فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۷۴۱ تا ۴٬۷۶۰ مورد از کل ۱۷٬۸۴۵ مورد.
حوزههای تخصصی:
Introduction: The main purpose of this research is investigating the attitude of educational managers toward Pluralistic Curriculum. Methodology: To achieve this goal, the research method combined with the exploratory approach is used. The research method was the grand theory in the qualitative section, and survey in the quantitative part. Based on purposeful sampling, 30 school principals who were expert in this area, selected and were interviewed using the in-depth interview method. The interview continued until the theoretical saturation point. In the quantitative part, according to the results obtained from the previous studies the target group interviews, a questionnaire prepared by the researcher and used. In the qualitative section, the acquisition of credibility, through believability, transferability and verifiability were achieved. In the coding processes to increase the trust two encoders were used. Three types of open, axial and selective coding were used in the method of data analysis in the qualitative section. The factor analysis and Friedman test were also used in the quantitative part. Findings: The result of the research revealed that from the viewpoint of educational managers, the pluralistic curriculum has five components, including racial and ethnic inequality, linguistic diversity, gender inequality, social inequality, and religious diversity. Conclusion: The dimensions of the pluralistic curriculum in comparison with the existing situation that, consisting of two components including racial and ethnic inequality and gender inequality, has five components, including racial and ethnic inequality, linguistic plurality, gender inequality, social inequality, and the Religious diversity.
تناقض های هویتی جوانان درکنش و واکنش با خانواده و جامعه با رویکرد زمینه محور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به اینکه جامعه کنونی ما درحالِ گذار از هویت سنتی به هویت مدرن است، پژوهش حاضر درصدد است، با اتکا به رویکرد تفسیرگرایی اجتماعی، به بررسی تناقض هایی بپردازد که جوانان به لحاظ هویتی در بافت زندگی روزمره با آن ها مواجه می شوند. این پژوهش کوشیده است ازطریق روش کیفی و مصاحبه عمیق به یک نظریه زمینه ای دست یابد. براساس روش نمونه گیری هدفمند و معیار اشباع نظری، با 28 نفر از جوانان 20 تا 30 ساله شهر اصفهان مصاحبه صورت گرفته است و اطلاعات به دست آمده از مصاحبه ها رمزگذاری (باز، انتخابی و محوری) شده و مفاهیم و مقوله های به دست آمده تجزیه و تحلیل شده اند. یافته ها با استفاده از روش نظریه زمینه محور شامل 21 مقوله است. مقوله محوریِ این بررسی «انتخاب گری عناصر هویتی» است، به طوری که مقولات دیگر را در برمی گیرد. براساس مقوله هسته دو مورد از یافته های پژوهش، تقابل بافتی سنت و تجدد و فردگرایی فزاینده است. براساس نتایج، مهم ترین دستاوردهای تحقیق به نوعی فردگرایی فزاینده به سمت هویت مدرن و نیز تقابل بافت سنتی و تجدد اشاره دارد. عامل سن و ترجیحات و ذائقه های جوانان نیز بسترساز به حساب می آید که نوعی شکاف نسلی را میان آنان و والدینشان به وجود آورده است. سپس، نظریه زمینه محور به دست آمده، در قالب مدل پارادایمی ارائه شده است.
بررسی رابطه سرمایه فرهنگی و خانواده گرایی در بین ساکنان شهر اصفهان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
حیات خانواده مرهون ارزش های آن است و یکی از ارزش هایی که تأثیر مستقیم در سازگاری زوجین و تحکیم و ثبات خانواده دارد، خانواده گرایی است که این سازه اجتماعی، در هر فرهنگی متفاوت است. امروزه ساختار اجتماعی جوامع پیچیده شده و نمی توان برای آن ها سلسله مراتب ساده که فقط از طریق درآمد و مالکیت تعیین می شود، در نظر گرفت بلکه سایر اشکال سرمایه از جمله سرمایه فرهنگی در انتخاب سبک زندگی افراد و چگونگی زندگی آن ها مؤثر است. این پژوهش درصدد است به بررسی رابطه بین سرمایه فرهنگی و خانواده گرایی بپردازد. روش: این تحقیق پیمایشی بوده و جامعه آماری، ساکنین شهر اصفهان می باشند که با فرمول کوکران برای جمعیت های بزرگ، حجم نمونه برابر 665 نفر تعیین و بر اساس نمونه گیری سهمیه ای مبتنی بر محل سکونت انتخاب شده اند. داده ها با کمک پرسشنامه استاندارد خانواده گرایی و پرسشنامه محقق ساخته در خصوص سرمایه فرهنگی جمع آوری شده و با کمک نرم افزار spssو اندازه گیری ضرایب همبستگی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. نتایج: این پژوهش نشان داد که سطح سرمایه فرهنگی پاسخگویان پایین تر از متوسط بوده ولی خانواده گرایی در نمونه از میانگین بالاتر است. این تحقیق نشان داد که افراد با سرمایه فرهنگی بالاتر به دنبال سبک های زندگی انتخابی خود بوده و نوعی فردگرایی در این گونه افراد قابل ملاحظه است و رابطه همبستگی و معکوس بین سرمایه فرهنگی و خانواده گرایی وجود دارد. سرمایه فرهنگی شکل دهنده سبک زندگی فردی است و با افزایش آن ترجیحات فردی بر مبنای سلایق و عادات خاص افزایش می یابد که نتیجه آن می تواند منجر به گزینش نوعی سبک زندگی انتخابی و حتی متفاوت با سایرین شود.
مطالعه جامعه شناختی دروغ گویی در روابط بینا جنسی مورد زوج های تهران)1395-1396)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش درصدد مطالعه ی جامعه شناختی دروغ گویی در روابط پایدار بینا جنسی در سه گروه زوج های ازدواج قانونی، هم خانگی ها و نامزدها است. برای دستیابی به الگوهای دروغ گویی در روابط بینا جنسی به لحاظ روشی از رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون استفاده شده است. یافته های تحقیق حاکی از آن است که عواملی مانند احساس نا امنی، وابستگی اقتصادی به همسر، به دست آوردن دل همسر، و عدم تفاهم و اطمینان به رابطه زناشویی منجر به دروغ گویی، زوج های ازدواج قانونی می شود. همچنین عواملی مانند تسهیل و کسب رضایت متقابل، کنترل و حریم شناسی، عدم استقلال در زندگی منجر به دروغ گویی زوج های نامزد می شود و در زوج های هم خانه ای عدم تعهد و مسؤولیت پذیری، خودخواهی و پیگیری خواسته های فردی و محدودیتهای خانوادگی و فرهنگی منجر به دروغ گویی آن ها می شود. در مقایسه ی بین الگوهای دروغ گویی، یافته ها حاکی از آن بودنوع روابط زوج های دائم و قانونی به صورت تام شکل می گیرد که در زوج های نامزد و هم خانه ای روابط به صورت محدود است. دروغ گویی براساس کارکردی که برای فرد دارد در زوج های قانونی و دائم به عنوان مفر، در زوج های نامزد به عنوان تسهیل در رابطه و در زوج های هم خانه ای به عنوان سلاح و کسب لذت بیشتر اتفاق می افتد.
محبت و هویت در آیینه نمایش جهانی اربعین مطالعه ماهیت، کارکردها و ساختار پیاده روی اربعین از منظر ارتباطات آیینی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آیین های مذهبی یکی از فرصت های ویژه اصحاب ادیان و مذاهب برای اعلام موجودیت خود به هویت های دیگر و هم چنین موقعیتی مناسب برای بازنمایی و برساخت اهالی مذهب از وضعیت فرهنگی و اجتماعی خود است. در میان فرق اسلامی، مذهب تشیع به عنوان یک اقلیت بزرگ که محبت اهل بیت(:) از ارکان با اهمیت آن است، طول تاریخش را در جامعه مسلمانان همراه با طرد و درحاشیه بودگی تحمیلی از جانب اکثریت اهل سنت گذرانده و کمتر فرصت خودنمایی یافته است. آیین های حسینی از مهم ترین و تأثیرگذارترین مراسم جمعی و اجتماعی شیعیان می باشند که از حیث: تأسیس، تکوین و کیفیت اجرا عمدتاً با زمینه هایی از فرهنگ عامه عجین گشته اند. آیین پیاده روی اربعین که هرساله مصادف با 20 صفر و همزمان با اربعین شهادت حضرت سیدالشهداء(7) در مسیرهای منتهی به کربلای معلی برگزار می شود، با توجه به حضور میلیونی اقشار و ملیت های گوناگون شیعه از اقصی نقاط جهان، خصوصاً در سال های اخیر گسترش چشم گیری داشته و به یکی از بزرگ ترین اجتماعات آیینی جهان تبدیل شده است. در این پژوهش با عنایت به ویژگی ها و امتیازات ویژه این آیین شیعی، تلاش کردیم تا با تماس مستقیم با واقعیت درحال اجرا از طریق روش کیفی مردم نگاری، سه رکن اساسی ماهیت، ساختار و کارکردهای آیین پیاده روی اربعین را با تفسیرهای مشارکت کنندگان اصلی اش یعنی: زائران، مروجان و مجریان این آیین از منظر چارچوب مفهومی ارتباطات آیینی مطالعه کنیم. شایان ذکر است علی رغم توجه به پیشینه این آیین در تاریخ اجتماعی شیعیان عراق و هم چنین زمینه های فرهنگی موجود، تمرکز اصلی این پژوهش به روی مشارکت کنندگان ایرانی قرار داشته است. نتایج حاصل از دو مرحله تحلیل داده های به دست آمده از مصاحبه ها و مشاهدات میدانی به روش های مضمون بندی داده ها و کدگذاری نظریه ای نشان داد: این آیین شیعی در ارتباط تنگاتنگی با سه مفهوم کلان محبت اهل بیت، نمایش جهانی و هویت شیعی قرار دارد.
The role of government in promoting philosophical thinking from Imam ali point of view(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Philosophical thinking is a holistic and unified approach seeking to find and satures the true answer to ontological sense (comm::union:: with God, self, with the universe and with their fellow human). By paying attention to The exact terms of the two rights (benevolence and education) that is taken from the Sermon 34 of Nahj al. The Islamic government in addition to the security and welfare of the public is responsible for regulating social relations and also bears heavy duty. For guiding society towards perfection and religious education. Tie together economic justice and the responsibility of individuals to organize family and avoid improper the correct explanation of religious belief and the right tools and punishment and encourage ways to fit and proper. If people move in the right direction and full cooperation of the government and people together in promoting religious purposes. In this regard an ideal society can be expected to be happy in this world and the Hereafter. This article referring to library resources and was written from an analytical - deductive point of view and seeks to answer the question: " what is the role of government in education philosophy based on the sayings of Imam ali?
مطالعه تجربی روند های شکل گیری دینداری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به آزمون تجربی یک گونه شناسی از روند های شکل گیری دینداری پرداخته است. به دلیل آنکه هدف پژوهش، بررسی قابلیت های مفهومی و بررسی امکان سنجش این موضوع و ارزیابی ابزار های شناسایی بود و قصد تعمیم نتایج آن به جامعه آماری خاصی وجود نداشت از نمونه گیری سهمیه ای استفاده شد. از یازده مسیری که در مقاله مرجع این پژوهش (شجاعی زند، 1391) معرفی شده، تنها سنجش پنج مسیر با روش پیمایش و ابزار پرسشنامه امکان پذیر بود. لذا به همان مسیر ها اکتفا شد. این مسیرهای پنج گانه، از چهار جنبه «نخستین تماس با دین»، «بسط دینداری»، «دیندارشدن پس از توقف» و «ترجیحات» در بین نمونه انتخابی مورد بررسی قرار گرفت. نتایج حاصل از گردآوری و استخراج داده ها نشان داد که در نخستین تماس با دین و بسط دینداری، الگوی «دیندارشدن عملی» و الگوی «منطقی عقلائی» بیشترین فراوانی را دارد. در سطح دیندارشدن بعد از توقف اما، الگو های «منطقی عقلائی» و «اتفاق باشکوه» بیشترین فراوانی را دارند. در سطح ترجیحات نیز الگوی «انتخاب گرانه» و «دیندارشدن عملی» بیشترین فراوانی را دارد. از بررسی روابط همبستگی میان متغیر های زمینه ای و نحوه دیندارشدن نیز سیزده رابطه معنا دار به دست آمد و نشان داد که وضع مذهبی خانواده بیشترین رابطه را با نحوه دیندارشدن دارد.
مطالعه حقوقی- جرم شناختی جرایم اقتصادی (با تأکید بر راهکارهای پیشگیری ملی و فراملی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: اقتصاد نقش کلیدی در زندگی بشر بازی می کند. به همین دلیل مبارزه با مفاسد اقتصادی دارای جایگاه ویژه ای است. جرایم اقتصادی و مالی از جرایمی هستند که امروزه دامن گیر اقتصاد جامعه شده است و مانع فعالیت اقتصادی پویای اجتماع می شود. هدف پژوهش حاضر بررسی حقوقی و جرم شناختی این نوع جرایم و ارائه راهکارهایی برای پیشگیری و مبارزه با آنها است. روش: این پژوهش به شیوه توصیفی- تحلیلی با استفاده از منابع کتابخانه ای انجام شده است. یافته ها و نتایج: بخش اول پژوهش، موازین حقوقی و قضایی جرایم اقتصادی را واکاوی کرد. در این بخش جرایم اقتصادی از نظر حقوق کیفری اقتصادی ماهیتی (شامل عنصر قانونی، مادی و معنوی) و حقوق کیفری اقتصادی شکلی در دو بعد ملی و بین المللی بررسی شاین بررسی مشخص شد میان جرایم اقتصادی با جرایم علیه اموال، مفاسد اقتصادی و... تفاوت های اساسی وجود دارد. بخش دوم پژوهش، به تبیین و تشریح ابعاد جرم شناختی جرایم اقتصادی و راهکارهای پیشگیری پرداخت. در راستای تشریح ابعاد جرم شناختی جرایم اقتصادی، به نظریه روانشناختی پیناتل و نظریه جامعه شناختی مرتن استناد شده؛ سپس با توجه به رویکرد حاکم بر جامعه شناسی کیفری، مطالب قابل توجه و تمرکز در باب نظام حقوقی و چارچوب قضایی کشور مورد بررسی قرار گرفت. مهم ترین راهکارهای پیشگیرانه در این راستا عبارتند از تقویت باورهای درونی و نظام انگیزشی کارکنان بخش های مالی ادارات، بهبود نظام نظارت بر عملکرد مالی به ویژه در بخش دولتی، استفاده از سامانه های مدیریت مالی و تدوین قوانین مدیریتی و نظارتی مرتبط.
شاخص های فرهنگی مؤثر در خلاقیت شهری (مطالعه موردی: استان سمنان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به اهمیت بالای فرهنگ در شهر خلاق، برنامه ریزان شهری باید رویکردی فرهنگی در برنامه ریزی های شان داشته باشند و از منابع فرهنگی شهر برای توسعه استفاده کنند. هدف این پژوهش، ارزیابی شهرهای استان سمنان بر اساس شاخص های فرهنگی مؤثر در خلاقیت شهری بوده و با روش توصیفی تحلیلی انجام پذیرفته است. در این پژوهش، عمده ترین شاخص های فرهنگی مؤثر در خلاقیت شهری معرفی و با استفاده از مدل ویکور به سنجش و ارزیابی آنها در شهرهای استان سمنان پرداخته شده است. نتایج حاصل شده از مدل ویکور حکایت از آن دارد که بین شهرهای پرجمعیت و شهرهای کم جمعیت استان سمنان به لحاظ برخورداری از شاخص های فرهنگی مؤثر در خلاقیت شهری، اختلاف بسیار قابل توجهی وجود دارد. در این زمینه سه شهر سمنان، شاهرود و دامغان که در مجموع بیش از 72 درصد کل جمعیت شهری استان سمنان را در خود جای داده اند، بیشترین منابع فرهنگی را در اختیار دارند و طبیعتاً پتانسیل بسیار بالاتری را جهت تحقق شهر خلاق دارا هستند و در مقابل 17 شهر دیگر استان که تنها 28 درصد کل جمعیت شهری استان را در خود جای داده اند، منابع فرهنگی چندانی در اختیار نداشته و پتانسیل چندانی در جهت تبدیل شدن به شهر خلاق ندارند.
جوانان و روابط پیش از ازدواج؛ مطالعه کیفی زمینه ها، تعاملات و پیامد های آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر در نظر دارد تا به میانجی رویکرد برساختی تفسیری به کشف و بررسی زمینه ها و دلالت های معنایی روابط پیش از ازدواج جوانان و پیامد های آن بر زندگی متأهلی در شهر سنندج بپردازد. داده های این مطالعه کیفی از طریق مصاحبه عمیق گردآوری شده و از روش نظریه زمینه ای برای تحلیل داده ها استفاده شده است. با کمک روش نمونه گیری نظری و هدفمند با 21 نفر از مشارکت کنندگان مصاحبه گردید و نهایتاً داده های گردآوری شده در قالب 18 مقوله محوری و یک مقوله هسته، کدگذاری و تحلیل گردید. نتایج پژوهش بیانگر آن است که جوانان پیش از ازدواج، به دلایل مشکلات عاطفی، شدت یافتن امیال جنسی و عضویت و تسهیل پذیرش در گروه دوستان به رابطه با جنس مخالف روی آورده اند. در این میان محرکات جنس مخالف به مثابه زمینه تسهیل گر و فنّاوری های نوین ارتباطی و اطلاعاتی به منزله شرایط مداخله گر عمل کرده اند. جوانانِ مورد مصاحبه با میانجی دو راهبرد «روابط عاشقانه» و «روابط مبتنی بر فریب» به رابطه با جنس مخالف تداوم بخشیده اند. بر اساس مطالعه حاضر، تجربه رابطه پیش از ازدواج، با تقویت حس نوستالژیک، پیامدهایی چون احساس تأسف، مقایسه و تنوع طلبی جنسی، اختلافات خانوادگی، بی وفایی و عدم پایبندی در زندگی متأهلی را در پی داشته است. مقوله هسته «سیالیت پیوند زناشویی» ناظر بر پیامد های رابطه پیش از ازدواج جوانان بر زندگی متأهلی می باشد.
بررسی عوامل جامعه شناختی مؤثر بر خالکوبی مورد مطالعه شهر کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله بررسی عوامل جامعه شناختی مؤثر بر خالکوبی در شهر کرمانشاه است. روش پژوهش توصیفی از نوع پیمایش و ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته است. جامعه آماری کلیه مردان 15 سال به بالای شهر کرمانشاه که حداقل یک بار اقدام به خالکوبی نموده اند، است. تعداد 350 نفر با استفاده از فرمول نمونه گیری کوکران انتخاب و داده ها از طریق روش نمونه گیری گلوله برفی جمع آوری شدند. برای محاسبه روایی از اعتبار صوری و برای برآورد پایایی از تکنیک آلفای کرونباخ استفاده به عمل آمد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و با استفاده از روش های آماری متناسب با سطح سنجش متغیرها تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان می دهد که بین میزان عزت نفس، محرومیت نسبی، تمایل به تغییر قیافه، گرایش های دینی و خالکوبی رابطه معناداری وجود دارد. هم چنین نتایج مقایسه میانگین ها نشان می دهد که وضعیت تأهل، الگوپذیری، طبقه اجتماعی و سطح تحصیلات بر خالکوبی تأثیر معناداری دارند.
تحلیل گفتمان عدالت جنسیتی در برنامه پنج ساله ششم توسعه اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظام برنامه ریزی در ایران، از گفتمان های سیاسی و اجتماعی حاکم تأثیر می پذیرد و جایگاهی که این گفتمان ها برای سوژه ها و مقوله ها قائل اند، در برنامه های توسعه بازنمایی می شود. از جمله سوژه های بسیار مهم، مسئله «زنان» است. بسته به اینکه سوژه زنان در چه حوزه گفتمانی قرار دارد، معانی و هویت های مختلفی به خود می گیرد. همین معانی متفاوت است که در نظام برنامه ریزی تبلور می یابد و به نوبه خود به برقراری عدالت جنسیتی یا تداوم نابرابری جنسیتی منجر می شود. پژوهش حاضر، به مطالعه کشمکش های کنونی جامعه ایران بر سر هژمونی معنایی در حوزه زنان (تطور گفتمانی) و بازنمایی بحث عدالت جنسیتی در برنامه ششم توسعه با روش تحلیل گفتمان لاکلو و موفه می پردازد. یافته ها در بحث تطور گفتمانی نشان می دهد که گفتمان اعتدال که به تعبیر فرکلافی حاصل دیالکتیک گفتمانی اصلاح طلبی و اصولگرایی است، دال های تهی را در حوزه گفتمان گونگی بازیابی می کند و معنای جدیدی به آن ها می دهد. براین اساس، نشانگان «اشتغال زنان»، «فرصت های برابر»، «رفع موانع حقوقی»، «خانواده گرایی»، «بی توجهی به جنسیت» و «رفاه و بیمه زنان» را در پیوند با دال کانونی «برابری زن و مرد» مفصل بندی می کند. همچنین تحلیل گفتمان عدالت جنسیتی در برنامه ششم توسعه، نشانگر آن است که گفتمان حاکم بر برنامه ششم، با نشانه ای محوری با عنوان «عدالت جنسیتی» و با مدلول های «فرصت های شغلی»، «سلامت و بهداشت»، «باسوادی زنان»، «اصلاح نظام حقوقی» و «مشارکت در تصمیم سازی و تصمیم گیری» شکل گرفته است که این نشانه های معنایی، به ترتیب دربرگیرنده عدالت اقتصادی، عدالت بهداشتی، عدالت آموزشی، عدالت حقوقی و عدالت سیاسی هستند. اگرچه این دال ها در متن برنامه، معناهای مستتر در مفاهیم را به طور کامل پوشش نمی دهند، می توان امیدوار بود که با اجرای برنامه ششم توسعه، زمینه های لازم برای نهادینه شدن مطالبات مدنی در موضوع برقراری عدالت جنسیتی در جامعه فراهم و نقش زنان در توسعه کشور پررنگ تر شود.
رابطه مبانی ضرورت رشد عقلی و مسئولیت پذیری کودکان و نوجوانان در پرتو منابع اسلامی و تحول الگوی اسلامی- ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بلوغ عقلی که معیار رشد عقلی است، درک اوامر و نواهی دین را برای مسئولیت پذیری کودکان و نوجوانان زیر ۱۸ سال مورد توجه قرار می دهد. پژوهش حاضر با هدف تعیین بهترین ملاک ایجاد مسئولیت در افراد زیر 18 سال صورت گرفت که برای دستیابی به این ملاک ها، مبانی شرعی ضرورت احراز رشد عقلی و فکری این افراد تحلیل شد و دیدگاه های فقهی موافق و مخالف کفایت بلوغ جنسی مورد بررسی قررا گرفت. این پژوهش که با روش توصیفی- تحلیلی و به صورت مطالعات کتابخانه ای انجام گرفت، نشان داد که الگوی اسلامی -ایرانی بر خلاف پذیرش احراز رشد عقلی در تحقق مسئولیت بر اساس مقررات جدید، همچنان سن بلوغ شرعی را که در زبان فقهی به مفهوم رسیدن به مرحله ای از رشد جنسی است، مبنای هر نوع مسئولیت تلقی نموده است. این موضوع سبب شده است که دختران در سنی تکلیف پیدا کنند که از توانایی ذهنی لازم برای انتساب مسئولیت بی بهره اند. براین اساس، با توجه به عدم تطابق سن بلوغ شرعی با واقعیات عینی و اجتماعی، و عدم تفکیک بلوغ عبادی از بلوغ غیرعبادی در این سن، با پیش بینی سن خاصی برای سن تمییز در الگوی اسلامی -ایرانی همانند سایر نظام های اسلامی، افزایش سن بلوغ غیر عبادی دختران با توجه به وجود زمینه های فقهی این تغییر ضروری به نظر می رسد.
«خود و دیگری» در اندیشه نیما(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی ایران سال هجدهم زمستان ۱۳۹۶ شماره ۴
30 - 52
حوزههای تخصصی:
به دلیل سرشت اجتماعی انسان، اساساً تنهایی ناممکن است. اجتماع، نه با «من» بلکه با یک انسان دیگر، با «تو»، شکل می گیرد. </em>باختین از جمله افرادی است که در مباحثی که پیش می کشد به این امر اشاره می کند که وجود دیگری شالوده شکل گیری "خود" است. در مقاله حاضر به «خود» و «دیگری» در اندیشه نیما پرداخته شده است. منظور از دیگری، صدا و زبانی متفاوت نسبت به صدا و زبان «من» است. در این مقاله سعی شده است تا سویه های مختلف و متفاوت این موضوع مورد بررسی قرار گیرد. برای این کار از آراء میخائیل باختین، متفکر روس، استفاده شده است. تحقیق حاضر بر رویکرد کیفی استوار است و از روش های تحلیل گفتمان، تحلیل محتوای کیفی و تحلیل مضمون نیز استفاده شده است. یافته های تحقیق بازگوی آن است که نیما با پیش کشیدن مباحثی درباره «خود» و «دیگری» از جمله شاعرانِ پس از مشروطه در ایران است که به این مسئله به طور جدی پرداخته است اما به دلیل تعلق خاطری که به دیالکتیک هگل دارد، در مراحل بعدی کار خود، تفاوت میان «من» و «دیگری» را به نفع جهانی یک پارچه، منسجم و وحدت یافته مصادره می کند.
واکاوی موانع فرهنگی توسعه سیاسی در ایران (عصر پهلوی دوم)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش پیش رو در صدد واکاوی و پاسخگویی به این سؤال اساسی بر آمده است که موانع عمده فرهنگی که در دوره پهلوی دوم سبب عدم دستیابی جامعه ایران به توسعه سیاسی گردید، چه بوده است؟ و مهم ترین آنها کدام اند؟ این پژوهش با الهام از رویکرد وبری در اهمیت فرهنگ و همچنین رویکرد نوسازی بازنگری شده اینگلهارت و با به کارگیری روش تحقیق تاریخی و اسنادی، با مراجعه به کتابخانه های حقیقی و مجازی و بررسی کتب و اسناد معتبر مرتبط با موضوع تحقیق از طریق فیش برداری به جمع آوری و تحلیل و فراتحلیل اطلاعات تاریخی و پژوهش های جامعه شناسی مرتبط با موضوع تحقیق اقدام شده است. یافته های این تحقیق نشان می دهد که فرهنگ استبدادی حاکم بر جامعه و نظام سیاسی حاکم وقت و مدیریت اقتدارگرایانه پهلوی دوم بر نهادهای مختلف جامعه و سرکوب جامعه مدنی و انحلال احزاب سیاسی و تشکل های اجتماعی و فرهنگی منتقد وابسته به طبقه متوسط و قطع جریان روشنفکری پویا و آزاد به عنوان مهم ترین موانع فرهنگی توسعه سیاسی در آن دوره محسوب می شود و همچنین فقدان نگرش علمی و عقلانی، روحیه پرسشگری و نقد در جامعه، ضعف جامعه مدنی، حضور قوی باورهای خرافی سنتی در متن جامعه، فقدان فرهنگ گفت و گو، نبود یک جریان روشنفکری اصیل، آزادی خواه ملی و فقدان مطبوعات منتقد و اعمال سانسور شدید بر سایر مطبوعات و وسایل ارتباط جمعی، باعث ناکامی جامعه ایران در دستیابی به توسعه سیاسی در دوره پهلوی دوم گردید.
مفاهیم و بنیان های نظری رعایت حق سکوت و دسترسی به وکیل در فرآیند بازجویی ضابطان دادگستری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انتظام اجتماعی سال نهم زمستان ۱۳۹۶ شماره ۴
221 - 254
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: بازجویی متهمان، مرکز ثقل تحقیقات مقدماتی محسوب می شود و با عنایت به لزوم حمایت از اصل برائت و حفظ کرامت انسانی در فرآیند دادرسی عادلانه خطوط اصلی حقوق دفاعی اشخاص (از جمله حق سکوت و دسترسی به وکیل) در اثنای بازجویی وفق اسناد بین المللی حقوق بشر (اعم از جهانی و منطقه ای) در این مرحله تعیین گردیده است . از این رو، شناخت این دسته از اصول سازنده و راهبردی حاکم بر فرایند دادرسی عادلانه، چه از منظر ویژگی های خاص یا مشترک این اصول و چه از منظر بازشناسی مبانی حاکم بر آن ها، نقطه شروع ترسیم رابطه بین این اصول با تدابیر بازجویی و به دنبال آن، شناسایی و تعیین ضمانت اجراهای مختلف و تضمین گر حسن جریان این اصول در فرایند بازجویی ضابطان دادگستری می باشد که در این مقاله به آنها پرداخته می شود.<br /> روش شناسی: با توجه به اهداف تحقیق، ماهیت آن کاربردی بوده و روش اجرای این مطالعه توصیفی- تحلیلی و کاربردی و از نظر شیوه اجرا، کتابخانه ای با استفاده از ابزار فیش برداری می باشد. جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه اسناد، قوانین و مستندات در حوزه تحقیق می باشد.<br /> نتایج و یافته ها: نتایج نشان داد بنیان های نظری رعایت حق سکوت و دسترسی به وکیل در فرآیند بازجویی ضابطان دادگستری پنج نوع؛ 1- رعایت شان و کرامت انسانی 2- فرض بی گناهی 3- تضمین حق دفاع متهم 4- اصل تساوی سلاح ها 5- منزلت مناسب در اسناد بین المللی و حقوق داخلی می باشند. که هر یک از این عوامل به تفصیل بازشناسی شدند، تا به عنوان ابزار تفسیر صحیح قانون در جهت پاسداری از اصول اساسی دادرسی، همچنین معیار و مبنایی مهم برای سنجش و ارزیابی اعتبار تصمیمات ضابطان دادگستری از جهت تطابق با اصول بنیادین مذکور باشند.
عوامل زمینه ساز دیرخوابی دانشجویان دختر ساکن خوابگاه دانشگاه تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دیرخوابی یکی از موضوعاتی است که اخیراً در خوابگاه های دانشجویی، مسأله ای مشهود است که تأثیرات نامطلوبی بر دانشجویان می تواند داشته باشد، به همین دلیل، برای فهم عوامل زمینه ساز آن، تلاش شده است از روش نظریه زمینه ای استفاده شود. روش پژوهش، کیفی است و بر اساس روش نمونه گیری هدفمند و نیز معیار اشباع نظری، 10 نفر از دانشجویان با ویژگی دیرخوابی انتخاب شدند. برای گردآوری اطلاعات از تکنیک مصاحبه عمیق و برای توصیف اطلاعات دموگرافیکی افراد مورد مطالعه، از آمارهای توصیفی استفاده شده است. مفاهیم و مقولات به دست آمده از مصاحبه ها نشان داد شبکه های اجتماعی مجازی، وابستگی ارتباطی- عاطفی، عوامل خانوادگی، فشار هنجاری گروه دوستی، بی تفاوتی اجتماعی و احساس گمنامی از عوامل زمینه ساز اختلال دیرخوابی دانشجویان مورد مطالعه به شمار می آید، به گونه ای که در مقوله شبکه های اجتماعی مجازی: برقرای ارتباط شبکه های مجازی، چت کردن تا نزدیکی صبح، سرک کشیدن در زندگی دیگران در فضای مجازی، در مقوله وابستگی ارتباطی– عاطفی: وجود اشخاص مهم در زندگی، تلقی کردن فضای مجازی به صورت عامل تخلیه روانی، افزایش انگیزه و امید هنگام ارتباط مجازی، احساس تنهایی، احساس سرخوردگی هنگام قطع اینترنت، در مقوله عوامل خانوادگی: دلتنگی و دوری از خانواده، وجود مشکلات خانوادگی و نبود کنترل پدر و مادر و حس آزادی، در مقوله فشار هنجاری گروه دوستی: وجود دوستان ناباب، رقابت با دوستان برای یافتن سوژه مجازی، در مقوله بی تفاوتی اجتماعی: مهم نبودن هم اتاقی ها، رعایت نکردن اصول هم اتاقی و در مقوله احساس گمنامی: چت با اشخاص ناآشنا، راحت بودن برقراری ارتباط تأثیرگذار بوده است. یافته های پژوهش نشان می دهد مقوله هسته ای این پژوهش، ولع ارتباط مجازی است که موارد منتهی به آن در قالب یک مدل پاردایمی شامل شرایط علّی، شرایط زمینه ساز، پیامدها، راهکارها و استراتژی کنش ارائه شده است.
ناسازی در میدان دانشگاهی و بیگانگی دانشگاهی (مورد مطالعه: دانشجویان دانشگاه مازندران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بیگانگی تحصیلی یا دانشگاهی، به عنوان یکی از اشکال بیگانگی، اصطلاحی برای توضیح جدایی دانشجویان یا دانش آموزان از فرایند یادگیری و تجربة منزوی بودن از یک گروه تحصیلی یا دانشگاهی است که شخص باید به آن تعلق داشته باشد یا درگیر آن باشد. پژوهش حاضر با هدف تحلیل رابطة میان ناسازی در میدان دانشگاهی و بیگانگی دانشگاهی در میان دانشجویان دانشگاه مازندران انجام گرفته است. روش پژوهش، پیمایش و جامعة آماری شامل تمامی دانشجویان دانشگاه مازندران در سال تحصیلی 93- 94 است که 390 نفر از آن ها براساس نمونه گیری طبقه ای متناسب با حجم، انتخاب شدند و پرسشنامه بین آن ها توزیع شد. چارچوب نظری این پژوهش، نظریة ناسازی (هیسترسیس) بوردیو است. پس از جمع آوری اطلاعات، فرضیه های تحقیق در دو سطح توصیفی- استنباطی با استفاده از نرم افزارهای SPSS و AMOS بررسی شد. مطابق نتایج ضریب همبستگی پیرسون، بین میدان درون دانشگاهی (هنجارهای محدودکننده، جامعه پذیری آموزشی ضعیف) با متغیر وابسته (بیگانگی دانشگاهی) تأثیر مستقیم و مثبت وجود دارد. همچنین براساس نتایج آزمون مدل نظری تحقیق که با روش معادلات ساختاری انجام شد، مؤلفه های میدان دانشگاهی، 40 درصد از تغییرات متغیر وابسته (بیگانگی دانشگاهی) را تبیین می کنند.
آسیب شناسی نظام آموزشی در مراکز دانشگاهی فنی و حرفه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش، آسیب شناسی نظام آموزشی دانشکده های فنی و حرفه ای تهران با رویکرد ترکیبی بود. روش پژوهش در بخش کمی، توصیفی از نوع پیمایشی و در بخش کیفی، فرایند چرخه ای تحلیل بود. جامعه آماری پژوهش در بخش کمی، دانشجویان دانشکده های فنی و حرفه ای تهران به تعداد 17437 نفر بود که با استفاده از فرمول کوکران تعداد نمونه برابر با 376 نفر و با روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی انتخاب گردیدند. مشارکت کنندگان در بخش کیفی پژوهش شامل 11 نفر از اعضای هیئت علمی و 11 نفر از دانشجویان نیم سال آخر بودند و از نمونه گیری هدفمند و تکنیک معیار استفاده شد. برای جمع آوری اطلاعات در بخش کمی از مقیاس نظام جامع یاددهی– یادگیری استفاده شد. برای تحلیل داده ها از آزمون t تک متغیره و از نرم افزار SPSS استفاده گردید. ابزار گردآوری داده ها در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختمند بود و با استفاده از فرایند چرخه ای تحلیل مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج تحلیل کمی نشان داد که در هر سه بعد مفهومی، ساختاری و عملکردی در دانشکده های فنی و حرفه ای تهران آسیب وجود دارد. نتایج حاصل از بخش کیفی پژوهش منجر به شناسایی علل و عوامل بروز آسیب های شناسایی شده، مشتمل بر 14 عامل گردید که در چهار حوزه اساتید (ضعف در روش ها و مهارت ها، کم رغبتی نسبت به کار، ضعف در تعامل با دانشجویان، عدم آشنایی با فن آوری های نوین و نگاه سنتی به آموزش)، دانشجویان (ضعف علمی، بی انگیزگی و تعداد زیاد دانشجویان)، امکانات و تجهیزات دانشگاه (حجم زیاد سرفصل ها، عدم تناسب محتوای آموزش با نیازهای دانشجویان، کارآفرینانه نبودن آموزش) و مدیریت (نبود سیستم ارزیابی جامع در دانشگاه، ضعف سازمانی و مدیریتی دانشگاه و نبود ارتباط بین صنعت و دانشگاه) دسته بندی گردیدند. درمجموع نظام یاددهی - یادگیری در قلمرو پژوهش وضعیت مطلوبی قرار ندارد و در اکثریت قریب به اتفاق زمینه های مربوطه واجد آسیب و ضعف های قابل ملاحظه است.
بازنمایی سینمای دینی در دو دوران سیاسی- اجتماعی؛ مُقایسه دهه اول انقلاب اسلامی با گفتمان اصولگرای عدالت محور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مطالعه با مفروض گرفتن فیلم به مثابه محصولی فرهنگی و کرداری گفتمانی تلاش شده است تا با استفاده از روش تحلیل گفتمان و نشانه شناسی گفتمانی، ضمن تحلیل شانزده فیلم از سینمای دینی پس از انقلاب ایران به این سؤال پاسخ داده شود که سینمای دینی در طلیعه و عصر انقلاب و تثبیت نظام جمهوری اسلامی و دوران عدالت و ارزش گرایی (دهه هشتاد) چگونه بازنمایی داشته است؟ حدود اشتراک و افتراق آن چیست و هرکدام از این گفتمان ها سوژه دینی مطلوب خود را چگونه بازنمایی می کنند. نتایج این مطالعه گویای آن است که بازنمایی سینمای دینی در این دو دوره سیاسی – اجتماعی با یکدیگر تفاوت گفتمانی داشته است و هرکدام صورت بندی خاصی از مناسبات سوژه، دین و جهان پیرامونش را بازنمایی می کند. سوژه دینی گفتمان انقلاب اسلامی و دفاع مقدس «قدسی انقلابی» و سوژه گفتمان بازگشت «مؤمنی مُصلِح و مکلف» است. در گفتمان بازگشت که تلاش دارد ارزش ها و اصول انقلاب اسلامی را احیا کند به صورت تأمل برانگیزی شاهد پیوند دال ملی گرایی و دین داری و برآمدن قهرمانان زن در قامت سوژه دینی هستیم که مغایر با فضای گفتمانی موسوم به انقلاب و دفاع مقدس است. همچنین می توان گفت که اگر در گفتمان نخست سوژه قهرمان به نوعی با دفاع مقدس پیوند مستقیم یا غیرمستقیم دارد، در گفتمان بازگشت، شخصیت روحانی سوژه ای مرجع و قهرمان و مردمی بازنمایی می شود که گرچه به نظام سیاسی تعلق و دلبستگی دارد، اما همواره منتقد دستگاه بوروکراتیک و دولتی و همیار مردم است.