فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۶۱ تا ۹۸۰ مورد از کل ۱٬۹۹۳ مورد.
منبع:
خانواده پژوهی سال نهم پاییز ۱۳۹۲ شماره ۳۵
343-358
حوزههای تخصصی:
طلاق از مهم ترین پدیده های حیات انسانی به شمار می آید که نه تنها تعادل روانی دو انسان، بلکه تعادل روانی فرزندان، بستگان، دوستان و نزدیکان را نیز به هم می ریزد. در مطالعه حاضر به معرفی و ب ررسی ت أثی ر ب رنام ه م داخله ای کودک ان طلاق (CODIP) بر میزان سازگاری کودکان با طلاق والدین شان پرداخته شده است. برای این منظور 26 کودک طلاق (11 پسر و 15 دختر) بین حیطه سنی 7 تا 9 سال با استفاده از روش نمونه گیری از جامعه در دسترس انتخاب شدند و پس از انتساب تصادفی آزمودنی ها به دو گروه کنترل و آزمایش و انجام سه مقیاس سنجش عقاید کودکان درباره طلاق (CIAD)، فرم ارزیابی والدین (PEF) و فرم ارزیابی رهبر گروه (GLEF) روی آن ها به عنوان پیش آزمون و پس آزمون، برنامه CODIP طی 15 جلسه یک ساعته (هفته ای دو جلسه) روی گروه آزمایش اجرا شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از شاخصه های توصیفی نظیر فراوانی، میانگین و انحراف معیار و جهت آزمون سؤالات پژوهش از تحلیل کوواریانس استفاده شد. بررسی نتایج نشان داد که تفاوت بین میانگین های گروه آزمایش و کنترل در سطح 001/0 >P معنادار است، که این نتایج حاکی از تأثیر برنامه CODIP در افزایش ابراز احساسات کودکان و نگرش مثبت آن ها نسبت به طلاق والدین شان، کاهش احساسات منفی کودکان نسبت به طلاق والدین شان، بهبود رابطه کودکان با والدین و همسالان شان، و نیز افزایش کاربرد مهارت های حل مسئله در آن ها می باشد.
سرمایه اجتماعی و رابطه آن با پایگاه اجتماعی-اقتصادی در میان جوانان شهر ساری مازندران
حوزههای تخصصی:
سرمایه اجتماعی، ثروت و دارایی نهفته ای است که از آمادگی روحی – روانی افراد یک جامعه برای صرف نظر کردن از منافع شخصی و درگیرشدن در عمل جمعی پدید می آید. سرمایه اجتماعی در حقیقت به آرمان های مشترک، وفاق و انسجام اجتماعی و انگیزهای قوی برای پیشرفت، کسب افتخارات فزاینده، اعتماد، صداقت و احترام متقابل افراد جامعه نسبت به یکدیگر، رعایت ارزش ها و هنجارها و اصول اخلاقی و پرهیز از هر گونه تظاهر در کنشهای اجتماعی به منظور کمک به پویایی جامعه و ... اطلاق می گردد. پژوهش حاضر از نوع پیمایش و جامعه آماری تحقیق حاضر را کلیه جوانان شهر ساری (بر اساس تعریف سازمان ملی جوانان) تشکیل می دهند. به گزارش سازمان ملی جوانان تعداد 84541 جوان 15 تا 29 سال در شهر ساری زندگی می کنند. ضریب آلفا 91% به دست آمد. نتایج نشان داد: بین پایگاه اجتماعی-اقتصادی و میزان سرمایه اجتماعی رابطه معنی داری وجود دارد. میان سرمایه اجتماعی در میان جوانان شهر ساری از حیث جنسیت تفاوت معنی داری وجود دارد. میان سرمایه اجتماعی در میان جوانان شهر ساری از نظر سنی تفاوت وجود دارد. میان سرمایه اجتماعی در میان جوانان شهر ساری از حیث وضعیت تاهل تفاوت معنی داری وجود دارد. همچنین با به کارگیری از روش «ورود آزاد» (Enter) در رگرسیون چند متغیره، سرمایه اجتماعی تعمیم یافته به میزان 42%، سرمایه اجتماعی غیررسمی به میزان 25%، سرمایه اجتماعی امنیت به میزان 55%، سرمایه اجتماعی مشارکت به میزان 30%، سرمایه اجتماعی اعتماد به میزان 36%، پایگاه اجتماعی- اقتصادی 17% و تحصیلات 11% بر سرمایه اجتماعی مؤثراند. در نتیجه بیشترین میزان تاثیر در میان متغیرهای یاد شده متعلق به امنیت و کمترین تاثیر ناشی از تحصیلات افراد بوده است. در نهایت با توجه به میزان R2 به دست آمده می توان گفت متغیرهای این تحقیق 374% از تغییرات متغیر وابسته را تبیین می کنند.
موفقیت خانواده و تأثیر خانواده ی جهت یاب در آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر درصدد بررسی موفقیت خانواده و تأثیر خانواده ی جهت یاب بر آن، است. در این تحقیق با توجه به مبانی نظری طرح شده خانواده ی موفق تعریف شده و مؤلفه هایی همچون صمیمیت و همدلی، استقلال اعضای خانواده، رضایتمندی، تأمین نیاز اعضای خانواده، انسجام خانواده و حاکمیت ارزش های اخلاقی- اسلامی در خانواده معرفی و مفهوم سازی شدند. سپس با تعریف عملیاتی این مؤلفه ها وضعیت خانواده ها سنجیده شده است. روش انجام پژوهش پیمایش و جامعه ی آماری آن خانواده های تهرانی است که دست کم پنج سال از زندگی مشترک آ نها گذشته و حداقل یک فرزند دارند. حجم نمونه 367 خانواده برآورد شده است. نتایج توصیفی تحقیق نشان داد که 6 درصد از خانواده های تهرانی از موفقیت خانواده در سطح ضعیف، 66 درصد در حد متوسط و 28 درصد در حد مطلوبی از سلامت خانوادگی برخوردارند. نتایج تبیینی نیز نشان داد که رابطه ی قوی و معناداری بین موفقیت خانواده ی با موفقیت خانواده ی جهت یاب وجود دارد. هر کنش و واکنشی که در خانواده ی جهت یاب به وقوع بپیوندد، به طور مستقیم توسط فرزندان الگوبرداری می شود و در زندگی آینده ی آ نها منعکس خواهد شد.
مقایسه نقش های جنسیتی و خود متمایز سازی در دانشجویان متاهل زن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف مقایسه میزان تمایز یافتگی زنان در الگوهای متفاوت جنسیتی از جمله آندروژنی، مردانه و زنانه انجام، و اهمیت الگویابی جنسیتی در دستیابی به سطوح بالای تمایزیافتگی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. این پژوهش به شیوه علی مقایسه ای بوده و در آن برای تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل واریانس چند متغیری MANOVA و آزمون تعقیبی شفه استفاده شده است. جامعه آماری شامل تمامی دانشجویان متاهل دانشگاه های دولتی شهر تهران بوده است که با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای تعداد 200 نفر از آنها به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه نقش جنسیتی بم (BSRI) و پرسشنامه خود متمایزسازی اسکورون می باشد. براساس یافته های این پژوهش، میزان تمایز یافتگی و ابعاد گوناگون آن در بین الگوهای جنسیتی زنانه، مردانه و آندروژن (فراجنسیتی) متفاوت است. بدین معنا که میزان تمایزیافتگی زنان دارای الگوی جنسیتی آندروژن نسبت به سایر گروه های جنسیتی بیش تر است و میزان آن در الگوی جنسیتی زنانه کمتر از سایر گروه های جنسیتی به چشم می خورد
تحلیل رابطه میان الگوی استفاده از تلفن همراه و اعتماد متقابل زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به گسترش روزافزون کاربرد تلفن همراه و تاثیرات احتمالی آن بر نهادهای اجتماعی ازجمله خانواده، رابطه میان نحوه استفاده از تلفن همراه و اعتماد متقابل زناشویی در دستور کار این پژوهش بوده است. این پژوهش از نوع توصیفی- پیمایشی بوده و جامعه نمونه آن را تعداد 384 فرد متاهل ساکن شهر شیراز تشکیل می دهد که ازطریق نمونه گیری خوشه ای انتخاب گردیده اند. چارچوب نظری پژوهش را نظریه گسر در زمینه تاثیرات تلفن همراه بر روابط خانواده و نظریه زتومپکا پیرامون اعتماد اجتماعی تشکیل می دهد. هدف اصلی آن بوده که بدانیم آیا میان نحوه استفاده از تلفن همراه و اعتماد متقابل زوجین رابطه وجود دارد؟ و این که، تلفن همراه بر کدام مولفه ازمولفه های اعتماد زناشویی بیشترتاثیرمی گذارد؟ نتایج تحقیق نشان داد بین متغیرهایی چون میزان و گستره استفاده از تلفن همراه با اعتماد متقابل زناشویی رابطه معکوس وجود دارد. همچنین، میان فضای استفاده از تلفن همراه و میزان اعتماد متقابل زوجین رابطه مستقیم و متوسط مشاهده گردید. به علاوه، تحلیل رگرسیونی متغیرها نشان داد که سه متغیرمستقل تحقیق یعنی میزان، گستره، و فضای استفاده ازتلفن همراه در مجموع توانسته اند 27 درصد از تغییرات متغیر وابسته یعنی میزان اعتماد متقابل زناشویی را پیش بینی نمایند. نهایتاً این که، از میان سه مولفه اصلیِ اعتماد (صداقت، تعهد و پذیرش متقابل) صداقت متقابل بیشترین تاثیرپذیری را از نحوه استفاده از تلفن همراه داشته است. در مجموع، این پژوهش نشان می دهد تلفن همراه – همچون هر وسیله دیگر- بسته به فضایی که مورد استفاده قرار می گیرد می تواند نقش انسجام بخش و یا مخرب داشته باشد. اگر بر فضای مورد استفاده از تلفن همراه – درخانواده، محل کار و...- اعتماد حاکم باشد تلفن همراه این اعتماد را کاهش نداده و بلکه تقویت خواهد کرد، اما اگرفضای بی اعتمادی حاکم باشد تلفن همراه نیز این بی اعتمادی را تشدید خواهد نمود.
بررسی عوامل اجتماعی مؤثر بر تحرک اجتماعی بین نسلی در شهرکرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این تحقیق به بررسی عوامل اجتماعی مؤثر بر تحرک اجتماعی در شهر کرمانشاه می پردازد و منظور از تحرک، تحرک بین نسلی است که اطلاعات مربوط به آن با استفاده از یک نمونه 300 نفری و به روش نمونه گیری خوشه ای، از طریق پرسشنامه و با مصاحبه حضوری جمع آوری شده است. شاخص تحرک، متفاوت بودن رتبه منزلت شغلی فرزند در مقایسه با پدر می باشد. براساس این شاخص 7/18 درصد افراد پاسخگو دارای تحرک صعودی، 7/25 درصد آنان تحرک افقی، 7/29 درصد دارای تحرک نزولی و 26 درصد پاسخگویان نیز از هیچگونه تحرکی برخوردار نبوده اند.
در مجموع، یافته ها نشان می دهند که 18 درصد از تغییرات متغیر وابسته میزان تحرک اجتماعی توسط متغیر های مستقل سرمایه اجتماعی خانواده و پایگاه اجتماعی – اقتصادی خانواده وتحصیلات فرد تبیین می شود و مابقی مربوط به سایر متغیرها است. متغیرهای تحصیلات فرد و سرمایه اجتماعی خانواده دارای ضریب مثبت با متغیر وابسته بوده در حالی که ، متغیر ُپایگاه اجتماعی ـ اقتصادی خانواده دارای ضریب منفی با متغیر وابسته هستند.
عوامل اجتماعی مؤثر بر مدیریت بدن در میان جوانان گیلانغرب
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی جامعه شناختی عوامل اجتماعی مؤثر بر مدیریت بدن در میان جوانان گیلانغرب می باشد. در این پژوهش با بهره گیری از نظریه «بوردیو» و «گیدنز» به بررسی تجربی فرضیة مدیریت بدن پرداخته شده است. این تحقیق به صورت پیمایشی و با ابزار پرسشنامه با حجم نمونه 402 نفر از جوانان (دختر و پسر) 15-29 ساله ساکن در شهر گیلانغرب انجام شد. نمونه ها با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند.
یافته های تحقیق نشان می دهد میانگن کل مدیریت بدن در بین دو جنس برابر با 82/2 می باشد. از این میانگین حدود 2/3 درصد از پاسخ گویان از نظر «مدیریت بدن» در وضعیت «بالا»، و 9/72 درصد نیز در موقعیت «متوسط» و در آخر نیز حدود 9/23 درصد از این نظر در سطح «پایینی» قرار دارند.
نتایج پژوهش نشان می دهد که متغیر های جمعیتی– اجتماعی، با مدیریت بدن رابطه معناداری دارند. همچنین، نتایج رگرسیونی خطی چند متغیره نشان می دهد از بین متغیر های جمعیتی- اجتماعی مذکور تنها متغیر پایگاه اقتصادی – اجتماعی با ضریب بتای (206/0) قوی ترین رابطه با مدیریت بدن جوانان (دختر و پسر) را نشان می دهد. بطور کلی مدل ارائه شده در این مقاله 2/5 درصد تغییرات متغیر وابسته مدیریت بدن را توضیح می دهد.
جهت گیری های عاطفی افرادِ دو نسل نسبت به والدین و تعیین کننده های آن در شهر سبزوار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به بررسی جهت گیری عاطفی افراد دو نسل 18-35 سال و 36-55 سال، نسبت به والدین آنها، در شهر سبزوار می پردازد. پرسش های اصلی این پژوهش، این است که آیا جهت گیری عاطفی نسبت به والدین در طول دو نسل تغییر یافته است و به طور کلی، چه عواملی تبیین کننده این جهت گیری بوده اند؟ روش مورد استفاده، روش پیمایشی است و بدین منظور نمونه ای 398 نفری از ساکنان متأهل شهر سبزوار در فاصله سنی 18 تا 55 سال از طریق نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای و با استفاده از پرسشنامه مورد مصاحبه قرار گرفتند. با استفاده از نظریه بنگتسون، رابطه متغیرهای انسجام کارکردی، انسجام ارزشی، عوامل ساختاری، انسجام معاشرتی و نیز متغیرهای اجتماعی - اقتصادی مانند وضعیت اشتغال، درآمد و تحصیلات، با جهت گیری عاطفی پاسخگویان نسبت به والدین بررسی شد. یافته های این مطالعه نشان می دهد که رابطه معنی داری بین متغیرهای انسجام کارکردی و معاشرتی با جهت گیری عاطفی در هردو نسل وجود دارد و با افزایش این متغیرها، جهت گیری عاطفی افراد نسبت به والدین صمیمانه تر می گردد، اما رابطه متغیر جهت گیری ارزشی با متغیر وابسته فقط در نسل جوان معنی دار است و سایر متغیرهای یاد شده رابطه معنی داری با متغیر وابسته ندارند. نتایج رگرسیون چند متغیره نشان می دهد که در نسل جوان، مهمترین عوامل تعیین کننده جهت گیری عاطفی افراد نسبت به والدین، انسجام ارزشی و محل تولد است و در نسل مسن تر، مهمترین متغیر تعیین کننده جهت گیری عاطفی، انسجام کارکردی (فراوانی مبادله ها و کمک های مالی فیزیکی) است. این یافته ها نشان می دهد که افراد نسل های جدید، تحت تأثیر فرایندهای توسعه و تغییر اجتماعی، بیشتر حامل ارزش های جدید هستند تا اندازه ای که این ارزش ها، جهت گیری عاطفی آنها را نسبت به والدینشان تحت الشعاع قرار می دهد، اما در نسل میان سال شاهد تغییر ارزشی معنی دار نسبت به نسل والدین شان نیستیم. با این حال اگر چه عوامل تبیین کننده جهت گیری عاطفیِ افراد نسبت به والدین در دو نسل متفاوت است، اما تفاوت معنی داری در این جهت گیری در بین دو نسل وجود ندارد.
تأثیر آموزش مهارت های مدیریت خشم در کاهش خشونت خانوادگی و بهبود رضایت زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال نهم پاییز ۱۳۹۲ شماره ۳۵
299-310
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به منظور تعیین اثر بخشی آموزش مهارت های مدیریت خشم در کاهش خشونت خانوادگی و بهبود رضایت زناشویی زنان خانه دار در شهر تهران انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی است و برای انجام آن از بین زنان مراجعه کننده به خانه سلامت در منطقه 2 تهران، 34 آزمودنی به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در گروه های آزمایش و کنترل جایگزین شدند. داده ها با استفاده از پرسش نامه های رضایت زناشویی انریچ و خشونت CTS2 در مراحل قبل و بعد از مداخلات و پیگیری جمع آوری شد و به وسیله تحلیل کوواریانس تحلیل شدند. یافته های پژوهش نشان داد که آموزش مهارت های مدیریت خشم می تواند خشونت خانوادگی را در زنان خانه دار به طور معنادار کاهشداده و رضایت زناشویی آنان را افزایش دهد. افزون بر این، تحلیل داده ها در مرحله پیگیری نشان داد که اثر مداخلات ماندگار بوده است. نتایج این پژوهش شواهدی را پیشنهاد می کند که آموزش مهارت های مدیریت خشم روش مناسبی برای کاهش خشونت خانوادگی و در نتیجه بهبود رضایت زناشویی می باشد. آموزش مهارت های مدیریت خشم احتمالا از طریق تقویت مهارت های رفتاری تنظیم و تغییر کرده و ایجاد هیجانات خوشایند به زنان کمک می کند که خشونت خودشان را کاهش دهند، در اثر این تغییرات مطلوب رفتاری و هیجانی رضایت زناشویی زنان خانه دار بهبود یافت.
رابطة بین شیوه های فرزندپروری و کمال گرایی مادران با سازگاری عاطفی و اجتماعی دانش آموزان دختر سال دوم دبیرستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطة شیوه های فرزندپروری مقتدرانه، مستبدانه، و آزادگذارانه و کمال گرایی انطباقی (هدف مندی، نظم و سازماندهی، و تلاش برای عالی بودن) و کمال گرایی غیرانطباقی (حساسیت بین فردی، استاندارد های بالا برای دیگران، ادراک فشار از سوی والدین) مادران با سازگاری عاطفی و اجتماعی دانش آموزان سال دوم دبیرستان های شهر تهران است. 200 نفر از مادران همراه با فرزندانشان، که در منطقة دو شهر تهران در مقطع دوم دبیرستان تحصیل می کردند، به طور تصادفی انتخاب شده و در این پژوهش شرکت کردند. از مادران خواسته شد پرسش نامة شیوه های فرزندپروری والدین (PAG) (Baumrind, 1973) و پرسش نامة کمال گرایی (هیل، 2004) را تکمیل کنند و فرزندان آن ها به پرسش نامة سازگاری دانش آموزان دبیرستانی (AISS) (سینگها و سینگ، 1993) پاسخ دادند. برای تحلیل داده های پژوهش از روش های آماری شامل فراوانی، درصد، درصد تراکمی، میانگین، انحراف استاندارد، هم بستگی، تحلیل واریانس یک سویه، آزمون T و آزمون تعقیبی توکی هم زمان استفاده شد. نتایج نشان داد بین نمرات سازگاری نوجوانان بنا بر شیوه های فرزندپروری مادران تفاوت معناداری وجود دارد؛ یعنی شیوه های فرزندپروری نقش تعیین کننده ای در سازگاری عاطفی نوجوانان دارد؛ اما در کیفیت سازگاری اجتماعی گروه نمونة تحقیق عامل تعیین کننده ای به شمار نمی رود. بین میانگین نمرات سازگاری عاطفی دانش آموزان از نظر کمال گرایی غیرانطباقی و انطباقی مادرانشان تفاوت معناداری وجود ندارد. بنابراین، محاسبات آماری دربارة هم بستگی در دو بعد کمال گرایی در رابطه با نمرات سازگاری عاطفی، نشان داد که تنها شاخص حساسیت بین ِفردی با سازگاری عاطفی دانش آموزان دختر گروه نمونه هم بستگی معنادار دارد؛ یعنی هرچه حساسیت بین ِفردی زیادتر می شود، ناسازگاری عاطفی هم افزایش می یابد. همچنین، بین نمرات سازگاری اجتماعی دانش آموزان، بنا بر دو بعد کمال گرایی انطباقی و غیرانطباقی مادران، تفاوت معناداری وجود دارد؛ بدین معنا که بین سازگاری دانش آموزان در دو مولفة نظم و سازماندهی و ادراک فشار از سوی والدین هم بستگی وجود دارد.
سبک های پردازش حسی زوجین و میزان رضایتمندی زناشویی آن ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال نهم پاییز ۱۳۹۲ شماره ۳۵
279-298
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسى رابطه سبک هاى پردازش حسى با رضایتمندى زناشویى پرداخته است. نمونه پژوهش شامل 136 زوج (272 نفر) ساکن شهر تهران بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش عبارتند از پروفاىل پردازش حسى نوجوان بزرگسال (براون و دان، 2002). فرم 40 سؤالى مقیاس رضایتمندى زناشویى انریچ، هنجار شده براى جامعه ایرانى (عسگرى، بهمنى و تمدنى، 1385). داده های پژوهش با روش همبستگی پیرسون تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد که سبک جست وجوگرى حسى در زنان و مردان با رضایتمندی زناشویی آن ها و همسران شان رابطه مثبت معنادار دارد و سبک هاى پردازش حسى ثبت پایین، اجتناب گری حسی و حساسیت پذیری حسی در زنان و مردان با رضایتمندی زناشویی آن ها و همسران شان رابطه منفى معنادار دارد. نتایج حاصل از بررسى رابطه احتمالی فاصله نمرات زوجین در هر سبک پردازش حسی با رضایتمندی زناشویی آن ها، نشان داد فاصله نمرات زن و شوهر در جست وجوگری حسی و اجتناب گری حسی با رضایتمندی زناشویی مردان رابطه مثبت معنادار دارد و فاصله نمرات زن و شوهر در ثبت پایین با رضایتمندی زناشویی زنان و مردان رابطه منفى معنادار دارد.
بررسی رابطه بین دلزدگی زناشویی، باورهای بدکارکردی جنسی و احقاق جنسی در زنان دارای همسر مبتلا به دیابت و مقایسه آن با زنان دارای همسر غیرمبتلا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال نهم پاییز ۱۳۹۲ شماره ۳۵
311-324
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش بررسی رابطه بین دلزدگی زناشویی، احقاق جنسی و باورهای بدکارکردی جنسی در زنان دارای همسر دیابتی و مقایسه آن با زنان دارای همسر غیردیابتی است. پژوهش حاضر روی جامعه نمونه ای به اندازه 200 نفر صورت گرفته است. 100 نفر از آن ها از جامعه زنان دارای همسر دیابتی و 100 نفر دیگر از جامعه زنان دارای همسر غیردیابتی به روش نمونه گیری جامعه در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسش نامه ویژگی های دموگرافیک (محقق ساخته)، مقیاس دلزدگی زناشویی (CBM)، شاخص احقاق جنسی هالب رت (HISA) و پرسش نامه باورهای بدکارکردی جنسی (SDBQ) بودند. داده ها با کاربرد آمار توصیفی (جدول توصیفی داده ها، فراوانی، درصد، میانگین و انحراف معیار) و آمار استنباطی از قبیل ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون چندمتغیره و تحلیل واریانس چند متغیره (MANOVA)، تحلیل شد. نتایج نشان داد، بین دلزدگی زناشویی، باورهای بدکارکردی جنسی و احقاق جنسی در زنان دارای همسر دیابتی با زنان دارای همسر غیردیابتی در هرسه مؤلفه مورد بررسی، تفاوت معناداری وجود دارد؛ زنان دارای همسر دیابتی در مؤلفه احقاق جنسی از میانگین پایین تر و در مؤلفه دلزدگی زناشویی و باورهای بدکارکردی جنسی نیز از میانگین بالاتری نسبت به زنان دارای همسر غیر دیابتی برخوردار بودند. با توجه به نتایج این پژوهش به نظر می رسد یکی از عوامل مهمی که در ایجاد یا افزایش دلزدگی زناشویی، تشدید باورهای غلط جنسی در زمینه عملکرد جنسی و میزان پایین احقاق جنسی در زنان تأثیرگذار است، اختلال و کژکارکردی جنسی در همسر می باشد. در واقع زنانی که همسرشان از بیمارهای مزمنی چون دیابت (که منجر به اختلال در عملکرد جنسی فرد می شود) رنج می برند، دارای احقاق جنسی پایین تر و میزان دلزدگی زناشویی و باورهای بدکارکردی جنسی بالاتری از سایر زنان هستند.
بررسی سنجش میزان سرمایه اجتماعی در سالمندان به منظور تعیین نگرش آنان به سرای سالمندان: مطالعه موردی شهر نور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر در پی سنجش میزان سرمایه اجتماعی در سالمندان شهر نور و نگرش آنان نسبت به سرای سالمندان است. سرمایه اجتماعی با استفاده از سه مؤلفه اعتماد اجتماعی، انسجام اجتماعی و مشارکت اجتماعی سنجیده شده است. در این تحقیق عمدتاً از نظریه پاتنام و تئوری کارکردی دورکیم و شیوه تحقیق پیمایشی و پرسشنامه خود اجرایی و محقق ساخته با 63 گویه در طیف لیکرت 5 درجه ای و سؤالات باز استفاده شده است. جامعه آماری این تحقیق شامل 1746 سالمند بالای 60 سال شهر نور است. حجم نمونه براساس فرمول کوکران انتخاب شد که حجم آن 400 نفر است. روش نمونه گیری، خوشه ای چندمرحله ای بوده است. یافته ها نشان می دهد: بین میزان اعتماد اجتماعی، انسجام اجتماعی و مشارکت اجتماعی سالمندان شهر نور و نگرش سالمندان نسبت به سرای سالمندان رابطه معکوس وجود دارد. سالمندان شهر نور نسبت به سرای سالمندان نگرش منفی دارند.
مقایسه ویژگی های اجتماعی - تربیتی فرزندان مادران شاغل و غیر شاغل در مقطع راهنمایی (شهر اصفهان).(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
خانواده، اساسی ترین نهاد اجتماعی است که در طول تاریخ بشری بر اثر عوامل گوناگون دستخوش تغییر شده است که یکی از این عوامل اشتغال زنان و تاثیر آن در تربیت فرزندان می باشد. تحقیق حاضر به بررسی و مقایسه ویژگی های اجتماعی و تربیتی فرزندان مادران شاغل و فرزندان مادران خانه دار می پردازد. این تحقیق در در سطح شهر اصفهان در بین دانش آموزان دختر و پسر مقطع اول، دوم و سوم راهنمایی (نواحی 5 گانه شهر اصفهان) صورت گرفته است.روش تحقیق این پژوهش، پیمایشی است و ابزار جمع آوری اطلاعاتپرسشنامه است که شامل سوالات بسته و باز است. جامعه آماری این پژوهش 61500 نفر است که شامل کلیه دانش آموزان دختر و پسر در پایه اول، دوم و سوم راهنمایی در گروه های سنی 12 تا 15 سال در نواحی 5 گانه شهر اصفهان است. حجم نمونه پژوهش حاضر 319 نفر می باشد. پرسشنامه ها به طور مساوی بین فرزندان مادران شاغل و فرزندان مادران خانه دار توزیع گردید. متغیرهای مستقل شامل: اجتماعی شدن، توانایی یادگیریی، پیشرفت تحصیلی، بهداشت روانی، مستقل شدن فرزندان و مهارت های اجتماعی است. قابل ذکر است که تعداد حجم نمونه از طریق فرمول کوکران انتخاب شده است همچنین آزمونهای بکار رفته در این تحقیق عبارت است از 1- آزمون t2- آزمون F و نتایج بدست آمده از اطلاعات پیمایشی و تجربی نشان می دهد که ویژگیهای اجتماعی و تربیتی فرزندان مادران شاغل و فرزندان مادران خانه دار تحت تأثیر عواملی چون مستقل شدن، اجتماعی شدن، مهارتهای اجتماعی، توانایی یادگیری، پیشرفت تحصیلی و بهداشت روانی بوده است.
تفاوت ملاکهای انتخاب همسر بین دو جنس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی ترجیحهای انتخاب همسر دختران و پسران، مقایسه ملاک های دو جنس و بررسی تغییرات ایجاد شده در مهم ترین ملاک های این نمونه، در مقایسه با نمونه پژوهشی انجام گرفت که در اوایل دهه شصت در کشور انجام شده بود. تعداد ۳۷۵ دانشجو (۱۶۸ پسر و ۲۰۷ دختر) به شیوه نمونه گیری در دسترس از بین دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی انتخاب شدند و با استفاده از پرسش نامه ملاک های انتخاب همسر بررسی شدند. داده های پژوهش با استفاده آزمون های فریدمن و t مستقل تحلیل شد. یافته ها حاکی از آن بود که بین پسران و دختران در بیشترِ ملاک های انتخاب همسر تفاوت معناداری وجود دارد.
به طور کلی، پسران، ملاک های مرتبط با زیبایی و دختران، ملاک های مرتبط با توانایی مالی مرد و قابل اتکا بودن او را بیشتر ترجیح می دهند.
همچنین مقایسه نتایج پژوهش حاضر با پژوهش انجام شده در اوایل دهه شصت نشان دهنده تغییراتی در زمینه ملاک های انتخاب همسر، از جمله افزایش اهمیت آینده مالی خوب برای دختران و اهمیت زیبایی برای پسران نمونه حاضر بود. یافته های مربوط به تفاوت های جنسیتی از دیدگاه تکاملی انتخاب همسر حمایت کرد. مقایسه نتایج پژوهش حاضر با پژوهش انجام شده در اوایل دهه شصت نیز حاکی از تغییراتی در فرهنگ کشور از ارزشهای سنتی و دینی در انتخاب همسر به سوی ارزش های غیرسنتی و مدرن بود.
سنخ شناسی فرزندپروری خانواده (ترکیب سبک فرزند پروری پدر و مادر) و تأثیر آن بر گرایش به مواد مخدر در نوجوانان پسر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: مواد مخدر و پیامدهای مصرف آن یکی از چالش های بزرگ جوامع امروزی است. از آنجا که خانواده و شیوه های فرزند پروری نتایج مهمی را در رشد روانی-اجتماعی فرزندان به بار میآورند، پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر سنخ شناسی فرزند پروری خانواده بر گرایش نوجوانان به مواد مخدر انجام شده است. روش: به این منظور، 375 دانش آموز از بین دانش آموزان دبیرستان های دولتی عادی پسرانه شهرستان بروجن در سال تحصیلی 90-1389 به روش خوشه ای چندمرحله ای انتخاب و پرسشنامه اصلاح شده شیوه های فرزندپروری شفر-که شیوه فرزندپروری پدر و مادر را به طور جداگانه میسنجد- و نیز پرسشنامه محقق ساختهی گرایش به مصرف مواد مخدر را تکمیل کردند. سپس با ترکیب شیوهی فرزندپروری پدر و مادر، سنخ فرزندپروری هر خانواده مشخص شد. به دلیل پایین نبودن فراوانی برخی سنخ های فرزندپروری، تنها 6 سنخ وارد تحلیل شده و نمرات گرایش به مواد مخدر در بین این سنخ ها به روش تحلیل واریانس یکراهه و آزمون تعقیبی شفه با هم مقایسه شد. یافته ها: نتایج نشان داد که داشتن پدر و مادری مقتدر بهترین نتیجه را برای فرزندان به دنبال دارد و کمترین گرایش به مواد را به دنبال داشته است و از سوی دیگر بیشترین گرایش به مواد مخدر در سنخ هایی دیده شده است که هردو والد سهل گیرند یا حداقل یک والد سهل گیر را در بر میگیرند. نتیجه گیری: این یافته ها نشان دهندهی اهمیت بالای کنترل والدینی در گرایش نوجوانان به مواد مخدر است.
شکاف ارزشی بین نسلی در خانواده های تهرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف مقاله حاضر بررسی شکاف ارزشی بین نسلی در خانواده های تهرانی است. چارچوب نظری تلفیقی از نظریه های جامعه شناختی و روان شناختی است، به گونه ای که سنجش و تحلیل نهایی یافته ها بر مبنای نظریه های تضاد هنجاری، بحران هویت، حشو ارزش و سبک های تربیتی صورت گرفته است. برای آزمون تجربی فرضیات منتج از این نظریه ها، 336 پدر و فرزند (پسر و دختر) در سنین 15 تا 25 سال از شهر تهران به شیوة نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای مورد پیمایش قرار گرفتند. نتایج حاکی از وجود شکاف در ارزش های پدران و فرزندان است و هر دو نسل تقریباً در نیمی از ارزش های مورد بررسی بر اختلافات بین نسل خود و دیگری صحه گذارده اند. نتایج معادلات ساختاری نشان می دهد: حشو ارزش های پدران (37/0) و تضاد هنجاری بین نسل ها (36/0) به طور مستقیم بر شکاف ارزشی بین نسل ها مؤثرند. دیگر مسیرهای تأثیرگذاری متغیرهای مستقل معادله که به صورت غیرمستقیم بر متغیر وابسته تأثیرگذار هستند، عبارت است از: تأثیرات استبدادگرایی پدران بر حشو ارزش های آنان (73/0)، بر تضاد هنجاری بین نسل ها (63/0) و همچنین تأثیر بحران هویت نسل فرزندان بر تضاد هنجاری بین نسل ها (34/0).
بررسی نقش خشونت بر میزان طلاق در میان زنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
طلاق مهم ترین پدیده حیات انسانی است که دارای ابعادی به تعداد تمامی جوانب و اضلاع جامعه انسانی است نخست این که پدیده ای روانی است. دوم پدیده ای اقتصادی است و سوم عاملی تأثیرگذار بر تمامی جوانب جمعیتی به لحاظ کمیت و کیفیت می باشد. در این بررسی از نظریه های گوناگونی مانند، نظریه طلاق و قشر بندی اجتماعی، یادگیری اجتماعی، حساسیت، خویش یافتگی، کارکردگرایی و ... بهره گرفته شده است. هدف اصلی پژوهش، نقش خشونت بر میزان طلاق در میان زنان ازدواج کرده20- 25 سال شهر قم می باشد. در این پژوهش از روش پیمایشی و از ابزار پرسشنامه بهره گرفته شده است. جامعه آماری این بررسی کلیه زنانی که مورد خشونت همسران خود طلاق گرفته و یا با تشکیل پرونده در دادگاه خانواده شهر قم که قصد جدایی و متارکه دارند. از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای استفاده شده و حجم نمونه 444 نفر می باشد. برای سنجش از دو نوع اعتبار محتوا و اعتبار سازه و برای محاسبة پایایی از آزمون آلفای کرونباخ استفاده و نتایج پژوهش نیز با استفاده از نرم افزار آماری SPSS در دو سطح توصیفی و تحلیلی استخراج شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که : 1) خشونت خانگی در ابعاد گوناگون آن، یکی از مهم ترین فاکتورهای افزایش طلاق در سطح جامعه و از جمله شهر قم می باشد گو این که دارای ابعادی دو سویه هم چون کاهش اعتماد به نفس زنان، رواج ترس و نگرانی دایمی بین آن ها و رویارویی با مشکلات، افزایش میزان انحرافات در شهر و آمار کودکان طلاق و ... می باشد. 2) بین تربیت جوان و طلاق، بین مشورت با والدین در هنگام ازدواج اقدام به جدایی رابطه معناداری وجود دارد. 3) در حالی که بین قبح اجتماعی و طبقه اجتماعی و اقدام به جدایی رابطه ای وجود ندارد .
درک و تصور زنان از قربانی شدن (مطالعة کیفی در شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قربانی و قربانی شدن مفاهیمی نسبتاً جدید است که در جرم شناسی سنتی کمتر به آن توجه شده است. اما نگاهی به مبانی نظری نشان می دهد تحقیقات این حوزه اخیراً به سوی قربانیان جرم چرخش داشته و بخشی از تحلیل های جرم شناختی بر فهم سبک زندگی قربانیان جرم متمرکز شده است. در حالی که جرم شناسی می پرسد: «چرا عده ای مرتکب جرم می شوند؟»، قربانی شناسی می پرسد: «چرا عده ای آماج اقدام های جرم آمیز قرار می گیرند؟» هدف این پژوهش دست یافتن به مفهوم قربانی شدن از نظر زنان و تبیین نظریه ای است که شرایط قربانی شدن را توضیح دهد. این تحقیق با کاربرد روش کیفی سعی دارد مفهوم قربانی شدن را از منظر زنان بشناسد. برای رسیدن به این هدف با 46 زن تهرانی مصاحبة نیمه ساختاریافته انجام گرفت. اما نتایج قابلیت تعمیم ندارد. یافته های تحقیق حاکی از آن است که مفهوم قربانی شدن بین زنان طیف وسیعی از احساسات را دربرمی گیرد. در تعریف زنان از مفهوم قربانی شدن سه مفهومِ «حرمان زندگی» و «نداشتن منابع و اختیارات» و «آسیب پذیری» آشکار می شود. بنا بر روایت زنان، قربانی شدن احساسی واقعی است که با فرد می ماند. ویژگی های شخصیتی و فاکتورهای اجتماعی و اجبارهای فرهنگی از عواملی است که با ارجاع به مواردی چون «نگاه جنسیتی» و «سلطة مردانه» و «ساختارهای معیوب» قربانی شدن را توضیح می دهند.