فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۳۲۱ تا ۱٬۳۴۰ مورد از کل ۱۸٬۰۶۵ مورد.
منبع:
جامعه شناسی اقتصادی و توسعه سال ۱۲ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱
251 - 275
حوزههای تخصصی:
هویت اجتماعی دانش و تعلق فرد به گروه اجتماعی خاص است که فرد بر حسب تعلق و وابستگی به معرفی خود می پردازد و هویت در روابط جاری یا تصورات انسان ها از خود و دیگران شکل می گیرد و هویت اجتماعی متاثر از عوامل ظاهری و تصویر بدنی است. این پژوهش درصدد بررسی وضعیت مدیریت بدن و عوامل ظاهری اثرگذار بر هویت اجتماعی زنان شهر سنندج است. چارچوب نظری این تحقیق مبتنی بر نظریات آنتونی گیدنز، اروینگ گافمن و هنری تاجفل است و روش تحقیق پیمایشی و ابزار پژوهش پرسشنامه محقق ساخته است که بر روی 450 نفر از زنان 25 تا 45 سال ساکن شهر سنندج که از طریق نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شده اند، صورت گرفته است و پس از حذف داده های پرت به 441 نمونه دست یافتیم. بر اساس نتایح پیرسون، بین هویت اجتماعی و مدیریت بدن(503/0=r) و عوامل ظاهری؛ پذیرش اجتماعی(510/0=r)، تمایزطلبی(250/0=r) و منزلت اجتماعی(189/0=r) رابطه معناداری وجود داردبه عبارتی مدیریت ظاهری و توجه بدن عامل هویتی برای پذیرش و تمایزطلبی و بهبود و نمایش منزلت اجتماعی در بین زنان است.و طبق نتایج آزمون رگرسیون؛ پذیرش اجتماعی بیشترین تاثیر را بر شکل دهی هویت اجتماعی زنان دارد. در واقع مدیریت ظاهری و تنظیم، طراحی و خودآرایی، ساخته و پرداخته هویت اجتماعی زنان است وآنها دائماً در حال ساخت بدن هستند تا ظاهری متمایز و مثبت در تعامل با دیگران ایجاد کنند که باید از فرصت مدیریت بدن برای طراحی مدل و هویت ایران و انسجام اجتماعی و توانمندسازی زنان بهره گرفت.
تجربه طرد اجتماعی ساکنان روستایی ( مورد مطالعه: شهرستان شفت)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی نهادهای اجتماعی دوره ۱۰ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲۱
103 - 126
حوزههای تخصصی:
اهداف: طرد اجتماعی به عنوان یک پدیده مدرن می تواند بخشی از جامعه را از حقوق و فرصت ها محروم نماید. سیاستگذاران برای جلوگیری از تولید نارضایتی ها توجه بیشتری در دو دهه اخیر به این مسأله نشان داده اند. در دنیای مدرن به دلیل توجه به شهرنشینی، روستاییان در معرض طرد اجتماعی قرار دارند. مطالعه حاضر با توجه به حساسیت نظری این مفهوم به تجربه طرد اجتماعی روستاییان شهرستان شفت استان گیلان پرداخته است. روش مطالعه: این پژوهش با روش کیفی و استراتژی نظریه داده بنیاد در پی فهم تجربه طرد اجتماعی روستائیان بوده و میدان مطالعه روستاهای راسته کنار و چماچای شهرستان شفت است. مشارکت کنندگان شامل ۲۲ نفر از روستائیان بودند که به صورت هدفمند و با معیار اشباع نظری انتخاب شدند. اعتبار داده های حاصل از مصاحبه ها پس از تحلیل، با روش بازبینی توسط محققین در حوزه علوم اجتماعی تعیین شد. یافته ها: مقوله ی هسته ی پژوهش «تجربه های طرد از مقاومت تا مهاجرت» است؛ مفاهیم به دست آمده 78 مورد بوده و مقولات اصلی عبارت اند از سنت، سیاست های تبعیض آمیز، ساختارهای ناکارآمد، بازتولید نارضایتی و استراتژی مواجهه به صورت فعالانه و منفعلانه است. همچنین تعداد مقولات فرعی 16 مورد است که مهم ترین آنها شامل فرهنگ روستایی، ارث، ناکارآمدی مسؤولان، حاکمیت دلالی، مشکلات اقتصادی، احساس محرومیت و تغییر بافت فرهنگی روستا است. نتیجه گیری: طبق یافته ها دو نوع تجربه طرد رخ می دهد، برخی ها روستاها را ترک می کنند و تاب تحمل گرفتاری های روستا را ندارند و در عوض پشیمانی و مشکلات شهری در انتظارشان است و برخی دیگر به ترک روستا راضی نمی شوند و در برابر سختی ها مقاومت می کنند. مهم ترین عامل برای کنترل طرد اجتماعی در روستاهای مورد مطالعه افزایش امکانات و زیرساخت ها و کاهش احساس محرومیت است.
رابطه عدالت آموزشی و خشونت (مطالعه موردی: مدارس متوسطه دوم، ناحیه یک شهرکرد)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تداوم و تغییر اجتماعی سال دوم بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱
183 - 198
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: جامعه جدید از جنبه های گوناگون دستخوش تغییر است و یکی از زمینه های مهم تغییر که تا حد زیادی بستر جامعه آتی را نیز معین می کند، عدالت آموزشی است. هدف این مطالعه، شناخت و اطلاع از وضعیت عدالت آموزشی و ارتباط آن با خشونت در میان دانش آموزان مقطع متوسطه دوم در شهرکرد بوده است.
روش و داده ها: مطالعه حاضر پیمایشی و توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری در این پژوهش، کلیه دانش آموزان ناحیه یک (متوسطه دوم) به تعداد 5075=N و نمونه آماری منتخب بر اساس فرمول کوکران 360 نفر بوده است که به شیوه تصادفی و از روش خوشه ای استفاده شده است. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه استاندارد خشونت و پرسشنامه محقق ساخته عدالت آموزشی استفاده شده است.
یافته ها: ضریب همبستگی بین تاکتیک های تعارض ، کلامی-روانی و فیزیکی با عدالت توزیعی ، رویه ای و تعامل در سطح 05/0≥p معنی دار بوده است. مدل نهایی نشان داد که ضریب تأثیر عدالت آموزشی بر خشونت، 460/0- بوده است که در سطح 01/0 معنا دار بوده است.
بحث و نتیجه گیری: بنابراین بین تاکتیک های تعارض ، کلامی-روانی و فیزیکی با عدالت توزیعی ، رویه ای و تعاملی، رابطه معنی دار معکوس وجود دارد؛ یعنی هرچه عدالت در آموزش افزایش یابد، میزان خشونت در هر یک از سه بعد فوق کاهش می یابد.
پیام اصلی: این تحقیق نشان داد که کاهش عدالت در آموزش منجر به افزایش خشونت در بین دانش آموزان می شود و با افزایش ابعاد عدالت آموزشی، خشونت در هریک از ابعاد خشونت فیزیکی،کلامی-روانی و تاکتیک های تعارض،کاهش می یابد.
تحلیلی بر وضعیت زیست پذیری اجتماعی در ابعاد ذهنی و عینی (مطالعه موردی: کلان شهر تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جامعه شناختی شهری سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۴۸
76 - 110
حوزههای تخصصی:
اهمیت ارزیابی زیست پذیری ازآنجا ناشی می شود که با این کار ویژگی های کلی اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی یک منطقه آشکار می شود و همچنین می تواند به عنوان ابزاری قدرتمند برای نظارت بر برنامه ریزی توسعه شهری و طراحی سیاست های آینده برای شهر بکار رود؛ بنابراین پژوهش حاضر با رویکرد - توصیفی تحلیل در پی آن بوده که وضعیت زیست پذیری اجتماعی کلان شهر تبریز را در دو بعد ذهنی و عینی بررسی نماید. جهت سنجش وضعیت ذهنی زیست پذیری اجتماعی (شامل 7 شاخص و 80 گویه) ابتدا پرسشنامه مربوطه طراحی، پس از تعین نمونه آماری در سطح مناطق 10 گانه تبریز با استفاده از روش کوکران (384 نمونه) و تائید روایی و پایایی پرسشنامه اطلاعات مربوط به بعد ذهنی جمع آوری شده، همچنین برای بررسی بعد عینی (شامل 25 گویه) از آخرین سالنامه آماری (سال 1398) تبریز استفاده شده است. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات مربوطه از روش آنتروپی شانون برای وزن دهی شاخص ها و گویه های پژوهش و از روش موریس اصلاحی برای تعیین وضعیت زیست پذیری مناطق بر اساس ادبیات جهانی در 5 سطح استفاده شده است؛ در نهایت برای درک فضایی بهتر از وضعیت زیست پذیری اجتماعی در سطح مناطق نرم افزار GIS برای ترسیم نقشه ها به کارگرفته شده است. یافته های پژوهش بیانگر آن است که به لحاظ بعد ذهنی منطقه 2 با نمره زیست پذیری اجتماعی 2/89 در وضعیت قابل قبول و در رتبه یک قرار دارد. بیشترین تعداد مناطق (5 منطقه) در وضعیت نامطلوب و غیرقابل قبول قرار دارند. در بعد عینی هیچ کدام از مناطق در وضعیت زیست پذیری مناسب قرار ندارند و 10 منطقه مورد مطالعه در وضعیت نامطلوب و غیرقابل قبول قرار دارند. در نهایت در بعد ترکیبی (هر دو بعد عینی و ذهنی) منطقه 2 در وضعیت قابل تحمل، منطقه 3 در وضعیت متوسط و سایر مناطق (8 منطقه) در وضعیت نامناسب قرار دارند؛ بنابراین نتایج گویایی آن است که تمام مناطق شهری تبریز نیازمند توجه ویژه مدیران شهری هستند.
تحلیل مسیر رابطه بین فعالیت بدنی، انزوای اجتماعی و افسردگی در میان سالمندان در طول بیماری همه گیر کووید-19(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه مددکاری اجتماعی تابستان ۱۴۰۲ شماره ۳۶
153 - 181
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر از نوع تحقیقات کمی و پیمایشی است، که رابطه بین فعالیت بدنی، انزوای اجتماعی و افسردگی در میان سالمندان در طول بیماری همه گیر کووید- 19 را مورد بررسی قرار داده است. جامعه آماری سالمندان(60 سال و بالاتر)، در شهرستان اهواز است، که 384 نفر به روش تصادفی ساده گزینش شده اند. همچنین داده های جمع آوری شده به روش قیاسی و با استفاده از آمار توصیفی و آزمون هایی نظیر رگرسیون ساده، ضرایب همبستگی و همچنین تحلیل مسیر با استفاده از آزمون معادلات ساختاری در قالب نرم افزارهای pls-smart3 و spss تجزیه و تحلیل شدند. بر اساس زمینه و هدف پژوهش مشخص شد که، بین فعالیت بدنی بیشتر و افسردگی کمتر سالمندان در زمان شیوع بیماری کووید- 19 ارتباط معناداری وجود ندارد. همچنین انزوای اجتماعی بیشتر، افسردگی بیشتر را به دنبال دارد. جهت روش کار از مقیاس فعالیت بدنی سالمندان، مقیاس افسردگی سالمندان و انزوای اجتماعی پرومیس استفاده گردید، که در این راستا، تحلیل مسیر برای ارزیابی رابطه بین فعالیت بدنی، انزوای اجتماعی و افسردگی بعمل آمد. نتایج پژوهش نشان داد که از 384 نظرسنجی بعمل آمده، بر حسب مدل نظری پژوهش، انزوای اجتماعی بالاتر، بیشترین ضریب تاثیر را بر افسردگی سالمندان داشته است(408/0). همچنین مشخص شد که رابطه بین متغیرهایی نظیر: سن و تحصیلات با انزوای اجتماعی مورد تایید قرار نگرفت.
خانواده ایرانی و تحولات فرهنگی-اجتماعی: تحلیل نسلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خانواده ایرانی محل استقرار، حضور و عمل سه نسل متفاوت است. با توجه به تغییرات رفتاری و نگرشی خانواده ایرانی در چند دهه اخیر، توجه به این تغییرات در میان نسل ها اهمیت دارد، زیرا آن ها به طور متفاوتی در معرض تغییرات بوده اند و درنتیجه تغییرات اجتماعی را به گونه ای متفاوت درک، باور و عملیاتی کرده اند. درک تفاوت های نسلی می تواند به شناخت تغییرات رُخ داده در خانواده و همچنین پیش بینی پتانسیل موجود برای تغییرات آینده خانواده کمک کند. این مطالعه با استفاده از روش تحلیل ثانویه کمّی، به تحلیل داده های «طرح پیمایش ملّی خانواده» (۱۳۹۶) در بین ۵۰۰۰ نفر از افراد متأهل ساکن در مناطق شهری کشور با هدف آگاهی از نظرات آن ها در زمینه مسائل مربوط به خانوار و خانواده شامل ازدواج، نگرش های جنسیتی، ساختار قدرت و خشونت خانگی پرداخته است. بر اساس نتایج این مطالعه، شاهد نگرش مثبت و سنتی نسل های مختلف خانواده ایرانی به ازدواج و همزمان رشد نگرش مدرن به ازدواج (نگرش مدرن به ازدواج، توجه بیشتر به معیارهای مدرن همسرگزینی و الگوی فردمحور) در میان نسل سوم خانواده ایرانی هستیم. از نظر خشونت خانگی شاهد کمترین میزان خشونت در نسل سوم خانواده ایرانی هستیم و همچنین ساختار قدرت در نسل سوم متمایل به الگوی خانواده مدنی شده است.
اثربخشی مداخلات آموزشی و روانشناختی مددکاری اجتماعی در مطالعات تجربی (مرور سیستماتیک از حوزه های موضوعی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه مددکاری اجتماعی زمستان ۱۴۰۲ شماره ۳۸
161 - 201
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر در مورد اثربخشی مداخلات آموزشی و روانشناختی مددکاری اجتماعی در مطالعات تجربی ملی و فرا ملی بود. نوع مطالعه مرور سیستماتیک بود. 140 مقاله و پایان نامه گزینش و پس از معیار های ارزیابی 71 مقاله و پایان نامه نهایی انتخاب شد. حوزه بررسی مقالات پژوهشی بین سال های 2000 تا 2021 برای تحقیقات خارجی و 1380 تا 1400 برای مقالات و پایان نامه های داخلی است. از کلید واژه های مددکاری اجتماعی ، مددکاران اجتماعی ، مددکاری و روانشناسی ، مددکاری و مشاوره ، اثربخشی مداخله روانشناسی مددکاری ، مداخله مددکاری اجتماعی، مداخله آموزشی مددکاری استفاده شد. نتایج نشان داد اثربخشی بر حوزه آسیب تحصیلی، آسیب اعتیاد، آسیب مرتبط با بیماری ایدز، آسیب خودکشی، آسیب خانواده، آسیب اختلالات روانشناختی، آسیب خشونت، آسیب رفتارهای پرخطر، آسیب سالمندان و آسیب مرتبط با بیماری زمینه های استخراج شده اثربخشی مداخلات روانشناختی مددکاری اجتماعی را تشکیل می دهند. نتیجه گیری: همسو با یافته های تحقیق می توان نتیجه گرفت مداخلات روانشناختی مددکاری اجتماعی در محور های مختلف اثر گذار بوده و از زوایا ی گوناگون مرتبط با حیات بشر قابل ارزیابی است.
طراحی الگوی برنامه درسی مبتنی بر مولفه های زیبایی شناسی و هنر در دوره متوسطه دوم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: در سازمان آموزش وپرورش برنامه درسی متنوع و زیادی وجود دارد و این پژوهش با هدف طراحی الگوی برنامه درسی مبتنی بر مولفه های زیبایی شناسی و هنر در دوره متوسطه دوم انجام شد.روش شناسی: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه اجرا کیفی بود. جامعه پژوهش دارای دو بخش اسناد مکتوب مرتبط با موضوع بودند که تعداد 35 سند با روش نمونه گیری هدفمند و خبرگان مرتبط با موضوع بودند که تعداد 15 نفر با روش نمونه گیری گلوله برفی به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش یادداشت برداری از اسناد و مصاحبه با خبرگان بود که روایی آنها با روش های مقبولیت و قابلیت تایید، تایید شد و پایایی آن با روش ضریب توافق بین دو کدگذار 86/0 بدست آمد. داده ها با روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی در نرم افزار One Note تحلیل شدند.یافته ها: یافته ها نشان داد که برای الگوی برنامه درسی مبتنی بر مولفه های زیبایی شناسی و هنر در دوره متوسطه دوم 485 شاخص، 24 مولفه و 10 بعد در قالب چهار عنصر هدف، محتوا، روش های تدریس و ارزشیابی شناسایی شد؛ به طوری که در عنصر هدف 2 بعد و 5 مولفه شامل مهارتی (با 2 مولفه اهداف اکتسابی و اهداف شناختی و فراشناختی) و فردی (با 3 مولفه اهداف مبتنی بر یادگیرنده، اهداف زیباشناختی و اهداف اخلاقی)، در عنصر محتوا 3 بعد و 8 مولفه شامل محیطی (با 2 مولفه محیط یادگیری و محتوای مبتنی بر یادگیرنده)، هنری- فرهنگی (با 2 مولفه محتوای مبتنی بر اجتماع و فرهنگ و محتوای مبتنی بر هنر و زیبایی شناسی) و فرم محتوا (با 4 مولفه فرم ادبی، فرم نمایشی، فرم تجسمی و فرم ترسیمی/ بصری)، در عنصر روش های تدریس 3 بعد و 7 مولفه شامل هنری (با 2 مولفه زیباشناختی محور و طبیعت محور)، نوآورانه (با 2 مولفه خلاقیت محور و تیم محور و مشارکت محور) و فنی- انسانی (با 3 مولفه رسانه محور، پروژه محور و کارگاه محور و قابلیت معلم در تدریس) و در عنصر ارزشیابی 2 بعد و 4 مولفه شامل علمی (با 2 مولفه ارزشیابی کیفی و ارزشیابی مبتنی بر نتایج) و هنری- اخلاقی (با 2 مولفه ارزشیابی زیباشناختی و ارزشیابی اخلاقی) وجود داشت. در نهایت، الگوی برنامه درسی مبتنی بر مولفه های زیبایی شناسی و هنر در دوره متوسطه دوم طراحی شد.بحث و نتیجه گیری: الگوی طراحی شده برنامه درسی مبتنی بر مولفه های زیبایی شناسی و هنر در دوره متوسطه دوم پژوهش حاضر همراه با سایر الگوهای طراحی شده می تواند توسط متخصصان و برنامه ریزان درسی در طراحی الگوی جامع برنامه درسی مورد استفاده قرار گیرد.
اثربخشی آموزش ذهن آگاهی بر تحمل پریشانی، تاب آوری و تنظیم هیجان در دانش آموزان دارای نشانه های اختلال اضطراب فراگیر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی آموزش و پرورش دوره ۹ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱
413 - 423
حوزههای تخصصی:
هدف: اختلال اضطراب فراگیر یکی از شایع ترین اختلال های روان پزشکی است که به صورت اضطراب افراطی و نگرانی ذهنی غیرقابل کنترل درباره مسائل مختلف تعریف می شود. در نتیجه، هدف این مطالعه تعیین اثربخشی آموزش ذهن آگاهی بر تحمل پریشانی، تاب آوری و تنظیم هیجان در دانش آموزان دارای نشانه های اختلال اضطراب فراگیر بود.روش: این مطالعه از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه اجرا نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری دو ماهه همراه با گروه کنترل بود. جامعه پژوهش دانش آموزان دختر متوسطه دوم دارای نشانه های اختلال اضطراب فراگیر منطقه یک شهر تهران بودند که تعداد 30 نفر از آنها پس از بررسی ملاک های ورود به مطالعه با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه برابر (هر گروه 15 نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایش 8 جلسه 90 دقیقه ای با روش آموزش ذهن آگاهی کابات- زین (2003) آموزش دیدند و در این مدت گروه کنترل آموزشی ندید. داده ها با مقیاس کوتاه اختلال اضطراب فراگیر (اسپیتزر و همکاران، 2006)، مقیاس تحمل پریشانی (سیمونز و گاهر، 2005)، مقیاس تاب آوری (کونور و دیویدسون، 2003) و پرسشنامه تنظیم هیجان (گروس و جان، 2003) گردآوری و با روش های تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی ال اس دی در نرم افزار SPSS نسخه 22 تحلیل شدند.یافته ها: یافته های پژوهش حاضر نشان داد که آموزش ذهن آگاهی باعث افزایش معنادار تحمل پریشانی، تاب آوری و ارزیابی مجدد هیجانی و کاهش معنادار سرکوبی هیجانی در دانش آموزان دارای نشانه های اختلال اضطراب فراگیر شد و نتایج در مرحله پیگیری نیز باقی ماند (0.001P<).نتیجه گیری: طبق نتایج این مطالعه، متخصصان و درمانگران حوزه سلامت می توانند از روش آموزش ذهن آگاهی در کنار سایر روش ها جهت بهبود ویژگی های مرتبط با سلامت از جمله تحمل پریشانی، تاب آوری و تنظیم هیجان استفاده کنند..
ضرورت و چگونگی مشارکت کارکنان در فرآیندهای پیش از آموزش در الگوی آندراگوژی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی آموزش و پرورش دوره ۹ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲
173 - 184
حوزههای تخصصی:
هدف: مشارکت بزرگسالان در یادگیری و داشتن انگیزه برای یادگیری از جمله عناصر اصلی نظریه آندراگوژی در آموزش بزرگسالان است. بنابراین، پژوهش حاضر با هدف بررسی و ضرورت و چگونگی مشارکت کارکنان در فرآیندهای پیش از آموزش در الگوی آندراگوژی انجام شد.روش شناسی: این مطالعه از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه اجرا کیفی بود. جامعه پژوهش کارکنان شرکت پتروشیمی پردیس عسلویه استان بوشهر بودند که تعداد 15 نفر از مدیران میانی و کارشناسان آن طبق اصل اشباع نظری با روش نمونه گیری هدفمند به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده ها با مصاحبه نیمه ساختاریافته گردآوری و با روش کدگذاری مبتنی بر نظریه داده بنیاد در نرم افزار MAXQDA نسخه 18 تحلیل شدند.یافته ها: یافته ها نشان داد که مشارکت کارکنان در فرآیندهای پیش از آموزش در الگوی آندراگوژی دارای 556 کد باز در 8 مقوله شامل جاری و پیوسته بودن فرآیند نیازسنجی، خلاقانه بودن فرآیندهای برنامه ریزی آموزشی، جذابیت فعالیت های پیش از آموزش، درگیری و مشارکت فراگیران در برنامه ریزی و تدوین محتوا، اطلاع رسانی منظم و پیوسته فرآیند آموزش، همسویی نیازهای یادگیرندگان با نیازهای سازمان، برنامه ریزی آموزشی مبتنی بر پیشرفت شغلی و فرهنگ سازمانی مشارکتی بود. همچنین، بر اساس نظریه داده بنیاد، انگیزه برای شرکت در یادگیری به عنوان مقوله محوری، جاری و پیوسته بودن فرآیند نیازسنجی، برنامه ریزی آموزشی مبتنی بر پیشرفت شغلی و درگیری و مشارکت فراگیران در برنامه ریزی و تدوین محتوا به عنوان مقوله علّی، فرهنگ سازمانی مشارکتی، جذابیت فعالیت های پیش از آموزش و خلاقانه بودن فرآیندهای برنامه ریزی آموزشی به عنوان مقوله زمینه ای، اطلاع رسانی منظم و پیوسته فرآیند آموزش به عنوان مقوله واسطه ای، همسویی نیازهای یادگیرندگان با نیازهای سازمان به عنوان مقوله راهبرد و شرکت در آموزش به عنوان مقوله پیامد شناسایی شد.بحث و نتیجه گیری: با توجه به مقوله های شناسایی شده برای مشارکت کارکنان در فرآیندهای پیش از آموزش در الگوی آندراگوژی می توان زمینه را برای بهبود مشارکت کارکنان در آموزش فراهم نمود.
تبیین کنشگری فردی و مدنی در حمایت از تنوع زیستی با تأکید بر سازوکارِ گفت وگوی جمعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی کاربردی سال ۳۴ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱ (پیاپی ۸۹)
51 - 66
حوزههای تخصصی:
در این مقاله، کنشگری محیط زیستی در دو سطح فردی و جمعی بررسی شده و برای تبیین آن علاوه بر نظریه های رایج هنجار-فعال سازی (NAT)، رفتار برنامه ریزی شده (TPB)، ارزش-باور-هنجار (VBN)، مؤلفه جدیدی بر مبنای نظریه های اینگلهارت و تورن درباره تأثیر بحث و گفت وگوهای گروهی و گسترش فضاهای مجازی بر شکل گیری کنش های مدنی جدید اضافه شده است. برای آزمون این نظریه ازطریق پیمایش آنلاین عمل شد و تعداد 393 پرسش نامه مربوط به رفتارهای تنوع زیستی در بین دانشجویان گردآوری شد. نتایج پژوهش نشان داد شکل گیری نظام ارزشی و هنجاری تقویت کننده کنش های مدنی تنوع زیستی، منوط به وجود فرصت های گفت وگویی است. هرچه امکان گفت وگو و شبکه سازی مجازی در بین دانشجویان بیشتر باشد، تبدیل و درک موضوع تنوع زیستی به یک مسئله محلی، ملی و جهانی بیشتر بوده است. با افزایش آگاهی و دانش تنوع زیستی و در جایی که نظام ارزشی و هنجاری با درک و ارزیابی ذهنی کنشگران همراه و همسو بوده است، فرصت کنشگری مدنی نیز بیشتر شده است. همچنین، نتایج نشان داد کنشگری مدنی محیط زیستی صرفاً امری ذهنی نیست، بلکه تحقق آن در گروِ فراهم بودن بسترهای نهادی و قانونی برای تشکیل سازمان های داوطلبانه محیط زیستی است.
فرهنگ سیاه پوشی و بازنمایی ارزش ها (مطالعه پسران سیاه پوش ایلامی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی فرهنگ و هنر دوره ۵ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱
109 - 126
حوزههای تخصصی:
با توجه به شکل گیری و تقویت سبک ها و خرده فرهنگ های خاص در جامعه شهری ایران، پژوهش حاضر با هدف مطالعه پدیده سیاه پوشی به عنوان ابزاری فرهنگی برای نمایش ارزش ها در بین پسران سیاه پوش ایلامی صورت پذیرفته است. رویکرد پدیدارشناسی چارچوب متدیک جهت دهنده پژوهش است؛ برای گردآوری داده ها از تکنیک مصاحبه عمیق و برای تحلیل داده ها از تحلیل تماتیک بهره گرفته شده است. جامعه هدف پسران سیاه پوش شهر ایلام می باشد و از نمونه یابی زنجیره ای در جهت دستیابی بهتر به اطلاع رسان ها بهره گرفته شده است و پس از مصاحبه با 24 نفر بر اساس اصل بسندگی اشباع نظری اتفاق افتاد. نتایج به دست آمده بیانگر آن هستند که سیاه پوشان بیش از آنکه خود عامل اثرگذار در فرایند زندگیشان بوده باشند معلول شرایط اقتصادی و اجتماعی جامعه هستند . جامعه ای که سازوکار های لازم برای ایجاد همنوایی را از آنها سلب و نوعی طغیان درونی را در وجودشان به ارمغان نهاده تا از طریق رفتار های کجروانه و چالش زا، مسیر اصلی را دچار خدشه و مسیری تازه از حیات اجتماعی و لو پرمخاطره را برای خود ترسیم سازند تا از این طریق آمال و امیال سرکوب شده خود را جویا شوند.
برساخت اجتماعی سرکوب مخالفان در دوره داریوش اول (خوانشی از نقش برجسته بیستون بر اساس نظریه پانوفسکی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی فرهنگ و هنر دوره ۵ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲
84 - 96
حوزههای تخصصی:
نقش برجسته ی بیستون یکی از قابل توجه ترین حجاری های دوران هخامنشی است؛ یگانگی آن بدین جهت است که به لحاظ جانمایی و موضوع خاص، با سایر نقوش برجسته دوران هخامنشی قابل تمایز است. نقش برجسته بیستون روایت گر سرکوب شورشیان و یاغیانی است که در زمان داریوش، داعیه ی بردیا را داشته اند و داریوش به کمک برخی دست به سرکوب آنان در نقاط مختلفی از گستره ی حاکمیتی هخامنشیان می زند و در این سنگ نگاره به گونه ای متفاوت، شرح این پیروزی ها شده است. هدف از این پژوهش، خوانش نمودهای سرکوب بر نقش برجسته بیستون، برپایه نظریه شمایل شناسی پانوفسکی بوده و برآن است تا با بهره گیری از روش های تحلیلی این رویکرد؛ و بهره گیری از متن کتیبه بیستون، پس زمینه های اجتماعی و سیاسی عصر داریوش را مورد واکاوی قرار دهد. روش این پژوهش بر مبنای ماهیت توصیفی- تحلیلی مبتنی بر نظریه پانوفسکی است. شیوه ی جمعآوری اطلاعات کتابخانه ای و میدانی و روش تجزیه و تحلیل کیفی بوده است. یافته های و نتایج حاصل از پژوهش، گویای آن است که گفتمان حاکم بر این نقش برجسته، گونه ای از خشونت طلبی را نشان می دهد. همچنین حاکی از رویکرد مانیفستی داریوش در طرح ریزی و اجرای نقش برجسته بیستون است. که با تبیین عوامل شکل گیری این نقش برجسته و همچنین تحلیل و تفسیر نقوش انسانی با توجه به زیر متن اجتماعی و سیاسی آن دوره، کارکردی پروپاگاندا گونه را برای آن می توان متصور شد.
مطالعه جامعه شناختی سمن های مریوان: از مطالبه گری و روشنگری تا سیاست هویت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی نهادهای اجتماعی دوره ۱۰ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲۱
279 - 307
حوزههای تخصصی:
اهداف: سازمان های مردم نهاد (سمن) به مثابه پدیده های نوظهور در واکنش به ناکارآمدی بخش خصوصی و دولتی و در پاسخ به ملزومات گفتمان توسعه در نیمه دوم قرن بیستم گسترش یافته و امروزه به عنوان یکی از مهمترین بازیگران جامعه مدنی نقش انکارناپذیری در توسعه مشارکتی و دموکراسی ایفا می کنند. در این چارچوب مقاله حاضر به مطالعه سازمان های مردم نهاد شهر مریوان از خلال بیانیه هایی می پردازد که این نهادها در طول یک دهه اخیر منتشر کرده اند. بیان نظری موضوع با بررسی ادبیات موجود و با استناد به نظریه های جامعه مدنی، سرمایه اجتماعی و نظریه جنبش های اجتماعی جدید صورت بندی شده است. روش: این مطالعه به شیوه اسنادی و با کاربرد تکنیک تحلیل محتوا به اجرا درآمده است. واحد تحلیل بیانیه هایی است که تعدادی از سمن-های مریوان در فاصله 1391 تا 1400 منتشر کرده اند. یافته ها: بر طبق یافته ها عمده بیانیه ها به صورت جمعی و مشترک منتشر شده و سمن های محیط زیستی، علمی، اجتماعی و فرهنگی بیشترین مشارکت را در آن داشته اند. «محیط زیست»، «زنان» و «جامعه مدنی» موضوعاتی است که بیشترین اهمیت و اولویت را برای سمن ها دارد. لحن بیانیه ها بیانگر موضع مطالبه گرانه (انتقادی) از نهادهای حکومتی و ایفای نقش روشنگرانه نسبت به جامعه است. سیاست هویت و به عبارتی سیاسی شدن سمن ها متأثر از هویت کردی از دیگر یافته های مهم این مقاله است. نتیجه گیری: به طور کلی سمن های مریوان در بستر شرایط موجود توانسته اند نقش ها و کارکردهای مورد انتظار از سازمان های جامعه مدنی را به خوبی ایفا کنند.
کاوشی در مفهوم «کودک به مثابهه کنش گر اجتماعی» و شناسایی عناصر بر سازنده آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه پژوهی فرهنگی سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۴۹)
173 - 205
حوزههای تخصصی:
برخلاف نگاه فرودست نگر در رویکردهای سنتی، کودک، همچون سوژه ای فعال، عامل و حتی در مقام کنش گر اجتماعی، مورد توجه رویکردهای نو به مفهوم کودکی قرار گرفته است. اما با وجود این توجه جدی به دوران کودکی و کنش کودکان، همچنان ممکن است با غلبه رویکردهای بزرگسال محور، مفهوم جدید و انتزاعی «کودک به مثابه کنش گر اجتماعی»، به تعبیرهای نادرست و ابهام برانگیز از کودکی و کنش کودکان بینجامد. در این پژوهش، با روش تحلیل مفهومی که کمک می کند مفاهیم به اصطلاحاتی با میزان کمتری از انتزاع بر گردانده شوند، به شناسایی عناصر برسازنده مفهوم «کودک کنش گر اجتماعی» پرداخته ایم که در دو قلمرو فردی و اجتماعی معرفی شده اند. در قلمرو اول خودِ کودک مطرح است و عناصر برسازنده آن عبارتند از: 1) دیدگاه و صدای کودک، 2) شایستگی های اجتماعی کودک و 3) عاملیت اجتماعی کودک. قلمرو دوم به بافت زندگی و محیط پیرامون کودک ارتباط دارد و عناصر آن شامل 1)عرصه های کنش اجتماعی، 2) شهروندی کودک و 3) رابطه کودک/بزرگسال هستند.
فروپاشی ساختارها و ظهور کاریزمای ملی (مقایسه تطبیقی انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی ایران سال ۲۴ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴
35 - 77
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی فرایند شکل گیری رهبری کاریزماتیک در ایران با تمرکز بر دو مقطع تاریخی پیش از انقلاب مشروطه و پیش از انقلاب اسلامی می پردازد. با استفاده از روش تحلیل تطبیقی تاریخی و رویکرد پیرومحور، تحقیق به تحلیل نقش بحران های اجتماعی، اقتصادی، مشارکت، مشروعیت و ایدئولوژی های فرهنگی در ظهور رهبری کاریزماتیک می پردازد. نتایج نشان می دهد که در حالی که بحران های اقتصادی و مشروعیت به تنهایی برای ظهور رهبری کاریزماتیک کافی نیستند، ترکیب بحران های اجتماعی و اقتصادی با ازجاکندگی نهادی و ایدئولوژی های مبتنی بر فرهنگ سنتی می تواند به شکل گیری رهبری کاریزماتیک منجر شود. مقایسه تطبیقی داده ها از دوره قاجار و پهلوی، تأثیر عمیق تغییرات ساخت اجتماعی و بحران های گسترده بر ظهور رهبری کاریزماتیک را نشان می دهد. این مطالعه به درک بهتر عواملی که به ظهور رهبران کاریزماتیک در شرایط بحرانی منجر می شود، کمک می کند.
پیش بینی بهزیستی روانشناختی و تنظیم هیجان بر اساس باورهای مذهبی و سبک زندگی مذهبی در دانش آموزان مقطع متوسطه اول شهر همدان(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهشنامه سبک زندگی سال ۹ پاییز و زمستان ۱۴۰۲شماره ۱۷
119 - 136
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف پیش بینی بهزیستی روانشناختی و تنظیم هیجان بر اساس باورهای مذهبی و سبک زندگی دینی در دانش آموزان اجرا شد. طرح پژوهش از نوع همبستگی بود. نمونه این پژوهش 368 نفر (193 دختر و 175 پسر) دانش آموز مقطع متوسطه اول شهر همدان در سال 1401-1402 بود که به شیوه نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند و به پرسشنامه های بهزیستی روانشناختی، تنظیم هیجان و باور مذهبی پاسخ دادند. داده ها توسط شاخص آماری ضریب همبستگی پیرسون و نرم افزار spssنسخه 22 تحلیل شدند. نتایج نشان می دهد باور مذهبیو سبک زندگی مذهبی ، بهزیستی روانشناختی و تنظیم هیجان را پیش بینی می کند و رابطه بین آنها از لحاظ آماری مثبت و معنادار می باشد. بدین معنی که دانش آموزانی که میزان باورهای مذهبی آنها بالاتر بود در فرایند مقابله با رویدادهای منفی زندگی، توانمندتر بودند و مولفه های شادکامی ، عزت نفس ،کنترل هیجان و رضایت از زندگی در انها تفاوت چشمگیری داشت . باور مذهبی، زمینه شکلگیری تعلق شخصی به منبع حمایتی متعالی است که به رفتار فرد، معنای دائمی و ویژه می بخشد و از این طریق سبک زندگی فرد را به شکل هدفمند، به سوی تحقق معنای بزرگ پیش خواهد برد.
بازنمایی برج آزادی و میلاد در دو دهه 80 و 90 سینمای ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در طی سالیان گذشته تا به امروز رسانه های مختلفی وجود داشته است که به عقیده اندیشمندان، نقش آن ها در زندگی ما انکار ناپذیر است. سینما و فیلم به عنوان یکی از این رسانه هاست که تحت تأثیر بافت فرهنگی، اجتماعی و روان شناختی جامعه است. فیلم، بازتاب صرف ساختارهای اجتماعی نیست، بلکه خود در باز تولید آن نقش دارد. بازنمایی یکی از مفاهیم بنیادی در مطالعات رسانه ای است که از آن طریق، حوادث و واقعیت های اجتماعی را نشان می دهند. ازآنجایی که فیلم یکی از عرصه های شکل گیری تخیلات در زمینه معماری و شهرسازی قلمداد می شود، لزوم توجه به زمان، مکان، فضا و درک هریک از این آثار، سینما را به معماری و منظرسازی وابسته می سازد، لذا پژوهش حاضر با هدف مقایسه بازنمایی برج میلاد و آزادی از منظر جامعه شناسی در آثار سینماى دهه ى 80 و90 به روش تحلیل محتوا اجرا گردید. جهت این مطالعه، 8 فیلم از 15 فیلم گزینش شدند و به لحاظ محتوایی بررسی گردید. یافته های بررسی شده نشان می دهد که رسانه می تواند طرحواره تصوری یا کلیشه ای به وجود بیاورد به طوری که جوانانی که به دنبال مدرنیته و رهایی هستند، همچون قشر مرفه، دختران کم حجاب تر جامعه، همواره در کنار برج میلاد دیده می شوند، اما افراد میان سال، مذهبی با نقش مثبت، بیشتر در کنار برج آزادی دیده می شوند، که این همان تولید رسانه است.
رابطه رضایت جنسی و نگاه جنسیتی با گسست خانواده (مورد مطالعه: شهروندان شهر تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال ۱۹ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۷۵
437 - 459
حوزههای تخصصی:
عوامل متعددی وجود دارند که کارکردهای خانواده را دچار اختلال می کنند و ممکن است به گسست خانواده منجر شوند. هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه رضایت جنسی و نگاه جنسیتی با گسست خانواده است. روش تحقیق پیمایشی و ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه است. جامعه آماری افرادِ ساکن در مناطق 5، 7 و 8 شهر تبریز هستند که بر اساس فرمول کوکران 384 نفر از آن ها به عنوان نمونه آماری بررسی شده اند. از روش نمونه گیری تصادفی طبقه بندی شده برای انتخاب نمونه استفاده شده است. نتایج نشان می دهد که بین رضایت جنسی با گسست خانواده رابطه معکوس و معناداری وجود دارد، به طوری که هرچقدر رضایت جنسی زوجین در زندگی زناشویی بیشتر باشد، گسست خانواده کمتر اتفاق می افتد. همچنین یافته ها حاکی است، بین نگرش جنسیتی سنتی با گسست خانواده رابطه مستقیم وجود دارد. به عبارتی، هرچقدر نگرش جنسیتی سنتی افراد بیشتر باشد، احتمال گسست خانواده بیشتر می شود. نتایج نشان می دهد در صورت همسان بودن زوجین در زمینه تحصیلی و بالاتر بودن سطح تحصیلات، بنیان خانواده کمتر دچار اختلال می شود. بخش دیگری از نتایج گویای آن است که گسست خانواده در بین زوجینی که مشاغل مناسبی از نظر جایگاه اجتماعی دارند، کمتر رخ می دهد.
نقش تعدیل گری ظرفیت تأملی مادر در رابطه بین خلق وخوی کودک با کیفیت رابطه مادر- کودک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال ۱۹ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۷۵
519 - 531
حوزههای تخصصی:
هدف این مطالعه تعیین رابطه خلق وخوی کودک با کیفیت رابطه مادر کودک و مشخص ساختن نقش تعدیل گرانه ظرفیت تأملی مادر در رابطه بین این دو متغیر بود. نمونه آماری شامل 270 مادر بود که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به سه پرسش نامه مزاج کودکی میانه، ظرفیت تأملی والدین و مقیاس رابطه کودک مادر پاسخ دادند. برای تحلیل داده ها از ضریب هم بستگی پیرسون و رگرسیون استفاده شد. تحلیل یافته ها نشان داد که به جز مؤلفه حواس پرتی، بقیه مؤلفه های خلق وخوی کودک رابطه معناداری با کیفیت رابطه مادر کودک داشتند. همچنین هر سه مؤلفه ظرفیت تأملی مادر شامل پیش ذهنی سازی، اطمینان به وضعیت ذهنی و علاقه و کنجکاوی به حالات ذهنی، ارتباط معناداری با کیفیت رابطه مادر کودک داشتند. نتایج تحلیل رگرسیون برای بررسی فرضیه تعدیلگری ظرفیت تأملی مادر نشان داد که پیش ذهنی سازی مادر تعدیلگر معنادار رابطه سطح فعالیت کودک، پیش بینی پذیری و ثبات فراخنای توجه با کیفیت رابطه مادر کودک بود. همچنین علاقه و کنجکاوی به حالات ذهنی در مادر نیز به طور معناداری تعدیل کننده رابطه پیش بینی پذیری و ثبات فراخنای توجه با کیفیت رابطه مادر کودک بود. در بقیه موارد، تعدیلگری مؤلفه های ظرفیت تأملی مادر در ارتباط مؤلفه های خلق و خوی کودک با کیفیت رابطه مادر-کودک تأیید نشد.