ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۶۱ تا ۲۸۰ مورد از کل ۳۵٬۷۸۲ مورد.
۲۶۱.

برازش آثار عوامل اقتصادی مؤثر بر قیمت مسکن در شهرهای بزرگ صنعتی منتخب(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: درآمد سرانه قیمت مسکن قیمت زمین پروانه های ساختمانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۴۵
مقدمه بررسی وضعیت قیمت مسکن، به ویژه در سال های اخیر در کلان شهرها، به دغدغه ای مهم برای مدیران و برنامه ریزان شهری تبدیل شده است. وضعیت مسکن در شهرهای بزرگ صنعتی، همواره از مهم ترین و پیچیده ترین مسائل اجتماعی و اقتصادی بوده است. وضعیت مسکن در شهرهای بزرگ صنعتی، همواره یکی از مسائل مهم اجتماعی و اقتصادی بوده است. این شهرها به دلیل تمرکز فعالیت های صنعتی، تجاری و خدماتی، محل جذب جمعیت زیادی از سراسر کشور و حتی کشورهای دیگر هستند. همین امر، تقاضا برای مسکن را در این شهرها به شدت افزایش می دهد و چالش های متعددی را به لحاظ کمبود عرضه و افزایش تقاضا به وجود می آورد. هدف از نوشتار این پژوهش، بررسی وضعیت قیمت مسکن در شهرهای بزرگ صنعتی تهران، اصفهان، تبریز و اهواز طی سال های 1381 1402 است، به علت ورود مهاجران از شهرهای مجاور برای کار، معمولاً این شهرها با کمبود مسکن و در نهایت افزایش قیمت مسکن مواجه می شوند. لذا شناسایی عوامل مؤثر بر قیمت مسکن در این شهرها بسیار حائز اهمیت است. نوآوری مطالعه حاضر از این منظر است که شهرهای بزرگ صنعتی تهران، تبریز، اصفهان و اهواز مورد بررسی قرار گرفته و متغیرهای به کار گرفته شده در این مطالعه شامل تعداد پروانه های ساختمانی، هزینه هر مترمربع زمین، درآمد سرانه، جمعیت هر شهر، هزینه ساخت وساز و نرخ بهره وام مسکن برای شهرهای یادشده و برای سال های 1381 تا 1402 است. ضرورت مطالعه حاضر از این منظر است که در شهرهای بزرگ صنعتی، به علت افزایش قیمت مسکن، بسیاری از افراد، به حاشیه های شهرها و سکونت گاه های غیررسمی پناه می برند. این سکونت گاه ها، از امکانات رفاهی و زیربنایی مناسب برخوردار نیستند و مشکلات اجتماعی و بهداشتی متعددی را به وجود می آورند. مواد و روش ها در این پژوهش با استفاده از الگوی داده های تابلویی به بررسی آثار عوامل مؤثر بر قیمت مسکن در شهرهای بزرگ صنعتی تهران، اصفهان، تبریز و اهواز طی سال های 1381 1402پرداخته می شود. شهرهای صنعتی به دلیل فرصت های شغلی و رفاهی، شاهد رشد جمعیت بالایی هستند که این رشد، تقاضا برای مسکن را افزایش می دهد. از سویی در بسیاری از شهرهای بزرگ صنعتی، محدودیت زمین وجود دارد، که این عوامل بر قیمت مسکن در این شهرها بسیار مؤثر است. متغیرهای مورد بررسی در این پژوهش مشتمل بر متوسط قیمت هرمترمربع مسکن، درآمد سرانه، تعداد پروانه های ساختمانی صادر شده، هزینه ساخت و ساز مسکن، نرخ بهره وام مسکن، قیمت هر مترمربع زمین و جمعیت هر شهر است.  لذا به طور کلی عوامل مؤثر بر قیمت مسکن با توجه به میزان عرضه و تقاضای مسکن تعیین می شود. درواقع، عواملی که بر قیمت مسکن تأثیر می گذارند، به طور مستقیم بر عرضه و تقاضای مسکن تأثیر دارند و بر اثر تغییرات آن ها قیمت مسکن نیز تغییر می کند. درخور یادآوری است که در این مطالعه منظور از تقاضای مسکن، تقاضای مصرفی آن است و عوامل مؤثر بر تقاضای مصرفی مسکن در بخش شهری وارد مدل شده است. در تعیین تقاضای مسکن، قیمت مسکن مهم ترین فاکتور است. بعد از قیمت، میزان جمعیت تأثیر زیادی بر تقاضای مسکن می گذارد. چنانچه جمعیت افزایش یابد، تقاضای مسکن افزایش می یابد. سومین متغیر، درآمد سرانه سالانه است که تأثیر مستقیمی بر میزان تقاضای مسکن می گذارد. نرخ بهره وام های پنج ساله متغیر بعدی است که می تواند بر میزان تقاضای مسکن تأثیر قابل توجهی داشته باشد. یافته ها نتایج حاصل از این پژوهش با استفاده از روش داده های تابلویی بیانگر آن است که درآمد سرانه و متغیرهای هزینه ساخت وساز و هزینه زمین تأثیر معنادار و بالایی بر قیمت مسکن در شهرهای یادشده دارد. براساس نتایج به دست آمده از برازش مدل، هر چه تعداد پروانه های صادر شده برای ساخت وساز از سوی شهرداری ها افزایش یابد، قیمت مسکن کاهش می یابد. از طرف دیگر، هر چه هزینه های ساختمانی افزایش یابد، قیمت مسکن نیز افزایش می یابد. عامل جمعیت تأثیر مثبتی بر قیمت مسکن دارد که علت این موضوع روند افزایش جمعیت شهرها به علت ورود مهاجران برای کار به شهرهای بزرگ، در این سال ها بوده است. از میان عوامل مورد بررسی بیشترین تأثیر بر قیمت مسکن مربوط به درآمد سرانه و عامل دوم قیمت هر مترمربع زمین در شهرهای بزرگ صنعتی است. با توجه به بزرگ بودن ضریب درآمد سرانه، تأثیر این متغیر بر قیمت مسکن زیاد و مثبت است، به طوری که با یک واحد افزایش در درآمد سرانه، قیمت مسکن 1/09 واحد در شهرهای صنعتی یادشده افزایش می یابد. این نتایج از آنجا که مربوط به برآورد مدل در شهرهای بزرگ صنعتی است با واقعیت مطابقت دارد، زیرا در شهرهای بزرگ بخش اعظمی از درآمد مردم صرف تأمین مسکن می شود. نرخ بهره وام مسکن (RA) بی معنا شده است؛ به این معنا که در شهرهای مورد بررسی، نرخ بهره وام بر قیمت مسکن تأثیری نمی گذارد. قیمت زمین (LPI) اثر مثبت بر قیمت مسکن در شهرهای یادشده دارد که منطقی به نظر می رسد. نتیجه گیری در پژوهش حاضر با استفاده از روش داده های تابلویی به بررسی عوامل تأثیرگذار بر قیمت مسکن در شهرهای بزرگ صنعتی تهران، اصفهان، تبریز و اهواز طی سال های 1381-1402 پرداخته شده است. ابتدا بررسی پایایی متغیرها انجام شد که همه متغیرها پایا بودند، بعد با استفاده از آزمون F لیمر مشخص شد که می توان از روش داده های تابلویی برای برازش استفاده کرد، نتایج حاصل از آزمون هاسمن نیز نشان داد مدل از نوع تصادفی است. براساس نتایج به دست آمده از برازش مدل با روش داده های تابلویی، هر چه تعداد پروانه های صادر شده برای ساخت وساز از سوی شهرداری ها افزایش یابد، قیمت مسکن کاهش می یابد. از طرف دیگر، هر چه هزینه های ساختمانی افزایش یابد، قیمت مسکن نیز افزایش می یابد. عامل جمعیت تأثیر مثبتی بر قیمت مسکن دارد که علت این موضوع روند افزایش جمعیت شهرها به علت ورود مهاجران برای کار به شهرهای بزرگ، در این سال ها بوده است. از میان عوامل مورد بررسی، بیشترین تأثیر بر قیمت مسکن مربوط به درآمد سرانه و عامل دوم قیمت هرمترمربع زمین در شهرهای بزرگ صنعتی است، زیرا آنجا که مسکن جزء کالاهای اساسی در شهرهای بزرگ است و مردم بخش اعظمی از درآمد خود را به این کالای اساسی اختصاص می دهند، لذا تغییر درآمد تأثیر بسیار زیادی بر تقاضای بخش مسکن و تغییر قیمت آن در بخش شهری می گذارد. از سویی، به علت بحث کمیابی زمین در شهرهای بزرگ صنعتی، قیمت هر مترمربع زمین عامل مؤثری بر قیمت هرمترمربع مسکن است.
۲۶۲.

تحلیل نقش ساختارهای کالبدی و کیفیت محیطی در ارتقای تاب آوری سکونتی با هدف کاهش پیامدهای انسانی بحران ها؛ مطالعه موردی: شهرک اکباتان تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تاب آوری سکونتی ساختارهای کالبدی کیفیت محیطی پیامدهای انسانی بحران شهرک اکباتان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۶۱
مقدمه پژوهش های نوین در حوزه برنامه ریزی شهری و مدیریت بحران نشان داده اند محیط های مسکونی با کیفیت ادراکی، عملکردی و زیباشناختی مطلوب، ضمن افزایش آستانه تحمل روانی ساکنان در شرایط اضطراری، انسجام اجتماعی را تقویت می کنند و از طریق شکل دهی شبکه های حمایتی و کنش های مشارکتی، زمینه کاهش خسار ت های انسانی را فراهم می سازند. بر این اساس، بررسی هم زمان ساختارهای کالبدی و کیفیت محیطی سکونتگاه ها نه تنها از منظر کارکردی، بلکه از دیدگاه تاب آوری ترکیبی ضرورت دارد؛ زیرا تمرکز صرف بر مقاومت سازه ای بدون توجه به شرایط زیستی، حسی و روانی قادر نیست تبیین جامعی از عملکرد سکونتگاه ها در دوران بحران ارائه دهد. سکونتگاه هایی که بر پایه رویکرد نظام مند، طراحی پیش نگرانه و استفاده از الگوهای معماری انعطاف پذیر شکل گرفته اند، معمولاً از ظرفیت های درونی برای جذب، مهار و بازسازماندهی در برابر اختلالات محیطی و اجتماعی برخوردارند. این ظرفیت ها می توانند در قالب الگوهای معماری سازگار با خطر، طراحی فضاهای باز چندمنظوره، شبکه های دسترسی منطقی، زیرساخت های تاب آور، و ارتقای کیفیت حس تعلق و انسجام محله ای تجلی یابند. در این میان، شهرک اکباتان به عنوان یکی از نمونه های شاخص شهرسازی مدرن ایران که در دهه ۱۳۵۰ با الگوی معماری مدرن و تراکم بالا احداث شده است، بستر مناسبی برای بررسی تجربی این مفاهیم فراهم می کند. ساختار بلوکی متنوع، فضاهای باز میان ساختمانی، چیدمان منظم معابر، و ویژگی های محیطی نسبتاً پایدار، این شهرک را به نمونه ای قابل مطالعه در زمینه پیوند میان طراحی کالبدی، کیفیت محیطی و تاب آوری سکونتی بدل ساخته است. از سوی دیگر، تحولات اجتماعی دهه های اخیر، افزایش تراکم جمعیت، تغییر الگوی مالکیت و بروز چند رخداد اضطراری محدود، امکان تحلیل چندلایه ارتباط میان عوامل محیطی و پیامدهای انسانی بحران ها را در این محله مهیا ساخته است. در این چارچوب، پرسش اصلی تحقیق آن است که ساختارهای کالبدی و کیفیت محیطی در مجتمع های مسکونی بزرگ مقیاس شهری نظیر شهرک اکباتان، چگونه و تا چه میزان می توانند در ارتقای تاب آوری سکونتی و کاهش پیامدهای انسانی بحران ها نقش آفرینی کنند. مواد و روش ها این تحقیق با رویکرد ترکیبی (Mixed Methods) و در دو بخش کمی و کیفی طراحی شده است تا از یک سو، روابط علّی میان متغیرها با روش های آماری پیشرفته آزمون شود و از سوی دیگر، شواهد عینی محیطی برای تکمیل داده های ادراکی گردآوری شود. در بخش کمی، از مدل سازی معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی (PLS-SEM) استفاده شد. جامعه آماری پژوهش کلیه ساکنان شهرک اکباتان تهران با جمعیت تقریبی ۵۱,۲۴۵ نفر بود. حجم نمونه با بهره گیری از فرمول کوکران و سطح اطمینان ۹۵ درصد، ۳۸۳ نفر برآورد شد. به منظور دستیابی به توزیع متوازن پاسخ دهندگان، نمونه گیری به صورت تصادفی طبقه ای و متناسب با جمعیت سه فاز شهرک انجام شد. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه ساخت یافته و پژوهشگرساخته بود که روایی محتوایی آن با نظر خبرگان حوزه های شهرسازی، طراحی کالبدی و مدیریت بحران تأیید شد. پایایی ابزار نیز با محاسبه آلفای کرونباخ، پایایی ترکیبی (CR) و میانگین واریانس استخراج شده (AVE) مورد سنجش قرار گرفت. تحلیل داده ها در نرم افزار SmartPLS و در دو سطح انجام شد: نخست اعتبارسنجی مدل اندازه گیری با استفاده از شاخص های CFA ، AVE ،  CR و HTMT و سپس ارزیابی مدل ساختاری از طریق ضرایب مسیر، R² ، Q² ، f² و شاخص های برازش کلی.     در بخش کیفی، به منظور تکمیل و اعتبارسنجی یافته های پرسشنامه ای، بررسی میدانی گسترده صورت گرفت. این بررسی شامل مشاهده مستقیم، برداشت عینی، عکاسی تحلیلی از کالبد فضاها و مستندسازی تصویری در هر سه فاز شهرک بود. تصاویر گردآوری شده وضعیت واقعی عناصر کالبدی و محیطی از جمله تراکم بلوک ها، نحوه قرارگیری ساختمان ها، مسیرهای دسترسی اضطراری، فضاهای باز، کیفیت مبلمان شهری و مسیرهای پله را نشان می داد. تحلیل کیفی با رویکرد تفسیری و تمرکز بر معیارهای معماری و شهرسازی صورت گرفت تا قوت ها و ضعف های کالبدی و محیطی شهرک در ارتباط با تاب آوری سکونتی شناسایی شود. ادغام داده های کمی و کیفی موجب شد که شاخص های فنی و کالبدی تنها بر مبنای ادراک ذهنی ساکنان سنجیده نشوند، بلکه با شواهد میدانی و داده های عینی تکمیل و اعتبارسنجی شوند. این رویکرد ترکیبی ضمن رفع ضعف های احتمالی روش پرسشنامه ای، امکان دستیابی به نتایجی معتبر، جامع و قابل تعمیم را فراهم ساخت. یافته ها نتایج تحلیل معادلات ساختاری نشان داد ساختارهای کالبدی و کیفیت محیطی هر دو به طور مستقیم و مثبت بر تاب آوری سکونتی اثرگذار هستند و تاب آوری سکونتی نیز به عنوان متغیر میانجی نقش تعیین کننده ای در کاهش پیامدهای انسانی بحران ها ایفا می کند. ضرایب مسیر و شاخص های برازش مدل، معناداری این روابط را تأیید کردند. عناصر کلیدی شامل چیدمان فضایی منظم، شبکه دسترسی اضطراری کارآمد، کیفیت زیرساخت ها، آسایش محیطی، امنیت و حس ایمنی، و وجود فضاهای عمومی فعال، بیشترین ظرفیت اثرگذاری را در ارتقای تاب آوری سکونتگاه های شهری داشتند.     مقایسه میان فازهای شهرک نشان داد فازهایی که دارای طراحی بازتر، شبکه معابر منظم تر، فضاهای باز چندمنظوره و کیفیت محیطی بالاتر هستند، از تاب آوری بیشتری برخوردارند. در مقابل، فازهایی با تراکم کالبدی بالا، ضعف در خدمات اضطراری، یا انسداد فضایی، در سناریوهای بحرانی آسیب پذیری بیشتری را تجربه می کنند. این یافته ها با مطالعات داخلی همسو است؛ از جمله تحقیق مقدسی و همکاران (2023) در برج بین المللی تهران که نقش طراحی بیوفیلیک را در ارتقای تاب آوری برجسته کرده و پژوهش حبیب زاده (2024) که اثر فرسودگی کالبدی و عرض معابر را در کاهش تاب آوری محلات ارومیه نشان داده است. همچنین، همخوانی نتایج با مطالعات بین المللی نظیر غفاریان و همکاران (۲۰۲۵) در استانبول و مولیگان و همکاران (۲۰۲۲) درباره زیرساخت های سبز و انطباق پذیر، جایگاه یافته های این تحقیق را در ادبیات جهانی تاب آوری مسکونی تثبیت می کند. نتیجه گیری پژوهش حاضر نشان می دهد ارتقای تاب آوری سکونتی در بافت های متراکم شهری مستلزم توجه هم زمان به ابعاد فنی، اجتماعی و محیطی است. عناصر کالبدی در صورتی می توانند آثار انسانی بحران ها را کاهش دهند که با کیفیت محیطی مناسب و شبکه های اجتماعی پویا همراه باشند. بر اساس یافته های تحقیق، راهبردهای پیشنهادی برای ارتقای تاب آوری سکونتی در اکباتان و بافت های مشابه در چهار محور قابل پیگیری است:     ۱. تقویت زیرساخت ها و بازطراحی سلسله مراتب معابر برای بهبود دسترسی اضطراری و نوسازی تجهیزات زیربنایی؛ ۲. ارتقای کیفیت محیطی از طریق طراحی فضاهای عمومی فعال، نورپردازی ایمن، بهبود مبلمان شهری و خدمات نگهداری مستمر؛ ۳. مداخلات نرم افزاری نظیر آموزش ساکنان، تقویت شبکه های اجتماعی غیررسمی، ارتقای حس تعلق و مشارکت اجتماعی؛ ۴. بازنگری الگوهای کالبدی مجتمع های بلندمرتبه با تأکید بر اصول تاب آوری فضایی، انعطاف پذیری عملکردی و پیش بینی سناریوهای بحران. نوآوری اصلی این پژوهش در ترکیب تحلیل های کمی (مدل سازی معادلات ساختاری) با شواهد کیفی میدانی و نیز مقایسه تطبیقی میان فازهای شهرک اکباتان است که امکان شناسایی دقیق ضعف ها و قوت های طراحی فضایی را فراهم می کند و الگویی بومی برای ارزیابی تاب آوری سکونتی در بافت های متراکم ایرانی ارائه می دهد. این نتیجه گیری ضمن تأکید بر پیوند میان کالبد، کیفیت محیطی و پیامدهای انسانی، نشان می دهد مدیریت تاب آوری سکونتی باید به صورت یکپارچه و میان رشته ای به ابعاد فنی، اجتماعی و فضایی توجه کند و می تواند به عنوان الگویی راهبردی برای سایر کلان شهرهای ایران در مواجهه با بحران های آتی مورد استفاده قرار گیرد.
۲۶۳.

پتانسیل سنجی ظرفیت های ژئوتوریستی شهرستان نیر و توسعه اقتصادی آن با ا ستفاده از روش های کمی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: پتانسیل سنجی توسعه اقتصادی روش های کمی شهرستان نیر ظرفیت های ژئوتوریستی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۴۱
ژئوتوریسم ترکیبی از واژه زمین و توریسم است و به توریسمی گفته می شود که دارای جاذبه های زمین شناسی، مورفولوژیکی و فرهنگی است. هدف از این پژوهش ارزیابی قابلیت های ژئوتوریستی و مقاصد ژئومورفولوژیکی شهرستان نیر در جهت توسعه اقتصادی است. ماهیت این پژوهش توصیفی-تحلیلی- کاربردی بوده و برای بررسی پتانسیل های زمین گردشگری منطقه نیر، از مدل های دینامیکی که ژئومورفوسایت ها را بر اساس سه ارزش علمی، افزوده و ترکیبی، موردبررسی قرار می دهد؛ مدل فیولت که مبتنی بر چهار معیار منشأ شکل گیری، پراکندگی جغرافیایی، گردشگری و وضعیت دسترسی است و درنهایت مدل کوبالیکوا که بیش تر بر معیارهای علمی، آموزشی، اقتصادی، حفاظتی و فرهنگی تأکید دارد استفاده شده است. نتایج حاصل از ارزیابی بر اساس مدل پارک ملی، مدل دینامیکی و مدل کوبالیکوا، نشان داد که ژئومورفوسایت نیر از نظر کارشناسان در گویه نمایشگر فرآیندهای ژئومورفولوژیکی با امتیاز ۵ دارای بیش ترین ارزش و در گویه منافع آموزشی با امتیاز 40/0 دارای کم ترین ارزش است. هم چنین این منطقه از نظر بازدیدکنندگان در شاخص ویژ گی زمین شناسی همراه با ارزش میراث فرهنگی امتیاز 1 را کسب نموده و ارزش بالایی دارد و در شاخص تنوع در اشکال ژئومورفولوژیکی با امتیاز 11/0 ارزش پایینی دارد. به طورکلی، از بین تمام ژئومورفوسایت های شهرستان نیر، تفرجگاه بولاغلار امتیاز بیش تری را از کارشناسان و بازدیدکنندگان به خود اختصاص داده است و منطقه پل قرمز کم ترین امتیاز را دارا است؛ بنابراین نتیجه گیری می گردد که منطقه نیر بر اساس نتایج مدل های ارزیابی دارای توانمندی های منحصربه فردی در حیطه ژئوتوریسم دارد و این امر منجر به توسعه اقتصادی منطقه در سطح استان شده است. در نهایت پیشنهاد می گردد در مطالعات آتی جهات ارزیابی بهتر و مناسب مناطق موردمطالعه از ابزارات هوش مصنوعی استفاده گردد.
۲۶۴.

ارزیابی مشارکت مردم در اجرای پروژه ترسیب کربن در دشت قهاوند(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مدیریت پایدار مشارکت سامان عرفی قهاوند ترسیب کربن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۴۴
هدف: هدف از این پژوهش بررسی میزان مشارکت پذیری ساکنان منطقه در پروژه بیابان زدایی و اولویت بندی نظرات ساکنان محلی، به منظور به کارگیری نظرات آن ها در اتخاذ تصمیمات محلی و منطقه ای است. روش و داده: این تحقیق از نوع توصیفی- همبستگی است که در سامان های عرفی بخش قهاوند در شهرستان همدان انجام شده است. نمونه گیری به روش تصادفی ساده بوده و تعداد نمونه نیز با استفاده از فرمول کوکران، ۵۳ بهره بردار تعیین گردید. ابزار تحقیق پرسشنامه بوده که از طریق مصاحبه مستقیم با بهره برداران در منطقه تکمیل گردید. برای تحلیل داده ها از آمار توصیفی و استنباطی به کمک نرم افزار 16 SPSS استفاده شد. یافته ها: نتایج حاصل از آزمون کروسکال والیس و پیرسون نشان داد که از میان عوامل مورد بررسی، مؤلفه های تعداد افراد تحت تکفل، میزان درآمد، میزان سواد و دامداران با بیش از ۱۵۰ رأس دام، تاًثیر مثبت و معنی داری در مشارکت بهره برداران برای مدیریت پایدار مراتع دارند. به طوری که با افزایش تعداد افراد تحت تکفل، میزان سواد، تعداد دام، میزان درآمد مشارکت بهره برداران نیز بیشتر می شود. نتیجه گیری: بر مبنای یافته های تحقیق می توان عنوان کرد که مشارکت مردم در امر احیاء، مدیریت و اجرای طرح های منابع طبیعی از موارد ضروری در موفقیت برنامه های مدیریتی است. بخشی از توسعه مدیریت عرصه های طبیعی به دخالت کارشناسان (دستگاه های اجرایی) مربوط بوده و بخش مهم تر با مشارکت بهره برداران ارتباط مستقیم دارد؛ لذا هر گونه تلاش جهت تعامل و همکاری بیشتر این دو گروه ضامن اجرایی شدن عملیات های اصلاحی مراتع در بستر توسعه پایدار خواهد شد. نوآوری، کاربرد نتایج: پروژه ترسیب کربن در راستای تحقق یکی از اولویت های توسعه ایران یعنی بیابان زدایی و به منظور توسعه مدل مدیریتی مشارکتی مراتع در مناطق خشک و نیمه خشک با هدف محرومیت زدایی و افزایش جذب کربن طراحی شده است؛ لذا به عنوان یک برنامه در اولویت، مسائل حفاظت محیط زیست جهانی و اولویت های توسعه ملی را توأماً در بر می گیرد.
۲۶۵.

عوامل پیش برنده و بازدارنده توسعه کسب وکارهای روستایی کوچک مقیاس خانگی (مورد مطالعه: پرورش کرم ابریشم، شهرستان بجنورد)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شهرستان بجنورد عوامل بازدارنده عوامل پیش برنده کسب وکارهای خرد روستایی نوغانداری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۳۰
هدف: کسب وکارهای کوچک مقیاس خانگی نقش موثری در تنوع بخشی فعالیت های اقتصادی و کاهش بیکاری دارند. این امر در مناطق روستایی که با محدودیت فرصت های شغلی روبرو هستند، اهمیت ویژه ای دارد. در حال حاضر تعدادی از خانوارهای روستایی شهرستان بجنورد بخشی از درآمد خود را از طریق نوغانداری به دست می آورند. تعداد نوغانداران در روستاهای مورد بررسی در 10 سال گذشته از 570 نفر به 294 نفر کاهش پیدا کرده است. بر این اساس، پژوهش حاضر به شناسایی عوامل پیش برنده و بازدارنده توسعه کسب وکارهای کوچک مقیاس خانگی در زمینه پرورش کرم ابریشم در روستاهای شهرستان بجنورد پرداخته است. روش پژوهش: گردآوری اطلاعات به روش اسنادی و میدانی با استفاده از ابزار پرسشنامه محقق ساخته انجام شد. حجم نمونه در 9 روستای شهرستان بجنورد که کسب وکار نوغانداری در آنها رواج دارد، با استفاده از فرمول کوکران 160 نوغاندار تعیین گردید. در این مطالعه تعداد 43 شاخص ذیل 10 مولفه به عنوان عوامل بازدارنده و تعداد 23 شاخص ذیل 6 مولفه به عنوان عوامل پیش برنده توسعه کسب وکار نوغانداری در روستاهای مورد مطالعه، شناسایی و بررسی شد. یافته ها: نتایج نشان داد میانگین عوامل پیش برنده با 3/9 و عوامل بازدارنده با 3/87 به طور معنی داری بیشتر از میانه نظری است. مهمترین عامل پیش برنده در کسب وکارهای نوغانداری، تسهیل در راه اندازی کسب وکار پرورش کرم ابریشم با میانگین 4/14 و مهمترین عامل بازدارنده کیفیت پایین تخم نوغانداری با میانگین 4/48 است. نتیجه گیری: کسب وکارهای خرد با چالش های متعددی روبرو هستند. با این حال، با تمرکز بر تکمیل زنجیره ارزش نوغانداری، حمایت دولتی و شبکه سازی، می توان شتاب دهنده هایی برای رشد این کسب وکارها ایجاد کرد که منجر به موفقیت بیشتر آن ها خواهد شد.
۲۶۶.

تحلیل دینامیک دامنه ها و تعیین زمین لغزش های فعال حوضه ی الموت رود قزوین با استفاده از داده های راداری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: حرکات دامنه ای تداخل سنجی راداری روش SBaS الموت شرقی خوبکوه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۳۱
مخاطرات دامنه ای و زمین لغزش ها، همه ساله در مناطق کوهستانی ایران از جمله منطقه الموت شرقی در استان قزوین، خسارات قابل توجهی وارد می آورند. اخیراً داده-های راداری جهت تشخیص حرکات سریع و بطئی دامنه ها و زمین لغزش های فعال به طور گسترده ای مورد استفاده قرار گرفته است. در پژوهش حاضر با استفاده از داده های مدارهای پایین رو (Descending) ماهواره ی سنتینل 1A در بازه ی 2018 تا 2020، با روش تداخل سنجی با خط مبنای کوتاه (SBaS) و روش اختلاف مدل رقومی ارتفاع، به تحلیل دینامیک دامنه ها یعنی تشخیص حرکت دامنه ها و استخراج جابه جایی های سطح زمین پرداخته شد تا هدف مهم تشخیص زمین لغزش های جدید و فعال و بروزآوری نقشه ی زمین لغزش های منطقه تأمین گردد. یافته های پژوهش نشان می دهد، مدل SBaS که با داده های GPS، بازدیدهای میدانی و گوگل ارث، اعتبارسنجی گردید و اعتبار آن نسبتاً خوب بود (0.78 =AUC)، میزان متوسط حرکت سالانه را در این بازه ی زمانی 48.6- تا 40.2 میلی متر برآورد نمود و چهارده منطقه ی لغزشی مشخص شد که از میان آن ها، برخی از زمین لغزش های گذشته همچنان فعال می باشند. در تشخیص زمین لغزش خوبکوه در 14 فروردین 1399، مدل اختلاف رقومی ارتفاع تغییرات سطح را از 1.62- تا 2.75 متر و تداخل سنجی تفاضلی نرخ جابه جایی را از 25- تا 70 میلی متر برآورد کردند. این روش ها جهت برآورد جابه جایی سطح زمین، فرونشست و زمین لغزش، تعیین نواحی آسیب پذیر در مناطق کوهستانی و کاهش خسارات مالی و جانی مزایای زیادی دارند.
۲۶۷.

ارزیابی الگوی زمانی پارک خودرو در پارکینگ های خیابانی مدیریت شده؛ مطالعه موردی خیابان های «ارتش شمالی» و «فردوسی» شهر تبریز

کلیدواژه‌ها: پارکینگ حاشیه ای تقاضای پارکینگ مدت زمان پارک پارک دوبل تبریز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۴۷
پارکینگ حاشیه ای بخش بسیار مهم فضاهای شهری و خیابان ها را تشکیل می دهند. لازم به ذکر می باشد که اهمیت آن ها بویژه برای افرادی که نزدیک مراکز تجاری هستند، بسیار بیشتر است. مدیریت این نوع پارکینگ اهدافی مانند توزیع عادلانه جای پارک، جلوگیری از توقف های طولانی مدت در مناطق پرتقاضا، کاهش سفرهای غیرضروری، پیشگیری از تخلفات پارک (مانند توقف دوبل یا پارک در مکان های ممنوع) و استفاده از درآمد حاصل برای احداث پارکینگ ها و اجرای طرح های ترافیکی را دنبال می کند. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی میزان تحقق اهداف فوق الذکر در دو خیابان «ارتش شمالی» و خیابان «فردوسی» شهر تبریز که بخشی از محدوده پروژه پارکینگ حاشیه ای می باشند، طراحی گردیده است. جهت برداشت داده های مورد نیاز از شیوه میدانی استفاده شده است. از ساعت 7:30 لغایت 20 اقدام به شمارش و ثبت پلاک تمامی جایگاه های پارک حاشیه ای و پارک دوبل (در صورت وجود سوبل) گردید و هر نیم ساعت یکبار به تمامی جایگاه ها جهت مقایسه و کنترل پلاک ثبتی برداشت قبلی مراجعه شد. در صورتی که خودرو جدید، اقدام به پارک در جایگاه کرده بود، پلاک آن ثبت شده و مدت زمان پارک برای آن جایگاه بازنشانی گردید. بر اساس نتایج به غیراز ساعات اولیه صبح، در سایر زمان ها تقاضا بیشتر از ظرفیت بوده است. نتایج بررسی مدت زمان پارک خودرو نشان می دهد که الگوی غالب پارکینگ حاشیه ای در خیابان ارتش شمالی (61 درصد) و فردوسی (76/51 درصد) از نوع بلندمدت است. همچنین، ساعت شروع و پایان پارک بلندمدت، دقیقاً مطابق با ساعات کاری ادارات و کسبه های محدوده می باشد؛ بنابراین، غالب افرادی که از پارکینگ حاشیه ای به صورت بلندمدت استفاده می کنند، کارمندان و اصناف محدوده می باشند.
۲۶۸.

ارزیابی تأثیر شاخص طول زبری در مدل سازی بیشینه شدت جزایر حرارتی شهری با استفاده از سنجش از دور و سیستم های اطلاعات مکانی (مطالعه موردی: منطقه 22 شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: جزایر حرارتی شهری مدل اوکه ضریب زبری نسبت منظر سنجش از دور سیستم های اطلاعات مکانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۳۸
سابقه و هدف: در سالیان اخیر، مدل سازی و شناسایی الگوی توزیع مکانی پدیده جزیره حرارتی شهری با هدف برنامه ریزی برای مواجهه با اثرات این پدیده و پیش بینی تأمین زیرساخت های مورد نیاز در تأمین آسایش حرارتی بهتر شهروندان افزایش یافته است. مدل اوکه از جمله مدل های مطرح در این زمینه است که بیشینه شدت جزیره حرارتی (UHImax ) را بر اساس شاخص نسبت منظر کانیون های شهری شبیه سازی می کند. وابستگی مدل اوکه به شرایط اقلیمی و فیزیکی شهرها ایجاب می کند؛ این مدل قبل از استفاده در هر منطقه شهری، مورد ارزیابی قرار گرفته تا در صورت نیاز، اصلاح شود. با توجه به تأثیراتی که عامل مقاومت آیرودینامیک کانیون های شهری(طول زبری) در UHImax دارد، لحاظ کردن شاخص این عامل در فرآیند محلی سازی مدل، می تواند دقت نتایج حاصل را تحت تأثیر قرار دهد. در این پژوهش سعی شده است، ضمن محلی سازی مدل اوکه در ناحیه ای از منطقه 22 شهر تهران؛ تأثیر طول زبری نیز در این فرآیند بررسی شود. تهیه داده های دمایی کانیون های شهری از جمله چالش های مهم در فرآیند مدل سازی محسوب می شود. تحقیقات نشان می دهد دمای هوای مناطق مرکزی و حومه شهرها در هنگام شب، به دمای سطح زمین (LST) نزدیک است و LST کانیون ها می تواند به عنوان یک تقریب مناسب از دمای هوا مورد استفاده قرار گیرد. لذا در این تحقیق سعی شد؛ با بهره گیری از داده های سنجنده های حرارتی ماهواره ای و استفاده از یک الگوریتم مناسب بازیابی LST ، مشکل تهیه داده های دمایی حل گردد. محاسبه شاخص های هندسی و مقاومت آیرودینامیکی کانیون ها در فرآیند مدل سازی، به علت نیاز به انجام پردازش های گوناگون مکانی، پیچیده و زمان بر است و از این رو، چالشی دیگر در این زمینه محسوب می شود. سیستم های اطلاعات مکانی (GIS) با دارا بودن قابلیت ذخیره سازی روابط توپولوژیک عوارض جغرافیایی و تجزیه و تحلیل آن ها می تواند محاسبه این شاخص ها را تسهیل نماید. لذا در انجام این پژوهش، از سیستم های اطلاعات مکانی استفاده شده است. مواد و روش ها: در این پژوهش به منظور تهیه داده های دمایی مورد نیاز، از داده های سنجنده ASTER و داده های هواشناسی نزدیک ترین ایستگاه هواشناسی به محدوده مطالعاتی در فاصله زمانی سال های 2016 تا 2022 میلادی استفاده شد. این داده ها در محیط نرم افزار MATLAB و با استفاده از الگوریتم پنجره مجزا مورد پردازش قرار گرفت و دمای سطح زمین و بیشینه شدت جزایر حرارتی سطحی در محدوده مطالعاتی محاسبه شد. سپس، محاسبه شاخص های نسبت منظر، طول زبری و UHImax شبیه سازی شده کانیون ها (بر اساس مدل اوکه)؛ از طریق پردازش نقشه های رقومی در برنامه ModelBuilder در محیط نرم افزار ArcGIS صورت پذیرفت. پس از تقسیم بندی محدوده مطالعاتی به محدوده های آموزشی و محدوده چک، محلی سازی مدل UHImax در دو حالت مختلف انجام شد. در حالت اول، ضرایب مدل محلی در محدوده آموزشی با لحاظ کردن شاخص نسبت منظر محاسبه شد. بدین منظور، کانیون ها بر اساس شاخص نسبت منظر به یازده کلاس مختلف طبقه بندی گردید و مقدار UHImax شبیه سازی شده و اندازه گیری شده آن ها در منطقه آموزشی محاسبه شد و از طریق تحلیل رگرسیون این دو دسته داده، مدل محلی اوکه در منطقه مطالعاتی به دست آمد. در حالت دوم، در ابتدا کانیون های محدوده آموزشی بر اساس شاخص طول زبری به دو دسته جداگانه طبقه بندی و سپس، دسته اول کانیون ها بر اساس شاخص نسبت منظر به هشت گروه مجزا و دسته دوم، به سه گروه مختلف طبقه بندی گردید. با محاسبه UHImax شبیه سازی شده و اندازه گیری شده هر یک از گروه ها، و استفاده از تحلیل رگرسیون، مدل محلی سازی شده اوکه برای هر یک از 2 طبقه مذکور تعیین گردید. نتایج و بحث: با اعتبارسنجی مدل های به دست آمده در محدوده چک، مقادیر R^2، ρ،RMSE و MAE حاصل از رگرسیون در حالت اول، به ترتیب: 0/53 ، 0/73، 1/18 ± و 0/98و در حالت دوم، به ترتیب0/80، 0/89، 1/05 ± و 0/87محاسبه شدند. مقایسه این نتایج نشان می دهد لحاظ کردن شاخص مقاومت آیرودینامیک در فرآیند مدل سازی UHImax ضمن افزایش ضرایب همبستگی و ضریب تشخیص رگرسیون؛ سبب افزایش دقت نتایج حاصل از مدل محلی و بهبود مدل شده است.
۲۶۹.

شناسایی منشاء گرد و غبار با استفاده از تنسور مکانی-زمانی عمق اپتیکی آئروسل در محدوده شهرستان ایلام(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: طوفان های گردوغبار عمق نوری آئروسل AOD سنجش از دور تحلیل فضایی-زمانی مودیس

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۴۴
یکی از عوامل آلودگی هوا پدیده گردوغبار می باشد که باعث خسارات زیادی به منابع اقتصادی، اجتماعی و انسانی مختلف شده است. پدیده گردوغبار در بخش هایی از جهان ازجمله مناطق خشک و نیمه خشک رخ می دهد که از عوامل طبیعی و انسانی ناشی می شود. این پژوهش به شناسایی منشاء گردوغبار در محدوده شهرستان ایلام با استفاده از تنسور مکانی-زمانی عمق اپتیکی آئروسل (AOD) با داده های سنجنده مادیس در دوره زمانی ماه های مارس تا ژوئن 2022 پرداخته است. ابتدا از داده های هواشناسی، روزهایی پر گردوغبار استخراج شده و تنسور مکانی-زمانی عمق اپتیکی آئروسل تولید شد. دلیل استفاده از تنسور، بررسی تغییرات حجم عمده ای از داده ها به صورت مکانی وزمانی در یک دوره مطالعاتی به طور هم زمان بوده است. نتایج مقایسه تنسور مربوطه با داده های هواشناسی متناظر نشان داد که هرگاه عمق اپتیکی آئروسل از 5/0 بالاتر باشد، گردوغبار در آن محدوده وجود دارد. تحلیل تنسور مکانی-زمانی گردوغبار نشان داد که میزان گردوغبار با سرعت باد ارتباط مستقیم دارد و هرگاه سرعت باد از 15 متر بر ثانیه عبور کند، گردوغبار رخ می دهد. در نهایت با شناسایی تغییرات مکانی AOD چهار منبع گردوغبار (بلد، بین النهرین، میسان و واسط) در محدوده مطالعاتی وجود دارد که بین النهرین به عنوان یکی از مناطق بالقوه گردوغبار شناسایی شد. تحلیل الگوی زمانی AOD حاکی از روند افزایشی آن در ماه می است. بیشترین مقدار AOD با 85/3 در ماه می نشان دهنده میزان گردوغبار زیادی است. با بررسی همبستگی بین گردوغبار ایلام و مراکز شناسایی شده، مدل رگرسیونی شهرستان ایلام ارتباط بیشتری با منطقه واسط دارد و ضریب همبستگی آن 96/82 درصد است.
۲۷۰.

امکان سنجی فنی، اقتصادی و زیست محیطی نیروگاه خورشیدی مقیاس بزرگ در استان آذربایجان شرقی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نیروگاه خورشیدی برق خورشیدی امکان سنجی شمالغرب ایران تحلیل اقتصادی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۴۱
پژوهش حاضر با هدف امکان سنجی فنی، اقتصادی و زیست محیطی نیروگاه خورشیدی مقیاس کوچک در منطقه شمالغرب ایران انجام شده است. منطقه مورد مطالعه در تحقیق حاضر ناحیه شمال غربی کشور می باشد. تحقیق از نظر هدف کاربردی و پژوهش حاضر از نوع تحقیق توصیفی یا غیر آزمایشی می باشد و از منظر نوع داده، کمی می باشد. در این پژوهش ابتدا به روش میدانی و کتابخانه ای به مطالعه منطقه مورد مطالعه پرداخته و سپس به روش تحلیلی به محاسبه میزان انرژی و ضریب ظرفیت نیروگاه پرداخته خواهد شد و در ادامه، جنبه اقتصادی طرح مورد بررسی قرار خواهد گرفت. در این تحقیق با استفاده از نرم افزار RETScreen به محاسبه میزان انرژی خورشیدی دریافتی، ضریب ظرفیت نیروگاه، برآورد هزینه های اولیه و دوره ای، محاسبه میزان کاهش گازهای گلخانه ای و ارزیابی مالی پرداخته خواهد شد. نتایج نشان دهنده این است که بیشترین تابش خورشید در شهر تبریز مربوط به ماه ژوئن می باشد و کمترین میزان تابش خورشید در طول سال مربوط به ماه دسامبر می باشد. در نیروگاه خورشیدی 10000 کیلو واتی انتخاب شده با تنظیم نشانه محک می توان گفت که، در حداقل هزینه، تولید هر کیلو وات ساعت انرژی الکتریکی در شهر تبریز از طریق انرژی خورشیدی 0.275 دلار هزینه دارد و به نسبت سایر روش ها هزینه ی زیادی را به خود اختصاص می دهد. تولید همین میزان برق از طریق سیستم فتوولتاییک 0.060 دلار هزینه دارد. با توجه به نتایج بدست آمده در صورتی که این نیروگاه راه اندازی شود، از نظر اقتصادی به صرفه نیست اما به صورت چشمگیری موجب کاهش الودگی هوا می شود.
۲۷۱.

مکان یابی محل دفن پسماند شهری (لندفیل) در کلان شهر تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مکان یابی محل دفن پسماند شهری لندفیل منطق فازی تبریز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۳۳
در دهه های اخیر، گسترش جمعیت و سرعت در روند شهرنشینی، موجب بروز ناسازگاری های بسیاری در سطح شهرها، به خصوص کلان شهرها شده است. یکی از این موارد افزایش بی رویه تولید پسماند شهری و عدم رعایت اصول مدیریتی و دفن صحیح آن می باشد. به گونه ای که امروزه چگونگی برخورد با این مسئله در طرح های شهری، یکی از دغدغه های اصلی در ابعاد مختلف شهری، به ویژه بعد زیست محیطی به حساب می آید. بنابراین یکی از اهداف اصلی در حوزه شهری و در جهت نیل به توسعه پایدار، همچنین تقویت بهداشت عمومی شهرها و کاهش آلودگی های مختلف زیست محیطی، یافتن مکان مناسب پسماندهای شهری به صورتی کاملا اصولی و مطلوب است، که برای این امر، روش های مختلف و متفاوتی از لحاظ نوع برخورد و عملیات اجرایی آن ها وجود دارد. هدف از این پژوهش دستیابی به عوامل موثر بر مکان یابی، همچنین یافتن مکان مناسب برای دفن پسماند شهری در تبریز و بررسی وضعیت موجود شهر با تولید روزانه 1200 تن پسماند، می باشد. روش مورد مطالعه در رهیافت به سوی هدف تعیین شده، تحلیلی-توصیفی بوده و بااستفاده از مدل تصمیم گیری سلسله مراتبی AHP که یکی از کارآمدترین تکنیک ها برای تصمیم گیری با معیارهای چندگانه است و تحلیل اطلاعات بر اساس تکنیک GIS یافته های مورد نظر، سنجیده می شوند. بر همین اساس پارامترهای موثر بر مکان یابی محل دفن پسماند که شامل ژئولوژی، شیب محدوده، کاربری اراضی شهری، فاصله از روستاهای اطراف، فاصله از رودخانه، فاصله از جاده ها، زمین شناسی محدوده ، در فرایند تحلیلی و تولید لایه های توصیفی و رستری مورد ارزیابی قرار می گیرند. نتایج نشان می دهد، از میان عوامل موثر بر مکان یابی محل دفن پسماند در شهر تبریز، عامل زمین شناسی باارزش ترین آن ها بوده و مناطق واجد اهمیت براساس طیف بندی نقشه نهایی، به رنگ سبز تیره و اغلب دارای کاربری های مراتع و زراعی هستند.
۲۷۲.

تأثیر هوش مصنوعی بر جذب گردشگران خارجی با نقش میانجی بازاریابی دیجیتال

کلیدواژه‌ها: بازاریابی دیجیتال گردشگران خارجی گردشگری هوش مصنوعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۴۷
امروزه با پیشرفت فناوری، نقش فناوری های نوظهور هم چون هوش مصنوعی در حوزه گردشگری نیز اهمیت زیادی یافته است. به علاوه فعالیت های بازاریابی نیز از شکل سنتی به شکل دیجیتال تغییر پیدا کرده است. بر این اساس، هدف از پژوهش حاضر، بررسی تأثیر هوش مصنوعی بر جذب گردشگران خارجی با نقش میانجی بازاریابی دیجیتال بود. نوع پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت روش انجام کار، توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری، کلیه گردشگرانی بودند که شهر اردبیل را به عنوان مقصد گردشگری خود برگزیده بودند. برای نمونه گیری، روش نمونه گیری تصادفی ساده و برای تعیین حجم نمونه، فرمول کوکران مورد استفاده قرار گرفت که با توجه به نامحدود بودن حجم جامعه آماری، حجم نمونه معادل 384 نفر تعیین شد. گردآوری داده ها به وسیله سه پرسشنامه استاندارد: هوش مصنوعی، عوامل مؤثر در توسعه گردشگری منطقه و بازاریابی دیجیتال صورت گرفت. روایی به وسیله تحلیل عاملی تأییدی و پایایی، با استفاده از آلفای کرونباخ مورد بررسی قرار گرفت و تأیید شد. تجزیه و تحلیل داده ها، با روش مدل سازی معادلات ساختاری و با کمک دو نرم افزار آماری SPSS 26 و Smart PLS 3 انجام شد. بر اساس یافته های پژوهش، هوش مصنوعی بر جذب گردشگران خارجی، هوش مصنوعی بر بازاریابی دیجیتال و بازاریابی دیجیتال بر جذب گردشگران خارجی تأثیر مثبت و معنادار دارند. هم چنین، بازاریابی دیجیتال در رابطه بین هوش مصنوعی و جذب گردشگران خارجی نقش میانجی ایفا می کند. یافته های این پژوهش، می تواند در حرکت سازمان ها و شرکت های فعال در حوزه گردشگری به سمت به کارگیری هوش مصنوعی و انجام فعالیت های بازاریابی به صورت دیجیتال مؤثر واقع شود.
۲۷۳.

تحلیل نقش کارآفرینی زنان روستایی در توسعه پایدار کشاورزی با تأکید بر محصولات غذایی (مطالعه موردی: شهرستان رامهرمز)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: کارآفرینی زنان روستایی محصولات غذایی کشاورزی کشاورزی پایدار شهرستان رامهرمز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۳۶
کارآفرینی زنان روستایی در محصولات غذایی کشاورزی یکی از مؤلفه های کلیدی در توسعه پایدار کشاورزی به شمار می رود. در بسیاری از جوامع روستایی، زنان نقش اساسی در تولید و فرآوری محصولات کشاورزی دارند و می توانند به عنوان کارآفرینان در این حوزه، تأثیر چشمگیری در بهبود معیشت خانواده ها و توسعه اقتصادی روستاها داشته باشند. به همین منظور، پژوهش حاضر با هدف تحلیل کارآفرینی زنان روستایی در محصولات غذایی کشاورزی بر توسعه کشاورزی پایدار در بین زنان روستایی شهرستان رامهرمز تدوین شده است. جامعه آماری پژوهش حاضر را زنان کارآفرین ساکن در مناطق روستایی شهرستان رامهرمز که طی سال های اخیر در زمینه کارآفرینی محصولات غذایی کشاورزی مشغول به فعالیت بوده اند، تشکیل می دهد. بر این اساس، ۱۵۰ نفر از افراد مذکور به صورت طبقه ای تصادفی ساده انتخاب و داده های پژوهش با استفاده از ابزار تحقیق جمع آوری شد. ابزار مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه محقق ساخته ای است که روایی آن به صورت محتوایی (صوری) و سازه ای و پایایی آن با استفاده از پایایی ترکیبی مورد تأیید قرار گرفته است. تحلیل داده ها از طریق تحلیل همبستگی و الگویابی معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزارهای SPSS و Smart PLS انجام شده است. یافته های این پژوهش، با بهره گیری از مدل سازی معادلات ساختاری و رویکرد واریانس محور، نشان داد که قابلیت های کارآفرینی زنان روستایی در تولید محصولات غذایی کشاورزی به عنوان یک متغیر کلیدی، تأثیر مثبت و معناداری بر تحقق توسعه پایدار کشاورزی دارد. این نتایج نشان می دهد که کارآفرینی زنان نه تنها در افزایش بازدهی اقتصادی بخش کشاورزی بلکه در بهبود عدالت اجتماعی و حفظ منابع طبیعی نیز نقشی بنیادین ایفا می کند.
۲۷۴.

تأملی بر گونه شناسی مسکن بومی در سواحل استان هرمزگان با تأکید بر فضای باز و نیمه باز(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: حیاط مرکزی ایوان فضای باز فضای نیمه باز خانه بومی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۴۶
خانه های بومی اقلیم گرم و مرطوب در انتهای دوره قاجار و ابتدای پهلوی حول حیاط مرکزی شکل می گرفت و اغلب به صورت کوشکی ساخته می شد. در این خانه ها، فضاهای اصلی به طور مستقیم با حیاط ارتباط داشتند. گونه شناسی در معماری و شهرسازی مفهومی کلیدی است که در تحقیقات گسترده ای مورد توجه قرار گرفته است. هدف از این مقاله، مقایسه ی تطبیقی الگوی ساختاری فضاهای باز و نیمه باز در خانه های بومی سواحل استان هرمزگان است. با توجه به تخریب روزافزون خانه های بومی و عدم استفاده از الگوی آن ها در سال های اخیر، این مقاله قصد دارد به ثبت و بررسی این آثار پرداخته و از فراموشی آن ها جلوگیری کند. برای دستیابی به نتایج دقیق، موقعیت فضای باز و نیمه باز در مقایسه با کالبد کلی خانه بررسی شده و ساختار این فضاها تحلیل می شود. پژوهش با استفاده از روش تفسیری-تاریخی و انتخاب ۱۷ نمونه از بندر کنگ، ۸ نمونه از بندر لنگه و ۲۲ نمونه از بندر خمیر انجام شده است. به منظور مطالعه دقیق تر، حیاط و ایوان به عنوان فضاهای باز و نیمه باز در خانه ها از نظر کالبدی بررسی و دسته بندی شده اند. نتایج نشان می دهند که مساحت فضای بسته در خانه ها ۵۱ درصد، فضای باز ۳۳ درصد و فضای نیمه باز ۱۶ درصد است. بیشترین فضای نیمه باز در ضلع شمالی پلان قرار دارد. همچنین، ۱۲ درصد خانه ها دارای پلان مربع، ۵۰ درصد کشیدگی شمالی-جنوبی و ۳۸ درصد کشیدگی شرقی-غربی دارند. ۸۴ درصد خانه ها دارای حیاط مرکزی بوده و تعداد زیادی از آن ها دارای استقرار ۴ طرفه در اطراف حیاط هستند.
۲۷۵.

شناسایی و رتبه بندی گزینه های توسعه مسیر دوچرخه سواری با رویکرد کاهش ترافیک در بافت های تاریخی شهرتهران با استفاده از روش Fuzzy TOPSIS(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شناسایی و اولویت بندی کاهش ترافیک دوچرخه سواری بافت تاریخی تاپسیس فازی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۳۲
در شهرهای بزرگی همچون تهران، بافت های تاریخی علاوه بر ارزش فرهنگی، از اهمیت ویژه ای در برنامه ریزی شهری برخوردارند. این پژوهش با هدف شناسایی و رتبه بندی گزینه های توسعه مسیرهای دوچرخه سواری در بافت های تاریخی تهران، رویکردی برای کاهش ترافیک و ارتقای پایداری حمل ونقل ارائه می کند. ابتدا شاخص های مؤثر بر توسعه مسیرهای دوچرخه سواری با مطالعه ادبیات موضوع و بررسی میدانی شناسایی شدند. سپس، با استفاده از روش تاپسیس فازی و جمع آوری نظرات خبرگان، اولویت بندی گزینه های پیشنهادی انجام شد. نتایج نشان می دهد که توجه به ویژگی های خاص بافت تاریخی، نظیر ساختار خیابان ها، دسترسی به جاذبه های گردشگری، و تعامل با سیستم حمل ونقل عمومی، تأثیر قابل توجهی در کاهش ترافیک و بهبود کیفیت زندگی شهری دارد. یافته های این پژوهش می تواند به عنوان راهنمایی برای مدیران شهری در طراحی و توسعه مسیرهای دوچرخه سواری در مناطق تاریخی تهران به کار گرفته شود. این پژوهش با استفاده از روش تاپسیس فازی، چهار گزینه توسعه مسیر دوچرخه سواری در مناطق تاریخی شهر تهران را ارزیابی و رتبه بندی کرده است. نتایج نشان می دهد که محله حصار ناصری (A4) با شاخص نزدیکی 0.9724، بهترین گزینه برای توسعه مسیرهای دوچرخه سواری است و میدان حسن آباد (A2) با شاخص 0.9040 در رتبه دوم قرار دارد. خیابان ناصرخسرو (A1) و خیابان سی تیر (A3) به ترتیب در رتبه های سوم و چهارم قرار گرفتند. این تحلیل نشان می دهد که محله های پرتراکم و تاریخی مانند حصار ناصری، به دلیل ویژگی های ترافیکی و اجتماعی، برای بهبود زیرساخت های دوچرخه سواری مناسب تر هستند. این نتایج می تواند مبنایی برای برنامه ریزی های آینده در کاهش ترافیک و ترویج حمل ونقل پایدار در بافت های تاریخی شهر تهران باشد.
۲۷۶.

تحلیل سیاست های اقتصادی، کنترل جمعیت و خانواده و مذهبی- اعتقادی سبک زندگی و خانواده در ارتباط با توسعه متوازن جوانی جمعیت(مطالعه موردی: خراسان رضوی)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سیاست های راهبردی سبک زندگی خانواده توسعه متوازن جوانی جمعیت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۲۹
رشد پایین جمعیت ایران در سال های اخیر، کشور را با خطرات زیادی در آینده روبرو کرده است. کشور ایران در چنددهه اخیر تحولات جمعیت شناختی چشمگیر را تجربه کرده است. این امر مسئولین و خط مشی گذاران کشور را به تکاپو واداشته که در راستای ایده های افزایش جمعیت سیاست هایی را اتخاذ نمایند. در این راستا هدف تحقیق حاضر تحلیل سیاست های اقتصادی، کنترل جمعیت و خانواده و مذهبی- اعتقادی سبک زندگی و خانواده در ارتباط با توسعه متوازن جوانی جمعیت در خراسان رضوی بود. روش تحقیق از نوع کاربردی و کیفی است. جامعه اماری تحقیق شامل خبرگان آشنا به موضوع هستند که با روش اشباع نظری حجم نمونه 50 نفر تعیین شد. جهت گرداوری داده ها از مصاحبه و پرسشنامه استفاده گردید. روایی با نظرات خبرگان و پایایی با آلفای کرونباخ مورد تایید قرار گرفت.جهت تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل محتوای کیفی و رگرسیون و نرم افزار spss استفاده شد. یافته ها نشان داد بین سیاست های اقتصادی، کنترل جمعیت و خانواده و مذهبی- اعتقادی سبک زندگی و خانواده در ارتباط با توسعه متوازن جوانی جمعیت رابطه وجود دارد و تمامی فرضیه های تحقیق مورد تایید قرار گرفتند.
۲۷۷.

تحلیل پیامدهای اقتصادی افزایش عوارض نوسازی شهری بر هزینه های اساسی خانوارهای شهری در ایران: رهیافت گشتاور تعمیم یافته (GMM)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اقتصاد شهری پایدار توزیع رفاه عدالت مالیاتی عوارض نوسازی شهری مدل GMM سیستمی هزینه های خانوار

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۶۳
مقدمه یکی از چالش های ساختاری حکمرانی مالی شهری در ایران، اتکای گسترده شهرداری ها به منابع ناپایدار و غیرقابل پیش بینی نظیر فروش تراکم است؛ امری که نه تنها پایداری مالی شهرداری ها را تهدید می کند، بلکه به گسترش شهرسازی بی قاعده، افزایش نابرابری فضایی و تشدید آثار منفی زیست محیطی نیز منجر شده است. در چنین بستری، توجه به منابع درآمدی پایدار و کارآمد، از جمله مالیات های محلی نظیر عوارض نوسازی شهری، ضرورتی اجتناب ناپذیر برای تحقق توسعه شهری پایدار و منطبق با اصول عدالت مالیاتی به شمار می آید. عوارض نوسازی شهری، به عنوان یکی از شکل های مالیات بر دارایی، در بسیاری از کشورها نقش مهمی در تأمین مالی شهرداری ها ایفا می کند. با این حال، در ایران، سهم این منبع از کل درآمدهای شهرداری ها ناچیز بوده و روندی کاهنده داشته است؛ به ویژه در کلان شهر تهران که در سال ۱۳۹۹، سهم این عوارض تنها حدود 2/1 درصد از کل درآمد شهرداری برآورد شده است. این در حالی است که میانگین سهم مالیات بر دارایی در کشورهای عضو OECD بیش از ۴۰ درصد گزارش شده است. در پاسخ به این وضعیت، قانون «درآمد پایدار شهرداری ها و دهیاری ها» در سال ۱۴۰۱ به تصویب رسید که از جمله اهداف آن، افزایش نرخ عوارض نوسازی از 1/5 به 2/5 درصد ارزش ملک بوده است. با این حال، هرگونه افزایش در نرخ عوارض نوسازی ممکن است از مسیر افزایش اجاره بهای مسکن، آثار رفاهی و توزیعی بر خانوارهای شهری، به ویژه مستأجران، به همراه داشته باشد. ادبیات نظری نشان می دهد در بازارهای اجاره تنظیم نشده با کشش عرضه پایین، مالیات بر دارایی می تواند به صورت کامل یا جزئی به مستأجران منتقل شود. از این منظر، افزایش عوارض نوسازی می تواند از طریق افزایش هزینه اجاره، فشار مضاعفی بر اقلام مصرفی خانوار وارد کند. با وجود اهمیت این موضوع، در ادبیات داخلی ایران کمتر به تحلیل پیامدهای اقتصادی و اجتماعی عوارض نوسازی بر بودجه خانوار پرداخته شده است. از این رو، پژوهش حاضر با هدف پر کردن این خلأ دانشی، به تحلیل اثر افزایش عوارض نوسازی شهری بر سبد هزینه ای خانوارهای شهری ایران می پردازد. مواد و روش ها برای تحلیل اثر اقتصادی عوارض نوسازی، از داده های پانل متوازن شامل ۳۴۱ مشاهده استانی طی دوره زمانی ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۰ استفاده شده است. به دلیل نبود داده های تفکیکی درباره میزان واقعی پرداخت عوارض نوسازی در سطح خانوار، متغیر «هزینه اجاره و سکونت خانوار» به عنوان نماینده تجربی برای عوارض نوسازی در مدل لحاظ شده است. این انتخاب، مبتنی بر منطق اقتصادی انتقال مالیات ها از مالک به مستأجر در بازارهای اجاره ای است و با شواهد نظری و تجربی موجود در مطالعات جهانی نیز هم خوانی دارد. چهار متغیر وابسته اصلی در این تحقیق شامل هزینه های خوراک، پوشاک، حمل ونقل، و بهداشت و درمان خانوار است که هر یک در قالب یک مدل مجزا برآورد شده اند. متغیرهای کنترلی شامل درآمد سرانه خانوار، قیمت مسکن و سرمایه انسانی (میانگین سال های تحصیل جمعیت شاغل) هستند. برای تحلیل تجربی، از مدل اقتصادسنجی پانل پویا با استفاده از رهیافت گشتاورهای تعمیم یافته سیستمی (System GMM) بهره گرفته شده است. این روش، امکان کنترل برای درون زایی متغیرها، اثرات وقفه ای، ناهمسانی واریانس و خودهمبستگی سریالی را فراهم می سازد. کلیه برآوردها با استفاده از نرم افزار Stata و همراه با آزمون های اعتبارسنجی شامل آزمون آرلانو باند، هانسن، اختلاف هانسن و والد انجام شده است. در بخش تحلیل سیاستی، دو شاخص تطبیقی بین المللی برای سنجش بار مالی عوارض نوسازی مورد استفاده قرار گرفت: (۱) نسبت سرانه مالیات بر دارایی به درآمد سرانه خانوار و (۲) سهم عوارض نوسازی از بودجه شهرداری. بر اساس این شاخص ها، دو سناریو برای افزایش عوارض طراحی شد و آثار آن ها با استفاده از ضرایب به دست آمده از مدل های گشتاورهای تعمیم یافته سیستمی بر هزینه های خانوار شبیه سازی شد. یافته ها یافته های این پژوهش حاصل برآورد چهار مدل جداگانه برای هر یک از اقلام اصلی سبد هزینه ای خانوار شهری شامل خوراک، پوشاک، حمل ونقل و بهداشت و درمان است. نتایج نشان می دهد واکنش این اقلام به افزایش «هزینه اجاره» که در این پژوهش به عنوان نماینده تجربی افزایش عوارض نوسازی تلقی شده ، یکسان نبوده است. در مدل مربوط به هزینه خوراک، مشخص شد که افزایش اجاره بها رابطه ای منفی و معنادار با این نوع هزینه دارد. به بیان دقیق تر، ضریب منفی 0/166 برای متغیر اجاره که در سطح اطمینان 5 درصد معنادار است، نشان می دهد با بالا رفتن هزینه اجاره، خانوارها به طور محسوس از هزینه های خوراک خود می کاهند؛ هرچند این کاهش از نظر عددی، بالا نیست. به جز اجاره، متغیرهای کنترلی مانند درآمد سرانه و قیمت مسکن نیز تأثیر مثبت و معناداری بر هزینه خوراک داشتند، اما شاخص سرمایه انسانی بر هزینه خوراک اثر معناداری در این مدل نداشت. در مدل مربوط به هزینه پوشاک، اثر اجاره بها منفی و معنادار بوده و ضریب آن برابر با0/357- و در سطح معناداری ۱ درصد به دست آمده است. این یافته بیانگر آن است که پوشاک نیز مانند خوراک، از جمله اقلامی است که در واکنش به فشار مالی، انعطاف پذیر هستند و در مواجهه با افزایش هزینه های مسکن، مصرف آن ها کاهش می یابد. درآمد سرانه و قیمت مسکن همچنان اثر مثبت بر هزینه پوشاک دارند، اما شاخص سرمایه انسانی در این مدل نیز معنادار نبوده است. در مدل مربوط به هزینه حمل ونقل، اثر هزینه اجاره معنادار نبود و در نتیجه، نمی توان از وجود رابطه ای مشخص میان این دو متغیر سخن گفت. این یافته را می توان به ماهیت نسبتاً اجتناب ناپذیر هزینه های حمل ونقل در زندگی شهری نسبت داد؛ چراکه هزینه های رفت وآمد شغلی، تحصیلی یا دسترسی به خدمات، کمتر تحت تأثیر تغییرات قیمتی قرار می گیرند. درآمد سرانه در این مدل نقشی کلیدی دارد و با ضریبی بالا و معنادار، نشان می دهد افزایش درآمد به طور مستقیم بر افزایش هزینه حمل ونقل اثر می گذارد. در مدل مربوط به هزینه بهداشت و درمان، هزینه اجاره اثر معناداری نداشت و تنها متغیر درآمد سرانه بود که با ضریب مثبت 1/04 و در سطح اطمینان ۱ درصد، تأثیرگذاری بالایی بر افزایش هزینه های سلامت خانوار داشت. این یافته تأیید می کند که هزینه های درمانی بیش از آنکه از فشار مالی ناشی از هزینه اجاره تأثیر بپذیرند، تابعی از سطح درآمد خانوار هستند. سایر متغیرها در این مدل، از جمله سرمایه انسانی و قیمت مسکن، از نظر آماری اثر معناداری نداشتند. بر اساس نتایج آزمون های اعتبارسنجی مدل ها، چارچوب اقتصادسنجی مورد استفاده در این مطالعه از دقت و اعتبار لازم برخوردار است. در هیچ یک از مدل ها، خودهمبستگی مرتبه دوم مشاهده نشد؛ آزمون هانسن و اختلاف هانسن اعتبار ابزارهای استفاده شده را تأیید کرد؛ آزمون والد نیز معناداری کلی مدل ها را نشان داد. این شواهد، اعتبار روش برآورد GMM سیستمی در این مطالعه را تقویت می کند. در ادامه، برای تحلیل آثار سیاستی، دو سناریو برای افزایش عوارض نوسازی شهری تدوین و بررسی شد. سناریوی اول معادل افزایش ۶۶ درصدی عوارض نوسازی بود که با تغییر نرخ از 1/5 به 2/5 درصد مطابقت دارد و با اصلاحات مصوب سال ۱۴۰۱ در قانون درآمد پایدار شهرداری ها همخوانی دارد. سناریوی دوم، افزایش ۵۶۶ درصدی را برای عوارض نوسازی شهری در نظر گرفت که هدف آن، رساندن سطح فعلی عوارض نوسازی به میانگین جهانی در کشورهای توسعه یافته بود. با اعمال ضرایب به دست آمده از مدل های برآوردی بر این دو سناریو، مشخص شد که در حالت اول، هزینه خوراک خانوار حدود 0/16 درصد و هزینه پوشاک حدود 0/12 درصد کاهش می یابد. در سناریوی دوم نیز این کاهش به ترتیب به 0/47 درصد برای خوراک و 1/01 درصد برای پوشاک می رسد. این نتایج نشان می دهد حتی با افزایش های شدید در نرخ عوارض نوسازی، آثار رفاهی بر خانوارهای شهری بسیار محدود است و نمی توان از آن به عنوان عاملی تهدیدکننده برای بودجه خانوار یاد کرد. نتیجه گیری پژوهش حاضر با بهره گیری از داده های تجربی و روش گشتاورهای تعمیم یافته سیستمی نشان داد افزایش عوارض نوسازی شهری در ایران، تأثیری معنادار اما بسیار محدود بر دو قلم از هزینه های اساسی خانوار، یعنی هزینه خوراک و پوشاک دارد؛ در حالی که بر سایر اقلام نظیر هزینه حمل ونقل و هزینه بهداشت و درمان، اثر معناداری مشاهده نمی شود. این یافته ها دلالت بر آن دارند که نگرانی ها درباره فشار شدید اقتصادی ناشی از افزایش این نوع مالیات بر خانوارهای شهری تا حد زیادی اغراق آمیز است. از منظر سیاست گذاری، نتایج به دست آمده نشان دهنده ظرفیت اصلاح ساختار درآمدی شهرداری ها از طریق افزایش سهم عوارض نوسازی، بدون ایجاد اختلال محسوس در بودجه خانوار است. اجرای چنین اصلاحاتی، چنانچه به صورت تدریجی، همراه با اطلاع رسانی شفاف و با رعایت اصول عدالت اجتماعی صورت پذیرد، می تواند گامی مؤثر در راستای تأمین مالی پایدار شهری باشد. افزون بر این، یافته ها بر ضرورت توجه به کیفیت خدمات عمومی و سطح پاسخ گویی شهرداری ها در قبال شهروندان تأکید دارد، به طوری که هرگونه افزایش در نرخ عوارض نوسازی، زمانی مشروعیت اجتماعی خواهد داشت که با بهبود ملموس در ارائه خدمات شهری همراه باشد. در نهایت، این پژوهش پیشنهاد می کند که سیاست گذاران شهری با پرهیز از اتکا به منابع ناپایدار، نظیر فروش تراکم، به سوی نهادینه سازی پایه های مالیاتی شفاف، عادلانه و پایدار حرکت کنند. در پژوهش های آتی، بررسی آثار توزیعی این سیاست ها بر دهک های مختلف درآمدی و سنجش نابرابری فضایی در پرداخت عوارض نوسازی، می تواند چشم اندازهای تکمیلی ارزشمندی فراهم آورد.
۲۷۸.

تحلیل تأثیر ارزش های زمین شناختی بر کیفیت برنامه های بازی وارسازی در مقصدهای ژئوتوریستی، مطالعه موردی: ژئوپارک جهانی ارس(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ژئوتوریسم بازی وارسازی ارزش های زمین شناختی ژئوپارک ارس

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۳۹
بازی وارسازی ابزاری در جهت ارتقاء تجربه گردشگران به روشی نوآورانه، از طریق ترکیب خدمات گردشگری با عناصر بازی است. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف واکاوی تاثیر ارزش های زمین شناختی بر کیفیت برنامه های بازی وارسازی در مقصدهای ژئوتوریستی انجام شد. گردآوری داده ها با استفاده از پرسشنامه ساختاریافته انجام پذیرفت. روایی پرسشنامه به صورت روایی واگرا و همگرا و پایایی نیز از طریق ضریب بارهای عاملی، پایایی ترکیبی، و آلفای کرونباخ مورد بررسی قرار گرفت. تحلیل داده ها با استفاده از تکنیک مدل سازی معادلات ساختاری انجام پذیرفت. جامعه آماری تحقیق شامل افرادی است که نسبت به موضوع ژئوتوریسم آگاهی کافی دارند. تعداد نمونه آماری 256 نفر و توزیع پرسشنامه ها به روش هدفمند است. ژئوپارک جهانی ارس به عنوان محدوده مطالعاتی مدنظر قرار گرفته است. نتایج حاصل از تحلیل داده ها نشان داد ارزش های میراث زمین شناختی شامل ارزش علمی با ضریب مسیر 0.489 ، ارزش اکولوژیکی با ضریب مسیر 0.371، ارزش زیبایی شناسی با ضریب مسیر 0.269، ارزش فرهنگی با ضریب مسیر 0.457، ارزش اقتصادی با ضریب مسیر 0.298، و ارزش آموزشی با ضریب مسیر 0.312 می توانند به نحوی مثبت بر کیفیت برنامه های بازی وارسازی در مقصدهای ژئوتوریستی تأثیرگذار باشند. برنامه های بازی وارسازی نه تنها به افزایش آگاهی علمی و زیست محیطی بازدیدکنندگان کمک می کنند بلکه با ارتقاء تجربه گردشگری و ایجاد تجارب تعاملی و آموزنده، به تقویت موقعیت و جذابیت مقصدهای ژئوتوریستی می انجامند. به طور کلی، تحقیق حاضر تأکید می کند که ادغام مؤثر ارزش های میراث زمین شناختی در برنامه های بازی وارسازی می تواند به ارتقاء کیفیت تجربیات گردشگری، افزایش جذب و نگه داشت گردشگران، و توسعه پایدار صنعت ژئوتوریسم منجر شود.
۲۷۹.

واکاوی پویایی پوشش گیاهی حوضه های آبریز کشور ایران در ارتباط با شرایط خشکسالی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شاخص NDVI شاخص SPEI حوضه های آبریز آزمون من کندال اصلاح شده ضریب همبستگی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۱
به منظور دستیابی به اهداف پژوهش، از دو پایگاه داده متفاوت با یک دوره زمانی مشترک 23 ساله (2000-2022) استفاده شد: اول، محصولات ترکیبی 16 روزه MODIS NDVI (MOD13A3) ماهواره Terra و دوم، پایگاه داده ای شاخص بارش-تبخیر و تعرق استاندارد شده ( SPEI ) در مقیاس زمانی 12 ماهه. ابتدا جهت دستیابی به نوع خشکسالی، شاخص SPEI در 7 آستانه طبقه بندی شد. سپس طبق آستانه ها، نقشه هر 6 حوضه آبریز اصلی ایران استخراج شد و برای طبقه بندی نوع پوشش گیاهی 10 آستانه جهت شاخص   NDVI استخراج گردید و نقشه های مربوطه حوضه های آبریز در قالب یک نقشه برای هر سال در 5 نوع پوشش گیاهی دسته بندی شد. سپس برای بررسی ارتباط بین دو شاخص SPEI و NDVI ، در ابتدا تفیک مکانی دو پایگاه داده به کمک روش نزدیکترین همسایه یکسان سازی شد. آنوقت به کمک آزمون همبستگی پیرسون ارتباط بین دو شاخص در میانگین داده های شبکه بندی شده به صورت پیکسلی مورد ارزیابی قرار گرفت. جهت برآورد نرخ تغییرات از تخمینگر شیب سن بهره گرفته شد. نتایج نشان داد شیب روند منفی شاخص SPEI ، ۲۶۴ ماهه، در گستره ی اکثر حوضه های آبریز افزایشی است به طوری که روند منفی این شاخص بر روی مناطق جنوب غرب (حوضه خلیج فارس و دریای عمان) و بر روی مناطق شمالی کشور (شمال حوضه مرکزی و مرکز حوضه دریای خزر) شدیدتر است و به لحاظ آماری در سطح اطمینان 90 درصد معنادار است. نرخ کاهش شاخص آن به میزان 9/0- به ازای هر دهه رسید. برای شاخص NDVI  هم روند مثبت (در مناطق جنوبی و جنوب غرب) و هم روند منفی (مناطق شمالی) در گستره ی ایران حاکم است. برای حوضه های با روند معنادار، شیب روند تغییرات (01/0 به ازای هر دهه) است.
۲۸۰.

تأثیر نابرابری توسعه ای بر امنیت در استان های مرزی و غیر مرزی ایران: یک بررسی تطبیقی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: توسعه امنیت استان های مرزی و غیرمرزی ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۳۶
هدف اصلی این پژوهش، بررسی ارتباط توسعه یافتگی و امنیت در استان های مرزی و غیر مرزی ایران است. روش پژوهش حاضر به لحاظ ماهیت کاربردی و به لحاظ نوع، توصیفی-تحلیلی می باشد. داده های این پژوهش به صورت کتابخانه ای استخراج گردیده است. تجزیه وتحلیل داده های گردآوری شده به صورت کمّی و با استفاده از نرم افزارهای   « EXCEL »، « GIS » و « SPSS » صورت گرفته است. برای وزن دهی به شاخص ها از مدل « OPA »، برای ارزیابی وضعیت توسعه یافتگی و امنیت از روش تصمیم گیری چندشاخصه ویکور، برای ارتباط یابی میان متغیرها از روش « GWR » و برای بررسی تفاوت وضعیت توسعه یافتگی و امنیت از آزمون t دو نمونه مستقل استفاده شده است. نتایج نشانگر آن است که بر اساس آزمون t دو نمونه مستقل، در دو گروه استان های مرزی و غیر مرزی از نظر میزان توسعه یافتگی و امنیت، تفاوت معناداری مشاهده نشده است. نتایج آزمون « GWR » حاکی از آن است که در استان های مرزی، 42 درصد از سطح امنیت، به وسیله توسعه یافتگی پیش بینی می شود، در حالی که این نسبت در استان های غیر مرزی به 63 درصد می رسد. نظام برنامه ریزی ایران، با اتکاء به نظریه نئوکلاسیک و الگوی مرکز-پیرامون، در طول زمان نابرابری های توسعه ای را در میان استان های مرزی و غیر مرزی به وجود آورده است، علاوه بر این، تحولات اخیر در مناطق مرزی ایران، موجب ایجاد چالش های امنیتی متعددی شده که می تواند تأثیر بسزایی بر روند توسعه ای این مناطق داشته باشد؛ بنابراین برای برطرف کردن نابرابری های موجود و ارتقاء سطح توسعه در مناطق مرزی، لازم است که سیاست های کلان و خرد با در نظر گرفتن تمامی ابعاد و چالش های موجود، به ویژه در زمینه امنیت، طراحی و اجرایی شوند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان