فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۴۰ مورد از کل ۱۱٬۵۲۱ مورد.
منبع:
نقد و نظریه ادبی سال ۱۰ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۰)
127 - 149
حوزههای تخصصی:
نظریه تخیل ماده گاستون باشلار، فیلسوف فرانسوی، یکی از مهم ترین دیدگاه های پدیدارشناسانه معاصر است. باشلار شاعران را بر مبنای غلبه یکی از چهار عنصر: هوا، خاک، آب و آتش در صور خیال آنها تحلیل می کند. هریک از این چهار ماده ویژگی ها و خواص و اثرات خاص خود را دارد که لاجرم آن را بر انگاره ادبی مربوط به خود نیز تحمیل می کند. ازسوی دیگر، باشلار خانه را به عنوان مرکزی در نظر می گیرد که مایه سکنی و درون بودگی آنها می شود. خانه محل تجمع و همگرایی رانه های ناخودآگاه هستی در جهان است و بدین معنا مکان کاوی خانه خیالی شاعر، روشنگر بوطیقا یا نظام ادبی حاکم بر اندیشه اوست. از طریق مکان کاوی و همچنین بررسی شکل خانه می توان به پستوهای رازآلود ذهن شاعر راه یافت. نیما یوشیج نه تنها یکی از برجسته ترین شاعران ادب فارسی بلکه بنیانگذار شعر نو فارسی و جریان ساز نحله ادبی نو در شعر فارسی است. اهمیت نیما در سیر ادب فارسی به واسطه انقلاب عمیقی است که وی در شیوه ساخت صور خیال در شعر فارسی پدید آورد. ساختار بوطیقای شعر فارسی و البته فرم آن با نیما یوشیج متحول شد و بدین دلیل تحلیل بوطیقای نیما اهمیتی دوچندان می یابد. آشیانه، یک خانه هواگون است. بسامد بسیار پدیدارهای طبیعی: درخت، لانه، مرغ، آسمان، کوه و مانند آن در شعر نیما یوشیج نشان می دهد که عنصر غالب بر ذهن و تخیل وی ماده هوا است و مقاله حاضر به تحلیل همین عنصر در شعر او می پردازد.
زیباشناسیِ اکنون در جهان بودلر: وارونه سازیِ تعالیِ افلاطونی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقد و نظریه ادبی سال ۱۰ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۰)
201 - 223
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر با روش کتابخانه ای و رویکرد بینارشته ای بر رابطه دیدگاه افلاطون و بودلر درباره اثر زیباشناختی متمرکز است. اعتقاد افلاطون به «هنر همچون بازنمایی» قرون دراز بر تفکر غربی حاکم بوده است. این نظریه، زیبایی را تابع حقیقت و بازنمایی آن می سازد. اگر حقیقت نزد افلاطون کلی و ثابت و ابدی است، آنگاه زیبایی اصیل نیز باید همین ویژگی ها را داشته باشد. بودلر نخستین متفکری بود که با اعتقاد به جنبه فرّار و گذرایِ زیبایی، علیه سنت طولانی افلاطونی شورید. هنرمندِ بودلری شکاف افلاطونی میان امر ابدی و امر زمانمند را انکار می کند، دقیقاً همان چیزهایی را درآغوش می کشد که افلاطون سایه و شبح می نامید. ابدیت و زمان به آشتی می رسند. از دید بودلر، برخلاف نظر افلاطون، زیبایی به معنای تعالی از امر اینجایی و اکنونی نیست. برعکس، زیباییِ هرچیز ریشه در «حال بودن» آن دارد. بودلر مفهوم «تعالی همچون حلول» را دربرابر مفهوم افلاطونی از «تعالی همچون فراروی و تفوق» می نهد. بدین معنا، هر سنتی مدرنیته خودش را دارد و هنرمند اصیل کسی است که این مدرنیته خود را کشف کند. بودلر با نظریه افلاطون درباره «هنر همچون بازنمایی» مخالفت می ورزد، زیرا امر نو یا همان امر خاص و منحصربه فرد نمی تواند محصول بازنمایی باشد. نظر منفیِ بودلر نسبت به عکاسی را باید در همین مخالفت با بازنمایی دانست. در نگاه بودلر، رابطه افلاطونیِ فلسفه و هنر وارونه می شود و این فلسفه است که جنبه زیباشناختی پیدا می کند.
آیرونی به مثابه گفتمان رمانتیستی و تقابل مقدّس و نامقدّس در شعر بختیارعلی؛ بر اساس رویکرد نشانه شناختی اومبرتو اکو
منبع:
تحلیل گفتمان ادبی دوره ۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
75 - 94
حوزههای تخصصی:
نشانه شناسی آیرونی، رویکردی است که با تمرکز بر تقابل میان مقدّس و نامقدّس، به تحلیل لایه های پنهان معنا در آثار ادبی می پردازد. آیرونی در این چارچوب نه تنها به طنز یا تضاد سطحی اشاره دارد، بلکه به تضادهای عمیق معنایی میان تجربه انسانی و جهان اطراف او توجه می کند و امکان بازنمایی پیچیدگی های درونی شخصیت ها و جهان شعری را فراهم می آورد. هدف این تحقیق، بررسی نحوه بازنمایی تقابل مقدّس و نامقدّس در دو شعر از بختیار علی از منظر نشانه شناسی تأویلی اومبرتو اکو و رمانتیسم عرفانی است. این پژوهش، به دنبال کشف تأثیر رمزگان های عرفانی و رمانتیک در ساختار معنایی شعر است و تلاش دارد، نشان دهد که چگونه شعر، تجربه ای چندلایه و عمیق را به خواننده منتقل می کند. روش تحقیق، به صورت توصیفی-تحلیلی است و داده های تحقیق شامل نمونه ای منتخب از اشعار بختیار علی هستند که با تحلیل نمادها، استعاره ها، تصاویر و رمزگان های شعری مورد بررسی قرار گرفته است. یافته ها حاکی از آن است که شعر بختیار علی با بهره گیری از عناصر نمادین و تصاویر پیچیده، آیرونی را در شعرهای خود به شکلی به کار برده است که در آن، مفاهیم مقدّس و نامقدّس، زشت و زیبا و زمینی و ملکوتی، با هم درآمیخته است و به صورت تجربه ای درونی، تضادها و تعارض های روحی شاعر را بازنمایی می کند. در نهایت، این روش امکان فهم بهتر تجربه های عرفانی و رمانتیک انسان را فراهم می آورد و تأکید دارد زبان شعری نه تنها ابزاری شاعرانه، بلکه واسطه ای برای انتقال تجربه های عمیق انسانی و عرفانی است.
«ابر- زن» به عنوان یک کالای نوظهور در نظام سرمایه داری متأخر: دیدگاه های ژیژک و بدیو پیرامون موقعیت زنان در دوران معاصر
منبع:
تحلیل گفتمان ادبی دوره ۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
19 - 44
حوزههای تخصصی:
نظام سرمایه داری متأخر، سوژه را به هیولایی کامجو و در بهترین حالت، به روان پریشی سردرگم تنزّل داده که مأیوسانه در پی شناخت جایگاه خود در این جهان است. ناامیدی نسبت به سوژه معاصر، سرمایه داری را بر آن داشته تا از آخرین محصول خود یعنی ابر-زن رونمایی کند تا هژمونی دلخواه خود را فراهم سازد. پسا-سرمایه داری، همه توجه خود را معطوف به «ابر-زن» نموده و مسیر پیشرفت او را در تمام عرصه های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی هموار ساخته است. این پژوهش با بهره بردن از دیدگاه های آلن بدیو و اسلاوی ژیژک، ظهور ابر-زن را مرتبط با سقوط جایگاه مرد در دوران معاصر می داند. بدیو به واسطه دیدگاه مسیحی-کمونیستی خود، باور دارد که از درون نظام سرمایه داری ناجی ای به نام «نو-دختر» ظهور می کند تا نوید بخش آزادی بشریت باشد؛ اما ژیژک، پیدایش نو-دختر را با نظریه دیالکتیک هگل پیوند می دهد که به عنوان یک پادنهشت برخاسته از دل نظام سرمایه داری می داند و آن را به چالش می کشد. یافته اصلی پژوهش حاضر بر این نکته تأکید می ورزد که ژیژک در نظریه مورد بحث، ضمن متهم کردن نظام سرمایه داری به ریاکاری در تسامح با جنبش های جنسیتی نوظهور، همگان را به انجام یک «اقدام» برای رسیدن به آزادی واقعی دعوت می نماید.
تحلیل انتقادی گفتمان در اشعار میرزاده عشقی با تأکید بر موسیقی درونی و سبک خطابی
منبع:
تحلیل گفتمان ادبی دوره ۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
45 - 68
حوزههای تخصصی:
شعر مشروطه را باید عرصه ای برای ظهور گفتمان های اعتراضی، ضد هژمونیک و بیداری اجتماعی دانست که در آن، زبان، نه صرفاً ابزار بیان، بلکه کنشی اجتماعی و ایدئولوژیک تلقی می شود. در این میان، میرزاده عشقی یکی از برجسته ترین شاعرانی است که با بهره گیری از شگردهای زبانی، آوایی و بلاغی، گفتمان سیاسی عصر مشروطه را در قالب شعر متعهد بازنمایی کرده است. پژوهش حاضر با تکیه بر نظریه تحلیل انتقادی گفتمان نورمن فرکلاف و به کارگیری الگوی سه سطحی او (تحلیل متن، کنش گفتمانی، کنش اجتماعی)، به بررسی کارکردهای موسیقی درونی و لحن خطابی در اشعار میرزاده عشقی می پردازد. در سطح نخست، از طریق تحلیل زبانی ابیات منتخب، نشان داده می شود که چگونه تکرار، واج آرایی، ترصیع و جناس در خدمت تقویت لحن اعتراضی و اقناع مخاطب عمل می کنند. در سطح دوم، با تحلیل سبک خطابی و بینامتنیت اشعار، به نقش شعر در تولید و مصرف گفتمان سیاسی پرداخته می شود؛ و در سطح سوم، کنش اجتماعی شعر در بستر روابط قدرت، به ویژه در مقابله با استبداد سیاسی و گفتمان های سلطه بررسی می شود. یافته های این پژوهش حاکی از آن است که موسیقی درونی و سبک خطابی در اشعار عشقی، تنها عناصر زیبایی شناختی نیستند، بلکه به مثابه ابزارهای گفتمان ساز، در ایجاد لحن اعتراضی، بازنمایی هویت جمعی و سازمان دهی کنش اجتماعی نقشی بنیادین ایفا می کنند.
تحلیل گفتگوهای خسرو و شیرین در منظومه خسرو وشیرین نظامی (برپایه جفت های هم جوار)
منبع:
تحلیل گفتمان ادبی دوره ۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
29 - 54
حوزههای تخصصی:
تحلیل مکالمه، یکی از راه های کشف معانی در پاره گفتارهاست. این نوع بررسی و تحلیل هرچند زیر مجموعه تحلیل گفتمان قرار می گیرد اما به صورت مجزّا و با بررسی هر پاره گفتار می توان نحوه تعامل طرفین گفتگو و معانی مدّنظر آن ها را دریافت. جفت های هم جوار یکی از جنبه های مورد بررسی در تحلیل مکالمه است که از طریق آن می توان به چگونگی انتقال معنا و سپس تفسیر آن ها پی برد. با بررسی این جنبه از تحلیل مکالمه در مکالمه های میان خسرو و شیرین، می توان جایگاه یک پاره گفتار در جفت هم جوار را با توجّه به بافتی که در آن قرار گرفته اند، تعیین و ساختارهایی که خسرو یا شیرین برای پاسخگویی ترجیح می دهند، پیدا کرد و به تحلیل آن ها پرداخت. این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی به تحلیل مکالمه های خسرو و شیرین در منظومه خسرو و شیرین بر پایه جفت های هم جوار پرداخته است. نتایج پژوهش، بیانگر این است که خسرو و شیرین به نوبت سخن می گویند و نوبت های گفتگو را رعایت می کنند و در این میان، کسی که بیشتر از دیگری پاره گفتارهای مرتبط با سخن دیگری را بیان می کند، شیرین است و در مقایسه با خسرو بیشتر از او هم، از تمثیل برای ابراز دیدگاه و تثبیت هویّت پادشاهی خود استفاده می کند؛ امّا خسرو به طور عامدانه برخی از سخنان شیرین را نادیده گرفته و پس از چندین نوبت گفتگو که پافشاری شیرین را مشاهده می کند خود را ملزم به پاسخگویی دانسته و جفت های هم جوار با سخنان شیرین را بیان می کند.
نقد دیدگاه های تقلیل گرایانه در خوانش نظریه ادبی و شعر نیما یوشیج(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقد و نظریه ادبی سال ۱۰ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۰)
177 - 199
حوزههای تخصصی:
علم مدرن فرزند «تقلیل گرایی» است. ریشه این اصطلاح به دوران رنسانس و تلاش انسان برای فهم جهان به مثابه کل واحد ازطریق تجزیه و تحلیل اجزاءِ متکثر برمی گردد. بنابراین به نظر می رسد تقلیل گرایی در جهت مثبت کار می کند. اما خواهیم دید این مفهوم در نقد ادبی چه مشکلاتی را به بار خواهد آورد. این پژوهش به نقد دیدگاه های تقلیل گرایانه منتقدان نظریه ادبی و شعر نیما یوشیج می پردازد. نیما به عنوان اولین و مهم ترین چهره در شعر معاصر ایران، نیازمند خوانش دقیق و عمیق است، اما شش منتقد بررسی شده در این نوشتار -سیروس شمیسا، سعید حمیدیان، تقی پورنامداریان، رضا براهنی، شاپور جورکش، و محمود فلکی- گاه در آراءِ خود با رویکردی تقلیل گرایانه، مفاهیم و مسئله های نیما را به جزئیات ساده تر و آسان یاب تر کاهش می دهند. بدین منظور، پس از معرفی انواع تقلیل گرایی، حوز ه هایی نظیر فرم، سوژه و ابژه، زبان، تفسیر، و سمبول در بازخوانی نیماپژوهان واکاوی خواهد شد. با بررسی هریک از این حوزه ها نشان داده می شود که چگونه رویکردهای تقلیل گرایانه باعث از دست رفتن ارتباط اجزاء با کل می شود. نتیجه آنکه نقد ادبی باید به کلیت شعر نو نیز توجه کند و با رفت وبرگشت های مدام از جزء به کل و بالعکس، از رویکردهای یک سویه و تقلیل گرایانه بپرهیزد.
بررسی رمان پادآرمان شهری هومان نوشته محمد نصراوی بر مبنای نظریه بوم فلسفه پیر فلیکس گاتاری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظریه بوم فلسفه پیر فلیکس گاتاری، به عنوان یک رویکرد تحلیلی نوین در عرصه فلسفه و علوم اجتماعی شناخته می شود که تأکید ویژه ای بر روابط متقابل میان انسان، طبیعت و ساختارهای اجتماعی دارد. گاتاری، به عنوان یکی از بنیان گذاران نظریه بوم فلسفه، به بررسی چگونگی تعامل این عناصر در چارچوب یک نظام فلسفی جامع پرداخته است. این نظریه در تحلیل داستان های پادآرمان شهری، به ارایه ابعادی عمیق از چالش های موجود در تعامل انسان و محیط زیست می پردازد و می تواند به عنوان چارچوب نظری کارآمد در این زمینه مورد استفاده قرار گیرد. هدف این تحقیق، بررسی و تحلیل اکولوژی های جامعه، محیط زیست و ذهن، در رمان هومان با استفاده از نظریه بوم فلسفه فلیکس گاتاری است. این تحقیق به صورت تحلیلی و توصیفی انجام می شود. نتایج اولیه حاکی از آن است که رمان هومان از منظر بوم فلسفه گاتاری، نقدی عمیق بر ساختارهای اجتماعی استبدادی ارائه می دهد. «نیهیپ»، نمادی از جامعه ای است که در آن قدرت ازطریق کنترل اقتصادی، سیاسی و فرهنگی اعمال می شود و افراد به ابزارهای منفعل نظام سلطه تبدیل می شوند. سفر هومان در رمان، به عنوان مسیری برای بازتعریف هویت، با مفاهیم کلیدی نظریه گاتاری همخوانی دارد. این سفر، با عبور از سرزمین های جدید، روابط متغیر و تجربه های متفاوت، به او امکان می دهد تا در فضایی از سوژه زدایی و شدن، هویتی جدید خلق کند. به این ترتیب، می توان گفت که رمان هومان ، با بهره گیری از ساختاری فلسفی و چندلایه، روایتی از امکان های بی پایان هویت انسانی را ارائه می دهد.
خوانش روایی رویداد تاریخی «بردار کردن حسنک وزیر» بر اساس نظریه دیوید هرمن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقد ادبی سال ۱۸ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۷۱
40 - 79
حوزههای تخصصی:
تاریخ بیهقی، به عنوان یکی از آثار منحصربه فرد ادبی تاریخی، به دلیل ویژگی های خاص روایی همواره مورد توجه پژوهشگران بوده است. ابوالفضل بیهقی با به کار بردن شیوه های خاص روایت پردازی، مرز میان تاریخ، داستان و روایت را در اثر خود در هم شکسته و از رویدادهای تاریخی، اثر ادبی متمایزی را پدید آورده است. در این جستار، با روش تحلیلی توصیفی، رویکرد روایت شناسی و با استناد به نظریه دیوید هرمن، زوایای مختلف رویداد تاریخی «بردار کردن حسنک» را واکاویدیم. هرمن در بنیان نظری خود، برای تحلیل ساختارِ منجر به روایت مندی، چهار سطح واقع شدگی، توالی رویدادها، جهان پردازی/جهان پریشی و هم بوم پنداری را معرفی می کند. تحلیل روایت بیهقی از این رویداد نشان می دهد که وی در هر سطح، از شیوه های متمایز از سایر مورخان این دوره بهره جسته و توانسته از سطح گزارش فاصله بگیرد و به سطح آفرینش نزدیک شود. در سطح واقع شدگی، بیهقی با چهره های مختلف در ضمن روایت ظاهر می شود و با شگردهای تعاملی و موضع گزینی های متعدد، متن را از تک صداییِ گزارشی خارج می کند. در سطح توالی رویدادها نیز فرایند روایی مشخصی را می بینیم که دارای تعین غایت شناختی است و متن را از حالت گزارشِ صرف فاصله می دهد. بیهقی در سطح سوم روایت با ترکیب عناصر اصلی و فرعی، جهان روایی خود را برساخته است که درنهایت به ایجاد حس هم بوم پنداری در مخاطبان منجر می شود.
نگاهی انتقادی به پژوهش های مبتنی بر رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی نورمن فرکلاف در مجلات علمی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحلیل گفتمان انتقادی در سالیان اخیر در پژوهش های ادبی و غیرادبی کاربرد زیادی یافته و مقالات متعددی که رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی نورمن فرکلاف را به کار گرفته اند در مجلات علمی-پژوهشی ایران منتشر شده اند. این پژوهش در پی آن است تا با اتخاذ روش فراتحلیل به ارزیابی توصیفی و کیفی این پژوهش ها بپردازد. به همین منظور، تعداد 87 مقاله علمی-پژوهشی و همایشی را که در بازه زمانی 1380-1402 در مجلات علمی معتبر ایران چاپ شده و از تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف برای تحلیل موضوع مورد پژوهش شان استفاده کردند انتخاب شد. سپس با ابزارها و مقولات برگرفته از روش فراتحلیل به ارزیابی این مقالات در دو بخش توصیفی و تحلیلی پرداخته شد. یافته های توصیفی پژوهش در شش مقوله دسته بندی و موردبحث قرار گرفتند و به صورت جداول و نمودار خلاصه شدند. یافته های نظری پژوهش هم با نظرات و روش تحلیلی فرکلاف که در آثارش بیان شده اند مقایسه شد. یافته های نظری نشان داد که بیشترین پژوهش ها در حوزه ادبیات انجام شده و کمترین در حوزه مسائل اجتماعی. غالب پژوهش ها از نوع چگونگی (براساس شاخص های سه گانه بلینسکی) بوده و اکثر پژوهش ها وجه غیرگفتمانی روش فرکلاف را نادیده گرفته اند که این امر باعث تقلیل پژوهش ها به تحلیل متنی-مضمونی شده است. در پایان و براساس یافته های پژوهش توصیه ها یی درمورد ضعف ها و قوت های رویکرد فرکلاف و شیوه درست کاربست آن ارائه شده است.
کارکرد پسامرگ مؤلف در گفتمان پسامدرنیسم در آثار احمد بیگدلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پسامدرنیسم با تقویت خرده روایت ها در برابر کلان روایت های مدرنیته می کوشد، این اعتبار یگانه را به نفع شبکه متوازن اقتدار در هم بشکند. همین تقابل، هسته مرکزی گفتمان پسامدرن را شکل می دهد که در کارکرد روایی مشخصه های آثار پسامدرن نیز قابل رهگیری است. یکی از ویژگی های داستان های این جریان موقعیت مؤلف در آنهاست که به دلیل نامعین بودن مرزهای مدرنیسم متأخر و پسامدرنیسم، با مفهوم «مرگ مؤلف» گره خورده است، اما شواهد نشان می دهد که بازگشت مؤلف به متن، نگاه نزدیکتری به اندیشه پسامدرن است. بنابراین در این پژوهش کوشیده شده است تا براساس مفهوم پسامرگ مؤلف و کارکرد آن در تقابل با کلان روایت متن، آثار احمد بیگدلی که به ساختار پسامدرنیسم نزدیک است، مطالعه شود. نتایج به دست آمده نشان می دهد که او اگرچه اغلب از روش های غیرمستقیم برای علنی کردن حضور خود استفاده کرده است، اما توانسته با اتصال های کوتاه جهان داستان به واقعیت و ایجاد سطوح هستی شناسانه گوناگون، متن را از محور مرکزی خوانش و معنا خارج و عوامل دیگری چون مؤلف، خواننده و فرامتن را نیز دخیل کند. بااین حال محافظه کاری او در استفاده از این شیوه منجر به آن شده است که از شدت احساس پارانویا میان مؤلف و متن کاسته شود.
شش نوع خشونت در رمان دهه نود افغانستان (بر اساس دو رمان زنانه)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقد ادبی سال ۱۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۹
38 - 80
حوزههای تخصصی:
خشونت علیه زن پدیده ای شایع و نگران کننده است، به ویژه در کشور افغانستان با توجه به شرایط اجتماعی و فرهنگی ابعاد گسترده تری پیدا می کند. این تحقیق به شش نوع خشونت شامل: خشونت روانی، جسمی، اقتصادی، اجتماعی، جنسی و حقوقی اشاره دارد که در دو رمان افغانستانی از دهه 1390 شمسی بازتاب یافته است. نتایج نشان می دهد که رمان روشنایی خاکستر (1394) نسبت به رمان بگذار برایت بنویسم (1396)، بازتاب بیشتری از انواع خشونت را دارد، چراکه نویسنده خود قربانی این پدیده بوده است. پیامدهای این خشونت ها شامل بیماری های روحی و روانی، آشفتگی جو خانواده، احساس حقارت، کینه اندوزی، بدبینی نسبت به خود و دیگران، دین ستیزی، فروپاشی خانواده، مرگ طلبی و حتی خودکشی است. مقاله با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی، به بررسی عوامل ایجادکننده خشونت علیه زنان پرداخته و تأثیرات آن بر زندگی اجتماعی و روانی زنان را تحلیل کرده است. بنیاد نظری مقاله بر نظریات کیت میلت درباره عوامل خشونت و ایدئولوژی مردسالاری نهاده شده است. درنهایت، این پژوهش بر لزوم توجه بیشتر به مسائل زنان در ادبیات و نیاز به تغییرات اجتماعی برای کاهش خشونت علیه زنان تأکید می کند.
خوانش صدرایی از موتیو خط در غزلیات صائب تبریزی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقد ادبی سال ۱۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۰
1 - 36
حوزههای تخصصی:
در خوانش صدرایی از موتیو خط در غزلیات صائب تبریزی، خط نه صرفاً عنصری زیباشناختی و خوش نویسانه، بلکه تمثیلی متعالی از مراتب وجودی هستی و نسبت انسان و قرآن تلقی می شود. یافته های این مقاله نشان می دهد که صائب در کاربست موتیو خط، از سنت ادبی پیش از خود فراتر رفته و با بهره گیری از دستگاه مفهومی حکمت متعالیه، به بازخوانی هستی شناسانه آن دست زده است. در این رویکرد، خط صرفاً ابزار کتابت یا جلوه حسن نیست، بلکه موجودی است ذومراتب که در سیر نزولی خویش از عالم عقل به عالم ماده، شأنی از مظاهر اسمای الهی و تجلی حقیقت محمدیه را به همراه دارد. در این میان، نسبت خط با قرآن به عنوان کلام حق و با انسان کامل به عنوان تجسد عینی آن کلام یکی از بنیادی ترین نتایج پژوهش حاضر است؛ چنان که در غزلیات صائب، خط نه تنها آینه جمال و حامل پیام غیب، بلکه ذاتاً متحد با مصحف، صاحب خط، و صاحب جمال تلقی می شود. تحلیل هم نشینی مفاهیم صدرایی همچون تجلی، صدور، اتحاد عاقل و معقول، و مراتب چهارگانه وجود در کنار موتیو خط، نشان می دهد که صائب در منظومه فکری خود، خط را به مصداقی از کتاب وجود، آیت الله و نشانه حضور الهی تبدیل کرده است. بدین سان، غزلیات او مجالی می شود برای تأملی تازه در باب اتحاد زیبایی، وحی و وجود؛ اتحادی که در آن، خط به منزله تفسیر رمزی قرآن و تجسم عینی عقل فعال جلوه گر می شود.
معرفی شخصیت ادبی: شناختی تحقیقی یا برساختی گفتمانی؟(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقد ادبی سال ۱۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۰
175 - 210
حوزههای تخصصی:
مورخان و منتقدان ادبی سهم بسیاری در آگاهی مخاطبان از شخصیت های ادبی دارند. یکی از راه کارهای معرفی شخصیت ها، کاربرد القاب و عناوین برای آن هاست. تبارشناسیِ لقب سازی و عنوان بندی، نشان می دهد این گونه معرفی ها، کارکرد گفتمانی دارند. نمایندگان و پیروان گفتمان ها برای تثبیتِ معنا و گسترشِ گفتمان، شخصیت هایی را به فضای گفتمانیِ موردنظرشان فرامی خوانند و آن ها را آن گونه که می خواهند معرفی می کنند. نقطه عزیمتِ پژوهش حاضر، معرفی تک بُعدی شخصیت های ادبی است که وجه گفتمانی یافته اند. پرسش اصلی پژوهش این است که نمایندگان و پیروانِ گفتمان ها از چه تمهیداتی در تحدیدِ تک بُعدی معرفیِ شخصیت های ادبی استفاده می کنند؟ سؤال دیگری که در پیِ پرسش نخست، مطرح می شود این است که چه راه کارهایی برای برون رفت از تنگنای معرفی گفتمانیِ شخصیت های ادبی وجود دارد؟ برای پاسخ به این پرسش ها از نظریه تحلیل گفتمان و برساخت گرایی استفاده کردیم. یافته های این پژوهش نشان می دهد که گفتمان ها صرفاً معرف بُعدِ محدود و مشخصی از شخصیت های ادبی هستند و برای رسیدن به این مقصود، بخش هایی را از آثار ایشان برمی گزیند که در راستای اغراض همان گفتمان باشد و آن ها را به گونه ای معرفی می کنند که از پیکره متنیِ برگزیده برمی آید. درنظر گرفتن «نظم گفتمانی» و «پازل شخصیت ادبی» براساس منابع گوناگون و نگرش آزاد و همه جانبه به تمام آثار یک شاعر/ نویسنده می تواند مبنایی برای اصالت در شناخت تحقیقیِ شخصیت های ادبی باشد.
تحلیل و بررسی عنصر سواد عاطفی در شخصیت «جلال آریان» در شماری از داستان های پلیسی اسماعیل فصیح براساس الگوی گلمن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقد ادبی سال ۱۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۹
116 - 159
حوزههای تخصصی:
سواد عاطفی یا هوش هیجانی از نیازهای ضروری زندگی بشر برای بهبود روابط اجتماعی و دوری از برخی آسیب های حیطه رفتار و کاهش زمینه جرم در جامعه است. سواد عاطفی، آگاهی از هیجانات و چگونگی اثرگذاری آن در مدیریت روابط فردی و اجتماعی است تا فرد به درستی بیندیشد، تشخیص دهد و به بهترین حالت، عواطف و احساسات را دریافت کند و انتقال دهد. هرچند این موضوع بیشتر مربوط به حوزه های روان شناسی و تربیتی است، اما می توان نقش آن را در ادبیات پلیسی نیز بررسی کرد. در این پژوهش با استفاده از روش تحلیل محتوا و بررسی مقایسه ای و تطبیقی و استمداد از منابع کتابخانه ای به بررسی عنصر سواد عاطفی در زندگی «جلال آریان» شخصیت اول رمان های اسماعیل فصیح پرداخته شده و این شخصیت در پنج داستان فصیح ازجمله: «شراب خام»، «فرار فروهر»، «شهباز و جغدان»، «گردابی چنین هایل» و «درد سیاوش» تحلیل و بررسی شده است. براساس نتایج، جلال آریان به دلیل داشتن پیوند قوی بین دو حلقه شناخت و عواطف هیجانی خود توانسته است از تمام عوامل پنج گانه سواد عاطفی (الگوی گلمن) برای گره گشایی از معماهای جنایی فصیح بهره ببرد. دستاورد پژوهش آن است که فصیح از میان این عوامل، بیش از همه به یکدلی و مدیریت روابط، سپس مهارت های اجتماعی،خودآگاهی، کنترل عاطفی و کم تر از سایرین به خودانگیختگی توجه داشته است. او با هنر سواد عاطفی نه تنها پی رنگ داستان هایش را تقویت کرده، بلکه آن ها را جذاب تر و دلپسندتر نیز کرده است.
جهان بینی ریزوماتیک دلوز در هم نوایی شبانه ارکستر چوب ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقد و نظریه ادبی سال ۱۰ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۰)
151 - 175
حوزههای تخصصی:
ژیل دلوز، فیلسوف برجسته پساساختارگرای قرن بیستم، با طرح مفاهیمی نوین، الگوهای سنتی تفکر غربی را به چالش کشید. نظام «ریزومی» او، به مثابه بدیلی برای ساختارهای سلسله مراتبی، زمینه خوانشی چندصدایی و غیرمتمرکز از متون را فراهم می کند. این پژوهش با هدف تحلیل و تبیین مؤلفه های خوانش دلوزی در رمان هم نوایی شبانه ارکستر چوب ها اثر رضا قاسمی، سه شاخص کلیدی «صیرورت»، «قلمروزدایی و بازقلمروگذاری» و «اقتدارزدایی» را به عنوان چهارچوب نظری برگزیده است. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای است که از رهگذر تطبیق مفاهیم دلوزی با ساختار روایی، شخصیت پردازی و ژرف ساخت اثر، امکان بازخوانی آن در چهارچوب ادبیات پست مدرن را می سنجد. یافته ها نشان می دهد که رمان قاسمی با گریز از الگوهای خطی، تقلیل مرکزیت راوی و خلق فضاهای بینابینی، به شکلی منسجم مؤلفه های فلسفه دلوز را بازتاب می دهد. فرایند «صیرورت» در دگردیسی شخصیت ها، «قلمروزدایی» در گسست از هویت های ثابت و «اقتدارزدایی» در فروپاشی روایت های کلان، به مثابه وجوه بارز این تطبیق پذیری شناسایی شدند. این مطالعه بر آن است که هم نوایی شبانه ارکستر چوب ها ، با عبور از منطق دوگانه انگارانه، نمونه برجسته ای از ادبیات ریزوماتیک است که خوانش چندلایه پست مدرنیستی را ممکن می سازد. نتایج پژوهش، علاوه بر آشکارسازی ظرفیت های نظریه دلوز در نقد ادبی، جایگاه این رمان را به عنوان متنی پیشرو در حوزه ادبیات معاصر فارسی تثبیت می کند.
از ادبیاتِ دیجیتال شده به ادبیاتِ دیجیتال: مدخلی به بوطیقای ادبیات دیجیتال و تأملی در شیوه خوانش و آموزش آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقد و نظریه ادبی سال ۱۰ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۰)
225 - 253
حوزههای تخصصی:
با ظهور فناوری دیجیتال و فضای مجازی در چند دهه اخیر، نظام های ارزشی، سبک زندگی، مناسبات اجتماعی، و بازنماییِ وضع بشر در آثار ادبی و هنری دستخوش تغییرهای اساسی شده اند. در حوزه ادبیات نیز، نه تنها فرایند تولید و خوانش آثار جنبه دیجیتال یافته، بلکه ادبیات سنتیِ چاپی نیز به تدریج جای خود را به ادبیات دیجیتال شده و دیجیتال/ الکترونیک می دهد. بااین حال، در جوامع فارسی زبان ادبیات دیجیتال هنوز استقرار نیافته و سرشت و سازوکار آن در بحث های مربوط به ادبیات فارسیِ معاصر جایی نداشته است. پژوهش حاضر می کوشد با تحلیل دقیق این مفهوم و بررسی یک نمونه، توجه پژوهشگران ادبیات معاصر را به این موضوع جلب کند. بحث اصلی جستار حاضر این است که ادبیات دیجیتال، به سبب ماهیت چندرسانه ای و چندوجهی، خصلت تعاملی و ابرمتنی، و شرایط خاص تولید و انتشار آن، از گفتمان سنتیِ ادبیات چاپی بسیار فراتر می رود؛ از همین رو، یکی از مناسب ترین رویکردها به خوانش آن «گفتمان کاویِ چندوجهی» است که می تواند وجوه گوناگون آن را توأمان و در پیوند با یکدیگر بررسی کند. در پایان جستار نیز، برمبنای نظریه ریچاردز و راجرز درباره آموزش زبان کلامی و با اشاره به مفهوم «بازی وارسازی»، چارچوبی کلی برای بازاندیشیِ آموزش ادبیات در عصر فناوری و ادبیات دیجیتال طرح شده است.
بازنمایی نیروهای قدرت در ادبیات نمایشی دهه 1340: مطالعه موردی نمایشنامه ها ی «آی بی کلاه، آی باکلاه» و «دیکته»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقد ادبی سال ۱۸ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۷۱
221 - 256
حوزههای تخصصی:
واکاوی و بررسی متون نمایشی با درنظر گرفتن شرایط مؤثر بر شکل گیری آن ها، امری است که بینشی بهتر و نگاهی درست تر از فضایِ درونی درام به دست می دهد. قطعاً در ایجاد هر نمایشنامه، مشخصه های مهمی نقش دارند؛ از عناصر واژگانی زبانی گرفته تا شرایط اجتماعی سیاسی، خصوصاً مناسبات قدرت و اثرگذاری ایدئولوژی حاکم بر ذهنیت نویسنده. چگونگی بازنمایی نیروهای قدرت موضوعی است که پژوهشگران عرصه های گوناگون و به طور خاص، تحلیل گفتمان انتقادی، همواره به آن پرداخته اند. پژوهش حاضر بر آن است چگونگی این بازنمایی را در آثار یکی از شناخته شده ترین نویسندگان ایرانی، به عنوان نمونه ای از گفتمان سیاسی چپ، که گفتمان سیاسی غالب در میان روشنفکران پس از شهریور 1320 است، بررسی کند. از میان آثار این دوره، نمایشنامه های «دیکته» و «آی بی کلاه، آی باکلاه» نوشته غلامحسین ساعدی انتخاب شد، چرا که از مهم ترین دغدغه ها ی غلامحسین ساعدی به عنوان یک روشنفکر، آگاه کردن مردم نسبت به جهل و خرافه موجود و رهایی ایشان از یوغ دیکتاتوری داخلی و استعمار خارجی است. مشخصا ً این پژوهش، مترصد آن بوده تا به بازنمایی نیروهای قدرت بپردازد و نوع تقابل ایشان با یکدیگر را با استفاده از شیوه مذکور معین سازد. نتایج حاصل از تحلیل آثار در چارچوب رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف، گویای آن است که در سپهر ادبی سیاسی ایران سال های 1340 و 1350، عنصر قدرت نقش مهم و برجسته ای را در غالب شدن یک گفتمان، در میان گفتمان های حاضر بازی می کند.
تعریف ادبیات الکترونیک و پیشنهاد یک اصطلاح(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقد ادبی سال ۱۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۹
160 - 193
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر تلاش دارد در مفهوم اصطلاح نوظهوری که در مجامع فارسی زبان، با عنوان ادبیات الکترونیک/دیجیتال شناخته می شود، کاوش کند و با مرور برخی ویژگی های بنیادین آن، مانند «تعاملی بودن»، «چندرسانگی»، «وابستگی به محاسبات رایانشی» و «سخت پیمایی و غیرخطی بودن»، شناختی ملموس از آن به دست دهد. در دهه های اخیر، به دلیل چارچوب های نظریِ در حال تحول، تعریف ادبیات الکترونیک فرایندی پیچیده بوده است. مقاله حاضر سعی دارد با طرح ریزی پنج دوره «مفاهیم اولیه و ظهور فرامتن (نیمه نخست 1990 2000)»، «سخت پیمایی آرسِت و توجه به نقش تعامل (نیمه دوم 1990 2000)»، «کرشنباوم و مادیت متن الکترونیکی، هایلز و امر ادبی (2000 2010)»، «برجسته شدن روایت گری تعاملی و بازی مانندی (2010 تاکنون)» و «چالش تعریف در دوران هوش مصنوعی» نگاهی تاریخی به تلاش محققان برجسته این حوزه داشته باشد و درنهایت تعریفی روشن گر از ادبیات الکترونیک ارائه دهد. از طرف دیگر، مقاله حاضر، در ترجمه اصطلاح «electronic literature»، با ذکر دلایل مختلفی ازجمله «کژتابی اصطلاح ادبیاتِ الکترونیک»، واژه «کُدَبیات» را به جای ترجمه تحت اللفظی «ادبیات الکترونیک» پیش نهاد می دهد.
تحلیل گفتمان کتاب فارسی پایه اول دبستان از منظر آموزش مهارتهای زندگی با استفاده از روش آنتروپی شانون
منبع:
تحلیل گفتمان ادبی دوره ۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
117 - 135
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، تحلیل محتوای کتاب فارسی اول ابتدایی از منظر آموزش مهارت های زندگی با استفاده از روش آنتروپی شانون بود. روش این تحقیق تحلیل محتوا و جامعه مورد بررسی کتاب فارسی دوره اول ابتدایی چاپ 1402 می باشد. از آنجایی که حجم نمونه و جامعه در این تحقیق برابر بودند تمامی محتوای کتاب به عنوان نمونه انتخاب و تحلیل شد. یافته های حاصل از تحلیل محتوای کتاب فارسی با روش آنتروپی شانون نشان داد، که به ترتیب مهارت های برقراری ارتباط موثر(فراوانی 116)، همدلی(فراوانی114)، خودآگاهی(فراوانی105)، حل مساله(فراوانی77)، تصمیم گیری(فراوانی71)، تفکرخلاق(فراوانی47)، ارتباط بین فردی(فراوانی44)، مقابله با هیجانات منفی(فراوانی 27) و تفکرانتقادی(فراوانی23) را به خود اختصاص داده اند. همچنین نتایج نشان داد مهارت های خودآگاهی، ارتباط بین فردی، مقابله با هیجانات منفی، حل مساله و تفکر خلاق دارای ضریب اهمیت 0.11 و مهارت های همدلی، تصمیم گیری، برقراری ارتباط موثر و تفکر انتقادی دارای ضریب اهمیت 0.1 می باشند. بنابراین می توان نتیجه گرفت علیرغم در نظر گرفتن تمامی مهارت ها در کتاب فارسی دوره اول ابتدایی، اما ضریب اهمیت آنها پایین بوده و جا دارد که به تمامی مهارت های زندگی نگاه ویژه ای شود.