فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۳۸۱ تا ۲٬۴۰۰ مورد از کل ۱۷٬۸۳۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
سرمایه اجتماعی یک سازه نظری و سیاستی به شمار می رود و به میانجی سنجش سرمایه اجتماعی به مثابه نبض سنجی اجتماعی می توان جهت و آهنگ تغییرات جامعه در ساحت های اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی و نیز پیامدهای سیاست گذاری عمومی و اجتماعی را شناسایی و تحلیل نمود. پژوهش حاضر با هدف واکاوی وضعیت سرمایه اجتماعی در بین نمونه ای از شهروندان استان کُردستان به انجام رسیده است. این پژوهش به روش پیمایش و با استفاده از ابزار پرسش نامه درمورد 1007 نفر از شهروندان استان کُردستان در بازه سنی20 تا 54 سال انجام گرفت. شیوه نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای بوده است. برمبنای یافته ها، میانگین شاخص ترکیبی سرمایه اجتماعی در سطح متوسط ارزیابی می شود. کمّ و کیف سرمایه اجتماعی، به ویژه در بُعد سرمایه اجتماعیِ کلان پایین است و این مسأله نشان از زوال اعتماد عمومی به اهمیت و موفقیت عملکرد نهادها در حوزه های چهارگانه اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی است. نوع غالب سرمایه اجتماعی در استان کردستان، سرمایه اجتماعیِ خُرد است و سرمایه اجتماعی میانی در سطح متوسط قرار دارد. براساس نتایج تحلیل واریانس، میانگین سرمایه اجتماعی بر حسب جنسیت، رده سنی، وضع تأهل، سواد، وضع فعالیت پاسخ گویان تفاوت می پذیرد. در بخش پایانی پژوهش، با نظر به مختصات سرمایه اجتماعی، آسیب ها و مخاطرات، راهبردها، برنامه ها و مجریانِ ارتقای سرمایه اجتماعی در کُردستان ارائه شده است.
تحلیلی بر کیفیت زندگی دانشگاهی دانشجویان خارجی دانشگاه اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های جامعه شناسی معاصر سال دهم پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۱۹
117 - 145
حوزههای تخصصی:
روند جابه جایی و جذب دانشجویان خارجی به عنوان شاخص اصلی جهانی شدن و بین المللی شدن آموزش عالی حاکی از افزایش تعداد دانشجویانی است که در یکی دو دهه اخیر برای تحصیل به کشورهای دیگر می روند. با توجه منافع و پیامدهای مثبت عدیده جذب دانشجویان خارجی، رقابت جهانی درمیان دانشگاه ها برای جذب دانشجویان خارجی به واسطه افزایش کیفیت زندگی دانشگاهی و رضایتمندی دانشجویان از جنبه های آموزشی، اجتماعی و خدمات و امکانات دانشگاهی در جریان است. هدف از پژوهش حاضر، بررسی میزان کیفیت زندگی دانشگاهی دانشجویان خارجی دانشگاه اصفهان و تبیین برخی از عوامل دانشگاهی مؤثر بر آن بود. این پژوهش به صورت پیمایشی درمیان همه دانشجویان خارجی صورت گرفت که طی سال 1398 در دانشگاه اصفهان مشغول به تحصیل بودند. یافته های پژوهش حکایت از رضایت نسبی دانشجویان خارجی از ابعاد آموزشی، اجتماعی و خدمات و امکانات دانشگاه اصفهان داشت. علاوه بر این، نتایج نشان داد که موفقیت تحصیلی، ارتباطات دانشگاهی، انگیزه تحصیلی و فرسودگی تحصیلی به صورت مستقیم یا غیرمستقیم بر کیفیت زندگی دانشگاهی دانشجویان خارجی تأثیر دارند. در پایان نیز پیشنهادهایی به لحاظ سیاست گذاری در این زمینه ارائه شده است.
کار روشنفکری و جامعه مخاطره: مقایسه ای میان جامعه شناسی انتقادی میشل فوکو و یورگن هابرماس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اهداف: از آغاز دوران جدید، جنبش روشنفکری، خود را به مثابه مهم ترین طبقه تولیدکنندگان فکر و محرک تأسیس نهادهای فرهنگی و سیاسی در جوامع معرفی و تثبیت نموده اند. آن ها با توجه به زمینه و زمانه خود، نوشتن را به محمل و امکانی برای واکنش جدی و مستدام به بحران ها و دیگر شقوق ازهم گسیختگی های جامعه بشری تبدیل می کنند. در نوشتار حاضر با توجه به بحران های بدخیم دامن گیر زیست جهان امروزی، ماهیت و کار روشنفکری با تمرکز بر جامعه شناسی انتقادی دو متفکر برجسته به بحث و بررسی گذاشته شده است. از این قرار پرسش اصلی آن است که جامعه دستخوش مخاطره ها در رویکرد انتقادی میشل فوکو و یورگن هابرماس چه جایگاهی دارد؟ در پاسخ به این پرسش واره نشان داده می شود که هرچند دو نظریه پرداز سویه های معرفتی متمایز و متخالف دارند اما دستگاه نظری شان پیوند وثیق با شرایط جامعه در مخاطره معاصر دارد. هدف این پژوهش بررسى انتقادى مواجهه جامعه شناسی انتقادی معاصر در دوران جوامع پساها «پساکرونا» است. روش مطالعه: مقاله با توجه به الگوی نظری «سیاست زندگی» به نگارش درآمده و روش آن تطبیقی است.یافته ها: این رویکرد با تمرکز بر مواجهه میان فوکو و هابرماس است و به منظور تبیین این فرضیه مواضع آن ها درزمینه ی هستی شناسی انتقادی زمان حال بررسی و آثار آن در نوع و شکل مواجه با بحران های فراگیر جامعه دوران «پساها» موردبررسی نقادانه قرار گرفته است. نتیجه گیری: با بررسی یافته های حاصل از اندیشه فوکو و هابرماس و سنجش منش انتقادی آن ها در جهان درگیر بحران ها و مخاطرات می توان نتیجه گرفت که کار و عمل روشنفکرى یک نوع پراتیک جمعى و مشارکتى، آن هم در بستر سپهر عمومى در جهان سرشار از مخاطرات است.
حک شدگی مصرف متظاهرانه: (مطالعه موردی: شهروندان تحصیل کرده شهر زنجان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی رفاه و توسعه اجتماعی پاییز ۱۴۰۰ شماره ۴۸
231 - 269
حوزههای تخصصی:
این مقاله با درک وضعیت مصرفی شهر زنجان و با هدف بررسی حک شدگی مصرف متظاهرانه انجام شده است. مطالعه به روش کیفی و در سال 1399 انجام شده است. جمعیت موردبررسی، شهروندان(دارای تحصیلات دانشگاهی)20تا65 سال شهر زنجان است. نمونه ها با روش نمونه گیری نظری و هدفمند، انتخاب شدند و با اشباع نظری در نفر دهم ختم شدند و حجم نمونه 10 نفر تعیین شد. ابزار و روش گردآوری، پرسش نامه باز و مصاحبه نیمه ساختار یافته است. روایی ابزار با معیار قابلیت اعتماد و تکنیک مقایسه تحلیلی و ممیزی بررسی شده و ثبت مصاحبه ها با یادداشت برداری و ضبط صدا انجام شد. کدگذاری و تحلیل ها در رویکرد نظریه زمینه ای، انجام شد. یافته ها با 9 مقوله اصلی و 21 مقوله فرعی، حک شدگیِ مصرف متظاهرانه در عناصر فرهنگی و اجتماعی را نشان می دهد. حک شدگی مصرف متظاهرانه در عناصر فرهنگی، از «تسرّی هنجارهای مصرف تظاهری» و «شکل گیری نیازهای نو و باور به ارضای سلسله نیازها از طریق مصرف متظاهرانه» و سپس «دگرگونی در هنجارهای مربوط به اکتساب و تحرک اجتماعی» روایت می کند و موجب«تسلیم یا انتخاب آگاهانه ی باورهای مصرف متظاهرانه» می گردند. «محدودیتهای مالی و آرزوی رفع آن» فقط به عنوان مداخله گری در مسیر مصرف متظاهرانه، عمل می کند. حک شدگی مصرف متظاهرانه در عناصر اجتماعی، ابتدا از «نقش روابط اجتماعی در بروز مصرف متظاهرانه» در کنار «تناقض های ارزیابانه اجتماعی» و «تناقض تحریکات اجتماعی» و در نهایت، از «تحریک پذیری تصوّری (تصور فرد از مصرفش در اجتماع)» حکایت می کند.
تبیین و طراحی مدل اجتماعی توسعه کسب و کار در بنگاه های اقتصادی: رویکرد داده بنیاد (مورد مطالعه: سازمان هلدینگ اتکا)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعات مورد بررسی برای کسب و کار از دیدگاه جامعه شناسی محدود است؛ در حالی که بررسی مؤلفه های اجتماعی توسعه کسب وکار به عنوان حلقه گمشده در بنگاه های اقتصادی به شمار می رود. از اینرو، هدف از انجام پژوهش حاضر، تبیین و طراحی مدل اجتماعی توسعه کسب وکار بنگاه اقتصادی (سازمان اتکا) است. این پژوهش در چارچوب رویکرد کیفی و بکارگیری روش تحقیق داده بنی اد انج ام گرفت ه است. ابزار جمع آوری داده ها، مصاحبه نیمه ساختار یافته و با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند با 31 نفر از خبرگان مصاحبه شد. تحلیل داده ها در س ه مرحله کدگذاری باز، محوری و گزینشی انجام گرفت و 18 مقوله اصلی و 41 مفهوم استخراج شد. نتایج این پژوهش، منفعت اجتماعی (مقوله محوری)؛ سرمایه اجتماعی، نیاز اجتماعی، عدالت اجتماعی، رضایتمندی، روابط اجتماعی، انسجام اجتماعی، طبقه اجتماعی و کارآفرینی (شرایط علّی)؛ روابط اجتماعی مدیران و کارکنان، فرهنگ، رهبری و مدیریت، حق انتخاب، امنیت و آموزش توسعه محور (شرایط مداخله گر)؛ شخصیت اجتماعی نیروی انسانی، اعتقادات مذهبی، تعهد و هویت اجتماعی (شرایط زمینه ای) بدست آمد. راهبردها شامل اجرای مدل ذینفعان در سازمان، همسوسازی منافع شخصی کارکنان با منافع سازمانی، مشارکت دادن کارکنان در تصمیم گیری سازمانی، مدیریت سطح رضایت شغلی کارکنان، بازتعریف فرهنگ سازمانی و توسعه روابط درون سازمانی؛ پیامدها شامل ارتقای اعتماد سازمانی، ایجاد حس وفاداری در مشتریان، ایجاد منافع جمعی مشترک، ایجاد عدالت نسبی برای تلاش بیشتر کارکنان، افزایش بهره وری سازمانی با پویایی بیشتر کارکنان دارای انگیزه و بروز اندیشه های نو است.
بازشناسی گفتمان روشنفکری دینی شریعتی و مقایسه آن با گفتمان انقلاب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی تطبیقی دو گفتمان روشنفکری دینی دهه 40 و گفتمان انقلاب اسلامی اختصاص یافته است. نگارنده در این جستار، ابتدا با بهره گیری از بستر معرفت شناختی نظریه لاکلا و موفه، به ارائه مفصل بندی این گفتمان ها بر اساس دال مرکزی آنها اقدام نموده است. شریعتی با دیدی جامعه شناختی توانست با ارائه سیمائی سیاسی از اسلام با محوریت "اسلام انقلابی- اجتماعی" پیشقراول انقلاب اسلامی شود. در تدوام این گفتمان، گفتمان انقلاب اسلامی نیز با رویکردی فقهی و با محوریت "اسلام ناب" به عنوان دال محوری در قاموس و شاکله معرفتی تمام جریان های سیاسی بعد از انقلاب اسلامی با همان مولفه های گفتمانی به شکلی جدیدتر و اندکی متفاوت تر توانست باز تولید و تئوریزه شود. یافته های پژوهش حاکی از آن است که، هر دو گفتمان با اعتقاد به امتزاج دین و سیاست با رویکردی نسبتا دموکراتیک و با توسل به سازواره "امت و امامت" توانستند حکومت مطلوب خویش را پایه ریزی نمایند که در تقابل با نظام های توتالیتاریستی، دین سنتی و روحانیون حامی آن، به حاشیه رانی گفتمان غالب و حاکم عصر یعنی "گفتمان پهلویسم" منجر شد. هر دو گفتمان مذکور با محدودیت قلمرو اختیارات رهبری هر چند با وجود نقطه افتراق هایی در شکل و محتوا، توانستند با تاکید بر مدخلیت دال مردم و نقش تاثیر گذار آنها در انتخاب حاکم جامعه آرمانیشان در برابر ایده"حکومت اسلامی" که به نقش مردم در مشروعیت بخشی به حکومت باور ندارند، قرار گیرند.
بررسی تأثیر معنویت در محیط کار بر هویت سازمانی با نقش میانجی سلامت سازمانی و رفتار انحرافی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی تأثیر معنویت در محیط کار بر هویت سازمانی با نقش میانجی رفتار انحرافی و سلامت سازمانی انجام شده است و ازنظر هدف، کاربردی و ازنظر ماهیت و روش، توصیفی - پیمایشی و از نوع همبستگی است. جامعۀ آماری آن را مدیران و کارشناسان شرکت گاز استان اصفهان تشکیل داده اند که از بین 1532 نفر از مدیران و کارشناسان این شرکت، 243 نفر با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی - طبقه ای متناسب با حجم نمونه، انتخاب و داده ها با استفاده از پرسش نامۀ محقق ساخته گردآوری شدند. برای سنجش روایی، از روش روایی محتوایی و سازه و برای سنجش پایایی، از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شده است. نتایج نشان می دهند روایی و پایایی پذیرفتنی است. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارهایSPSS20و<AMOS20انجام شد. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهند معنویت در محیط کار تأثیر معنادار و مثبتی بر هویت سازمانی (B=0/57) و سلامت سازمانی (B=0/14) دارد و بر رفتار انحرافی، تأثیر معنادار و معکوس (B=-0/19) دارد. همچنین رفتار انحرافی و سلامت سازمانی بر هویت سازمانی به ترتیب با ضریب B=-0/19 و B=0/33 تأثیر معنادار دارند. میانجی گری رفتار انحرافی در تأثیر معنویت در محیط کار بر هویت سازمانی تأیید شد؛ اما میانجی گری سلامت سازمانی در تأثیر معنویت در محیط کار بر هویت سازمانی تأیید نشد.
توصیف تجربه زیسته فرزندان والدین دچار طلاق عاطفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
طلاق عاطفی نوعی از نابهنجاری است که در سطح کوچک، اساس خانواده و در بُعد وسیع تر، جامعه را درگیر می کند؛ از این رو، بررسی و توصیف تجربه زیسته فرزندان طلاق عاطفی ضرورت خاصی دارد. هدف پژوهش حاضر توصیف تجربه زیسته فرزندان والدین دچار طلاق عاطفی است. در این پژوهش از رویکرد پژوهش کیفی با روش پدیدارشناسی توصیفی استفاده شده است. ۱۲ نفر از نوجوانان و جوانان واجد شرایط به روش هدفمند و گلوله برفی انتخاب شدند. جمع آوری اطلاعات با مصاحبه های نیمه ساختاریافته و تجزیه وتحلیل آنها به روش تحلیل مضمون صورت گرفت. یافته ها به استخراج ۹۶ مضمون فرعی و ۱۳ مضمون اصلی از جمله: خلأ ارتباطی و عاطفی فرزندان، غوطه ور بودن خانواده در هیجان های منفی، آشفتگی های روانی فرزندان، مشکلات الگوپذیری و شیوه های مقابله فرزندان با فشار روانی منجر شد. نتایج بیانگر آن است که در اثر کارکرد ناسالم خانواده های دچار طلاق عاطفی، فرزندان به جای اینکه خانواده را پناهگاهی آرامش بخش بدانند، آن را عامل آشفتگی و تنش قلمداد می کنند؛ بنابراین توصیه می شود ضمن آگاهی بخشی به والدین از اثر های سمی طلاق عاطفی در راستای توانمند سازی و ارتقای سرمایه های روان شناختی فرزندان طلاق عاطفی نیز اقدام شود.
تبیین و بررسی نظام زندان و حبس در ایران قرون پنجم و ششم هجری بر اساس روش تبارشناسی فوکو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زندان یکی از کهن ترین اشکال تنبیه و برجسته ترین مکانِ طرد در تاریخ جوامع بشری است که تشکیلات بیرونی و سازوکار درونی آن، از جامعه ای به جامعه دیگر و از دوره ای به دوره دیگر تغییر می کرده است. اشکال مختلف زندان و موقعیت برجسته مکان زندان در ساختار کالبدی شهرهای ایرانی اسلامی و استفاده مکرر از مجازات حبس در مورد محکومان در تاریخ ایران در قرون پنجم و ششم هجری، این پرسش را برمی انگیزاند که زندان در کجای نظام حقوقی قضائی قرار می گرفت و سازوکار درونی آن چگونه بوده است. مقاله حاضر بر آن است با رویکردی توصیفی تحلیلی و با الهام از مطالعات میشل فوکو، به بررسی نظام زندان و حبس بپردازد و توصیفی کامل از آن در دوره مزبور ارائه کند. در پایان، چنین نتیجه گرفته شد که زندان به مثابه مکانِ طردْ در دل یک شبکه بندی دقیق فضای شهری و قلمروی قرار داشت که از طریق جای دادن زندانیان به بهترین شیوه تقسیم بندی های دوتایی و توزیع تفاوت گذارانه زندانیان را بازنمایی می کرد. زندانیان محاکم حقوقی قضائی بر اساس جرم، نوع و میزان محکومیت، جنسیت، سن، جایگاه تشکیلاتی و غیره، تنها با گذراندن دوران محکومیت و یا استفاده از سایر ابزارهایی که نظام حقوقی قضائی مبتنی بر فقه اسلامی در اختیار او می گذاشت، قادر به بازگشت به جامعه بود؛ اما زندانیان سیاسی امنیتی که به اراده قدرت سیاسی گرفتار حبس شده بودند، اگر تا مرگ در حبس نمی ماندند، آزادی شان در گرو عفو یا مرگ حاکم و سلطان بود.
تحلیل جامعه شناختی دگرگونی تاریخی در مکان پاسداشت شیء مقدس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این نوشتار، پژوهشی تاریخی و توصیفی تحلیلی در حوزه جامعه شناسی فرهنگ است. وبر در زمره یکی از پایه گذاران جامعه شناسی سه خط مشی تاریخی را برای توجیه قدرت در یک ساختار سیاسی معرفی کرد. او این شیوه های ناب را اقتدار فرهمندانه، اقتدار سنتی و اقتدار عقلانی قانونی نامید. یک سده پس از بیان این نظریه روند تاریخی را، که ذکر می شود، می توان برای این سه شیوه پیشنهاد کرد: فرهمندی باستانی، توارث تاریخی و دولت مدرن. هدف این پژوهش بنیادی نظری که داده های کیفی آن به شیوه اسنادی گردآوری شده اند، پی جویی تغییر مکان نگاهبانی از شیء مقدس/ برگزیده در این تحول درزمانی است. این نوشتار تلاش دارد ویژگی های این گونه اشیا را توصیف و روند تغییر جایگاه پاسداشت آن ها را در طول تاریخ در بافتی جامعه شناختی بررسی کند. برای فهم ماهیت شیء مقدس از تعاریف دورکهیم و اوتو استفاده شده و به یاری دیدگاه کانت درباره زیبایی و والایی کیفیت زیباشناختی ارتباط انسان با این اشیا تبیین شده است. نیایشگاه و کاخ را می توان مکان های پیشامدرن پاسداشت شیء مقدس/ برگزیده و هم بسته با دو شیوه ابتدایی تر اقتدار دانست، اما در دوره مدرن، موزه به منزله مهم ترین بنیاد برای نگاهبانی از اشیای برگزیده جایگزین این مکان ها شده است. موزه اشیا را در فرایندی از برگزیدگی، جداسازی و چارچوب بندی، موزه ای می کند. ممکن است اشیای مذهبی در روند ورود به موزه تقدس زدایی شوند یا اشیا روزمره مقدس سازی شوند. خلاف نیایشگاه، موزه تأثیر همسانی بر همه بازدیدکنندگانش ندارد. تجربه ارتباط با شیء مقدس در موزه امری ا ختیاری ، غیرالزامی، درونی، شخصی و برآمده از پیشینه، سن، دل بستگی و دانش هر بازدیدکننده است.
ارزیابی نحوه شناخت روان درمانگران مراکز خانواده از روان درمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال هفدهم بهار ۱۴۰۰ شماره ۶۵
99 - 115
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر با هدف واکاوی نحوه درک روان درمانگران مراکز خانواده از فرایندها و شکل گیری روان درمانی انجام شد. تعداد 16 مصاحبه عمیق با روان-درمانگران و مشاوران دارای حداقل 7 سال سابقه حرفه ای در مراکز خانواده، با استفاده از نمونه گیری هدفمند طی سال 99-98 صورت گرفت. مصاحبه های نیمه ساختاریافته با رویکرد تحلیل محتوی موضوعی از نوع قیاسی – استقرایی تحلیل شدند. نتایج پژوهش نشان داد شناخت روان درمانگران و مشاوران مراکزخانواده از روان درمانی، برپایه برداشت های شخصی که کسب کرده اند، فعالیت هایی که انجام می دهند و منابع مورد استفاده آن ها؛ شکل گرفته است. برداشت های مشارکت کنندگان متأثر از رویکردهای گوناگون تخصصی، نگرش عاطفی، ارزش های انسانی و تفاسیر خودساخته، بود. تنوع دیدگاه ها و تعدد برداشت های درمانگران، حکایت تلاش روان درمانگرانی است که می خواهند بین تناسب ها و بی تناسبی های تکنیک ها با فرهنگ ایرانی، با اطمینان برای مراجعان دست به انتخاب بزنند. نحوه فعالیت های روان درمانی ساختاری باقاعده و همزمان منعطف را شکل می داد. مشخصاً نظریه در رأس این ساختار نقش داشت، اما استفاده از نظریات مختلف در میان درمانگران با رعایت تمام اصول علمی همراه نبود. چنانچه ماهیت متنوع نظریات و رویکردهای روان درمانی پذیرفته شود، قرار دادن علم روانشناسی و روان درمانی در مرحله پیش پارادیمی دشوار خواهد بود. روان درمانی با پارادایم های متفاوت شکل متفاوتی از علم است.
سبک زندگی سلامت محور در ترک پایدار مواد مخدر در شهر کاشان: یک مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی فرهنگ و هنر دوره سوم بهار ۱۴۰۰ شماره ۱
94 - 76
حوزههای تخصصی:
سبک زندگی سالم یا سلامت محور، به عنوان شاخه ای از سبک زندگی، درصدد است تا رفتارهایی را شکل دهد که بر حفظ سلامتی افراد و جلوگیری از رفتارهای پرخطر نظیر اعتیاد مفید هستند. پژوهش حاضر به تبیین سبک زندگی سلامت محور در ترک پایدار اعتیاد می پردازد. این پژوهش یک مطالعه کیفی- تطبیقی و به لحاظ هدف، کاربردی است. میدان تحقیق در این پژوهش دربرگیرنده سه گروه متخصصین درمانی و پژوهشی اعتیاد، افراد موفق به ترک اعتیاد وخانواده های این افراد در سال 1398 در شهر کاشان می باشد که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و نظری، 31 نفر از آن ها به عنوان نمونه برگزیده شدند. تکنیک گردآوری اطلاعات، مصاحبه نیمه متمرکز بوده که با استفاده از نرم افزارMAXQDA و با توجه به انواع کدگذاری باز، محوری و انتخابی، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. سبک زندگی سلامت محور در سه حوزه بر پایداری ترک اعتیاد مواد مخدر اثر گذار است؛ حوزه نخست، بعد جسمی می باشد، بدین معنی نقش ابعاد جسمی در ترک پایدار اعتیاد اثرگذاراست. حوزه دوم، بعد روانی سبک زندگی سلامت محور بوده و حوزه سوم بعد اجتماعی سبک زندگی سلامت محور مورد بررسی قرار گرفت. سبک زندگی سلامت محور به مثابه یک پدیده چند علیتی و چندبعدی، منبع ارزشمندی برای کاهش شیوع و تأثیر مشکلات بهداشتی، ارتقای سلامت، تطابق با عوامل استرس زای زندگی و بهبود کیفیت زندگی می باشد.
مدل سازی تأثیر رسانه ها بر انتظارات نقش جنسیتی مورد مطالعه: افراد 15 سال به بالای شهر یاسوج(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زندگی امروز، زندگی در دنیای رسانه هاست که بر انتظارات نقش جنسیتی افراد تأثیرگذارند. هدف اصلی این پژوهش مدل سازی تأثیر رسانه ها بر انتظارات نقش جنسیتی افراد 15 سال به بالای شهر یاسوج بود. پژوهش حاضر، یک پژوهش کمی به شیوه پیمایشی است. برای گرد آوری اطلاعات از پرسش نامه محقق ساخته استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش والدین و فرزندان نوعی آنها در شهر یاسوج است. حجم نمونه 373 نفر و روش نمونه گیری به صورت نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای بوده است. در نهایت، داده ها به کمک نرم افزارهای آماری SPSS و Amos تحلیل شدند. اطلاعات به دست آمده در مدل نشان دهنده معناداربودن اثر میزان اعتماد به تلویزیون، سن، سرمایه فرهنگی، میزان استفاده از تلویزیون، میزان استفاده از ماهواره، میزان اعتماد به ماهواره بر میزان انتظارات نقش جنسیتی است. این عوامل توانسته اند در مجموع 59 درصد از واریانس انتظارات نقش جنسیتی را تبیین کنند؛ اما اثر متغیرهای هم ذات پنداری با ماهواره و هم ذات پنداری با تلویزیون بر میزان انتظارات نقش جنسیتی معنی دار نبود. براساس یافته های این پژوهش، رسانه های داخلی مانند تلویزیون بیشتر مروّج ارزش های سنتی و افزایش تفکیک نقش جنسیتی اند؛ در حالی که، رسانه هایی مانند ماهواره بیشتر کاهش دهنده میزان اعتقاد به تفکیک نقش جنسیتی اند. همچنین تلویزیون ایران به لحاظ انتظارات نقش جنسیتی با اختلاف زیادی روی گروه والدین اثرگذار است و کمتر می تواند با برنامه های خود با محتوای نقش های جنسیتی بر فرزندان تأثیر بگذارد.
جامعه شناسی تطبیقی راهبری گروه های مرجع در برساخت کیفیت زندگی و رفاه شهری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی رفاه و توسعه اجتماعی بهار ۱۴۰۰ شماره ۴۶
1 - 30
حوزههای تخصصی:
با رویکرد بین رشته ی، سهم عامل راهبردی "راهبری گروه های مرجع را در برساخت کیفیت زندگی در قلمرو پژوهشی مناطق 10 و 17 شهرداری شهر تهران در سال 1399 "، سنجش کردیم. با بهره مندی از رویکرد نظری تلفیقی و روش ترکیبی هم زمان؛ با روش کمی، 315 خانوار را به شیوه های نمونه گیری خوشه فضایی و G power از جامعه ی آمار ی پژوهش، انتخاب، پیمایش و با روش های کیفی (مصاحبه، مشاهده و فوکوس گروپ) بررسی های پویشی را انجام دادیم تا واریانس کیفیت زندگی ساکنان مناطق مزبور را توصیف و نقش گروه های مرجع را در برساخت آن تبیین نماییم. یافته ها نشان می دهد، اولویت ساکنان محله ی هاشمی (منطقه 10) در انتخاب گروه های مرجع، اجتماعی و مذهبی و محله یافت آباد (منطقه 17) اقتصادی و مدنی است. میانگین کیفیت زندگی این دو محله به دلیل تفاوت گروه های مرجع شان، تفاوت معنی داری دارند. از طرفی ساکنان محله های پژوهشی که براساس متغیرهای زمینه ی، زیستی و ارتباطی شان، گروه مرجع خویش را انتخاب کردند، ابعاد ذهنی و عینی کیفیت زندگی شان را براساس معیارها و قضاوت های گروه های مرجع شان در سطح کنشی تعریف و برساخت می کنند. از طرف دیگر گروه های مرجع به عنوان یک خرده نظام در تعامل با نظام مدیریت شهری در برنامه ریزی های رفاهی در سطح ساختاری در برساخت کیفیت زندگی محله ها تاثیر می گذارند.
بررسی رابطه سرمایه اقتصادی با سازه مدارا در بین شهروندان شهر مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مدارا به معنی تحمل تنوع ذاتی گروه های بزرگ اجتماعی بوده و به عنوان یک اثر سینرژیک ویژگی های فردی و محیط اقتصادی اجتماعی تلقی می شود.. هدف این مقاله بررسی تاثیر متغیرهای اقتصادی همچون متوسط درآمد، منطقه سکونت و... بر میزان مدارا در بین شهروندان شهر مشهد می باشد. از این رو برای سنجش مدارای اجتماعی در جامعه مورد مطالعه با استفاده از روش پیمایشی و مقیاسی چند بعدی و بر پایه مدل کینگ (با ابعاد مدارای فردی، اجتماعی، سیاسی،جنسیتی، مذهبی) انجام شده و با احتساب حجم نمونه به میزان 400 نفر، جمعیت نمونه از افراد 15 سال به بالای شهر مشهد به وسیله نمونه گیری خوشه ای انتخاب شده است. . بر اساس یافته های تحقیق، در جامعه مورد مطالعه، میزان شاخص کل مدارا در سطح متوسط است. در حالی که میزان سرمایه اقتصادی در حد پایین گزارش شده است. در بین ابعاد شاخص مدارا، مدارای فردی و اجتماعی در حد متوسط به بالا و مدارای جنسیتی و مدارای سیاسی در حد پایینی قرار دارد. با این حال، بین میزان سرمایه اقتصادی و میزان مدارا در بین شهروندان رابطه مثبت وجود دارد. دو متغیر اعتماد تعمیم یافته و مشارکت اجتماعی در بهبود میزان مدارا در بین شهروندان موثر هستند. بدین ترتیب که شهروندانی که سرمایه اقتصادی و در نتیجه منابع بیشتری برای شرکت در فعالیتهای انجمنی و ایجاد روابط مداوم با سایر شهروندان دارند، از اعتماد تعمیم یافته تری نیز برخوردار شده و انعطاف بیشتری در مقابل پذیرش تفاوتها از خود نشان می دهند.
بررسی منحنی کوزنتس شادی و محاسبه شاخص شادی در استان های ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی اقتصادی و توسعه سال دهم پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲
133 - 157
حوزههای تخصصی:
نبود رابطه نزدیک بین رفاه اقتصادی و رفاه ذهنی توجه بیش از پیش اقتصاددانان را به منظور جایگزینی رویکرد ذهنی برای اندزاه گیری و ارزیابی رفاه فردی و اجتماعی به جای رویکرد عینی به خود جلب نموده است؛ برای این منظور شاخصی با عنوان شادکامی معرفی شده است در این مطالعه، براساس متغیرهای شاخص شادی ناخالص ملی، شاخصی متناظر برای استان های ایران معرفی و با استفاده از تکنیک تصمیم گیری چندمعیاره و روش تاپسیس طی دوره 1394-1384 محاسبه و رتبه بندی شد. نتایج این رتبه بندی نشان می دهد، به طور متوسط در طول دوره زمانی مورد بررسی، استان های تهران، کهگیلویه و بویراحمد و اصفهان به ترتیب دارای بالاترین میزان شادی در کشور بودند و استان های سیستان وبلوچستان، خراسان جنوبی و کرمانشاه به ترتیب در رتبه های پایین شادی قرار گرفته اند. نکته حائز اهمیت در محاسبات شادی، قرار گرفتن استان های مرکزی در رتبه-های بالاتر از استان های مرزی کشور است که این موضوع نشان دهنده تمرکززایی شادی در مرکز کشور به دلیل تسهیل امکانات رفاهی در این مناطق می باشد. همچنین به جهت بررسی توزیع نابرابری شادی در ایران، از رابطه کوزنتس به دو روش حداقل مربعات معمولی (OLS) و حداقل مربعات پایدار (RLS) برای اطلاعات مقطعی 30 استان کشور استفاده شد که نتایج آن گویای رابطه U شکل معکوس بین شادی و نابرابری آن است. به عبارتی در ابتدا با افزایش شادی، نابرابری شادی افزایش می یابد، ولی از یک نقطه به بعد به دلیل فراگیر شدن امکانات رفاهی برای عموم مردم، با افزایش شادی، نابرابری حاصل از آن کاهش می یابد.
Comparison of the Effectiveness of Fernald’s Multisensory Training and Computer Game Training on Dyslexia in Elementary Students with learning Disabilities(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: The aim of this study was to compare the effectiveness of Fernald’s multisensory training and computer game training on dyslexia in primary school students with learning disabilities in Ahvaz. Methodology: This study was applied in terms of purpose and in an experimental framework (pre-test-post-test design with control group). The statistical population in the present study consisted of all elementary students with learning disabilities in the first and second grade of elementary learning centers in Ahvaz in 2019. The sample consisted of 45 students with learning disabilities in the first and second grade of elementary school. The research instrument included Wexler (1945) dyslexia questionnaire. Data were analyzed using repeated measures analysis of variance and multivariate covariance of Manqua and ANCOA. Findings: The results of data analysis showed that Fernald’s multisensory training reduced dyslexia in elementary students with learning disabilities in the experimental group (1) compared to the control group and training in the use of computer games reduced the dyslexia in elementary students with learning disabilities in the experimental group (2). In comparison with the control group, it was found that there is a difference between the effectiveness of Fernald’ multisensory training and computer game training on dyslexia of elementary students with learning disabilities and Fernald’s multisensory training compared to computer game training in elementary students with dyslexia. Learning disabilities were more effective. Conclusion: As a result, it can be said that Fernald’s multisensory training methods and computer game training reduce the dyslexia of elementary students with learning disabilities and Fernald’s multisensory training is a more effective method to reduce the dyslexia anger of elementary students with learning disabilities
The Role of Individual and Collective Components on the Formation of Social Trust in Secondary High School Students(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: The aim of this study was to investigate the role of individual and collective components on the formation of social trust in high school students. Methodology: The present study in terms of applied purpose and in terms of performance, it was mixed (qualitative and quantitative). The research population in the qualitative section was experts, experts and specialists in the field of education and training and in the quantitative section were the principals and deputies of the second secondary school in Tehran in the academic year 2019-20, whose number was 380. The research sample in the qualitative section according to the principle of theoretical saturation were 15 people who were selected by purposive sampling method and in the quantitative section according to Cochran’s formula were 190 people who were selected by multi-stage cluster sampling method. To collect data, review of research texts and literature, semi-structured interview and researcher-made questionnaire (110 items) were used. The validity of the interview was confirmed by a review of 10 faculty members and its reliability was calculated by the subject internal agreement coefficient of 0.86. It was obtained from 0.70. Data were analyzed in SPSS and AMOS software by content analysis, factor analysis and structural equation modeling. Findings: Findings showed that in the formation of social trust, two components, individual and collective, played a role. Determination, self-control and collective component had nine dimensions of social commitment, social participation, social support, social respect, and social discipline, loyalty to values, behavioral validity, social development and friendly relations. Conclusion: The results showed that individual and collective components played an effective role in the formation of social trust in high school students
Provide a Model for Teaching Organizational Citizenship Behavior in the Education and Training Organization based on Data Theory Strategy(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: The objective of the present study was to present a model for training organizational citizenship behaviors in the Education Organization based on grounded theory. Methodology: The present study was applied in terms of objective. For a rich description of the experiences, attitudes and perception of the interviewees towards training organizational citizenship behaviors, the qualitative research method was used and in particular grounded theory (systematic approach) was used to achieve a paradigm model. The population of this study included professors, university experts and directors of education in Kermanshah Province. Sampling in the present study was purposeful, in which 14 people were selected from the mentioned ones. In this study, interviews have been used to collect their views related to the training of organizational citizenship behavior in the Education Organization. Content validity was used to evaluate the validity of the construct and Cronbach’s alpha coefficient was used to evaluate the reliability. The research tool in this section was a questionnaire and for data analysis, SMART PLS3 and SPSS23 software were used. Findings: The results showed that causal conditions (employee empowerment; decentralization; and employee awareness of organizational citizenship behavior); axial phenomena (chivalry and forgiveness, conscientiousness; organizational spirituality; respect and esteem; and civic virtue); strategic factors (organizational contexts, fair and rapid feedback; observance of justice in the organization; policy making; and increasing employee motivation); confounding variables (personality traits; and cultural, social, political and economic conditions); background conditions (organizational culture, transformational leadership, and organizational support) and consequences (effectiveness and improvement of organizational performance; employee satisfaction; organizational commitment, cooperation and participation) affect the training of organizational citizenship behavior in the Education Organization. Conclusion: The study results showed the effect of each of the different categories on the training of organizational citizenship behavior. So, to succeed in this regard, special attention should be paid to these categories. Therefore, in order to achieve higher effectiveness and proper hiring of employees with extra-role behaviors, the Education Organization should consider and implement the necessary program and preparation for training organizational citizenship behaviors.
شناسایی مولفه های رشد حرفه ای معلمان و مدیران آموزش ابتدایی با استفاده از روش تحلیل مضمون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی آموزش و پرورش دوره ۷ بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱
254 - 265
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف شناسایی مولفه های رشد حرفه ای معلمان و مدیران آموزش ابتدایی با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شد.روش شناسی: این مطالعه از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه اجرا کیفی بود. جامعه پژوهش اسناد و متون چاپی درباره رشد حرفه ای معلمان و مدیران در پایگاه های اطلاعات علمی بین سال های 2019-2000 بودند که با توجه به ملاک های مورد نظر تعداد 52 مورد با روش نمونه گیری هدفمند به عنوان نمونه انتخاب شد. داده ها پس از جمع آوری با روش فیش برداری به کمک کدگذاری باز، محوری و انتخابی با روش تحلیل مضمون در نرم افزار MAXQDA تحلیل شدند.یافته ها: یافته ها نشان داد که رشد حرفه ای معلمان و مدیران آموزش ابتدایی بر اساس سند تحول بنیادین 206 مضمون پایه، 53 مضمون سازمان دهنده و 16 مضمون فراگیر شامل ویژگی های معلمان، انگیزه معلمان، برنامه رهبری، گروه معلمان، گروه آموزشی، تخصصی- حرفه ای، رشد حرفه ای، مسائل و مشکلات معلمان، عوامل مدرسه، شرایط محیطی- آموزشی، شرایط محیطی- کلان، درگیری معلمان در فعالیت های حرفه ای، ارشادگری، شبکه سازی، راهبردهای آموزشی و پیامدهای فردی داشت. همچنین، مضامین جهانی رشد حرفه ای معلمان و مدیران آموزش ابتدایی شامل 20 مضمون پایه، 8 مضمون سازمان دهنده و 1 مضمون فراگیر شامل مولفه های جهانی و هشت مضمون فراگیر ارشادگری، شبکه سازی، رهبری، تخصصی- حرفه ای، گروه آموزشی، گروه رهبران، راهبردهای آموزشی و پیامدها بود.نتیجه گیری: با توجه به مضامین شناسایی شده، برنامه ریزی برای رشد حرفه ای معلمان و مدیران آموزش ابتدایی ضروری است که برای این منظور می توان شرایط بهبود مضامین را فراهم کرد.