ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۳۶۱ تا ۲٬۳۸۰ مورد از کل ۳۶٬۹۷۰ مورد.
۲۳۶۱.

تحلیل آینده نگارانه بر چالش های عدم تعادل فضایی: راهکاری برای توسعه متوازن در استان های کمتر توسعه یافته ایران (مورد: استان کهگیلویه و بویر احمد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۱۰۹
هدف پژوهش حاضر شناسایی عوامل موثر بر عدم تعادل فضایی در استان کهگیلویه وبویراحمد و طراحی سناریوهای تعادل بخشی به عرصه های فضایی این استان با رویکرد آمایش سرزمین است. روش تحقیق پژوهش، آمیخته و ترکیبی از رویکردهای کمی و کیفی با ماهیت آینده پژوهی است. داده های موردنیاز به روش پیمایشی و مصاحبه از کارشناسان در چارچوب روش دلفی جمع آوری و برای تحلیل داده ها نیز از نرم افزارهای میک مک و سناریو ویزارد استفاده شد. نتایج نرم افزار میک مک نشان داد تعادل فضایی در استان کهگیلویه وبویراحمد دارای سیستمی ناپایدار است و از میان عوامل بررسی شده، شیوه مدیریت و برنامه ریزی حاکم در استان، حاکمیت نگاه قومی و طایفه ای در مدیریت کلانِ استانی، ضعف مدیریت، مدیران ناآشنا با مبانی آمایش سرزمین، فقدان ساختار اجرایی قوی برای تعادل فضایی، نظام تک هسته ای و نظام توزیع جغرافیایی منابع مهم ترین عوامل اثرگذار در عدم تعادل فضایی در این استان هستند. همچنین با توجه به نتایج نرم افزار سناریوویزارد از بین 9 سناریوی قوی و محتمل، سناریوی اول دارای شرایط کاملاً مطلوب و پیش برنده برای بهبود وضعیت امروز و تعادل بخشی فضایی در عرصه سرزمین و رفع نابرابری ها است. این سناریو به برنامه ریزی در راستای تعادل بخشی به نظام توزیع جغرافیایی منابع از طریق بهبود ساختارهای مدیریتی خرد و کلان استانی، هماهنگی بیش تر سازمان ها و یکپارچگی دیدگاه، سیاست و عمل سازمان ها، تغییر نگاه مدیریتی به سمت نیروهای متخصص و کاهش قدرت طوایف و افراد در تصمیم گیری های شهرستانی و کلان، برای بهبود روند مدیریتی و حرکت برنامه ریزی ها به سمت نگاه کلان استانی با نگرشی آمایشی- فضایی تاکید دارد.
۲۳۶۲.

تحلیل ترکیبی حفاظت از منابع طبیعی در گردشگری با تأکید بر نقش امنیت محیط زیست و مشارکت جوامع محلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۱۰۴
حفاظت از منابع طبیعی در صنعت گردشگری، به ویژه در مناطق حساس اکولوژیکی، اهمیت بسیاری دارد. توسعه بی رویه گردشگری، ضعف مدیریت و مشارکت نکردن جوامع محلی به تخریب محیط زیست و کاهش تنوع زیستی منجر شده است. در این پژوهش، امنیت محیط زیست و مشارکت محلی به عنوان دو عامل اساسی در حفاظت از منابع طبیعی بررسی شده اند. این پژوهش با رویکرد آمیخته انجام شده است. در مرحله کیفی، داده ها از مصاحبه با هفده نفر از خبرگان گردآوری و با روش نظریه داده بنیاد و نرم افزار اطلس تی آی9 تحلیل شده است. در مرحله کمّی، پرسش نامه ای استاندارد طراحی و میان 192 نفر توزیع شد. داده ها با آزمون فریدمن در اس پی اس اس26 و الگوریتم RReliefF در متلب 2018 تحلیل شد. نتایج نشان می دهد که امنیت محیط زیست و مشارکت فعال جوامع محلی، به منزله دو رکن اساسی، نقش حیاتی در توسعه پایدار گردشگری ایفا می کنند. همچنین، ترکیب راهبردهای آموزشی، توسعه اکوتوریسم و جذب گردشگران مسئولیت پذیر نقش مؤثری در کاهش تهدیدات محیط زیست و بهبود کیفیت زندگی جوامع محلی ایفا می کند. نتایج پژوهش تأکید دارد که طراحی سیاست های جامع مدیریتی با مشارکت جوامع محلی می تواند بین حفاظت از محیط زیست و مزایای گردشگری پایدار توازن ایجاد کند. بنابراین، سیاست گزاران و مدیران گردشگری می توانند با تدوین چارچوب های قانونی حمایتی، ارائه مشوق های اقتصادی برای جوامع محلی و توسعه زیرساخت های پایدار زمینه را برای تقویت امنیت محیط زیست و افزایش مشارکت محلی فراهم کنند. ایجاد نظام های نظارتی مؤثر و اجرای برنامه های آگاهی بخش و آموزشی نیز می تواند موجب هم افزایی بین حفاظت از منابع طبیعی و توسعه گردشگری پایدار شود.
۲۳۶۳.

تحلیل دستاوردهای اجرای طرح های شاخص زیربنایی و اقتصادی در ناحیه روستایی سیستان با روش «نظریه مبنایی»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۱۱۰
مشکلات ناشی از شرایطخشکسالی و کم آبی در روستاهای سیستان، باعث بروز بحران شدید آبی و تأثیرات منفی در اقتصاد غالب (کشاوزی)، اشتغال، وزش باد همراه با طوفان و گرد و غبار (به طور متوسط 7/80 روز در سال)، تخلیه بیش از ۱۸۰ روستا و مهاجرت ساکنین به مناطق دیگر شده است. طرح ها و برنامه های مختلفی برای تعدیل و کاهش اثرات نامطلوب این پدیده بر زندگی مردم و اقتصاد منطقه انجام شده است اما ا مروز آن چه از شرایط سیستان مشاهده می شود، نشان از ناپایداری در اقتصاد و معیشت مردم دارد؛ از همین رو این پژوهش با روش کیفی (نظریه مبنایی) و به صورت کاربردی، به بررسی روند تأثیرگذاری طرح ها در زمینه بهبود زیرساخت ها و توسعه اقتصادی روستاها و عواملی که در موفقیت یا عدم موفقیت این طرح ها نقش داشته اند، پرداخته است. طبق نتایج تحقیق، مدل مفهومی تحقیق از ارتباط بین مقوله ها، راهبردهای پیشنهادی و پیامدهای حاصل از آن با ۵ معیار و 35 زیرمعیار به دست آمد. شرایط عل ّ ی با 8 مفهوم در این مدل، تصویر روشنی از ناحیه سیستان ارائه می دهد که با چالش های جدی اقتصادی و اجتماعی روبرو است. این مشکلات به صورت زنجیره ای به هم متصل هستند. شرایط مداخله گر با 7 مفهوم تأکید می کند چالش ها، به دلیل عوامل داخلی و خارجی، پیچیدگی خاصی دارند . شرایط زمینه ای با 4 مفهوم در مدل به دست آمده نشان از چالش های ساختاری و سیستماتیک دارد که به طور متقابل بر یکدیگر تأثیر می گذارند. راهبردهای پیشنهادی با 9 مفهوم برای توسعه روستاهای سیستان، مجموعه ای جامع و متنوع از اقدامات است که می توانند به بهبود شرایط زندگی مردم این منطقه کمک کنند. به عنوان مثال؛ ایجاد و توسعه صنعت، پتانسیل های انرژی تجدیدپذیر، سیاست های کشاورزی نوین و توسعه اقتصاد گردشگری می تواند در تجارت مرزی با افغانستان ضروری و الزام آور باشد. پیاده سازی راهبردهای توسعه پایدار مطرح شده، می تواند پیامدها و تحولات شگرفی را در منطقه سیستان ایجاد کند و به بهبود کیفیت زندگی مردم و توسعه پایدار آن کمک نماید. این پیامد ها با 7 مفهوم با توجه به چالش های موجود، نیاز به یک برنامه جامع و بلندمدت دارد که با مشارکت همه ذی نفعان و با استفاده از منابع داخلی و خارجی اجرا شود. موفقیت این برنامه به عوامل مختلفی از جمله؛ حمایت دولت، مشارکت بخش خصوصی، توانمندسازی جامعه محلّی و وجود زیرساخت های مناسب بستگی دارد .
۲۳۶۴.

بررسی تأثیر تغییر کاربری اراضی بر روند وقوع سیلاب حوضه آبریز مردق چای با استفاده از مدل SWAT و شبکه عصبی مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۱۰۶
در طی چند دهه اخیر، تحولات محسوسی در گستره حوضه آبریز مردق چای با هدف توسعه زمین های زراعی، گسترش سکونتگاه ها و مقاصد دیگر صورت گرفته است. در طی این مدت چندین رویداد در جریانات سطحی و طغیان رودخانه ها از جمله سیلابی شدن شهرک ها و تخریب زیرساخت ها در طول فصل بارندگی مشاهده گردیده است. بر همین اساس، پژوهش حاضر به مطالعه و ارزیابی تأثیر تغییرات کاربری اراضی بر سیلاب در سطح حوضه مردق چای در استان آذربایجان شرقی پرداخته است. ابتدا طبقه بندی کاربری اراضی با استفاده از مدل شبکه عصبی مصنوعی انجام شده و نقشه کاربری اراضی در سال های 2001، 2011 و 2021 به دست آمده است. در ادامه، مدل SWAT بر روی نتایج طبقه بندی کاربری اراضی به اجرا درآمده است. مطابق نتایج، در طی مدت زمان بیست ساله، به استثنای اراضی بایر، دیگر طبقات کاربری اراضی دارای روند غالب افزایشی بوده اند که مراتع منطقه با بیشترین رشد وسعت مواجه شده است. نتایج مدل SWAT نیز حاکی از این بوده که روند رواناب در سطح حوضه مردق چای تا حد زیادی با روند تغییرات کاربری اراضی منطقه در طی این مدت همسو بوده است و رشد گستره اراضی مرتعی و ساخته شده در سطح منطقه تأثیر کاملاً مستقیمی بر افزایش رواناب در این نواحی جنوبی گذاشته است و با توجه به تأثیر توپوگرافی و شیب حوضه بر روند جریان و نفوذناپذیرتر بودن سطح زمین در نواحی جنوبی نسبت به سایر نواحی، پتانسیل سیل خیزی در این نواحی بسیار بالاتر از سایر مناطق تشخیص داده شده است.
۲۳۶۵.

تحلیل عملکرد شاخص های پوشش برف در منطقه کوهستانی سهند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۱۱۴
این پژوهش باهدف بررسی و مقایسه شاخص های استخراج پوشش برف در سامانه گوگل ارث انجین (GEE) برای توده کوهستان سهند انجام شده است. در این مطالعه، پس از اعمال عملیات بهبود تصویر و افزایش وضوح تصاویر ماهواره ای لندست 8 از 30 متر به 15 متر، شاخص های مختلف برف شامل NDSI، NDSII، NDSall، NBSIMS، SWI و S3 محاسبه و به کار گرفته شدند. نتایج حاصل از تحلیل تصاویر نشان داد که تمامی شاخص های مورد استفاده توانایی بالایی در شناسایی و تفکیک مناطق برفی به ویژه در نواحی با آلبیدوی پایین، سایه ها و توپوگرافی خشن دارند. شاخص های NDSInw و S3 با دقت کلی 100 درصد و ضریب کاپای 1 به عنوان بهترین شاخص ها برای تفکیک پوشش برف از سایر ویژگی های سطح زمین در این منطقه معرفی شدند. همچنین، شاخص های NBSIMS و SWI نیز به شکل مناسبی در شناسایی ویژگی های آبی و مرطوب در مناطق برفی عمل کردند و نشان دادند که می توانند در تحلیل های هیدرولوژیکی و مدیریت منابع آب به کار روند. این مطالعه نشان می دهد که داده های ماهواره ای با شاخص های طیفی مناسب می تواند به شناسایی دقیق تر پوشش برف، تخمین میزان آب موجود در برف و بررسی تغییرات فصلی برف کمک کند. این نتایج اطلاعات ارزشمندی برای مدیریت منابع آب، پیش بینی سیلاب ها و تحلیل تأثیرات تغییرات اقلیمی فراهم می کند. در این پژوهش مشخص شد که شاخص های NDSInw و S3 با دقت کلی ۱۰۰ درصد و ضریب کاپای ۱، بهترین عملکرد را در تفکیک پوشش برف از سایر عوارض سطح زمین در منطقه کوهستان سهند دارند. همچنین شاخص های NBSIMS و SWI در شناسایی نواحی مرطوب و برف آب مؤثر ظاهر شدند. این یافته ها اهمیت استفاده از فناوری های سنجش از دور را در پایش پوشش برف و مدیریت منابع طبیعی در مناطق کوهستانی به خوبی نشان می دهند.
۲۳۶۶.

بررسی اثرات تغییر کاربری زمین کشاورزی بر معیشت پایدار خانوارهای روستایی، مطالعه موردی: دشت سیستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۱۰۴
هدف پژوهش حاضر؛ بررسی اثرات تغییر کربری زمین کشاورزی بر معیشت پایدار خانوارهای روستایی در دشت سیستان است. جهت بررسی از تصاویر ماهواره ای لندست و همچنین پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. تعداد 40 نفر از جامعه نمونه در روستای در چهار روستای منتخب قلعه نو، سارانی، ده گرگ و غلامعلی مورد پرسشگری قرار گرفتند. نتایج تحلیل پوشش زمین-کاربری زمین در بازه زمانی 1368 تا 1397 نشان داد که در سال های اخیر از وسعت زمین های کشاورزی و کاربری آبی به شدت کاسته شده و زمین بایر افزایش یافته است. روند این تغییرات در روستاهای منطقه سیستان که اکثر با کشاورزی و دامداری معیشت خود را تأمین می کنند بیانگر این است که این تغییرات کاربری زمین در معیشت روستاییان اثرات منفی بسیار زیادی گذاشته است که در نتیجه ناپایداری روستایی را به دنبال داشته است. همچنین نتایج نشان داد که تغییرات زمین در سال های اخیر بسیار زیاد بوده و اثرات زیادی بر معیشت روستائیان داشته است. در بخش بهره برداری از منابع، نتایج نشان داد که تغییر کاربری زمین موجب استفاده بیش ازحد از منابع طبیعی این منطقه شده که باعث از بین رفتن بوته زارها و مراتع، منابع آب های سطحی و زیرسطحی، افزایش بیش ازحد چرای دام و غیره شده و منجر به تخریب زمین های منطقه بخصوص زمین های کشاورزی و فرسایش خاک ها شده است. همچنین اثرات منفی دیگری مانند کاهش شیر و فراورده های شیری، کاهش تعداد دام های روستاییان، افزایش هزینه نگهداری دام همچون هزینه خرید علوفه و غیره، جابجایی و حرکت دام ها به خارج از روستا به منظور چرا داشته است.
۲۳۶۷.

تبیین پیشران های توسعه فضاهای پیراشهری به منظور سناریو سازی الگوی توسعه (مورد مطالعه: شهرستان اسلامشهر)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۱۰۵
توسعه فضاهای پیراشهری در شهرستان اسلامشهر، به دلیل نزدیکی به کلان شهر تهران و افزایش جمعیت، اهمیت ویژه ای یافته است. برای این منظور در این پژوهش به تبیین پیشران های کلیدی توسعه فضاهای پیراشهری در این منطقه پرداخته شده است؛ به این دلیل تلاش شده است با شناسایی عوامل مؤثر بر توسعه نواحی پیراشهری در اسلامشهر، سناریوهایی برای دستیابی به الگوی توسعه پایدار ارائه  شود. روش پژوهش، ترکیبی از مطالعات کیفی و کمی بوده و شامل تحلیل منابع علمی، مصاحبه های نیمه ساختاریافته با متخصصان و بررسی داده های آماری مرتبط است. در مطالعات توصیفی مشخص شد که پیشران های کلیدی توسعه پیراشهری در اسلامشهر شامل عوامل اقتصادی، اجتماعی، جمعیتی و زیربنایی هستند. از عوامل مهم اقتصادی می توان به قیمت مناسب زمین و مسکن در مقایسه با مناطق مرکزی تهران اشاره کرد. ضعف زیرساخت های شهری و نیاز به بهبود سیستم حمل ونقل عمومی از جمله چالش هایی است که در توسعه فضاهای پیراشهری این منطقه نقش دارند. بر اساس تحلیل های انجام شده، چندین سناریو برای آینده توسعه فضاهای پیراشهری اسلامشهر تدوین شده است که هدف آن دستیابی به الگوی توسعه ی پایدار است. سناریوی برتر افزایش ساخت وساز در اراضی کشاورزی و به دنبال آن افزایش ظرفیت های سکونتی و فعالیتی بوده است. نتایج این پژوهش می تواند به عنوان راهنمایی برای سیاست گذاران و مدیران شهری جهت مدیریت بهتر توسعه پیراشهری و جلوگیری از مشکلات زیست محیطی و اجتماعی در آینده باشد. 
۲۳۶۸.

عوامل اجتماعی مؤثر بر آگاهی از مخاطرات زیست محیطی و تعهد شهروندی محیط زیست مدار(مورد مطالعه: شهروندان شهر کرمانشاه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۱۰۱
مسائل محیط زیستی از مهم ترین چالش های معاصر در سطح جهانی و ملی به شمار می روند و افزایش آگاهی عمومی در این حوزه می تواند نقش مؤثری در کاهش مخاطرات زیست محیطی و شکل گیری رفتارهای مسئولانه شهروندان ایفا کند. پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل اجتماعی مؤثر بر آگاهی از مخاطرات زیست محیطی و تعهد به وظایف شهروندی محیط زیست مدار در میان شهروندان کرمانشاه، با استفاده از رویکردی ترکیبی (کیفی و کمی) انجام شده است. از بعد کیفی، روش تحلیل مضمون و مصاحبه با متخصصان حوزه جامعه شناسی و محیط زیست و از بعد کمی، پیمایش توصیفی با استفاده از پرسشنامه میان ۳۸۴ نفر از شهروندان بالای ۱۸ سال شهر کرمانشاه انجام گرفت. نمونه گیری در بخش کمی بر اساس فرمول کوکران و در بخش کیفی با روش اشباع نظری صورت گرفت. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و MAXQDA در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی انجام شد. یافته های پژوهش نشان داد متغیرهای آگاهی از مخاطرات زیست محیطی، دینداری، سرمایه فرهنگی، سرمایه اجتماعی و وضعیت اشتغال تأثیر مثبت و معناداری بر میزان تعهد به شهروندی محیط زیست مدار دارند، در حالی که فردگرایی تأثیر منفی دارد. همچنین سن و سرمایه اقتصادی نیز به صورت غیرمستقیم بر تعهد زیست محیطی اثرگذارند. نتایج بخش کیفی نیز بر نقش آموزش، رسانه، تعاملات اجتماعی و سیاست گذاری در افزایش آگاهی و کنش زیست محیطی تأکید داشت. این پژوهش با بهره گیری از سنت نظری جامعه شناختی و تحلیل تجربی، شناخت بهتری از پیوند میان عوامل اجتماعی و رفتارهای زیست محیطی ارائه می دهد.
۲۳۶۹.

بررسی و تحلیل کنش سیاسی متقابل دولت های ایران و ترکیه با کُردها در دوران معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۱۵۹
مسئله کُردها از ماندگارترین و چندبعدی ترین چالش های ژئوپلیتیکی در خاورمیانه به شمار می آید که تأثیر عمیقی بر سیاست های داخلی و خارجی جمهوری اسلامی ایران و جمهوری ترکیه داشته است. این پژوهش با هدف تحلیل تطبیقی راهبردهای سیاسی این دو کشور در قبال جمعیت کُرد خود در دوران معاصر انجام شده است. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی بوده و از تحلیل محتوای اسناد و منابع معتبر برای بررسی کارآمدی بلندمدت سیاست های قومی در حفظ انسجام ملی، ثبات و کارآمدی حکمرانی استفاده شده است. یافته ها نشان می دهد که ترکیه به طور تاریخی سیاست همگون سازی فرهنگی را در پیش گرفته و در تلاش بوده است تا هویتی یکنواخت با محوریت قومیت تُرک ایجاد کند. این راهبرد با انکار نظام مند زبان، فرهنگ و امکان بیان سیاسی برای کُردها همراه بوده و منجر به تنش، درگیری مسلحانه و تعمیق شکاف های قومی در مناطق کردنشین شده است. حتی اصلاحات دوره ای نیز اغلب با سرکوب مجدد همراه بوده و مشروعیت خود را از دست داده اند. در مقابل، رویکرد ایران، اگرچه با محدودیت های اقتصادی و سیاسی همراه است، نسبتا فراگیرتر بوده است. هویت کُردی به طور رسمی انکار نشده و پیوندهای تاریخی و فرهنگی میان کُردها و دیگر اقوام ایرانی در سیاست های فرهنگی ایران تا حدی به رسمیت شناخته شده است. این امر از شدت واگرایی قومی کاسته و مانع از بروز جدی گرایش های تجزیه طلبانه شده است. نتیجه گیری پژوهش تأکید دارد که سیاست های مبتنی بر شمول، مشارکت و به رسمیت شناختن فرهنگی، بیش از سیاست های طردگرایانه در حفظ ثبات و انسجام اجتماعی مؤثرند. نگاه به تنوع قومی به عنوان سرمایه اجتماعی، لازمه حکمرانی پایدار در جوامع چندقومیتی است.
۲۳۷۰.

مکان یابی پهنه های مستعد مجموعه های مسکونی با رویکرد پایداری (مطالعه موردی: شهر اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۹۶
مسکن در بسیاری از موارد، مهمترین عامل تاثیرگذار و اساسی در میزان رضایتمندی یک فرد از سکونت در یک محله، مسکن و شرایط محیطی آن می باشد. از سیاست های پایداری در اکثر کشورهای جهان و به ویژه ایران، احداث مجموعه های مسکونی در راستای رفاه و نگهداری از جان شهروندان و به حداقل رساندن آسیب های احتمالی در حوزه انسانی است. آنچه در تناسب با سیاست مطرح شده اهمیت دارد، موقعیت و انتخاب محل مناسب جهت مجموعه های مسکونی پایدار است. پژوهش حاضر با هدف جانمایی مجموعه های مسکونی پایدار با رویکرد پایداری در سطح شهر اصفهان تدوین شده است. بدین منظور 13 شاخص مکان یابی مجموعه های مسکونی پایدار در قالب شش معیار کلی (جمعیتی، عملکردی، کالبدی و طبیعی- محیطی)، انتخاب و با بهره گیری از مدل فرآیند تحلیل شبکه ای(ANP) ضریب اهمیت معیارها و زیرمعیارها مشخص و ضرایبِ به دست آمده در محیط سیستم اطلاعات جغرافیایی(GIS) در لایه های اطلاعاتی تأثیر داده شد. با همپوشانی آنها، پهنه های مستعد جهت ساخت مجموعه های مسکونی پایدار شناسایی شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد از بین معیارهای کلی، معیار فیزیکی با وزن 371/0 و از بین شاخص ها، شاخص اجتماعی فرهنگی با وزن 071/0 کمترین ضرایب اهمیت را به خود اختصاص داده اند. نتایج حاصل از تحلیل ترکیبی -GIS ANP نشان داد که مناطق غربی و شرقی شهر اصفهان (مناطق4و 7و 8 و 12 و 15 ) مستعد مجموعه های مسکونی است.در خصوص بهترین نقاط برای ساخت مجموعه های مسکونی پایدار در سطح شهر اصفهان، نتایج تحلیل ترکیبی -GIS ANP نشان داد مناطق غربی و شرقی، بیشترین مکان مستعد برای ساخت سکونت گاه های پایدار را به خود اختصاص داده اند. همچنین نواحی مرکزی بیشترین مکان های نامناسب را از نظر الگوی همجواری به خود اختصاص داده اند.
۲۳۷۱.

تحلیل اثرات گردشگری بر انسجام و مشارکت اجتماعی سالمندان، مطالعه موردی: بخش آسارا، استان البرز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۵ تعداد دانلود : ۱۶۴
توسعه فعالیت های گردشگری با شناسایی نیازها و خواسته های مشتریان هدف می تواند زمینه را برای ایجاد پویایی اجتماعی - اقتصادی جوامع هموار نماید. در اکثر ارزیابی های به عمل آمده، تأثیرات اقتصادی مهم تر از ملاحظات دیگر است. لیکن؛ امروزه در میان حوزه های مختلف گردشگری، گردشگری سالمند به دلیل قابلیت و مزیت های رقابتی، از توجه زیادی برخوردار شده است. هدف این پژوهش بررسی اثرات گردشگری در سلامت اجتماعی سالمندانی است که به بخش آسارا سفر می کنند و از نظر نوع، ﮐﺎرﺑﺮدی و از لحاظ ماهیت، توصیفی - تحلیلی است و از روش کتابخانه ای و میدانی (پرسش نامه استاندارد سلامت اجتماعی، کییز) جهت گردآوری اطلاعات استفاده شده است. جامعه آماری تحقیق حاضر گردشگران سالمند حاضر در بخش آسارا می باشد که از فرمول کوکران نامتناهی جهت برآورد حجم نمونه استفاده گردید، بر اساس این فرمول با میزان خطای 0/5 حجم نمونه برابر با 384 برآورد شده است. یافته ها نشان می دهد، بر اساس آزمون تی تک نمونه ای و مطلوبیت عددی 3، سه بُعد (شکوفایی اجتماعی، انسجام اجتماعی و مشارکت اجتماعی) با آماره های تی 32/54، 27/23 و 24/29 دارای مطلوبیت و دو بُعد (پذیرش اجتماعی و همبستگی اجتماعی) با آماره های تی 0/24 و 4/34- کمتر از شرایط مطلوب ارزیابی شده است، همچنین نتایج رگرسیون لجستیک نشان داد به ترتیب بعد مشارکت اجتماعی، بعد پذیرش اجتماعی و بعد همبستگی اجتماعی بیش ترین نقش را در تمییز گردشگران سالمند به دو گروه دارای اوقات فراغت کمتر از یک روز و دارای اوقات فراغت بیشتر از یک روز ایفا می کنند. با استفاده از مدل محاسبه تحلیل تشخیصی به پیش بینی پذیری مدل پرداخته شده است که نتایج نشان می دهد، در تمام ابعاد سلامت اجتماعی، سالمندان دارای اوقات فراغت بیشتر از یک روز دارای میانگین بالاتری نسبت به سالمندانی که اوقات فراغت کمتر از یک روز دارند می باشد و مدل پژوهش قابل قبول می باشد. همچنین نتایج ماتریس ساختاری تحلیل تشخیصی نشان می دهد، بیشترین اثرات گردشگری بر روی بعد مشارکت اجتماعی و پذیرش اجتماعی سلامت اجتماعی و با مقادیر 0/541 و 0/501 می باشد.
۲۳۷۲.

توسعه گردشگری غذا و نقش آن در توانمندسازی زنان ، مطالعه موردی: شهرستان مریوان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۷ تعداد دانلود : ۱۷۲
امروزه گردشگری غذا یکی از انواع جدید گردشگری است که در مسیر رشدقرار گرفته است. زنان در گردشگری غذا نیز مانند سایر بخش های گردشگری نقش دارند. یکی از شروط رشد مدوام گردشگری، بهروری مناسب از منابع انسانی است و زنان به عنوانی نیمی از جامعه انسانی قابل چشم پوشی نیستند. هدف این پژوهش، بررسی نقش توسعه و رشد گردشگری غذا در توانمند سازی زنان شهرستان مریوان است. جامعه آماری جهت انجام این پژوهش از میان زنان شاغل در گردشگری غذا و زنانی که به صورت مستقیم با این زنان در ارتباط بودند، مورد بررسی قرار گرفته اند. برای تجزیه و تحلیل داده ها و شناسایی اثر متغیرهای پژوهش از مدل یابی معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی به وسیله ی نرم افزار اسمارت پی ال اس، استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که گردشگری غذا در شهرستان مریوان در چند سال اخیر رشد داشته و رشد این بخش از صنعت گردشگری به نوبه خود توانسته روی توانمندسازی زنان به عنوان بخشی حائز اهمیت در جامعه هم از لحاظ اقتصادی، اجتماعی-فرهنگی و هم از لحاظ روانشناختی موثر باشد و زنان در طول سال های اخیر از لحاظ هرکدام از این شاخص ها توانسته اند جایگاه خود را تغییر داده و نسبت به قبل رشدکرده اند. با توجه به نرخ بالای بیکاری در این شهرستان و وابسته بودن به بازارچه مرزی، رشد و توسعه گردشگری بخصوص گردشگری غذا با وجود تنوع بالای غذاهای محلی، می تواند سبب افزایش رفاه اقتصادی و افزایش توانایی مالی و تغییر شرایط زندگی این منطقه گردد. بررسی ها نشان داد که فعالیت های انجام شده و مقدار رشدی که در چند سال اخیر ایجاد شده توسط فعالیت های مردمی با دو هدف افزایش اشتغال و حفظ تنوع غذایی منطقه انجام گشته است.
۲۳۷۳.

تحلیل احساسات کاربرانِ پارک های شهری مبتنی بر داده های فضای مجازی؛ با بهره گیری از روش های مدل گرا و غیرمدل گرا، مطالعه موردی: پارک ملت تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۱ تعداد دانلود : ۱۴۲
از میان انواع فضاهای شهری، فضاهای سبز شهری و پارک ها، به عنوان تنفس گاه های شهر، عرصه هایی سرسبز و آرامش بخش هستند و، به عنوان بستر فضایی پژوهش انتخاب شده اند. بنابراین این مقاله، با هدف تحلیل احساسات کاربران از پارک ملت تهران، در قالب پژوهشی تحلیلی و مبتنی بر روش کمی (رویکرد یادگیری ماشین نظارت شده و مبتنی بر لغت) است. داده ها پس از پیش پردازش و برچسب گذاری، با دو روش: مدل گرا و غیرمدل گرا، بررسی و تحلیل احساسات با زبان برنامه نویسی پایتون، انجام شده است. مقایسه این دو روش نشان داد که از میان الگوریتم های یادگیری ماشین، ایکس. جی.بوست با بیشترین دقت (87%)، کی-نزدیکترین همسایه و ماشین بردار پشتیبان با دقت کمتر، قابلیت پیش بینی احساسات در فضاهای سبز را دارند. روش لغوی (استفاده از فرهنگ لغت ویدر) در مقایسه با یادگیری ماشین، قابلیت پیش بینی کمتری دارد. در نهایت مدل یادگیری گروهی از نوع پشته سازی که برای بالا بردن دقت مدل استفاده شده که بر اساس نتایج ماتریس درهم آمیختگی (96%) قابلیت پیش بینی احساسات را دارد. بنابراین با بهره گیری از روش مبتنی بر داده های فضای مجازی، می توان، به پیش بینی احساسات کاربران سایر فضاهای سبز شهری با سرعت و دقت بالا در شهر تهران دست یافت.
۲۳۷۴.

مطالعه تأثیر هواویزها بر ویژگی های ابر و توفان های تندری در مناطق غرب و جنوب غرب ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۷ تعداد دانلود : ۱۵۴
هواویزها ذرّات جامد یا مایع معلق در جوّ هستند که از منابع طبیعی و انسان زاد انتشار می یابند و با جذب و پراکندگی تابش های طول موج کوتاه خورشیدی و طول موج بلند زمینی به طور مستقیم بر توازن تابشی جوّ اثر می گذارند. از آنجائی که هواویزها نقش عمده ای در هسته زایی قطرک های ابر و بلورهای یخ به صورت ناهمگن دارند، به طور غیرمستقیم بر فرایندهای خردفیزیکی ابر نیز تأثیر می گذارند. پیچیدگی سازوکار مربوطه موجب شده تا بررسی آ نها در خلال توفان های تندری از اهمّیّت بیشتری برخوردار شود. در مطالعه حاضر، اثر هواویزها بر ویژگی های ابر در مناطق غرب و جنوب غرب ایران در طی رخدادهای توفان تندریِ سال های 2000 تا 2014 بررسی شده است. در این راستا، داده های اندازه گیری شده کسر ابر، ضخامت نوری ابر یخی، فشار و دمای قلّه ابر و عمق نوری هواویزها (AOD) از سنجنده MODIS برای دو منطقه متفاوت اقلیمی R1 و R2 برای بازه مطالعاتی 15 ساله استخراج شد. از سال 2000 تا 2003 از داده های ماهواره Terra و از سال 2003 تا 2014 از داده های ماهواره Aqua استفاده شده است. منطقه R1 به دلیل موقعیت جغرافیایی آن و نزدیکی به بیابان های کشورهای همسایه تحت تأثیر توفان های گردوخاک قرار می گیرد. منطقه R2 ساحلی بوده و بیابان های کشورهای حاشیه خلیج فارس و نیز تراکم کشتی ها سبب ایجاد منابع گوناکون هواویز در این منطقه می شود. نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که افزایش هواویزها، کسر ابر را در هر دو منطقه افزایش می دهند (با ضرایب همبستگی به ترتیب برابر 35/0 و 39/0)، اما بسته به نوع هواویزها، اثرات متفاوتی بر ضخامت نوری ابر یخی و ارتفاع قلّه ابر دارند. همبستگی مثبت (54/0) بین AOD و ضخامت نوری ابر یخی در منطقه R1 و همبستگی منفی (25/0-) بین AOD و ضخامت نوری ابر یخی در R2 وجود دارد. همچنین، بین AOD و ارتفاع قلّه ابر در هر دو منطقه به ترتیب همبستگی مثبت 54/0 و 32/0 به دست آمد
۲۳۷۵.

نقش گردشگری ساحلی در توسعه جامعه محور (مورد مطالعه: شهر بندر انزلی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۲ تعداد دانلود : ۱۶۱
امروزه شهر بندری انزلی مقصد گردشگران طبقه متوسط ایرانی به شمار می رود. بازدید از دریا، جاذبه های ساحلی منحصربه فرد و جذابیت های اقتصادی چون منطقه آزاد انزلی، مراکز خرید و... سبب سرازیر شدن جمعیت قابل توجهی به این شهر شده و اثرات اقتصادی، اجتماعی-فرهنگی، زیست محیطی و سیاسی مثبت و منفی در جامعه میزبان برجای گذاشته است. هدف از پژوهش حاضر، بررسی نقش گردشگری ساحلی در توسعه جامعه محور بندر انزلی در ابعاد اقتصادی، فرهنگی-اجتماعی، زیست محیطی و سیاسی است. برای گردآوری داده های تحقیق، از روش های کتابخانه ای و میدانی استفاده گردید. جامعه آماری این پژوهش شهروندان بندر انزلی بوده و حجم نمونه از طریق فرمول کوکران با سطح خطای 5 درصد، 383 نفر محاسبه شد. روایی پرسشنامه توسط متخصصان و پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ  با ضریب 917/0 تأیید شد. جهت تحلیل داده ها از نرم افزارهای آماری SPSS و Smart PLS نسخه 3 استفاده شده است. نتایج به دست آمده نشان داد گردشگری ساحلی بر توسعه اقتصادی بندر انزلی با ضریب مسیر641/0، بر توسعه فرهنگی- اجتماعی با ضریب مسیر532/0و بر توسعه سیاسی با ضریب مسیر498/0 اثرگذار بوده اما رابطه معناداری بین گردشگری ساحلی و توسعه زیست محیطی بندر انزلی گزارش نشده است. بر این اساس می توان گفت گردشگری ساحلی علاوه بر اثرگذاری مثبت بر توسعه اقتصادی و فرهنگی-اجتماعی و اثرگذاری نسبی بر توسعه سیاسی بندر انزلی، تخریب و آسیب رسانی به محیط زیست را نیز به همراه داشته است.
۲۳۷۶.

یک رویکرد سنجش ازدور برای ارزیابی تغییرات دما با استفاده از تحلیل فضایی و رگرسیون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۳ تعداد دانلود : ۱۴۷
شهرنشینی بر محیط حرارتی شهری تأثیر بسزایی دارد و این تغییرات بر اقلیم، محیط و کیفیت زندگی ساکنان تأثیر گذاشته است. هدف از این مطالعه ارزیابی روند تغییرات طولانی مدت دمای سطح زمین و جزایر حرارتی شهرستان اهواز با استفاده از روش الگوریتم پنجره مجزا 3 «SW» در بازه زمانی 2014 تا 2022 می باشد. در این تحقیق به منظور برآورد دقیق دامنه تغییرات دمای سطح زمین، از تخمین گر «تیل- سن» و مدل «من-کندال» استفاده شد. خودهمبستگی فضایی جزایر حرارتی با استفاده از شاخص موران محلی و ارتباط روند تغییرات دمای سطح زمین با پارامترهای کاربری شهری با استفاده از رگرسیون حداقل مربعات معمولی4 «OLS»  و رگرسیون وزنی5 «GWR» مورد ارزیابی قرار گرفت. از الگوریتم فیوژن، گرام-اشمیت نیز برای افزایش قدرت تفکیک مکانی تصاویر ماهواره لندست-8 استفاده شده است. تحلیل روند «تیل- سن» نشان داده است که 61/93 درصد منطقه دارای روند افزایشی و 39/6 درصد دارای روند کاهشی می باشد، بر اساس نتایج آزمون معنی داری «من –کندال» تنها 6 درصد مساحت منطقه دارای روند کاهش یا افزایش دایم معنی دار می باشد و دیگر بخش ها فاقد روند معنی داری هستند. نتایج همبستگی پیرسون بین دمای هوای محاسبه شده با دمای ایستگاه زمینی برابر با 716/0 می باشد. ارزیابی دمای سطح زمین با استفاده از روش همبستگی فضایی موران جهانی نشان داد که دما دارای ساختار فضایی با الگوی خوشه ای است و مقدار آن بین 63/0 تا 68/0 متغیر می باشد. در نتایج شاخص موران محلی مشاهده شد که میزان جزایر حرارتی در سال 2019 نسبت به بقیه سال ها به طور چشمگیری کاهش یافته است. بررسی اثر عوامل کاربری شهری (فاصله از مناطق مسکونی، فاصله از فضای سبز، فاصله از رودخانه، فاصله از صنایع و فاصله از جاده) بر روند تغییرات دما با استفاده از روش های «OLS» و «GWR»، نشان داد که همه پارامترهای مستقل درنظرگرفته شده، معنی دار می باشند و مدل «GWR» نتایج بهتری نسبت به «OLS» در منطقه مورد مطالعه داشته است.
۲۳۷۷.

The Role of Economic Reforms in Consolidating Neopatrimonialism in Saudi Arabia from the Conflict Theory Point of View(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۳ تعداد دانلود : ۱۹۸
This article employs the theoretical framework of the conflict school to examine the role of economic reforms in consolidating neopatrimonialism in Saudi Arabia. The central hypothesis of the article is that the recent initiatives of Mohammed bin Salman, particularly through the Vision 2030 document, aimed at adapting the Saudi political system to internal and external changes, maintaining stability and continuity of the regime, and centralizing power in his hands, have contributed to the consolidation of neopatrimonialism in the country. While these economic and social reforms ostensibly aim to modernize Saudi Arabia's economy and society, they effectively function as tools to reinforce traditional power structures and solidify the dominance of the Al Saud family, particularly Mohammed bin Salman himself. By analyzing available data and recent political-economic trends in Saudi Arabia, the article addresses the question of how economic reforms have contributed to the consolidation of neopatrimonialism and what implications this has for the country's power structure. The findings reveal that these reforms, while creating superficial changes in the economy and society, act as mechanisms to preserve and strengthen the patrimonial system and perpetuate the dominance of the ruling elite.
۲۳۷۸.

ارزیابی اثربخشی اجرای پروژه مدیریت مشارکتی روستایی بر سرمایه اجتماعی جوامع روستایی: کاربرد تحلیل شبکه اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۷۰
هدف: هدف تحقیق حاضر ارزیابی اثربخشی اجرای پروژه مدیریت مشارکتی روستایی بر سرمایه اجتماعی جامعه روستایی در شهرستان گچساران، از طریق روش تحلیل شبکه است. روش پژوهش: در تحقیق حاضر میزان سرمایه اجتماعی شبکه از طریق روش تحلیل شبکه و شاخص های سطح کلان شبکه در روستاهای پادوک و آرو از توابع شهرستان گچساران استان کهگیلویه و بویراحمد که تحت پوشش طرح آبادانی و پیشرفت منظومه های روستایی است، سنجش گردیده است. در این پژوهش جهت سنجش سرمایه اجتماعی از روش تحلیل شبکه اجتماعی، تکمیل پرسش نامه تحلیل شبکه ای و مصاحبه مستقیم با اعضای صندوق های خرد توسعه روستایی و با استفاده شاخص های سطح کلان شبکه نظیر تراکم، دوسویگی، انتقال یافتگی و میانگین فاصله ژئودزیک استفاده شد. یافته ها: میزان شاخص تراکم در بین اعضای صندوق های خرد توسعه، در پیوندهای اعتماد و مشارکت بعد از اجرای پروژه افزایش یافته است. افزایش میزان تراکم در افراد سبب توسعه اعتماد، مشارکت و سرمایه اجتماعی در سطح افراد می شود. دوسویگی پیوندها نیز در ابعاد اعتماد و مشارکت بعد از اجرای پروژه روند افزایشی داشته است. افزایش این شاخص باعث پایداری شبکه اعضای صندوق به میزان مطلوب شده است. میانگین فاصله ژئودزیک در پیوندهای اعتماد و مشارکت در دو روستا بعد از اجرای طرح نزدیک به عدد یک شد که نشان دهنده بالا بودن سرعت گردش منابع و اطلاعات در افراد بوده و اتحاد و یگانگی بالای افراد را بیان می کند. نتیجه گیری: برای ایجاد بسیج جامعه محلی، توانمندی اجتماعی و پایداری اقتصادی و اجتماعی جامعه موردبررسی و درنهایت استقرار مدیریت مشارکتی، ضرورت دارد که میزان سرمایه اجتماعی افزایش یابد که این عامل نیز فرصتی برای ایجاد ظرفیت در جهت مشارکت ایجاد کرده که تأثیر بسزایی بر روند مدیریت مشارکتی اجتماع محور در منطقه دارد.
۲۳۷۹.

شبیه سازی مرزهای رشد منطقه کلانشهری اصفهان در افق 2050(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۹۲
مرزهای رشد یکی از ابزارهای کلیدی برای کنترل و مدیریت توسعه فیزیکی مناطق کلان شهری محسوب می شود. گسترش بی رویه و برنامه ریزی نشده در این مناطق به یکی از معضلات اصلی برای مدیران و برنامه ریزان شهری و منطقه ای تبدیل شده است، چراکه این فرایند به تخریب اراضی کشاورزی و منابع طبیعی منجر می شود. هدف این پژوهش، شبیه سازی و ارزیابی تغییرات آینده مرزهای رشد در منطقه کلان شهری اصفهان باهدف حفظ منابع زیست محیطی و کنترل گسترش کالبدی است. در این راستا، با استفاده از رویکرد اثبات گرایی که روندی تحلیلی و سنجش محور را در پیش می گیرد به سنجش تصاویر ماهواره ای استخراج شده، میزان تغییرات گسترش کالبدی منطقه کلان شهری اصفهان با استفاده از شبکه های عصبی مصنوعی و ماشین های یادگیری پیش بینی شده است و مرز های رشد در افق زمانی 2050 نیز ترسیم گردیده است. نتایج یافته های تحقیق نشان می دهد که منطقه کلان شهری اصفهان طی دهه های اخیر با گسترش بی رویه به خصوص در بعد کالبدی مواجه بوده و کاهش اراضی کشاورزی و طبیعی به یکی از چالش های اصلی آن تبدیل شده است. بر اساس شبیه سازی های انجام شده، مرزهای رشد پیشنهادی می توانند به عنوان ابزاری مؤثر در مدیریت و برنامه ریزی توسعه شهری - منطقه ای و جلوگیری از تخریب بیشتر منابع و اراضی طبیعی به کار گرفته شوند
۲۳۸۰.

Elucidating the Structural Relationships of In-Between Spatial Systems in Relation to Presence Quality (Case Study: Qeysarieh District, Isfahan Bazaar)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۱۰۹
This research examines the role of in-between spatial systems in enhancing presence quality, taking the Qeysarieh precinct of the Isfahan Bazaar—one of the principal connectors between Naqsh-e Jahan Square and the historic bazaar network—as the study area. The precinct was selected owing to its high density of pedestrian flows, adjacency to tourism–service–commercial land uses, and diversity of intermediary spatial elements. The study adopted a mixed-methods (quantitative–qualitative) approach. In the quantitative component, perceptual data from 351 users regarding four dimensions—environmental, physical, functional, and psychological—were collected through a standardized questionnaire and analyzed using the one-sample t-test and Friedman test. In the qualitative component, the spatial structure was evaluated through a space-syntax approach at four levels: axial analysis (Integration, Choice, Mean Depth), visibility analysis (VGA) and isovists, agent-based simulation, and assessment of overall intelligibility. Quantitative results indicated that psychological, functional, and environmental dimensions were assessed above baseline, whereas the physical variable showed no significant difference. Syntactic analysis showed that the Zarrabkhaneh route and Qeysarieh Chahar-Suq exhibited the highest centrality and distributive roles, and that chahar-suqs exerted greater influence on movement and stopping than corridors. The low coefficient of determination for intelligibility (R² = 0.11) indicates a need to improve perceptual guidance within secondary networks. Integrating quantitative and qualitative findings suggests three principal strategies whose implementation, by aligning form, function, and perception, can increase the sustainability of presence quality and enhance user experience within historic urban fabrics.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان