فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۳۸۱ تا ۴٬۴۰۰ مورد از کل ۱۵٬۲۸۷ مورد.
منبع:
تأملات فلسفی سال نهم پاییز و زمستان ۱۳۹۸ شماره ۲۳
101 - 132
حوزههای تخصصی:
کانت در کتاب بنیاد مابعدالطبیعه اخلاق به وضع اصطلاحات استراتژیکی همچون اراده آزاد، خودآیینی، قانون عقل، وظیفه و نسبت پیچیده میان آن ها می پردازد که بنیاد آموزه اخلاق، حق و سیاست کانت را شامل می شوند. در این بین نه تنها اخلاق خود بر اساس کشمکش میان اراده و قانون ایجاد می شود بلکه اخلاق در نسبتی دوسویه و دیالکتیکی بنیاد شکل گیری اراده آزاد، خودآیینی و متحقق کننده ی مابعدالطبیعه درون انسان به عنوان غایت نیز هست. اما زمانیکه این موجودات خودآیین سعی به ایجاد اجتماع و تشکیل وضع اخلاقی-مدنی با قوانین مشترک براساس ضمانت اخلاقی می گیرند در ساحت بیرونی اسیر دیگری ای خواهند شد که خویش را دارای آزادی مطلق می داند و در این ساحت، آزادی من هیچ ضمانتی نخواهد داشت. بنابراین آدمی بایستی پای به وضعی دیگر گذارد که تمامی حقوق او در آن دارای ضمانت خارجی باشد که آن چیزی جز وضع حقوقی-مدنی نیست. بنابراین آدمی برای حفظ اخلاق( و به تبع آن خودآیینی و آزادی خویش) از وضع اخلاقی-مدنی که صرفاً تحت نظارت الزام درونی است به وضع حقوقی-مدنی وارد می شود که تمامی تکالیف دارای الزام و قانونگذاری خارجی هستند.
بازشناسی ارزش های علمی از ارزش های غیرعلمی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جاویدان خرد پاییز و زمستان ۱۳۹۸ شماره ۳۶
91 - 117
حوزههای تخصصی:
ارزش ها براساس گستره کاربرد به اجتماعی، اخلاقی، اقتصادی، سیاسی، علمی و زیبایی شناختی تقسیم می شوند. در این میان، ارزش های علمی به دلیل نقش کلیدی آنها در سامان دهی پژوهش و هدایت آن به صدق و نیز محوریت آنها در مسأله ارزش و دانش، سزاوار تأملات بیشتری هستند. گذشته از اختلاف در ماهیت این ارزش ها که معطوف به کدام ویژگی تحقیق (صدق، توجیه، کاربرد، مقبولیت، بهینه سازی) تعریف شوند و نیز تنوع مصادیق آنها در آثار مختلف، درباره اشتراک و اختلاف آنها با دیگر انواع ارزش اختلاف نظر وجود دارد. برخی سرشت آنها را با دیگر ارزش ها ازجمله ارزش های اخلاقی و اجتماعی کاملاً متفاوت می دانند و شماری نیز ارزش های علمی را دسته ای از ارزش های اخلاقی می پندارند. عده ای تمایز ارزش های علمی از غیرعلمی را نه روشن می دانند و نه دلایل قانع کننده ای بر آن می یابند؛ شماری آن را لغو می دانند و برخی تنوع مصداقی و اختلاف در تعیین آنها را دلیل بر نادرستی تفکیک تلقی می کنند. برخی نیز با اذعان به امکان چنین تمایزی، ضرورت آن را نفی می کنند. این نگرش ها اغلب نادرست هستند؛ چراکه ارزش های علمی هم دارای معیار روشن و هم دارای مصادیق مورداتفاق هستند و هم تفکیک بین انواع ارزش، ثمراتی علمی دارد و ازاین رو بیهوده نیست. همچنین سنخ ارزش-های علمی با ارزش های اجتماعی و اخلاقی مشترک است و تنها گستره کاربرد آنها (علم یا غیرعلم) تفاوت آنها را رقم می-زند.
فلسفه اسلامی متأخر و دانشِ ما به جهان خارج(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از زمان دکارت و طرح استدلال های شکاکانه، دانش به جهانِ خارج یکی از دغدغه های فیلسوفان معرفت شناس غرب بوده است . این پرسش در فلسفه اسلامیِ سنتی مسئله نبوده است و در دوران اخیر و پس از آشنایی فیلسوفان مسلمان با فلسفه جدید غرب، برخی فیلسوفان اسلامی متأخر برای پاسخ به «شکاکیت درباره جهان فیزیکی»، در صدد اثبات وجود جهان مادّی برآمده اند . تأمّلات آنها درباره موضوع به دو راهبرد متافیزیکی منتهی شده و آنها یا از راه توسّل به «اصل علیّت» و یا از راه «ضرورت مطابقت ادراک های حسّی با اشیای فیزیکی» بر وجود جهان خارج استدلال کرده اند . این مقاله نشان می دهد که هیچ کدام از این استدلال ها نمی توانند مدعاهایشان را اثبات کنند . به علاوه حتی اگر استدلال های ایشان در اثبات نتیجه مورد نظر موفّق باشند ، استدلال معروف و قوی «از راه جهل» به نفع شکاکیت در برابر این استدلال ها مقاوم است .
بررسی نظریه امر الهی از دیدگاه ویلیام جی. وین رایت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فلسفه دین سال شانزدهم بهار ۱۳۹۸ شماره ۱ (پیاپی ۳۸)
157 - 183
حوزههای تخصصی:
از دیرباز دین و اخلاق دو عنصر مهم و اساسی در زندگی آدمی تلقی شده اند و نسبت بین این دو نیز، همیشه مسئله بحث برانگیزی بوده و هست. از این رو مسئله اصلی و عمده این مقاله نیز بر محور این مسئله اساسی استوار است و برآنیم که دیدگاه وین رایت در زمینه این پرسش را بررسی کنیم. در همین زمینه نظر وی را درباره نظریه اخلاقی کانت، به ویژه نظر کانت در خصوص خودآیینی بیان و بررسی خواهد شد و سپس ارزیابی وین رایت در باب دلایل له و علیه نظریه امر الهی را شرح خواهیم داد. سپس روشن می شود که از دیدگاه وین رایت نقدهای وارد بر نظریه امر الهی را می توان پاسخ داد و دلایل بسیاری در دفاع از نظریه امر الهی وجود دارد. در نهایت وین رایت از طریق مقایسه نظریه امر الهی با سایر نظریه های موجود در باب تبیین رابطه دین اخلاق و مسائل اخلاقی، به این نتیجه می رسد که نظریه امر الهی با وجود کاستی هایش، در حال حاضر بهترین نظریه برای تبیین مسائل اخلاقی است. به طور کلی چنین به نظر می رسد که نظریه امر الهی نسبت سایر نظریات اخلاقی، از عینیت بیشتری برخوردار است.
مفهوم واژه «طبیعت» در تفکر ابتداییِ یونان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این نوشتار به بررسی و تحلیل شواهد و قرائن موجود برای روشن کردن مفهوم/ مفاهیم واژه «طبیعت» در نوشته های کهن یونانی، اعم از فلسفی یا غیر فلسفی، اختصاص یافته است. یافتن مفهوم و معنای واژگان و تأثیراتی که این کار در جلوگیری از ایجاد مغالطه ها و بدفهمی های بنیادی می تواند داشته باشد، بسیار با اهمیت است. به ویژه هنگامی که با متون به اصطلاح قطعه قطعه یا ناقص روبه رو باشیم، این کار با نمایاندن تمام شقوق معنایی برای آن واژه، می تواند ما را به مقصود و مدلول اصلی نویسنده نزدیک تر کند. در اینجا، نخست تفاسیر گوناگونی را که معنایی واحد را به واژه طبیعت اختصاص داده اند، به اختصار مرور کرده ایم. پس ازاین، با استناد به متون دست اول، گستره معنایی و تعدد معانیِ ممکن برای این واژه را نشان داده ایم و کوشیده ایم تا مهم ترین شواهد به دست آمده و سیاقی که واژه طبیعت در آن بوده به دقت ترجمه و تفسیر شود. در پایان، دیدگاه معنایی واحد یا محدود برای واژه طبیعت که در بخش آغازین، به اختصار نظر باورمندان به چنین دیدگاهی را مرور کردیم، طرد شده است. < p>
بررسی مقایسه ای مسئله خواب و رؤیا در شعاع اندیشه ملاصدرا و علامه طباطبایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
صدرالمتألهین شیرازی و علامه طباطبایی بنا به رویکرد متعالیه خویش به عالم خواب به عنوان یکی از عوالم غیر قابل انکار هستی نظر داشته و با نگاه تفسیری و فلسفی خود از ماهیت آن سخن گفته اند. در چنین رویکردی، عالمی که نفس در عالم خواب بدان وارد می شود، برزخ یا مثال نام دارد که عالمی است روحانی و همانطور که حواس به منزله روزنه هایی به عالم شهادت اند، قوه خیالیه انسان، به منزله دریچه آن شمرده می شود؛ اما جدایی روح از بدن و سیر روح در عالم مثال یا عقل به تناسب میزان ارزش و استعداد آن، مهم ترین مشخصه هایی است که علامه در تبیین فرآیند خواب بدان قائل است و آن را شاهدی بر مسئله غیریت نفس و بدن و مجرد بودن عالم نفسانی و خواب می گیرد. وی در این خصوص ذیل تفسیر آیاتی به بحث پرداخته است.
بررسی و نقد چیستی وحی از دیدگاه نصر حامد ابوزید(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فلسفه دین سال شانزدهم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۴ (پیاپی ۴۱)
591 - 612
حوزههای تخصصی:
ابوزید، اندیشمند مصری، راجع به چیستی وحی سه دیدگاه مطرح می کند. در دیدگاه نخست، وی نبوت را با کهانت مقایسه کرد، تا از جهت فرهنگی، مقبول و آشنا معرفی کند، اما، اولاً بررسی ابوزید در مورد کهانت و شیوع فرهنگی آن کافی نیست؛ ثانیاً خرافه های فرهنگی مانند کهانت، توجیه مناسبی برای وحی ارائه نمی کند؛ ثالثاً ادعای او با شواهد درون دینی سازگار نیست. او در دیدگاه دومش قرآن را محصول تجربه دینی پیامبر معرفی می کند. وی در اواخر عمرش دیدگاه سومی را ارائه داد که بر اساس آن، قرآن را نه کلام خدا، بلکه کلام خطاپذیر پیامبر (ص) می داند. از نظر ابوزید، قرآن حاصل گفت وگوهای پیامبر در مواجهه با اعراب است. قرآن متن واحد و منسجم نیست، بلکه مجموعه ای از گفتارهاست. قرآن به مثابه گفتار، متنی پاره پاره تلقی می شود که اختلاف های آن توجیه پذیر و تناقض های آن رفع شدنی خواهد بود، زیرا هر گفتاری متناسب با شرایط و مقتضیات و برای مخاطبان خاصی بیان شده است. در این مقاله نظریات ابوزید بررسی و نقد و نادرستی آنها نشان داده شده است.
بررسی و نقد براهین فیلسوفان اسلامی بر ابطال مذهب ذره گرایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بحث حقیقت جسم یکی از مباحث مهم فلسفی است که دیدگاه های بسیاری درباره اش مطرح شده است. یکی از مهم ترین این دیدگاه ها که سابقه ای دیرین دارد، مذهب ذره گرایی است که منسوب به ذیمقراطیس است. در این دیدگاه جسم حقیقتی متشکل از هزاران جزء ریز منفصل و جدا از هم است که قرار گرفتن آنها کنار یکدیگر موجب به وجود آمدن اجسام بزرگ شده است. این اجزای ریز اگرچه قابلیت تقسیم در وهم یا توسط عقل را دارند، ولی امکان تقسیم خارجی در آنها نیست. این دیدگاه در تقابل با نظریه بیشتر فیلسوفان مسلمان است که جسم را نه متشکل از اجزای منفصل، بلکه جوهری مرکب از ماده اولی و صورت جسمیه دانسته، آن را امری ممتد و ذاتاً متصل می دانند که قابل هرگونه انقسام حتی انقسام فکی تا بی نهایت است. ازآنجاکه بسیاری از براهین اثبات هیولا اولی متوقف بر ابطال نظریه ذیمقراطیس و اثبات قابلیت انقسام فکی در اجسام است، فیلسوفان مسلمان براهین مختلفی در رد این نظریه اقامه کرده اند. در این مقاله به بررسی و نقد پنج برهان از براهین مذکور پرداخته و در نهایت همه آنها را مخدوش دانسته ایم.
بررسی و تحلیل اعتمادگرایی از منظر گلدمن و پلنتینگا(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
ذهن پاییز ۱۳۹۸ شماره ۷۹
37 - 65
حوزههای تخصصی:
بر اساس بررسی و تحلیل دو نظریه مهم اعتما دگرایی فرایندی آلوین گلدمن و فضیلت محور آلوین پلنتینگا، می توان صورت بندی کلّی ای از نظریه های اعتمادگرایانه ارائه داد و بر این اساس وجوه تمایز این نظریه ها از نظریه های درون گرایانه و سایر نظریه های برون گرایانه را تعیین کرد. مؤلفه های مشترک نظریه های اعتمادگرایانه فرایندی گلدمن و فضیلت محور پلانتینگا عبارت اند از: مؤدی به صدق بودن، عدم لزوم آگاهی فاعل شناسا به ماهیت باور، جایگزینی ارزشمند بودن فرایند و ابزار ادراکی باور به جای ارزشمند بودن باور، ناوظیفه گرا بودن، توجه به عوامل معرفتی و غیرمعرفتی بیرون از باور، توجه به ویژگی های فاعل شناسا و محیط شکل گیری باور، وسعت دامنه معرفت، اجتماع محور بودن و نتیجه گرا بودن. نظریه های اعتمادگرایانه با این شاخص ها از دو دسته نظریه های درون گرایانه و سایر نظریه های برون گرایانه متمایز می شوند. درعین حال باید توجه داشت که نظریه های اعتمادگرایانه با اخذ مؤلفه های هنجارمندی، نظام صدق ساز، مطابقت با واقع و باورهای پایه خطاپذیر به برخی از نظریه های مبناگرایانه گرایش پیدا می کنند. نظریه پلنتینگا با لحاظ مؤلفه هایی- همچون فضایل معرفتی، موفقیت و تکامل- مشابه نظریه های مبتنی بر فضیلت است و نظریه گلدمن با در نظر گرفتن ارتباط علّی امر واقع با باور، به نظریه های طبیعت گرایانه نزدیک می شود.
سنجش مبانی معرفت شناختی صورت بندی فعل خاص الهی در چارچوب الهیات طبیعت در مقایسه با صورت بندی های رقیب(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
ذهن پاییز ۱۳۹۸ شماره ۷۹
153 - 180
حوزههای تخصصی:
دقت در صورت بندی فعل خاص الهی در چارچوب الهیات طبیعت، نشان از آن دارد که صورت بندی یادشده، مبتنی بر سه مبنای معرفت شناختی است که می توان آنها را این چنین فهرست کرد: واقع گرایی انتقادی، نوخاسته گرایی و مکملیت. این مقاله ابتدا صورت بندی مدافعان فعل خاص الهی در چارچوب الهیات طبیعت را تحلیل کرده است. سپس تلاش شده است مبانی معرفت شناختی این صورت بندی واکاوی شود. در بخش سوم و پایانی مقاله نیز تلاش ها معطوف به این بوده است که در بخش های جداگانه ای، سنجش مبانی معرفت شناختی یادشده در قالبی مقایسه ای و در قیاس با صور ت بندهای جایگزین یا رقیب انجام شود. بدین ترتیب که در بخشی به واقع گرایی انتقادی، در بخش دیگری به نوخاسته گرایی و در بخش پایانی به سنجش مقایسه ای مکملیت پرداخته شده است.
بررسی مفهوم «صورت» نزد ابن باجه و تاثیر آن بر حرکت طبیعی اجسام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حرکت، مبدا اساسیِ طبیعیات ابن باجه(1098-1138) است که بر تمامی دیدگاه های طبیعی وی خصوصا ترکیب موجودات از ماده و صورت و علل چهارگانه تاثیر گذاشته است. این امر سبب شده تا شناسایی عوامل موثر در حرکت اجسام طبیعی در مکانیک ابن باجه ای نقش برجسته ای ایفا کند. مهم ترین عامل حرکت از نظر او متمرکز بر «صورت» و تغییر آن در هنگام جابجایی است. در مقاله ی حاضر مفهوم صورت نزد ابن باجه و تاثیر آن بر حرکت طبیعی اجسام بررسی خواهد شد. استدلال های ابن باجه در مبحث «صورت» و مفاهیم مرتبط با آن علاوه بر تاثیر از آرای ارسطو، به واسطه ی عقل گرا بودن وی همواره از اندیشه های افلاطون و فارابی نیز بهره گرفته است. وی به تاثیر از فارابی، نقش صورتی معقول و مجرد از ماده(عقل فعال) را در عالم مافوق قمر و حرکت اجرام سماوی و به تبع آن در حرکت اجسام زمینی موثر دانسته است. این دیدگاه در استدلال او پیرامون تمایز محرک از متحرک در حرکت خودبه خودیِ اجسام طبیعی نیز تاثیرگذار بوده است.
تأثیرآموزش «فلسفه برای کودکان» بر تاب آوری دانش آموزان ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر تعیین تأثیر آموزش فلسفه برای کودکان بر تاب آوری دانش آموزان ابتدایی است. این پژوهش از نوع کاربردی و تجربی به روش نیمه آزمایشی با دو گروه گواه و آزمایش صورت گرفت. برای این منظور، از میان جامعه ی دانش آموزان ۱۰ و ۱۱ سال شهرستان بانه، ۳۰ نفر نمونه در دسترس انتخاب شد. آن ها در دو گروه ۱۵ نفری گواه و آزمایش به صورت تصادفی قرار داده شدند. آموزش برای گروه آزمایش طی ۱۶ جلسه یک ساعته انجام شد، اما گروه گواه بدون دریافت آموزش به فعالیت معمول خود ادامه دادند. آموزش با استفاده از برنامه آموزش فلسفه برای کودکان لیپمن، از طریق تشکیل اجتماع پژوهشی و با استفاده از ۱۲ داستان صورت گرفت. ابزار پژوهش مقیاس تاب آوری کانر و دیویدسون بود. داده های حاصل از پژوهش با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس تحلیل گردید. نتایج تحلیل داده ها نشان داد که آموزش فلسفه برای کودکان بر تاب آوری و مؤلفه های آن تأثیر معناداری داشته و موجب افزایش آن در دانش آموزان ۱۰ و ۱۱ ساله شده است.
معناشناسی توصیفی قول سدید در قرآن کریم(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
ذهن تابستان ۱۳۹۸ شماره ۷۸
195 - 221
حوزههای تخصصی:
ترکیب واژگانی «قول سدید» از نظر معنا و مفهوم یکی از واژه های مهم قرآنی است که تاکنون با رویکرد معناشناختی بررسی نشده است. از طرفی هر گاه واژه سدید با واژه قول در کنار یکدیگر به کار رفته است، به واژه قول سرایت کرده و «قول سدید» را به معنای قولی محکم و بدون خدشه و شک، تبدیل می کند. ترکیب «قول سدید» در قرآن کریم از دایره تنوع گسترده معنایی از قبیل قول معروف، حسن، میسور و بلیغ برخوردار است و در معانی مختلفی از جمله محکم و غیر قابل نفوذ و بدون هیچ شکافی به کار رفته است. مقاله حاضر کوشیده است تا به روش توصیفی–تحلیلی، این واژه را در قرآن مجید، مورد واکاوی قرار دهد و بدین نتیجه رسیده است که در نظام فرهنگ وحیانی، با بررسی واژگان هم نشین قول سدید- یعنی دو واژه «تقوا» و «خشیت»- باید در قول سدید، تقوای الهی و خشیت از خداوند متعال در فرد تجلی بیابد تا بتواند به این دستور الهی عمل کند؛ به سخن دیگر افراد باید از خدا بترسند، به مؤمنان ضررى وارد نکنند و نسبت به یتیمان ظلمى روا ندارند. با بررسی واژگان جانشین «قول سدید»، چنین برداشت می شود که قول سدید عبارت است از: کلامی که هم مطابق با واقع باشد و لغو نباشد و هم اینکه دارای ثمره و فایده مشروع باشد.
عیار منطق سهروردی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های معرفت شناختی پاییز و زمستان ۱۳۹۸ شماره ۱۸
85 - 101
حوزههای تخصصی:
پرسش اساسی پژوهش این است که آیا فقط نام اصطلاحات در منطق سهروردی با منطق مشاء فرق دارد یا او دیدگاههای متفاوت با مشاء نیز داشته است؟ به عبارت دیگر نوآوری های شیخ اشراق در منطق چیست؟ منطق معرفی شده شیخ اشراق ساده تر است؛ چراکه او از جمله دانشمندانی است که در منطق نگاری، از نظام دوبخشی ابن سینا تبعیت نموده است. بررسی نظام فکری سهروردی از جمله اندیشه های منطقی او که تاکنون به طریقی نظام یافته بررسی نشده است، رهیافتی برای رسیدن به این هدف است. با روشی عقلی - تحلیلی در منطق سهروردی می توان گفت که او سعی داشته تا با نگرش خاص خود به بازسازی نظام منطق ارسطو اقدام کند. او بر منطق اشکالاتی وارد کرده که می توان به اشکال بر نظریه تعریف ارسطوئی، عکس، کیفیت و کمیت قضایا، قیاس ارسطوئی و اشکال چهارگانه آن اشاره کرد. در این منطق بیشتر سعی شده تا به کلیات پرداخته شود؛ وی برخی قسمتهای منطق ارسطوئی مانند کلیات خمس و مقولات را از دایره منطق خارج دانسته است. در باب مغالطات نیز نظر وی این است که باید با دیدی کاربردی به آنها نگریست و دایره آن را به مباحث فلسفی می کشاند. درنهایت می توان گفت منطقی که سهروردی پیشنهاد کرده تنها در نظام فلسفی وی معنا دارد. در منطق اسلامی، اکثر منطق دانان به همان منطق ارسطویی بسنده کرده و به منطق اشراق توجه کمتری شده است، در حالی که طبق نظر سهروردی شناخت کامل فلسفه اشراق منوط به شناخت منطق اشراقی است.
نقش آزمایش های فکری در فلسفه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متافیزیک سال یازدهم پاییز و زمستان ۱۳۹۸ شماره ۲۸
67 - 80
حوزههای تخصصی:
این مقاله در مقام تعریف، تبیین اهمیت و جایگاه آزمایش های فکری در فلسفه است. در گام نخست تاریخچه ای موجز از چگونگی پیدایش اصطلاح آزمایش فکری و نقش آن در تاریخ اندیشه بیان شده است. در گام دوم، دو تعریف مهم سورنسن و گندلر از آزمایش های فکری مورد تحلیل قرار گرفته و پس از اشاره به چهار رهیافت کلی به آزمایش های فکری، نقش شهود در آنها بررسی شده است. همچنین درباره تفاوت آزمایش های فکری با پدیده های به ظاهر مشابهی چون داستان های علمی تخیلی و حِکمی، آزمایش های آرمانی و براهین ریاضی بحث شده است. گفتنی است که پس از واکاوی نقش تخیل در آزمایش های فکری، به تحلیل بیشتر نقش آزمایش های فکری در فلسفه پرداخته شده است؛ نقشی که درواقع در چهار کارکرد اصلیِ تبیین نمونه های نقضی، نظریه پردازی، تأیید یک تئوری و تبیین ارتباطات ضروری بیشتر تبلور یافته است. همچنین انسان معلّق ابن سینا نیز به عنوانِ مصداق اتم آزمایش فکری نزد فیلسوفان مسلمان به اجمال تحلیل شده است. فلسفه اخلاق نیز براساسِ یافته های مقاله به عنوانِ گره گاه اصلی فلسفه با آزمایش های فکری شناخته شده است.
نیهیلیسم و تکنولوژی اطلاعات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کی یرکگور، در نوشتار عصر حاضر ، مواجهه ای خصمانه علیه مطبوعات دارد؛ زیرا معتقد است مطبوعات زمینه بروز و ظهور نیهیلیسم را فراهم می آورند. دریفوس، این اندیشه کی یرکگور را به دیگر تکنولوژی های اطلاعاتی _ به ویژه اینترنت بسط می دهد. مقاله حاضر نشان می دهد که این نگرش کی یرکگور– دریفوس نتیجه انسان شناسی و تلقی خاصی از معنای زندگی است که نیازمند بررسی های نقادانه بیشتر است. در مقاله حاضر، توضیح می دهیم که هر چند بصیرت های کی یرکگور و دریفوس در شناخت مخاطرات تکنولوژی اطلاعات با اهمیت اند، اما رویکرد آن ها در قبال معنابخشی به زندگی و هویت انسانی، تحلیلی یک جانبه از موقعیت مسئله ارائه می کند و خصوصاً به دلیل اتکای آن به «تعهد غیرمشروط» محل مخاطرات جدیدی است. پیشنهاد نهایی این است که اتخاذ موضع مناسب در قبال تکنولوژی اطلاعات، نیازمند انسان شناسی مناسبی است تا با بهره گیری از حکمت دینی– اخلاقی ظرفیت لازم برای بهره مندی ایمن از تکنولوژی به دور از نیهیلیسم را فراهم کند و در عین حال، با استفاده از مهندسی تدریجی و در فرایندی دموکراتیک، به صورت نهادی آن را کنترل نماید.
رابطه متافیزیک و علوم شناختی: نقدی بر متافیزیک طبیعی شده آلوین گولدمن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متافیزیک سال یازدهم پاییز و زمستان ۱۳۹۸ شماره ۲۸
49 - 66
حوزههای تخصصی:
علوم شناختی دانشی میان رشته ای است که به مطالعه چیستی ذهن و نحوه عملکرد آن می پردازد. در مقابل، دلمشغولی متافیزیک، مطالعه و کشف ساختارهای عینی واقعیت است. به غیر از «متافیزیک ذهن» که نقطه اشتراک این دو حوزه به شمار می آید، ارتباط چندانی میان آن ها متصور نیست. با اینحال، گولدمن -فیلسوف معاصر- معتقد است هر چند مطالعه ذهن تنها بخشی از متافیزیک به شمار می رود، اما در جریان هر تحقیق متافیزیکی نقش ایفا می کند. از نظر او، مطالعه ذهن بخشی از هر تحقیق متافیزیکی است، حتی آن دسته از تحقیقات متافیزیکی که پرسش از ذهن و حالات ذهنی هدف آن ها نیست. او پروژه اش را «متافیزیک طبیعی شده» می نامد و بر اساس آن، می کوشد نشان دهد که یافته های علوم شناختی، نقش اساسی در پذیرش یا رد یک نظریه متافیزیکی ایفا می کنند. هدف ما در این مقاله، تحلیل و بررسی رابطه متافیزیک و علوم شناختی بر مبنای متافیزیک طبیعی شده آلوین گولدمن است. بر این اساس، نشان خواهیم داد که هر چند یافته های علوم شناختی می توانند نقش قابل توجهی در متافیزیک ذهن و متافیزیک های مفهوم گرا داشته باشند، اما نقش آن ها در متافیزیک های واقع گرا محل تردید است. بعلاوه، نشان خواهیم داد که یافته های علوم شناختی به تنهایی و بدون بهره گیری از یک پیش زمینه متافیزیکی نمی توانند در داوری های متافیزیکی نقش آفرینی کنند.
تأملی بر نقش معنویت در حل بحران محیط زیست از دیدگاه سیدحسین نصر و ارزیابی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فلسفه دین سال شانزدهم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳ (پیاپی ۴۰)
433 - 457
حوزههای تخصصی:
نقشی که معنویت در حل بحران زیست محیطی ایفا می کند، یکی از مهم ترین مسائلی است که سنت گرایان و از جمله سید حسین نصر بر آن تأکید کرده اند. پرسش اصلی تحقیق این است که از دیدگاه نصر، معنویت چه نقشی در حل بحران محیط زیست دارد؟ هدف اصلی این پژوهش، تبیین مدعای فوق و پاسخ به آن بوده که با روش تحلیل محتوا در تبیین داده ها صورت گرفته است. یافته های تحقیق نشان می دهد که از دیدگاه نصر، بحران ارتباط انسان و طبیعت در غرب، محصول عقل گرایی، علم گرایی محض و انسانمداری مطلق است. برای حل این بحران، چاره ای جز رجوع به دین، معنویت و تدوین اصول اخلاقی در چارچوب دین درباره محیط زیست نیست و توجه انسان به خلیفه بودنش از طرف خدا و مسئول بودن در قبال طبیعت، نقش اساسی در حل این بحران دارد.
بررسی تطبیقی مفهوم کمال اول و ثانی نزد ارسطو و ابن سینا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حکمت و فلسفه سال پانزدهم بهار ۱۳۹۸ شماره ۱ (پیاپی ۵۷)
141 - 164
حوزههای تخصصی:
بحث کمال در اندیشه ارسطو و ابن سینا جایگاه های متفاوتی دارد. هم ارسطو و هم ابن سینا کمال را به کمال اول و کمال ثانی تقسیم کرده اند. ایندو چه تفاوتی باهم دارند و هریک این مفاهیم را به چه معانی بکار برده اند و حوزه استفاده از آن ها کجاست؟ آیا ابن سینا از ارسطو متأثر شده یا از او فراتر رفته است؟ ارسطو برای بحث از کمال از دو واژه «انرگیا و انتلخیا» بحث کرده است و در جایگاه های متفاوتی در مابعدالطبیعه، علم النفس، طبیعیات و اخلاق از آن بحث کرده است؛ او در علم النفس و بحث حرکت از کمال اول و کمال ثانی سخن گفته است؛ برای او کمال اول مرحله مقدماتی کمال ثانوی است؛ در علم النفس کمال اول جنبه ای از قوه دارد و در حرکت کمال ناقص است؛ ابن سینا در آثار مختلفش کمال اول و ثانی را مرتبط با موضوعات طبیعی مانند حرکت، نفس، و بعضا درباره خداوند و نسبتش با مخلوقات بکار برده است. درمورد نفس، با دو نگاه به نفس از حیث ارتباطش با بدن و نیز از حیث مجرد دانستن آن دو نگاه به بحث کمال دارد و کمال برای او وجودی و اشتدادی است و کمال ثانی تابع کمال اول است. قصد این نوشتار بحث درباره این تقسیم بندی به کمال اول و ثانی و موضع آن در ارسطو و ابن سیناست.
صورت های زمانی پارادوکس مور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جملات موری جملاتی مانند "p اما من باور ندارم که p" یا "p اما من باور دارم که چنین نیست که p" هستند، که علی رغم ممکن الصدق بودن محتوای آنها اظهار یا باور به آنها با نوعی پوچی همراه است. ادعا می شود این جملات تنها در صورتی که در قالب زمان حال اظهار یا باور شوند پوچ خواهند بود و در صورتی که آن ها در قالب زمان گذشته یا آینده اظهار شوند اظهارشان پوچ نخواهد بود. ما در این مقاله می کوشیم به تحلیل صورت های زمانی مختلف جملات موری در زمان های گذشته، حال و آینده بپردازیم. برای این منظور از منطقی استفاده می کنیم که ترکیبی از منطق های زمان و باور است. سپس با صورت بندی جملات موری در زمان های مختلف نشان می دهیم که بر خلاف ادعای مرسوم صورت های گذشته و آینده این جملات لزوما پوچ نخواهند بود. در نهایت به معرفی شرایط لازم و کافی پوچی جملات موری در زمان های گذشته، حال و آینده می پردازیم.