ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۴۰۱ تا ۲٬۴۲۰ مورد از کل ۳۶٬۹۷۰ مورد.
۲۴۰۱.

شناسایی و تحلیل عوامل موثر بر امنیت پایدار استان یزد با تاکید بر مناطق کویری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۳۳
بخش های زیادی از استان یزد به عنوان یکی از مناطق مرکزی کشور را کویرها و بیابان ها شکل داده است. این پهنه های کویری و بیابانی به دلیل شرایط سخت و ویژه جغرافیایی و اقلیمی خالی از سکنه بوده و دسترسی به برخی نواحی آن نیز دشوار است. همین موضوع سبب شده تا این مناطق به مهمترین کانون های تهدیدکننده امنیت استان یزد تبدیل شوند. پژهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل عوامل موثر بر امنیت پایدار استان یزد با تاکید بر مناطق کویری انجام شده است. پژوهش به لحاظ روش، در زمره تحقیقات توصیفی - تحلیلی دسته بندی می شود و از نوع کاربردی است. علاوه بر مطالعات اسنادی و کتابخانه ای، یافته های اصلی پژوهش از طریق بررسی های میدانی و همچنین با استفاده از تحلیل نظرات کارشناسان از طریق تحلیل کمی پرسشنامه های توزیع شده به دست آمده است. بر این اساس، جامعه آماری 65 نفر از متخصصان و کارشناسان حوزه های مختلف تخصصی در ارتباط با کویر استان یزد هستند که اطلاعات و نتایج پرسشنامه های پژوهش پس از جمع آوری با استفاده از نرم افزار آماری SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. با بهره گیری از تحلیل داده های آماری، وضعیت موجود امنیت در کویرهای استان یزد بررسی شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که عوامل نظامی و امنیتی بیشترین تاثیر را بر امنیت پایدار کویرهای استان یزد داشته اند. پس از آن نیز عوامل اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی، سیاسی و در نهایت عوامل جغرافیایی به ترتیب اهمیت قرار دارند. یافته ها حاکی از آن است که حفظ امنیت در مناطق کویری به شدت به حضور و فعالیت نیروهای نظامی و امنیتی وابسته است و در عین حال، عوامل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی نیز نقش بسزایی در امنیت پایدار این مناطق ایفا می کنند. 
۲۴۰۲.

بررسی شاخص های توسعه پایدار و طرح های مداخله گر شهری و بافت های فرسوده شهری، مطالعه موردی: محلات زینبیه، قائمیه و همت آباد اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۱۰۳
هدف این پژوهش ارزیابی و تببین میزان اثر بخشی شاخص های توسعه پایدار بر اجرای طرح های مداخله در بافت های فرسوده شهری می باشد. شاخص های توسعه پایدار دارای اولویت، بر روی تصمیم گیری و ارتقای اثر بخشی تصمیمات بر مداخله در بافت فرسوده است، که در نهایت میزان تحقق طرح های بعدی در این بافت ها را موجب می شود. این تحقیق توصیفی-تحلیلی است و تبیین میزان اثربخشی شاخص های توسعه پایدار شامل (بهره وری، عدالت، انعطاف پذیری و ثبات)، در بافت های فرسوده و اولویت توجه به ارتقاء آن ها بر اجرای طرح ها و از طریق سنجش روایی و پایایی جهت بررسی پرسشنامه از ابزار تجزیه و تحلیل آماری (نرم افزار SPSS) و برای تجزیه و تحلیل داده ها، از فنون آماری تصمیم گیری کیفی و کمی استفاده و در نهایت مدلی تحلیلی ارائه شده است. نتایج حاصل از طریق ضریب آلفای کرونباخ %88 به دست آمد، که بیان گر روایی و اعتبار بالای پرسشنامه هاست. برای تجزیه و تحلیل داده ها از فنون آماری پارامتری و ناپارامتری با توجه به مقیاس سنجش هر متغیر و با استفاده از نرم افزار spss انجام گرفت. برای انجام آزمون فرضیات و سنجش همبستگی بین متغیرهای مستقل و وابسته تحقیق از آزمون همبستگی پیرسون و همبستگی رتبه ای اسپیرمن استفاده شده است. نمونه مورد مطالعه پژوهش از بافت های حاشیه ای شهر می باشند. که با سه بافت جمعیتی متمایز (فرهنگی، قومی، کالبدی)، به عنوان نمونه مورد مطالعه انتخاب شدند. نتایج این پژوهش نشان دهنده آن است، که  بین ارتقای شاخص های توسعه پایدار دارای اولویت، در بافت فرسوده و اثر بخشی طرح های مداخله در بافت فرسوده رابطه معنی داری وجود دارد. از آنجا که پایداری باید روی اهداف انسانی به عنوان هسته اصلی هر طرح مداخله ای تأکید نماید، بنابراین اثر بخشی نهایی در موضوع کارایی آن طرح ها، متوجه کیفیت سکونت گاه های انسانی آن محدوده خواهد بود. اطلاعات میدانی نشان می دهد، که میزان تمایلات 1/89 درصد از خانوارهای بافت محله همت آباد (با ساکنان مهاجر درون استانی) در ارتباط با مشارکت جمعی است. هم چنین متغیرهای اعتقاد به مشارکت با 83/40 و آگاهی و اطلاع از پروژه با 8/20 و درجه آزادی 6 و مقدار000/0= sig بیشترین تأثیر را در بین متغیرها بر شاخص توسعه پایدار اجتماعی در پروژه های بازآفرینی بافت های فرسوده داشته است.
۲۴۰۳.

برنامه ریزی راهبردی مسکن بر مبنای سناریونویسی (مطالعه موردی: شهر خرم آباد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۹۱
بارشد جمعیت شهرها و نیاز به مساکن جدید، آینده پژوهی ازجمله گفتمان های جدید با رویکرد مشارکتی است که در تلفیق با برنامه ریزی مسکن شهری دیدگاه های نوینی را دراین حوزه ایجاد می کند. پژوهش حاضر با هدف برنامه ریزی راهبردی مسکن در شهر خرم آباد بر مبنای سناریونویسی با شناسایی عوامل کلیدی و استراتژیک تاثیرگذار بر برنامه ریزی مسکن شهر و تهیه سناریوهای وضعیت آینده مسکن شهر خرم آباد انجام شده است. این پژوهش ازلحاظ هدف کاربردی و به لحاظ ماهیت توصیفی- تحلیلی است. از نظر روش شناسی نیز، با استفاده از علم آینده پژوهی و مبتنی بر شیوه راهبردی با تحلیل های استراتژیک است. تعداد 30 نفر از خبرگان برنامه ریزی شهری و مسکن شهر خرم آباد که با روش گلوله برفی انتخاب شده اند درآن مشارکت داشته اند. پس از شناسایی مجموعه پیشران های اثرگذار در برنامه ریزی راهبردی مسکن شهر خرم آباد، این محرک ها براساس روش تحلیل اثرات متقاطع بررسی شدند، که 6 سناریو با حالت های خوش بینانه، مطلوب، ادامه وضع موجود، واقع بینانه، بدبینانه و بحرانی بدست آمد. درنتیجه سناریوهای پیشنهادی عبارتند از: ایجاد انگیزه جهت سرمایه گذاری در بافت فرسوده، افزایش تراکم در مناطق قابلیت دار، بهسازی و نوسازی مساکن واقع در بافت های تاریخی، توسعه مسکن با حمایت دولت، استفاده از اراضی بایر قابل برنامه ریزی، کنترل نوسانات شدید در بخش مسکن، افزایش درآمد سرانه شهروندان.
۲۴۰۴.

پهنه بندی آسیب پذیری شهرهای مرزی استان آذربایجان غربی با رویکرد آمایشی- دفاعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۱۰۹
پژوهش حاضر با هدف تحلیل فضایی شهرهای مرزی استان آذربایجان غربی با نگاهی بر آمایشی دفاعی صورت پذیرفته است. منطقه مورد مطالعه، به دلیل ویژگی های جغرافیایی (کوهستانی و صعب العبور) و اقتصادی خاص خود، دارای پتانسیل های قابل توجهی برای توسعه در بخش های مختلف است. در این پژوهش از روش توصیفی تحلیلی استفاده شده است. داده های مورد نیاز از طریق مطالعات کتابخانه ای، اسناد و پرسش نامه کارشناسان جمع آوری شده و برای تحلیل داده ها از نرم افزار ArcGIS و Excel استفاده شده است. لازم به توضیح بوده که در این مطالعه با استفاده از 14 شاخص در دو بخش طبیعی و انسان ساز تأثیرگذار بر عامل امنیتی دفاعی با رویکرد آمایش دفاعی به بررسی وضعیت فضایی شهرهای مرزی واقع در شهرستان های 9گانه مرزی استان آذربایجان غربی پرداخته شده است. نتایج نشان داد با رویکرد آمایش دفاعی از کل محدوده مورد مطالعه (مجموع شاخص های طبیعی و انسان ساز)، 66/5 درصد (1275 کیلومترمربع) در سطح آسیب پذیری خیلی کم، 49/25 درصد (5736 کیلومترمربع) در سطح آسیب پذیری کم و 67/19 درصد (4426 کیلومترمربع) در سطح آسیب پذیری متوسط قرار گرفته است. همچنین، 06/36 درصد (8114 کیلومترمربع) از محدوده مورد بررسی در سطح آسیب پذیری زیاد قرار گرفته است که می تواند نگرانی هایی را در خصوص امنیت و نیاز به تدابیر حفاظتی ایجاد نماید و 1/13 درصد (2949 کیلومترمربع) در سطح آسیب پذیری خیلی زیاد واقع شده است و نیازمند توجه ویژه و اقدامات فوری است. این نتایج نشان دهنده نیاز به بررسی و مدیریت بهتر منابع و زیرساخت ها در نواحی با سطح آسیب پذیری بیشتر است تا بتوان از وقوع بحران ها و تهدیدات احتمالی جلوگیری کرد. همچنین، توجه به نواحی با سطح آسیب پذیر کمتر، می تواند به تقویت زیرساخت ها و بهبود شرایط زندگی در این مناطق کمک کند.
۲۴۰۵.

تعادل بخشی جمعیت در ساختار فضایی شهر یزد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۱۰۰
شهر یزد به عنوان یکی از شهرهای بزرگ ایران در دهه های اخیر به عدم تعادل در نظام فضایی و جمعیتی خود مبتلا گشته است و محصول این روند در دهه های اخیر تا به امروز موجب مشکلاتی همچون توسعه افقی و نامتوازن شهر یزد شده است. هدف این پژوهش شناسایی مؤلفه ها و پیشران های مؤثر بر نامتعادل شدن توزیع فضایی جمعیت و بررسی ارتباط آن با ساختار فضایی شهر یزد برای ایجاد تعادل فضایی جمعیت و نظام شهری و روستایی در پهنه سرزمینی شهر یزد است. روش پژوهش ا نظر هدف کاربردی و به دلیل به کارگیری روش های کیفی و کمّی در زمره پژوهش های ترکیبی قرار دارد. در این پژوهش از روش آینده پژوهی برای شناسایی پیشران های مؤثر بر تعادل جمعیت و از الگوریتم ژنتیک برای مدل سازی و بهینه سازی توزیع جمعیت استفاده شده است. یافته ها بیانگر آن است که پیشران های توزیع فضایی کانون های خدماتی و عملکردی، توزیع فضایی مراکز کار و فعالیت و الگوی ساختار فضایی با تأکید بر مقیاس عملکردی مناطق و شهر به ترتیب عامل اصلی جذب جمعیت و مؤثر بر الگوی توزیع فضایی و جمعیتی در شهر یزد هستند. نتایج پژوهش حاکی ازآن است که 1. توزیع فضایی اراضی بایر رابطه معکوسی با توزیع فضایی مراکز خدماتی-عملکردی و کانون های فعالیتی دارد و هرجا تمرکز کمتری از مراکز مذکور وجود داشته باشد، نسبت سهم اراضی بایر به مساحت محدوده مدنظر بیشتر است؛ 2. بدون استفاده ماندن زمین ها و کاهش پویایی فضایی در برخی مناطق شهری (منطقه C و B) و 3. پراکنش ناموزون فضایی مراکز خدماتی-عملکردی و کانون های فعالیتی و توسعه افقی سبب عدم تعادل در توزیع فضایی جمعیت شهر یزد شده است.
۲۴۰۶.

واکاوی و بازشناسایی شاخص های برنامه ریزی و طراحی منظر شهری شهروندگرا(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۱۵۲
مناظر شهری از مهم ترین فضاهای شهری به حساب می آیند و می توانند در شهروند محور نمودن فضاهای شهری نقش مهمی را ایفا نمایند. بر همین اساس هدف از پژوهش حاضر واکاوی و بازشناسایی شاخص های برنامه ریزی و طراحی منظر شهری شهروندگرا می باشد. در جهت دستیابی به هدف پژوهش از مصاحبه از متخصصان امر در دو مرحله استفاده گردید که تعداد متخصصان شرکت کننده به 19 نفر رسید. در مصاحبه اول شاخص های برنامه ریزی و طراحی منظر شهری شهروندگرا استخراج گردید و سپس در مصاحبه دوم با تشکیل ماتریس بازیگر - هدف (متخصص - شاخص) اهمیت شاخص های استخراج شده تعیین شد. در ادامه داده های مستخرج از مصاحبه ها در نرم افزارهای مکتور و اطلس تی آی وارد گردیده و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد شاخص های افزایش سرانه فضاهای سبز، ایجاد فرصت هایی جهت تعاملات اجتماعی و تقویت نقش انسان در طراحی منظر شهری پرتکرارترین، با اهمیت ترین و همگراترین و شاخص توسعه فضاهای فعالیت هنری کم تکرارترین، کم اهمیت ترین و واگراترین شاخص در برنامه ریزی و طراحی منظر شهری شهروندگرا می باشد. به طور کلی می توان گفت که برنامه ریزان و طراحان شهری باید به شاخص های مطرح شده در تحقیق حاضر و بر اساس اولویت بندی برای برنامه ریزی و طراحی منظر شهری شهروندگرا توجه ویژه داشته باشند تا با ایجاد منظر شهری مطلوب بتوانند رضایت شهروندان را کسب نموده و حس شهروند محور بودن مناظر شهری را در آنان تقویت نمایند.
۲۴۰۷.

تحلیل رابطه مؤلفه های هوش تجاری بر ارزش طول عمر مشتری در صنعت هتل داری(مطالعه موردی: هتل های شهر همدان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۹۸
ارزش طول عمر مشتری (CLV) یکی از شاخص های کلیدی در مدیریت و بازاریابی است که برای ارزیابی سود آوری مشتریان در طول دوره تعامل آن ها با سازمان استفاده می شود. با این حال، فرمول های رایج CLV قادر به محاسبه دقیق میزان طول عمر مشتریان در تمامی سازمان ها نیستند و صنعت هتل داری نیز از این قاعده مستثنی نیست. به همین دلیل، شناسایی شاخص هایی که بتوان ارتباط آن ها را با CLV برقرار کرد، اهمیت ویژه ای دارد. در همین راستا، مفهوم هوش تجاری (BI) به عنوان یکی از مفاهیم کلیدی صنعت هتل داری مطرح است، چرا که نقشی اساسی در تصمیم گیری های دقیق تر و تحلیل داده های مشتریان ایفا می کند. این پژوهش با رویکردی نو آورانه، به بررسی رابطه بین CLV و BI پرداخته است. هوش تجاری شامل مؤلفه هایی نظیر تصمیم گیری کارآمد، ایجاد مزایای رقابتی، افزایش بهره وری و کاهش اتلاف زمان بوده و مفهوم یکپارچه CLV نیز با رویکرد مؤلفه های پایه، رشد، یادگیری و شبکه مورد تحلیل قرار گرفته است. روش تحقیق از نوع توصیفی-پیمایشی و از لحاظ هدف، کاربردی در نظر گرفته شده است. برای تحلیل داده ها از روش های همبستگی و رگرسیون بهره گرفته شده و ابزار های مورد استفاده شامل پرسشنامه محقق ساخته برای هوش تجاری و پرسشنامه استاندارد برای ارزش طول عمر مشتری بوده اند. اعتبار پرسشنامه ها توسط خبرگان تایید شده و پایایی آن ها بر اساس آلفای کرونباخ (به ترتیب 0.94 و 0.95) ارزیابی شده است. جامعه آماری پژوهش شامل 80 نفر از کارکنان چهار هتل شهر همدان بوده است. نتایج رگرسیون چند گانه نشان می دهد که مولفه "ایجاد مزایای رقابتی" بیشترین اثر را بر افزایش CLV دارد. این یافته ها تایید می کنند که هوش تجاری نقشی کلیدی در پیش بینی و افزایش CLV ایفا می کند. هتل هایی که از هوش تجاری برای ارائه خدمات متمایز و بهینه سازی فرآیند های خود بهره می- برند، موفقیت بیشتری در حفظ مشتریان دارند. بنابراین، مدیران هتل ها باید تمرکز ویژه ای بر مولفه "ایجاد مزایای رقابتی" داشته باشند تا وفاداری مشتریان را تقویت کرده و درآمد بلند مدت سازمان خود را بهبود بخشند.
۲۴۰۸.

واکاوی سیر تحولی پیوند مفهومی میان فضای موسیقی و معماری از دوره قاجار تاکنون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۱۱۰
هنرها در رابطه با یکدیگر به طور مستقیم و یا غیرمستقیم تاثیرپذیر و تاثیرگذارند. این تاثیرپذیرى و تاثیرگذارى دوسویه فارغ از شرایط زمانى و مکانى در میان همه هنرها و از جمله معمارى و موسیقى وجود دارد، گرچه معماری و موسیقی در دو عرصه به ظاهر متفاوت هستند و هرکدام بعد خاصی از ادراک انسانی را مورد توجه قرار می دهند اما دارای پیوند و اشتراکاتی نیز هستند. توجه به این پیوندها و استخراج اصول و مفاهیمی از آنها هدف اصلی این پژوهش است. یک اثر معماری یا موسیقیایی به هنگام خلق شدن، از عناصری الهام می گیرند که این عناصر برخاسته از فصل مشترک آنها یعنی فضاست. بااین حال نگرش به رابطه بین موسیقی و معماری بسیار متفاوت نیست و وجود یک رابطه بسیار عمیق میان موسیقی و معماری سرآغاز این پژوهش است. برای درک رابطه بین موسیقی و معماری، باید زبان هر دو را فهمید و روابط متقابلشان را درک کرد. به عنوان مثال باید در نظر داشت که موسیقی، همواره تک بعدیست؛ زیرا فقط زمان با آن مرتبط است. ولی بنای معماری سه بعدی می باشد و این بدین معنا نیست که با هم ارتباط ندارند. در واقع پژوهش پیش رو در پی کشف و یافتن جلوه های پنهانی از موسیقی است که در بطن معماری نمود پیدا می کنند و با هدف شناخت این جلوه ها و تجزیه و تحلیل آنها و تاثیرشان در مطلوبیتهای مکانی و بصری است. نتایج بیانگر این است که بین فضای معماری و موسیقی پیوند مفهومی عمیقی وجود دارد و در دوره های مختلف تاریخی تاثیرات متقابلی بر یکدیگر داشته اند.
۲۴۰۹.

تشخیص تپه های شنی بیابانی منطقه ریگ جن با بهره گیری از شاخص نرمال شده تفاوت مازاد شن و ماسه (NDESI) در تصاویر سنتینل ۲ و سنجنده OLI ماهواره لندست ۸(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۱۲۳
هدف: هدف از این تحقیق شناسایی پهنه تپه های شنی و روند تغییرات آن در نواحی بیابانی با استفاده از شاخص های طیفی در ماهواره های لندست ۸ و سنتینل ۲ است. روش و داده: در این تحقیق با بهره گیری از چهار باند از داده های سنتینل ۲، شاخص طیفی جدیدی با نام NDESI برای شناسایی و تشخیص تپه های شنی در منطقه ریگ جن ارائه گردیده است. این شاخص، از باند آبی، قرمز یا لبه قرمز پوشش گیاهی و دو باند مادون قرمز موج کوتاه SWIR1 و SWIR2 برای تولید تصویر استفاده کرده است. برای ایجاد آستانه های منحصربه فرد برای هر تصویر از یک روش محاسبه آستانه استفاده شد. یافته ها: بر این اساس میزان آستانه برای معادله ۱ و ۲ در ماه مارس و جولای ۲۰۲۳ ماهواره سنتینل ۲ به ترتیب ۰/۲۶۱ و ۰/۲۱۷ به دست آمد. این میزان برای ماهواره لندست ۸ در سال های ۲۰۱۳، ۲۰۱۸ و ۲۰۲۳ به ترتیب معادل ۰/۰۶۳، ۰/۰۷۳۵ و ۰/۰۷۱ بوده است. وسعت تپه های شنی در این منطقه بر اساس معادله ۱ ماهواره سنتینل ۲ در ماه جولای ۲۰۲۳ معادل ۲۲۶۲ کیلومتر مربع بوده و برای ماهواره لندست ۸ در همین سال به میزان ۲۶۳۸ کیلومتر مربع به دست آمد. در بحث همبستگی پیرسون نیز مشاهده شد که بیشترین همبستگی به میزان ۰/۶۳ بین شاخص NDESI  و باند ۷ ماهواره لندست ۸ برقرار بوده و کمترین میزان همبستگی نیز به میزان ۰/۱۴- بین این شاخص و باند ۲ در معادله ۱ ماهواره سنتینل ۲ مشاهده شده است. نتیجه گیری: در نهایت، ارزیابی دقت بر روی تصاویر حاصل از معادلات ۱ و ۲، دقت کلی ۸۷/۴ و ۸۳/۷ درصد را نشان داد. این شاخص با داده های لندست ۸ نیز سازگار بوده است. نوآوری، کاربرد نتایج: از نتایج این تحقیق در بررسی تپه های شنی و شناسایی آن ها استفاده شده است.
۲۴۱۰.

نسبت فضای شهری با جُرم و آسیب های اجتماعی با تأکید بر رفتار پر خطر خودکشی (نمونه مورد مطالعه: شهر نورآباد)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۹۱
شهرنشینی به همراه تحولات پیچیده آن سبب گسترش انواع بی نظمی ها و آسیب های اجتماعی شده است. خودکشی رفتاری پرخطر و آسیبی اجتماعی است که در پایگاه اجتماعی و فرهنگی طبقات مختلف جامعه نفوذ کرده و پیامدهای ناگواری را برای جوامع به همراه داشته است. شهر نورآباد به دلیل مشکلاتی مانند بیکاری، اعتیاد، روحیه سنت گرایی، کمبود امکانات و خدمات و فقر اقتصادی- اجتماعی از رفتار پر خطر خودکشی رنج می برد. هدف پژوهش حاضر، بررسی علل و عوامل مؤثر بر خودکشی در شهر نورآباد لرستان است. روش تحقیق کاربردی و از نوع توصیفی- تحلیلی می باشد. نمونه آماری مورد پژوهش 270 نفر از شهروندان شهر نورآباد می باشند که به صورت تصادفی ساده با استفاده از نرم افزار Sample Power محاسبه شده است. برای جمع آوری داده ها از روش اسنادی – میدانی و برای تجزیه وتحلیل اطلاعات از نرم افزارهای آماری AMOS24, SPSS26 استفاده گردید. نتایج حاصل از آزمون T تک نمونه ای بیانگر معنادار بودن ارتباط شاخص های پژوهش با رفتار پر خطر خودکشی در محدوده مورد مطالعه است. همچنین یافته های تحلیل مسیر، نشان داد که بعُد اقتصادی با مقدار بتای (76/0=β)، بیش ترین بار عاملی را در گرایش به خودکشی به خود اختصاص داده است و پس از آن مشخص گردید که متغیرهای خانوادگی با بتای (72/0=β)، متغیرهای فردی و روانی با بتای (73/0=β) و متغیرهای اجتماعی- فرهنگی با بتای (69/0=β)، بیش ترین عوامل اثر گذار خودکشی در شهر نورآباد می باشند. در نهایت یافته های مدل ساختاری پژوهش نشان داد که نماگرهای فضای شهری مانند زندگی کردن در محلات جرم خیز، نداشتن مسکن مناسب برای زندگی، کمبود امکانات و خدمات تفریحی، بیکاری زیاد، تراکم جمعیت و مدرنیته، حکمروایی نامناسب شهری، استرس زیاد زندگی شهری و کمبود فضاهای سبز هر کدام به ترتیب با وزن های کوواریانسی (32/0)، (28/0)، (27/0)، (23/0)، (22/0)، (19/0)، (12/0)، (7/0) بر روی رفتار پر خطر خودکشی اثر گذارند.
۲۴۱۱.

پایش تغییرات کاربری اراضی شهری و شبیه سازی توسعه آتی شهر (مطالعه موردی: شهر کرکوک، عراق)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۴۳
افزایش شتابان شهرنشینی و تغییرات گسترده در الگوهای کاربری اراضی، به ویژه در مناطق در حال توسعه، موجب بروز چالش هایی در زمینه مدیریت پایدار زمین، از بین رفتن منابع طبیعی و اختلال در توازن اکولوژیکی شده است. مطالعه حاضر با هدف تحلیل فضایی   زمانی تغییرات کاربری اراضی در شهر کرکوک طی دوره ۱۹۹۰ تا ۲۰۲۴ و پیش بینی روند آن تا سال ۲۰۳۶ با بهره گیری از رویکردهای پیشرفته سنجش از دور و مدل سازی انجام گرفته است. برای این منظور، از تصاویر چندزمانه ماهواره ای لندست 5 و 8 استفاده شد و پس از انجام دادن پیش پردازش های هندسی و رادیومتریکی، طبقه بندی به کمک الگوریتم یادگیری ماشین SVM در محیط نرم افزار ENVI اجرا شد. صحت طبقه بندی با استفاده از ماتریس خطا، ضریب کاپا و دقت کلّی ارزیابی شد که نتایج به ترتیب برابر با 88 درصد (Kappa=0/90) در سال ۱۹۹۰ و 91 درصد (Kappa=0/94) در سال ۲۰۲۴ برآورد شد. در ادامه، با بهره گیری از مدل ترکیبی CA– Markov در نرم افزار IDRISI، پیش بینی تغییرات تا افق ۲۰۳۶ انجام گرفت. نتایج مدل نشان داد که سطح کاربری شهری از 6/8 درصد به بیش از 3/22 درصد خواهد رسید، درحالی که اراضی بایر از حدود 88 درصد به کمتر از 74 درصد کاهش خواهد یافت. همچنین، افزایش محدود در کاربری باغی و پهنه آبی نیز مشاهده شد. این الگوها حاکی از توسعه پراکنده و ناپایدار مناطق شهری در جهت جنوب و غرب شهر است. دستاوردهای این پژوهش بیانگر کارایی بالای ترکیب الگوریتم های SVM و CA– Markov در پایش و پیش بینی تغییرات کاربری اراضی در مناطق پیچیده شهری است. همچنین، نتایج می تواند به  عنوان ابزار تصمیم یار در تدوین سیاست های فضایی، کنترل گسترش بی رویه شهری، و مدیریت منابع طبیعی به کار گرفته شود.
۲۴۱۲.

اثرگذاری شار تابشی خورشیدی و ارتفاع ژئوپتانسیل بر پوشش برف حوضه آبریز رودخانه های کارون و مارون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۴۱
شار تابشی خورشید و الگوهای همدیدی عامل بسیار مهمی در تعیین توزیع پوشش برف در یک منطقه هستند. تغییر در هریک از این عوامل می تواند تأثیرات چشمگیری بر روی پوشش برف منطقه داشته باشد. هدف این پژوهش بررسی اثرات شار تابشی روبه پایین و رو به بالای خورشیدی و ارتفاع ژئوپتانسیل بر وسعت پوشش برفی حوضه آبریز رودخانه کارون و مارون است؛ بدین منظور، با استفاده از داده های دریافتی ماهواره ای مودیس سنجنده ترا داده های روزانه پوشش برف استخراج و به صورت ماهانه، فصلی و سالانه تنظیم شد. سپس، داده های ارتفاع ژئوپتانسیل، شار تابشی روبه پایین و روبه بالای خورشیدی از مرکز ملی پیش بینی محیطی نواا طی دوره زمانی 22ساله (2022 -2001) دریافت و تنظیم شد. نتایج همدیدی تأییدکننده اثرگذاری الگوهای جوی ارتفاع ژئوپتانسیل و شار تابشی خورشیدی بر پوشش برف حوضه مطالعه شده به ویژه در دوره های سرد سال است؛ به عبارت دیگر ارتفاع ژئوپتانسیل و شار تابشی روبه پایین خورشیدی با وسعت پوشش برف ارتباط معکوسی در سطح اطمینان 05/0 و 01/0 ایجاد کرده است. از طرفی طی ماه های سرد سال، افزایش شار تابشی روبه بالا با افزایش وسعت پوشش برف ارتباط مستقیم داشته است؛ به صورتی که افزایش مقادیر شار تابشی روبه بالا در نقشه های همدیدی طی دوره های پوشش برفی زیاد در مقایسه با دوره های پوشش کم در حوضه مطالعه شده به وضوح مشخص است. به طورکلی در ماه های سرد سال (نوامبر تا مارس) با کاهش ارتفاع ژئوپتانسیل و شار تابشی خورشیدی، پوشش برف افزایش می یابد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که نوسانات پوشش برف در حوضه آبریز مطالعه شده به شدت متأثر از نوسانات ارتفاع ژئوپتانسیل و تابش خورشیدی قرار دارد. باتوجه به قابلیت پیش بینی این متغیرها می توان از نتایج این مطالعه برای پیش بینی تغییرات پوشش برف و مدیریت بهتر منابع آب در منطقه استفاده کرد. این امر به ویژه برای مدیریت بحران های ناشی از کمبود یا فراوانی آب، طی دوره های خشک سالی و سیلاب حائز اهمیت است.
۲۴۱۳.

تدوین الگوی تاب آوری کالبدی در برابر زلزله با تأکید بر نظام برنامه ریزی شهری (نمونه مورد مطالعه: منطقه 19 تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۳۷
مقدمه: زلزله به عنوان یکی از بزرگ ترین تهدیدات طبیعی برای کلان شهرهایی همچون تهران، همواره خسارات جدی بر ساختارهای کالبدی و اجتماعی وارد کرده است. منطقه ۱۹ تهران، به واسطه تراکم بالای جمعیتی، فرسودگی بافت های مسکونی، شبکه ناکافی زیرساختی و قرارگیری روی پهنه های پرخطر گسل، ازجمله مناطق بسیار آسیب پذیر در هنگام وقوع زلزله شناخته می شود. تاکنون، سیاست گذاری های شهری در ایران عمدتاً بر توسعه کالبدی متمرکز بوده و ابعاد تاب آوری در مواجهه با مخاطرات طبیعی در این برنامه ها کمتر موردتوجه قرار گرفته است. مطالعه حاضر، با هدف ارائه الگویی جامع برای افزایش تاب آوری کالبدی منطقه ۱۹ تهران در برابر زلزله، نقش سه عامل کلیدی شامل ناکارآمدی نظام حکمرانی، ظرفیت فناورانه و مشارکت اجتماعی را در تقابل با این چالش بررسی نموده است. همچنین، تأکید شده است که شکاف میان سیاست گذاری، اجرا و نهادینه شدن برنامه ها، اصلی ترین مانع بر سر راه افزایش تاب آوری کالبدی در مناطق پرخطر تهران است. مواد و روش ها: این پژوهش با رویکرد کیفی و استفاده از روش نظریه داده بنیاد انجام شده و داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۲۰ نفر از متخصصان حوزه مدیریت بحران، مدیران شهری و فعالان اجتماعی منطقه ۱۹ گردآوری شد. داده های استخراج شده، در سه سطح کدگذاری باز، محوری و انتخابی، تحلیل و در قالب مدلی پارادایمی ارائه شدند. پنج محور اصلی شامل عوامل علی (مانند شکاف های نهادی)، عوامل زمینه ای (شامل کمبود منابع و ضعف زیرساخت ها)، عوامل مداخله گر (همچون فقدان قوانین الزام آور)، راهبردها (مانند تحول حکمرانی و فناوری) و پیامدها (ارتقای تاب آوری) شناسایی گردیدند. یافته ها نشان دادند عواملی همچون کاهش بودجه مقاوم سازی، علیرغم شناسایی ۳۵ درصد ساختمان های منطقه در نواحی پرخطر، ضعف در شفافیت اطلاعاتی و نظارتی و نبود راهکارهای قانونی برای جلب مشارکت سازمان های مردم نهاد، از جمله موانع اساسی در برابر مدیریت ریسک هستند. از سوی دیگر، استفاده از فناوری های نوین شامل سامانه های هوش مصنوعی پایش سازه ها و به کارگیری ابزارهای شبیه سازی پیشرفته، به عنوان راهبردهایی کلیدی برای تسریع در شناسایی آسیب پذیری ها و مدیریت بحران مطرح شد. افزون بر این، تأکید ویژه ای بر عدالت فضایی در برنامه های پیشنهادی صورت گرفت، به ویژه اولویت بندی محلات جنوب منطقه ۱۹ در توزیع منابع و زیرساخت های امدادی. به کارگیری سازوکارهایی چون ایجاد کارگروه های مشترک شهروند - مدیریت شهری و آموزش داوطلبان محلی برای پایش آسیب های زیرساختی نیز، از مهم ترین رویکردهای تکمیلی شناخته شد. همچنین، تحلیل اسناد مالی و مدیریتی نشان داد که اقدامات کنونی عموماً فاقد شاخص های ارزیابی کمی و قابل سنجش بوده و هماهنگی میان نهادهای مرتبط در زمان وقوع بحران بسیار ضعیف است. نتایج و بحث: یافته های پژوهش حاکی از آن است که تاب آوری کالبدی منطقه ۱۹ در برابر زلزله، نیازمند بازتعریف تعاملات میان نظام حکمرانی و جامعه محلی است. به عنوان نمونه، ارزیابی پیامدهای اجرای سامانه های هوشمند شناسایی سازه های آسیب پذیر نشان داد که زمان شناسایی ساختمان های ناایمن از ۷۲ ساعت به ۴ ساعت کاهش یافته و راه اندازی چنین زیرساخت هایی می تواند شاخص تاب آوری منطقه را از ۲.۶ به ۴.۱ افزایش دهد. علاوه بر این، توزیع عادلانه منابع امدادی در محلات فقیرنشین جنوب منطقه باعث کاهش مسافت دسترسی جمعیت آسیب پذیر به خدمات امدادی از ۲.۵ کیلومتر به کمتر از ۸۰۰ متر شده است. از سوی دیگر، یافته ها نشانگر آن است که عدم شفافیت در تخصیص بودجه، تعارض منافع نهادی و ضعف در اجرای قوانین مرتبط با مقاوم سازی ساختمان ها، از جمله مهم ترین چالش های مدیریتی هستند که تأثیر معناداری در کاهش اثرگذاری برنامه های تاب آور دارند. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش تأکید دارد که دستیابی به سطوح بالاتر تاب آوری در مناطق پرخطری همچون منطقه ۱۹ تهران مستلزم حرکت به سمت الگوهایی جامع تر است. این الگوها باید عناصر مقاوم سازی فیزیکی، تحول فناوری، عدالت فضایی و مشارکت فعال شهروندی را تلفیق کنند. با استناد به یافته های این پژوهش، راهبردهایی نظیر ایجاد کارگروه های مشترک میان مدیریت شهری و ساکنین جهت افزایش شفافیت، طراحی سامانه های پایش لحظه ای وضعیت سازه ها و تمرکز بر مناطق فقیرنشین در برنامه های بازسازی، می توانند میزان آسیب پذیری را به طور معناداری کاهش دهند. اگرچه این راهبردها از ظرفیت بالایی برای تغییر اثربخش شرایط برخوردارند، اما تحقق آن ها نیازمند هماهنگی میان سیاست گذاران، مدیران اجرایی و جامعه محلی است. در نهایت، پیشنهاد می شود این برنامه ها در قالب پایلوت های محلی، به ویژه در محله افسریه، آزمایش شوند تا از تأثیر عملی آن ها اطمینان حاصل شود.
۲۴۱۴.

کاربست رهیافت اقتصاد سیاسی زمین در برنامه ریزی شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۵۲
مقدمه: شهرها تحت تأثیر کنش های نیروهای اقتصادی و سیاسی رشد و توسعه می یابند و دگرگونی ها در فضاهای شهری بیش از آنکه یک فرایند طبیعی باشد، یک پدیده اقتصادی سیاسی است. برنامه ریزی شهری به عنوان رشته ای که با توسعه شهر سروکار دارد، تنها به جنبه کالبدی و فنی محدود نمی شود بلکه در بستر اجتماعی، اقتصادی و سیاسی شکل می گیرد. یکی از نقدهای مطرح به برنامه ریزی، تمرکز بر مباحث فنی و کم توجهی به تأثیر قدرت ها و بازیگران اقتصادی و سیاسی کلیدی در برنامه های شهری است. باوجود اهمیت دیدگاه اقتصاد سیاسی در جهت درک و تحلیل مسائل شهری از منظر قدرت در برنامه ریزی، این دیدگاه هنوز در مطالعات برنامه ریزی به روشنی تبیین نشده است. یکی از دلایل این امر را می توان پیچیدگی به کارگیری این دیدگاه دانست، زیرا اقتصاد سیاسی دانشی میان رشته ای بوده و با حوزه های مختلف دانشی از جمله رشته های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و مدیریتی درگیر است. از این رو در مطالعه حاضر تلاش می شود رهیافت اقتصاد سیاسی زمین که هم به مباحث قدرت و اقتصاد سیاسی در برنامه ریزی می پردازد و هم پیچیدگی های دیدگاه اقتصاد سیاسی فضا را ندارد، مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد. بدین منظور با تحلیل پژوهش های انجام شده در این حوزه تلاش می شود چهارچوب مفهومی برای تبیین رهیافت اقتصاد سیاسی زمین با تأکید بر برنامه ریزی شهری ارائه گردد. مواد و روش ها: ازآنجایی که مطالعه حاضر به دنبال تبیین رهیافت اقتصاد سیاسی زمین و تشریح ابعاد و مؤلفه های آن است؛ لذا از نوع توصیفی - تحلیلی است و به لحاظ هدف کاربردی و با توجه به نوع داده ها، کیفی بوده و داده ها با روش اسنادی و کتابخانه ای گردآوری شده است. برای شناسایی و استخراج منابع پژوهش از دستورالعمل پریزما استفاده شد که در نهایت 42 مطالعه برای انجام تحلیل انتخاب شد که 17 مطالعه داخلی و 25 مطالعه خارجی را شامل می شود. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل مضمون و از طریق نرم افزار مکس کیو دا کدگذاری و مضمون های مربوط به رهیافت اقتصاد سیاسی زمین شناسایی شده است. نتایج و بحث: در سطح نظری رهیافت اقتصاد سیاسی زمین که در دسته نظریات انتقادی برنامه ریزی شهری محسوب می شود، به دنبال تبیین تحولات زمین است که در نتیجه کنش قدرت ها و بازیگران اقتصادی، اجتماعی و سیاسی برای انباشت سرمایه در زمین رخ می دهد. مبتنی بر این رهیافت، زمین شهری بستری برای انباشت سرمایه و کسب سود است. این امر موجب کالایی سازی زمین شده که از جمله پیامدهای آن می توان به نابرابری و تضاد طبقاتی، رشد و تراکم بی رویه شهری، سوداگری و رانت زمین و تخریب میراث فرهنگی و طبیعی شهری اشاره کرد. در سطح تحلیلی و بر اساس تحلیل مضمون مطالعات، این رهیافت از دو بعد اصلی تشکیل شده است، یک؛ بعد اقتصاد سیاسی و دو؛ بعد زمین شهری. مؤلفه های بعد اقتصاد سیاسی عبارت اند از: انگیزه و منافع بازیگران، روابط میان بازیگران و شیوه عمل بازیگران و مؤلفه های بعد زمین نیز شامل: مالکیت زمین، بهره برداری زمین و مدیریت و سیاست گذاری زمین. نتیجه گیری: در مطالعه حاضر تلاش شد تا با مرور مطالعات انجام شده تصویری دقیق تر از تحولات در زمین شهر در قالب رهیافت اقتصاد سیاسی زمین ارائه شود تا از یک سو توجه صرف برنامه ریزی از یک امر فنی و تخصصی به مباحث قدرت و تأثیر بازیگران و نیروهای اقتصادی سیاسی در موضوعات شهری بیشتر جلب شود و از سوی دیگر پیچیدگی دیدگاه اقتصاد سیاسی فضا را کاهش دهد. بدین منظور با تحلیل مطالعات انجام شده در این حوزه چهارچوب مفهومی برای تبیین رهیافت اقتصاد سیاسی زمین در برنامه ریزی شهری ارائه شد. بر اساس نتایج پژوهش، رهیافت اقتصاد سیاسی زمین تمرکز بر شناسایی بازیگران کلیدی و ارتباطشان باهم (همکاری یا رقابت) دارد که با استفاده از قدرت و شیوه عمل خود، منافع و انگیزه های خود را با تأثیرگذاری در مؤلفه های زمین یعنی مالکیت، بهره برداری و مدیریت و سیاست گذاری زمین، دنبال می کنند که موجب کالایی سازی زمین شده است.
۲۴۱۵.

تبارشناسی نوسازی شهری: مسأله مند شدن محلات تهران در نظام برنامه ریزی، دوره پهلوی دوم (1320 تا 1357)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۵۴
هدف: در دوره های مختلف، دم و دستگاه های مدیریتی شیوه های متعددی برای مواجه با وضعیت های اجتماعی و فضایی دارند. از همین رو می توان گفت هر نظم گفتمانی، فضای خاص خودش را تولید می کند. در این معنا، انواع سیاست های شهری، میانجی های نظم و نظام بخشی به مناسبات فضایی در راستای نظم گفتاری مرکزیت یافته تلقی می شوند. متناسب با چنین مواجه ای، در سطح انضمامی شهرها برخی محلات شهری که از حدود نظم مرکزی بیرون مانده اند یا کنار گذاشته شده اند، در معرض شیوه خاصی از نام گذاری و متعاقبا فراخوانی توسط آپاراتوس قدرت قرار می گیرند. نوسازی شهری در مقام یکی از سیاست های به فرم کردن مناسبات فضایی تلقی می شود که بیش از هر زمانی به دنبال بهینه سازی روابط اقتصادی و اجتماعی در فضا در راستای اصول و ضوابط سیاست های مرکزی است. روش: پژوهش حاضر تلاش می کند از خلال مرور تاریخی به خوانش انتقادی از سیاست های شهری در بافت هایی که مسأله دار یا فرسوده نام گذاری شده اند در دوره پهلوی دوم بپردازد. نگرش تاریخی به خوبی توانسته است برخی لایه های برسازنده و نامرئی روابط فضایی در دوره مورد مطالعه در شهر تهران را مرئی و قابل درک کند. یافته ها: یافته های پژوهش در سطوح سیاست گذاری، برنامه ریزی و وضعیت انضمامی نشان می دهد در دوره پهلوی دوم محلات مرکزی شهر تهران بیش از هر زمانی با مسأله مند شدن تهران به مثابه پایتخت تمدن بزرگ برای نظام مدیریتی پروبلماتیک می شوند. هم از این روست که ضرورت مداخله و نوسازی در محلات مرکزی شهر تهران در مرکز توجه منطق مدیتریتی قرار می گیرد. نتیجه گیری: بدون شک خوانش تبارشناسانه از سیاست های نوسازی شهری و تامل پیرامون لحظات ظهور بافت هایی که امروزه فرسوده خوانده می شوند، می تواند در ساحت گفتمانی زمینه های سیاست گذاری و برنامه ریزی دموکراتیک را فراهم آورد. چنین شیوه ای از برنامه ریزی مبتنی بر تفاوت های فضایی خواهد بود. نوآوری: پژوهش حاضر می تواند در ساحت گفتمانی و انضمامی نوعی کنشگری باشد. چرا که خوانش مناسبات فضایی از منظر تاریخی می تواند رویه های تبدیل سیاست های گفتمانی به حقیقت را برای پژوهشگران رویت پذیر ساخته و در نهایت امکان برساختی متفاوت از سیاست های شهری در نظام برنامه ریزی کشور فراهم آورد.
۲۴۱۶.

تحلیل و تدوین راهبردهای ایجاد بوم شهر، منطقه مورد مطالعه: شهر اهواز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۴۰
شهر اهواز با توجه به موقعیت جغرافیایی و شرایط اقلیمی خاص خود، پتانسیل ها و چالش های منحصر به فردی برای تبدیل شدن به یک بوم شهر دارد. این پژوهش با هدف تحلیل و تدوین راهبردهای ایجاد بوم شهر در اهواز، با استفاده از چارچوب های مفهومی و مبانی نظری بوم شهرها و توسعه پایدار انجام شده است. روش پژوهش به صورت توصیفی-تحلیلی بوده و داده ها از طریق مطالعات کتابخانه ای و میدانی جمع آوری شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که برای تحقق بوم شهر در اهواز باید به یکپارچگی و هماهنگی بین ابعاد محیطی، اجتماعی، اقتصادی، مدیریتی و فنی توجه شود. از منظر محیطی، کاهش آلودگی هوا، استفاده از انرژی های تجدیدپذیر، مدیریت منابع آب و افزایش فضای سبز از اولویت های اساسی هستند. در بعد اجتماعی، تقویت حس تعلق اجتماعی، افزایش مشارکت شهروندان و آموزش عمومی اهمیت دارد. در زمینه اقتصادی، جذب سرمایه گذاری پایدار و استفاده بهینه از منابع محلی به توسعه پایدار شهر کمک می کند. از منظر مدیریتی، هماهنگی بین نهادها و استفاده از فناوری های نوین مدیریتی از جمله راهکارهای مهم محسوب می شوند. در بعد فنی نیز، استفاده از تکنولوژی های سبز و طراحی ساختمان های سازگار با محیط زیست پیشنهاد می شود. در نهایت، با اجرای این راهبردها، شهر اهواز می تواند به یک بوم شهر پایدار تبدیل شود که هم از لحاظ زیست محیطی و هم از لحاظ اجتماعی و اقتصادی پایداری داشته باشد. تحقق این هدف نیازمند همکاری و هماهنگی بین تمامی ذینفعان از جمله شهروندان، مدیران شهری و سرمایه گذاران است.
۲۴۱۷.

سنجش پایداری معیشت در سکونتگاههای روستایی پیرامون شهر اراک

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۴۱
مطالعات بانک جهانی و تحقیقات بین المللی پایدار ساختن معیشت روستایی را راهی مهم برای کاهش فقر در روستاها معرفی کرده اند. معیشت پایدار بر توانایی ها، دارایی ها و فعالیت های لازم برای زندگی تکیه دارد و رویکردی جدید و کلیدی در توسعه پایدار و توانمندسازی فقرا در مناطق روستایی است. این تحقیق با هدف سنجش پایداری معیشت روستاییان در ابعاد و مولفه های مختلف، به وضعیت شاخص های معیشت پایدار در چهار روستای پیرامون شهر اراک به نام های عقیل آباد، گوار، انجدان و امان آباد پرداخته است. مولفه های کلیدی مورد بررسی در این تحقیق، سرمایه های انسانی، اجتماعی، فیزیکی، مالی و طبیعی روستاییان و در چارچوب معیشت پایدار روستایی بوده است. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی بوده و جامعه آماری شامل ۲۲۷۸ خانوار با جمعیت ۷۷۳۶ نفر است. داده ها از طریق پرسشنامه ای مبتنی بر شاخص ها و گویه های معیشت پایدار جمع آوری شده اند. نتایج نشان داد نخست، در مجموع سطح پایداری معیشت در روستاهای مورد بررسی پایین بوده است. دوم، در بین روستاهای مورد مطالعه، روستای انجدان و پس از آن عقیل اباد وضعیت بهتری داشته اند. در نهایت، در بین مولفه های چارچوب معیشت پایدار روستایی، سرمایه طبیعی بالاترین رتبه و سرمایه انسانی کمترین نرخ را داشته که احتمالا بنا بر بهره برداری بی رویه از منابع طبیعی روستاهای ناحیه و شکنندگی محیط طبیعی در روستاهای پیرامونی شهر اراک است.
۲۴۱۸.

شناسایی توانمندی های ژئوتوریستی و رقابت پذیری استان مازندران (مطالعه موردی: شهر های بابلسر، فریدون کنار، محمودآباد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۴۲
ژئوتوریسم شکلی از گردشگری است که بر ویژگی های زمین شناسی زمین تأکید می کند و در قالب دو شاخه زمین شناسی و جغرافیا بیان شده است. هدف از این پژوهش شناسایی توانمندی های ژئوتوریستی و رقابت پذیری استان مازندران (مطالعه موردی: شهر های بابلسر، فریدون کنار، محمودآباد) است.در این پژوهش از مدل دینامیکی جهت شناسایی توان گردشگری و از مدل پاوولوا جهت شناسایی توان رقابت پذیری مناطق ژئوتوریستی استفاده شده است. ارزش و اهمیت مناطق ژئوتوریستی در مدل هادزیک بر شاخص ارزش های علمی و شاخص ارزش های مازاد و میزان آسیب پذیری مناطق تأکید دارد. در مدل پاوولوا ازنظر عوامل مثبت و منفی، توان رقابت پذیری مناطق برآورد می شود. مقایسه ارزیابی و بررسی نهایی ارزش پتانسیل ژئوتوریستی سه منطقه موردمطالعه نشان می دهد که سایت بابلسر با امتیاز 99/7 دارای بالاترین امتیاز است و کمترین امتیاز با 89/5 متعلق به سایت محمود آباد است با این حال هر سه سایت دارای ارزش های یکسان هستند که نشان می دهد ازنظر ارزیابی کیفی و توان ژئوتوریستی در سطح عالی هستند. نتایج این پژوهش حاکی از این است که شهرستان بابلسر ازنظر عواملی مانند آثار تاریخی و فرهنگی با امتیاز 5/0 و اشیا ی معدنی با مقدار 3 دارای بیشترین میزان رقابت پذیری جهت رقابت پذیری با مناطق ژئوتوریستی محمود آباد و فریدون کنار است که نشان می دهد یکی از مناطق گردشگری و طبیعی و حتی تاریخی در بین شهرستان های ساحلی استان مازندران به شمار می رود. پیشنهاد می گردد در مطالعات آتی مناطق مورد مطالعه جهت شناسایی بهتر جاذبه های ژئوتوریستی و جذب گردشگران داخلی و خارجی در شهرستان بابلسر زمینه مدیریتی، حفاظتی و امکانات زیرساختی بر اساس مناطق دارای امکانات رفاهی بیشتر اقدامات لازم فراهم شود. همچنین پیشنهاد می شود در پژوهش های آینده مدل های جدید تری برای ارزیابی توان ژئوتوریستی و توان رقابت پذیری به کار گرفته شود.
۲۴۱۹.

تلفیق شاخص های ژئومورفومتری و پوشش گیاهی برای برآورد خطر فرسایش خاک در حوضه آبخیز سامیان، استان اردبیل

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۴۱
شدت فرسایش خاک معمولا با استفاده از مدل های مختلف تخمین زده می شود. بنابراین هدف از این پژوهش، تلفیق شاخص های ژئومورفومتری و پوشش گیاهی برای برآورد خطر فرسایش خاک در حوضه آبخیز سامیان در استان اردبیل است. برای دست یافتن به هدف تحقیق از مدل تجربی فرسایش خاک اصلاح شده جهانی که شامل عامل های فرسایندگی باران، فرسایش پذیری خاک، توپوگرافی، پوشش گیاهی و عملیات حفاظتی خاک است استفاده شد. بدین منظور به ترتیب با استفاده از داده های باران سنجی اخذ شده از سازمان هواشناسی کشور، لایه بافت خاک 1:250000 ایران، مدل رقومی ارتفاع 30 متر استر و هم چنین تصویر ماهوراه ای لندست 8 OLI مربوط به سال 2023 در محیط سامانه اطلاعات مکانی تهیه شده اند و پس از روی هم گذاری لایه ها مقدار فرسایش سالانه خاک در سطح حوضه برآورد شد. در گام بعد شاخص های ژئومورفومتری که در رخداد فرسایش خاک موثر هستند شامل شاخص رطوبت توپوگرافی، توان آبراهه، انحناء دامنه، انحناء سطح، انحناء مقطع و شاخص تفاضل پوشش گیاهی عادی شده در محیط سامانه اطلاعات مکانی ایجاد و نقشه های پهنه بندی تهیه شدند. نتایج این پژوهش نشان داد که نرخ فرسایش خاک برای کل حوضه در دامنه بین 0 تا 14/321 تن در هکتار در سال برآورد شد همچنین در بین عوامل موثر مدل مورد مطالعه با فرسایش خاک عامل توپوگرافی بیش ترین هم بستگی (96/0) را نسبت به سایر عوامل را برخوردار بود. در بررسی دیگر ارتباط بین عوامل ژئومورفومتری با میزان هدررفت سالانه خاک انجام شد که نتایج نشان داد شاخص تفاضل پوشش گیاهی عادی شده با ضریب تعیین 75/0 نسبت به سایر شاخص های مورد مطالعه دارای هم بستگی بیش تری است. هم چنین شاخص انحناء مقطع با مقدار 09/0 درصد کم ترین هم بستگی را دارا می باشند. این پژوهش امکان ادغام عوامل ژئومورفومتری موثر بر فرسایش خاک را تائید می نماید.
۲۴۲۰.

تحلیل و بررسی پارامترهای مورفومتریک سیرک های یخچالی زردکوه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۳۶
سیرک های یخچالی از جمله عوارض یخچالی هستند که اطلاعاتی را در زمینه شرایط اقلیمی گذشته ارائه داده و با بررسی مورفومتری سیرک های یخچالی می توان اطلاعاتی را در زمینه سیرک ها و وضعیت منابع رطوبتی به دست آورد. در این تحقیق، 17 سیرک یخچالی در محدوده کوه زردکوه بختیاری مورد بررسی قرار گرفتند. برای بررسی دقیق سیرک ها، از نرم افزارهای Arc Gis، Portable Googemap server، Google earth و Excel استفاده شد. به منظور بررسی مورفومتری سیرک ها، از پارامترهای مساحت، محیط، طول، عرض، حداکثر ارتفاع، حداقل ارتفاع، نسبت طول به عرض و ضریب گراولیوس استفاده شد. برای هر یک از این پارامترها، شاخص های آماری انحراف معیار، میانگین، ضریب تغییرات و مقادیر حداقل و حداکثر محاسبه شد. برای شناسایی روابط بین این پارامترها نیز ماتریس همبستگی پیرسون و ضریب تعیین R2 محاسبه گردید. بیشترین توزیع سیرک ها در جهت شمال شرقی بوده و حداکثر ارتفاع نیز به میزان 3700 متر در جهت جنوب شرقی قرار دارد. محدوده مساحت سیرک ها نیز در بین 55/0 تا 38/4 کیلومتر مربع قرار دارد. بیشترین میزان نسبت طول به عرض نیز به میزان 73/3 متعلق به سیرک شماره 6 بوده و کشیده ترین سیرک به شمار می آید. بیشترین همبستگی نیز به میزان 96/0 متعلق به دو پارامتر مساحت و محیط می باشد. بیشترین ضریب R2 نیز به میزان 66/0 بین دو متغیر مساحت و عرض برقرار بوده است. نتایج نشان می دهد که دوره پلیستوسن از شرایط اقلیمی متفاوتی برخوردار بوده و باعث گسترش وسعت سیرک های یخچالی گردیده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان