فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۰۱ تا ۶۲۰ مورد از کل ۱۴٬۱۸۷ مورد.
منبع:
قرآن شناخت سال ۱۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۳۳)
81 - 98
حوزههای تخصصی:
حدیثی مشهور در منابع شیعه و اهل سنت نقل شده که به حدیث «اَجمَع القرأن کما انزل» معروف است و محتوای آن بیانگر گردآوری قرآن توسط امام علی(ع) با قید «کما انزل» است. کشف مراد از این جمله، با توجه به عدم دسترسی حسی اندیشمندان به مصحف، سبب بروز آرای متفاوت شده است. عده ای به استناد این روایت، چینش آیات و سور مصحف امام علی(ع) را بر اساس نزول زمانی دانسته اند و با تکیه بر این برداشت، اخیراً بعضی سبک نوظهور «تفسیر قرآن بر اساس نزول زمانی» را دنبال کرده و دلیل را عمل معصوم قرار داده اند. ضرورت تحلیل و تبیین نزدیک به واقع این روایت بر اساس داده ها و یافته های پذیرفته شده در جوامع علمی و ارزشیابی احتمالات و اقوال پیرامون آن، با توجه به آثار مترتب بر اقوال و ارتباط تنگاتنگ حدیث با مهم ترین مرجع مسلمانان در ساحت های مختلف، بیانگر اهمیت تحقیقی جامع در مفاد این سخن و عمل معصوم است. یافته های این تحقیق نشان می دهد که دلیلی قطعی بر برداشت مذکور از حدیث، نه در لغت، نه در متن روایت و نه در گزارش های اولیه درباره آن وجود ندارد؛ بلکه یک احتمال در کنار دیگر احتمالات است و قرائن، بلکه دلایلی، احتمال دیگری را تقویت می کند.
مفهوم قرآنی «شاکله» از پندار جبرگرایی تا حقیقت خلقت ثانویه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های قرآنی بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۹
283 - 304
حوزههای تخصصی:
قرآن کریم اعمال هر فرد را بر اساس «شاکله» او معرفی فرموده و همین امر خاستگاه دیدگاه ها و نتیجه گیری های متنوع شده است. اگر شاکله ریشه در آفرینش آدمی داشته باشد، گونه گونی ماهیت های بشری و نوعی جبر در صدور رفتارها، از نتایج محتمل آن خواهد بود. اما اگر شاکله پدیده ای خودساخته باشد، کشف زمینه ها و عوامل دخیل در آن اهمیت می یابد. این مقاله می کوشد به شیوه توصیفی-تحلیلی مفهوم و مقصود از شاکله و عوامل شکل گیری آن را تبیین کند. نتایج بررسی نشان می دهد شاکله آدمی شخصیت اخلاقی خودساخته و خلق وخوی ثانوی فرد است که متأثر از عواملی چون زمینه های ژنتیکی، وراثتی و شخصیتی، غرایز، گرایش های فطری، قوه عاقله، محیط اجتماعی و فرهنگ پیرامونی و عنصر اختیار و انتخاب فرد شکل می گیرد. ازاین رو ضمن منتفی شدن جبرگرایی در اعمال، نقش علم اخلاق و تربیت در ایجاد شاکله و متقابلاً نقش شاکله در بروز رفتارها، مسئله نیت و خلوص آن و مسئله خلود روشن می شود. نتیجه این پژوهش در حوزه های مختلف مطالعات اسلامی مانند جبر و اختیار، خلود، ماهیت و فلسفه علم اخلاق، علوم تربیتی و برخی مسائل دانش اخلاق مانند اخلاص، کاربرد آشکار دارد.
اعجاز معنایی رسم الخط قرآن و چالش های ترجمه ای آن (مطالعه ی موردی: ترجمه عبدالعزیز سلیمی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قرآن کریم نگارشی تا حدودی متفاوت از زبان عربی دارد، یکی از موارد اعجاز این کتاب آسمانی، اعجاز رسم الخط آن است که از دیرباز موردتوجه قرآن پژوهان و دوست دارانِ زبان عربی بوده و با گذر زمان، به علمی تبدیل گشته که چگونگی رسم الخط و نگارش مصحف از موضوعات مهمِّ آن است. باوجود اندک مخالفان، غالب صاحب نظران علوم قرآنی، به اعجاز معنایی رسم الخط در قرآن معتقدند و تابه حال آثار ارزشمندی در این خصوص از خود به یادگار گذاشته اند؛ اما بااین وجود، بازتاب این بُعد از اعجاز قرآنی در ترجمه های بیشتر مترجمان مغفول مانده است. با توجه به این که قرآن کریم لزوماً به زبان های مختلف و به خصوص زبان فارسی ترجمه می شود اهتمام به انعکاس تمام جنبه های معنایی آن از ضروریات یک ترجمه متعادل است. بر این اساس، مقاله حاضر با روش تحلیلی-نقدی، درصدد ارزیابی میزان بازتاب اعجاز معنایی رسم الخط قرآن کریم در ترجمه جدید قرآن از عبدالعزیز سلیمی است که در سال 1397 ش، به چاپ رسیده است. بررسی رسم الخطِ برخی از واژگان قرآنی و بازتاب معانی آن ها در ترجمه مذکور، نشان می دهد باوجود قابلیت انعکاس بار معنایی رسم الخط در ترجمه ، مترجم توجه چندانی به این موضوع نداشته اند. ازاین رو با تأمل بیشتر در رسم الخط مفردات قرآن، می توان بر غنا و گیرایی ترجمه ها افزود.
بازخوانی انتقادی تفسیر آیه سوم سوره تحریم با تکیه بر تاریخ گذاری قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قرآن، فرهنگ و تمدن سال ۵ پاییز ۱۴۰۳شماره ۳ (پیاپی ۱۷)
35 - 54
حوزههای تخصصی:
آیه سوم سوره تحریم خبر از راز رسول خدا (ص) و افشای آن توسط برخی همسران ایشان می دهد که اخبار سبب نزول، افشای آن راز و نوع توطئه را به عنوان یک مسئله، به حسادت زنانه تنزل داده است. کشف این راز و نوع توطئه از این زاویه دارای اهمیتی ویژه است؛ زیرا از یک سو راز افشاشده را به حسادت زنانه کاهش داده و ازسوی دیگر، مفسران اهل تسنن و مکتب شیعه متأثر از این روایات، راز افشاشده را به خلافت ابوبکر و حضرت علی (ع) معطوف دانسته اند. در این مقاله، ابتدا اخبار سبب نزول از منابع و تفاسیر شیعه و اهل سنت ذیل حسادت زنانه و خلافت ابوبکر و حضرت علی (ع) دسته بندی و ارزیابی شده و آنگاه با استفاده از روش تاریخ گذاری سوره های قرآن و خط نزولی سوره تحریم و همجواری میانی آن با سوره های منافقون، نور، احزاب ، فتح و صف، حقیقت توطئه و راز افشاشده در آیه سوم را مربوط به پیروزی قطعی پیامبر (ص) در آینده نزدیک بر مشرکان دانسته است. بنابراین، گذشته از تبیین متفاوتی که از مفهوم راز افشاشده ذیل آیه سوم حاصل شد، روش تاریخ گذاری نقش مهمی در شناخت صحت و سقم روایات اسباب نزول ایفا کرد؛ زیرا تاریخ نزول این سوره به وضوح نشان می دهد که روایات اسباب نزول به غلط ذیل آیه سوم سوره تحریم آورده شده و برآن منطبق گردیده است.
Evaluating the Critique of the Quran Verses Interpretation (Taʼwīl) in the Exegesis (Tafsīr) of Sayyid Murtaḍā(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"Interpretation (Taʼwīl)" is one of the key topics in Quranic literature that has had significant importance and a special place in the fields of religious knowledge. To study and understand the Holy Quran correctly, research and investigation on this subject are necessary. The extent of Sayyid Murtaḍā's knowledge and the value of his works have led many researchers to consider his perspectives and works as subjects of their own scientific research. The present study aims, using a descriptive-analytical method, to examine interpretation in the Quranic thought of Sayyid Murtaḍā through. The research approach shows that Sayyid Murtaḍā introduced interpretation in the field of exegesis; it has general (ʻĀm) meaning which encompass exegesis. Therefore, when explaining the clear (Muḥkam) verses and also explaining the unclear (Mutashābih) verses, he used the term interpretation (Taʼwīl). According to him, there is a difference between the credibility of interpretation (proof of possible aspects) and the correctness of interpretation. His exegesis is in line with scientific and rational principles and he has a scholarly understanding of the Quran. His beliefs include belief in the divine nature of the Quranic words, belief in the comprehensibility of the Quran, affirmation of the truths in the words and expressions of the Quran, and the discovery of reasonable meanings attributable to God in the unclear (Mutashābih) verses, among others. The result of this research is beneficial for understanding the Quranic views of Sayyid Murtaḍā and benefiting from his experiences and skills in Quran exegesis; also, it addresses the need for a comprehensive approach to interpreting unclear and difficult verses.
Intertextual and Conceptual Chaining in Punishment and Mercy Narratives: A Study of Surah al-Naml(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه معارف قرآنی (آفاق دین) سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۵۸
73 - 102
حوزههای تخصصی:
This study explores the intertextual relationships and conceptual chaining present in the punishment and mercy narratives of the four stories in Surah al-Naml. The primary objective is to identify and analyze the conceptual and semantic links that unify the stories within this chapter of the Quran. Employing a qualitative approach, the research utilizes content analysis and thematic analysis to investigate the narratives’ conceptual and textual connections at both micro and macro levels. The data comprises the verses related to the four stories in Surah al-Naml, analyzed through a comparative framework. Initially, the study defines key concepts such as intertextuality and conceptual chaining, followed by a discussion of the relevant theoretical background. The comparative analysis reveals robust intertextual links and intricate conceptual chains that enhance the coherence and semantic structure of the Surah. The findings demonstrate that these interrelations not only facilitate a deeper understanding of the narratives’ meanings but also contribute to a more accurate and comprehensive interpretation of the chapter’s themes. This aligns with the objectives of Surah al-Naml, which are to admonish and warn its audience. The research underscores the significance of examining intertextual relationships and conceptual chaining in Quranic studies, suggesting that such approaches can uncover new semantic and interpretive dimensions in religious texts. Furthermore, the study’s findings offer potential advancements in educational methodologies and Quranic exegesis, providing valuable insights for scholars and commentators.
«شورا» و مشارکت سیاسی حداکثری مشروط(واکارگزارانه)؛ نگاهی تحلیلی به جایگاه «شورا» در تفسیر سیاسی-موضوعی قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شورا یکی از مهم ترین مفاهیم در علوم سیاسی و در تفسیرسیاسی-موضوعی قرآن است که رابطه وثیقی با مشارکت سیاسی دارد. بر این پایه سوال اصلی تحقیق آن است که ماهیت شورا در قرآن چیست و چه رهیافتی بدان، رهیافت مطلوب قرآن است؟ فرضیه پژوهش مبتنی بر روش تفسیر موضوعی آن است که شورا از مفاهیمی است که مشارکت سیاسی از آن قابل استخراج و استنطاق بوده و قابلیت ظرفیت سنجی در مفاهیم مدرن را دارد که بر اساس این ظرفیت سنجی می توان گفت از منظر قرآن شورا، به مثابه مفهومی امضایی متفاوت از مشورت بوده و در عرصه عمومی سیاسی گونه ای از الزام را به ویژه در عصر غیبت معصوم دارد و با این نگاه، رکن مهم رهیافت مشارکت سیاسی حداکثری مشروط(واکارگزارانه) تلقی می شود. رهیافت واکارگزارانه(حداکثری مشروط) در رابطه با آیات شورا و نسبت به مشارکت سیاسی، در مرحله انتخاب رهبر باوجود پذیرش نص و نصب الهی اما برای مشارکت سیاسی مردم موضوعیت قائل است. مشورت با مردم و یا نمایندگان مردم امری تزیینی قلمداد نمی شود. مشورت امری لازم است و هم التزام به نتیجه مشورت بالاجمال امری ضرور است. بر این پایه در عصر غیبت، مشارکت سیاسی عمومی و مشورت با مردم هم در انتخاب رهبری است و هم در جریان تصمیمات سیاسی مشروط به رعایت شرایط و زمینه های پیشینی به نحو الزامی جاری می شود و شرعیت حدوث و بقای دولت دینی با آن گره خورده است.
گستره زمانی و محل نزول ملائکه و روح در شب قدر در تفاسیر فریقین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تفسیری سال ۱۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۷
۶۸-۴۱
حوزههای تخصصی:
مسأله شب قدر، از مهم ترین آموزه های قرآنی است. این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی، به بررسی گستره زمانی و محل نزول و مهبط ملائکه و روح در شب قدر از نگاه تفاسیر فریقین می پردازد. مسأله اصلی این پژوهش وجود یا عدم وجود شب قدر قبل از اسلام و استمرار یا عدم استمرار آن بعد از رحلت پیامبر6و تبیین محل نزول ملائکه و روح در شب قدر است. پاسخ به این مسأله علاوه بر مشخص نمودن گستره زمانی شب قدر، جایگاه حجج الهی را روشن می سازد. بر اساس یافته های پژوهش، شب قدر بر خلاف تصور برخی مفسران، منحصر به عصر پیامبر اسلام6نبوده، بلکه قبل از اسلام وجود داشته و تا روز قیامت در ماه رمضان هر سال استمرار دارد و ملائکه و روح بعد از پیامبر6در شب قدر بر انسان کامل یعنی امام معصوم که از جهت روحی به افق نبوت و سرچشمه وحی و الهام نزدیک هست، نازل می شوند.
Social Identity of Civil Society Based on Historiography Process of Surah Al-Baqarah(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
According to historiographical evidence, Surah al-Baqarah was the first Surah that was revealed after the Hijrah in Madinah. The variety and extent of the topics in this Surah caused it to be revealed two times during the first and second years of the Hijrah. During its revelation, the society in which the Messenger of God (PBUH) appeared was not uniformed, rather it was formed by scattered tribes, groups, and masses. The lack of a central government and a single religion had caused them not to have a common identity. Therefore, an important part of their political-social life was spending in war with each other. With the efforts of the Messenger of God (PBUH), this scattered society turned into a united form with an Islamic identity. Surah al-Baqarah has advanced the process of building a religious community in Medina step by step, and in this way, there have been suitable platforms for the vulnerability of the prophetic community. Since these platforms could create favorable conditions for the weakening and collapse of the internal cohesion of the prophetic community and as a result of the violation of the collective covenant and the scattering of the believers from around the Prophet (PBUH), in Surah al-Baqarah, through designing an engineering model, God provided the path of integration and cohesion in the prophetic society
Tawfīqī1 or Ijtihādī of Naming Surahs of the Qur'an and Its Jurisprudential Effects(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The Qur'an, like other holy books, has smaller sections that are called "Surahs" based on the Qur'anic verses. The significant and privileged position of the Qur'an is accepted by all Islamic religions, and the effort to preserve this position, along with the divinity of its words, has caused most of the debates that refer to the structure of the Qur'an to be considered Tawfīqī (non-arbitrary) matters. The arrangement of the verses and the scope of the Surahs is one of the things that there is a consensus on their being non-arbitrary; However, there are two general views regarding the naming of the Surahs of the Qur'an. Most of the Qur'anic scholars believe that based on narrative and rational reasons, the naming of Surahs is one of the non-arbitrary matters; while some experts have considered it as a matter of ijtihād2. The acceptance of each point of view will have different jurisprudential effects. This research is of a qualitative type and has investigated the mentioned issue through a descriptive-analytical method based on content analysis. This study by inferring the arguments of both views and relying on the historical analysis of the stages of naming the Surahs of the Qur'an, has preferred the view of Ijtihādī-oriented naming. Of the most important jurisprudential effects of accepting ijtihād in naming Surahs of the Qur'an is the permissibility of accepting new names for Surahs, the point that the Qur'anic names do not imply the valuing of people or the subject, the impossibility of inferring jurisprudential rulings by referring to the names of the Surahs or proving the virtue of names, etc.
بررسی تطبیقی تفسیر ساختاری قرآن کریم بر اساس آرای بستانی و علّامه طباطبایی؛ مطالعه موردی؛ سوره یس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تفسیر تطبیقی سال ۹ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۷
10 - 33
حوزههای تخصصی:
گروهی از مفسّران بر این باورند که تمام سوره های قرآن واجد پیام مخصوص به خود هستند و ازاین جهت بین هر سوره با سایر سوره های قرآن تفاوت جدی وجود دارد. محمود بستانی، ادیب عراقی، ازجمله مفسّرانی است که از این منظر به تفسیر قرآن پرداخته و سوره «یس» را با این سبک و سیاق تفسیر و بررسی نموده و معتقد است، پیام و محور مرکزی سوره «یس» آیه <وَسَوَاءٌ عَلَیْهِمْ أَأَنذَرْ تَهُمْ أَمْ لَمْ تُنذِرْ هُمْ لَا یُؤْمِنُونَ> است؛ ازاین رو تمام آیات سوره «یس» را در این راستا تفسیر نموده است. آیه شریفه، بیانگر این پیام مرکزی است که کفّار به حدّی از عدم قابلیت رسیده اند که انذار رسول خدا نسبت به آن ها هیچ تأثیری ندارد. وی معتقداست سوره «یس»، بسط و تفصیل این آیه شریفه است. بستانی با استفاده از سازوکارهای ادبی و بلاغی دیدگاه خود را تبیین نموده است. علامه طباطبایی؟ره؟ نیز در آغاز تفسیر هر سوره، هدف کلی سوره را مطرح کرده و تفسیر خود را بر آن استوار می کند. وی برخلاف بستانی معتقد است که سوره یس به اصول عقاید پرداخته و به ترتیب بیانگر سه اصل نبوت، توحید و معاد است. پرواضح است که اختلاف دیدگاه این دو مفسّر در تشخیص پیام و ساختار سوره، منجر به اختلاف در تفسیر آیات قرآن گردیده است. این پژوهش با روش توصیفی - تحلیلی به واکاوی و بررسی دیدگاه بستانی و علامه طباطبایی در زمینه ساختار سوره ی یس و تأثیر آن در نحوه تفسیر این سوره پرداخته است و می کوشد ویژگی ها و امتیازات هر یک را بیان نماید.
تحلیلی انتقادی بر دیدگاه مترجمان و مفسران در ترجمه آیه «فَأْتِیا فِرْعَوْن ...»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قرآن شناخت سال ۱۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۳۳)
63 - 80
حوزههای تخصصی:
بر اساس آیه 16 سوره شعراء، خداوند بعد از ابلاغ رسالت موسی و هارون(ع) فرمود: «فَأْتِیا فِرْعَوْنَ ...». بررسی حدود چهل ترجمه فارسی و هشتاد تفسیر قرآن نشان می دهد که با وجود پنج دیدگاه در تفسیر این آیه، تقریباً همه مترجمان و طیف وسیعی از مفسران، آیه را این گونه معنا کرده اند: «پس نزد فرعون بروید». با توجه به اینکه ریشه ماده «أتی» به معنای آمدن است، این سؤال مطرح می شود که این محققان با توجه به چه قرینه ای، معنایی کاملاً متضاد با این ماده را در این آیه در نظر گرفته اند؟ بازخوانی دیدگاه مفسران در این زمینه برای روشن شدن نقاط مثبت یا مبهم آنها و اصلاح ترجمه های احتمالاً نارسا، ضرورت بررسی این دیدگاه را روشن می کند. بررسی تحلیلی انتقادی دیدگاه مفسران و سایر شواهد نشان می دهد که این ترجمه با وجود کثرت طرف دارانش، موجب از بین رفتن قسمتی از معنای آیه و نادیده گرفتن بلاغت قرآن خواهد شد؛ ازاین رو معنای دقیق آیه این گونه است: «پس نزد فرعون بیایید [من آنجا حاضرم ]» یا «با سهولت و آسانی نزد فرعون بیایید [آنجا حضور دارم]». این ترجمه، برخلاف ترجمه مشهور، دارای نقاط قوتی است، از قبیل «هماهنگی با معنای لغوی ماده أتی»، «رعایت بلاغت» و «رعایت حالت روانی موسی و هارون(ع) هنگام دریافت دستور».
درآمدی بر قواعد عام روش تفسیرآیت الله خامنه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هر روش، از مبانی، آغاز و بر اساس قواعد و قوانینی کاربردی که از خطا در اصل تفسیر و روش تفسیر جلوگیری کرده و به بهره گیری از منابع پرداخته تا تفسیری قانونمند و روشمند ارائه دهد. در ساختار روش تفسیر، قواعد به دو قسم عام و خاص تقسیم می شوند. قواعد عام، خطای در اصل تفسیر را کاهش داده ولی در مصونیت روش و گرایش تفسیری از خطا نقش ندارند و قواعد خاص، قوانینی اند که به حرکت درست مفسر در مرز روش و گرایش تفسیری اش از خطا مصونیت می بخشند. در این مقاله، پس از بررسی جایگاه قواعد در ساختار نظامند روش تفسیر، با پژوهشی در تفسیرهای آیت الله خامنه ای، برخی از اقسام قواعد عام که تقسیم جامع و مانعی از آنها ارائه نگردیده، معرفی شده اند. این قواعد نشان می دهند که تفسیر آیت الله خامنه ای علیرغم روزآمدی، قانونمند نیز هست. این قواعد عبارتند از: لغتِ قرآن محوری، قرینه محوری، منبع محوری و اصول محوری.
حجّیت خبر واحد در تفسیر: بازخوانی دیدگاه سیدعبدالاعلی موسوی سبزواری در مواهب الرحمن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حدیث پس از قرآن کریم عمده ترین منبع معرفت دینی است که دسترسی به آن تنها از طریق اخبار آحاد و متواتر امکان پذیر است. خبر متواتر و خبر واحدِ هم راه با قرائن قطعی در تمامی حوزه های دین معتبر است و در این امر اختلافی نیست؛ اما اعتبار خبر واحد معتبرِ بی قرائن در تفسیر اختلافی است. ش یخ م فید و شیخ طوسی و طباطبایی، تمسّک به خبر واحد در حوزه عقاید و تفسیر و تاریخ را معتبر نمی دانند. پرس ش اصلی پژوهش این است که آیا از منظر سبزواری، خبر واحدِ بی قرینه در تفسیر حجت است یا نه. سبزاوری، مراجعه به اخبار معتبر و ثقه را از ضروریات مذهب دانسته، و مهم ترین دلیل حجیت خبر واحد را سیره عقلاء می داند و بر این باور است که خبر موثَّق، همه جا اعتبار دارد. فرقی میان احکام فرعی و تفسیر و تاریخ و اعتقادات نیست. به زعم نگارنده این مدّعا بسامان نیست و خبر واحد در تفسیر معتبر نیست؛ اما مراجعه به آن ها به عنوان یک روش علمی جاری و به عنوان فحص از قرائن و رسیدن به علم عرفی ضروری است. روش تحقیق در این مطالعه روش توصیفی تحلیلی است و نگارنده درصدد است تا حجیت و جایگاه خبر واحد در تفسیر مواهب الرحمن را بازکاود.
اصول مدیریت آموزش عقیدتی سیاسی از منظر قرآن با تأکید بر اندیشه امام خامنه ای
منبع:
مطالعات قرآن و علوم سال ۸ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۵
219 - 255
حوزههای تخصصی:
مدیریت کیفیت و کمیت آموزش ها در نیروهای مسلّح براساس آموزه های قرآنی با تأکید بر دیدگاه های امام خامنه ای لازم است چون هدف این آموزش ها، تأمین سلامت فکری و اخلاقی و تغذیه ی اعتقادی، سیاسی و در یک کلام تربیت اسلامی کلیه ی کارکنان به منظور ایجاد توانایی و آمادگی های فکری و معنوی لازم در آن ها، برای حراست و دفاع همه جانبه از انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن می باشد؛ پژوهش پیش رو با استفاده از روش توصیفی و تحلیلی و با بهره گیری از گزاره های قرآن کریم و منظومه ی فکری امام خامنه ای به تجزیه وتحلیل مسئله پرداخته است. نتایج و ره آوردهای پژوهش نشان می دهد مهم ترین اصول مدیریت آموزش عقیدتی سیاسی از منظر قرآن عبارت اند از: اصل حاکمیت قانون، اصل مردم داری، اصل مشورت خواهی، اصل شفاف سازی، اصل نظارت و کنترل، اصل آموزش مستمر و مداوم، اصل به کارگیری مهارت و تخصّص و مقام معظم رهبری نیز با بهره گیری از قرآن کریم، در بیاناتشان و تألیفات متعدّد به این اصول اشاره نموده و تأکید نموده است که برجسته ترین و تأثیرگذارترین اصول مدیریت آموزش عقیدتی سیاسی موارد یاد شده اند که باید در فرآیند آموزش و مدیریت مطمح نظر مدیران قرار گیرد؛ تا ظرفیت های نظام آموزشی با پیاده کردن اصول یاد شده در بین نیروهای مسلّح، آموزش ها تعالی و ارتقا یابد و نتایج ارزشمند حاصل گردد.
بررسی و تحلیل مقایسه ای اصول حاکم بر اثبات معاد جسمانی از دیدگاه ملاصدرا و قاضی عضدالدین ایجی
حوزههای تخصصی:
از میان مسائل مربوط به معاد، بحث کیفیت آن همواره مورد توجّه بوده است. این موضوع، متفکران را به چالش هایی کشانده و سبب به وجود آمدن دیدگاه های متفاوتی در خصوص چگونگی معاد شده است. در قرآن نیز آیات فراوانی وجود دارند که معاد را به معنای بازگشت نفس به بدن معنا کرده اند. امّا منظور از بدن چیست؟ در پاسخ، ملاصدرا مبتنی بر یازده اصل فلسفی و به شیوه عقلانی بیان می دارد که معاد به صورت جسمانی است، امّا مقصود وی از جسم، بدن عنصری نیست؛ بلکه بدنی باطنی است که متناسب با حالات قیامت تغییر می کند و با همراهی نفس، در قیامت محشور می شود. امّا قاضی عضدالدین ایجی به عنوان یک متفکر اشعری، بر پایه اصلی عقلی- نقلی بر این باور است که صورت جسمانی و بدن عنصری دنیوی، عیناً به همین سیما در سرای آخرت برانگیخته خواهد شد. یافته های پژوهش نشان می دهد که اگرچه هر دو متکلم، معاد را به صورت جسمانی می پذیرند، ولی بر پایه اصولی خاص، ملاصدرا بدن جسمانی را در سرای آخرت، متفاوت با بدن عنصری دنیوی می داند؛ درحالی که قاضی عضدالدین ایجی، بدن اخروی را همان بدن دنیوی و بدون هیچ تغییری معنا کرده است. این پژوهش با رویکرد توصیفی- تحلیلی و مقایسه ای در نظر دارد تا زاویه ای از زوایای این بحث را روشن کند و اختلاف ساختاری و مَشی هر دو فیلسوف را به تصویر کشد. بنابراین، بررسی اصول حاکم بر نظرات این دو متکلم و بررسی افتراقات و اختلافات آن، وجه نوآوری این پژوهش خواهد بود.
نقش نظام تغذیه قرآن بر سلامت معنوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قرآن، فرهنگ و تمدن سال ۵ پاییز ۱۴۰۳شماره ۳ (پیاپی ۱۷)
77 - 93
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش تبیین نقش نظام تغذیه قرآن بر سلامت معنوی و روش آن توصیفی تحلیلی است. در این پژوهش سعی شده است مفاهیم اصلی موردنظر شامل نقش های معرفتی نظام تغذیه قرآن، نقش های رفتاری نظام تغذیه قرآن و سلامت معنوی به صورت دقیق ارزیابی شود. این روش تجزیه و تحلیل به ما این امکان را می دهد تا با شناخت بیشتری نقش های معرفتی و رفتاری نظام تغذیه قرآن را بر سلامت معنوی بررسی کنیم. یافته های تحقیق نشان می دهد نظام تغذیه قرآن با سه عنصر مرتبط و منسجمِ اهداف و مبانی و اصول، با نقش های معرفتی و رفتاری بر سلامت معنوی تأثیرگذار است. آگاهی بخشی انسان نسبت به طعامش و انذار به پیامدهای ارتزاق به حرام، توجّه انسان به رزاقیت خدا، مختار بودن انسان در انتخاب غذا و طعام، گرایش فطری او به غذاهای پاک و برخورداری انسان از دو کرامت ذاتی و اکتسابی از نقش های معرفتی نظام تغذیه قرآن در سلامت معنوی است. نیز التزام انسان ها به بهره مندی از غذاهای حلال و طیب، پرهیز ار غذاهای حرام و خبیث، شکرگزاری، کم خوری و روزه داری از نقش های رفتاری نظام تغذیه قرآن کریم در سلامت معنوی است.
مبانی مرجعیت علمی قرآن کریم
حوزههای تخصصی:
مرجعیت علمی بدون شک از ابعاد شاخص تمسک علمی و عملی به قرآن کریم است و قرآن پژوهان با رویکردهای گوناگون بدان پرداخته اند. باید دید این مرجعیت، چه پیش ساخت ها و مبانی ویژه ای را در بر می گیرد و چه اثری در بحث مرجعیت علمی قرآن دارد. جامعیت قرآن کریم، جاودانگی قرآن، پاسخ گو بودن به نیازهای کلیدی انسان و جامعه معاصر، عدم تفکیک قرآن کریم و اهل بیت (ع)، مفسّران حقیقی از کتاب الهی، برخی مبانی مهم مرجعیت علمی قرآن است. پژوهش پیش رو بر آن است تا با روش توصیفی-تحلیلی و با مطالعه کتابخانه ای به بررسی و تحلیل مبانی مذکور بپردازد. از اهداف این پژوهش می توان به فراهم کردن زیرساخت های علمی برای تحقق مرجعیت علمی قرآن، نهادینه سازی مرجعیت قرآن در فرآیند تولید علم و محتوای علوم و ابتنای نظام های خرد و کلان اجتماعی و معرفتی بر معارف قرآن اشاره کرد. فرهنگ سازی و زمینه سازی برای اتکای عالمانه کنش گران اجتماعی- فرهنگی به قرآن و دسترسی سازمان یافته جهت بهره مندی از کتاب الهی در علوم، از اهم دستاوردهای این پژوهش است.
معناشناسی «حیرت» با تکیه بر تحلیل مقایسه ای حوزه معنایی «سرگردانی» در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مشتقات واژه «حیرت» از کلمات پر کاربرد در معارف اسلامی است. خلأ معناشناختی واژه «حیرت» در پژوهش های پیشین سبب شده است نگارنده ظرایف معنایی این واژه را در مقایسه با واژگان همسو، ارزیابی و ازلحاظ معنایی مقایسه کند؛ ازاین رو، ابتدا معنای لغوی این واژه، مطرح و سپس به بررسی آن در میان واژگان حوزه معنایی «سرگردانی» پرداخته میشود. در این مرحله با قراردادن حیرت در نقطه کانونی این حوزه کلماتی معرفی و با واژه حیرت مقایسه معنایی شده اند که بیشترین مؤلفه های معنایی مشترک با حیرت را در قرآن کریم داشته اند؛ واژه هایی همچون «یُبْلِسُ»، «فَبُهِتَ»، «مُذَبْذَبینَ»، «یَعْمَهُونَ»، «یَتیهُونَ»، «مِرْیَه»، «یَهِیمُونَ» و «یَتَرَدَّدُونَ». از مقایسه واژگان معلوم می شود تحیر برخلاف واژه ابلاس فاقد مؤلفه ناامیدی از راهیابی است و نیز «مُذَبْذَبینَ» حاوی معنایی از سرگردانی است که به عمد رخ می دهد و مخصوص منافقان است. معنای مستظهر از «یَتیهُونَ» مشتمل بر تشبیه به سرگردانی در بیابان است. واژه «مِرْیَه» بیان کننده ریشه سرگردانی در شک است و کلمه «هام» از سردرگمیِ حاصل از عشق خبر می دهد؛ درحالی که واژه تحیر و تردد نسبت به این مؤلفه ها مطلق است.
الگوی معناشناسی سیستمی متن؛ مبنایی برای نظریه پردازی در مطالعات قرآنی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قرآن شناخت سال ۱۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۳۳)
117 - 136
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تبیین الگوی معناشناسی سیستمی متن، بر فهم نظام مند معنا در قرآن کریم تمرکز دارد. معناشناسی از مباحث اصلی زبان شناسی معاصر است که به جنبه های سیاق، موقعیت و گفتمان توجه کرده، ولی بیشتر با رویکرد تک بعدی به زبان و معنا پرداخته است؛ اما نظریه وضع گروی قصدپایه که ریشه در سنت زبان شناسی اسلامی دارد، با تحلیل عقلانی زبان، معنای زبانی را در لایه های پلکانی مترتب، از سطح واژه تا ساختار جمله و اراده متکلم، ارزیابی کرده است. کارکرد این دیدگاه، در مواجهه با ساختار نظام مند زبان قرآن، ضرورت تکمیل آن را آشکار می سازد. این تحقیق توصیفی تحلیلی با اتکا بر اصول عقلانی دلالت های زبان و مبانی قرآنی، تفقه معناشناختی در سطح کلان متن را مبتنی بر مدل انسجام سیستمی می داند. این روش بر کلیت نظام مند معنا در سطح کلان متن تأکید دارد و اجزای متن را در چهارچوب یک نظام معرفتی کل نگر بررسی می کند. روابط درونی ساختار متن، پیوند مفهومی اجزا با نظام درونی و ساختار شبکه ای معنا، مؤلفه های این الگو هستند. معناشناسی سیستمی ضمن بهره مندی از اصول تحلیل مفهومی سیاقی، راهبردی ژرف تر را در نظر دارد که برای کشف هر نظریه یا انتساب هر دیدگاه به قرآن ضروری است. این رویکرد می تواند افقی نو در تفسیر ساختارمند قرآن بگشاید و بنیانی مفهومی برای نظریه پردازی در قلمرو معارف و علوم انسانی قرآن بنیاد فراهم آورد.