشی.
بررسی ارزش های اخلاقی در محتوای کتاب های درسی «عربی» متوسطه اول براساس روش ویلیام رومی(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
با توجه به اهمیت ارزش های اخلاقی در جوامع انسانی و نقش بسزایی که در تکامل و سعادت بشر دارند، استفاده از آنها در محتوای کتاب های درسی علوم انسانی، ازجمله کتاب های درسی «عربی» ضروری است. پژوهش حاضر سعی دارد با روش «تحلیل محتوای کمّی» و با استفاده از شیوه ویلیام رومی به بررسی ارزش های اخلاقی در محتوای کتاب های درسی عربی دوره متوسطه اول، به منظور تعیین میزان ضرایب درگیری فراگیران با محتوای این کتب بپردازد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که ضریب درگیری دانش آموزان با متن کتاب عربی پایه هفتم براساس میزان برخورداری از ارزش های اخلاقی در حد نسبتاً قبول (62/0=ISI)، ولی در تمرین های آن بسیار ضعیف (0=ISI)است. در عربی پایه هشتم، ضریب درگیری دانش آموزان با متن، غیرفعال (15/0=ISI)، ولی در تمرین های آن فعال و پویا (80/1=ISI) است. ضریب درگیری با متن عربی پایه نهم غیرفعال (2/0ISI=)، اما در تمرین های آن بیش از حد استاندارد (66/3=ISI) گزارش گردیده است. در مجموع، میزان ضریب درگیری دانش آموزان با محتوای کل کتاب عربی پایه نهم (86/3ISI=) است که بیش از همان ضریب در محتوای کتاب عربی پایه هفتم (86/0ISI=) و پایه هشتم (96/1ISI=) است.
الزامی بودن کمک به فقرا از منظر اخلاقی و اسلامی با توجه به بحران های زیست محیطی قرن اخیر(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
مطالعات اخلاق کاربردی سال ۱۳ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۱ (پیاپی ۷۰)
103 - 132
حوزههای تخصصی:
در بدو امر، «کمک کردن» به انسان ها، مخصوصاً به فقرا و گرسنگان، در نظر عموم امری بدیهی و مطلوب تلقی می شود. اما با نگاه دقیق تر به این موضوع، رفته رفته مسائل و پیچیدگی هایی به صحنه می آیند که پژوهشگران را در عرصه های مختلف، مجبور به مدّاقه بیشتر می کنند. یکی از آن موضوعات، مسئله افزایش جمعیت و تأثیر آن بر محیط زیست است. در این میان با توجه به اینکه عموماً فقیر ترین کشور ها از پرجمعیت ترین ها هستند، بار دیگر این سؤال مطرح می شود که با توجه به وضعیت فعلی کره زمین، آیا کمک کردن به آن ها و تضمین بقای تمام افراد در این کشور ها ضرورتی اخلاقی است (به این معنا که امداد آن ها مسئولیتی تخطی ناپذیر و به گردن فرد فرد انسان هاست)؟ ما در این مقاله، ضمن بررسی نظر مخالفان کمک، از دو منظر اخلاقی (با رویکردی فایده گرایانه) و اسلامی (با توجه به دیدگاه های اخلاقی اسلام و آراء فقهی شیعی) به این موضوع پرداخته و به این نتیجه رسیدیم که اگرچه مسئله مطرح شده از مسائل مهم عصر ماست، اما امری که باید به آن توجه شود تغییر شیوه های پشتیبانی و استعانت است، نه پاک کردن صورت مسئله به معنای کمک نکردن به فقرا و رهاکردن آن ها در رنج و سختی.
بررسی دیدگاه انتقادی شهید مطهری از مبانی کانت پیرامون رابطه ایمان و عمل اخلاقی(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
درباره عمل اخلاقی و اینکه منشأ و خاستگاه آن چیست، نظرات متفاوتی وجود دارد. کانت در آثار خویش، ایمان را امری معرفی می کند که یکسره مربوط به اخلاق است. او با پس زدن ایمان دینی، قانون اخلاقی خویش را بر مبنای عقل عملی بنا می نهد. شهید مطهری معتقد است که التزام به فعل اخلاقی، بر مبنای عقل نظری به صورت تکیه بر معرفت و ایمان به خداوند متعال است که به صورت آگاهانه یا ناخودآگاه در انسان وجود دارد. او رابطه ایمان و فعل اخلاقی را رابطه ای دوسویه می داند که به تقویت یکدیگر می پردازند. روش تحقیق به صورت توصیفی تحلیلی و بررسی کتابخانه ای آثار شهید مطهری و کانت است. از جمله نقدهای مطرح شده توسط شهید مطهری، اشکال در انگیزش برای عمل و مغالطه بین نفع فردی و نفع به غیر است.
نقدی بر ایده «حقِ برخطاء بودن» از منظر جماعت گرایان، منفعت گرایان و فضیلت گرایان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه اخلاق سال ۱۵ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۵۸
69 - 90
حوزههای تخصصی:
از تئوری های رایج در تنظیم روابط اجتماعی در دروان معاصر، گفتمان «حق مدار» است. انسان موجودی آزاد و «حق» تضمین کننده این اراده آزاد است؛ ادراک تک بعدی از مفهوم حق در غرب، مولود تحولات سیاسی- اجتماعی قرون هفدهم و هجدهم میلادی است. محصول این معنای جدید تفکیک بین حق بودن (ارزش ها) و حق داشتن بود. براین مبنا انسان ها در فعل و ترک فعل مختار است و حق دارد فعل یا ترک فعل مبتنی بر ارزش ها یا بر ضد آن انجام دهد(حق برخطاء بودن). در این نوشتاربا روش توصیفی تحلیلی به بیان نکات و انتقادات جریان های فکری حاضر در زیست بوم اندیشه مغرب زمین همچون جماعت گرایان، فضیلت گرایان و منفعت گرایان به یکی از آثار گفتمان نظام حقوقی مدرن یعنی حق برخطاء بودن می پردازیم. جریاهای فکری مذکور مستدل به گزاره های «خیرعمومی»، «لزوم توجه به سود و منفعت در کنش های زیستی» و«عدم احتساب عنصر جامعه در تنظیم هنجارهای فردی»، گزاره «انسان حق دارد کاری خلاف ارزش ها انجام دهد» را متناقض و غیرقابل پذیرش می دانند.
شهرهای هوشمند و چالش های اخلاقیِ مکانیکی شدن روابط انسانی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
اخلاق پژوهی سال ۵ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳ (پیاپی ۱۶)
133-149
حوزههای تخصصی:
فناوری های آینده ، زندگی بشر را دستخوش تغییر کرده و شهرها را به شهرهای هوشمند مبدّل می سازند. شهرهای هوشمند ، به رغم زمینه سازی برای ارتقای کیفیت زندگی و سلامت همگانی ، سبب بروز برخی از معضلات اخلاقی نیز می شوند که باید برای رفع آنان چاره ای اندیشید. مکانیکی شدن روابط انسان ها یکی از این معضلات است که در اثر کاهش روابط انسانی و افزایش روابط انسان و ماشین پدید می آید. در این پژوهش ، به روش تحلیلی ، به معضلات اخلاقی ناشی از مکانیکی شدن روابط انسانی و به ویژه کاهش میزان شفقت ورزی و نوع دوستی ، کاهش عبرت آموزی اخلاقی ، از بین رفتن قدرت تصمیم گیری و کمرنگ شدن نقش اسوه های اخلاقی پرداخته شده و با نیم نگاهی به آموزه های اخلاقی اسلام ، برای رفع وحل آنها راهکارهایی چون تلاش برای افزایش سواد رسانه ای ، تقویت عزتمندی و کرامت در نسل جدید ، افزایش ارتباطات انسانی ، ارائه شده است.
رهاورد نفس براساس مناجات الشاکین(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
خداوند برای هدایت انسان ها عقل و نیز پیامبران و امامان را برای راهنمایی آنان قرار داده است تا با شنیدن سخنان راهنمایان دین و تفکر و تأمل در آنها، راه سعادت و کمال را پیدا و طی طریق کنند. اما انسان ها از جهت انسان بودن، برخوردار از هوای نفسی هستند که همواره درصدد غلبه بر عقل و به دست آوردن امامت و امارت وجود آنهاست. هوای نفس در صورت پیروزی، به بدی امر نموده، انسان را به سوی گناهان سوق می دهد. همچنین، نسبت به معاصی حریص بوده، در صورت ارضاء خواسته های آن، عطش بیشتری پیدا کرده، با ایجاد آرزوهای پنداری و روی آوردن به لهو و لعب، زمینه غفلت و هلاکت انسان را فراهم می آورد. هوای نفس، که در انجام گناهان تعجیل دارد، با فراهم شدن شرایط توبه، با بهانه تراشی و توجیه گری، درصدد تأخیر آن است. این پژوهش با محوریت «مناجات الشاکینِ» امام سجاد (ع)، با بیان این ویژگی های هوای نفس، درصدد توضیح آنها براساس آیات و روایات است.
تأملی در نظریه نوین «لکه اخلاقی»(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
اخلاق پژوهی سال ۵ تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲ (پیاپی ۱۵)
95-116
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر برای نخستین بار در زبان فارسی به استقبال مفهوم «لکه اخلاقی» رفته و به تشریح و مطالعه انتقادی آن می پردازد. لکه اخلاقی عبارت است از تحقّق حالت منفی در شخصیت اخلاقی فرد بی آنکه فرد در تحقّق منشا آن دخالتی داشته باشد. اصطلاح «لکه اخلاقی» اصطلاح نوینی است، با این حال، واقعیت این مباحث و مسمای لکه اخلاقی در نوشته های متقدم تر نیز دیده می شود. در مقاله حاضر - برای تبیینِ بیشتر این اصطلاح - مقایسه ای میان این اصطلاح، با بخت اخلاقی و گناه متافیزیکی برقرار و پیامدهای احتمالی لکه اخلاقی، یعنی شرم، تأسف عامل، مسئولیت اخلاقی و جبران نیز به گفت و گو نهاده شده است. دیدگاه مختار در بحث لکه اخلاقی آن است که این نظریه از انسجام لازم برخودار نیست و تقریر آن با ایرادهای متعددی مواجه است. تأمل در زوایای این مفهوم نشان می دهد که لکه اخلاقی، همان رسوایی و بدنامی است که بیش از آن که یک امر اخلاقی باشد، یک امر اجتماعی است. اگر چه انگیزه طراحان ایده لکه اخلاقی مبنی بر فراموش نکردن جنایت ها علیه بشریت و تلاش برای عبرت آموزی از آنها، انگیزه ای قابل دفاع بوده، اما انگیزه صحیح موجب تصحیح ایده نمی گردد.
واکاوی انتقادی ادله فمینیست های لیبرال موج دوم بر جواز سقط جنین(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
فمینیست هایی نظیر روبین وست، بتی فرایدن، لوکر و تامسون، با تکیه بر سه مبنای آزادی فردی زنان، حقوق فردی زن و تساوی و برابری زن و مرد، بر جواز سقط جنین استدلال کرده اند. این طیف از فمینیست ها، براساس مبانی فوق، سقط جنین را در بارداری ناخواسته مطلقاً مجاز می شمارند؛ زیرا از نظر آنان آزادی فردی زن و حق انتخاب آگاهانه او، در پذیرش نقش مادری، به عنوان یک حق فردی مهم، بسیار حائز اهمیت است. از دیدگاه ایشان، زنان باید همانند مردان از حقوق آزادی بخش برخوردار باشند. در نقد این دیدگاه، باید به تمایز قائل شدن میان بارداری حاصل از تجاوز به عنف و سایر اقسام بارداری ناخواسته اشاره کرد. به علاوه، فرار از مسئولیت پذیری به هر بهانه ای، صحیح نیست؛ افراد باید مسئولیت پیامدهای اعمالشان را بپذیرند. زمانی که آزادی و حقوق فردی مادر و حق حیات جنین با هم در تعارض باشد، اصل حفظ حیات انسانی است، و رعایت اخلاق، بر سایر اصول و خواسته ها مقدم است. در نقد تساوی و برابری فمینیستی، به بررسی تفاوت تساوی و تشابه حقوق و حق پدر در امتناع از تعهد، در صورت تساوی حقوق زن و مرد پرداخته می شود.
مطالعه تطبیقی معیارهای عامل اخلاقی از منظر اخلاق اسلامی و اخلاق سکولار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه اخلاق سال ۱۵ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۵۸
135 - 156
حوزههای تخصصی:
از مباحث مهم در عرصه فلسفه اخلاق، مباحث مربوط به عامل اخلاقی است، مبنی بر این که مفهوم عامل اخلاقی به چه معنا است و بر اساس چه معیارهایی می توان یک فرد را عامل اخلاقی نامید و او را در قبالِ فعل اخلاقی اش مسئول تلقی کرده و مورد سرزنش یا نکوهش قرارداد. این پژوهش که در روش گردآوری مطالب، کتابخانه ای بوده و در استناد داده ها، از شیوه اسنادی پیروی کرده و در تجزیه و تحلیل مطالب، از روش تحلیل محتوا و از نوع توصیفی تحلیلی بهره گرفته است، به بررسی و تبیین عامل اخلاقی و معیارهای آن از دو منظرِ غربی (سکولار) و اسلامی پرداخته و به این نتیجه دست یافته که علی رغم اختلاف مفهومی بین معیارها خصوصاً این اختلاف در مورد قصد و نیت بسیار مشهوده بوده؛ اما بین معیارهایی مانند قدرت و خودمختاری، و نیز بلوغ و مسئولیت پذیری همسانی و ارتباط می توان برقرار کرد؛ و اما معیارِ روح داشتن عامل اخلاقی از مختصات اخلاق اسلامی است و در اخلاق سکولار معادلی ندارد.
بررسی دیدگاه برخی خاورشناسان در موضوع فضیلت شکر در قرآن و رابطه آن با اخلاقی بودن ایمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه اخلاق سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۵۷
۶۸-۴۹
حوزههای تخصصی:
ایزوتسو شکر را در قرآن با ایمان مترادف دانسته و راینهارت با توجه به تقابل شکر و کفر در قرآن، آن را دلیل بر الزام اخلاقی دانسته است. گر چه اصل ادعا، مبانی و دلایل ایشان با اشکالاتی مواجه است؛ اما توجه آنها به تضاد شکر و کفر در قرآن، راهبردی مبنی بر پیوند شکر و ایمان و فضیلت اخلاقی شدن ایمان ارائه می دهد. بر اساس تحلیل لفظ شکر در قرآن و آیات آنکه در مقابل با کفر قرار گرفته و اشاراتی که در کلام مفسران و اندیشمندان اسلامی آمده، لازمه شکر نعمت های مادی و دنیوی، شناخت منعم و استفاده از نعمت ها در مسیر خواست الهی است که نتیجه آن ایمان است؛ نیز لازمه شکر نعمت هدایت انسان به دین، بهره گیری از این هدایت و ایمان آوردن به خدا است و انکار خداوند در واقع ناسپاسی در مقابل نعمت هایی است که قابل انکار نیست. روش این پژوهش توصیفی-تحلیلی است.
قلمرو فقه و اخلاق(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
شناخت دقیق مرزهای هر علم ازجمله مبانی مهم ساخت یک نظام هماهنگ و استنباطی دقیق در حیطه علوم انسانی است. اشتراکات فقه و اخلاق در ناحیه موضوع و محمول و قرابت زیاد آنها در منابع و روش ها نیازمند تبیین بیشتر حدود این دو علم است. مسئله این است که ما چگونه می توانیم گزاره های فقهی را از گزاره های اخلاقی بازشناسی کنیم؟ تا این مسئله حل نگردد و قلمرو هریک از آنها روشن نشود، استنباطات فقهی و اخلاقی قادر به تعیین یک نظام جامع نخواهند بود و باید منتظر رویکردهای افراطی و تفریطی در این دو حوزه باشیم. گروهی سخن از حذف فقه برای حفظ اخلاق می گویند و برخی روش فقهی خود را به مثابه تنها روش معتبر تلقی می کنند. این تحقیق به هدف تعیین قلمرو دانش های فقه و اخلاق انجام شده است. روش گردآوری اطلاعات کتابخانه ای و روش تحقیق تبیینی تحلیلی است. نتیجه اینکه علم فقه به رعایت حدود می خواند، و اخلاق به کمالات روحی و معنوی دعوت می کند. فقه به سبب کارکرد خاص خود، عموماً به مصالح نوعی و منابع نقلی نظر می نماید، ولی علم اخلاق با توجه به استقلال ثبوتی خود، به تعداد مراتب ممکن، حکم اخلاقی صادر می کند. غایت یکی از نقاط مهمی است که تمایز این دو علم را روشن تر می کند.
نقد ادله اخلاقی دانشمندان غربی در توجیه سقط جنین در بارداریِ ناشی از تجاوز به عنف، از منظر اخلاق اسلامی(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
مسئله «سقط جنین در بارداری حاصل از تجاوز به عنف» ازجمله مسائل حساس، چالشی و بحث برانگیز محافل گوناگون علمی است که به رغم اهمیت بسیار، از حیث بررسی حکم اخلاقی کمتر مدنظر قرار گرفته و با آن به مثابه یک مسئله حاشیه ای برخورد شده است. خلأ حکم اخلاقی صریح موجب شده است زنان باردارشده از این رهگذر در دوراهی تردید بین حفظ جنین و تحمل فشار سنگین خانواده و جامعه ازیک سو، و اسقاط جنین از سوی دیگر قرار گیرند. اینجا ست که نگاه اخلاقی به این مسئله اهمیت پیدا می کند. در عین مخالفت برخی از مکاتب اخلاقی با مسئله سقط جنین و آوردن ادله متقن به نفع خویش، برخی از دانشمندان اخلاق غربی با آوردن ادله ای همچون حقّ دفاع از خویش، حق شخص بر تن خویش و مانند آن سعی در اثبات جواز اخلاقی این کار از سوی زنان نموده اند، وحال آنکه پس از تجزیه و تحلیل داده های ایشان توسط اخلاق اسلامی، می توان به این نتیجه رسید که ادله ایشان قاصر از اثبات اخلاقی بودن اسقاط جنین در بارداریِ حاصل از تجاوز به عنف است، و این معلول نگاه افراطی یا تفریطی مکاتب اخلاقی غربگرا به مادر و جنین است. اما مکتب اخلاقی اسلام با نگاه منصفانه به جنین و مادر و ارائه بسته پیشنهادی مطلوب، در عین حکم به عدم جواز سقط جنین، مراعات حال مادر را نیز نموده است.
ارزیابی نظریه و رویکرد وظیفهگرایانه کانت از منظر اخلاق اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
«وظیفه گرایی»، به عنوان مشهورترین و مناقشه برانگیزترین نظریه ها در حوزه اخلاق، همواره در تقابل با رهیافت پیامدگرایانه تعریف و تلقی شده و رقیب سنّتی فایده گرایی به حساب آمده است. به اعتقاد بسیاری، نظریه وظیفه گرایانه ایمانوئل کانت، مشهورترین تقریر وظیفه گرایانه است که البته، از منظرهای مختلف بررسی و نقد شده و نقد آن از منظر مبانی اخلاق اسلامی نیز ضروری و مهم می نُماید. در این پژوهش - با روش تحلیلی۔انتقادی و با بهره گیری از منابع کتابخانه ای و به ویژه منابع ناظر به اخلاق اسلامی - ضمن واکاوی مؤلفه ها و زوایای نظریه کانت، در صدد ارزیابی این نظریه بر اساس آموزه ها و مبانی اخلاق اسلامی برآمده ایم. به رغم ظرفیت ها و مزیّت های در خورِ توجه نظریه کانت، رویکرد مطلق گرایانه و همچنین عقل گرایی رادیکال کانت، چالش بر انگیز و آماج اشکالات و نقدها بوده است و برخی پیش فرض ها و دعاوی او و از جمله ادعای ناکامی و ناموجّه بودن ابتنای اخلاق بر دین - دست کم از منظر هواداران اخلاق دینی - ناپذیرفتنی و از مهم ترین نقاط ضعف رویکرد و نظریه او به شمار آمده است.
پیوستگی اصول عام اخلاقی در اسلام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه اخلاق سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۵۷
۲۶-۷
حوزههای تخصصی:
اصول عام اخلاقی ارزش هایی عام هستند که دیگر ارزش ها از آنها استنتاج می شوند. بسیاری از اختلافات در نظریات اخلاقی از تبیین این اصول نشأت می گیرد. شش اصل عام اخلاقی (کمال، آزادی، عدم آسیب، منفعت عمومی، استحقاق و عدالت) به هم پیوسته هستند و جانبداری از یک اصل بدون تبیین نسبت آن با دیگر اصول موجه نیست. اصل کمال، لزوم اخلاقی تحصیل کمالات مادی و معنوی را نشان می دهد. اصل آزادی بر اساس اصل کمال، از آزادی کسب اهداف میانی و نهایی دفاع می کند و اصل عدم آسیب، حدود اصل آزادی را نشان می دهد. همچنین اصل منفعت عمومی از محروم کردن افراد از منافع عمومی جلوگیری می کند و اصل استحقاق، منافع عمومی را بنابر دلایل موجه تخصیص می زند. نهایتا اصل عدالت، هماهنگی و تعادل میان دیگر اصول را رقم می زند. در این مقاله ضمن تبیین اصول عام هنجاری، پیوستگی این اصول را با روش توصیفی– تحلیلی از نگاه اسلام تبیین خواهیم کرد.
تبیین و تحلیل مرزهای حجاب و عفاف(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
مسئله کانونی این مقاله ، توصیف و تحلیل تمایزات دو مقوله حجاب فقهی و عفاف اخلاقی است. این دو در پیشینه پژوهشی تمایز روشنی ندارند و به تبَع ، در قوانین اجتماعی یکسان انگاری شده اند. این مقاله با روش توصیفی۔ تحلیلی و انتقادی و با مراجعه به منابع کتابخانه ای ، از هفت تمایز عمده میان این دو مفهوم سخن خواهد گفت. «حجاب» به معنای پوشش بدن بانوان ، تکلیفی بیرونی و وظیفه ای فقهی است ، اما «عفاف» به معنای خویشتن داری در مسائل جنسی ، امری درونی و فضیلتی اخلاقی است. همه زنان و مردان موظف به انجام رفتارهای عفیفانه اند ، اما همه زنان مکلف به رعایت حجاب نیستند. شاخص «حجاب» ، امری کمّی و قابل اندازه گیری است ، اما شاخص «عفاف» امری کیفی و وابسته به فرهنگ است. «عفاف» وظیفه ای عقل پذیر با توجیه پیشینی است ، اما «حجاب» به خودی خود ، تکلیفی عقل گریز با توجیه پسینی است. «عفاف» ، مصالح و مفاسدی برای جامعه دارد و در نتیجه ، تکلیفی اجتماعی است ، اما «حجاب» به خودی خود و صرفِ نظر از موارد انطباق با «عفاف» مصالح اجتماعی ندارد و از باب مراعات دستورات تعبدی برای فرد مفید است.
اجرای عدالت در اخلاق فضای مجازی با تکیه بر آموزه های اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
اخلاق پژوهی سال ۵ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴ (پیاپی ۱۷)
103-121
حوزههای تخصصی:
یکی از بزرگ ترین دستاوردهای عصر تکنولوژی، فضای مجازی است که بسیاری از حوزه های زندگی انسان عصر حاضر را دربرگرفته است و آن چنان با زندگی او عجین گشته است که تصور زندگی بدون آن را به سختی ممکن ساخته است. ارزش های اخلاقی که در فضای واقعی جریان دارد، در این جهان نوپا نیز جریان دارد. یکی از مهم ترین و با ارزش ترین اصول اخلاقی که نقش بسزایی در اخلاقی شدن فضای مجازی دارد، اصل اخلاقی «عدالت» است. عدالت در فضای مجازی، معنا و مفهومی فراگیر دارد که بسیاری از شئون زندگی فردی و اجتماعی شهروندان دنیای مجازی را دربرگرفته است. هدف این پژوهش، پاسخ به سؤالاتی ناظر به مسئولیت های اخلاقی افراد مرتبط با فضای مجازی بر اساس اصل اخلاقی عدالت است. از یافته های این پژوهش هنجارها، بایدها و نبایدها و نیز کُدهای اخلاقی افراد مرتبط با فضای مجازی بر اساس اصل اخلاقی عدالت است. روش تحقیق از نظر گردآوری اطلاعات، کتابخانه ای و رصد میدانی فضای مجازی و از نظر ارائه اطلاعات، تحلیلی و از نظر هدف، کاربردی است.