فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۴۱ تا ۹۶۰ مورد از کل ۱۷٬۸۷۵ مورد.
حوزههای تخصصی:
بخش شرکت های کوچک و متوسط در ایران، نقش حیاتی در توسعه ی اقتصادی و رشد کارآفرینان ایفا می کند زیرا که بخش شرکت های کوچک و متوسط، کاملا خصوصی هستند. در این مقاله، به این نکته پی می بریم که دلایل اصلی ضعف و ناتوانی بخش شرکت های کوچک و متوسط به خاطر کمبود استعداد های کارآفرینی و آموزش می باشد. ما سعی می کنیم تا به نقش مؤسسات آموزش دولتی علاوه بر مؤسسات نیمه دولتی در توسعه ی کارآفرینی در شرکت های کوچک و متوسط در ایران، مخصوصا در سال های اخیر (1997تا 2001)، پی ببریم. توصیه می شود که همه ی فعالیت های آموزشی مؤسسات آموزش دولتی و نیمه دولتی در جهت نیازهای بازار شرکت های کوچک و متوسط، تغییر جهت داده و تمامی این امکانات آموزشی به بخش خصوصی واگذار شود.
مفهوم پردازی اندیشه حق به شهر؛ در جستجوی مدلی مفهومی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حق به شهر از مفاهیم جنجالی مطرح شده در دهة ۱۹۷۰ میلادی توسط فیلسوف فرانسوی، هنری لوفور است. این مفهوم در چند دهة گذشته توجه بسیاری از نظریه پردازان شهری را در جهان به خود جلب کرده و در عرصة عمل نیز منجر به شکل گیری جنبش های اجتماعی متعدد و صدور منشورهای قانونی شده است. لوفور شهر را به عنوان یک ساختار اجتماعی می دانست و اعتقاد داشت که تمام شهروندان نسبت به شهر دارای حق می باشند. هدف نوشتار حاضر درک صحیح مفهوم حق به شهر، انتقال آن به متخصصان حوزه مطالعات شهری و کوشش در جهت عملی نمودن این ایده است. این نوشتار سعی دارد تا با استفاده از چارچوب نظری ارائه شده توسط هنری لوفور و خوانش مصداق های عینی این مفهوم در قالب جنبش های شهری متعدد و منشورهای صادرشده، به بازشناخت و تحلیل مفهوم حق به شهر بپردازد. پژوهش حاضر از نوع توصیفی- تحلیلی و مبتنی بر روش شناسی کیفی است. شیوه های مورد استفاده در گردآوری و تحلیل اطلاعات نیز، سند گزینی و تحلیل تماتیک اسناد و دیدگاه های صاحب نظران انتخاب شده است. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که مفهوم حق به شهر، شامل تعلق یافتن شهر به شهروندان و مشارکت آنان در امور شهری است. از این رو مهم ترین مقولات پیش روی این مفهوم در خلق فضای شهری باکیفیت شامل حکمرانی شهری؛ شمول اجتماعی؛ تنوع فرهنگی در شهر و آزادی های اجتماعی و حق دسترسی به خدمات شهری برای تمامی ساکنان شهر است.
بررسی عوامل اقتصادی و اجتماعی مرتبط با کیفیت زندگی مردم بیرجند(مقاله علمی وزارت علوم)
"این تحقیق، با رویکرد کمی، به روش پیمایشی و با ابزار پرسشنامه انجام شده است. چارچوب نظری پژوهش، از دو نظریه سلسله مراتب نیازهای مزلو و نظام های بوم شناسی انسانی تشکیل شده که بر اساس مفاهیم عمده آن ها و مطابق با جامعه آماری مورد مطالعه شاخص هایی تدوین و به کار بسته شده است. با استفاده از فرمول کوکران 400 نفر از مردم شهرستان بیرجند به عنوان نمونه انتخاب شده، سپس به شیوه نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای، افراد واقع در سنین بین 15 تا 65 سال مورد مصاحبه قرار گرفتند. فرض محوری تحقیق آن است که کیفیت زندگی موضوعی ذهنی ـ عینی است و خود نیز تحت تاثیر عوامل ذهنی ـ عینی قرار دارد. بر این اساس، رابطه کیفیت زندگی با هر یک از نه متغیر مستقل خاستگاه اجتماعی، وضعیت اشتغال، سطح تحصیلات، مرتبه شغلی، میزان درآمد، میزان بهره مندی از شبکه های حمایت اجتماعی، شیوه جامعه پذیری در خانواده، میزان استفاده از رسانه های همگانی، و نگرش های سنتی / مدرن از طریق نرم افزار آماری spss و با استفاده از آماره های تحلیل واریانس و رگرسیون یک متغیره آزمون شده، نتایج به دست آمده نشان می دهد که کلیه این روابط معنی دار و مستقیم است. همچنین، در تحلیل رگرسیون چندمتغیره، پنج متغیر سطح تحصیلات، شیوه جامعه پذیری در خانواده، میزان استفاده از رسانه های همگانی، مرتبه شغلی، و میزان بهره مندی از شبکه های حمایت اجتماعی وارد معادله شده، بر روی هم 44 درصد از واریانس متغیر وابسته را تبیین می کنند.
"
بومی سازی در عرصه توسعه روستایی و نقش دانش بومی در فرایند آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تجربه روشن ساخته است که بسیاری از تکنیک ها و روش های بومی در عرصه تولید، فرهنگ و اجتماع در جامعه محلی به دلیل سازگاری و تطابق با زیست بوم این جوامع، همان روش هایی هستند که امروزه معرف روش های رسیدن به توسعه پایدار می باشند. بومی سازی می تواند به کاهش پیامدهای آسیب شناختی جریان توسعه از طریق سازگاری با مفاهیم جدید توسعه و تقویت سرمایه اجتماعی، دموکراسی مشارکتی و توانمند سازی قشر ضعیف جامعه منجر شود. به عبارت دیگر اگر بومی سازی را انطباق الگوها و روش های بیرونی توسعه با شرایط درونی جامعه محلی و تقویت الگوها و روش های بومی متناسب با جریان توسعه بدانیم، می تواند به توانمند سازی جامعه محلی کمک نماید. این انگاره می تواند رویه غالب الگوهای مرسوم توسعه در جهت تمرکز، یکنواخت سازی و حذف تنوع و تکثر را تعدیل نماید و پیامدهای منفی آن را کاهش دهد. نظام های دانش بومی باید به مثابه جزئی از منابع ملی مورد توجه و ملاحظه قرار گیرند. دانش بومی یک عنصر کلیدی سرمایه و دارایی اصلی مردم محلی در تلاش برای بدست آوردن کنترل زندگی شان است.
در این مقاله بومی سازی در عرصه توسعه روستایی به عنوان بخشی که بومی سازی معنا و مفهوم واقعی خود را پیدا می کند و به عنوان یک الگوی توسعه پایدار مورد توجه قرار گرفته است. در برخی از عرصه ها مانند توسعه روستایی و کشاورزی با توجه به سازگاری اکولوژیکی، فرهنگی و تاریخی آن با جامعه محلی، بومی سازی ارج و احترام نهادن به روش ها و تکنیک های بومی، روزآمد کردن این روش ها و ترکیب دانش بومی با دانش روز است. در این عرصه باید بومی سازی را به معنی بازگشت به خود، حفظ و احیاء روش های بومی و مقابله با از خود بیگانه شدن، بی هویتی و طرد همه روش ها و ّسنتهای بومی به صرف سنتی بودن دانست. بومی سازی مبتنی بر دانش بومی است که در فلسفه خود، مردم را بخشی از کره زمین و نه صاحب آن می داند و زمانی که هدف برنامه ریزی رسیدن به توسعه پایدار باشد این فلسفه کاربرد دارد. در این مقاله با ذکر نمونه هایی از تکنیک ها و روش های سنتی که با توسعه پایدار روستایی سازگاری بسیاری دارند، نشان خواهیم داد که بومی سازی در این عرصه یعنی نگهداری و تقویت روش های بومی سازگار با شرایط جامعه و سرزمین، یا در عرصه کشاورزی احیاء روش های بومی که از بین رفته یا در شرف نابودی کامل می باشند به عنوان روشی برا ی رسیدن به توسعه پایدار.
سرمایه اجتماعی در ایران؛ وضعیت موجود، دورنمای آینده و امکان شناسی گذار(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
بررسی نقش گردشگری در تغییرات کاربری اراضی مقصد
حوزههای تخصصی:
بررسی وضعیت کاربری زمین در مقاصد گردشگری، از اهمیت بالایی برخودار است، چرا که گردشگری یک فعالیت منبع پایه محسوب می شود، بنابراین، از نظر زیست- محیطی حساس است و حفاظت و صیانت از منابع برای ادامه حیات، رونق و پایداری نواحی گردشگری امری ضروری محسوب می شود. هدف این تحقیق، بررسی نقش گردشگری در بروز تغییرات کاربری زمین نواحی روستایی بخش مرکزی شهرستان نوشهر، در استان مازندران است. روش تحقیق، از نوع توصیفی و تحلیلی است که در آن از مصاحبه با ساکنان محلی و گردشگران، تجزیه و تحلیل نقشه های پایه و تصاویر ماهواره ای IRS، Landat ETM استفاده شده است. نتایج نشان می دهد، که؛ گردشگری در حوزه مورد مطالعه، با ایجاد تغییرات گسترده در کاربری های اراضی، بویژه اراضی زراعی، باغات، اراضی حریم ساحلی و جنگلی، تخریب منابع طبیعی و گردشگری در دهه های اخیر را به دنبال داشته است.
یورگن هابرماس: از حقوق، اخلاق و سیاست لیبرالی به سمت قانون و دموکراسی گفتگویی
حوزههای تخصصی:
سنت ستیزی های نوآورانه هابرماس در فلسفه و علوم اجتماعی معاصر (از فلسفه های اجتماعی سیاسی، اخلاق و حقوق گرفته تا جامعه شناسی های سیاسی وفلسفی) که خود آن ها را نوعی بازسازی عقلانی نظریه های کلاسیک و مدرن نام نهاده است؛ بیش از پیش توجه نظریه پردازان معاصر را به نتایج این نوع جامعه شناسی سیاسی فلسفی و فلسفه سیاسی جامعه شناختی، که دارای بار تحلیلی وهنجاری نیز هست، جلب کرده است.
در این میان درخشش دو نظریه کلیدی جامعه شناختی فلسفی هابرماس، کنش ارتباطی و اخلاق گفتگویی، وکاربست و صورت بندی های مکرر آن در تمام و سرتاسر آثار هابرماسی هم چنان سرزنده بوده و لذا در مواضع نظری گوناگون، جامعه شناختی و فلسفی، به دقت هر چه تمام محل بحث های انتقادی فراوانی نیز قرار گرفته است.
در این راستا تمرکز مقاله بر تشریح فشرده نقطه نظرات انتقادی (هابرماس پژوهان) بر طرح تحلیلی– هنجاری است که هابرماس فیلسوف – جامعه شناس، در میان واقعیت بودگی و هنجاریت به منظور کاربست کنش ارتباطی و اخلاق گفتگویی در حوزه بهم پیوسته اجتماع – حقوق – سیاست صورت بندی کرده است؛ و از دل آن راهبردی هنجاری برای شکل دادن به نظم- قانون- دموکراسی گفتگویی بیرون آورده است. نظریه ای که بدیلی رقیب و جایگزین برای جامعه شناسی های فلسفی سیاسی حقوقی لیبرالی است.
در این تشریح انتقادی، مقاله (با مفروض گرفتن حداقل شناخت مخاطبان از نظریه های هابرماس و لذا صرف نظر از توضیح مقدمات بحث) هم زمان متکلف تشریح دو وجهه به هم پیوسته از این نظریه جامعه شناختی فلسفی چندسویه (اخلاقی، اجتماعی، سیاسی، حقوقی) هابرماسی است: نشان دادن امکانات تحلیلی هنجاری / برجسته سازی محدودیت های تحلیلی هنجاری.
دو جهانی شدنها و جامعه جهانی اضطراب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله نسبت پدیده "دوجهانی شدنها" را با "جامعه جهانی اضطراب" مطالعه میکند. مطالب این مقاله در چهار بخش اساسی تنظیم شده است. بخش اول مفهوم، عوامل،خصوصیات و پیامدهای اضطراب را تحلیل میکند. بخش دوم به اختصار مفهوم جهانی شدن را بررسی میکند. در بخش سوم، نسبت جهانی شدن با فشار، تنش،دلواپسی و ریسک مورد مطالعه قرار میگیرد. در بخش چهارم، مفهوم دو جهانی شدنها با تکیه بر نظریه بوردیو در خصوص "خشونت نمادین" و ارتباط آن با اضطرابهای پنهان نقد و تحلیل میگردد. پیش فرض اصلی این مقاله بر شکلگیری دو روند در جهانی شدن است؛ یکی توضیح دهنده جهانی شدن در جهان واقعی (جهان اول) و دیگری بیان کننده جهانی شدن در جهانی مجازی (جهان دوم) است. ارتباط آنی، همزمان و سریع با جهان مجازی و زندگی در جهان واقعی مستلزم نوعی دوئیتهای اضطراب زا است که به وجود آورنده "جامعه جهانی اضطراب" است. این جامعه، جهان معاصر را از دوره مدرن متمایز میکند
رابطه بیکاری با سلامت روانی با توجه به نقش تعدیلی تعهد به اشتغال در بین دانش آموزان ترک تحصیل کرده(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
"طرح مساله: هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر بین تعهد به اشتغال و وضعیت کاری (دارای کار ـ بدون کار) بر سلامتی روانی بوده است. فرضیه پژوهش عبارت بود از اینکه رابطه بین تعهد به اشتغال و سلامت روانی برای افراد دارای کار، مثبت و برای افراد بیکار، منفی است.
روش: افرادی که در سال اول دبیرستان در شهر اصفهان، مدرسه را ترک کرده بودند، جامعه پژوهش حاضر را تشکیل می دهند که در طی سه سال اول زندگی کاری خود به ابزارهای پژوهش حاضر پاسخ داده اند. نمونه شرکت کنندگان شامل 1030 نفر از دانش آموزان بوده اند که به صورت تصادفی طبقه ای از 6 ناحیه آموزش و پرورش اصفهان انتخاب شده بودند.
روش: ابزارهای پژوهش، پرسشنامه سلامت عمومی و تعهد به کار بوده است.
یافته ها و نتایج: یافته ها فرضیه پژوهش را تایید می کند که بر طبق آن تفاوت معنی داری بین دو متغیر تعهد به اشتغال و سلامت روانی در بین گروه بیکار و دارای کار وجود دارد. یافته ها بر اساس نظریه های موجود و بخصوص محرومیت مکنون مورد بحث قرار گرفته است."
«مباحثه» روشى براى تدریس در دانشگاه : نگرش مردم نگارانه به آموزش مشارکتى
حوزههای تخصصی:
" مقاله زیر بحثى درباره کاربرد روش «مباحثه» در تدریس دانشگاهى با تکیه بر تجربه مردم نگارانه نگارنده است. «مباحثه» امروزه در دانشگاه هاى غرب به منزله راهى براى افزایش مشارکت اجتماعى دانشجویان در فرآیند آموزش است. «رهیافت مشارکتى» در آموزش به رهیافت اجتماعى ویگاتسکى و پیتربرگر از علم ـ که علم را تولیدى اجتماعى بر مى شمرد که در فرآیند تعامل و ارتباط اجتماعى بین افراد خلق مى شود و اشاعه مى یابد ـ استوار است. مباحثه همچنین نقش مهمى در رشد اصول و مبانى آموزش دموکراتیک دارد. این مقاله تلاش مى کند تا نقش مباحثه را در «موکراتیزه کردن» آموزش و افزایش مشارکت دانشجویان در فرآیند یادگیرى تحلیل کند. مقاله از بخش هاى زیر تشکیل شده است: در ابتدا به طرح مشکل تلقى غیردموکراتیک از یادگیرى و تاثیر آن در اشتیاق زدایى دانشجویان به یادگیرى در ایران مى پردازد. بخش دوم، تحلیلى از مباحثه و مزایاى آن است. در این بخش، پانزده امتیاز مباحثه با تکیه بر ارزش هاى دموکراتیک ذکر شده است. بخش سوم به تعریف مباحثه به منزله روش آموزش در دانشگاه مى پردازد و تفاوت آن را با دیگر اشکال صحبت گروهى، مانند گپ زدن، گفت و گو و پرسش و پاسخ بر مى شمرد. در بخش چهارم، شرایط مباحثه بررسى شده است. بخش پنجم به روش هاى مباحثه اختصاص دارد. در این بخش، نگارنده با تکیه به تجارب شخصى در دوره دکترى انسان شناسى در دانشگاه لندن، پنج الگوى مباحثه دو نفره، گروهى، جمعى، مباحثه برابر، و مباحثه در حین سخنرانى را تشریح نموده است. بخش ششم به تحلیل انتقادى روش مباحثه در ایران مى پردازد. در این بخش، به محدودیت هاى روش مباحثه و پرسش هایى درباره میزان عملى بودن به کارگیرى این روش در ایران پرداخته شده است. بخش هفتم توصیه هایى براى گسترش کاربرد روش مباحثه در دانشگاه هاى ایران دارد. و در پایان نیز جمع بندى از مباحث ارائه شده است.
"
جهانی شدن، مهاجرت و فقر در ایران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این مقاله بررسی جنبه های مختلف مهاجرت در ایران، هم به عنوان کشور مقصد و هم به عنوان کشور مبدا، در ارتباط با مساله فقر است. این بررسی، اقدامی مقدماتی در گردآوری اطلاعات موجود درباب جنبه های مختلف پیوند مهاجرت نیروی کار و فقر در کشور است. اگرچه به دست دادن تحلیلی عمیق در باب این موضوع اطلاعات بسیار گسترده تری را می طلبد، مع هذا امید می رود از طریق غور در داده های موجود، ساختار کلی مهاجرت نیروی کار در ایران شناسایی شود، در مورد تاثیر آن بر فقر گمانه زنی هایی انجام گیرد، چالش های موجود برجسته شوند و مجموعه ای از پیشنهادهای مقدماتی ارائه گردد. در طی مقاله، استدلال می شود که مهاجرت اتباع افغان و عراقی به ایران هرچند که موجب بهبود نسبی وضع مهاجران با توجه به شرایط بحرانی در کشورهای مبداشان شده است، اما در عین حال آنان را به قشر نسبتا گسترده فقیری در حاشیه شهرهای ایران تبدیل ساخته است. همچنین در مقاله نشان داده می شود که مهاجرت برون مرزی ایرانیان کشور را از بهره گیری از تحصیلات عالی، مهارت های ویژه و سرمایه های گسترده این گروه محروم ساخته است. این امر بی شک نتایج نامطلوبی در زمینه گسترش فقر به همراه داشته است. افزون بر این، آثار انتقال ارز به ایران توسط مهاجران به دلیل ویژگی هایشان محدود است.
سرمایه فرهنگی و اقتصادِ فرهنگ (با تأکید بر نظریه های پییِر بوردیو و دیوید تراسبی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به بررسی دو مفهوم سرمایه فرهنگی و اقتصاد فرهنگ و رابطه میان آن دو در حوزه علوم اجتماعی می پردازد. در تشریح این دو مفهوم، از نظریه های پی یر بوردیو و دیوید تراسبی استفاده شده است. در بخش نظریات بوردیو، مفاهیمی چون منش، میدان، سرمایه (در قالب نظریه های عمل اجتماعی و سرمایه فرهنگی)، و در بخش نظریات تراسبی سه مفهوم ارزش ها، کالاها و صنایع فرهنگی (در قالب نظریه اقتصاد فرهنگ) مطرح شده اند. همچنین این مقاله ضمن بررسی مقولات مذکور، به رابطه دیالکتیکی میان آنها نیز می پردازد؛ به طوری که مفهوم ذائقه در نظریات بوردیو به عنوان نقطه عطفی می باشد که در مناسبات اقتصادی (تولید و مصرف) محصولات فرهنگی و هنری نیز اثرگذار می باشد و سرانجام می تواند در ارتقا سرمایه فرهنگی کنش گران اجتماعی و کسب سرمایه اقتصادی آنان در میدان تولیدات فرهنگی نقشی فعال داشته باشد
تعیین عوامل موثر در شادکامی همسران کارکنان شرکت فولاد مبارکه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اهمیت نقش شادی در بهداشت روانی، سلامت جسمانی، کارآمدی، بهره وری و مشارکت اجتماعی موجب افزایش توجه محققان حوزه های روان شناختی، علوم زیستی و علوم اجتماعی به عوامل مؤثر بر شادی شده است. تحیقات تفاوت هایی را در مورد میزان و منابع شادکامی زنان و مردان نشان داده اند. هدف از انجام این پژوهش، تعیین سهم عوامل مؤثر در شادکامی همسران کارکنان شرکت فولاد مبارکه بود.
نمونه تحقیق شامل 389 نفر بود که به شیوه تصادفی از بین همسران کارکنان این شرکت انتخاب شدند. ابزارهای تحقیق شامل پرسشنامه شادکامی آکسفورد و پرسشنامه ویژگی های فردی، شغلی و خانوادگی بود. نتایج تحلیل همبستگی نشان داد شادکامی در نمونــه مورد بررسی با رضایت زناشویی، خوش بینی، شادکامی شوهران، حضور در اماکن مذهبی، ایمان قلبی به خدا، تعداد مسافرت سالانه، میزان تماشای تلویزیون، میزان فعالیت هنری، رضایت از زندگی و میزان ورزش هفتگی ارتباط معنادار مثبت و باسابقه بیماری عصبی، سابقه مراجعه به مشاور، سابقه بیماری جسمانی، ارتباط معـنـادار منفی دارد (05/0P<). نتایج تحلیل رگرسیون گام به گام نیز نشان داد که هفت متغیر رضایت زناشویی، خوش بینی، شادکامی شوهر، تماشای تلویزیون، سابقه بیماری عصبی، حضور در اماکن مذهبی و میزان مسافرت های غیرکاری در مجموع 57% شادکامی زنان نمونه مورد بررسی را به طور معناداری تبیین می کند (05/0P<). به طور کلی این نتایج بر توجه به اهمیت خانواده و افزایش رضایت زناشویی، خوش بینی، ارائه خدمات روان شناختی، گسترش فضای معنوی و تسهیلات تفریحی به عنوان عوامل مؤثر در شادی تاکید دارد.
تغییرها و دگرگونی های اجتماعی در اندیشه شهید مطهری(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
پرداختن به موضوع تغییرهای اجتماعی همواره در بین اندیشمندان اجتماعی به عنوان مسئله ای جدی مطرح و بحث های فراوانی را در تاریخ تفکر اجتماعی به خود اختصاص داده است. تغییر جامعه در برابر نظم و ثبات، مکانیسم تغییر و تبیین آن، تکامل و غایت تغییر در جوامع و مسائل دیگر بیان شده، صحنه صف آرایی اندیشه های متفاوتی تا به امروز بوده است. در این میان، استاد شهید مرتضی مطهری، به عنوان متفکر و فیلسوف اجتماعی مسلمان و با اتکا به مبانی دینی و فلسفه اسلامی، علاوه بر نقد و بررسی نظریه های موجود در این باره، نظر خود را طرح و با استناد به مبانی اسلامی، افقی نو درباره تحلیل و تبیین تغییرهای اجتماعی گشوده است. تفاوت مهم مشهود در آرای استاد شهید با نظریه های صاحب نظران این عرصه فرا رفتن از تبیین مادی تغییر در جامعه و بیان نقش علل معنوی در ایجاد تغییرها، نقد خودبنیادی مکانیسم تغییر و جمع بین نظریه های فردمحور و کل محور است. ایشان علاوه بر ضروری دانستن تغییر در زندگی بشر، از یک طرف با توجه به مبانی انسان شناسی اسلامی، نقش نیازهای اولی و ثانوی انسان را ذیل نقش علم و اراده در ایجاد تغییرها برجسته می کند و از سوی دیگر، شرایط محیطی و اجتماعی را نیز در تحقق تغییر مؤثر می داند. در این مقاله سعی شده با روش اسنادی و با تکنیک های تحلیل محتوای کیفی، علاوه بر تشریح نظریه استاد مطهری درباره تغییر اجتماعی، مکانیسم تغییر با توجه به مبانی فلسفه اجتماعی و انسان شناسی ایشان تبیین شود.
بررسی عوامل موثر برتعهد سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
" این پژوهش با تمرکز نظری بر پدیده تعهد سازمانی (به عنوان یکی از اساسی ترین شاخص های ارزیابی فرهنگ سازمان)، به ارزیابی آن در محدوده ی سازمانی گمرگات فارس می پردازد. تعهد سازمانی به عنوان خصیصه ای سازمانی موجب تعلق سازمان کارکنان نسبت به اهداف سازمان می گردد. در این حالت بیگانگی سازمانی رو به کاستی می گراید و درمقابل، کارایی و اثربخشی سازمانی، ازطریق فعالیت بخش کارکنان افرایش می یابد.
این پژوهش، به عنوان تحقیق همبستگی یا همخوانی، سعی در ارزیابی روابط بین تعهد سازمانی با متغیرهای رضایتمندی (به طورمثال، رضایت ازمدیریت، عدالت سازمانی شغلی و...) و متغیرهای اجتماعی - اقتصادی (درآمد، سن وسابقه خدمت) دارد. اگرچه هرکدام از این روابط، درقالب فرضیه های تحقیق و با استفاده از تحلیل آماری مناسب ارائه شده است، ولی در نهایت درمدل تحلیل مسیر، براساس مدل مفهومی تحقیق ارزیابی گردیده اند. یافته های تحقیق، حکایت از رابطه مثبت ومعنادار تمامی سطوح رضایت با تعهد سازمانی و رابطه منفی بین بیگانگی سازمانی وتعهد سازمانی دارند. آنچه که دریافته های تحلیل مسیرقابل تعمق، است ضعف توانمندی مدیریت سازمانی، در جلب تعهد سازمانی درگمرکات فارس می باشد. این متغیر، به عنوان متغیر حد واسط بین بسترسازمانی و فرهنگ سازمانی، چنان چه مورد توجه دقیق وعالمانه مدیریت های کلان درنظام اجتماعی قرارنگیرد، باعث دگرگونی سازمانی، در دست یابی به اهداف نظام اجتماعی در ایران می گردد. "
جامعه شناسی اوقات فراغت در ایران
حوزههای تخصصی:
نظریه های تضادگرا درباره قشربندی اجتماعی
حوزههای تخصصی:
بررسی نقش عوامل اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی مؤثر در نگرش منفی به ازدواج (مطالعه موردی شهروندان شهرستان کاشان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نگرش به ازدواج یکی از مکانیسم های کلیدی برای پیش بینی رفتار واقعی در ازدواج بوده و متأثر از عوامل متعدد اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی است؛ لذا این مطالعه با هدف بررسی عوامل مختلفی که بر نوع نگرش جوانان به ازدواج تأثیر گذارده و موجبات افزایش سن ازدواج را فراهم می سازد، صورت گرفته است. به دلیل خصلت چندبعدی پدیده های اجتماعی و انسانی و تکثر نظریه های متعدد در خصوص زوایای گوناگون ازدواج، در این تحقیق سعی شده است با تلفیق نظریه های نوسازی، مبادله و نظریه اقتصادی به شناخت و تبیین بهتری از نگرش منفی به ازدواج و دلایل افزایش سن ازدواج دست یابیم.
این مطالعه از نوع پیمایش اجتماعی بوده و برای جمع آوری اطلاعات از تکنیک پرسشنامه توأم با مصاحبه استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش شامل جمعیت فعال (65-15 سال) شهرستان کاشان در سال 1391 است. با بهره گیری از فرمول نمونه گیری کوکران، تعداد 620 نفر به عنوان حجم نمونه تعیین و با استفاده از روش تصادفی افراد مورد مطالعه انتخاب گردیده اند.
یافته های پژوهش نشان می دهد بین متغیرهای خانواده، وضعیت اقتصادی، افزایش توقعات، بیکاری، سنگینی مخارج ازدواج، انحرافات اجتماعی و اخلاقی، کارکرد نامناسب رسانه ها، ترس از آینده و تضعیف باورهای دینی با متغیر نگرش منفی به ازدواج رابطه معنادار وجود دارد. همچنین، مقدار آماره F محاسبه شده در رگرسیون تک متغیره نیز نشان می دهد هر یک از عوامل فوق در پیش بینی نگرش منفی به ازدواج مؤثر می باشد. به گونه ای که عوامل تضعیف باورهای دینی (15.57=F) قوی ترین پیش بینی کننده و بعد از آن عوامل سنگینی مخارج ازدواج (10.49=F)، و افزایش توقعات (7.34=F) قرار دارند.