نقد و نظر

نقد و نظر

نقد و نظر سال بیستم زمستان 1394 شماره 4 (پیاپی 80)

مقالات

۱.

ظرفیت های عرفان اسلامی در تمدن زایی

تعداد بازدید : ۱۱۷ تعداد دانلود : ۱۰۸
بازخوانی ظرفیت های عرفان اسلامی در تمدن زایی می تواند ضمن تقویت ادبیات توصیفی تمدن، اهمیت عرفان اسلامی را در نظام هماهنگ تمدنی معلوم سازد. آموزه های دو دانش عرفان نظری و عرفان عملی و عملکرد تاریخی عرفان اسلامی بنیان های نظری این پژوهش تمدنی است. در این میان، آورده اساسی عرفان نظری، یعنی «اسمای الهی و نکاح اسمایی» و آورده اصلی عرفان عملی «بُعد و قرب از حق تعالی» است که با استفاده از این مفاهیم، توصیفی از تمدن مطلوب اسلامی عرضه می گردد و در باب ظرفیت های تمدن سازی با گذار از شبهه اساسی دنیاگریزی عرفان و آموزه های آن به استناد سرچشمه های اسلامی عرفان و نیز آموزه نهایی آن، یعنی بقاء بعد الفناء - نه فناء - و عناصری مانند دستگیری، خلافت بالسیف و جمع متلائم بین روح و بدن، جایگاه اصلی عرفان در مرکز هندسه تمدن اسلامی نشان داده می شود و در نگاهی دیگر، تبیین می گردد که عرفان به واسطه تأمین چهار عنصر معنویت، عقلانیت معنوی ویژه در دستگاهی سازوار، ارائه الگویی برتر از شریعت مداری و به دست دادن روشی ویژه در فهم متون دینی (تأویل)، آورده های پرباری در ساخت تمدن اسلامی دارد. همچنین در ادامه دلایلِ تحقق نیافتن تمدن مطلوب براساس عرفان اسلامی، به رغم وجود آورده های پربار تمدنی بررسی خواهد شد.
۲.

«عیار» و «اساس» در اسلامی بودن تمدّن

تعداد بازدید : ۱۳۴ تعداد دانلود : ۷۰
آیا ملاک دینی بودن یک تمدن و از جمله تمدن اسلامی، امور باطنی و ایمانی در آن تمدن است یا ابعاد ظاهری و دینی هر تمدنی ملاک دینی بودن آن را به دست می دهد؟ مدعای این مقاله آن است که تمدن اسلامی از نقطه اسلام و امور ظاهری دینی آغاز می شود (عیار تمدن اسلامی) و در نقطه ایمان و امور باطنی دینی به کمال می رسد (اساس تمدن اسلامی). اسلام (از به زبان آوردن شهادتین تا عمل به مناسک دینی) به عنوان آسان ترین معیار می تواند امت اسلامی را در گسترده ترین مقیاس (با بیشترین کمیت و چه بسا کمترین کیفیت در نظام مناسبات انسانی) در کنار هم گردآورد، ولی تمرین اسلام و التزام به ظواهر دینی زمینه را برای رشد و تعمیق امور باطنی و ایمانی هموار می کند و دست کم برخی از مسلمانان را به اوج کمال دینی می رساند (بیشترین کیفیت با کمیتی کمتر در نظام مناسبات انسانی). هرچند ظاهر اسلامی و دینی، هم در آغاز و هم در نقطه پایان، ملاکِ اسلامی بودن تمدن در سطح کلان خواهد بود، اسلامِ تهی از ایمان با اسلام برآمده از ایمان به لحاظ سطح، قلمرو و ژرفا متفاوت خواهند بود و در تنظیم مناسبات انسانی هم نقش اسلامِ برخاسته از ایمان بسیار تأثیرگذارتر خواهد بود.
۳.

کارکرد تمدنی قرآن؛ یک بررسی مقدماتی در قلمرو تمدن پیشین اسلامی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۶۳
اگر تمدن را مجموعه ای از مؤلفه هایی بدانیم که مبتنی بر یک اندیشه بنیادی و در قالب نظام های گوناگون سامان می یابد، خاستگاه این اندیشه بنیادی در تمدن پیشین مسلمانان، آموزه های وحیانی اسلام بود که هسته مرکزی این آموزه ها در قرآن آمده است. به این ترتیب، قرآن بنیان معرفتی، منطق ترکیب و تعیین کننده چگونگی رابطه میان اجزا و ترسیم کننده جهت اصلی تمدن مسلمانان بوده است. این یافته را می توان با نگاهی درونی به قرآن و بررسی آموزه های تمدنی آن از یک سو و نگاهی بیرونی به واقعیت تمدن اسلامی، کارکردها و نقش آفرینی های قرآن در آن مستند ساخت. این نوشتار به موضوع دوم، یعنی کارکرد تمدنی قرآن پرداخته و آن را در دو محور اصلی بررسی کرده است: اثرگذاری قرآن بر روح کلی و جهت گیری های تمدن اسلامی و اثرگذاری قرآن بر اجزا و مظاهر تمدن اسلامی. در محور دوم دانش ها، هنرها، فضاهای کالبدی زیست بوم های مسلمانان و زندگی اجتماعی مسلمانان بررسی شده است. نتیجه اینکه کنار رفتن آموزه های قرآنی از صحنه اجتماع مسلمانان و محدود ماندن آن در ساحت مسائل اندیشه ای غیرمرتبط با نیازهای اجتماعی، نقطه آغاز ایستایی تمدن اسلامی خواهد بود، ولی وضعیت کنونی تمدنی بشر و پیچ تاریخی جا به جایی تمدن ها، زمینه ساز ورود دوباره قرآن به صحنه تمدن و محور قرار گرفتن آن در تمدن جدید اسلامی است.
۴.

«تعارف» و «تعامل معروف» دو اصل بنیادین در فرایند تمدنی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۴۲
اگر تمدن را به معنای کلان ترین نظام فرایندیِ مناسبات انسانی بدانیم، فراتر از آن نمی توان واحد اجتماعیِ فراخ تری را تصور و تأسیس کرد، آن گاه این پرسش مطرح می شود که چه عوامل بنیادینی می توانند چنین واحد کلان اجتماعی را آن هم در شرایط متنوع فرهنگی معاصر پدید آورند؟ در این مقاله به دو عنصر بنیادین قرآنی تأکید می شود که می توانند در ساخت کلان ترین نظام مناسبات انسانی آن هم در وضعیت آشفته تنوع های فرهنگی امروزی نقش آفرینی کنند: 1. اصل «تعارف»؛ 2. اصل «تعامل به معروف». قرآن، عنصر «تعارف» را بر تفکیک عناصر مشترک اخلاقی، عرفانی و اجتماعی از یکدیگر استوار می کند، و «تعامل معروف» («معاشرت» یا «مصاحبت» معروف) را نیز که می تواند برآمده از همان عنصر تعارف باشد، بر ایجاد مناسبات انسانیِ مبتنی بر کرامت، عدالت، احسان و محبت پایه ریزی می کند. این نظریه قرآنی در مواجهه با تفاوت ها و تنوع های اجتماعی و فرهنگی، نظریه ای ایجابی و سازنده است که نه تنها تساهل و تسامح (رویکرد سلبی در تحمل یکدیگر) در جامعه را موجب می شود، بلکه فراتر از آن بر جنبه های اصلاحی و اخلاقیِ نهفته در هر آفریده متفاوت در صورت بندی تمدنی تأکید می ورزد.
۵.

تمدن به مثابه سطح تحلیل

تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۳۷
در بیشتر رشته های علوم انسانی تحلیل ها مبتنی بر نظریه ها صورت می گیرند و اساساً تحلیل خارج از نظریه اتقان و اعتبار کافی را ندارد. در نوشتار پیش رو به این پرسش پرداخته می شود که در حوزه مطالعات تمدنی - به عنوان یکی از حوزه های مطالعاتی نظری علوم اجتماعی - چگونه می توان از تمدن به مثابه یک سطح تحلیل و یا یک چارچوب نظری در تحلیل پدیده های اجتماعی بهره برد؟ به بیان دیگر، کاربست تمدن به مثابه یک نظریه چیست؟ از این رو، پرسش فرعی دیگر در این زمینه آن است که در استفاده از تمدن به عنوان یک سطح تحلیل، بر چه مفاهیمی باید توجه شود و هر مفهوم به کدام نیازمندی یا پرسشی پاسخ می دهد؟ در این مقاله تلاش می شود تا ضمن بررسی ماهیت تمدن، نقطه کانونی و قلب تمدن، چگونگیِ ساخت یک تمدن (فرایندی یا وضعیتی) و نیز حوزه اعتبار تمدنی، چارچوبی نظری برای تبیین و تحلیل در تمدن پژوهی به دست داده شود.
۶.

نظریه اعتباریات به مثابه نظریه ای انسان شناختی

تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۵۴
در این مقاله با هدف گشودن باب گفت وگو درباره علوم انسانی و اجتماعیِ بومی به مسئله تأثیر پیش فرض های انسان شناختی و روشناختی در نظریه پردازی های علوم انسانی می پردازیم. تأکید فیلسوفان مسلمان بر مسئله علم و ادراک کلیات در تعریف انسان با رویکرد قیاسی برای پی افکندن علوم انسانی بومی ناکافی دانسته شده است. نظریه اعتباریات علامه طباطبایی به عنوان رویکردی متفاوت که از سویی بر عنصر اراده، عمل و وجود غریزه استخدام در فهم انسان تأکید می کند و از سوی دیگر، برای اثبات آن به رویکردهای استقرایی و شهودی توسل می شود، چونان تجربه ای متفاوت در بنیان گذاریِ علوم انسانی بومی معرفی گردیده است. توانایی این نظریه در فهم و توجیه امر اجتماعی در مقایسه با رویکردهای پیشین فلسفی امتیاز ویژه این نظریه است. در مقابل دیدگاه مشهور فیلسوفان که مدنی بودن انسان را به اقتضای طبیعت انسان می دانند، بر اساس نظریه اعتباریات، مدنی بودن انسان از باب اضطرار است. همچنین براساس دیدگاه علامه طباطبایی، تفاوت های فرهنگی را می توان به تفاوت در ادراکات اعتباری که برآمده از اراده های انضمامی است مستند کرد.
۷.

مقایسه روش شناختی الگوهای الهیاتی اسلامی و جامعه شناسی مدرن (با تأکید بر تزاحمات و تعاملات رویکردهای کلاسیک)

تعداد بازدید : ۱۲۷ تعداد دانلود : ۳۴
نسبت روش شناسانه میان دو الگوی شناختی الهیات اسلامی و جامعه شناسی مدرن از دو بعد تزاحم ها و تعامل ها موضوع مقاله حاضر است. پرسش اصلی به چگونگی تمایز روش هایی بازمی گردد که متألهان مسلمان و جامعه شناسان در قرائت کلاسیک هر دو رویکرد به کار می برند. نتیجه بررسی ها بیانگر آن است که خاستگاه تزاحم یا تعامل میان روش های به کار رفته در قرائت کلاسیک از دو حوزه الهیات اسلامی و جامعه شناسی مدرن به اهداف مورد نظر متألهان و جامعه شناسان مربوط می شود. گرچه این دسته از جامعه شناسان نیز همچون متألهان در پی پاسخ گویی به دغدغه ها و نیازهایی اخلاقی اند، ولی متألهان با اتخاذ روش های عقلی و نقلی می کوشند به نحوی یقینی، امکان دستیابی بشر به حقایق معتبر را در ارتباط با خداوند به عنوان منشأ هستی فراهم کنند، اما جامعه شناسان با اتخاذ روش های کمی و کیفی می کوشند تا به نحو اطمینان آوری به کشف قواعد حاکم بر حیات اجتماعی انسان ها در شرایط معاصر دست یابند. روش های الهیاتی به غایت های معنابخش بنیادین معطوف است و روش های جامعه شناختی به اطمینان های عرفی در زندگی روزمره بازمی گردد. ضمن حفظ تمایزها میان این دو حوزه، هنگامی که بحث از تحقق بیرونی و تاریخی مقاصد الهیاتی است، این دو حوزه نیازمند تبادل و تعامل با یکدیگرند تا امکانات تاریخی و عینی هر دوره در مسیر تحقق روشن شود.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۷۶