فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۴۶۱ تا ۴٬۴۸۰ مورد از کل ۱۵٬۲۸۷ مورد.
منبع:
پژوهش های فلسفی بهار ۱۳۹۸ شماره ۲۶
381-394
حوزههای تخصصی:
ادراک ارسطو از این همانی در سه شکل این همانی نوعی، جنسی و عددی خلاصه می شود. شرط اساسی در مورد سخن گفتن درباره هر نوع نسبت و حمل این است که هر شی خودش باشد و در بستر زمان و تغییرات لایتغیر باشد، لذا ما با وضع اصل این همانی به صورت شناخته شده و منطقی آن (الف=الف) روبرو هستیم. ارسطو با وضع منطق و برتری نهادن این همانی عددی بر سایر انواع این همانی زمینه ساز برداشتی خاص از عالم است. پس از ارسطو عالم ذهن و تفکر منطقی رفته رفته، عالم و تفکری غالب گردید. نقش اصل این همانی در این بین، متعیّن کردن و شکل بخشیدن به وجود منطقی است. با برتری این همانی عددی و در واقع قوام اصل این همانی به عنوان برابری هر چیزی با خودش، ماهیت مقولات دیگر نه به عنوان مقولات وجود، بلکه مقولاتی با ماهیتی ذهنی منطقی محسوب می شوند. در این پژوهش نشان داده می شود که با ادراکی عددی از اصل این همانی و تعریف این همانی به برابر بودن هر چیز با خودش و عطف توجه به صرفا صورت منطقی این گزاره، ماهیت مقولات، ماهیتی ذهنی منطقی می گردد. گرچه در ارسطو مقولات، مقولات وجود هستند، اما تعریف و تسلط اصل این همانی به صورت الف=الف، باعث می گردد تا توجه صرفا به صورت منطقی این اصل معطوف گردد و از بار و مایه هستی شناختی تهی گردد. لذا برداشت خاصی از اصل این همانی در طول تاریخ، منجر به شکل گرفتن ماهیت ذهنی منطقی مقولات می شود.
تأملی فرااَخلاقی در نظریه فرمان الهی آئودی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متافیزیک سال یازدهم پاییز و زمستان ۱۳۹۸ شماره ۲۸
81 - 96
حوزههای تخصصی:
نقض خودآیینی اخلاق و معضل بی دلیلی (دل بخواهی گری ) دو مشکل عمده نظریه فرمان الهی است. آئودی مدّعی است که با پذیرش مبنایی پیشینی برای نظریه فرمان الهی می تواند به هر دو مشکل پاسخ دهد. بنابر دیدگاه آئودی، ویژگیِ «الزام» با ویژگیِ الهیاتیِ «فرمان پذیری» این همان است؛ اما هر دوی این ویژگی ها بر ویژگی های غیراخلاقی (طبیعی) مبتنی هستند. ابتنای ویژگی های اخلاقی (الهیاتی) بر ویژگی های طبیعی پیشینی و ضروری است. درنتیجه چنین رابطه ای ، اصول بنیادین اخلاق حقایقی ضروری به شمار می آیند و حقایق ضروری به خواستِ خداوند متعیّن نمی شوند . این سخن بدین معناست که شناخت مفاهیم اخلاقی، مستقل از مفاهیم الهیاتی، امکان پذیر است. در این مقاله تلاش شده است تا نشان داده شود که نظریه فرمان الهیِ آئودی با آزادانه دانستنِ فرمان های خداوند، که نظریه ای مشهور و پذیرفته شده در میان دین داران است، در تعارض است. مقاله حاضر برای نشان دادن این تعارض، از سه گانه (تریلما) مورفی بهره برده است . مورفی این سه گانه را بر ضد همه خوانش های نظریه فرمان الهی که به این همانی ویژگی های اخلاقی و ویژگی های الهیاتی قائل اند مطرح کرده است.
بررسی و نقد ایمان و مولفه های آن در اندیشه ی تیلیش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پل تیلیش، یکی از تاثیرگذارترین متکلمان و فیلسوفان دین در قرن بیستم، در تعریفی نو و چالش برانگیز از ایمان، آن را حالت دلبستگی نهایی انسان دانست که شامل مولفه ی ذاتی شک است. این شکی وجودی است که به تعبیر ما، از دل همه ی ساحات وجودی آدمی، از جمله ساحت شناختی باورها، ساحت احساسات، عواطف و هیجانات، و ساحت خواست ها، برمی خیزد و با اضطرابی که ایجاد می کند، تمام وجود انسان را مورد هجوم بی پروای خویش قرار می دهد. یگانه راهی که تیلیش برای غلبه بر این تردید بنیادین سراغ دارد، شجاعت است. انسان مومن، علی رغم عواملی که هستی، ارزش ها و معنای زندگی اش را تهدید می کند، می تواند با فضیلت شجاعت، بر این تردیدها فائق آید. ما علاوه بر بررسی و نقد دیدگاه تیلیش و تشریح مفهوم شک وجودی، به سه روش استدلال می کنیم که ایمان دینی باید شامل شک و عدم قطعیت باشد. سه دلیل عبارت اند از: لزوم وجود تصدیق اختیاری، لزوم حضور مولفه ی اعتماد، و لزوم ستایش برانگیزی عمل اخلاقی در ایمان.
تبیین نظریه معرفت ملاصدرا بر مبنای اسفار چهارگانه عقلی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
ذهن پاییز ۱۳۹۸ شماره ۷۹
67 - 94
حوزههای تخصصی:
ملاصدرا کامل ترین و دقیق ترین کتاب فلسفی اش را بر مبنای اسفار اربعه نگاشته است. وی در م قدمه این ک تاب می گوید، سیر و سلوک علمی و طی درجات و م راتب دان ش های فلسفی را به سفر روحانی سلاک تشبیه کرده و به این جهت نام این کتاب را اسفار گذاشته است. مدعای این مقاله آن است که ملاصدرا، مسأله شناخت را بر اساس اسفار اربعه عرفا و همچنین قوس صعود و نزول تبیین کرده است. وی با تأسیس مبانی خاصش، سعی دارد راهی برای شناخت جهان، خصوصا شناخت عالم غیب و خداوند، ترسیم کند؛ درحالی که این رویکرد عموما توسط شارحان و مفسران اسفار نادیده گرفته شده است. عدم توجه به این رویکرد، در مواردی موجب برداشت های متعارض از دیدگاه های ملاصدرا شده است. مقاله حاضر با تبیین فرایند شناخت ملاصدرا بر اساس اسفار اربعه، نشان می دهد که تبیین شناخت بر مبنای اسفار اربعه، می تواند راه حل مناسبی برای برخی تعارضات ظاهری خصوصا در مسئله علم و ادراک پیش رو نهد.
خاستگاه ضرورت فلسفی از دیدگاه علامه طباطبائی و تفاوت آن با صدرالمتالهین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حکمت و فلسفه سال پانزدهم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳ (پیاپی ۵۹)
85 - 108
حوزههای تخصصی:
تردیدی نیست که هم صدرالمتألهین و هم علامه به ضرورت فلسفی در خارج قایل هستند و فلسفه خویش را با ضرورت آغاز می کنند. اساساً ضرورت، اصل و مبنای جمیع موجودات و حقایق در عالم خارج است بلکه عین خارجیّت اشیاء است. موجودی که سهمی از ضرورت ندارد سهمی از خارجیّت و واقعیّت نیز ندارد. اما اختلاف صدرالمتألهین و علامه بدین جا بر می گردد که منشأ این ضرورت چیست و از کجا نشأت گرفته است؟ هر کدام از این دو فیلسوف ضرورت را از یک شیئی انتزاع می کنند. صدرالمتألهین ملاک ضرورت را از وجود و علامه از اصل واقعیت اشیاء می گیرد. به عبارت دیگر مبنای ضرورت فلسفی اشیاء نزد صدرالمتألهین وجود و نزد علامه اصل واقعیّت است. صدرالمتألهین فلسفه را با وجود شروع می کند و علامه با اصل واقعیّت اشیاء آغاز می کند. در این مقاله نخست پیرامون این موضوع می پردازیم که فرق منشأ انتزاع ضرورت فلسفی نزد صدرالمتالهین و علامه از کجا نشأت گرفته و سپس چه ثمرات و آثار عینی و فلسفی بر این دو نظر مترتّب می شود و هدف ما در این مقاله آن است که اختلافات میان این دو نظر را به تفصیل و جزئیات مطرح کنیم.
قطعه، به مثابه بازگشت ابدی؛ زمان و نوشتار غیردیالکتیکی در خوانش بلانشو از نیچه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متافیزیک سال یازدهم بهار و تابستان ۱۳۹۸ شماره ۲۷
1 - 18
حوزههای تخصصی:
قطعه نویسی به مثابه ی نحوه ای نوشتن/اندیشیدن که اساساً بر ناکاملی و گسستگی از تمامیت و کلیت دلالت دارد، در آثار بلانشو به سان فوریتی مطرح می شود که رها از اندیشه سیستمی و یا دیالکتیکی، کرانمندی و تناهی را تصدیق می کند و همزمان بازتابی از گشودگی بی کران اندیشه و نوشتار است. درک اهمیت قطعه نویسی به عنوان امری که پس از به اتمام رسیدن نیروهای اندیشه ی سیستمی فوریت می یابد، می تواند در گرو خوانشی از تاریخ باشد که کلیدواژه ی آن نه پیشرفت و تحقق، که بازگشت و تکرار است. نیچه که خودْ آثارش آکنده از فضایی قطعه وارند، با معرفی آموزه بازگشت ابدی، دوشادوش ابرانسان، جهانی را ترسیم می کند که در آن انسان با کرانمندی رو به روست و تنها در صورت آری گویی بدان است که می تواند از هیچ انگاری گذر کند. جستار حاضر با خوانش و تحلیلی که از نقش و ویژگی قطعه در آراء بلانشو ارایه می دهد کوشش می کند تا با پیوند آن با آموزه بازگشت ابدی نیچه، فوریت قطعه نویسی را در قبال امر کلی و نیز آری گویی به تناهی، به بحث و بررسی بگذارد.
فهم مضامین فلسفی داستان ها و حکایت های کتب فارسی دورۀ ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر فهم مضامین فلسفی داستان ها و حکایت های کتب فارسی دورة ابتدایی با روش پژوهش کیفی، از نوع تحلیل محتوا بوده است. جامعة آماری پژوهش را، داستان ها و حکایت های کتاب درسی فارسی بخوانیم دورة ابتدایی (دوم تا ششم ابتدایی) تشکیل می دهد. نمونة پژوهش به شیوة هدفمند، محتوای تمامی داستان ها و حکایت های فارسی در نظر گرفته شد و برای این منظور پس از بازخوانی داستان ها و حکایت ها و کدگذاری آن ها، مقوله های محوری متن استخراج شد. در نهایت با عنایت به مقوله های فلسفی (هستی شناسی، شناخت شناسی و ارزش شناسی) هر یک از مقوله های محوری تحت مضامین فلسفی طبقه بندی شدند. نتایج پژوهش نشان داد: مضامین فلسفی اکثر مقوله ها تحت معرفت شناسی و ارزش شناسی قابل تبیین بودند و در برخی از موارد نیز هستی شناسی مورد توجه بوده است. در نتیجه، با توجه به نتایج به دست آمده، داستان ها و حکایت های مورد بررسی نیازمند بازنگری و بازتألیف بر مبنای "برنامة فلسفه برای کودکان" است.
سیر تطور اندیشه جان رالز و زمینه های شکل گیری نظریه عدالت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عدالت از مفاهیم بنیادینی است که نحله های فکری مختلف به آن توجه ویژه کرده اند. جان رالز فیلسوف برجسته اخلاق و سیاست در حوزه اندیشه سیاسی مغرب زمین در زمره اندیشمندانی است که تلاش داشت تا پیرامون عدالت اندیشه ورزی کند. رویدادهای سیاسی واجتماعی در ایالات متحده آمریکا،درعرصه جهان ونیزجنگ باویتنام، رالزرابا این پرسش روبروساخت که چه عواملی کشوری چون آمریکا را به سیستمی ناعادلانه وتجاوزکارانه در جهان کشانده است.این دل مشغولی ها،اراده اورا به سوی تدوین یک نظریه تاثیرگذار دراندیشه سیاسی استوارکرد. جان مایه اندیشه رالز درنظریه عدالت، دارای چهار عنصر کلیدی:شهودگرایی اخلاقی، آزمایش ذهنی، وضعیت اصلی و آزادی است. کتاب نظریه عدالت او انعکاس دیدگاه او در باره عدالت به مثابه انصاف و عدالت سیاسی است که در آن از عدالت به مثابه انصاف، آزادی قانونی، مفهوم عدالت عدالت توزیعی بحث شده است. عدالت رالز ریشه در سنت کانتی دارد. لذا در آن بر مفهوم اخلاقی عدالت تأکید می کند و سرانجام تحت انتقاداتی در چرخشی، به عدالت سیاسی می رسد. سوال اصلی در این پژوهش آن است که چه عواملی در شکل گیری نظریه عدالت جان رالز، نقش موثر داشته اند؟ و فرضیه اینست که در شکل گیری عدالت توزیعی او، نظام فلسفی،فلسفه اخلاق،نظریه قرارداد اجتماعی کانت و فلسفه حق هگل، در شکل گیری نظریه عدالت سیاسی او، نقدهای تأثیرگذار از سوی، رادیکال های سیاسی و جامعه گرایان نقش داشته اند.
بررسی نظریه ی اتکای اولیات بر علم حضوری، بر مبنای دیدگاه های ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های معرفت شناختی بهار و تابستان ۱۳۹۸ شماره ۱۷
47 - 63
حوزههای تخصصی:
نظریه ی ارجاع علم حصولی به علم حضوری ریشه در دیدگاه فیلسوفانی همچون ملاصدرا دارد و در آثار متفکران متاخر همچون مصباح یزدی پرورانده شده است. هدف این مقاله وضوح بخشی معرفت شناسانه به این دیدگاه با ابتناء به آثار ملاصدراست. این منظور با طرح چهار پرسش و پاسخ به آن ها انجام خواهد شد. این چهار پرسش متمرکز به چهار ویژگی اساسی اولیات و پیدا کردن ریشه ی آن ها (سه ویژگی از این چهار ویژگی) در متن علوم حضوری است. اولین ویژگی واقع نمایی اولیات است، دومین ویژگی کلیت آن هاست، سومین ویژگی ضرورت قضایای اولی است و چهارمین ویژگی پایه بودن این قضایاست. بایستی ریشه ی این چهار ویژگی را در متن علم حضوری که واقعیتی شخصی و ظاهرا فاقد وصف ضرورت است پیدا کنیم، آن هم به گونه ای که آنچه می گوییم از سنخ استدلال و استنتاج نباشد، در غیر اینصورت ویژگی چهارم اولیات (پایه بودن اولیات) را رعایت نکرده ایم.
نقد دیدگاه معاصرین در حل شبهه تعارض میان «مشهوری» بودن و «عقلی» بودن گزاره های اخلاقی در نگاه ابن سینا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فلسفی تابستان ۱۳۹۸ شماره ۲۷
213-230
حوزههای تخصصی:
مسئله مشهوری بودن گزاره های اخلاقی در نگاه شیخ با عقلی دانستن آنها از سوی وی دارای یک نوع تعارضی می باشد که به دنبال آن نقدهایی به مبانی اخلاقی ابن سینا از سوی منتقدان مطرح شده است. نگاه عمده در معاصرین جهت ارائه برون رفت از این تعارض به این گونه است که مشهوری بودن گزاره های اخلاقی ناظر به ساحت منطقی این قضایا است و عقلی بودن قضایای مزبور مربوط به ساحت معرفت شناختی و فلسفی احکام اخلاقی می باشد. این مقاله نشان داده است که از طرفی تفکیک میان ساحت منطقی و فلسفی در قضایای اخلاقی به تنهایی نمی تواند ثابت نماید هیچ پیوند منطقی میان این دو برقرار نیست. از طرفی دیگر می توان نشان داد: ساحت وجود شناختی و معرفت شناختی در گزاره های اخلاقی(علیرغم تمایز و استقلال)کاملاً مرتبط با یکدیگر هستند و همین امر می تواند نشانه ای برای ارتباط ارگانیک ساحت منطقی و ساحت معرفت شناختی در این گزاره ها تلقی شود (برخلاف آنچه معاصران برآن تأکید دارند). همچنین با توجه به تعریف و شاخصه هایی که تفکر سینوی برای گزاره های اخلاقی به عنوان قضایای مشهور خاص حقیقی مطلق بر می شمارد، قطعاً این گزاره ها نمی توانند عقلی محسوب شوند و لذا مشهوری بودن و عقلی بودن در نگاه اخلاقی ابن سینا در تعارض آشکار با یکدیگر قرار دارند.
نقد و بررسی آراء آلن وود در خصوص چالش صورت گرایی در اخلاق کانتی از منظر رابرت پیپین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حکمت و فلسفه سال پانزدهم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۴ (پیاپی ۶۰)
217 - 243
حوزههای تخصصی:
در این مقاله می کوشیم به نقد و بررسی آراء آلن وود به منظور حل معضل صورت گرایی در اخلاق کانت بپردازیم. وود از جمله مفسران کانت است که سال ها با معضل صورت گرایی دست به گریبان بوده است. او زمانی این اشکال را تا حدودی به اخلاق کانت وارد می دانست و در دوره ای می کوشید در قامت مدافع، پاسخی درخور برای حل این چالش ارائه کند. در بخش مقدمه از مسیر تشریح مبانی نظری لازم برای ورود به مسئله، اهمیت این چالش برای داوری در خصوص نظام اخلاقی کانت را روشن می کنیم و نشان می دهیم که معضل صورت گرایی چرا و چگونه پدید آمد. در بخش دوم به نحوه مواجهه وود با این معضل می پردازیم و موضع نهایی او را در مقام مدافع به سنجش خواهیم گذاشت. در ادامه به نقدهایی می پردازیم که پاسخ وود قادر به پاسخگویی به آن ها نیست؛ نقدهایی که از سوی رابرت پیپین و از رویکردی هگلی به این پاسخ ها طرح شده است. در بخش نتیجه گیری نشان می دهیم که چرا نسبت دادن نظریه ارزش به کانت در حل معضل صورت گرایی ناکام می ماند. علاوه بر این، به امکان پاسخ گویی به نقدهای پیپین از طریق خوانشی متفاوت به اختصار می پردازیم. خوانشی که مدعی است با محوریت بخشیدن به فلسفه تاریخ و فلسفه دین کانت، می توان مضامین لازم برای پر کردن قانون اخلاق تهی و سوژه صرفاً معقول اخلاق کانت را فراهم آورد. مضامینی که با پیوند دوباره سوژه اخلاقی به جهان بیرون و هویت انضمامی او، در حل چالش صورت گرایی راهگشا خواهند بود.
عینیت یا غیریت علت غایی با غایت از منظر علامه طباطبایی(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
یکی از مسائلی که در مبحث علت و معلول دربین فلاسفه اسلامی مطرح گشته است ، مسئله علت غایی است که نباید با واژه غایت خلط نمود و مترادف با آن دانست ، زیرا علت غایی به معنای «مالاجله الفعل » و غایت به معنای «ما ینتهی الیه الحرکه » است. از ویژگی های علت غایی این است که متقدم بر صدور فعل و از شئون فاعل است ؛ به خلاف غایت که متأخر از صدور فعل بوده و آن کمال ثانی برای فعل محسوب می گردد. به تبع فلاسفه اسلامی ، علامه طباطبایی نیز به بحث از علت غایی و احکام آن پرداخته است. ایشان در نهایه الحکمه ، درذیل مبحث علت غایی ، عبارتی را آورده است ، که در ظاهر ، علت غایی را عین غایت دانسته و بین آن ها تفاوتی قائل نشده است ، لکن با ادله و شواهدی که در این مقاله آورده می شود ، اثبات می گردد علامه آن دو را مغایر یکدیگر می داند.
ساختار آزادی: سیستم یا فوگ؟(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نشریه فلسفه سال ۴۷ بهار و تابستان ۱۳۹۸ شماره ۱
41 - 51
حوزههای تخصصی:
اگرچه تغایر ظاهری میان آزادی و سیستم همواره در طول تاریخ اندیشه، زمینه ساز مباحث متعددی بوده است، اما این فیلسوفان ایدئالیست آلمانی بودند که برای نخستین بار، نسبت میان این دو مفهوم را به نحوی صریح صورت بندی کردند. در اینجا سیستم که ضامن انسجام شناخت است، بنیادی سوبژکتیو و عقلانی است؛ اما هایدگر در اندیشه متاخر خود از مفهوم سیستم که ساختار آن براساس نظمی ریاضیاتی تعیین می شود ولذا دلالت های مطلقا سوبژکتیو دارد، عبور می کند و به جای آن مفهوم فوگ را برای اشاره به ساختار باشندگی هستی به کار می گیرد. اگرچه بر فوگ، همان انتظام سیستم حکم فرمایی نمی کند، اما این ساختار هم نظم خاص خودش را دارد. ویژگی ممتاز این نظم، قائم به ذات بودنِ اجزاء فوگ درعین وحدت آنهاست. به عبارت دیگر، این نظمی است که در آن آزادی هر جزء حفظ می شود و حتی این آزادی، وحدت درونی کل فوگ را تقویت می کند. بدین سان، مفهوم فوگ به هایدگر مجال می دهد تا ساختار منظمی را به اندیشه درآورد که نه تنها در برابر آزادی قرار نمی گیرد، بلکه اصلا اساس و بنیان آن آزادی است.
Does Tillich Have A Hidden Debt To Kant?(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
After briefly recounting a strange, quasi-mystical experience I had while first reading Immanuel Kant’s Critique of Pure Reason , I devote most of this article to exploring various similarities between theories Kant developed and ideas more commonly associated with Paul Tillich. Hints are drawn from Chris Firestone’s book, Kant and Theology at the Boundaries of Reason , which argues that my interpretation of Kant echoes themes in Tillich’s ontology. Among the themes whose Kantian roots I explore are Tillich’s theories of: God as the Ground of Being; faith as ultimate concern; courage as the proper life-choice in the face of the anxiety that naturally arises out of an honest response to the human situation, given our fundamental alienation from the divine; the crucial role of cultural symbols in bringing faith into historically realistic expressions; political forms as ideally self-negating; and love as a gift that we must express with power and justice in order to be efficacious. After considering whether Kant influenced Tillich more than Tillich ever admitted, I conclude by wondering if my own effort to develop an “affirmative” interpretation of Kant’s theory of religion may have itself had a hidden influence from my prior reading of Tillich.
language and philosophy: an analysis of the turn to the subject in modern philosophy with historical linguistic approach(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فلسفی پاییز ۱۳۹۸ شماره ۲۸
263-274
حوزههای تخصصی:
One of the main characteristics of the philosophy of Descartes which marked the starting point of modern philosophy and was continued by English empiricism and German Idealism is a special attention to the subject instead of cosmos, being or God. But what caused such a turn to subject? With a historical linguistic approach it can be shown that the replacement of old languages of philosophy namely Greek, Arabic and Latin language by modern European languages namely French, English and German can be one of the causes of that turn in the history of philosophy. It seems interesting that the change in modern European language occurred exactly at the same time the modern philosophy appeared. In this research we will concentrate on the word order and the possibility of the omission of the subject in the sentence. In modern European languages there is a insistence on the subject to appear at the beginning of the sentence. This can lead to a special attention to the subject in philosophical aspect. It may seem interesting that old languages of philosophy are null-subject languages in the sense that in these languages the subject can be omitted. In these languages the subject sometimes comes after the verb or even will not appear in the phrase. That may seem why in those languages a philosophy similar to modern philosophy did not appear. Finally it will be shown that the change in language did not confine to mere language and has important philosophical implications.
جایگاه توان اندیشه ورزی و برابری ذاتی انسان ها در عدالت اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قبسات سال بیست و چهارم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۹۳
101 - 125
حوزههای تخصصی:
خوانشی که در مکاتب مختلف از انسان وجود دارد، بر عرصه های گوناگون عدالت اجتماعی از جمله مفهوم، اصول، مسائل و قواعد تأثیر مستقیم دارند. محور این نوشتار بررسی جایگاه توان اندیشه ورزی و برابری ذاتی انسان ها همسو با غایت فرجامین آفرینش از ابعاد انسان شناختی در عرصه عدالت اجتماعی است. رهاورد این بررسی که به روش توصیفی- تحلیلی است، این است که توان اندیشه ورزی و برنامه ریزی و برابری ذاتی انسان ها در خلقت آغازین به عنوان مبانی انسان شناختی در گستره عدالت اجتماعی اسباب جهت گیری ای خاص در این حوزه ایجاد می کنند. عدالت اجتماعی دارای حوزه های مختلف مربوط به عقل نظری و عقل عملی است. مباحث ناظر به عدالت اجتماعی در عقل عملی می بایست با هدف آفرینش در عقل نظری سازواری داشته باشند و الزامات مربوط به آن در عقل عملی و ابزاری نیز می بایست با غایات عقل نظری همسو باشند. انسان عاقل بر اساس کارکردهای نظری، عملی و ابزاری می تواند برای حرکت در جهت کمال و رسیدن به جامعه عدل محور برنامه ریزی کند. از الزامات عقل عملی همسو با غایت عقل نظری، برابری ذاتی انسان ها در آفرینش است. این مبنا در عقل عملی ما را ملزم می کند در استحقاق های برابر، تساوی را رعایت کنیم. حاصل این مبنا در عرصه عدالت اجتماعی، اعطای حقوق اولیه بدون تبعیض در شرایط برخورداری مساوی به همگان است.
بررسی انقطاع وحی و انفتاح باب الهام در اندیشه امامیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قبسات سال بیست و چهارم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۹۳
153 - 176
حوزههای تخصصی:
انقطاع وحی و ختم نبوت یکی از اندیشه های مسلم و مورد اجماع علمای اسلامی است. انفتاح باب الهام نیز پس از ختم نبوت از دیگر مسائل کلامی است که مورد توجه و عنایت علما با رویکردهای مختلف قرار گرفته است. از جمله علمای امامیه با تأکید بر انقطاع وحی بر انفتاح باب الهام نیز توجه خاص نموده اند؛ زیرا امامان خویش را برخوردار از علم ویژه الهی می دانند که از آن به الهام و تحدیث یاد می کنند. اخیراً با توجه به این تقریری که شیعه از علم امام ارائه می کند، بعضی خواسته اند شیعه را تنزل دهنده خاتمیت و علم امام را ناقض انقطاع وحی قلمداد نمایند. ازاین رو در این جستار برآنیم پس از بررسی مفاهیم دخیل در بحث، حقیقت وحی، رابطه آن با الهام و انواع تبیین هایی را که اندیشمندان امامیه با رویکردهای مختلف درباره تفاوت نبوت و امامت یا وحی و الهام داشته اند، بنمایانیم و ساحت شیعه را از این نسبت ناروا مبرا سازیم.
نقد و بررسی نسبت علم الهی با اختیار انسان در الهیات گشوده بر مبنای فلسفه صدرایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خداباوری گشوده، رویکردی نوین در عرصه الهیات و فلسفه دین به شمار می رود که با نظرات و دیدگاه های خود نظرات اندیشمندان معاصر را به خود جلب کرده است. ادعای اصلی حامیان این رویکرد این است که بسیاری از آموزه های رایج کلام مسیحی در باب ذات و صفات خداوند مطابق با کتاب مقدس نیستند و از همین رو ناسازگاری هایی را با علم جدید در اندیشه های دینی به وجود آورده است. یکی از این ناسازگاری ها، در مسئله تعارض میان علم پیشین الهی و اختیار انسان نمود پیدا می کند. خداباوران گشوده ضمن بازتعریف برخی صفات خداوند ازجمله علم مطلق خداوند، سعی در حل این تعارض سنتی و جنجالی کرده اند. آن ها همچنین برای حل این مسئله، رابطه خداوند با جهان را نیز به گونه ای جدید تفسیر کرده اند. در این مقاله تلاش می شود تا روش حل تعارض میان علم پیشین خداوند و اختیار انسان توسط الهی دانان گشوده با تکیه بر فلسفه صدرایی مورد واکاوی و نقد قرار گیرد.
نیچه و خاستگاه «درباره ی تاریخ احساس های اخلاقی»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فصل دوم بشری بس_بسیار بشری با عنوان «د رباره ی تاریخ احساس های اخلاقی» بیانگر اولین مواجهه ی جدی و مستقیم نیچه با مسأله ی اخلاق در آثار منتشرشده ی وی است و از این رو از اهمیت بسیاری در شکل گیری اندیشه های نیچه در مقام یک فیلسوف اخلاق برجسته برخوردار است. مقاله ی کنونی نخست می کوشد نشان دهد که چرا و چگونه نیچه به تاریخ احساس های اخلاقی در دوران میانی تفکرش عطف نظر کرد و در واقع خاستگاه آن کدام است و این عطف نظر از چه مسیری و در چه بستری رشد کرد. برای نشان دادن این مسیر و بستر، نویسنده به بررسی پس زمینه ی مطالعاتی نیچه در فلسفه ی اخلاق شوپنهاور و پل ره می پردازد و آن مایه از افکار این دو اندیشمند را که مورد توجه و دغدغه ی نیچه در تاریخ احساس های اخلاقی بوده است بررسی می کند. سپس ضمن بررسی فصلِ « درباره ی تاریخ احساس های اخلاقی» نشان می دهد که چگونه و دقیقاً بر سر چه مباحثی نیچه مسیر خود را از شوپنهاور و پل ره جدا می کند و راه را برای ظهور یک تبارشناسی-روانشناسی اخلاق در آثار میانی و سپس تر در آثار متأخر خود باز می کند.
ترسیم و بررسی الگوی ناسازگارگرایی وجوب علّی و مسئولیت اخلاقی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تأملات فلسفی سال نهم پاییز و زمستان ۱۳۹۸ شماره ۲۳
303 - 326
حوزههای تخصصی:
نسبت میان وجوب علّی و مسئولیت اخلاقی از درازدامنه ترین مباحث دهه های اخیر در میان فیلسوفان اخلاق غرب بوده است. مقاله پیش رو می کوشد تا در گام نخست نقشه جامعی از الگوهای مختلف این متفکران را در پاسخ به مسئله اخیر ارائه و سپس تقریرهای ناسازگارگروانه از آن را تبیین و بررسی نماید. آنچنان که خواهیم دید دیدگاه مختار تعین گرایان سخت و راه حل مورد نظر اختیارگرایان به سبب اشکالات و کاستی-هایی چون تنزل عامل های اخلاقی، تخریب مفهوم مسئولیت اخلاقی و یا میان تهی نمودن مفهوم کنترل در عامل اخلاقی چندان کارامد نبوده است . بعد از بررسی می توان اذعان کرد، هنوز هم رهیافت فیلسوفان مسلمان از قوت بیشتری برخوردار است. اندیشمندان مسلمان اگرچه چندان اقبالی به بحث مستقل و مستوفایی از مسئولیت اخلاقی نداشته اند، اما در کنار طرح مباحث پراکنده ای در خصوص منشاء و قلمرو مسئولیت انسان، به موضوع اختیار عامل اخلاقی در کشاکش با دو محظور علم و اراده پیشین الهی و نیز ضرورت سابق علّی توجه جدّی داشته و اصولاً کوشیده اند تا تقریری سازگارگرایانه و منسجم در این باب ارائه کنند.