فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۲۱ تا ۲۴۰ مورد از کل ۱۱٬۰۸۲ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف: تجارت دیداری ابزاری برای مهم جلوه نمودن است. تجارت دیداری به ایجاد ویترین های اثرگذار اشاره دارد. یعنی ویترین هایی که مصرف کنندگان را جذب، درگیر و تحریک کنند. هدف از این مطالعه ارزیابی اثرات ویترین ها بر رفتار خرید مصرف کنندگان خانم در جهت فراهم کردن بینشی است که یک مدیر بتواند از آن در جهت تشویق رفتار خرید استفاده کند.روش: این بررسی بر اساس مصاحبه مفصل بر روی مص رف کنندگان خانم در فروشگاه های شهر کرمانشاه انجام شد. بررس ی به عمل آمده بر اساس یک چارچوب تح ریک سازواره- واک نش است. به هر پاسخگو تصویر یک ویترین نشان داده شده و ادراک خود از ویترین و نیات خود برای خرید اقلام فروشی در فروشگاه را درجه بندی کردند.یافته ها: با استفاده از تحلیلی عاملی ما پنج مؤلفه عوامل اجتماعی، لذتی، اطلاعاتی، تصویری و احساس خوب را در مورد ویترین شناسایی کردیم. چهار عامل اول در یک معیار متری ویترینی جمع شده اند که جهت تأثیرگذاری بر نیات خرید نشان داده می شوند. این تأثیر کاملاً به وسیله عامل احساس خوب تعدیل می شود. عامل تصویری و عوامل اجتماعی و لذتی نیز هرکدام تأثیر معناداری بر عامل احساس خوب می گذارند.نتیجه گیری: این اثر نشان می دهد که مواجهه با یک ویترین بر نیات خرید مصرف کنندگان اثر می گذارد و این تأثیر در ابتدا با میزانی تعیین می شود که مصرف کنندگان در مورد فروشگاه احساس خوبی خواهند داشت.
تبیین مدل مهارت های شناختی رهبران و مدیران سازمانی برای تصمیم گیری در محیط ووکا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت بازرگانی دوره ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
526 - 564
حوزههای تخصصی:
هدف: اهمیت ویژگی های مدیران و رهبران در موفقیت سازمان ها و شیوه تصمیم گیری آن ها در محیط های پُرتلاطم و نامطمئن، بر کسی پوشیده نیست. بر همین اساس، هدف این مطالعه، شناخت مهارت ها و شیوه هایی است که رهبران و مدیران به کار می گیرند تا سازمان خود را در محیطی ووکا هدایت کنند؛ چرا که ضرورت محیط ووکا تصمیم گیری قاطع و سریع است و ابهام و پیچیدگی به این موضوع دامن می زند؛ از این رو پژوهش حاضر بر آن است که به این پرسش پاسخ دهد: رهبران/ مدیران برای هدایت سازمان و تصمیم گیری مؤثر در محیط ووکا، به چه مهارت های شناختی نیاز دارند؟
روش: برای اجرای این پژوهش، از مرور نظام مند استفاده شده است. دلیل استفاده از این روش، آن است که تعداد و گستره مدل های شناختی در ادبیات مدیریت بسیار زیاد است و ساختار نظام مند مشخصی ندارد. همچنین مطالعه نظام مند به پژوهشگر در درک خلأ نظری موجود و تشابه و تفاوت ادبیات نظری یاری می رساند. در پایان انجام مرور نظام مند، الگویی برای مهارت های شناختی رهبران و مدیران، شناسایی و ارائه شده است؛ از این رو رویکرد این پژوهش «اکتشافی» است. مرور نظام مند این پژوهش، بر اساس الگوی هفت مرحله ای کیچنهام و چارترز بوده است.
یافته ها: در این پژوهش ابتدا سؤال راهنما برای انجام مرور نظام مند تعریف و پس از آن، واژگان کلیدی مشخص شد. سپس پایگاه های داده ها انتخاب و معیارهای حذف و اضافه تعیین شد. با جست وجو در پایگاه های مشخص شده و بر اساس واژگان کلیدی، در مجموع ۲۱۶۳ سند، اعم از کتاب، مقاله و پایان نامه گردآوری شد. برای سنجش کیفیت متن های انتخابی، از چارچوب کالدول استفاده شد. برای تحلیل، ابتدا به هر مدرک یک کد تخصیص یافت؛ سپس کدگذاری باز برای دسته بندی متن ها انجام گرفت. پس از انجام کدگذاری اولیه، مقوله ها و مضمون های یافت شده با هدف شناسایی مهارت ها و توانمندی های رهبری در محیط ووکا دسته بندی شدند. در متون انتخاب شده، رویکردها و مفهوم های متنوعی در توصیف رهبران و مدیران در محیط ووکا به کار رفته است که خود نشان دهنده اهمیت موضوع در دنیای کسب وکارهای امروز است. در حالی که در سال های اولیه ۲۰۰۰، ضرورتی به مطالعه در این موضوعات احساس نمی شد به تدریج محیط کسب وکار با ابهام، پیچیدگی، تغییرات طوفانی و عدم قطعیت عجین شد و پژوهشگران، کم کم مدل های جدیدی در رهبری ارائه کردند. در این پژوهش پس از دسته بندی مقوله ها، سه مضمون کلیدی در رهبری در محیط ووکا شناسایی شد.
نتیجه گیری: این پژوهش با درنظرگرفتن محیط ووکا و تأثیر آن بر فرایند تصمیم گیری مدیران و رهبران بر اساس مهارت های شناختی و سبک های رهبری به موضوع مهارت های رهبری نگاهی جدید انداخت، این در حالی است که اغلب مطالعات پیشین به بررسی سبک ها یا رفتارهای رهبری از منظر خاصی مانند تأثیر آن بر نوآوری، دانش سازمانی یا توسعه پایدار پرداخته اند یا رهبری را در شرکت های خانوادگی یا بر اساس فرهنگ یا محیط خاصی و حتی بر اساس ملیت یا جنسیت بررسی کرده اند.
بررسی آثار اقتصادی قوانین و مقررات اقدامات تملکی حاکمیت، نسبت به اراضی در محدوده و حریم شهرها با تکیه بر حقوق اسلامی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های بازاریابی اسلامی دوره ۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳
51 - 66
حوزههای تخصصی:
برخی ارگان ها و نهادهای دولتی معمولاً برای تأمین منافع اجتماعی و اجرای طرح های عمرانی و عمومی نیازمند در اختیار گرفتن و تملک برخی از اراضی و املاک خصوصی می باشند و این احتمال وجود دارد که در صورت اتکا به قانون بازار برای تحصیل آنها از مالکان، اغلب پروژه های عمومی با شکست مواجه گردند. به همین لحاظ، در تمام کشورها قوانین و مقررات با تعیین شرایطی، حاکمیت را مجاز به اعمال قوه ی قهری در تملک اراضی خصوصی برای اجرای طرح های عمومی می نماید. علیرغم آنکه چنین اقدامی بالقوه موجب نقض قواعد حقوق مالکیت و عدم رعایت احترام به مالکیت خصوص اشخاص می گردد ولی در صورتیکه هزینه های مبادله مانع از توافق حاکمیت با مالکان گردد به شرط تضمین حقوق اشخاص و پرداخت قیمت عادله و استفاده ی عمومی از اراضی موردنظر پس از تملک، منافع جامعه تأمین و همچنین اموال موضوع تملک خواهد شد و نیز آنها در بالاترین ارزش خود مورد استفاده قرار خواهند گرفت. از سویی دیگر محدودیت هایی که حاکمیت بر نحوه ی استفاده اشخاص از اراضی متعلق به خویش وضع می کند گاهی تا اندازه ای زیاد است که موجب شبهه در عنوان محدودیت یا تملک (سلب یا تحدیدمالکیت) بر آن می گر دد. تشخیص این موضوع نیازمند تعیین معیارهایی مناسب برای شناسایی هریک از دیگری است. در این مقاله با عنوان بررسی آثار اقتصادی قوانین و مقررات اقدامات تملکی حاکمیت، نسبت به اراضی در محدوده و حریم شهرها به تحلیل مبانی و شرایط تملک و معیارهای تشخیص آن از محدودیت استفاده و آثار اقصادی آن می پردازیم.
مدیریت الگوهای رفتاری گردشگران پس از سفر بر اساس تحلیل کلان داده ها (مورد مطالعه: آرامگاه فردوسی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف : هدف اصلی از این پژوهش، مدیریت الگوهای رفتاری گردشگران با کمک تحلیل کلان داده ها و هوش مصنوعی با هدف بهبود تجربه گردشگری در جاذبه ها است. روش شناسی : این پژوهش به لحاظ هدف از نوع کاربردی و از نظر رویکرد یک پژوهش آمیخته کیفی-کمّی از نوع اکتشافی به شمار می رود. در این پژوهش کلان داده های تولید شده در فرآیند سفر توسط ابزار پایتون مورد استخراج و تحلیل قرار می گیرد. همچنین جامعه مورد مطالعه کلیه گردشگران را در آرامگاه فردوسی مشهد تشکیل می دهند. یافته ها : براساس مدل سازی الگوهای رفتاری گردشگران و با کمک تحلیل کلان داده ها و هوش مصنوعی به منظور بهبود تجربه گردشگری، به استخراج کلان داده ها در مرحله پس از سفر گردشگران پرداخته شد. یافته های هر مرحله از سفر نشان می دهد که کلان داده ها می توانند در بررسی وضع موجود پس از بازدید و تجربه در سفر مفید بوده و علاوه بر آن در بهبود تجربه نیز نقش مؤثر داشته باشند. نتیجه گیری و پیشنهادات : نتایج به دست آمده در جاذبه مورد مطالعه آرامگاه فردوسی نشان می دهد که مدیران گردشگری می توانند با استفاده از کلان داده ها به تجزیه و تحلیل رفتار گردشگران در مراحل مختلف سفرشان بپردازند و در نهایت به مدل جامعی برای بهبود تجربه گردشگران در جاذبه ها دست پیدا کنند. نوآوری و اصالت : در این پژوهش از جدیدترین فناوری های مرتبط با هوش مصنوعی در تجربه گردشگران پس از بازدید و تجربه در سفر استفاده شده است.
ارائه مدل توسعه کارآفرینی سازمانی با رویکرد نوآوری باز در پالایشگاه گاز ایلام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های کارآفرینی دوره ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
77 - 94
حوزههای تخصصی:
مقدمه: وجود گرایش کارآفرینانه در سازمان ها، قابلیت های پویایی را برای آن ها فراهم می کند که به نوآوری بیشتر و تحقق و حفظ مزیت های رقابتی منجر می شود. رویکرد نوآوری باز بر این موضوع تأکید دارد که سازمان ها می باید در کنار ایده ها و نوآوری های داخلی، از نوآوری های خارج سازمان و بازار نیز به خوبی بهره بگیرند. در این راستا، هدف اصلی پژوهش حاضر طراحی مدل توسعه کارآفرینی سازمانی با رویکرد نوآوری باز در پالایشگاه گاز استان بوده است.
روش شناسی : در پژوهش حاضر از روش داده بنیاد به عنوان یک روش کیفی استفاده شده است. جامعه مورد مطالعه، متشکل از خبرگان حوزه کارآفرینی و مدیریت نوآوری در دو بخش دانشگاهی و اجرایی بودند که به صورت در دسترس انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۳۰ نفر از این متخصصان، شامل اعضای هیأت علمی دانشگاه رازی کرمانشاه و مدیران ارشد پالایشگاه گاز شهر ایلام، گردآوری و سپس بر اساس طرح نظام مند استراوس و کوربین تجزیه وتحلیل شدند.
یافته ها: یافته های پژوهش حاکی از آن بود که شرایط علّی شامل رقابت تهاجمی، فرصت گرایی کارآفرینانه، اکتساب دانش، توسعه منابع نوآوری و کاهش هزینه های تقلید بودند. شرایط زمینه ای نیز عواملی چون سواد دیجیتال سازمانی، تعهد و مشارکت نیروی انسانی، سیاست گذاری نوآورانه، انعطاف پذیری مرزهای سازمانی و فرهنگ خلاقیت را در بر می گرفت. علاوه بر این، در شرایط مداخله گر عواملی همچون فرهنگ داده باز، وضعیت نظارت حاکمیتی، سطح حمایت های مالی دولت، دیدگاه حاکم نسبت به مشارکت های بنیادی و فرآیند تبادل مالکیت فکری شناسایی شد. راهبردها نیز شامل ارتقای مشارکت های داخلی و خارجی، توسعه شبکه های ارتباطی برون سازمانی، ارتقای زیرساخت های فناورانه، بهبود شاخص های رفتار کارآفرینانه، همکاری فعال در شبکه های نوآوری محیطی و مدیریت مؤثر دانش بودند. پیامدهای مورد انتظار از اجرای این مدل شامل حاکمیت نوآوری در فرآیندهای سازمانی، ارتقای قابلیت یادگیری سازمان، مدیریت مؤثر تلاطم بازار، بهبود عملکرد نوآورانه و تثبیت عوامل پایدار مزیت رقابتی بودند.
نتیجه گیری/ دستاوردها: با توجه به یافته ها می توان نتیجه گرفت که توسعه کارآفرینی سازمانی با رویکرد نوآوری باز، نیازمند هم افزایی و مشارکت بنیادی میان بازیگران کلیدی زیست بوم نوآوری باز و همچنین تعدیل یا تقویت برخی متغیرهای ساختاری است؛ بنابراین، تصمیم گیرندگان سازمانی می توانند با توجه به عوامل شناسایی شده و اتخاذ سیاست های مناسب، زمینه بهبود شرایط لازم برای دستیابی به این هدف را فراهم آورند.
بررسی عملکرد صادرات و شناسایی عوامل کلیدی تعیین عملکرد صادراتی بخش تجهیزات پزشکی در حوزه خلیج فارس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت تبلیغات و فروش دوره ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۱)
235 - 254
حوزههای تخصصی:
هدف: این مقاله با هدف بررسی عملکرد صادرات تجهیزات پزشکی به کشورهای حوزه خلیج فارس و شناسایی عوامل کلیدی مؤثر بر موفقیت این صادرات انجام شده است. صنعت تجهیزات پزشکی با توجه به نقش آن در ارتقای کیفیت خدمات بهداشتی و درمانی و رشد سریع بازار جهانی آن، به ویژه در کشورهای خلیج فارس، مورد توجه ویژه قرار گرفته است. روش: تحقیق حاضر از روش های ترکیبی کمی-کیفی بهره گرفته و داده ها از طریق پرسشنامه ها، مصاحبه های نیمه ساختاریافته و منابع ثانویه جمع آوری شده است. جامعه آماری این تحقیق شامل صادرکنندگان و واردکنندگان تجهیزات پزشکی، مقامات دولتی، و متخصصان صنعت در کشورهای خلیج فارس است. یافته ها: نتایج نشان می دهد که صادرات تجهیزات پزشکی به منطقه خلیج فارس، به ویژه به عربستان سعودی و امارات متحده عربی، روند رو به رشدی دارد. عوامل اقتصادی همچون نرخ ارز و هزینه های تولید، و عوامل غیر اقتصادی نظیر قوانین و مقررات بهداشتی و حساسیت های فرهنگی، نقش تعیین کننده ای در موفقیت صادرات دارند. نقاط قوت شامل زیرساخت های بهداشتی توسعه یافته و افزایش تقاضا برای تجهیزات پزشکی پیشرفته است، در حالی که تهدیدها عمدتاً به رقابت شدید و تغییرات در مقررات مربوط می شود.نتیجه گیری: این مقاله با ارائه یک دیدگاه جامع از چالش ها و فرصت های موجود در بازار خلیج فارس، به تولیدکنندگان و صادرکنندگان کمک می کند تا استراتژی های بهینه تری برای توسعه و بهبود عملکرد صادراتی خود اتخاذ کنند. همچنین، تحلیل رگرسیون نشان می دهد که مدیریت بهینه هزینه ها، نرخ ارز، قوانین تجاری و بهبود کیفیت محصولات می تواند عملکرد صادراتی را در این منطقه بهبود بخشد.
از یافته تا دریافت؛ چالش ها و فرصت های باستان شناسی رایانشی بر اساس تجربیات فصل دوم بررسی های باستان شناسی مریوان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پیام باستان شناس دوره ۱۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۲
121 - 131
حوزههای تخصصی:
نوپا بودن باستان شناسی به مثابه علم در مقایسه با علوم دیگر و چندوجهی بودن مسائل این رشته، بستری حاصل خیز برای ادغام و به کارگیری علوم دیگر فراهم آورده است که در گرایش های روزافزون باستان شناسی نمایان است. همه گرایش های باستان شناسی بر سر به کارگیری تکنیک ها و مفاهیم علم داده متفق القول هستند. دلیل این تمایل عمومی، پیشرفت ها و دست آوردهای اخیر پیش گامان این عرصه در حل مسائل باستان شناسی است که قبلاً بسیار پیچیده و گاه ناممکن می نمود. به کارگیری چنین روش هایی در مطالعات باستان شناسی مستلزم این است که پیش بینی ها و اقدامات لازم از بخش میدانی پروژه به عمل آید. تعدد مسائل باستان شناسی، یکتایی میدان عمل و واقعیت غیرقابل تکرار بودن فعالیت میدانی چالشی بزرگ برسر راه پروژه های تحقیقاتی به وجود آورده است که تهیه داده غیرقابل پردازش، ناقص یا نامتجانس، هزینه بر بازده بسیار بالا به ازای هر واحد داده، خطا و داده اشتباه تنها بخشی از مشکلات برسر راه پروژه ها است. بااینکه تمام این مشکلات در مرحله کارگاهی به وجود می آیند، بعدها و در مراحل مطالعاتی کشف می شوند. ریشه این مشکلات را می توان در تفاسیر متفاوت از مفهوم و ماهیت «داده» دانست. بدون شک حالت ایده آل این خواهد بود که باستان شناس تمام یافته های موجود را ثبت کرده و بدین ترتیب نسخه ای برابر اصل از بقایا را در فضای دیجیتال بازسازی کند؛ ولی از آنجا که از لحاظ نظری داده قابل استحصال از هر ابژه طبیعی بی نهایت است و زمان پروژه های باستان شناسی محدود است؛ احتمال ثبت و ضبط تمامی داده های مربوط به یافته های باستان شناسی ناممکن بوده و به همین دلیل تمام پروژه های باستان شناسی ناچار از نادیده گرفتن بخش بسیار زیادی از داده های مربوط به بقایایی هستند که با آن مواجه می شوند. موارد ذکرشده، از چالش هایی است که در فصل دوم از سلسله بررسی های باستان شناسی مریوان سعی شد به بهترین نحو پاسخ داده شود. در مقاله پیش رو این چالش ها به ترتیب زمانی به بحث گذاشته شده و راه حل فنی برای رفع آن چالش ارائه می شود.
تأملی بر چشم انداز پداگوژی گردشگری پایدار در آموزش عالی: یک مطالعه ی سنتزپژوهی
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف کشف و درک ابعاد و مولفه های چشم انداز خبرگی عناصر ساختار آفرینی و صلاحیت پروری برنامه درسی گردشگری پایدار در آموزش با استفاده از روش سنتزپژوهی انجام گرفته است. جامعه تحقیق کیفی پژوهش شامل کلیه آثار منتشر شده در این حوزه از سال های 2000 تا 2024 در پایگاه اطلاعاتی معتبر و نمونه مورد بررسی با توجه به بررسی های انجام شده و فرم امتیازدهی CASP شامل 22 سند می باشد. که با استفاده از نرم افزار MAXQDA20 دسته بندی و سازماندهی شدند. از روش کنترل اعضاء و ضریب توافق که برابر با 71% شد، برای اعتبارداده ها استفاده گردید. یافته ها به دست آمده حاوی این است که رویکرد توسعه پایدار در عرصه ساختار آفرینی و صلاحیت پروری برنامه درسی متضمن طیفی از خبرگی های فراگشته ای در آموزش گردشگری است، خلاقیت و ارائه مواد گردشگری پایدار توسط دانشگاهیان آموزش عالی گردشگری طیف گسترده ای از دانش و آگاهی را می طلبد که در چهارچوب آموزش فعلی به سادگی قابل انطباق و سازواری نیستند. نتایج حاصل آمده، هدایت گر این است که خبرگی و آگاهی لازم که در فرایند آموزش رشته گردشگری کشف و درک شد، ستون های تحکم یادگیری در این حوزه را تشکیل می دهد که تکمیل کننده و هدایتگر مسیر توسعه جامع پایداری می باشند و زیر بنای آن را پرورش و ارتقاء خبرگی انسان گرایانه تشکیل می دهد، توسعه گردشگری پایدار نیازمند پرورش تفکر و یادگیری فلسفی در حوزه های متعددی است و درک چرایی آن بر پایه پرورش درک روابط انسانی و نشاط معنوی استوار است.
بررسی ارتباط بین عدم قطعیت و انواع برنامه ریزی استراتژیک با میانجیگری گرایش استراتژیک (مورد مطالعه: شرکت های مستقر در پارک فناوری پردیس تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت بازرگانی دوره ۱۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
177 - 198
حوزههای تخصصی:
هدف: امروزه در جهانی که به طور شگرفی در حال تغییر و رویدادهای آینده با عدم قطعیت همراه است، دستیابی مدیران به راهبردهایی که بتوانند با برقراری توازن لازم بین تعهد و تغییر، سازمان را به مزیت رقابتی برسانند، دشوارتر می شود. یکی از مسیرهای تحقق چنین توازنی، برنامه ریزی انعطاف پذیر است. در این بین، مدیریت سازمان ها در نحوه ارتباط اجزای درونی با جهان بیرونی و در کل، عملکرد کلی سازمان متبوعش فوق العاده تأثیرگذار است. این نکته به ویژه در خصوص بنگاه های کوچک و متوسط که وزن عامل مدیریت بر عملکرد کلی بنگاه، به مراتب بیشتر است، بیش از پیش نمود می یابد. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه عدم قطعیت با انواع برنامه ریزی استراتژیک با نقش میانجی گرایش استراتژیک انجام گرفت. روش: جامعه آماری این پژوهش، مدیران عالی شرکت های مستقر در پارک فناوری پردیس تهران است. پژوهش حاضر از نظر ماهیت و روش، از نوع توصیفی پیمایشی است. روایی پرسش نامه از طریق مبانی نظری و نظر خبرگان و پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ تأیید شد. به منظور بررسی روابط و تجزیه وتحلیل داده، از روش معادلات ساختاری و هم بستگی استفاده شده است. یافته ها: نتایج تحقیق حاکی از آن است که بین عدم قطعیت با گرایش استراتژیک، رابطه معنادار و مثبت و بین میزان عدم قطعیت با برنامه ریزی استراتژیک رابطه معناداری وجود دارد. همچنین بین گرایش استراتژیک با انتخاب برنامه ریزی استراتژیک، رابطه معنادار و مثبتی وجود دارد و در نهایت، نقش گرایش استراتژیک به عنوان میانجی تأیید شد. نتیجه گیری: برنامه هایی که بیشترین هم بستگی را باعدم قطعیت دارند، به ترتیب عبارت اند از: استراتژی یادگیرنده و پدیدارشونده، استراتژی پابرجا، استراتژی موضوعات استراتژیک، برنامه ریزی شکل دهنده و رویکرد برنامه ریزی استراتژیک. در این میان، پنجمین نوع از برنامه ریزی، یعنی رویکرد برنامه ریزی استراتژیک، بیشترین میانگین را به دست آورد. دومین نتیجه گیری این است که چون گرایش استراتژیک، دید و ذهنیت مدیران را به استراتژی ها و آینده مشخص می کند، در ارتباط باعدم قطعیت و رویکردهای برنامه ریزی استراتژیک، نقش فوق العاده تأثیرگذاری دارد.
ارزیابی و تحلیل مولفه های شاخص تاب آوری اقتصادی در کشورهای درحال توسعه نفتی و غیرنفتی (2021-1970)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه بازرگانی سال ۲۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۱۴
1 - 40
حوزههای تخصصی:
تاب آوری اقتصادی به عنوان توانایی سیاست گذاری یک اقتصاد برای مقاومت در برابر شوک ها و بازیابی از اثرات شوک ها تعریف می شود. این مطالعه به بررسی روندهای سالانه شاخص تاب آوری اقتصادی در کشورهای در حال توسعه با تأکید بر تفاوت های میان کشورهای نفتی و غیرنفتی در دوره زمانی 1970-2022 پرداخته است. روند سالانه شاخص تاب آوری اقتصادی مؤلفه های (اقتصادی، اجتماعی، حکمرانی، زیست محیطی و پیرامونی) در کل کشورهای در حال توسعه صعودی بوده که بیانگر بهبود تاب آوری اقتصادی است. در مقابل مؤلفه حکمرانی روند نزولی داشته که نشان دهنده آن است که هر چه ثبات سیاسی، حاکمیت قانون، کنترل فساد کمتر باشد نظام تدبیر از شایستگی کمتری برخوردار بوده و در مقابل بحران ها تاب آوری اقتصادی کمتری خواهد داشت. همچنین، نتایج نشان می دهند کشورهای غیرنفتی در مقایسه با کشورهای متکی به منابع نفتی به طور کلی از تاب آوری بالاتری در مؤلفه های اقتصادی، حکمرانی، اجتماعی و پیرامونی برخوردارند. در مقابل، کشورهای نفتی به دلیل وابستگی به منابع نفتی، نوسانات بیشتری را تجربه کرده و تاب آوری اقتصادی کمتری داشته اند.
طراحی مدل توانمندسازی مدیران مدارس کارآفرین با بهره گیری از هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش و مدیریت کارآفرینی دوره ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
71 - 92
حوزههای تخصصی:
با توجه به تحولات پُر شتاب فناوری و ضرورت ارتقای کیفیت آموزش کارآفرینی، توانمندسازی مدیران مدارس کارآفرین از طریق بهره گیری از ظرفیت های هوش مصنوعی به یک راهبرد نوین و اساسی تبدیل شده است. هدف این پژوهش، ارائه الگویی برای توانمندسازی مدیران مدارس کارآفرین با رویکرد هوش مصنوعی است. روش پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر رویکرد، کیفی است که با استفاده از روش نظریه داده بنیاد انجام پذیرفت. جامعه مورد مطالعه شامل کلیه مدیران با سابقه مدارس کارآفرین در سطح کشور بود که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و تا رسیدن به اشباع نظری، تعداد ۲۱ مصاحبه عمیق انجام شد. ملاک انتخاب مدارس کارآفرین شامل ارائه برنامه های آموزش مهارتی و کارآفرینی برای دانش آموزان به طور هم زمان با برنامه های آموزش رسمی وزارت آموزش و پرورش بود. داده ها با روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. بر اساس یافته های پژوهش مدلی پارادایمیک برای توانمندسازی مدیران مدارس کارآفرین با بهره گیری از هوش مصنوعی ارائه گردید که ابعاد آن شامل شرایط علّی (از قبیل بهینه سازی تصمیم گیری ها، تحلیل رفتار یادگیری دانش آموزان، برنامه ریزی استراتژیک، ایجاد محیط آموزشی پویا، بهره گیری از آموزش های متناسب و یادگیری مهارت های آینده)، پدیده محوری (از قبیل توانمندسازی مدیران مدارس کارآفرین با رویکرد هوش مصنوعی)، شرایط زمینه ای (از قبیل سه محور شامل آشنایی با رهبری شبکه ای، بسترهای آموزشی و زمینه های نوآوری)، شرایط مداخله گر (از قبیل ضعف زیرساخت ها، عدم تسلط کافی مدیران بر ابزارهای هوش مصنوعی، کمبود داده های سازمانی، مقاومت نسبت به تغییرات فناورانه و نبود منابع کافی)، راهبردها (از قبیل فراهم بودن ابزارهای هوش مصنوعی، تقویت مهارت استفاده از آن، نهادینه سازی فرهنگ همکاری های نوآورانه، آموزش برنامه ریزی با فناوری هوشمند و آشنایی با شیوه های نوین بازخورددهی) و پیامدها (از قبیل بهره وری آموزش کارآفرینانه، تعالی عملکرد مدارس، برند شدن مدارس کارآفرین و ارتقای اثربخشی فرآیندهای آموزشی) بود. بر اساس مدل نهایی چنین می توان بیان کرد که بهره گیری هدفمند از هوش مصنوعی می تواند به عنوان یک اهرم کلیدی در تحول رهبری آموزشی و توسعه مدارس کارآفرین عمل کند. این پژوهش پیشنهادهای کاربردی را برنامه ریزان و سیاست گذاران در زمینه موضوع مورد مطالعه به همراه دارد.
طراحی مدل تأمین مالی جمعی در بستر سکوهای بازاریابی و فروش با رویکرد تحلیل سیستم های پویا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هم زمان با رشد چشمگیر تعداد شرکت های نوپا و به ویژه دانش بنیان در ایران در طی سال های اخیر، اهمیت پرداختن به مسئله تأمین مالی این شرکت ها دوچندان شده است. در این میان، ابزار تأمین مالی جمعی با تکیه بر مدل های کمک مالی، بدهی، پاداش و صاحب سهم فرصت های مناسبی را برای پاسخگویی به این نیاز شرکت های نوپا فراهم ساخته است. در این راستا سکو هایی باهدف معرفی، بازاریابی و انتخاب روش تأمین منابع مالی جمعی با حضور سرمایه خواه و سرمایه گذار توسعه یافته است. ازاین رو، هدف از این پژوهش عبارت است از طراحی مدل جامع برای تأمین مالی جمعی برای حمایت از شرکت های نوپا در بستر سکوهای آنلاین بازاریابی و فروش مبتنی بر رویکرد تحلیل سیستم های پویا. سپس با استفاده از رویکرد تحلیل سیستم های پویا، اقدام به معرفی نمودار جریان شده است. درنهایت، با تدوین سناریوهای برنامه ریزی اقدام به تحلیل نتایج شبیه سازی پیوسته پیشامد و ارزیابی سناریوها پرداخته شده است. با توجه به حضور عوامل متعدد تأثیرگذار در حلقه های علی و معلولی پیچیده، اثرات بازخوردی و علی متنوع و بازیگران مختلف، نتایج حاکی از کارایی رویکرد تحلیل سیستم های پویا برای تحلیل مسئله تحت بررسی است. نتایج حاکی از آن است که هر یک از انواع مدل های کمک مالی، بدهی، پاداش و صاحب سهم در یک شرایط خاص تحت تأثیر حوزه کاری کسب وکار نوپا، ضریب نفوذ رویکرد تأمین مالی جمعی و ویژگی های طرح و محیط تصمیم گیری دارای عملکرد متفاوتی خواهند بود. ازاین رو انتخاب مدل مناسب تأثیر معناداری بر موفقیت کمپین های تدوین شده برای تأمین مالی در سطح هدف مدنظر بر بستر سکوهای بازاریابی و فروش آنلاین توسعه یافته خواهد داشت.
ارزیابی و اولویت بندی مؤلفه های آمیخته بازاریابی بر عملکرد برند از نگاه مشتریان شعب بیمه ایران شهرستان زنجان
حوزههای تخصصی:
هدف از تحقيق حاضر ارزیابی و اولویت بندی مؤلفه های هفت گانه آمیخته بازاریابی در عملکرد برند بیمه ایران در شهرستان زنجان می باشد؛ پژوهش حاضر بر حسب هدف، کاربردی و بر حسب موقعیت میدانی و برحسب گردآوری داده ها، توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماري پژوهش حاضر، مراجعه کنندگان شعب بیمه ایران در شهرستان زنجان می باشد. در اين پژوهش با توجه به اين كه حجم جامعه نامحدود است، از روش نمونه گيري غیر احتمالی در دسترس و به وسیله جدول مورگان حجم نمونه برابر ۳۸۴ نفر بدست آمد. در این پژوهش برای گردآوری اطلاعات میدانی از پرسشنامه محقق ساخته استفاده خواهد شد. در تحقیق حاضر جهت تحلیل داده ها از نرم افزارهای SPSS و PLS استفاده شده است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که هر 7 مؤلفه آمیخته بازاریابی؛ یعنی محصول، قیمت، مکان، تبلیغات، مردم، شواهد فیزیکی و فرایندها بر عملکرد برند تأثیر مثبت و معناداری دارند و لذا کلیه فرضیه ها مورد پذیرش واقع شد. همچنین نتایج اولویت بندی حاکی از آن بود که از بین 7 مؤلفه آمیخته بازاریابی، 3 مؤلفه محصول(خدمت)، تبلیغات و قیمت مؤثرترین مؤلفه ها بر عملکرد برند بیمه ایران در شهرستان زنجان شدند.
بررسی نظام مند شبکه های علمی و روندهای پژوهشی در موضوع معرکه بودن برند با رویکرد بیبلیومتریک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت تبلیغات و فروش دوره ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۱)
198 - 218
حوزههای تخصصی:
معرکه بودن برند، به عنوان یک مفهوم نوظهور در حوزه بازاریابی و مدیریت برند، در سال های اخیر به دلیل تأثیرات قابل توجه آن بر رفتار مصرف کننده، ایجاد پیوندهای عاطفی و تقویت مزیت رقابتی برندها مورد توجه پژوهشگران و مدیران قرار گرفته است. این مفهوم با تمرکز بر اصالت، نوآوری و ارزش های اجتماعی و فرهنگی، برندها را از دیدگاه مصرف کنندگان متمایز و جذاب می سازد. این مطالعه با هدف بررسی نظام مند شبکه های علمی و روندهای پژوهشی مرتبط با معرکه بودن برند، به دنبال شناسایی روندهای کلیدی، خوشه های موضوعی اصلی، شبکه های همکاری علمی و شکاف های موجود در این حوزه است. پژوهش حاضر از نظر ماهیت داده ها رویکردی کیفی دارد و با استفاده از روش بیبلیومتریک، ۲۹۳ مقاله منتشرشده بین سال های ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۵ را از پایگاه داده Scopus استخراج کرده و با بهره گیری از نرم افزارهای VOSviewer و بسته Bibliometrix در RStudio تحلیل نموده است.نتایج تحلیل نشان داد که تولید علمی در این حوزه از سال ۲۰۱۹ به بعد با نرخ رشد سالانه ۲۵.۱۷ درصد افزایش چشمگیری داشته است. پژوهش ها در ۹ خوشه موضوعی اصلی از جمله برند و رفتار مصرف کننده، رسانه های اجتماعی و تعامل دیجیتال، گردشگری و صنعت مهمان داری، و پایداری و توسعه فناوری سازمان یافته اند. کشورهای ایالات متحده، هند و چین به عنوان پیشگامان همکاری های علمی شناخته شدند و موضوعات نوظهوری نظیر هوش مصنوعی و توسعه پایدار در سال های اخیر برجسته شده اند.این مطالعه نشان داد که معرکه بودن برند از یک مفهوم صرفاً احساسی و زیبایی شناختی به یک راهبرد چندوجهی با ابعاد فناورانه، اجتماعی و اقتصادی تکامل یافته است.
تأثیر تعاملی سرمایه گذاری خطرپذیر و پویایی محیط کسب و کار بر صادرات تجهیزات پزشکی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر به روش گشتاورهای تعمیم یافته به بررسی تأثیر سرمایه گذاری خطرپذیر (رکن عمق بازار سرمایه مربوط به زیرشاخص پلتفرم چند جانبه دیجیتال از شاخص اکو سیستم کارآفرینی دیجیتال) و پویایی محیط کسب و کار (رکن اول زیرشاخص اکوسیستم نوآوری از شاخص رقابت پذیری جهانی) بر صادرات تجهیزات پزشکی در کشورهای منتخب طی دوره 2022-2015 پرداخته است. براساس نتایج تخمین سرمایه گذاری خطرپذیر و پویایی محیط کسب و کار به صورت انفرادی و تعاملی بر صادرات تجهیزات پزشکی در هر دو گروه از کشورهای منتخب تأثیر مثبت و معناداری دارند. اما، تأثیر تعاملی آنها از تأثیر انفرادی آنها بیشتر است. متغیرهای سرمایه انسانی، نرخ ارز واقعی و درجه بازبودن اقتصاد بر صادرات تجهیزات پزشکی نیز تأثیر مثبت و معناداری دارد. با عنایت به نتایج تخمین، از یک سو با افزایش آموزش و مهارت افزایی، تقویت جسارت علمی، ایجاد روحیه انتقادگری و انتقادپذیری و استفاده بیشتر از توانمندی های فکری، ذهنی و عقلی منابع انسانی در اختیار جهت دستیابی به نوآوری بیشتر و ایجاد مزیت رقابتی سوق داده و از این طریق عملکرد صادراتی آنها را بهبود بخشید و از سوی دیگر با جذب و افزایش سرمایه گذاران خطرپذیر و جسور خلأ دسترسی به منابع مالی مورد نیاز را (به علت ریسک بالای این فعالیت ها معمولاً رغبت کمی برای ورود به این کار وجود دارد و شانس واحدهای تولیدی در جذب سرمایه به روش سنتی برای تجاری سازی ایده ها بسیار پایین می باشد) پوشش داده و بدین طریق امکان تولید و صادرات با هزینه کمتر و رقابت پذیری بیشتر را فراهم نمود.
شناسایی استراتژی های مؤثر شرکت های متوسط و کوچک در دوران رکود بازار: رویکرد بیبلیومتریک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مطالعه یک تحلیل بیبلیومتریک برای شناسایی استراتژی های مؤثر شرکت های متوسط و کوچک در دوران رکود بازار انجام شد. برای به دست آوردن داده ها و یافتن شکاف تحقیقاتی از ادبیات، مقالات منتشر شده در پایگاه داده Web of Science بین سال های 1992 تا 2024 در این زمینه انتخاب شدند. روش بررسی بیبلیومتریک سیستماتیک با نرم افزار VOSviewer و زبان برنامه نویسی R انجام شد. این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر روش جزء تحقیقات کیفی است. پنج خوشه اصلی در بخش تجزیه و تحلیل هم رخدادی واژگان شناسایی شد. که شامل: خوشه 1) مدل های رشد کسب و کارها در رکورد. خوشه 2) عملکرد نوآوری شرکت ها در رکود. خوشه 3) استراتژی مصرف در دوران رکود. خوشه 4) کارایی شرکت ها در دوران رکود. خوشه 5) استراتژی تحقیق و توسعه شرکت ها در رکود. بر اساس نتایج، دو سازه رشد و رکود اقتصادی از سازه های بخش پیش بین می باشند. برای سازه بافتار، تحقیق و توسعه، نوآوری و ریسک معرفی شدند. استراتژی ها از بخش سازه تصمیمات می باشد و عملکرد شرکت از بخش سازه نتایج است.
شناسایی شاخص های کلیدی عملکرد استراتژی بازاریابی محتوا در بازاریابی دیجیتال کسب وکار های نوپا در صنعت خدمات آنلاین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بازاریابی محتوا محرکی اساسی در موفقیت راهبردهای بازاریابی دیجیتال، به ویژه در صنعت خدمات آنلاین است. کسب وکارهای موجود در صنعت خدمات آنلاین و تجارت الکترونیک به علت حیاتی بودن محتوای تولیدشده در بستر دیجیتال، نیازمند شناسایی شاخص های کلیدی عملکرد برای اندازه گیری تأثیر محتوای تولیدشده بر مشتریان بالقوه و بالفعل هستند. هدف پژوهش حاضر شناسایی شاخص های کلیدی عملکرد استراتژی بازاریابی محتوا در بازاریابی دیجیتال استارت آپ های آنلاین است. به منظور شناسایی این شاخص ها، از شیوه مرور سیستماتیک استفاده شده است. پژوهش های انجام شده در حوزه بازاریابی محتوا و بازاریابی دیجیتال در پایگاه استنادی اسکوپوس و انتشارات ساینس دایرکت، اسپرینگر، وایلی و امرالد در فاصله سال های 2015 تا 2023 جست وجو و از مجموع 377 سند علمی معتبر 17 سند پس از غربال سازی انتخاب شد. با استفاده از استراتژی تحلیل محتوا و کدگذاری، تعداد 43 کد اولیه مرتبط با شاخص های کلیدی عملکرد متناسب با صنعت تجارت الکترونیک استخراج شد. این کدهای اولیه در قالب سه مضمون سازمان دهنده شاخص های تعامل بازاریابی محتوا، شاخص های ترافیک بازاریابی محتوا وشاخص های مبتنی بر درآمد و هزینه بازاریابی محتوا دسته بندی شدند. در شاخص های تعامل بازاریابی محتوا، شاخص های تعداد لایک با 8 فراوانی، تعداد نظرات با 8 فراوانی و تعداد به اشتراک گذاری با 7 فراوانی پرتکرارترین شاخص ها بودند. در شاخص های ترافیک بازاریابی محتوا شاخص ترافیک وب بیشترین فراوانی را دارد و درنهایت در شاخص های مبتنی بر درآمد و هزینه بازاریابی محتوا، شاخص ارزش طول عمر مشتری پرتکرارترین شاخص است. یافته های پژوهش بر نقش محوری شاخص های تعامل به عنوان مهم ترین شاخص های عملکرد بازاریابی محتوا در استارت آپ های فعال در حوزه دیجیتال تأکید دارد؛ درحالی که شاخص های مبتنی بر ترافیک و درآمد به عنوان شاخص های مکمل در ارزیابی عملکرد استفاده می شوند. نتایج این مطالعه به ارائه چارچوبی ساختاریافته منجر شده است که می تواند به عنوان ابزاری راهبردی، استارت آپ ها را در فرایند شناسایی، انتخاب و اولویت بندی شاخص های کلیدی عملکرد (KPI) متناسب با اهداف بازاریابی دیجیتال یاری رساند.
طراحی مدل گردشگری هوشمند با رویکرد فرا ترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گردشگری یکی از مهم ترین بخش های اقتصادی و فرهنگی برای هر جامعه پیشرو محسوب می شود. از آنجا که گردشگری به یک نیروی اقتصادی تبدیل شده است، فن آوری های اطلاعات و ارتباطات مرتبط با آن توسعه یافته اند و در حال حاضر در حال تبدیل شدن به بخش مهمی از این صنعت هستند. گردشگری هوشمند یک مفهوم جدید گردشگری است که در آن از فن آوری اطلاعات و ارتباطات برای برآورده کردن کامل نیازهای گردشگران و در نتیجه ایجاد ارزش اساسی برای آن ها استفاده می شود. هدف از پژوهش حاضر طراحی مدل گردشگری هوشمند با رویکرد فراترکیب است. پژوهش حاضر با بکارگیری روش فراترکیب، 128 مقاله و منبع را در حوزه گردشگری هوشمند مورد ارزیابی قرار داده است. طی مراحل 34 منبع و مقاله با معیارهای مورد پذیرش، منطبق بود. در نتیجه ی ترکیب یافته ها، 8 مقوله فرعی که در برگیرنده ی بهبود مدیریت هزینه در گردشگری، ارائه سرویس های هوشمند گردشگری، خدمات هوشمند ابری ، سیستم خدمات اینترنتی به گردشگران، کیفیت خدمات و تسهیلات ، اینترنت اشیا، تشخیص نیاز مشتری به روش هوشمندو قیمت گذاری پویا استخراج گردید. در نهایت برای توسعه گردشگری هوشمند در ایران، اتخاذ یک چشم انداز جامع با توجه به هر دو سطح خرد و کلان پیشنهاد می شود. در سطح کلان، باید به بالا بردن اولویت توسعه گردشگری هوشمند در دراز مدت، سیاست های توسعه ملی، توجه بیشتر به برنامه ریزی، هماهنگی و نظارت و بهبود زیرساخت های مورد نیاز برای توسعه گردشگری هوشمند توجه بیشتری شود
نقش ارزش ویژه برند و ارزش منصفانه در ارتباط بین بازاریابی رسانه های اجتماعی و وفاداری به برند
منبع:
پژوهش های کاربردی مدیریت بازار سال ۱۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳۸
80 - 88
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش، نقش ارزش ویژه برند و ارزش منصفانه به عنوان متغیرهای میانجی در تأثیر فعالیت های بازاریابی رسانه های اجتماعی بر وفاداری مشتریان به برند بررسی شده است. تحقیق حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش، مشتریان برند ایکس ویژن در اینستاگرام بوده که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده و بر اساس جدول مورگان، نمونه ای به حجم ۳۸۴ نفر انتخاب شده است. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه استاندارد بوده که روایی آن از طریق روایی محتوایی و تحلیل عاملی تأییدی (CFA) و پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ تأیید شده است. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از مدل معادلات ساختاری (SEM) و نرم افزارهای SPSS و SmartPLS انجام شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که فعالیت های بازاریابی رسانه های اجتماعی از طریق ارزش ویژه برند و ارزش منصفانه، تأثیر مثبت و معناداری بر وفاداری مشتریان به برند دارد (β = 0.48, p < 0.001). همچنین، ارزش منصفانه تأثیر بیشتری نسبت به ارزش ویژه برند در افزایش وفاداری مشتریان داشته است. این یافته ها می تواند راهنمایی برای مدیران بازاریابی در جهت تدوین استراتژی های مؤثر برای افزایش وفاداری مشتریان باشد.
توسعه گردشگری شهری و مدیریت تصویر مقصد،(مورد مطالعه: شهربوکان، ایران)
حوزههای تخصصی:
تصویر ذهنی گردشگران از مقصد یکی از عوامل کلیدی در انتخاب مقصدهای گردشگری است. مدیریت تصویر مقصد نیز شامل فعالیت هایی است که با هدف شکل دهی و تقویت تصویر مثبت یک مقصد در ذهن مخاطبان انجام می شود. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی انجام شده و داده های لازم از طریق روش های میدانی گردآوری شده است. جامعه آماری پژوهش بر اساس فرمول کوکران شامل ۳۸۴ نفر است و برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های تی زوجی و رگرسیون استفاده شد. نتایج نشان می دهد که تصویر ذهنی گردشگران پیش و پس از سفر تفاوت معناداری دارد و این تصویر پس از سفر به طور قابل توجهی بهبود یافته است. تصویر جدید و تجربیات کسب شده به ویژه از طریق تعامل با جامعه نقش اساسی در تصمیم گیری برای سفر مجدد دارند. این نتایج با تحقیقات نشان دادند که سفر به بوکان تصویر مثبت تری در ذهن گردشگران ایجاد کرده و رابطه مثبتی میان تصویر پس از سفر و تمایل به سفر مجدد وجود دارد.