تحلیل رابطه سکونتگاه های غیر رسمی و طرد اجتماعی با نقش میانجی سرمایه اجتماعی در کلان شهر مشهد: یک مطالعه ترکیبی (کمّی-کیفی)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: پدیده حاشیه نشینی به عنوان یکی از چالش های عمده کلان شهرهای ایران، نه تنها بیانگر نابرابری های فضایی است، بلکه زمینه ساز اشکال مختلف طرد اجتماعی می باشد. این پژوهش با هدف تحلیل رابطه بین سکونتگاه های غیررسمی و طرد اجتماعی با تأکید بر نقش میانجی سرمایه اجتماعی در کلان شهر مشهد انجام شد. روش شناسی: این مطالعه از نوع تحقیقات ترکیبی (کمی-کیفی) بود. جامعه آماری شامل ساکنان مناطق حاشیه نشین مشهد بود که ۵۰۰ نفر به روش تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. داده های کمی با پرسشنامه محقق ساخته و داده های کیفی از طریق ۲۰ مصاحبه نیمه ساختاریافته جمع آوری گردید. تحلیل داده های کمی با استفاده از مدل معادلات ساختاری (SEM) و داده های کیفی با روش تحلیل مضمون انجام شد. نتایج و یافته ها: یافته های کمی نشان داد حاشیه نشینی اثر مستقیم و مثبت بر طرد اجتماعی دارد (۰.۵۹ = β) و سرمایه اجتماعی اثر منفی و معناداری بر طرد اجتماعی اعمال می کند (۰.۴۲- = β). همچنین سرمایه اجتماعی نقش میانجی معناداری در رابطه بین حاشیه نشینی و طرد اجتماعی ایفا می کند. یافته های کیفی سه مضمون اصلی را آشکار ساخت: محرومیت ساختاری فراگیر، انزوای اجتماعی و تجربه تبعیض، و ضعف شبکه های حمایتی. تحلیل عاملی اکتشافی نیز سه عامل مؤثر بر حاشیه نشینی را شناسایی کرد: فقر اقتصادی و اشتغال، مهاجرت و کمبود خدمات شهری، و عدم تملک قانونی.یافته ها حاکی از آن است که حاشیه نشینی از طریق دو مسیر مستقیم و غیرمستقیم (توسط سرمایه اجتماعی) به طرد اجتماعی منجر می شود. این مطالعه پیشنهاد می کند سیاست های شهری باید علاوه بر مداخلات کالبدی، بر تقویت سرمایه اجتماعی پل زن و ایجاد نهادهای محلی مشارکتی متمرکز شوند. نتایج این پژوهش می تواند مبنایی برای برنامه ریزی عدالت محور در کلان شهرهای مشابه باشد.