فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۱۲۱ تا ۱٬۱۴۰ مورد از کل ۹٬۸۷۸ مورد.
منبع:
مطالعات فرهنگ - ارتباطات سال بیست و سوم پاییز ۱۴۰۱شماره ۵۹
151 - 171
حوزههای تخصصی:
پژوهش پیش رو باهدف طراحی و ارزیابی مدل مفهومی راهکارهای حمایت از حریم خصوصی کودکان در فضای مجازی به دو روش کیفی و کمی انجام شد. پس از بررسی پیشینه و مفاهیم نظری پژوهش، با استفاده از روش کیفی مصاحبه عمیق با 18 نفر از متخصصان حوزه ارتباطات، حقوق و روانشناسی با روش نمونه گیری نااحتمالی هدفمند، داده های پژوهش به اشباع نظری رسیده، با استفاده از تحلیل مضمون تفسیر شده و مدل مفهومی ساخته شد. یافته های پژوهش، شش مضمون فراگیر و 17 مضمون سازمان یافته را به عنوان شاخص های اصلی راهکارهای حمایت از حریم خصوصی کودکان در فضای مجازی نشان دادند که عبارت اند از راهکارهای: اجتماعی (محیط اجتماعی)، فرهنگی (فرهنگ سازی)، حقوقی (قانون گذاری، الزامات تهیه رضایت نامه، الزامات دسترسی)، آموزشی (سواد رسانه ای، تولید محتوا، تفکر انتقادی، آموزش رسمی، مدیریت دانش، گسترش حوزه سواد و اندیشه)، اقتصادی (سرمایه گذاری) مدیریتی (الزامات فنی، سیاست گذاری، آموزشی، امنیت سازمانی، حمایت نهادی). در بخش کمی به منظور برازش مدل، پرسشنامه محقق ساخته بین 160 نفر از متخصصان و فعالان کودک که با روش نمونه گیری طبقه ای نسبتی و فرمول مورگان کرجسی انتخاب شدند، توزیع شد. یافته های توصیفی بخش کمی، نشان داد که میزان شاخص کل راهکارها در سطح مطلوبی قرار دارد و یافته های استنباطی بخش کمی پژوهش با استفاده از تحلیل عاملی نشان داد که مدل بازتولید شده از برازش لازم برخوردار است. مدل مفهومی احصا شده در تدوین راهبردها و قوانین لازم برای سیاست گذاری و برنامه ریزی حمایت از حق حریم خصوصی کودکان در فضای مجازی کاربرد دارد.
وضعیت قوانین تبلیغات تلویزیونی برای کودکان در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در بسیاری از کشورها، ازجمله ایران، آیین نامه ها و قوانینی معرفی می شوند که تا حد امکان از کودکان در برابر آثار نامطلوب محتواهای رسانه ای محافظت می کنند. از این رو، پژوهش حاضر بر قوانینی متمرکز شده است که در خصوص محتوا و پخش تبلیغات تلویزیونی برای کودکان در ایران تصویب شده اند. هدف از انجام این پژوهش، شناخت قوانین تبلیغات در برنامه های تلویزیونی کودکان 6 تا 12 سال و تحلیل وضعیت حقوق مخاطب کودک در تلویزیون ایران است. برای نیل به این هدف، از روش اسنادی و کتابخانه ای به منظور شناخت قوانین تبلیغات در برنامه های تلویزیونی کودکان استفاده شده و برای تحلیل وضعیت قوانین محدودکننده تبلیغات در برنامه های تلویزیون، با 15 نفر از متخصصان حوزه کودک و رسانه، مصاحبه نیمه ساختار یافته انجام گرفته است و برای تحلیل داده ها نیز از روش تحلیل مضمون استفاده شده است. یافته ها نشان می دهد که متولیان امر به مسائلی مانند حقوق مخاطب کودک، استانداردسازیِ تبلیغات برای کودکان و قوانین محدودکننده ناظر بر پخش تبلیغات و تولید محتوا برای کودکان و نوجوانان پرداخته اند. نکته اینجاست که این دسته اصول و قواعد یا قوانین و مقررات، به دو دسته تقسیم می شوند: متونی که مانند قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، ضامن اجرایی دارند و به طور مختصر و کل نگرانه به مسئله حقوق کودک پرداخته اند و متونی که در مقایسه با سایر کشورها، در حد قابل قبولی به بحث قوانین محدودکننده تبلیغات در برنامه های مختصِّ کودکان و حقوق مخاطبان کودک و خردسال پرداخته اند اما از ضمانت اجرایی برخوردار نیستند.
مطالعه ای نئوفرمالیستی بر نمایش لحظه معجزه در سینما از دیدگاه مسیحیت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
توانایی سینما در به تصویر کشیدن تصاویر ماورایی و متافیزیکی سبب شده است سینما و دین از ابتدای تاریخ سینما رابطه نزدیکی با یکدیگر داشته باشند. معجزه به عنوان یکی از ارکان اصلی ادیان آسمانی در اثبات گفتار پیامبران و نیز راهی برای ایمان به خدا، از طریق این قابلیت سینما به نمایش درآمده است. این پژوهش با تعریف معجزه از دیدگاه مسیحیت و نیز یافتن سه عامل مشترک برای شناخت لحظه معجزه یعنی چیستی قانون طبیعت، چیستی نقض قانون طبیعت و عامل معجزه، در تلاش بوده است تا چگونگی نمایش این مفاهیم را در سینما مشخص کند. در این راستا با انجام تحلیلی نئوفرمالیستی در فیلم های «اردت» و «مسیر سبز» برای نمونه پژوهش، نمایش لحظه معجزه مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج نشان می دهد عواملی که شناخت لحظه معجزه را ممکن می کنند، در المان های سبکی و فرمی سینما نیز قابل تشخیص هستند و این المان ها به هنگام وقوع معجزه دچار دگرگونی در ساختار خود می شوند.
نقش «پروژه های هنرمحور» در ترمیم عاطفی آسیب دیدگان بحران های طبیعی (تحلیل روان شناختی پروژه های هنر محور پس از حوادث آتش سوزی در استرالیا)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگ - ارتباطات سال بیست و سوم تابستان ۱۴۰۱شماره ۵۸
229 - 268
حوزههای تخصصی:
وقوع بلایای طبیعی با تبعات منفی روانی برای بازماندگان همراه است؛ ازاین رو، مداخلات اصولی به منظور تسریع روند ترمیم روانیِ آنان ضروری است. بهره گیری از قابلیت های هنر نقشی مؤثر در کاستن آسیب های روانی واردشده به جامعه دارد. هرچند کاربرد روان شناسانه هنر به شکل امروزینِ آن که نخستین بار «فروید» آن را ارائه کرد، به سرعت طى سی سال گذشته رشد کرده است؛ اما «پروژه های هنرمحور» مفهوم جدیدی است که در دو دهه گذشته در تعریف پروژه هایی بر اساس «رهبری هنری» و با در نظر گرفتن فرهنگ محلی، در راستای خلق تعامل مثبت و خلاقانه در جوامع آسیب دیده در مواجهه با بحران، به کار گرفته شده و برخلاف رویکرد سنتی که به استفاده از هنر در کاهش عوارض پس از سانحه محدود می شد، بر استفاده از ظرفیت های چندگانه هنر در مراحل مختلفِ پیش، هنگام و پس از وقوع بحران تأکید دارد. کشور استرالیا در سال های اخیر، هدفمند و مستمر، در اجرای پروژه های هنرمحور در مواجهه با بحران های طبیعی موفق عمل کرده و نتایج مطلوبی را به دست آورده است. این پژوهشِ کیفی، با مطالعه این پروژه ها به روش توصیفی تحلیلی، به دنبال کسب بینشی جدید در زمینه بهره مندی از هنر در کاهش آسیب های روانی ناشی از بحران های طبیعی است. بر اساس یافته های این پژوهش، توجه نظام مند به نقش هنر در تمامی مراحل و در سطوح مختلف مدیریت بحران کشور و استفاده از مدیوم های مختلف هنری متناسب با بحران، ضمن در نظر گرفتن تفاوت های سنی و جنسی، نقشی چشمگیر در کاستن آسیب های روانی ناشی از بحران های طبیعی و ترمیم عاطفی بازماندگان حوادث دارد.
الگوی تعیین مسائل در فرآیندِ خط مشی گذاریِ سازمان هایِ فرهنگیِ بخشِ عمومی مطالعه موردی: سازمان فرهنگی، اجتماعی، ورزشی شهرداری اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسئله عبارت است از تفاوتی که میان وضع موجود و وضع مطلوب امور وجود دارد. امّا اساساً چه اتفاقی رخ می دهد که ما در مواجهه با یک پدیده می گوییم این «مسئله » ی ماست؟ چه می شود که وقتی ما به چیزی نگاه می کنیم جرقه ای در ذهنمان ایجاد می کند که این جرقه برای فرد دیگری که به همان چیز نگاه می کند ایجاد نمی شود. آن چه بارقه های مسئله شناسانه را در ذهن ها ایجاد می کند «نظریه» است. هر نظریه ی فرهنگی یک معیار و هدف کلیدی به نام وضعیت مطلوب دارد و این وضعیت مطلوب را می تواند حدود و ثغور منافع، ایدئولوژی ها، نیازها وخواسته های فردی و اجتماعی تعریف و ترسیم نماید و آن چه که به صورت مستقیم یا غیرمستقیم مانع تحقق این وضعیت مطلوب می شود را «مسئله ی فرهنگی» می گویند. بنابراین این وضعیت مطلوب است که مشخص می کند چه چیزی مشکل و مسئله هست و چه چیزی مشکل و مسئله نیست. سوال اصلی این تحقیق این است که در جمهوری اسلامی ایران چه الگو یا مدل هایی برای شناخت مسائل در حوزه ی فرهنگ وجود دارد، چرا که بررسی الگوی مسئله شناسی در هر جامعه، مبیّن نوع نگاه به مسائل در یک نظام مبتنی بر نظریه فرهنگی خاص می باشد. مطالعه ادبیات علمی کشور، فقدان بررسی های نظری و در عین حال ناظر به عمل و واقعیت در زمینه ی مسئله شناسی فرهنگی را نشان می دهد و یک موضوع و یا رخداد فرهنگی بیش از آن که از دریچه ی یک الگوی دقیق رد شود و به مسأله ی فرهنگی تبدیل شود، از دالان برداشت ها و علایق شخصی فرد خط مشی گذار می گذرد و شکل مسأله ی فرهنگی به خود می گیرد. بدین منظور، این تحقیق با مطالعه موردی یکی از سازمان های فرهنگی بخش عمومی کشور و با استفاده از روش تحلیل مضمون، نمونه ای از الگوی مفهومی مسئله شناسی را پیشنهاد داده است. این الگوی سه وجهی نشان می دهد در این سازمان فرهنگی نوع نگاه به مسائل فرهنگی چگونه شکل می گیرد.
فرهنگ سازی «جذب مخاطب» در رسانه ها با اثرپذیری از سه مولفه ی ساده گویی، فشرده گویی و حق گویی در بوستان و گلستان سعدی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات میان رشته ای در رسانه و فرهنگ سال دوازدهم بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱ (پیاپی ۲۳)
59-86
حوزههای تخصصی:
رسانه در تمامی اشکال آن، عرصه ی انتقال پیام به مخاطب است و انواع رسانه ها نقش برجسته ای در فرهنگ سازی و تغییر باورها و نگرش های مخاطبان ایفا می کنند؛ از این روی با توجه به تنوع و تکثر رسانه های نوین، مقوله ی جذب مخاطب بیش از پیش مورد توجه می باشد. پژوهش حاضر با تاکید بر انواع رسانه ها، در قالب مطالعات میان رشته ای به معرفی سه مولفه ی برجسته در بوستان و گلستان سعدی پرداخته است. روش تحقیق نظری- استنادی و مبتنی بر داده های علوم انسانی است و یافته های پژوهش نشان می دهد که سعدی از مولفه های ساده گویی، فشرده گویی و حق گویی به عنوان سه راهبردِ بسیار اثرگذار در جذب مخاطبان بهره برده است و بکارگیری درست این شگردها توفیقات جهانی وی را در پی داشته است. راهبردهای هوشمندانه ای که قابلیت آن را دارد تا به عنوان مواد اولیه و ضروری در چاشنی پیام های رسانه ای در جلب توجه و جذب مخاطبان، بسیار اثرگذار جلوه نماید.
تکنیک های پیشبردی در تبلیغات محصولات غذایی تلویزیون جمهوری اسلامی ایران در ساعات پربازدید کودکان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات میان رشته ای در رسانه و فرهنگ سال دوازدهم بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱ (پیاپی ۲۳)
87-105
حوزههای تخصصی:
تبلیغات محصولات غذایی در افزایش ترجیحات، خرید و مصرف محصولات غذایی توسط کودکان و بنابراین چاقی کودکان نقش دارد. هدف پژوهش حاضر توصیف تکنیک های پیشبردی مورد استفاده در تبلیغات محصولات غذایی ناسالم در تلویزیون جمهوری اسلامی ایران است. بر همین اساس با استفاده از روش تحلیل محتوا، تبلیغات محصولات غذایی پخش شده در سه شبکه منتخب تلویزیون جمهوری اسلامی ایران در ساعات پربازدید کودکان مورد بررسی قرار گرفت. برای طبقه بندی تکنیک های پیشبردی مورد استفاده در تبلیغات از یک چارچوب کدگذاری استفاده شد. بر اساس یافته های پژوهش، 73.58 درصد محصولات غذایی تبلیغ شده ناسالم بوده و در این میان بیشترین فراوانی متعلق به دسته ی "چاشنی ها" و "روغن ها و سایر چربی ها" بود. همچنین بیشترین فراوانی تکنیک های پیشبردی استفاده شده در تبلیغات محصولات غذایی ناسالم به ترتیب متعلق به گروه های "موزیک / آهنگ"، "شادی" و "وعده غذایی به تصویر کشیده شده" بود. شایان ذکر است که اگرچه بسیاری از تبلیغات محصولات غذایی ناسالم پخش شده در ساعات پربازدید کودکان از تکنیک های ترغیب کننده کودکان استفاده می کردند، اما محتوای غذایی بیشتر این محصولات غذایی در محدوده سبز یعنی محدوده خطر پایین برای سلامتی قرار داشتند.
تفسیر زیملی «درْ» در فیلم های «خانه پدری» و «آشغال های دوست داشتنی»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال هجدهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۶۶
151 - 180
حوزههای تخصصی:
حیات فرهنگی اشیاء یکی از حوزه های مطالعات فرهنگی و جامعه شناسی فرهنگی و بینا رشته ای است که در پژوهش های ایرانی محدود و کم بضاعت است. ما در این مقاله با عنایت به این کاستی پژوهشی تلاش خواهیم کرد تا به موجودیت اجتماعی و فرهنگی «در» به مثابه یک شیء و پدیدار نظر کنیم. این امر از خلال مطالعه ی تفسیری دو فیلم «خانه ی پدری» (کیانوش عیاری) و «آشغال های دوست داشتنی» (محسن امیر یوسفی) محقق خواهد شد. رویکرد نظری و روش شناختی ما در این مقاله مبتنی بر آرا و نظریات زیمل است. نتایج این مطالعه با پذیرش این پیش فرض که «انسان موجودی است مرز آفرین و دارای قوه وصل و فصل» نشان می دهد که پدیده «در» در این آثار عامل ایستایی، توقف و فروبستگی است. در فیلم خانه ی پدری مردان درْ می سازند، دیوار می کشند و پرده پوشی می کنند اما این زنان هستند که دیوار برمی چینند و قفل درها را می گشایند و از حقیقت پرده دَری می کنند. همچنین در این فیلم ها به واسطه عنصر «در» شاهد دیالکتیک درون و بیرون، پنهان و آشکار بودگی و همچنین امر شخصی و غیرشخصی هستیم. مطالعه این دو فیلم نشان می دهد که «در» همچنین با مقوله جنسیت، فردیت، سلطه، رازداری و امر تاریخی، گره خورده است. همچنین در کنار عنصر «در» عناصری دیگر همچون دیوار، قاب، پنجره و قفل، چونان یک موتیف و منظومه ای معنایی عمل می کنند که باب تفاسیر اجتماعی و فرهنگی را به خوانش متن می گشایند.
Gender Differences in Motivations and Gratifications to Play Video Games: The Study of the Sims Players’ Experiences
منبع:
Cyberspace Studies,Volume ۶, Issue ۲, July ۲۰۲۲
131 - 148
حوزههای تخصصی:
This research explores gender differences in motivations and gratifications related to playing video games such as The Sims. We analyzed both men’ and women’ differences in game related motivations and gratifications to identify which factors make a game more gratifying for a specific gender of players. We conducted in-depth interviews with 18 male players and 20 female players of The Sims. We also analyzed online forums of The Sims. We found that main gratifying factors related to game-playing experience include appearance, character, storyline, control and complexity, fantasy and social interaction. The findings propose that game researchers with the uses and gratifications theoretical framework should consider the importance of including game features as gratifying factors in their questionnaires. Finally, we have provided implications for future research about gender differences in motivations and gratifications based on uses and gratifications theory.
تبلیغات محصولات فرهنگی و ارائه مدل مناسب تبلیغاتی در فضای رسانه ای ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگ - ارتباطات سال بیست و سوم پاییز ۱۴۰۱شماره ۵۹
219 - 247
حوزههای تخصصی:
پژوهش پیش رو در صدد ارائه مدل مناسب برای تبلیغات محصولات فرهنگی است. در این پژوهش تلاش شده فرایند تبلیغات محصولات فرهنگی در فضای رسانه ای کشور (تلویزیون، روزنامه ها و مجلات) و تغییر و تحولات آن از زوایای مختلف بررسی و موشکافی شود و متناسب با ابعاد، مؤلفه ها، شاخص ها، عوامل مؤثر و ویژگی های آن، مدل بومی مناسب و جامع و یکپارچه ای برای تبلیغات محصولات فرهنگی ارائه شود. رویکرد مورداستفاده در پژوهش پیش رو روش کمّی و کیفی (آمیخته) است. جامعه آماری پژوهش خبرگان دانشگاهی و متخصصان علمی و اجرایی فعال در حوزه تبلیغات محصولات فرهنگی و فضای رسانه ای را شامل می شود که بر اساس دیدگاه های 18 نفر از خبرگان و 385 فعال تبلیغاتی با رویکرد سیستمی استراوس و کوربین، طی سه مرحله کدگذاری باز و محوری و انتخابی، 50 مفهوم و12 مقوله استخراج شد. از این میان، تبلیغات محصولات فرهنگی به عنوان مقوله مرکزی و 11 مورد دیگر اجزای نظریه داده بنیاد پژوهش را تشکیل دادند. یافته ها نشان داد از چهار مقوله اصلی شرایط علّی، محوری، راهبردی و پیامدها به ترتیب سیاست های دولتی مبتنی بر حمایت از تولیدات فرهنگی و تغییر نگرش به محصول یا کالابودن آن ها، داشتن برنامه تبلیغاتی و اطلاع رسانی، آموزش های نهادی در دو سطح تولیدکنندگان و نهاد خانواده و تأکید بر حفظ هویت و ارزش های اصیل جامعه بالاترین سطح تأکیدات را دارند. لذا، در چارچوب ادبیات نظری پژوهش، دیدگاه خبرگان و بهره گیری از نظریه داده بنیاد، مدل پیشنهادی برای تبلیغات محصولات فرهنگی در فضای رسانه ای ایران طراحی و تدوین شد.
ارائه مدل عوامل تأثیرگذار بر توسعه بازاریابی اجتماعی در سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه های دیداری و شنیداری دوره ۱۶ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۴۳
197 - 232
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین عوامل تأثیر گذار بر سودآوری و موفقیت سازمان ها و رسانه های اجتماعی، توجه به بازاریابی اجتماعی و عوامل آن است. این پژوهش که ﺑﻪ ﺗﺮﺳیﻢ مدلی برای عوامل تأثیرگذار بر توسعه بازاریابی اجتماعی در سازمان صدا و سیمای ایران می پردازد، از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، از سه بخش تشکیل شده: بخش اول- "شناسایی شاخص ها"(در این بخش به بررسی و کدگذاری داده های مصاحبه ها پرداخته می شود) بخش دوم- "صحت سنجی"(در این بخش برای اعتباریابی داده ها از روش دلفی استفاده شده است) بخش سوم- "ارائه مدل"(این بخش از تحقیق به رتبه بندی، بررسی روابط و ارائه مدل به کمک معادلات ساختاری می پردازد) جامعه آماری این بخش، کارمندان و مدیران بخش بازاریابی سازمان صدا و سیما به تعداد 250 نفر و حجم نمونه با فرمول کوکران، 152 نفر محاسبه و داده های مورد نظر از طریق پرسشنامه حضوری و با نمونه گیری تصادفی ساده، گردآوری شده است. بررسی ها نشان می دهد که عوامل شش گانه زیر به ترتیب: عوامل مرتبط با مشتری با ضریب رگرسیون 878/0، مدیریتی با ضریب 777/0، زیرساختی با ضریب 712/0، محتوا با ضریب 681/0، رسانه با ضریب 675/0 و بازاریابی با ضریب 405/0، از اصلی ترین عوامل تأثیرگذار بر توسعه بازاریابی اجتماعی در سازمان صدا و سیما است. نتایج پژوهش معلوم می کند که در صدا و سیمای ایران لازم است نیازهای مشتری در مرکز توجه قرار گیرد.
ارائه الگوی شایستگی مدیران کارآفرین رسانه های دولتی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با درک اهمیت نقش مدیران شایسته در بهره وری سازمان های رسانه ای دولتی در ایران و عطف به چالش های جدی این سازمان ها نظیر کمبود منابع مالی، کمبود خلاقیت و نوآوری، هدف خود را ارائه الگوی شایستگی مدیران کارآفرین رسانه های دولتی ایران قرار داده و با رویکردی اکتشافی و به روش تحلیل محتوای کیفی عرفی انجام شده است. برای دستیابی به هدف پژوهش، نتایج 29 مقاله مرتبط با موضوع پژوهش به همراه مصاحبه مکتوب خبرگانی تحلیل شد. خبرگان مورد مصاحبه به شیوه نمونه گیری هدفمند و با در نظر گرفتن قاعده اشباع نظری به عنوان حد کفایت نمونه گیری انتخاب شدند و تحلیل داده ها با استفاده از کدگذاری باز و محوری انجام شد. تحلیل داده در قالب سه دسته شایستگی شغلی، سازمانی و فردی تقسیم بندی شد. یافته های پژوهش در ذیل شایستگی های شغلی، مهارت مدیریت و رهبری و آگاهی شغلی ذکر شده است. همچنین در ذیل بخش شایستگی های سازمانی، توجه به فرهنگ و رفتار سازمانی، مدیریت راهبردی و برخورداری از دانش مدیریت منابع ذکر شده اند. شایستگی های فردی ذکرشده در این پژوهش نیز شامل هوشمندی مدیریتی، مهارت های ارتباطاتی، ارزش مداری و شخصیت کارآفرینانه هستند. یافته های این پژوهش می تواند هم در انتصاب مدیران کارآفرین رسانه های دولتی در ایران و هم در توسعه ادبیات نظری مرتبط با کارآفرینی رسانه ای در سطح فردی کمک کننده باشد.
تأثیر جاذبه نوستالژیک تبلیغات بر نگرش و رفتار خرید مصرف کننده (مورد مطالعه: تبلیغات شرکت مینو)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف ارزیابی تأثیر تبلیغات حاوی جاذبه نوستالژیک شخصی و تاریخی در دو قالب تیزر و پوستر، بر نگرش و رفتار خرید مصرف کنندگان انجام شده است. فرضیات پژوهش از طریق توزیع و گردآوری پرسشنامه در یک کارآزمایی تجربی، با حضور 300 آزمودنی از متولدین دهه 60 که براساس یک طرح عاملی 3(جاذبه تبلیغاتی: تبلیغات با جاذبه نوستالژیک شخصی، تبلیغات با جاذبه نوستالژیک تاریخی و تبلیغات بدون جاذبه نوستالژیک) × 2 (نوع تبلیغات: تیزر، پوستر)، به شکل تصادفی در 6 گروه جایگزین شده اند، بررسی شده است. در این ارتباط، نتایج اثرات تعاملی تحلیل واریانس دوسویه، در سطح اطمینان 95% نشان می دهد زمانی که تبلیغ از نوع پوستر و جاذبه از نوع نوستالژی تاریخی باشد، نگرش نسبت به تبلیغات در بالاترین سطح خود بوده است. زمانی که تبلیغ از نوع تیزر و جاذبه از نوع نوستالژی تاریخی باشد، نوستالژی برانگیخته شده در بالاترین سطح خود بوده است، زمانی که تبلیغ از نوع پوستر و جاذبه از نوع نوستالژی تاریخی باشد، قصد خرید در بالاترین سطح خود بوده است. لذا براساس نتایج، به نظر می رسد تبلیغات تیزری با جاذبه نوستالژیک تاریخی نوستالژی برانگیخته شده بیشتر و تبلیغات پوستری با جاذبه نوستالژیک تاریخی نگرش مطلوب تری نسبت به تبلیغ و قصد خرید بیشتری را ایجاد می کند. اما نگرش افراد نسبت به برند در مواجهه با جاذبه های مختلف تفاوت معنادار ندارد.
نقش عوامل برون سازمانی درتشدید مشکلات روزنامه های ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات میان رشته ای در رسانه و فرهنگ سال دوازدهم بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱ (پیاپی ۲۳)
271-322
حوزههای تخصصی:
شرایط اقتصادی کشور برای مطبوعات بیش از سایر بنگاه های اقتصادی دارای آسیب های مالی بوده است. روزنامه در شرایط تورم جز اولین کالایی است که از سبد خانوار حذف می گردد لذا به دلیل عدم همخوانی هزینه ودرآمد، عدم تعادل در عرضه و تقاضا دچار آسیب و شکنندگی اقتصادی شده اند. هدف این مقاله شناسایی چالش های اقتصادی روزنامه های ایرانی و یافتن راهکاری جهت خروج از این مشکلات بوده است. به منظور شناسایی و ارزیابی دیدگاه مطلعین و متخصصان جامعه ی مطبوعاتی این تحقیق در سال 1399 آغاز گردید. در بخشی از پژوهش محقق از روش کیفی گراندد تئوری مبتنی بر مصاحبه ی متمرکز و عمیق بصورت هدفمند به مصاحبه با 21 نفر از مدیران مسئول روزنامه های دولتی و خصوصی پرداخته و پس از تجزیه وتحلیل اطلاعات با استفاده از نرم افزار MAXQDA 10، به نتایج زیر دست یافته است. یافته های تحقیق بیانگر آن است که چالش های برون سازمانی در قالب 4 طبقه. توزیع سنتی، تفکیک روزنامه ها به دوگروه دولتی و خصوصی ، فضای مجازی ، سیاست گذاری های دولت قابل تقسیم است. و نهایتا 10آیتم راهبردی جهت خروج از مشکلات استخراج و ارائه گردیده است.
تحلیل گفتمان اخبار ایران اینترنشنال درباره اغتشاشات پاییز سال 1401(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم خبری سال یازدهم زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴۴
80 - 92
حوزههای تخصصی:
این پژوهش می کوشد سیاست های خبری و جریان سازی رسانه ایران اینترنشنال را که یک رسانه فارسی زبان با گرایش های ضد منافع جمهوری اسلامی است را در قالب تحلیل محتوای اخبار و با استناد به نظریه های انتقادی حوزه خبر اعم از چهار چوب سازی و نظریه گفتمان بررسی نماید. بدین ترتیب روش کیفی، جامعه آماری اخبار منتشر شده( 20 متن و عنوان خبر از سایت و رسانه ایران اینترنشنال مرتبط با مرگ مهسا امینی و حوادث پس از آن) در بازه زمانی مورد پژوهش می باشد. با بررسی گفتمان اخبار، نتایج نشان داد: رسانه ایران اینترنشنال در حادثه مرگ مهسا امینی، با عناوینی همچون نبود آزادی، فشار ، آزار و اذیت و حجاب اجباری سعی در تضعیف آزادی در ایران داشته است. همچنین در این حادثه رسانه فارسی زبان ایران اینترنشنال با حمله به موازین قانونی و دینی پوشش زنان آن را امری تحمیلی و غیر اختیاری برای تمام زنان تصویرسازی کرده و اغتشاشات بعد از حادثه مهسا امینی را صدای اعتراض مردم به حجاب اجباری القاء و بازنمود کرد. بنابراین گفتمان رسانه ایران اینترنشنال که در تمامی رسانه های خود یکسان است دال مرکزی مشکوک بودن مرگ مهسا امینی و با سایر عناصر گفتمانی مانند حجاب اجباری، عدم آزادی، دستگیری و شکنجه، نقض حقوق بشر، نبود عدالت ، نارضایتی عموم مردم ، مفصل بندی و برجسته سازی شده است. همچنین در گفتمان سازی این رسانه، جمهوری اسلامی حکومتی دیکتاتور، نامشروع و در راه انزوا و سقوط بازنمایی و به تصویر کشیده شده است.
عوامل مؤثر بر درگیرسازی کاربران در صفحه اینستاگرام رادیو انگلیسی برون مرزی صداوسیما(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با ظهور فناوری های نوین و گسترش رسانه های اجتماعی، افق های جدیدی به روی رادیو گشوده شد. چنانکه رادیو می تواند تعاملی دوسویه با مخاطبان خود داشته باشد و با استفاده از امکانات رسانه های اجتماعی، اعتماد مخاطب و وفاداری آن را کسب کند. با توجه به اهمیت این موضوع، بررسی عواملی که بر مشارکت و درگیرسازی کاربران مؤثر است؛ برای رسانه رادیو اهمیت پیدا می کند. هدف این پژوهش شناسایی و صورت بندی عوامل مؤثر بر افزایش مشارکت کاربران در اینستاگرام رادیو انگلیسی برون مرزی صداوسیماست. در این پژوهش از نظریه های استفاده و رضامندی و همگرایی رسانه استفاده شده است. روش تحقیق، تحلیل مضمون و شیوه جمع آوری اطلاعات، مصاحبه نیمه ساختمند با 15 صاحب نظر حوزه رسانه است. یافته های تحقیق نشان می دهد عوامل مؤثر در درگیرسازی مخاطب در رسانه های اجتماعی برون مرزی از جمله اینستاگرام رادیو انگلیسی شامل هشت مضمون اصلی است. «تعامل با مخاطب»، «تخصص، آشنایی و استفاده به موقع از قابلیت های رسانه های اجتماعی» و «مخاطب شناسی در تحریریه رادیوها» از عوامل مؤثر در مشارکت مخاطب شناخته شده و استفاده به موقع از «راهبردهای افزایش درگیر کردن (مشارکت دادن) مخاطب» و «اشتراک مخاطبان در محتوای رسانه» بر رفتار کاربر در مشارکت کردن مؤثر است. همچنین مضمون های «خط مشی رسانه»، «ملاحظه اخلاقی و فرهنگی» و «اسناد سیاست گذاری و راهبرد برون مرزی» که از نتایج به دست آمده در تحقیق است؛ به صورت مستقیم بر مشارکت و درگیرسازی مخاطب تأثیر گذار است و می تواند رسانه های برون مرزی را برای داشتن مخاطب فعال و وفادار یاری کند.
تأثیر سبک زندگی مجازی محور بر درگیری تحصیلی دانش آموزان متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات رسانه های نوین سال هشتم پاییز ۱۴۰۱شماره ۳۱
362 - 333
حوزههای تخصصی:
تأثیرات مطلوب و یا آسیب زای فضای مجازی بر بخش های مختلف زندگی خاصه در ساحت تحصیلی و درسی همواره محل بحث بوده است. در همین راستا، هدف اصلی پژوهش حاضر پرداختن به تأثیر سبک زندگی مجازی محور بر درگیری تحصیلی دانش آموزان بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان متوسطه (اول و دوم) شهرستان دهلران در سال تحصیلی 98-1397 بود که از میان آن ها با روش نمونه گیری خوشه ای 360 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. همچنین ابزار تحقیق شامل پرسشنامه های استاندارد درگیری تحصیلی ریو (2013) و طاهری (1393) بودند که پایایی آن (با آلفای کرونباخ) 88/0 حاصل شد. نتایج همبستگی بین سبک زندگی مجازی محور و درگیری تحصیلی نشان داد رابطه معنادار ولی منفی بین آن ها وجود دارد (001/0 ≥p، 39/0=r). تحلیل نتایج معادلات ساختاری با نرم افزار آیموس (Amos) نیز حاکی از این بود که متغیر سبک زندگی مجازی محور با ابعاد شش گانه آن (کسب دانش، ارتباط، هویت، خدمات، کسب لذت و بعد پیامدی) قادر به پیش بینی 51/0 (51/0= R 2 ) واریانس متغیر درگیری تحصیلی است. ضریب بتا و سطح معناداری این رابطه نیز به ترتیب (53/0- = β ، 001/0 ≥p) است. نتایج تحقیق نشان داد سبک زندگی مجازی محور بر روی امورات تحصیلی دانش آموزان تأثیر منفی دارد. ازاین رو باید نسبت به اصلاح این سبک زندگی با رویکرد حداکثر سود و حداقل ضرر بهره برد.
ارائه راهبرد برای استفاده از سینما در تبلیغ دین
حوزههای تخصصی:
هدف: اگرچه در چهار دهه اخیر تلاش گسترده ای در زمینه انتقال ارزش های فرهنگی از طریق سینما صورت گرفته است؛ ولی به دلیل نداشتن یک راهبرد مشخص، تحقق این امر میسر نشد. ازاین رو بر آن شدیم تا در این پژوهش به ارائه راهبرد برای استفاده از سینما در تبلیغ دین و انتقال ارزش های فرهنگی بپردازیم.
روش : برای انجام تحقیق ابتدا با بهره گیری از مطالعات اکتشافی به شناسایی نقاط قوت، ضعف و همچنین فرصت ها و تهدیدهای موجود در این زمینه پرداخته شد و سپس موارد یادشده با استفاده از روش پیمایش و ابزار پرسش نامه در اختیار چهل تن از صاحب نظران قرار گرفت تا نسبت به مشخص کردن میزان وجود آن ها اظهارنظر کنند. روایی پرسش نامه با استفاده از روش اعتبار صوری و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ انجام شد و تحلیل داده ها و ارائه راهبرد نیز با استفاده از ماتریس swot صورت گرفت.
یافته ها: ارزیابی محیط داخلی و خارجی حاکی از وجود موقعیت استراتژیک سینمای ایران در تبلیغ دین، در منطقه تدافعی است؛ ازاین رو استراتژی WT (تدافعی) به عنوان راهبرد اصلی در این زمینه معرفی می شود. از آن جمله می توان به مواردی از قبیل ساخت فیلم هایی با موضوعات دینی فارغ از مباحث سیاسی و اختلافات مذهبی، به کارگیری مدیران «متخصص» در حوزه سینما و «متعهد» به ارزش های دینی و اخلاقی در سازمان ها و نهادهای مرتبط با سینما و... اشاره کرد.
نتیجه گیری: با اس ت ف اده از راه ب رده ای تدافعی می توان ضمن کاستن از نقاط ضعف داخلی و تهدیدهای خارجی، زمینه را برای استفاده از ظرفیت سینما در تبلیغ دین فراهم کرد.
نشانه شناسی هویت مصرفی در میان کاربران پر مخاطب ایرانی شبکه اجتماعی اینستاگرام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه سال ۳۳ تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲ (پیاپی ۱۲۷)
171 - 192
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله تحلیل نشانه شناختی صفحه های کاربران پرمخاطب ایرانی در اینستاگرام، به عنوان شبکه ای با بیش از یک میلیارد کاربر فعال در ماه، در موضوع نمایش مصرف است. بخش مهمی از کاربران، بیشتر زمان خود را در اینستاگرام، با مرور صفحه شاخ های مجازی (اینفلوئنسرها) می گذرانند و به همین جهت، پاسخ به این سؤال که با بررسی نشانه شناختی صفحه های آنها، به چه نکاتی در این زمینه می توان دست یافت، به شناخت سلیقه عموم کاربران کمک می کند. در این تحقیق از روش نشانه شناسی کرس و ون لیون، برای تحلیل تصاویر استفاده شده و تمرکز این پژوهش، بر مواردی بوده که اینستاگرام، باعث معروفیت آنان شده است. بر این مبنا، از نمونه گیری هدفمند و با ملاک اشباع نظری، 900 تصویر از صفحه های دارای مخاطب زیاد، با بازنمایی متفاوت هویتی مورد تحلیل قرار گرفت. یافته های این پژوهش نشان می دهد: دو گونه اصلی در این بازنمایی هویتی قابل شناسایی است. در هر دوی گونه ها، ویژگی های مصرف گرایی وجود دارد. می توان این دو گونه را به هویت مصرف گرایانه مستقیم و هویت مصرف گرایانه بازاندیشانه تقسیم بندی کرد.
عوامل تشخیص اخبار جعلی در رسانه های نوین به خصوص شبکه های اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات رسانه های نوین سال هشتم تابستان ۱۴۰۱شماره ۳۰
207-233
حوزههای تخصصی:
هدف از مطالعه حاضر، بررسی راه های تشخیص اخبار جعلی در رسانه ها به ویژه شبکه های اجتماعی بوده، زیرا سرعت انتشار خبر جعلی در رسانه های نوین و تأثیر سوء آن بر افکار عمومی، در مواردی غیرقابل جبران است. روش مطالعه حاضر کیفی و جامعه آماری آن شامل خبرگان حوزه علوم ارتباطات، رسانه و خبررسانی، که از روش نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی (ارجاع زنجیره ای) بر اساس معیارهای ورود به مطالعه انتخاب شده اند، بود. اطلاعات موردنیاز با استفاده از مطالعات اسنادی و مصاحبه نیمه ساختاریافته به مدت 1720 دقیقه و به تعداد 15 مصاحبه با شرط اشباع نشری به دست آمد و جهت اعتبار سنجی تحلیل تماتیک از روش دریافت بازخورد مشارکت کنندگان استفاده شد. تحلیل نتایج با استفاده از نرم افزار MAXQDA 2020 و روش تحلیل تماتیک انجام گرفت. نتایج تحلیل، در غالب 439 مفهوم کلیدی و 57 کد ، 12 تم فرعی و 5 تم اصلی «شاکله محتوایی»، «عامل نشر»، «منبع خبر»، «قوانین» و «الگوریتم های ماشینی» شکل دهی شدند. تفسیر و تحلیل داده ها نشان داد که تشخیص اخبار جعلی در رسانه و شبکه های اجتماعی در ایران بیش از هر چیز نیاز به تشکیل پایگاه داده ای جهت مقایسه و الگوبرداری شیوه های نگارش خبر جعلی و تشخیص آن داشته است و باید پژوهش های بیشتری درزمینه ی تحلیل محتوا به زبان فارسی صورت گرفته تا درک بهتری از الگوهای نوشتاری خبر جعلی به زبان فارسی به دست آید.