مطالب مرتبط با کلید واژه

هشام بن حکم


۱.

سرچشمه های متنی کهن؛ سیری در منابع تفسیر نعمانی

کلید واژه ها: شافعی منابع تفسیر نعمانی تفسیر منسوب به علی بن ابراهیم قمی هشام بن حکم

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴۶ تعداد دانلود : ۳۹۲
رساله مشهور به تفسیر نعمانی، رساله ای در علوم قرآنی است که در آن افزون بر مباحث قرآن شناختی، برخی موضوعات کلامی بررسی و به نقد برخی از نظریات مورد انتقاد مؤلف پرداخته شده است. به سبب نبود سلسله اسناد در بخش های مختلف این رساله و عدم ارجاع به منابع پیشین، در نگاه نخست چنین به نظر می رسد که این رساله متنی مستقل و بدون ارتباط با منابع دیگر باشد. پرسش مطرح در این باره، این است که آیا این رساله متنی مستقل است و ارتباطی با منابع پیش از خود ندارد یا اینکه این ارتباط وجود دارد؟ پرسش دیگر اینکه این رساله مربوط به چه دوره زمانی است؟ آیا می توان این رساله را تاریخ گذاری کرد؟ در این مقاله تلاش شده است با کاوش در کتاب ها و منابع موجود، به این پرسش ها پاسخ داده شود. پس از جستجو روشن می شود که از جمله سرچشمه های تفسیر نعمانی، تفسیر منسوب به علی بن ابراهیم قمی، رساله شافعی و آرا و آثار هشام بن حکم، مفضل بن عمر جعفی و بکر بن صالح رازی است. گام های بعدی پس از این کاوش، می تواند مسند سازی متن رساله و تاریخ گذاری آن با توجه به این منابع باشد.
۲.

بررسی معناشناختی صفات خدا در کلام امامیه

کلید واژه ها: امامیه کلام اسلامی صفات معناشناختی هشام بن حکم

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام کلیات مفهوم شناسی
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام خداشناسی صفات و اسماء خدا
  3. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام فرق و مذاهب تشیع امامیه
تعداد بازدید : ۱۵۲۹ تعداد دانلود : ۷۶۳
مبحث صفات خداوند، پس از اثبات وجود او مهم ترین مبحث کلام است که به دو لحاظ می توان آن را بررسی کرد؛ یکی به طورکلی و دیگری به طورخاص. در نگرش نخست نیز می توان دوگونه بررسی انجام داد؛ یکی «وجودشناختی» و دیگری «معناشناختی». این تحقیق مربوط به بررسی معناشناختی می باشد که به دنبال پاسخ به پرسش از وجود واقعی صفات نیست؛ بلکه درپی ساختار معنایی تعابیر متکمان از صفات و نوع تفسیر و تبیین ایشان در قالب یک فرمول کلی است. این مطالعه درباره متکلمان امامیه در سده های دوم و سوم هجری است که در یک طبقه بندی کلی به سه دوره: پیش از هشامَین، هشامین (هشام بن حکم و هشام بن سالم) و پس از هشامین تقسیم شد ه اند. در این تحقیق، گزارش های نقل شده از این متکلمان بررسی می شود تا به ساختار های معنایی صفات پی برده شود. مهم ترین ساختار معنایی به دست آمده، ساختاری است که هشام بن حکم ارائه نموده است که در قالب فرمول «صفات نه خدایند و نه غیر او» بیان می شود.
۳.

راوی شناسی / هشام بن حکم

نویسنده:

کلید واژه ها: کلام مناظره آثار شرح احوال هشام بن حکم

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲۷
هشام بن حکم، از برجسته ترین و تأثیرگذارترین علمای شیعی در قرن دوم هجری است؛ قرنی که از یک سو، محلّ تلاقی و تصادم آرا و افکار مختلف بوده و از سوی دیگر، نقطه عطفی در تاریخ تشیّع و بلکه اسلام است. در این قرن، به سبب انتقال قدرت سیاسی از اموی به عباسی، فرصتی از برای نحل گوناگون حاصل گردید تا به تحکیم و اشاعه مبانی فکری و عقیدتی خود بپردازند. در این دوران، صادقین به بنیان گذاری مکتبی پرداختند که اندیشه و اعتقاد شیعی را مستحکم ساخت و تحوّلی شگرف در محدوده فرهنگ و اندیشه اسلامی ایجاد نمود و دانش آموختگانی نظیر هشام بن حکم، زرارة بن اعین، مؤمن الطاق، و هشام بن سالم را به جامعه تشیّع و بلکه اسلام عرضه کرد. این نوشتار بر آن است که با بهره گیری از متون معتبر و برجسته اسلامی، به کشف حقیقت و بازشناخت ابعاد شخصیت متکلّم برجسته مدافع و ناصر بحق حریم ولایت هشام بن حکم، پرداخته و به صورت هرچند مختصر ضمن بیان شرح احوال و آثار ایشان، افکار و گرایش های کلامی او را منعکس سازد.
۴.

درآمدی بر شناسایی جریان های امامیّه در عراق و ایران در سده دوم و سوم هجری

کلید واژه ها: امامیه فضل بن شاذان هشام بن حکم زراره یونس بن عبدالرحمن هشام بن سالم

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳۱ تعداد دانلود : ۳۱۴
همانند دیگر مذاهب در میان شیعیان امامی سده های نخست هجری نیز جریان ها و طیف های گوناگونی وجود داشته است. این مقاله با اتّکا به تحلیل گفتمانی و سپس سنجش تقابل ها به شناسایی جریان های داخلی امامیه در عراق و ایران در سده های دوم و سوم هجری می پردازد. بر این اساس، مهمترین تقابل میان جریان های امامیه در سده دوم هجری تقابل میانجریان هشام بن حکم با گروه اکثریت امامیّه بوده است که مهمترین طیف داخلی آن جریان هشام بن سالم جوالیقی بوده است. این تقابل تا قرن سوم ادامه یافته است و همچنان به عنوان مهمترین دوقطب برای شکل گیری جریان ها و طیف های داخلی امامیّه نقش آفرینی کرده است.
۵.

هشام و اعتقاد به تجسیم در روایات

کلید واژه ها: توحید کلام اسلامی تجسیم هشام بن حکم

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱۰ تعداد دانلود : ۴۱۱
در دین مبین اسلام، تعلیم و تعلم از جایگاه ویژه ای برخوردار است. در قرن دوم، هم زمان با عصر امام صادق(ع) به دلیل مساعد بودن شرایط، زمینه نشر و گسترش معارف دینی فراهم شد و حضرت توانست افراد زیادی را در زمینه های گوناگون علمی از جمله علم کلام تربیت کند که به دفاع از معارف الهی بپردازند. هشام بن حکم از جمله این افراد است. هشام در پرتو تعالیم و آموزه های اسلامی که از مکتب امام صادق(ع) کسب کرده بود، چنان اوج گرفت که سرآمد دانشمندان و متکلمان عصر خویش شد. طبق اخبار اهل سنت، هشام قائل به تجسیم بوده و به روایاتی استناد می کنند که در منابع شیعه نیز وجود دارد. اطلاع از چند و چون این اخبار و بررسی میزان صحت و سقم و نیز مقصود اصلی از این اخبار، دغدغه این پژوهش است که سعی کرده با تشکیل خانواده حدیث، سیمای درخشان هشام را از انتساب به این تهمت ها منزه کند.
۶.

نقش معتزله در تخریب شخصیت هشام ابن حکم و نسبت دادن تجسیم به او و تأثیرآن بر محدثان شیعی

نویسنده:

کلید واژه ها: شیعه معتزله نقد روایت تجسیم رجال هشام بن حکم

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام کلیات مکاتب کلامی معتزله
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی حدیث و علوم حدیث حدیث کلیات تاریخ حدیث رواه و محدثان
تعداد بازدید : ۶۰۶ تعداد دانلود : ۵۶۲
تجسیم به معنای اطلاق جسم بر خالق هستی، یکی از مفاهیم جنجالی کلام اسلامی است. در باب پیشینة تاریخی تجسیم و نفوذ اندیشه هایی از این دست باید گفت تجسیم در اندیشة فرق دیگر مجال بروز و ظهور بیشتری داشته است، اما معتزلیان نخستین به هشام بن حکم، متکلم بزرگ عصر امامت نسبت تجسیم داده اند. این نسبت کانون توجه فرق نگاران غیرشیعی و نیز برخی محدثان شیعی قرار گرفته و آن را در آثار خود آورده اند. باتوجه به نوشته ها و آثار و مباحثات پیشین کلامی، باید معتزله را نخستین نسبت دهندگان دانست. در علل و چرایی این نسبت، برخی محققان به انگیزه ها و رقابت و کینه جویی معتزله اشاره کرده اند. ادعای معتزله علاوه بر منابع غیرشیعی، بر آثار شیعی نیز اثر گذاشته است. پیامد این نسبت را می باید ابهام در شخصیت هشام شمرد. برای نمونه دست کم بیش از پنج روایت در اصول کافی و روایاتی در توحید صدوق و رجال کشی، در زمینة نسبت تجسیم به هشام وارد شده است. دربارة هشام کمتر نوشته و یا پژوهشی را می توان یافت که به اثبات و یا نفی این موضوع نپردازد.
۷.

بازشناسی جریان هشام بن حکم در تاریخ متقدّم امامیّه

کلید واژه ها: تشبیه امامیه قیاس فضل بن شاذان هشام بن حکم

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی تاریخ اسلام و سیره تاریخ و سیره شناسی تاریخ سیاسی مسلمین
  2. حوزه‌های تخصصی تاریخ گروه های ویژه تاریخ ادیان
تعداد بازدید : ۵۰۶ تعداد دانلود : ۲۱۹
توجّه به جریان ها و صف بندی های داخلی فرق و مذاهب اسلامی از مسائلی است که می تواند راه گشای بسیاری از پژوهش ها در شاخه های مختلف علوم اسلامی باشد و بسیاری از گره های ناگشوده، به خصوص در فهم گزاره های تاریخی، را بازکند. یکی از برجسته ترین جریان های امامیّه در سده های متقدّم که به سهولت می توان شواهد حضور آن را ردیابی کرد، جریان هشام بن حکم است که البته در مطالعات کلاسیک کم تر بدان توجّه شده است. این مقاله بر آن است با تحلیل گزاره های تاریخی، جایگاه جریان هشام بن حکم را در تاریخ متقدّم امامیّه بازشناسی کند. از این ره گذر در آغاز شواهد حضور تاریخی این جریان را ردیابی می کند. سپس، مهم ترین عامل تمایز اجتماعی این جریان، یعنی اتّهام تشبیه را می-کاود و از آن به عنوان عاملی برای جریان سازی علیه هشام و سلسله ی شاگردانش و حتی منزوی نمودن آن ها سخن می گوید. در نهایت نیز به برخی دیدگاه های خاصّ جریان هشام درباره ی علم امام و قیاس، به عنوان مؤلفه های بعدی تمایز اجتماعی این جریان، اشاره می کند.
۸.

روش شناسی مناظرات هشام بن حکم در موضوع امامت

کلید واژه ها: امامت هشام بن حکم روش شناسی مناظرات

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷۳ تعداد دانلود : ۲۵۴
مناظره یکی از راه های کشف حقیقت بر طالبان آن می باشد. در طول تاریخ، خصوصاً در عصر امامان معصوم: خود ائمه: یا اصحابشان برای دفاع از حقانیت تشیع و منصب امامت، مناظراتی با مخالفان داشته اند. هشام بن حکم یکی از این افراد بوده که شناسایی منطق حاکم بر مناظرات وی، می تواند الگوی مناسبی برای مدافعین از حقانیت شیعه باشد. این مقاله با روش توصیفی تحلیلی به تحقیق و بررسی در مناظرات هشام بن حکم، پیرامون مسئله امامت که در منابع حدیثی آمده، به کشف و استخراج منطق حاکم بر مناظرات ایشان از حیث ساختار و محتوا و اصول اخلاقی پرداخته که حاصل این جستجو اینگونه شد که هشام بن حکم در مناظرات خود پیرامون مسئله امامت با بکارگیری اصول فنی مناظرات، براهین عقلی، بهره گیری از منابع وحیانی و با رعایت اصول اخلاقی مناظره، همیشه پیروز میدان مناظره با مخالفان بوده است. جزئیات منطق حاکم بر مناظرات ایشان در ساختار و محتوا به تفصیل در مقاله خواهد آمد.
۹.

جریان شناسی فکری امامیه در ماوراءالنهر تا قرن پنجم هجری

تعداد بازدید : ۱۷۹ تعداد دانلود : ۱۶۳
یکی از مباحث نیازمند مطالعات جدی و پژوهش های روشمند در تاریخ کلام، شناسایی جریان های کلامی گوناگون در یک منطقه جغرافیایی است. دراین میان، حوزه ماوراءالنهر (بخشی از آسیای میانه) که مناطق گسترده ای را نیز دربردارد، هنوز مورد بررسی قرار نگرفته و در باب علم کلام کمتر پژوهشی درباره آن سامان یافته است. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی نشان می دهد برخی جریان های کلامی مدرسه کوفه، همچون جریان متکلمان محدث با محوریت هشام بن حکم و جریان محدثان با محوریت یعقوب بن یزید و ایوب بن نوح، و همچنین جریان حدیث محور مکتب قم و جریان عقل گرایی مکتب بغداد ، چگونه به منطقه وسیع ماوراءالنهر راه یافته و از سوی چه شخصیت هایی تا قرن پنجم هجری در آن دیار پویا بوده است.
۱۰.

ابن قبه رازی و امامت حداقلی؛ تأملی در دیدگاه مدرسی طباطبایی درباره ابن قبه

تعداد بازدید : ۲۲۶ تعداد دانلود : ۱۰۵
ابن قبه یکی از تأثیرگذارترین معتزلیان در اوایل سده چهارم هجری است که شیعه شد و منظومه معرفتی خاصی در بحث امامت مطرح کرد. این اندیشه ها، که می توان آنها را در مدرسه بغداد رصد کرد، در برخی جهات، با قرائت مرسوم و مشهور از بحث امامت به ویژه در صفات ائمه متفاوت بود و برخلاف جریان حدیثی امامیه، نوعی نگاه حداقلی به ویژگی هایی امام داشت. حال با توجه به دیدگاه های خاص ابن قبه،به نظر نمی توان ابن قبه را آن گونه که آقای مدرسی طباطبایی مدعی است، جزء گروه «نافی صفات فوق بشری» قرار داد؛ بلکه با بررسی آرا و اندیشه های او در مباحث امامت، با هدف روشن شدن تاریخ کلام امامیه، آشکار می شود که ابن قبه را باید جزء گروه هایی دانست که امامت را حداقلی تبیین کرده اند. از این رو باید اندیشه وی را امتداد جریان هشام بن حکم قلمداد کرد؛ نگاهی که ویژگی های امامان را در حوزه نیاز به تبیین و تفسیر دین تلقی می کند.
۱۱.

امتداد جریان کلامی هشام بن حکم در بصره؛ جریانی نویافته در تاریخ تفکر امامیه نخستین

تعداد بازدید : ۲۱۹ تعداد دانلود : ۲۲۲
این پژوهش در پی یافتن سرنخ هایی از امتداد جریان کلامی هشام بن حکم در بصره است و با این پرسش اصلی دنبال می شود که خط فکری هشام بن حکم چرا و چگونه در بصره تداوم پیدا کرد. به نظر می رسد پس از آنکه هشام بن حکم و شاگردانش در بغداد مورد تعقیب و آزار دستگاه خلافت عباسی قرار گرفتند، برخی از شاگردان هشام همچون علی بن اسماعیل میثمی و حکم بن هشام بن حکم به دلیل رونق داشتن گفتگوهای کلامی در شهر بصره و نیز دوری آن شهر از مرکز خلافت عباسی، برای ادامه فعالیت های کلامی خویش به آن سامان مهاجرت کردند. آنها در راستای پیگیری اندیشه های کلامی خود، بیشتر با گروه فکری معتزله درگیری علمی داشته اند و از سوی دیگر مخالفت برخی از امامیان بصره با آنان نیز در خور توجه است. با توجه به مخالفت های برون مذهبی و درون مذهبی، این جریان پس از حضور کوتاه مدت و فعالیت های تأثیرگذارش در بصره به محاق رفت. البته هرچند تاکنون تصور روشنی از حضور این جریان در بصره وجود نداشته است، اما در این پژوهش به این نتیجه رسیدیم که خط کلامی پیرو هشام در اواخر سده دوم و نیمه سده سوم هجری در بصره فعال بوده اند.
۱۲.

نقد و بررسی انتساب تشبیه و تجسیم به هشام بن حکم

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۸۱ تعداد دانلود : ۸۴
تشبیه و تجسیم، در تاریخ اندیشه های کلامی، همواره به متفکرانی از شیعه و اهل سنت نسبت داده شده است. یکی از این متفکران هشام بن حکم، متکلم بزرگ شیعی، است. برخی از دانشمندان اهل سنت، نظیر جاحظ و خیاط، چنین عقیده ای را به او نسبت داده اند. در روایات شیعه نیز گاه چنین نسبتی به او داده شده است. بزرگان شیعه در مقابل این نسبت واکنش های فراوانی از خود نشان داده اند. این مقاله به دلایل منسوب به هشام در اثبات تجسیم، و ریشه یابى دیدگاه منسوب به هشام می پردازد. سپس واکنش های دانشمندان شیعه به چنین نسبت هایی را دسته بندی کرده و آنها را گزارش می کند. در پایان نتیجه می گیرد که نه تنها مستندات اعتقاد هشام به تجسیم تام و تمام نیست، سخن متکلمان اهل سنت نیز در این زمینه با هم ناسازگار است و نمی توان به آنها اعتماد کرد.
۱۳.

امتداد جریان فکری هشام بن حکم تا شکل گیری مدرسه کلامی بغداد

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۹۵ تعداد دانلود : ۱۰۱
از مهم ترین ابهامات تاریخ کلام امامیه رابطه دوره نخست کلام امامیه (مدرسه کوفه) با کلام امامیه در مدرسه بغداد در سده چهارم و پنجم است. سرشناس ترین متکلم امامیه در دوره حضور هشام بن حکم است. در این مقاله سعی شده است تا امتداد جریان فکری وی و پیروانش را تا سده چهارم بررسی شود. در همین راستا در بخش نخست، با پی گیری امتداد شاگردان این جریان فکری به این نتیجه رسیدیم که آراء کلامی این جریان فکری از طریق افرادی مانند یونس بن عبدالرحمن، محمد بن عیسی بن عبید، فضل بن شاذان، ابراهیم بن هاشم، علی بن ابراهیم و کلینی به بغداد منتقل شده است. در بخش دوم نیز بدون توجه به سیر استاد و شاگردی به تأثیر اندیشه های هشام بن حکم در دیگر متکلمان امامیه در این بازه زمانی پرداخته شده و در نهایت به این نتیجه رسیدیم که به مرور از میزان تأثیرگذاری اندیشه های وی کاسته شده و در افرادی مانند سید مرتضی به حداقل (مباحث مربوط به امامت) رسیده است.
۱۴.

ابو عیسی وراق؛ از اعتزال تا گرایش به مدرسه کوفه

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۳۰ تعداد دانلود : ۶۴
ابو عیسی وراق، از معتزلیان شیعه  شده ای است که نه تنها تغییر نگرش و گرایش او به مذهب حقه امامیه، مناقشه برانگیز بوده و حتی اتهام ها و اظهارنظرهای تند معتزلیان را در پی داشته، بلکه رویکردها و دیدگاه های کلامی او در راستای تبیین آموزه های شیعه نیز افزون بر جالب توجه بودن، توجه و حساسیت بسیاری از اندیشمندان شیعی را برانگیخته است. در این مقاله به بررسی برخی  دیدگاه ها و رویکردهای وراق و سهم و نقش احتمالی او در گرایش کلام امامیه به اندیشه های اعتزالی پرداخته می شود.
۱۵.

نوبختیان در رویارویی با متکلمان معتزلی و امامی

تعداد بازدید : ۲۰۳ تعداد دانلود : ۸۰
در دوران غیبت صغری، ابو سهل اسماعیل بن علی و ابو محمد حسن بن موسی نوبختی از مشهورترین متکلمان امامیه در بغداد بودند که نقش مهمی در انتقال میراث کلامی امامیه به متکلمانی چون شیخ مفید و سید مرتضی بر عهده داشته اند. از آن جا که اندیشه های امامیه در دوران شیخ مفید و سید مرتضی تفاوت هایی با آراء متکلمان عصر حضور همچون هشامین و مؤمن الطاق دارد و به نوعی به اندیشه های کلامی معتزله نزدیک تر شده برخی برآنند که نوبختیان در تطوّر اندیشه های متکلمان امامی و هم گرایی آنان با معتزلیان نقش اصلی را بر عهده داشته اند و در حقیقت، عقل گرایی معتزلی به دست بنو نوبخت در میان متکلمان امامی مذهب شیوع یافته است. این مقاله ضمن رفع این اتهام از طریق مقایسه اندیشه های کلامی این دو گروه به واکاوی میزان تأثیرگزاری متکلمان نوبختی بر آراء اندیشمندان امامیه پرداخته است.
۱۶.

نقش نظریه «معنا» در تبیین هشام بن حکم از ماهیتِ اراده خدا

تعداد بازدید : ۱۶۷ تعداد دانلود : ۱۵۶
طرح نظریه «معنا»، رویکردی وجود شناختی برای تحلیل و تبیین فعل و صفات فعلی خداوند است که متکلمان مدرسه کوفه به ویژه هشام بن حکم از آن بهره برده اند. از میان صفات فعلی خداوند، اراده بارزترین صفت است که در نگاه متکلم بزرگِ این دوره از تاریخ کلام امامیه، به «حرکت» شناسانده می شد. در این مقاله بر اساس شیوه مطالعات تاریخ اندیشه، نشان داده شده است که در نظر هشام بن حکم اراده، اگر چه امری است که از سر قدرت و اختیار سر می زند؛ با این حال با دیگر امور و مخلوقات عالم که برخاسته از قدرت و اختیار است نیز تفاوت دارد. هشام برای اراده وجودی مستقل از ذات و فعل الهی در نظر می گرفت و از آن با واژه «معنا» تعبیر می کرد. این تلقی درواقع برگرفته از پاره ای روایت هایی بود که بر اساس آن، برای اراده خلقتی ممتاز از دیگر مخلوقات در نظر می گرفت.
۱۷.

اعتبارسنجی داده های فرقه نگاران اهل سنت پیرامون دیدگاه متکلمان نخستین امامیه در مسئله استطاعت

تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۲۵
در پژوهش حاضر سعی شده تا دیدگاه چهار متکلم برجسته امامی در عصر امام صادق (ع) که زمان شکوفایی و رونق بحثهای کلامی بشمار میرود، پیرامون مسئله استطاعت از میان آثار رجالی، فهرستی، فرقه نگاری و روایی استخراج شود. در این راستا روشن میگردد که افرادی چون زراره بن اعین، هشام بن سالم و مؤمن الطاق در بحث استطاعت قائل به استطاعت پیش از فعلند و بعضاً آن را منحصر در سلامتی میدانند، اما هشام بن حکم استطاعت را منوط به پنج امر میداند که بخشی از آن پیش از فعل و بخشی حین الفعل محقق میگردد.