فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۹۰۱ تا ۱٬۹۲۰ مورد از کل ۲٬۰۸۰ مورد.
منبع:
آموزه های قرآنی بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۳۷
3 - 28
حوزههای تخصصی:
شناخت رویکردهای قرآن پژوهی مفسران، زمینه فهم، تحلیل و نقد آرا و نظرات ایشان را فراهم می سازد؛ زیرا متون تفسیری، متأثر از جهان بینی و انگاره های ذهنی مفسر و نیز بازتابی از اقتضائات فرهنگی و اجتماعی عصر اوست. تأثیر عنصر جنسیت نیز در فهم متون دینی از جمله مقولاتی است که اخیراً در حوزه فهم و تفسیر قرآن، موضوعیت یافته است. از این رو، این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی در یک بستر تطبیقی به بررسی گرایش، مبانی و روش های تفسیری «آمنه ودود» و«بنت الشاطی»، دو تن از بانوان قرآن پژوه پرداخته است. نتایج به دست آمده، حاکی از آن است که گرایش تفسیری آمنه ودود، اجتماعی، فراجنسیتی و عدالت محورانه است. او در این راستا از روش هرمنوتیکی و تحلیل های فلسفی در تبیین گفتمان های قرآن بهره برده است. جهت گیری مبانی و روش ها در فهم قرآنیِ آمنه ودود در تفسیر اجتماعی اش، او را به احکام اسلامی در حوزه زنان می کشاند تا خوانشی نو و عصری از آن ها ارائه دهد. اما گرایش تفسیری بنت الشاطی، ادبی کلامی در راستای اعجاز بیانی قرآن است. او تلاش دارد تا از نگاه زبان شناسانه، بر اعجاز بیانی قرآن تأکید کند و آرایی همسو با جریان تفسیر بیانی را مطرح نماید.
تحلیل ساختار روایی داستان زکریا در قرآن کریم و عهدین بر اساس رویکرد تحلیل روایی گریماس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قرآنی دوره ۱۴ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۵۴
19 - 40
حوزههای تخصصی:
روایت شناسی یکی از شاخه های نوظهور مطالعات ادبی است که غایت خود را تحلیل علمیِ متون روایی قرار داده است و در این میان، رویکردهای چندی در این عرصه از سویی منتقدان ادبی و معناشناسان مطرح شده است که یکی از پربسامدترین آن ها، رویکرد روایت شناسیِ آلژیرداس گریماس است، از سوی دیگر، همواره بخشی از مطالعات قرآن کریم، به داستان های آن مربوط بوده است زیرا، بخش قابل توجهی از این متن مقدس، به داستان اختصاص یافته است و داستان های چندی در آن بیان شده اند که در این میان، برخی از آن ها مثل داستان زکریا، قصه مشترکی با عهدین دارند. بنابراین، پژوهش حاضر به منظور تحلیل روایت زکریا، رویکرد روایت شناسی گریماس را مد نظر قرار داده است و کوشیده با تحلیل پیرنگ و مدل کنشگران روایت قرآنی زکریا به تحلیل علمی این متن دست یابد اما از آن جا که متن ها در ارتباط بینامتنی با یکدیگر شکل می یابند، تحلیل روایی روایت عهدینی زکریا نیز مورد نظر قرار گرفته است تا با مطالعه روایت شناختی دو داستانی که یک فابیولا را مدنظر داشتند از شیوه داستان پردازی آن ها در این مورد، آگاهی بیشتری به دست آید و در پایان، ضمن تحلیل روایی دو روایت، ارتباط بینامتنی این دو متن آشکار و التفات قرآن کریم به داستان عهدینی نمایان می شود.
A Comparative Study of Divine Knowledge in the Qur'an and the Old Testament(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The most holy nature of God is described in the Holy Qur'an with many attributes of glory and beauty, all of which indicate the exaltation of God's dignity and His purity from the attributes of imperfection and deficiency. Some of these attributes are also found in the text of the today text of Torah. Believing in the heavenly nature of the Jewish religion, there should not be any difference regarding the mention of divine names and attributes in these religions. This research, which is aimed at the comparative study of the attribute of divine knowledge in the Holy Qur’an and Torah (Old Testament) and the descriptive-analytical method based on library and documentary information, tries to explain the common and different theological points of Islam and Judaism to present the attributes that refer to divine knowledge in these two great Abrahamic religions. Findings show that although the principle of monotheism is common between Islam and Judaism, its difference in Islam is the negation of human attributes from the divine essence. Unlike the Qur'an, which considers the knowledge of God Almighty as unlimited, the Torah deals with the divine knowledge as Human science accompanied by limitations, with the feature of regret arising from the deficiency in knowledge and.... Also, in the Torah, the oral traditions of the Jews, many of these attributes are mentioned with other words.
حکم فقهی ممتنعین زکات از منظر آیات و روایات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قرآنی دوره ۱۳ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۵۲
1 - 18
حوزههای تخصصی:
زکات ﻣﺎل از واﺟﺒﺎت دین اﺳﻼم اﺳﺖ که در آیات متعددی از قرآن به آن اشاره شده است. در زمان پیامبر(ص) و ائمه اطهار(ع)، امتناع از پرداخت زکات مذموم بوده و تعزیراتی برای این جرم منظور می شده است. فقها نیز به استناد آیات و روایات در مورد ممتنعین زکات، فتوا بر مذمت داده و احکامی برای آنان صادر کرده اند. پژوهش حاضر که به شیوه توصیفی و تحلیلی تدوین یافته است، پس از مفهوم شناسی و بررسی آثار، احکام و تعزیر ممتنعین زکات، در پی پاسخ به این سؤالات است که در آیات و روایات چه تعزیراتی برای ممتنع زکات بیان شده و امکان بهره وری از آیات و روایات در عصر حاضر چگونه است. یافته های حاصل از این پژوهش، نشان می دهد، مشهور فقها به تعزیر ممتنع زکات معتقدند و گرچه در فقه برای وی، مجازات تعیین شده است، اما به نظر می رسد ترک واجب شرعی به استناد برخی روایات و قاعده درء، قابل تعزیر نیست و از نظر قانونی نیز جرم محسوب نمی شود و برای آن مجازاتی تعیین نشده است.
Ways to Achieve “Mutual Consent” in Social Interactions According to Qur’anic Teachings(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The level of satisfaction of individuals with life is one of the important criteria in the ideal lifestyle, and "mutual satisfaction" is one of the crucial manifestations of "satisfaction with life." Speaking of "satisfaction" in bilateral relationships implies the presence of both "Rāḍī" (well- pleased) and "Marḍīyy" (pleasing) aspects for both sides of these relationships. Considering the presence or absence of these two qualities in interpersonal relationships, three conceivable assumptions are possible: 1) Both parties are "Rāḍī" with each other, hence each party is also "Marḍīyy" with the other; 2) Only one of the parties is pleased with the other, therefore one is "Rāḍī" and the other is "Marḍīyy"; 3) Both parties are not "Rāḍī" with each other, hence neither is "Marḍīyy" with the other. The best case is the first assumption, and the worst case is the third assumption. When we find ourselves in the third situation, we must strive to at least transform it into the second assumption and then elevate the second assumption to the first assumption. But how is this transformation possible? The present study suggests that in one's interactions with others, instead of expecting to find oneself "Rāḍī," one should try to "Rāḍī" the other and let oneself become "Marḍīyy" with the other; because in order to be "Rāḍī" with the other, we do not have control over all the factors that lead to satisfaction, as we cannot determine or change the behaviors of the other party according to our desires. However, everyone has the choice and actions are up to them and can act according to the desires of the other party. If both parties in all bilateral relationships follow this recommendation, they will reach the ideal situation (the first assumption), which means being "Rāḍī and Marḍīyy at the same time."
تحلیل "تصریف معنا" در قرآن کریم؛ مطالعه موردی تصریف کلمات
منبع:
مطالعات علوم قرآن سال ۵ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱ (پیاپی ۱۵)
7 - 39
حوزههای تخصصی:
قرآن کریم با روش های گوناگونی به بیان معنا پرداخته است و از اسلوب و تاکتیک های گوناگونی در ارائه معنا استفاده کرده که یکی از اسلوب هایش برای ارائه معنا، تصریف است. تصریف، عبارت از بیان یک معنا با روش های مختلف و اسلوب های گوناگون است. قرآن کریم با بیان های گوناگون، آدمی را به یک معنا راهنمایی می کند. شناخت انواع این بیان ها در فهم بهتر و روشن تر قرآن کریم تأثیر فراوانی دارد. نگرش ناظر به مطالعه معنا در قرآن کریم و بررسی لایه های گوناگون عینی آن از موضوعات دارای اهمیت در قرآن شناسی است. پژوهش حاضر با روشی توصیفی- تحلیلی به بررسی معناپردازی در قرآن کریم با اسلوب تصریف و با محوریت کلمات می پردازد. یافته های پژوهش حاضر شامل سه نوع تصریف کلمات می شود: نوع اول، تصریف معنا بر پایه مترادفات یک واژه؛ نوع دوم، تصریف یک معنا بر پایه اشتقاق صرفی واژه ها؛ نوع سوم، تصریف کلمات بر پایه اوزان و اسلوب های معناساز (مطالعه موردی: اسماء الحسنی) که هفت الگو برای آن انتخاب شده است؛ 1. افعل تفضیل + اسم فاعل؛ 2. خیر + اسم فاعل جمع (جمع مذکر سالم)؛ 3. احسن + اسم فاعل؛ 4. من+ افعل التفضل + من الله+ مصدر ثلاثی؛ 5. نعم + مصدر؛ 6. خیر به تنهایی؛ 7. افعل التفضیل به تنهایی. نتیجه آنکه قرآن کریم با اسلوب تصریف به الگوهای گوناگون بر پایه کلمات معناپردازی کرده است که این نوع معناپردازی در فهم بهتر، روشن تر و آشکارتر مخاطبان قرآن کریم تأثیر شایان و به سزایی دارد که با دقت در هر مرتبه بیانی و زبانی، به طور یقین حقیقتی از حقایق الهی بهتر فهمیده می شود.
تحلیل تفسیری فقهی شرطیت خوف نوعی در حرمت القاء در آیه تهلکه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های قرآنی بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۳۷
213 - 237
حوزههای تخصصی:
یکی از آیات قرآن کریم که فقیهان در مباحث مختلفی مورد استناد قرار داده اند، آیه «وَأَنْفِقُوا فِی سَبِیلِ اللّٰه وَلَا تُلْقُوا بِأَیْدِیکُمْ إِلَی التَّهْلُکَهِ و...» (بقره/ 195) است. گرچه استفاده حرمت القاء در تهلکه از این آیه، جای بحث ندارد، در تعیین گستره حرمت و چگونگی برداشت از آیه، بحث های زیادی مطرح است. این مقاله که به روش تحلیلی توصیفی انجام شده، در پی پاسخ به این سٶال است که آیا ملاک حرمت القاء در تهلکه، احتمال، گمان، ترس با ملاک شخصی یا ترس نوعی است؟ این جستار پس از بیان معنای آیه و مطرح نمودن دیدگاه ها، به نقد ملاک های ارائه شده پرداخته و اولاً با توجه به نقدهای وارده بر سایر دیدگاه ها و با عنایت به اینکه مورد نمی تواند مفهوم کلی و وسیع آیه را تقیید بزند، عمومیت القاء در تهلکه را پذیرفته، و ثانیاً با توجه به اینکه در شریعت اسلام، احکام بر عناوین و موضوعات بار می شود و نیز به خاطر بعید بودن التزام فقیهان به لوازم خوف شخصی و به دلیل تنقیح مناط فتوای فقیهان در نظایر آیه، نظریه ترس نوعی را که همان حکم عرف به تعریض شخص به هلاکت می باشد، پذیرفته است. بنابراین القاء در صورتی حرام است که از دیدگاه عرف برای نوع انسان ها موجب هلاکت باشد.
چالش های تفاسیر و ترجمه های قرآن درباره وزن «أفعل تعیین» به عنوان یکی از سیاق های حصر در قرآن
منبع:
مطالعات علوم قرآن سال ۵ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲ (پیاپی ۱۶)
71 - 99
حوزههای تخصصی:
وزن «أفعل» یکی از اوزان بسیار پرکاربرد در قرآن کریم است که نیازمند بازنگری در تفسیر و ترجمه است. بیشتر مفسّران و مترجمان قرآن، این وزن را به صورت تفضیل، تفسیر و ترجمه کرده اند؛ درحالی که با توجه به سیاق بیشتر آیاتی که این وزن در آن ها به کار رفته است، روشن می شود که کاربرد آن در بیشتر آیات، برای تعیین و حصر است و نه تفضیل. بدین معنا که برخلاف باور عمومی، وزن «أفعل» و «فُعلی» همواره به معنای «تفضیل» نیست تا در ترجمه فارسی از «تر و ترین» استفاده شود، بلکه گاهی «أفعل» و «فُعلی» برای بیان «تعیین» و حصر است؛ زیرا «أفعل» و «فُعلی» زمانی به مفهوم و معنای «أفعل تفضیل» است که برای مقایسه بین دو چیز یا دو کس به کار رود؛ درحالی که گاهی اصلاً مقایسه ای در کار نیست. این نوع استعمال وزن «أفعل» در امر واجب و معیّن است که در قرآن کریم بارها استعمال شده است و در این مقاله به روش توصیفی – تحلیلی، نمونه هایی از این نوع کاربرد در قرآن با توجّه به تأثیر زیاد آن در تفسیر و ترجمه آیات، واکاوی شده است.
The Usage of Commissive Speech Act in the Qur’an(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
One of the remarkable aspects of the holy Qur’an is the use of diverse linguistic methods to convey a particular idea. This study aims to evaluate the commissive act in the Qur’an using Searle's speech act theory, a theory useful in comprehending deeper semantic levels of holy scriptures. The study used a descriptive-analytical method, and the data were analyzed through a qualitative analysis of statistical results to answer the following questions: What linguistic forms does the Qur’an use to represent commissive speech acts? And what themes or topics are included in these commissive speech acts' utterances? First, employing a desk research approach, the Qur’anic verses containing the commissive speech acts were selected based on syntactic, lexical, and semantic criteria. The distinguishing characteristics of each case were then identified, including the discursive structure of the act, the committed person, and the theme of the commitment. Finally, the relationship between the linguistic form and the theme of the speech acts was examined. The findings reveal that the Qur’an expresses commissive speech acts through four linguistic structures: oath, promise (al-wa‘d), threat (al-wa‘īd), and pledge; each includes divine and non-divine conceptions, and each has a unique characteristic. The quantitative comparison of these four shows that “promise” is the most commonly cited sub-speech act, distinguishing it from other linguistic forms. “Threat”, “oath”, and “pledge” are the other most frequently cited sub-speech acts. Moreover, the evaluation of the speech agents and their status as aspects of the situational context reveals that the speech participants are not equal in terms of position and power, which is a decisive factor in the selection of linguistic forms. In all of these cases, the language structures and their intricacies, particularly modality (modal marking), illustrate the relationship between the linguistics style and power dynamics between the participants. The focus of the themes, domain, and frequency differ throughout the four categories mentioned above, with some overlap in certain instances.
تبیین مبانی تفسیر معتزله براساس شواهدی از تفسیر کشاف
حوزههای تخصصی:
کتاب های تفسیر فرقه های مختلف با داشتن مبانی متفاوت همچون آینه ای است که باورها و اعتقادات آن فرقه را منعکس کرده و آن را از تفاسیر دیگر فرقه ها متمایز می سازد. معتزله نیز با مبنا قرار دادن اصول دینی و باورهای علمی خود و با نگاهی متفاوت از دیگر فرقه ها به تفسیر قرآن پرداخته اند. این مقاله به روش تحلیلی - توصیفی و با هدف بیان تأثیر مذهب مفسر بر تفسیر قرآن در تفاسیر معتزلی، ابتدا ذیل عنوان مبانی عام، اصول اعتقادی معتزله را بررسی کرده و سپس با بررسی نظرات معتزله در باره بحث های مهم علوم قرآنی ازجمله حجیت ظواهر قرآن، ناسخ و منسوخ، تاویل و تفسیر و ... به بیان مبانی خاص معتزله در تفسیر قرآن کریم پرداخته است، و در هر مورد برای محسوس و فهمیدنی شدن مباحث به مثال هایی از تفسیر کشاف که نمونه ای تمام عیار از یک تفسیر معتزلی می باشد اشاره کرده است. تفاوت آشکار این نوشته با دیگر پژوهش ها، توجه به دو مقوله اعتقادی و علمی مسئله است که هم، پیش فهم ها و باورهای دینی مفسر را پوشش می دهد و هم، نظرات خاص درباره قرآن و علوم قرآنی را، که هر یک به نحوی مبنای تفسیر قرار گرفته و بر بیان مقصود آیات از نظر مفسر تأثیر گذاشته و در نهایت تفسیر را به مکتب خاصی نسبت می دهد.
استنتاج شیوه های تربیت دینی در حوزه اعتقادات از طریق ماهیت دین در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های قرآنی بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۳۷
153 - 180
حوزههای تخصصی:
در مقاله حاضر، چهار شیوه مهم تربیت دینی در حوزه اعتقادات از طریق ماهیت دین در قرآن کریم استنتاج شده است. بدین منظور به بررسی دو مقوله «ماهیت دین» و «شیوه های تربیت دینی» پرداخته ایم. ابتدا جهت فهم صحیح ماهیت دین در قرآن کریم، تمامی آیات مشتمل بر ریشه «د ی ن» مورد تفحص قرار گرفته است. سپس برای راهیابی به شیوه های تربیت دینی در قرآن کریم از روش استنتاجی بهره گرفته ایم. در روش استنتاجی با استفاده از دو مقدمه «هنجارین» و «واقع نگر» به «نتیجه» که شیوه تربیت دینی است، دست یافته ایم. در ادامه، راهکارهای قرآن کریم برای رسیدن به شیوه های تربیت دینی تبیین شده است. برای مثال، یکی از راهکارهای قرآن کریم برای رسیدن به شیوه اعتقاد به جزای اعمال، بهره گیری مستقیم از کتب آسمانی در جهت شناخت اعمال مناسب می باشد. از جمله نوآوری های پژوهش حاضر، دستیابی به شیوه های تربیت دینی از طریق کشف ماهیت دین و تبیین هدف تربیتی از یکسو و استفاده از شیوه استنتاجی به عنوان روش پژوهش از سوی دیگر می باشد. از دستاوردهای این مقاله می توان در جهت ارائه الگوی نظری تربیتی برای نظام تعلیم و تربیت رسمی و عمومی استفاده نمود.
نقد رویکرد تفسیری شیخ محمد کرمی در تحلیل مؤلفه های تفسیر اجتماعی قرآن (با تأکید بر کتاب التفسیر لکتاب الله المنیر)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قرآنی دوره ۱۴ بهار ۱۴۰۲ شماره ۵۳
49 - 67
حوزههای تخصصی:
در حوزه تفسیر نگاری معاصر، تفسیر اجتماعی یکی از مهم ترین دستاوردهای این عرصه است. نگاه جامع گرایانه، ساده نویسی و تاکید بر هدایت گری قرآن، عقل گرایی در تفسیر و عدم پیروی کردن از شیوه تفسیری سلف از شاخص های اصلی این رویکرد جدید تفسیری است.. کتاب «التفسیر لکتاب الله المنیر» آیت الله محمد کرمی ، از تفاسیر اجتماعی به شمار می آید. ایشان که از مفسرین خطه خوزستان است با توجه به شرایط روز، روش تفسیر اجتماعی را برگزیده است و سعی کرده شاخص های تفسیر اجتماعی را رعایت کند. این مقاله که به روش کتابخانه ای تدوین گردیده است، نخست به شاخص های تفسیر اجتماعی اشاره نموده، سپس به بررسی شاخص های اجتماعی تفسیر شیخ کرمی می پردازد. در ادامه پس از بررسی روش تفسیری ایشان، رویکرد تفسیری این مفسر را مورد نقد قرار می گیرد. در پایان به این نتیجه می رسیم که ایشان از روش تفسیر اجتماعی در برخی آیات پیروی ننموده و تفسیر خود را بر اساس شاخص های تفسیر اجتماعی تدوین نکرده است. در واقع آیت الله کرمی برخی آیاتی که مباحث گسترده اجتماعی دارند به آنها وارد نشده و در حد اشاره ای کوتاه گذر کرده است
ظرفیت سنجی تفسیر موضوعی در تولید علوم انسانی اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های قرآنی بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۳۷
93 - 120
حوزههای تخصصی:
علی رغم غلبه نگرش فلسفی در رویکردهای انتقادی به علوم انسانیِ مدرن که چندین دهه است در جهان اسلام و در ایران بسیار رایج شده است، همچنان فقدان رویکردهای قرآنی در تولید علوم انسانی قرآن بنیان احساس می شود. در این راستا به نظر می رسد که می توان از ظرفیت روش تفسیر موضوعی برای ورود قرآن کریم به ساحت علوم انسانی بهره جست. تفسیر موضوعی با توجه به درون یا برون قرآنی بودن موضوع آن، در نقد ساختار دانش مدرن و تحقیقات علوم و همچنین تولید علوم انسانی اسلامی، کارکردهای متعددی دارد. از تفسیر موضوعیِ درون قرآنی می توان در جهت «نقد مبناییِ» مبانی عام علوم انسانی مبانی معرفت شناسی، ارزش شناسی، هستی شناسی و انسان شناسی و همچنین ابتناء و پی ریزی علوم انسانی بر پایه مبانی به دست آمده از قرآن کریم بهره برد. از تفسیر موضوعی برون قرآنی مانند رویکرد استنطاقی شهید صدر برای پاسخ دهی به مسئله های علوم انسانی استفاده می شود که این فرایند با چالش هایی از جمله پیچیدگی و چندتباری «موضوعِ» علوم انسانی مواجه است که در اصطلاحات مدرن این حوزه وجود دارد. برای حل این مسئله، در مواردی می توان به منظور فرایندشناسی تغییر مؤلفه های مفهوم مدرن از رویکرد «تاریخ انگاره» و همچنین از رویکرد «تحلیل موضوع» به مؤلفه های معنایی بهره جست و با تجزیه دقیق آن موضوع به چند مؤلفه نشان داد که مؤلفه ها لزوماً محصول عصر مدرن نیستند و می توان آن ها را در قرآن کریم پی جویی نمود. سپس از «ترکیب» نتایج به دست آمده بر اساس تفسیر موضوعی، به دیدگاه قرآن کریم نسبت به موضوع مدرن در حوزه مورد نظر دست یافت.
Metaphorical Conceptualization in the Last Eleven Parts of the Holy Qur’an: A Cognitive and Cultural Explanation(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Interdisciplinary Qur'anic Studies, Volume ۱, Issue ۱, June ۲۰۲۲
157 - 185
حوزههای تخصصی:
The present semantic research has been performed in order to provide a cognitive and cultural explanation of conceptual metaphors in parts 20 to 30 of the Holy Qur’an. Extraction of ‘types of conceptual metaphors,’ determination of ‘high frequency metaphors,’ ‘source domains’ and ‘target domains’ is the process of conducting research using the conceptual metaphor theory. The variety of concepts of ‘target’ and the functional frequency of ‘source’ concepts indicate what concepts are intended in the holy Qur’an through metaphorical conceptualization. This study provides a basis for further understanding of the worldview presented in the Holy Qur’an and the possibility of determining the behavioral patterns of religion by identifying metaphors. The results of the present study represent a septenary classification of metaphors in the ‘empirical source domain,’ containing: ‘social life,’ ‘needs of the body and its activity,’ ‘image schemas (schema-based),’ ‘elements of nature,’ ‘person,’ ‘body parts,’ and ‘similarity-based metaphors (simile)’; Among which, the highest percentage of metaphorical conceptualization in the source domain is in ‘social life’ and the lowest one is in the domain of ‘person.’ Considering the fact that most of the human knowledge is about the elements and subdomains of ‘social life,’ Qur’anic sources in this domain have played the major role in abstracting the cultural and doctrinal concepts of religion and organizing Islamic religious experiences using the sources of this field and have been used as customary (conventional) and practical models. Accordingly, Qur’anic metaphors lead to the formation of cultural and cognitive patterns, and the ‘monotheistic belief system’ (Qur’anic) directs human bodily experiences in metaphorical conceptualization, and this ‘Qur’anic worldview’ can be seen as an Islamic cultural and cognitive model in the Qur’anic metaphorical schema.
تحلیل کارکرد همدلی نظریۀ زبانی یاکوبسن در سوره های مدنی و مکی (مطالعۀ موردی: جزء نخست و سی ام)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کارکرد همدلی یکی از کارکردهای شش گانه زبان است که در فهم متن و رفع موانع فهم مراد گوینده متن به ما کمک می کند. از دیدگاه رومن یاکوبسن، هر یک از این کارکردها به یکی از عناصر دخیل در انتقال پیام مربوط می شوند؛ یعنی فرستنده پیام، گیرنده پیام، موضوع پیام، خود پیام، رسانه یا کانال انتقال پیام و رمزگان، و به ترتیب کارکردهای عاطفی، ترغیبی، ارجاعی، شعری، همدلی و فرازبانی نام دارند. کارکرد همدلی زمانی مطرح است که در یک ارتباط، کانال و مجرای ارتباطی مورد توجه است.مسأله این پژوهش دست یافتن به پاسخ این پرسش است که آیا کارکرد همدلی در قرآن وجود دارد یا نه و اگر وجود دارد فراوانی و تنوع آن در آیات مکی و مدنی چگونه است. همین طور هدف بررسی دیدگاه مفسران مسلمان درباره این دست آیات است. با مطالعه جزء 1 قرآن به عنوان آیات مدنی و بخش های مکی جزء 30، با روش تحلیلی-توصیفی، به این نتیجه رسیدیم که اولا آیات دارای کارکرد همدلی در قرآن وجود دارد و ثانیا فراوانی و تنوع این نوع کارکرد در آیات مکی بیش از آیات مدنی است. همچنین به این نتیجه رسیدیم که در تفاسیر سنتی قرآن مطالبی ناظر به این کارکرد می توان یافت.
مبانی قرآنی و قواعد مشروعیت نظارت دستگاه های دولتی بر حریم خصوصی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قرآنی دوره ۱۴ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۵۴
189 - 208
حوزههای تخصصی:
این مقاله با مطالعه ی قرآنی و با رویکرد توصیفی- تحلیلی به بررسی میزان، ضرورت و حدود مشروعیت حفظ نظام، منافع ملی و مصلحت عمومی و نیز تزاحم و تقابل آنها با حفظ حریم خصوصی افراد پرداخته است. اهمیتِ مسأله تحقیق این که افراد در جامعه و در مقام حیات جمعی، دارای حقوق مختلف- اعم از فردی و اجتماعی- هستند که عملاً بخشی از این حقوق با یکدیگر یا با حق فرد دیگر و مصلحت جمع، در تزاحم هستند. از این رو برای برقراری نظم اجتماعی باید به قواعد جامعی استناد کرد که از یک سو حقوق و آزادی های فردی را به عنوان حریم خصوصی محترم شمارد و از سوی دیگر از حقوق اجتماعی یا مصالح عمومی پاسداری کند. در نتیجه با مطالعه قرآنی و بررسی منابع فقهی و البته ضمن رجوع به مبانی حقوقی و قوانین موضوعه مبتنی بر خرد عمومی، می توان گفت قوانینی که برای حفظ نظام و مصلحت عمومی وضع شده اند، گر چه بعضاً و از حیث ظاهر با حفظ حریم خصوصی افراد تداخل و تزاحم دارند. امّا عموماً و در حقیقت امر برای محافظت از همان حریم خصوصی و آرامش هر یک از افراد وضع شده اند.
بررسی سبک شناسی سوره مطففین بر اساس سه سطح آوایی، ترکیبی و بلاغی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قرآنی دوره ۱۴ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۵۴
1 - 18
حوزههای تخصصی:
سبک شناسی علمی است که با بررسی توصیف ها و تحلیل ها به جنبه های ادبی موجود در یک متن می رسد و معانی و مفاهیم یک متن ادبی را به طور واضح و روشن به خواننده انتقال می دهد. قرآن کریم، که یک معجزه الهی است، به عنوان یک متن ادبی به خصوص در سال های اخیر مورد توجه سبک شناسان قرار گرفته است. این مقاله به دنبال آن است که با روش توصیفی- تحلیلی و با استفاده از دانش سبک شناسی، سوره مطففین را در سه سطح آوایی و ترکیبی و بلاغی مورد بررسی قرار دهد تا از این طریق به جنبه های ادبی و معنایی سوره پی بیرد. در سوره مطففین در سطح آوایی با به کارگیری سجع، سبب آهنگین بودن سوره و جذب مخاطب می شود. در سطح ترکیبی با به کار بردن جملاتی مانند تقدیم و تأخیرها خط بطلانی بر روی باورها و عقاید مشرکان می کشد. در سطح بلاغی نیز با به کارگیری اسلوب حصر مالکیت خداوند و اینکه همه چیز به اجازه خداوند است، اشاره می کند.
بررسی فقهی ضمانت اجرای کیفری مهریه، نفقه و حضانت با نگاهی به آموزه های قرآنی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قرآنی دوره ۱۴ بهار ۱۴۰۲ شماره ۵۳
96 - 112
حوزههای تخصصی:
ضمانت اجرای کیفری در حقوق خانواده از موضوعات مهم و مناقشه برانگیز است که همواره محل بحث و بررسی بوده است. در این مقاله تلاش شده به بررسی فقهی و ضمانت اجرای کیفری مهریه، نفقه و حضانت پرداخته شود. مقاله حاضر توصیفی تحلیلی بوده و با استفاده از روش کتابخانه ای به بررسی موضوع مورد اشاره پرداخته است. نتایج مقاله بیانگر این امر است که مهریه، نفقه و حضانت از منظر فقهی حاوی دستورالعمل هایی در راستای حفظ حقوق زوجین و کودکان است. در حقوق کیفری نیز برای عدم پرداخت نفقه و مهریه و همچنین عدم پذیرش حضانت ضمانت کیفری پیش بینی شده است. قانون حمایت خانواده مصوب 1391 در مواردی چون اجرای کیفری ترک انفاق، مج ازات آن را تش دید نم وده است. مقررات کیفری قانون مورد اشاره در برخی موارد همچون عدم ثبت ازدواج از حیث قواعد و اصول قانونگذاری همچون ضرورت، جامعیت با خلاء ها و ابهامات جدی روبه رو است. البته در خصوص مهریه البته تلاش های قابل تحسینی در راستای تعدیل شدن و توازن مهریه صورت گرفته است.
Muḥammad Bāqir al-Ṣadr and Epistemic Decolonisation: al-Tafsīr al-Mawḍūʿī, the Islamic Alternative in Iqtiṣādunā and the Struggle for Cultural Hegemony(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The Lebanese scholar Chibli Mallat, analysing Muḥammad Bāqir al-Ṣadr’s work, affirms that the Iraqi intellectual proposed a completely new comprehensive theory of the Islamic State, focusing on constitutionalism and economics. Following Mallat’s intuition, this paper will focus on the second aspect of al-Ṣadr’s work. It will deal with the use of thematic Quranic exegesis (al- tafsīr al-mawḍūʿī ) in al-Ṣadr’s main work on economics, Iqtiṣādunā. The article will argue that al-Ṣadr’s use of this kind of exegesis is determined by his will to provide a comprehensive understanding of the Islamic vision of economics as a central part of a new Islamic society. Furthermore, the paper will argue that in al-Ṣadr’s work, this new conception of Islamic society is also voted to propose a valid alternative to capitalism and Marxism, both as economic systems and conceptions of society, fighting Western cultural influences and Epistemic colonisation. Henceforth, the article will frame al-Ṣadr’s effort to build a comprehensive critique of Western Epistemic colonisation within the concept of Cultural Hegemony and Counter-hegemony as defined by Asef Bayat and Antonio Gramsci and analyse his endeavours within this framework. To highlight these points, the presentation will provide an overview of the use of al-tafsīr al-mawḍūʿī in a short selection of passages from Iqtiṣādunā, drawing on the methodological framework provided by Gramsci, Bayat, and other scholars.
نقد دیدگاه محمد شحرور درباره مفهوم واژه «فرقان» در قرآن؛ مطالعه لغوی، ادبی و تفسیری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی آراء نو اندیشان معاصر در حوزه مسائل قرآنی، موضوعی در خور اهتمام است. محمد شحرور از نو اندیشانی است که معنایی متفاوت از واژه قرآنی فرقان ارائه نموده است. بر پایه این نظریه، فرقان به معنای ده فرمان تورات بوده لذا به هدف اثبات این دیدگاه به دلایل متعددی همانند: ارتباط آیات بر اساس تکرار واژه فرقان و ارتباط معنایی برخی آیات و ده فرمان استناد شده است. پژوهش حاضر با روش تحلیلی- انتقادی واژه فرقان را از نگاه ریشه ای، لغوی، ادبی، قرآنی و تفسیری مورد تحلیل و نقد قرار داده است و در ادامه اثبات نموده که مبانی نظریه شحرور در سه موضوع لغوی(عدم ارتباط ریشه ای و معنایی واژه فرقان و ده فرمان)، ادبی(اشتباه در تشخیص واو عطف و ایجاد تکرار زائد) و تفسیری(تناقض در کمیت و کیفیت آیات مورد استناد و ده فرمان) دارای اشکال است لذا کلمه قرآنی فرقان نمی تواند معنای مد نظر شحرور را حمل نماید.