عرفان پژوهی در ادبیات

عرفان پژوهی در ادبیات

عرفان پژوهی در ادبیات دوره 1 پاییز و زمستان 1401 شماره 2 (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

مؤلفه های زمینه ساز معنا در سپهر اندیشه ی ابوسعید ابوالخیر (با تکیه بر آرای ویکتور فرانکل)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: معنای زندگی ابوسعید ابو الخیر ویکتور فرانکل معنادرمانی اسرارالتوحید فی مقامات شیخ ابی سعید

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۵
پرسش از معنای زندگی و تلاش برای پاسخ گویی به آن، یکی از مهم ترین دغدغه های فکری آدمی از گذشته های دور تا اکنون بوده است و متفکران و اندیشمندان در نحله ها و حوزه های مختلف به بررسی چیستی این پرسش و راه های رسیدن به آن پرداخته اند. عرفان اسلامی – ایرانی یکی از حوزه هایی است که به صورت ویژه به زندگی، هدف و راه های رسیدن به آن توجه داشته است و اگرچه در این زمینه کمتر بدان توجه شده است، می تواند پاسخگوی بسیاری از پرسش های امروزین باشد. این مقاله با بهره گیری از نظریه ی معنادرمانی ویکتور فرانکل و واکاوی کتاب اسرارالتوحید فی مقامات شیخ ابوسعید ابی الخیر، در پی یافتن پاسخی برای چیستی معنای زندگی و مؤلفه های زمینه ساز معنا در اندیشه ی و باور این عارف بزرگ است. بر اساس یافته های این پزوهش، ارزش های نگرشی، خلاق و تجربه ای که فرانکل به عنوان راه های یافتن معنا از آنها یاد می کند، در اندیشه و افعال ابوسعید ابوالخیر نیز متبلور شده است؛ ارزش های نگرشی با مصادیقی چون تحمل ریاضت های شدید، ترک تعلقات دنیوی، نفس کشی و دستیابی به آزادی به واسطه ی ترک انانیت در کتاب اسرارالتوحید فی مقامات شیخ ابی سعید جلوه-گر شده اند. ارزش های خلاق با مصادیقی چون علاقه ی بسیار شدید به شعر، پی ریزی عرفان عاشقانه، اعتقاد به شادی و سرخوشی و تلقی سماع به عنوان نوعی عبادت نمایان شده اند و ارزش های تجربه ای با مصادیقی چون عشق به خدا، نوع دوستی، اندیشیدن به مصائب حیات انسانی، بخشش و ایثار، تساهل و مدارا و خدمت به خلق روی نموده اند.
۲.

جایگاه عشق عرفانی در مرصادالعباد با تأملی در دیدگاه احمد غزالی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: عشق عرفانی مرصادالعباد احمد غزالی معرفت حقیقی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۳
حقیقت عشق، به عنوان بالاترین حقیقت وجودی از اساسی ترین مسائل عرفان است که عارفان بسیاری در این زمینه قلم فرسایی کرده اند. احمد غزالی و نجم الدین رازی دو تن از عارفان (قرن پنجم، قرن هفتم) هستند و مباحث بسیار مؤثری در زمینه عشق عرفانی مطرح کرده اند. روش این پژوهش، توصیفی – تحلیلی است که با تحلیل شواهد درون متنی و مراجعه به منابع کتابخانه ای انجام شده است. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که غزالی و رازی بر این باورند که معرفت حقیقی تنها از طریق عشق به وجود می آید و بر اساس نظریه وحدت وجود، همه تجلیّات هستی، انعکاس صورت حق هستند. عاشق همه این تجلیّات را دوست دارد و همین نگاه عاشقانه، دلیل زیبا بودن تمام هستی است. ازنظر این دو عارف، انسان قبل از ورود به دنیا، امانت دار گوهر عشق بود و هر دو عارف با استناد به آیه «یّحِبّهم و یُحِبونَه»، آغاز عشق ورزی را از جانب خداوند می دانند و عقل را در مسیر عشق و وصال سالک به معبود ناقص و ضعیف می دانند. آینه و آینه داری از دیگر مباحثی است که در مرصادالعباد و آثار غزالی مطرح شده است که روی زیبا و دل آگاه همچون آینه ای است که عارف، جمال حق را در آن آینه تماشا می کند و معشوق تنها در آینه عشق و طلب عاشق می تواند کمال زیبایی خود را دریابد. تقسیم پذیری عشق از دیگر مطالبی است که به صورت غیرمسقیم در مرصادالعباد و آثار غزالی استخراج می شود و مطالب موجود حاکی از باور این دو عارف درتقسیم عشق به اقسام مختلف است.
۳.

واکاوی رابطه شمس و مولوی در پرتو مقالات شمس(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: شمس مولوی مقالات مرادِ مراد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۵
جایگاه رفیع مولوی و شمس در ادبیات عرفانی موجب شده است که روایات مختلفی از حیات و اندیشه آنها شکل گیرد و در فهم زیست جهان آنها به مدد ما بیایند. در عین حال تعدد و تنوع روایتها از یک سو و پیچیدگی این دو شخصیت از سوی دیگر، نزدیک شدن به واقعیت را سخت و دشوار می سازد. در این پژوهش با مرور منابع تاریخی به ویژه با بهره گیری از اطلاعات موجود در مقالات شمس و مقایسه این روایتها تلاش شده است با روش توصیفی تحلیلی به این سؤالات پاسخ داده شود: آیا ملاقات شمس و مولوی اتفاقی بود؟ از اولین گفتگوی شمس با مولوی چه حقایقی را در مورد این دو شخصیت می توان دریافت؟ تاثیر این ملاقات بر روی خود شمس چه بود؟ نگاه شمس به رابطه خود با مولوی چگونه است؟ نتیجه این پژوهش نشان داد که نگاه شمس به اولین دیدارشان و نیز نگاه او به مولوی و نوع رابطه اش با او، با آنچه در تذکره ها، مناقب نامه ها و اشعار آمده متفاوت است، همچنان که چهره شمس در مقالات از چهره افسانه ای و آسمانی او در تذکره ها و حتی در آثار مولوی فاصله می گیرد. مقالات شمس چهره مولوی را از مرید و مطیعی حلقه به گوش تا مرتبه مرادِ مراد برمی کشد و چهره شمس را از مقام پیری فرازمینی به چهره ای زمینی و خاکستری مبدل می سازد.
۴.

تحقیق در اندیشه های مولوی و ابن عربی و تحلیل دیدگاه آن ها در باب مراتب موسی (با تکیه بر فصوص الحکم و آثار منظوم مولوی)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مولوی ابن عربی مثنوی و دیوان شمس فصوص الحکم مراتب موسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۴
پژوهش حاضر به بیان دیدگاه های مشترک مولوی و ابن عربی در باب مراتب حضرت موسی (ع) در حوزه عرفان اسلامی می پردازد. ابن عربی و مولوی، دیدگاه ها و اندیشه های مشترک فراوانی در باب این پیامبر الهی دارند و دلیل این موضوع، بن مایه های فکری مشترک آن ها به خصوص قرآن مجید، به عنوان سرچشمه و منبع اصلی معرفت و سپس احادیث و معارف اسلامی و تقریرات و تعلیمات عرفای سلف بوده است. بنابراین هر دو عارف به تعاریفی جامع در رابطه با جایگاه موسی در نظام آفرینش پرداخته اند. در این نوشتار با روشی توصیفی_تحلیلی به بیان و تطبیق مبانی اندیشه های مولوی و ابن عربی در باب مراتب و جایگاه وجودی موسی، با تمثیلات همانندی از سوی ایشان با پنج محورِ: الف: خلوص و علوّ موسی، ب: مرتبه تکلیم، ج: قتل طفلان بنی اسرائیل به دستور فرعون، د: جدال و غلبه معجزات موسی بر سحر فرعون، ص: ایمان فرعون در لحظات مرگ، ازنظر ابن عربی و مولوی، پرداخته ایم، بدون آن که تأثیرپذیری آن ها از یکدیگر، محل بحث و گفتگو باشد و پس از تجزیه و تحلیل داده ها و تطبیقِ مفاهیم و مؤلفه های نسبتاً مشترک، به نتایج مقتضی دست یازیده ایم.
۵.

بازشناسی تحلیلی شطحیات در دیوان غزلیات عطّار(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: عطار نیشابوری دیوان غزلیات شطحیات وحدت وجود زبان عرفان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : ۳
از آن جا که زبان عرفان، زبانی تمثیلی و رمزگونه است، گفتار عرفا در بیان مشاهدات و مکاشفات خود در حالات خاص روحانی، شطح آمیز جلوه می کند؛ از این رو شطحیات، ارتباط تنگاتنگی با اسرار الهی دارد؛ چنان که می تواند منعکس کننده بنیان تفکرات شخصی یک عارف در مراتب بالای عرفانی باشد. در این عرصه، عطّار نیشابوری، شاعر عارفی است که در مکتب وی، بخش ویژه ای از این شطحیات در غزلیات او راه یافته است؛ به طوری که می توان بنیاد اندیشه های عرفانی وی را در واکاوی شطحیات غزلیات وی باز یافت. موضوع بررسی این مقاله، شطحیات در دیوان غزلیّات عطّار نیشابوری است، که در آن سعی شده به روش استقرایی- تحلیلی، شواهد برجسته ای از دیوان این شاعر که مفهوم "شطح" در آن ها مستتر است، مورد بررسی قرار گیرد، تا از این طریق، فلسفه تحلیلی نگاه عطّار درباره شطح بر پایه بن مایه های سازنده آن و اهمیت نظر وی در این باره تبیین گردد و روشن شود که "شطحیات" تا چه اندازه و به چه شیوه ای در "دیوان غزلیّات و قصاید عطّار نیشابوری" راه یافته است.
۶.

بازتاب طرح واره حرکتی سلوک در حدیقه الحقیقه سنایی و تمهیدات عین القضات همدانی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: «حدیقه الحقیقه» «تمهیدات» «طرح واره حرکتی» «زبان شناسی شناختی»

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱ تعداد دانلود : ۱
تکامل و پیشرفت معنوی که عرفا از آن به سیر و سلوک تعبیر می کنند، امری انتزاعی است. بر اساس نظریّات علوم شناختی، آنچه امکان بیان این تجارب را فراهم می کند، استفاده از طرح واره های تصویری است. طرحواره حرکتی یکی از مهم ترین طرح واره های سیر و سلوک است. این پژوهش سعی دارد نحوه استفاده سنایی و قاضی از این طرح واره را بررسی و تحلیل کند. روش این پژوهش توصیفی- تحلیلی است. واحد تحلیل، بیت و بندهایی در دو اثر است که طرح واره حرکتی دارند و حدود پژوهش ما کل تمهیدات و حدیقه الحقیقه را در برمی گیرد. طرح واره ها تا حد زیادی بنیادین هستند؛ امّا تفاوت در تجارب زیسته و جهان بینی عرفا با سایر مکاتب باعث تمایز این گروه با سایر مکتب های فکری می شود. سنایی و عین القضات توجّه بسیاری به مقصد دارند و ارزش پدیده ها را با توجّه به نقش کارکردی آن ها در وصال به خداوند می بیند. این توجّه را با ذکر شواهد در تمهیدات و حدیقه بررسی کرده ایم؛ از سوی دیگر تفاوت جزئی تر در جهان بینی دو عارف باعث شده است، سنایی پیشرفت معنوی را با تجربه بدنمند حرکت صعودی ببیند و قاضی آن را حرکت دایره وار. قائل شدن به خرده مقصدها تجلّی دیگری از تجارب بدنمند است. در این زمینه نیز بین دو عارف تفاوت هایی وجود دارد.
۷.

شرح عربی غزلی منسوب به مولوی اثر یوسف بن حمزه ملاطی با مطلع: دوش وقت صبحدم در چرخ پایان یافتم...(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: جلال الدین مولوی یوسف بن حمزه ملاطی سیدعبیدالله تستری شرح غزل کبرویه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : ۴
درباره غزلی با مطلع «دوش وقت صبحدم در چرخ پایان یافتم/ در میان دانه خشخاش سندان یافتم» منسوب به جلال الدین مولوی چند شرح به فارسی، عربی و ترکی موجود است. مفصل ترین شرح شناخته شده را یوسف بن حاج حمزه ملاطی احتمالاً در شهر قیصریه و به زبان عربی نوشته و به سلطان سلیم اول عثمانی اهدا کرده است. از این شارح اطلاع چندانی در دست نیست؛ جز اینکه صوفی ای از سلسله کبرویه بوده که در نیمه دوم قرن نهم و نیمه اول قرن دهم هجری می زیسته و احتمالاً اثرش را میان سال های 918-926ق تألیف کرده است. شیخ او سیدعبیدالله شیرازی تستری هم از مشایخ گمنامی است که در قیصریه خانقاه و مریدانی داشته است. تنها نسخه شناخته شده از این شرح با عنوان شرح غزل ملّا جلال الدین به شماره 1859 در کتابخانه ایاصوفیای استانبول محفوظ است. نظر به اینکه زبان متن عربی است، در تحقیقات مولوی پژوهی و عرفانی به محتوای آن توجه نشده است. در این مقاله کوشیده شده ضمن معرفی یوسف بن حمزه ملاطی، وجوه اهمیت و محتوای شرح او تبیین شود. این شرح با توجه به نمادین بودن کلمات و نیز اختلاف ضبط کلمات در نسخه ها با استناد به منابع متعددی نوشته شده است. از نکات جالب توجه در این اثر، حرکت گذاری کامل کلمات به شیوه عربی است و نشان می دهد یک فرد احتمالاً ترک نژاد در قلمرو عثمانی در قرن دهم این ابیات را چگونه می خوانده است. برخی از منابع مذکور در این شرح مانند رساله اسحاق ختلانی در تاریخ ادب فارسی گمنام مانده اند.
۸.

عاشقِ سارق؛ تحلیل عرفانی غزلی از مولوی بر اساس دیدگاه استیس(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: دیوان شمس مولوی تجربه عرفانی استیس رمز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : ۳
هر یک از فلاسفه دینی و عرفان پژوهان بر اساس دیدگاه خود، مختصّاتی برای تجربه عرفانی برشمرده اند. والتر استیس در کتاب «عرفان و فلسفه» هفت ویژگی اساسیِ بینش وحدانی یا آگاهی وحدت نگر، بی زمانی-بی مکانی، احساس عینیت یا واقعیت، احساس تیمّن و صلح و صفا، احساس امری قدسی و حرمت دار و الوهی، متناقض نمایی، و بیان ناپذیری را برای تجربه عرفانی ذکر می کند. دیوان شمس، نمودهایی از تجربیات عرفانی آفاقی و انفسی مولوی را در بر دارد. تجربیات آفاقی مولوی در قالب داستان واره ها و بهاریه های عرفانی، تحوّلات و دیگرشدگی ها، حماسه های عرفانی، و مواجهات شگفت نمود دارد و در تجربیات انفسی که به واقع، خداوند از زبان مولوی سخن می گوید، مقولاتی چون تفاخر و هشدار، بازخواست و ملامت، ضرورت بازشناسی خویشتن، و شوق و بخشایش قابل مشاهده است. تحلیل و تبیین غزل های هر دسته، مستلزم آگاهی از مبانی نظری عرفان، توجّه به ساختار غزل و همچنین اشراف به منظومه ذهنی شاعر است. در این پژوهش که با استفاده از چارچوب نظری هرمنوتیک گادامر صورت پذیرفته، یکی از داستان واره های عرفانی مولوی مورد بررسی قرار گرفته که مولوی در آن با استفاده از رمزواژه «دزد»، نمودهای یکی از تجارب آفاقی خویش را بیان می کند. پژوهش حاضر، ضمن رمزگشایی غزل، با استفاده از دیگر غزلیات دیوان شمس، تمامی ویژگی های مدّ نظر استیس برای تجربه عرفانی را در آن مورد بررسی و تحلیل قرار می دهد. هم چنین برخی دیگر از ویژگی های تجربه عرفانی همچون برخورداری از کیفیت معرفتی و انفعالی بودن نیز که پژوهشگرانی به جز استیس بدان ها پرداخته اند و غزل مدّ نظر از آن ها برخوردار است، تببین و واکاوی شده اند.
۹.

بررسی تطبیقی مفهوم مُثُل در غزلیات شمس و اشعار جرالد منلی هاپکینز(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مثل مولانا هاپکینز طبیعت عالم بالا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱ تعداد دانلود : ۱
آثار بزرگ ادبی- عرفانی جهان معمولا آیینه ای هستند تصویرگر یک اصل و بازگوکننده ی یک مفهوم در لباسی متفاوت؛ چرا که عارفان سخن گوی دل هایی هستند که رو به اصل خویش دارند و این جاست که سخن جهانی شده و مغایرتی با هم در مغز و معنا نمی یابد. هدف این پژوهش، یافتن نشانه های نظریه ی مُثُل و مفهوم سایه وار بودن مخلوقات در بیان و اندیشه ی مولانا جلال الدین بلخی و جرالد منلی هاپکینز، شاعر عارف قرن نوزدهم انگلیس است. در این راستا مبنای کار، غزل مولانا و مجموعه اشعار هاپکینز و تحلیل اشعار این دو برای یافتن وجوه پیوند دو اندیشه در این حیطه است. برآیند مطلب آن است که هر دو به شکلی نمادین یا صریح از این مطلب سخن گفته اند؛ مولانا به شکلی متنوع تر و گسترده تر و هاپکینز به شکلی موجز. از حیث شیوه ی بیان هرچند این دو با هم متفاوتند؛ هر دو طبیعت و عناصر آن را بهترین دستاویز برای پرداختن به این موضوع یافته اند. همچنین این موضوع در اندیشه ی هر دو شاعر با مفاهیمی چون تجلی، جان هستی، جهان آرمانی، زیبایی و تابعیت امور این جهانی از عالم بالا همراه می شود که با نظریه ی مُثُل کاملا در پیوند بوده و این دو اندیشه را در این حیطه به یکدیگر پیوند می زند و البته هدف دیگر این پژوهش، شناساندن هاپکینز و اندیشه ی فلسفی و عرفانی وی به عنوان شاعری ناشناخته در ایران است که جز تعداد انگشت شماری از ترجمه اشعار وی که در کتاب تاریخ ادبیات انگلیس آمده است، بیشتر اشعار و تمام آثار وی هنوز ترجمه نشده اند.
۱۰.

بررسی سیر تحول عوامل سبب ساز حال قبض و بسط در مثنوی های عرفانی حدیقه الحقیقه، منطق الطیر عطار، مثنوی معنوی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: سنایی عطار مولوی قبض بسط

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۲
با نگاهی به آثار برجسته حوزه ادبیات عرفانی، تفاوت های عمده ای را در به کارگیری اصطلاحات مربوط به این نوع ادبی، شاهد هستیم. اگر قبض و بسط را از احوال عرفانی بدانیم که همواره در مسیر سیر و سلوک در کنار هم عارف را تحت تأثیر خود قرار می دهند، این مفهوم می تواند در آثار عرفانی، نمودهای متفاوتی داشته باشد که پژوهش حاضر با روش توصیفی - تحلیلی در پی بیان تفاوت ها و سیر تحول این مفهوم با پرده برداشتن از انفعالات درونی عرفا، تأثیر هرکدام از انفعالات بر آثار و بالطبع تأثیر نوع نگرش آنان بر این مفاهیم را به صورت جزئی تر مورد بررسی قرار می دهد؛ به صورتی که با بررسی متوالی این آثار به این مسأله رهنمون می شویم که هر کدام از عارفان مورد بحث، نماینده مرحله ای از مراحل سیر و سلوک عرفانی- شریعت (سنایی)، طریقت (عطار)، حقیقت (مولوی)- به حساب می آیند و این مفاهیم در هر عارفی بسته به ظرفیت وجودی و تجاربش، رنگ متفاوتی به خود می گیرد.
۱۱.

خوانش تحلیلی شروح برگزیده از مثنوی معنوی براساس نظریه زیبایی شناسی دریافت یاوس و آیزر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: زیبایی شناسی دریافت یاوس و آیزر افق انتظارات جاهای خالی بایگانی متنی شروح مثنوی معنوی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۳
نظریات نقد ادبی خواننده محور، عمدتاً بر این باورند که معنا چیز ثابتی نیست که در ذهن نویسنده یا در خود متن پنهان شده باشد، بلکه معنا در تعامل خواننده با متن شکل می گیرد. این مقاله براساس مؤلفه های نظریه زیبایی شناسی دریافت هانس روبرت یاوس و ولفگانگ آیزر تدوین شده است. در این پژوهش، هفت شرح از شروح مثنوی برای تحلیل انتخاب شده است و علاوه بر نی نامه، سه داستان از دفتر اول مثنوی(پادشاه و کنیزک، شیر و نخچیران و پادشاه جهود)، از منظر زیبایی شناسی دریافت، بررسی شده اند. پرسش اصلی مقاله این است که نظر شارحان مختلف در باب مضمون اصلی این داستان ها، متأثر از چه مؤلفه هایی از افق انتظارات آن ها بوده است؟ یافته های مقاله حاضر که براساس روش توصیفی تحلیلی و مطالعه اسنادی (کتابخانه ای) و بررسی 200 بیت منتخب صورت گرفته است، نشان می دهد که هرشارح، متأثر از افق انتظار اجتماعی و ادبی خود، معنایی را برای ابیات مثنوی برساخته است.