ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۶٬۷۸۱ تا ۱۶٬۸۰۰ مورد از کل ۱۷٬۰۲۸ مورد.
۱۶۷۸۱.

تحلیل و بررسی مرگ دوستی و شبکه تداعی های آن در شعر بیدل دهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۷۸
مرگ یکی از ناگشوده ترین رازها و معماهایی است که انسان در طول اعصار با آن مواجه بوده و می توان گفت جزء اصلی ترین دغدغه های اندیشمندان و آموزه های تمام ادیان الهی بوده است. اقشار مختلف از جمله فلاسفه، عرفا و شعرا رویکردهای متفاوتی نسبت به مرگ داشته و در مورد چیستی آن، نکته نظرهای مختلفی را ارایه کرده اند. بیدل دهلوی یکی از شعرای عارف مسلک سده های یازده و دوازده است که نگاه ویژه و پربسامدی به این موضوع دارد. مرگ دوستی در تمامی آثار وی با کاربست تصاویر بکر، جلوه خاصی یافته است و در حقیقت بیدل دهلوی مرگ را در مسیر چرخه تکامل و یکی از مهمترین مراحل تکامل می داند. جستار حاضر سعی دارد به صورت توصیفی- تحلیلی به این سوال بنیادین پاسخ بدهد که بیدل با چه رویکردی به مساله مرگ می نگرد و برای تبیین ماهیت و چیستی آن و اقناع مخاطبان از چه تعابیر و ترفندهای هنری استفاده می کند؟ نتایج پژوهش نشان می دهد که بیدل دهلوی به عنوان یک شاعر و عارفِ وحدت وجودی، نه تنها از مرگ هیچ واهمه ای ندارد، بلکه آن را می ستاید و رویکردی عاشقانه نسبت به آن دارد و در این راستا، برای تبیین و ملموس جلوه دادن مطلوبیت مرگ، از تعابیری نظیر آزادی از زندان، رسیدن به ساحل نجات، بالا رفتن از نردبان، پرواز، جمعیت و آسودگی، آفت زدای، رمزگشایی معما، نسیمِ شکفتن، پیوستن قطره و حباب و موج و... به دریا، نشئه و مستی، صیقل آینه، توتیای چشم، مضرابی و رقص کردن، شستن دامن از آلودگی ها و... استفاده می کند.
۱۶۷۸۲.

مطالعه تطبیقی شیوه های بازنمایی تجاربِ عرفانیِ صوفیه در مکتب «کشف و شهود» از دریچه نظام گذرایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۸۰
این پژوهش با روش توصیفی – تحلیلی و تکیه بر فرانقش اندیشگانی، به مطالعه شیوه بازنمایی تجارب عرفانی در نوشتارهای صوفیه می-پردازد و در صدد پاسخگویی به این پرسش است که غلبه هر یک از نقش های زبان در این متون چه تأثیری در شیوه به کارگیری فرآیندهای زبانی دارد؟ نتایج پژوهش نشان می دهد که غلبه هر یک از نقش های زبانی در این متون، به طور مستقیم بر نوع کاربرد فرآیندهای زبانی تأثیر گذاشته و باعث ایجاد تفاوت در بازنمایی تجارب نویسندگان صوفیه شده است. برای مثال در متونی که نقش ترغیبی زبان غلبه پیدا کرده، تحول معناداری از فرآیندهای مادی به فرآیندهای ذهنی ایجاد شده است. در این گونه متون، «تجربه گر» فعال و کنشگر است و اغلب افعال ساختار متعدی و زمان گذشته دارند. بسامد بالای وجه اخباری و گستره های معنایی مؤکد در این متون، نشان از قطعیت در کلام نویسنده دارد. ذهن مخاطب در هنگام خواندن این روایات از مکان و زمان طبیعی خود جدا می شود و با راوی در فضای وقوع تجربه همراه می شود. این شیوه بیانی با تغییر نقش های زبان، نمودهای متفاوتی پیدا کرده است. ویژگی های تجارب عرفانی از قبیل «توصیف ناپذیری»، «زودگذری» و «حالت انفعالی» نیز به موازت نقش های زبان، از دیگر عوامل تعیین کننده در شیوه بازنمایی این تجارب به شمار می روند. نویسندگان صوفی تحت تأثیر این ویژگی ها است که از توصیف دقیق موقعیت و کیفیت تجارب بازمی مانند. بیان رمزی، بسامد بالای فرآیندهای ذهنی، عدم توجه به جزییات دقیق فرآیندها و غیر ملموس بودن عناصر پیرامونی، حاصل نمود این ویژگی ها در نوشتار صوفیه هستند.
۱۶۷۸۳.

بازخوانی زیست صوفیانه خاقانی بر پایه تناظر زندگی- اثر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۸۴
خاقانی ازجمله شاعرانی ا ست که نسبت او با تصوف همواره محل مناقشه بوده است. نبود وابستگی رسمی وی به خانقاه یا طریقت، از یک سو تردید در تصوف او را دامن زده است و ازسوی دیگر، امکان بازخوانی تازه ای از سلوک عرفانی خودبنیاد و غیرنهادی او را فراهم می سازد. مقاله حاضر به منظور بازنمایی ساحت های صوفیانه در زندگی و آثار خاقانی، بر آن است با روش توصیفی تحلیلی، از سطح مضمون گرایی فراتر رود و تصویری نظریه مند از زیست صوفیانه وی ارائه دهد. این پژوهش با تحلیل بستر تاریخی اجتماعی تصوف در قرن ششم قمری آغاز می شود و سوگیری خاقانی را در مواجهه با جریان های اصلی تصوف تبیین می کند. سپس، زندگی شخصی خاقانی در چهار منزل سلوکیِ طلب، دنیا، خلوت و شهود تحلیل می شود؛ مراحلی که با تجربه هایی همچون شاگردی، حضور در دربار، حبس و سفر حج متناظرند. بخش اصلی این پژوهش با اتکا بر تحلیل ساختاری و محتوایی آثار منظوم و منثور خاقانی نشان می دهد که سلوک وی نه تنها در مضمون، بلکه در فرم و معنای آثار او حضوری بارز دارد؛ به گونه ای که مفاهیمی مانند فقر، فنا و وحدت در منظومه ای منسجم و غیرتقلیدی از عرفان شخصی و زیسته او بازتاب یافته اند. یافته های پژوهش مؤید آن است که تصوف خاقانی را باید در قالب دو ساحت متداخل «زندگی» و «اثر» بازشناسی کرد؛ ساحاتی که تصوف را نه از رهگذر وابستگی نهادی، بلکه از یک سو در سطح تجربه شخصی و ازسوی دیگر در سطح آثار او نمایان می سازند. در پرتو این دوگانگی، خاقانی به عنوان نمونه ای از صوفی بی خانقاه و دارای طریقت خودبنیاد و غیرنهادی، شایان معرفی ا ست.
۱۶۷۸۴.

ناهمترازی تشبیهات در داستان های معاصر فارسی و عربی (با تأکید بر آثار مستور، پیرزاد، الراهب و بیطار)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۱۰۴
از آغاز شکل گیری فمنیسم، به ویژه در شاخه زبانشناسی آن بر ماهیت ذاتی«زبان» و نسبت آن با جهان و گفتمان «مردسالارانه» تأکید می شود و یکی از راه های برون رفت از معضل در حاشیه بودن زنان را، فاصله گرفتن از زبان مردانه و  پایه ریزی سبک و زبان زنانه می دانند. منتقدان فمنیست، ایده تفاوت زبان زنانه از زبان مردانه را مطرح کرده اند. در این نوشتار، صحّت و سقم این ادّعا، با هدف سنجش تشبیهات نویسندگان زن و مرد در دو زبان فارسی و عربی(در داستان ها) با توجّه به عامل «جنسیّت» بررسی شده است. به این منظور، از چهار نویسنده مشهور مرد و زن ایرانی و سوری آثاری انتخاب شده و تشبیهات آن به روش توصیفی تحلیلی از منظر همگرایی و واگرایی در تناسب با جنسیت نویسنده بررسی شده است. یافته ها نشان می دهد تشبیهات جنسیت زده در آثار مستور، پیرزاد و بیطار پرکاربرد است؛ به علاوه، تشبیهات همگرا با جنسیت نویسنده، درآثار مستور و پیرزاد دیده می شود. در مقابل، الراهب و بیطار در کاربرد تشبیهاتی که از زبان شخصیت مرد در داستان بیان می شود، کنشی واگرایانه داشته و از جنسیت خود فاصله گرفته اند. در مجموع در صورتی که نام پیرزاد و مستور از کتابشان حذف شود، مخاطب می تواند با تمرکز بر ساخت و کاربرد تشبیهات، جنسیت نویسندگان را حدس بزند.
۱۶۷۸۵.

بررسی تطبیقی مفاهیم امیدواری و یأس در شعر ابراهیم طوقان و اخوان ثالث (با تکیه بر روانکاوی فروید)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۶۳
امیدواری و یأس مفاهیمی به قدمت تاریخ بشری هستند. به موازات حضور چنین مفاهیمی تأمل و تفکّر بشری نیز بارها بر آنها متمرکز شده و نهایتاً در علوم انسانی عصر جدید تحلیل ها و دستاوردهای قابل تأمّلی را به بار آورده است. در این میان هنر و ادبیات از یک سو و روانکاوی از سوی دیگر محملی برای نشان دادن امیدها و یأس های فردی و اجتماعی بشری بوده و بی تردید یکی از راه های بازشناسی چنین حضوری قرائت تطبیقی آثار ادبی است. به این منظور در این مقاله با روش تطبیقی و مبتنی بر رویکرد توصیفی-تحلیلی می کوشیم به بررسی نمودهای امید و یأس در شعر ابراهیم طوقان فلسطینی و اخوان ثالث از بستر روانکاوی فروید بپردازیم. بر اساس آرای فروید امیدواری با شکلی از انتظار که مبنی بر ساختن هویت است و یأس با مفهوم درونی و غالباً ناخودآگاه اضطراب شخصیتی پیوند می خورد. دستاوردهای این پژوهش نشان می دهد که شعر طوقان امیدوارانه تر از شعر اخوان ظاهر می شود امّا برای هر دو شاعر جنبه های اجتماعی و سیاسی و مبارزه با خفقان ناشی از اشغال و استبداد، مهم ترین انگیزه های پرورش چنین مفاهیمی در شعرند. هر دو شاعر آگاهانه به جنبه های خلّاقانه و کارساز امید و یأس واقفند و امید آنها نه از روی وهم و یأس شان نه از روی نومیدی مطلق است بلکه در لایه های پنهان شعر می توان از جنبه های خلّاقانه روانکاوی مخاطبی سخن به میان آورد که هدف شعر بازپروری امیال جمعی، سیاسی و رویاهای آن است.
۱۶۷۸۶.

پردازش تطبیقی ربیعیات در سروده های صفی الدّین حلّی و منوچهری دامغانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۶۵
فصل بهار، یکی از موضوعات اصلی در حوزه وصف است که از دیرباز در ادبیّات، به شیوه هایی خلاّقانه، ظهور و بروز یافته است. صفی الدّین حلّی، شاعر ادبیّات عربی و منوچهری دامغانی، شاعر ادب فارسی در توصیف بهار، چکامه هایی ارزنده و زیبا سروده اند. آن ها ضمن آشنایی با علوم موسیقی، با بهره گیری از توانایی ستودنی خود در مشاهده طبیعت باطراوت و دنیای شگفت انگیز پیرامون شان توانسته اند مظاهر بهار را زیباتر از آنچه در واقعیّت است، به تصویر آورند. پژوهش حاضر کوشیده است تا به شیوه کتابخانه ای به تبیین جایگاه ادبی دو شاعر شهیر بپردازد و بارزترین مضامین توصیف بهار در اشعار آنان را با رویکرد تحلیلی- تطبیقی، مطابق مکتب ادبیّات تطبیقی فرانسه مورد بررسی قرار دهد. نتایج پژوهش نشان می دهد که شاعران، با بهره گیری از هنر و توانمندی شگفت خود در توصیف دگرگونی های بهار، تصاویری نو و بدیع آفریده اند. مفاهیمی چون رستاخیز طبیعت، ابرهای گهربار، آسمان نیلگون، رودهای خروشان، آوای پرندگان، جوانه ها و شکوفه های رنگین، گل های رنگا رنگ، نسیم خوشبو، فضای عطرآگین بوستان، در اشعار شاعران، بیشترین بسامد را دارد. به نظر می رسد منوچهری، حتّی در مدایح خود، وصف بهار را از یاد نمی برد، امّا در شعر حلّی، مدح ممدوح، گاه در میان توصیف بهار، جلوه ای پُررنگ تر دارد.
۱۶۷۸۷.

تأویل و تحلیلِ هوشِ مصنوعی از کاربردِ حقیقی تا رمزی و تمثیلیِ مفهومِ بروج در متونِ عرفانی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۸۸
آسمان در نزد عرفا جایگاه والای معنوی دارد و سرچشمه معارف است. در فراسوی آسمانی که با چشم دیده می شود، جهان نادیدنی و ملکوت قرار دارد. آسمان مرئی در باور گذشتگان هشت فلک به شمار می آمد که هشتمین فلک، جایگاه بروج بود. این آسمان و صورت های فلکی آن، افزون بر کاربرد حقیقی که برآمده از نگاه اخترشناسی آن دوران بود در نزد پیشینیان در مواردی کاربردهای رمزی و تمثیلی نیز داشت. دریافت معنی حقیقی یا استعاری چندان دشوار نیست؛ اما کشف معانی پنهان و رمزی این کاربرد در متون عرفانی تا اندازه ای دشوار است. شناخت لایه های زیرین متن نیازمند دانش گسترده ای در ستاره شناسی کهن، آشنایی با ظرافت های ادبی و آگاهی از حکمت، فلسفه و جهان بینی گذشتگان است. باتوجه به توانمندی بسیار هوش مصنوعی در تحلیل داده ها، سنجش رویارویی این ابزار با مفاهیم پیچیده و تمثیلی متون عرفانی می تواند ما را بیش ازپیش در شناخت و شیوه بهره مندی از این ابزار یاری کند. در این پژوهش به روش توصیفی تجربی تلاش شده است تا کاربرد رمزی و تمثیلی مفاهیم آسمانی در متون عرفانی، با استفاده از هوش مصنوعی سنجیده و بررسی شود. نتایج این پژوهش نشان می دهد که هوش مصنوعی در قالب ربات چت جی پی تی به خوبی از مفاهیم تمثیلی عرفانی در پیوند با اصطلاحات نجومی آگاهی دارد و از پسِ شناخت کلی این مفاهیم در متون عرفانی برمی آید. هرچند که در این میان، گاهی تحلیل های نادرستی نیز دیده می شود. شناخت هوش مصنوعی از بیشتر اصطلاحات اخترشناسی کهن به همراه مفاهیم عرفانی و کاربرد نمادین اعداد از دیگر توانمندی های این ابزار است.
۱۶۷۸۸.

وجودشناسی و معرفت شناسی نجات انسان در مثنوی معنوی مولانا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۸۰
نجات؛ یعنی رها شدن از ناملایماتی که برای انسان درد و رنج به بار می آورند و برخورداری از مواهب و الطافی که زمینه ساز راحتی و تمتع مادی و معنوی اند. تاریخ بشر گواه آن است که بشر از ابتدای پیدایش بر روی کره خاکی این امر را دنبال کرده است. فرقی نمی کند که آن را ارزشی ذاتی تلقی کند یا غیری. این مفهوم همیشه دغدغه همه انسان ها بوده، فیلسوفان، متکلمان و عارفان ادیان مختلف راجع به آن اندیشیدند و تأملات فراوانی پیرامون آن داشته اند. مولوی از خیل عارفانی است که سخت درگیر این مقوله بوده است. مبانی، وجودشناسی(علل ، اصناف و موانع ) و معرفت شناسی(نشانه ها)ی آن را بررسی کرده است. وی در بررسی این مقوله بر دو رأی پای فشرده است: نجات در حوزه امور دنیوی و برای آن دسته از اهل سلوک که به دستاوردهای معدود و محدود قانع اند آنها ارزشی ذاتی و در باب سالکانی که وصال، شهود و وحدت با خداوند را نظر قرار داده اند ارزشی غیری است. تردیدی نیست که نتیجه این دو نظر متفاوت خواهد بود زیرا دسته اول هدفشان را به محض دستیابی به نجات کسب کرده، سلوکشان به اتمام می رسد ولی دسته دوم پس از دستیابی به نجات در اندیشه رسیدن به وصال، شهود و یا وحدت خواهند زیرا هدف دسته دوم خود نجات نیست بلکه نجات خود نقبی برای اهداف یاد شده است.
۱۶۷۸۹.

بسترهای روایی موثر بر بازنمایی های عاشقانه در میان ده رمان نوجوان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۹۸
بسترهای روایی مؤثر بر بازنمایی های عاشقانه در میان ده رمان نوجوان فارسی   چکیده عشق از اصلی ترین مضامین تاریخ ادبیات فارسی است؛ چه در قالب های منظوم و منثور و چه در اشکال روایی و غیرروایی اش. باوجود گستردگی، تکرر و شناسندگی ِدیرپایش، رمان ِنوجوان، سهم اندکی از این بن مایه ی کهن ادب فارسی داشته است. در این جستار، با روش تحلیل محتوای کیفی، به دنبال پاسخ به این پرسش هستیم که بازنمایی عشق در رمان های واقع گرای نوجوانی که در سال های پس از انقلاب اسلامی تا سال 1400 منتشر شده اند، متأثر از کدام بسترهای روایتی است؟ نتیجه ی پژوهش نشان می دهد در رمان های نوجوانِ فارسی، چهار بستر روایی وجود دارد که خویشکاری های عاشقانه برروی آن ها بازنمایی می شوند. این بسترها عبارتند از: تنهایی: با حرکت از تنهایی ِفیزیکی به تنهایی ِروان شناختی؛ تضاد طبقاتی: با حرکت به سمت فقدان تضاد طبقاتی؛ کانونی شدگی ِمعشوق: با حرکت از کانونی سازِ مذکر به کانونی سازِ مؤنث و فضا: با حرکت از بازنمایی عشق در روستا به بازنمایی عشق در شهر نیز مشخص شد تحول در هریک از این بسترها، می تواند به صورت بالقوه به دگرگونی در بسترهای روایی دیگر منجر شود.    
۱۶۷۹۰.

ارتباط شاهدبازی در اشعار شاعران برجسته فارسی زبان با عشق مجازی در رساله ضیافت افلاطون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۶۰
شاهدبازی در اشعار شاعران ایران از دیرباز محل بحث بوده است و به عبارتی برداشت های متفاوت از عشق مرد به مرد باعث شده است تا گاهی ریشه یابی فکری و فلسفی آن نادیده گرفته شود. در این پژوهش به شیوه تحلیلی تطبیقی، ارتباط میان دو مفهوم «شاهدبازی» در اشعار شاعران و «عشق مجازی» در رساله ضیافت افلاطون بررسی شده است. در ابتدا با استفاده از روش تحلیل مضمون و بررسی رساله ضیافت افلاطون، به ده مضمون اصلی در ارتباط با دو مضمون محوری یعنی «عشق زمینی» و «عشق آسمانی» دست یافته شد که با توجه به هدف پژوهش، به بررسی پنج مفهوم اصلی عشق آسمانی که عبارتند از: «فداکاری و ارزشمند بودن»، «مقصود، رشد دانش»، «زیباگرایی بدون هوس»، «پیر و جوان بودن عاشق و معشوق» و «مردانه بودن» پرداخته شد و سپس با ارتباط دهی این مفاهیم به اشعار شاعرانی که در زمینه عشق مرد به مرد اشعاری سروده بودند، توانستیم مشابهت هایی پیدا کنیم و به این نتیجه دست یابیم مفاهیم برآمده از اشعار شاعران که در راستای عشق آسمانی با رویکرد عرفانی بودند، در راستای همان مفاهیم اصلی مستخرج از رساله ضیافت افلاطون است.
۱۶۷۹۱.

«معاملات» در تصوّف و دیدگاه های متصوّفه درباره آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۸۲
معاملات یکی از اصطلاحات رایج بین صوفیان است و این اصطلاح آداب و اعمالی را دربر می گیرد که آنان در طی سلوک انجام می دهند. این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش است که معاملات در چه مفاهیمی به کار رفته و دلیل تفاوت نگاه صوفیه به این اصطلاح چه بوده است؟ بنابراین با مطالعه کتاب هایی که در زمینه اشاعه عقاید صوفیه و تربیت سالکان تألیف شده با سندکاوی و فیش برداری به تدوین پژوهش پیش رو اقدام و مشخص شد که معنای واژه معاملات و مفرد آن که به دو صورت معامله و معاملت به کار رفته در نزد صوفیه با توجه به موضوع متن، متفاوت بوده و به معنای اعمال، عبادات، آداب و رسوم و غیره استفاده شده است و تقسیم بندی اعمال درنزد هر یک از نویسندگان شباهت ها و تفاوت هایی دارد. در این پژوهش، ضمن تجزیه و تحلیل کیفی با استفاده از روش های توصیفی و مقایسه ای، مطالب تجزیه و تحلیل شده است. نتیجه حاصل از این پژوهش این است در نگاه نظریه پردازان و نویسندگان عرفانی، راجع به معاملات اشتراک نظری وجود ندارد و این اختلاف نظر را می توان به سلیقه ای بودن این بحث و نداشتن منبعی موثق در قرآن و حدیث نسبت داد که هر یک از بزرگان صوفیه برای تربیت مریدان از یک نوع شیوه خاص مطابق با حال و وقت خویش استفاده کرده اند.
۱۶۷۹۲.

بررسی تطبیقی درخت به عنوان ایماژی اساطیری و عرفانی در رساله های تمثیلی سهروردی و مثنوی مولانا(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۴۹
گیاهان بویژه درختان همواره حضوری سمبلیک در میان آیین ها و ادیان مختلف داشته اند. صورت مثالی درخت پر از رمز و رازهایی است که انسان به عنوان بخشی از آن یا بهتر است بگوییم بخش مرکزی این تصویر به شمار می رود. درخت به واسطه خصیصه های متمایزش به نوعی پیونددهنده عناصر زمینی و آسمانی است. سهروردی و مولانا با امتزاج خصیصه های اساطیری و عرفانی درخت، تصویری ابداع کردند که چند پهلو، گریزپذیر، ذوالبطون و در عین حال جامع اضداد است. آنان در آثار خود از تصویر درخت برای بیان معانی و مفاهیمی گوناگونی بهره بردند. به بیان دیگر، درخت به عنوان یک تصویر واحد برای معانی متعددی به کار رفته است. این جستار با روش توصیفی و تحلیلی و با تکیه بر داستان های تمثیلی سهروردی و مثنوی مولوی سعی دارد به بررسی تصویر درخت به عنوان ایماژی بپردازد که سازنده معنی است و در عین حال حیات و جهان بینی عارف با این تصویر و مانند آن تعریف می شود.
۱۶۷۹۳.

بررسی و مقایسه بازنمود هویت در دو رمان نخلهای بی سر (قاسمعلی فراست) و رمان شب ها و روزها (کنستانتین سیمونوف)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۶۳
این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی و رویکرد تطبیقی به بررسی بازنمایی هویت در دو رمان «نخل های بی سر» اثر قاسمعلی فراست و «شب ها و روزها» اثر کنستانتین سیمونوف می پردازد. مبانی نظری بر اساس نظریه بازنمایی استوارت هال، رهیافت هویت اسمیت و تاجفل، تحلیل ایدئولوژیک یورگن روله تدوین شده است. هدف، تبیین شباهت ها و تفاوت های بازنمایی هویت ملی، اجتماعی و فردی در بستر دو جنگ دفاع مقدس ایران و جنگ جهانی دوم در جبهه شوروی (روسیه) است. یافته ها نشان می دهد که در «نخل های بی سر» هویت ملی و دینی با تجربه فردی شخصیت ها، پیوند خورده و در مواجهه با بحران، تقویت می شود؛ درحالی که در «شب ها و روزها» هویت جمعی، تحت تأثیر ایدئولوژی سوسیالیستی و اصل انترناسیونالیسم مارکسیستی برجسته می گردد. تفاوت در بستر تاریخی، نظام فکری و سبک نویسندگی دو نویسنده بازتابی از تفاوت های فرهنگی و ایدئولوژیک دو جامعه است. این مقایسه نشان می دهد که ادبیات پایداری، باوجود اشتراک در مضامینی چون مقاومت و فداکاری، در ساختار هویتی خود متأثر از شرایط اجتماعی و فکری هر ملت است.  
۱۶۷۹۴.

جایگاه عشق عرفانی در مرصادالعباد با تأملی در دیدگاه احمد غزالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۷۰
حقیقت عشق، به عنوان بالاترین حقیقت وجودی از اساسی ترین مسائل عرفان است که عارفان بسیاری در این زمینه قلم فرسایی کرده اند. احمد غزالی و نجم الدین رازی دو تن از عارفان (قرن پنجم، قرن هفتم) هستند و مباحث بسیار مؤثری در زمینه عشق عرفانی مطرح کرده اند. روش این پژوهش، توصیفی – تحلیلی است که با تحلیل شواهد درون متنی و مراجعه به منابع کتابخانه ای انجام شده است. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که غزالی و رازی بر این باورند که معرفت حقیقی تنها از طریق عشق به وجود می آید و بر اساس نظریه وحدت وجود، همه تجلیّات هستی، انعکاس صورت حق هستند. عاشق همه این تجلیّات را دوست دارد و همین نگاه عاشقانه، دلیل زیبا بودن تمام هستی است. ازنظر این دو عارف، انسان قبل از ورود به دنیا، امانت دار گوهر عشق بود و هر دو عارف با استناد به آیه «یّحِبّهم و یُحِبونَه»، آغاز عشق ورزی را از جانب خداوند می دانند و عقل را در مسیر عشق و وصال سالک به معبود ناقص و ضعیف می دانند. آینه و آینه داری از دیگر مباحثی است که در مرصادالعباد و آثار غزالی مطرح شده است که روی زیبا و دل آگاه همچون آینه ای است که عارف، جمال حق را در آن آینه تماشا می کند و معشوق تنها در آینه عشق و طلب عاشق می تواند کمال زیبایی خود را دریابد. تقسیم پذیری عشق از دیگر مطالبی است که به صورت غیرمسقیم در مرصادالعباد و آثار غزالی استخراج می شود و مطالب موجود حاکی از باور این دو عارف درتقسیم عشق به اقسام مختلف است.
۱۶۷۹۵.

واکاوی رابطه شمس و مولوی در پرتو مقالات شمس(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۵۲
جایگاه رفیع مولوی و شمس در ادبیات عرفانی موجب شده است که روایات مختلفی از حیات و اندیشه آنها شکل گیرد و در فهم زیست جهان آنها به مدد ما بیایند. در عین حال تعدد و تنوع روایتها از یک سو و پیچیدگی این دو شخصیت از سوی دیگر، نزدیک شدن به واقعیت را سخت و دشوار می سازد. در این پژوهش با مرور منابع تاریخی به ویژه با بهره گیری از اطلاعات موجود در مقالات شمس و مقایسه این روایتها تلاش شده است با روش توصیفی تحلیلی به این سؤالات پاسخ داده شود: آیا ملاقات شمس و مولوی اتفاقی بود؟ از اولین گفتگوی شمس با مولوی چه حقایقی را در مورد این دو شخصیت می توان دریافت؟ تاثیر این ملاقات بر روی خود شمس چه بود؟ نگاه شمس به رابطه خود با مولوی چگونه است؟ نتیجه این پژوهش نشان داد که نگاه شمس به اولین دیدارشان و نیز نگاه او به مولوی و نوع رابطه اش با او، با آنچه در تذکره ها، مناقب نامه ها و اشعار آمده متفاوت است، همچنان که چهره شمس در مقالات از چهره افسانه ای و آسمانی او در تذکره ها و حتی در آثار مولوی فاصله می گیرد. مقالات شمس چهره مولوی را از مرید و مطیعی حلقه به گوش تا مرتبه مرادِ مراد برمی کشد و چهره شمس را از مقام پیری فرازمینی به چهره ای زمینی و خاکستری مبدل می سازد.
۱۶۷۹۶.

بررسی طنز اجتماعی- سیاسی در اشعار واصف باختری و احمد مطر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۶۳
طنز یکی از شگردهای ادبی و همچنان یکی از شیوه های مبارزات کلامی است که شاعران در جوامع سیاسی خفقان آور برای نقد عمل کرد زمامداران از آن بهره می برند. در نوشتار حاضر نگارنده کوشیده است تا طنز اجتماعی- سیاسی را در اشعار باختری و مطر مورد بررسی قرار دهد. اساس طنز این دو شاعر انتقاد از شرایط نابسامان جامعه افغانستان و عراق به منظور اصلاح و زدودن فساد است که بدون تردید جلوه های مشترک طنز هردو شاعر دردمند را همین موضوع شکل داده است و از جانب دیگر هدف طنز این دوشاعر به هیچ وجه خنداندن دیگران نیست؛ بلکه طنز آنها اهداف کلان و ارزشمندی همچون استعمار زدایی و فساد زدایی را درپی دارد، در اشعار این دو شاعر مضامین مشترک زیادی دیده می شود که در این مقاله با روش توصیفی_تحلیلی به این مضامین مشترک و تطبیق اندیشه های دو شاعر پرداخته شده است در نتیجه می توان گفت که همگونی های زیادی میان طنز باختری و مطر وجود دارد از جمله برخورد انقلابی و تحول آفرین هردو شاعر با زمامداران عصر خود از رهگذر طنز، نقد فساد اداری، نقد استعمار ستایی، دید اصلاح گرانه، بیان کردن درد مردم در قالب طنز و برخی مشابهت های دیگری که در این مقاله به صورت مفصل به توضیح آن  پرداخته شده است.
۱۶۷۹۷.

تأملی تطبیقی بر ماهانتا در اکنکار و عرفان اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۱۰۴
وجود پیر و استاد از موضوعات اساسی و مهم در عرفان و همه بنیادهای باطن گرایانه جهان است. رهرو طریقت، به جهت سلوک و طی طریق نیازمند وجود راهنما و پیری است تا به وی کمک کند و او را به سر منزل مقصود برساند. در ادیان مختلف معیارها و مشخصه های گوناگونی برای پیر ارائه شده و عنوان های مختلف به وی نسبت داده شده است. در مکتب اکنکار از پیر و استاد کامل با عنوان ماهانتا یاد می شود و مشخصه ها و ویژگی هایی برای ماهانتا بیان شده است. در پژوهش حاضر به روش تحلیلی توصیفی تلاش بر آن بوده است تا جایگاه ماهانتا و پیر بررسی و با مقایسه میان آن دو، وجوه شباهت ها و افتراقات میانشان بررسی شود. پرسش اصلی پژوهش آن است که آیا شاخصه های ماهانتا با پیر در عرفان اسلامی همخوانی دارد؟ نتایج کلی حاکی از آن است که علی رغم شباهت هایی که در توصیف و وظایف و ابعاد وجودی پیر و ماهانتا وجود دارد، نظر به تفاوت مبنایی نگرش توحیدی میان این دو دیدگاه، تفاوت های بسیاری نیز به چشم می خورد؛ قابل ذکر است که ماهانتا در باور اومانیستی مکتب اکنکار وجودی شرک آلود ومنافی با مبانی توحیدی دارد.
۱۶۷۹۸.

بازآفرینی اسطوره ققنوس در شعر معاصر فلسطین با تکیه بر رویکرد میرچا الیاده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۵۹
اسطوره، نیرویی فعال با وزنی کلان و منشور عملی جوامع بدوی است. شاعران فلسطینی با پیوند اسطوره انسان بدوی به زندگی انسان امروزی، به دنبال رساندن منظوری خاص از دغدغه های خود هستند. آن ها با کاربست اسطوره های گوناگون، از جمله اسطوره ققنوس، تصویری شاعرانه از آلام و رنج های خود به نمایش می گذارند. پژوهش حاضر به روش تحلیلی تطبیقی و با تکیه بر نظریه اسطوره شناسی میرچا الیاده و رویکردی هرمنوتیکی، خوانش شاعران معاصر فلسطین از اسطوره ققنوس را بررسی می کند. در این راستا، ابتدا نمادها، رمزگشایی و ابعاد زبانی و نحوی اشعار تحلیل می شود و سپس بر اساس نظریه الیاده، لایه های پنهان معنایی این اشعار آشکار می شود. با توجه به آرای الیاده در ارتباط با اسطوره های بازگشت به بنیان، نگارندگان پس از کشف چگونگی بازگشت ققنوس، به این مسأله پاسخ می دهند که شاعران فلسطینی با کاربست این اسطوره به خلق چه مضامینی در سروده های خود پرداخته اند. نتایج پژوهش نشان می دهد که سمیح القاسم با نگاهی مأیوس، تنها از ویژگی های پرنده ققنوس برای تصویرسازی شعری استفاده می کند. فدوی طوقان و معین بسیسو با کاربست این اسطوره، به بیان اهداف سیاسی و اجتماعی می پردازند و در مقابل، کاربست این اسطوره در شعر محمود درویش در خدمت مفاهیم شخصی است.
۱۶۷۹۹.

مقایسه ی شعر کودک و بزرگ سال پروین دولت آبادی از منظر خواننده ی درون متن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۹۵
پروین دولت آبادی هم در شعر کودک صاحب آثار شایان توجهی است و هم دستی در شعر بزرگ سال دارد. او از معدود شاعرانی است که شعرهایش در شصت سال اخیر همواره در کتاب های درسی جایگاهی داشته و شاید شعر هیچ شاعر دیگری در شعر کودک و کتاب های درسی این مایه حضور و بروز نداشته است. در این پژوهش ابتدا با استفاده از روش کتابخانه ای و میدانی، یعنی استفاده از دست نوشته های شاعر و مصاحبه با خانواده ی او به معرفی و تبیین ابعاد شخصیتی پروین پرداخته ایم ؛ به همین دلیل این بخش دربردارنده ی نکات تازه ای درباره ی شاعر و ابعاد شخصیتی اوست، سپس به روش توصیفی تحلیلی دلیل اقبال به شعر کودک پروین و همچنین تفاوت اشعار او را با مقایسه ی سروده های کودک و بزرگ سال او براساس رویکرد نقد خواننده محور از ایدن چمبرز بررسی کرده ایم. با مقایسه ی اشعار او در ژانر کودک و بزرگ سال براساس چهار مؤلفه ی این نظریه (سبک، زاویه دید، طرفداری و شکاف های گویا) آشکار می شود که پروین به صورت کاملاً هدفمند به سرودن شعر برای کودکان پرداخته و هر چهار مؤلفه در شعر کودک او گویای توجه شاعر به خواننده ی نهفته در متن است. به طور نمونه در ساحت سبک، جهان ممکن شعر کودک برآمده از خیال پردازی ها و واقعیت گریزی های کودکانه است؛ حال آنکه شعر بزرگ سال پروین از جهان واقعیت وارد جهان ممکن می گردد و در آن کاربست استعاری و نمادین موتیف ها بیشتر است. از منظر نظام واژگانی در شعر بزرگ سال از کلمات ادبی بیشتر استفاده شده است؛ درحالی که در ژانر کودک تکرار و استفاده از واژگان و جملات ساده و خودکار بسامد بیشتری دارد. در حوزه ی روایت، شاعر با استفاده از زاویه دید اول شخص و کانون گری کودکانه وحدت خود را با مخاطب خردسال مستحکم می سازد. همچنین شاعر در حوزه ی شکاف های گویا، سپیدخوانی و پرکردن خلأهای متن، خواننده ی کودک و بزرگ سال را براساس ژانر شعر خود در نظر داشته است.  
۱۶۸۰۰.

تحلیل مفهوم فنا در غزل پیش و پس از انقلاب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۷۱
مفهوم عرفانی «فنا» در عرفان ایرانی و اسلامی، مقصد سالک و غایت سلوک است که پس از آن، یکسر بقا و جاودانگی ست. غزل فارسی بیش از هشت قرن است که مفاهیم عرفانی را در خود جای داده، اگرچه اوج نمود این مفاهیم در غزل، به قرون ششم تا هشتم و کمی پس از ان می رسد، اما غزل در ایران هیچ گاه از مفاهیم عرفانی خالی نبوده است. غزل معاصر نیز چه پیش از انقلاب و چه پس از آن و حتی در کشاکش بین سنت و مدرنیته، مفاهیم عرفانی بسیاری را در خود جای داده است. فنا یکی از این مفاهیم کلیدی در غزل پیش و پس از انقلاب است. در پژوهش حاضر، با روش توصیفی- تحلیلی، سیر تحول مفهوم فنا در غزل پیش و پس از انقلاب بررسی شده است. پیش فرض این است که غزل فارسی هیچ گاه از مفهوم فنا خالی نبوده است؛ اما پردازش این مفهوم متأثر از انقلاب اسلامی، تحول و چرخش هایی معنایی و مفهومی داشته است. مفهوم «فنا» در غزل پیش از انقلاب متأثر از شاعران کلاسیک، به عرفان اسلامی نزدیک است و غزل پس از انقلاب متأثر از نگاه و گزاره های مدرنیستی و پست مدرنیستی، با مفاهیمی مثل نیروانا در عرفان بودایی، همخوانی بیشتری دارد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان