نقد و نظر

نقد و نظر

نقد و نظر سال بیست و سوم زمستان 1397 شماره 4 (پیاپی 92)

مقالات

۱.

امتداد جریان کلامی هشام بن حکم در بصره؛ جریانی نویافته در تاریخ تفکر امامیه نخستین

تعداد بازدید : ۱۷۲ تعداد دانلود : ۱۶۱
این پژوهش در پی یافتن سرنخ هایی از امتداد جریان کلامی هشام بن حکم در بصره است و با این پرسش اصلی دنبال می شود که خط فکری هشام بن حکم چرا و چگونه در بصره تداوم پیدا کرد. به نظر می رسد پس از آنکه هشام بن حکم و شاگردانش در بغداد مورد تعقیب و آزار دستگاه خلافت عباسی قرار گرفتند، برخی از شاگردان هشام همچون علی بن اسماعیل میثمی و حکم بن هشام بن حکم به دلیل رونق داشتن گفتگوهای کلامی در شهر بصره و نیز دوری آن شهر از مرکز خلافت عباسی، برای ادامه فعالیت های کلامی خویش به آن سامان مهاجرت کردند. آنها در راستای پیگیری اندیشه های کلامی خود، بیشتر با گروه فکری معتزله درگیری علمی داشته اند و از سوی دیگر مخالفت برخی از امامیان بصره با آنان نیز در خور توجه است. با توجه به مخالفت های برون مذهبی و درون مذهبی، این جریان پس از حضور کوتاه مدت و فعالیت های تأثیرگذارش در بصره به محاق رفت. البته هرچند تاکنون تصور روشنی از حضور این جریان در بصره وجود نداشته است، اما در این پژوهش به این نتیجه رسیدیم که خط کلامی پیرو هشام در اواخر سده دوم و نیمه سده سوم هجری در بصره فعال بوده اند.
۲.

بررسی نقش جبرئیل در نزول لفظی وحی از منظر عرفان اسلامی

تعداد بازدید : ۱۳۱ تعداد دانلود : ۹۶
این مقاله پس از آنکه به اجمال دیدگاه های مطرح در حقیقت نزول وحی را بیان می کند، بر اساس اندیشه های عرفانی در تحلیل و بیان مراتب هستی و تجلّی حق در این مراتب، بیان می کند که قرآن کریم نیز ضرورتاً منفصل از مراتب پیشین هستی نیست و در هر مرتبه ای متناسب با آن مرتبه، حضور دارد؛ از این رو از مرتبه «عنداللهی» و «ام الکتابی» تا مرتبه مادی، متناسب با هر مرتبه ای، به صورت اجمال یا تفصیل حضور دارد. به طبع اولین حضور تفصیلی قرآن به صورت لفظی بر اساس مراتب هستی، در عالم مثال خواهد بود؛ عالمی که عوارض ماده را دارد، بدون آنکه اصل ماده را داشته باشد. این مقاله بر اساس وحی رسالی و جایگاه جبرئیل در این وحی، معتقد است چون صورت های عالم مثال نزد فرشته وحی حاضر است و او فرشته ای است که «تنزیل قرآن» به او نسبت داده شده است، این نسبت، نسبتی حقیقی است و از حضور فعال وی در این تنزیل حکایت دارد و آن صورت بخشی الفاظ قرآن در مرتبه خیال منفصل و خیال متصل و تنزیل آن در قلب نبی است.
۳.

غزالی در کشاکش وحدت و تشخّص

نویسنده:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۶۸
در برداشت از مفهوم خدا میان متفکران مسلمان با طیف گسترده ای از «نگاه شخص وار» در میان اشعریون تا «اندیشه وحدت وجودی» در میان فیلسوفان و عارفان مواجه هستیم. غزالی در دو دوره مختلف فکری اش، دو اندیشه کاملاً متفاوت از مفهوم خداوند ارائه داده است. در واقع ما در اندیشه غزالی شاهد یک کشاکش درونی میان دو طیف تفکر یعنی تشخص وجود و وحدت گرایی هستیم. غزالی از یک سو به عنوان متفکری راست کیش در سنت کلامی اشعری، مفهومی از خداوند و صفات او مطابق با کلام اشعری ارائه می دهد، ولی همو پس از تطور فکری و تجدیدنظر در برخی اندیشه هایش، از نگاه صرف کلامی و اشعری به نگاه وحدت وجودی عارفان متمایل شده است. وی با تحلیلی افلاطونی، مفهومی وحدت وجودی از خداوند ارائه می دهد. این تغییر نگاه افزون بر آنکه بر نگاه های عارفان و فیلسوفان بعدی اثر گذارده است، نشان می دهد که هر چه نگاه یک متکلم یا فیلسوف متأله به ذوق عرفانی نزدیک تر شود، از درک شخص وار از خدا فاصله گرفته و به برداشت وحدت وجودی از مفهوم خدا نزدیک تر خواهد شد و این تغییر در دیگر اندیشه های متفکر نیز اثر خواهد داشت.
۴.

چگونگی پیوند اخلاق با دین در فلسفه استعلایی کانت

تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۶۶
کانت در زمره فیلسوفانی است که به دلیل موضع گیری ویژه اش در رابطه اخلاق و دین جایگاه ممتازی یافته است. این موضع کانت که اخلاق، مستقل از دین می تواند تکالیف اخلاقی را شناسایی کند و همین اخلاق خودبنیاد لزوماً به دین رهنمون می شود، سبب گردیده است متهم به تناقض گویی شود و حکم به وجود تعارض میان الهیات و اخلاق در فلسفه وی داده شود. نگارنده در نوشتار حاضر ضمن گزارش، شرح و تبیین چگونگی پیوند اخلاق و دین در چارچوب فلسفه استعلایی، کوشیده است نشان دهد که چنانچه موضع کانت در این زمینه در چارچوب نظام فلسفی ویژه وی و با در نظر گرفتن برخی ملاحظه های دیگر تحلیل و ارزیابی شود، رویکرد به ظاهر دوگانه کانت در قبال رابطه اخلاق و دین به موضعی واحد و سازگار مبدّل می گردد؛ به بیان دیگر، وی با دادن معنای جدید به دین و قائل شدن به منشأ واحدی برای اخلاق و دین می کوشد دغدغه های دینی، اخلاقی و معرفت شناسی خود را در یک نظام فلسفی جمع کند.
۵.

نقش هستی شناسی شهودی، ساخت مندی و تمثیل در تخیل خلاق علمی

تعداد بازدید : ۱۵۰ تعداد دانلود : ۸۵
این مقاله تحلیلی بر تخیل خلاق علمی به عنوان مهم ترین عامل پیشرفت علم بر مبنای الگوهای نظری و نتایج تجربی علوم شناختی ارا ئه می دهد. بیشتر استنتاج های استقرایی انسان با مناسبات هستی شناسی شهودی عجین است؛ یعنی از راه استدلال به دست نیامده اند. هستی شناسی شهودی یک مجموعه محدود مقوله بنیاد است که چارچوب های نظری را شکل می دهد. خلاقیت علمی با انتظارات هستی شناختیِ پیشین ساخت مند شده است و بنابراین پیشرفت علم در گرو جدایی مسیر از هستی شناسی شهودی است. تمثیل ها ابزار معرفتیِ قدرتمندی جهت غلبه دانشمندان بر محدودیت های یادشده است، اما تمثیل ها نیز تحت تأثیر هستی شناسی شهودی اند؛ زیرا دانشمندان در محدوده ذهن خود از تمثیل استفاده می کنند. استفاده از دانش موجود در خلاقیت، تخیل ساخت مند است، پس پیشرفت علم براساس معرفت های موجود است و عملِ تولید انگاره های خلاقانه به یک شیوه است: ایجاد خلاقانه اکتشاف یا اختراع جدید از بعضی مفاهیم آشنا. رابطه مشاهده و نظریه در علم برمبنای ساختار فوق از طریق تخیل خلاق برقرار می شود، نه تعمیم الگوهای موجود.
۶.

نقد و تحلیل نظریه ساخت شکنی دریدا در فهم متون

تعداد بازدید : ۳۱۴ تعداد دانلود : ۱۶۵
فهم متون از مهم ترین مباحث مطرح در حوزه علوم انسانی و از دغدغه های اصلی صاحب نظران بوده است. ژاک دریدا با طرح راهبرد ساخت شکنی، جریان نوی را در این عرصه ایجاد کرد. او با زیرساخت فکری برگرفته از هستی شناسی مارتین هایدگر، هرمنوتیک حاکم بر اندیشه های فیلسوفان غرب را به چالش کشید. نیز با تردید افکنی در دسته بندی ها و قوانین زبان شناسانه از قبیل دالّ، مدلول، نشانه، تمایز، کلام محوری و آوامحوری به این نتیجه رسید که هر دالّ می تواند مدلول هایی متفاوت داشته باشد. او بزرگ ترین مانع در فهم متون را ساخت خود متون می دانست؛ از این رو بدون ارائه هیچ دلیل علمی و عقلی با اندیشه های هوسرل در پدیدار شناسی و آرای لوی اشتراوس در ساختارگرایی و نیز آرای سوسور در نشانه شناسی به مخالفت برخاست و نتیجه گرفت که با وجود دلالت بی پایان نشانه ها بر یکدیگر، زمینه جدایی دالّ همیشه دلالت گر از مدلول پیوسته غایب فراهم می شود؛ از همین رو نتیجه گرفت که دستیابی به یک فهم قطعی و حقیقی از متون غیر ممکن است. در این مقاله کوشیده ایم به تحلیل انتقادی این نظریه به روش توصیفی تحلیلی بر مبنای تعقّلی منطقی بپردازیم و درستی یا نادرستی آن را به بحث گذاریم.
۷.

بررسی انتقادی صورت بندی مادی انگارانه «بیکر» از زندگی پس از مرگ

تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۶۱
در پاسخ به پرسش متافیزیکی امکان زندگی پس از مرگ، برخی امکان زندگی پس از مرگ را با مادی انگاری سازگارتر می یابند تا مجردانگاری. لین بیکر از مشهورترین فیلسوفان دین معاصر است که از این ایده دفاع کرده و با به کارگیری تعبیر «تقوم»، برای صورت بندی آن تلاش کرده است؛ اما تلاش او واکنش هایی را برانگیخته است. برخی از مخالفان، مشکل اصلی دیدگاه او را ناسازگاری درونی ایده های او می دانند که در طرح کلی او برای پاسخ گویی به مسئله زندگی پس از مرگ نقشی محوری بر عهده دارد؛ یعنی ایده «وحدت بدون این همانی». این مقاله در مسیری نزدیک و نه منطبق بر این خط انتقادی حرکت می کند. نشان دادن اینکه تأکید بر وحدت و همزمان نفی این همانی، علی الاصول ناسازگارند، هدف این مقاله نیست؛ بلکه نویسندگان در پی آن اند که نشان دهند ایده «وحدت بدون این همانی» یا مادی انگاری غیرتحویلی فارغ از اینکه علی الاصول قابل دفاع هست یا خیر، در عمل با به کارگیری مفهوم تقوم توسط بیکر، صورت بندی روشنی نمی یابد؛ بنابراین طرح کلی بیکر به شدت ابهام دارد. در بخش پایانی مقاله، کوشیده ایم با لحاظ امکان های مفهومی در ادبیات جاری متافیزیک معاصر، به ویژه مفهوم تحقق، راه های برون رفت از ابهام را بررسی کنیم.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۷۶