مطالب مرتبط با کلیدواژه
۶۰۱.
۶۰۲.
۶۰۳.
۶۰۴.
۶۰۵.
۶۰۶.
۶۰۷.
۶۰۸.
۶۰۹.
۶۱۰.
۶۱۱.
۶۱۲.
۶۱۳.
۶۱۴.
۶۱۵.
۶۱۶.
۶۱۷.
۶۱۸.
۶۱۹.
۶۲۰.
شعر
منبع:
پژوهش زبان و ادبیات فارسی تابستان ۱۴۰۳ شماره ۷۳
35 - 64
حوزههای تخصصی:
اهمیت و جایگاه بغداد در دنیای اسلام موجب شده که در شعر و ادب بازتاب گسترده ای داشته باشد و سخنوران به طرق مختلف به آن اشاره کنند و آن را بستری برای ساخت مضامین و تمهیدات زیبایی شناسانه قرار دهند. هدف این مقاله، تحلیل و بررسیِ این جلوه گری و پاسخ به چرایی آن در آثار ادبی فارسی تا قرن هشتم هجری است که به شیوه توصیفی و تحلیلی بدان پرداخته است. بیشترین جلوه بغداد در ادبیات فارسی تا قرن هفتم هجری یعنی تا سقوط بغداد بوده است. بخشی از این بازتاب مربوط به واژه بغداد است که از این حیث، لفظِ بغداد در معنی قاموسی، تعابیر کنایی و نمادی، امثال و برخوردهای شاعرانه در متون ادبی خودنمایی می کند. بخشی دیگر را باید در توصیفاتی دید که به صورت مدح و ذم درباره بغداد ارائه شده است. توصیفِ القاب و اسامی بغداد، فتوّت و جوانمردی و زیبارویان بغداد و اشتیاق شاعران بدان، بخشی از موارد مدحِ بغداد است. قرارگیری در مرکز خلافت، مهد علوم و معارف و تصوف بودن بغداد و آثار و ابنیه های آن، هر کدام سهم خاصی در شهرت و معروف بودن بغداد دارد.
تبیینی از چیستی و چرایی درد و رنج زن (شنیع کار) در اشعار سیمین بهبهانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های اخلاقی سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۶۰)
309 - 338
حوزههای تخصصی:
سیمین ب ِهْبَهانی (معلم، نویسنده، شاعر و غزل سرای معاصر و ازاعضای کانون نویسندگان ایران بود. از جمله مسائل بسیار مهم که در آثار شعری بهبهانی جلوه گر است، طرح مسئله زنان و وضعیت نابهنجار روحی و روانی حاصل از شرایط نامساعد آنها است. بهبهانی شاعری اجتماعی است که در به کار گرفتن نمادهای خاص اندیشه ای متفاوت ارائه داده و از این رو شیوه تفکر و شاعری او در حوزه رئالیسم قرار دارد. شعر سیمین حاکی از تجربه های تلخ و شیرین عمیق انسانی در همدردی با زنان است و منشأ گمراهی و شنیع کاری را نیز درد و رنج می داند. زن در اشعار سیمین چهره ها و جلوه های متنوعی دارد. در این مقاله که با شیوه توصیفی-تحلیلی انجام شده است سعی کرده ایم به توصیفات سیمین بهبهانی از شنیع کاران در اشعارش بپردازیم، از این رو یافته های پژوهش به طور ملخص دربردارنده این مفاهیم است که سیمین از آن دسته شاعرانی است که احساس مادرانه و عاطفی خویش در همراهی با زنان شنیع کار را در اشعارش به وضوح بیان کرده و همین امر خود و مخاطبان شعری اش را متوجه وضعیت زنان روسپی و تحت تأثیر قرار داده است. در مجموع نگاه بهبهانی نسبت به مسائل زنان شنیع کار واقعی و وسیع است. سیمین سعی داشته است در اشعار خویش درون این قشر از زنان را با مشکلات، ناله ها، عواطف و.. شان به نمایش بگذارد. او با بیان هم حسی شاعرانه خویش نسبت به زنان شنیع کار، به دنبال چاره ای برای رفع این معضل اجتماعی می شود و خواستار آگاهی کامل از کل وجودی جنس زن و بار مشکلات و چالش های اوست تا دلیل ضعف و گاه بریدن زن روسپی از همه چیز و رفتن در مسیر روسپی گری را برای همگان روشن سازد اما در نهایت نیز امیدواری و امید الهی و معنوی را توصیه می کند.
خوانش سوررئالیستی شعر حافظ(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
زبان و ادب فارسی دانشگاه آزاد سنندج سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۶۱
148 - 174
حوزههای تخصصی:
سوررئایسم (فراواقعگرایی)، جنبشی فرهنگی که در نیمه نخست قرن بیستم میالدی گسترش یافت، برخورد روانی با ادبیات است: به قلمرو وسیع احساس و خیال توجه ویژه دارد. شباهت بین سوررئالیسم غرب و عرفان شرق سبب شده که گاه بین آن ِن این دو گما همانی برند. هر دو در پی نگرش صحیح و کمال روحی و معنوی هستند. در مورد سوررئالیستها، بروز جنگ جهانی اول و در مورد عارفان، رواج مکتب اسالم و حملە مغول موجب گریز آنان از عینیت به ذهنیت شد. یکی از شخصیتهای برجسته تاریخ عرفان و تصوف در ایران، حافظ است که این امر در شعر او گویاست. در واقع، بیشتر عناصر سوررئالیستی در شعر حافظ حضور دارد. در این پژوهش، نُه مورد از اصول مشترک میان سوررئالیستهای غرب و عرفان شرق، بطور ویژه حافظ، مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته و با یکدیگر مقایسه شده اند: نگارش خودکار؛ تصادف عینی؛ نفی زمان و مکان؛ نامحرمی و نارسایی زبان؛ عشق و آزادی؛ خواب، رویا و تخیل؛ جنون و مستی؛ شعله واری بیان؛ و در نهایت، طنز.
بررسی تطبیقی مضامین و ویژگی های غنایی و مولفه های سبکی مکتب رمانتیسم - با رویکردی به اشعار یدالله بهزاد کرمانشاهی -(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارنامه ادبیات تطبیقی سال ۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳۱
34 - 60
حوزههای تخصصی:
پژوهش پیش رو، به بررسی و تحلیل رویکرد و مفاهیم سبکی مکتب رمانتیسم و ادبیات غنایی در سروده های شاعر معاصر، یداللّه بهزاد (1304-1386)کرمانشاهی می پردازد.این پژوهش با اتّخاذ روش توصیف و تحلیل داده ها و با تکیه بر مبانی و اصول مکتب رمانتیسم، سعی دارد با شناسایی و تحلیل مولفه های ترکیبی ادبیات غنایی و مکتب رمانتیسم به کار رفته در اشعار بهزاد، به لایه های پنهان تاثیر این مکتب در محتوای اشعار او پی ببرد و جهان بینی مسلّط بر افکار شاعر را واکاوی و تحلیل کند. نتایج پژوهش حاضر، حاکی از آن است که یداللّه بهزاد به عنوان یکی از شاعران سبک خراسانی برای عینی سازی مفاهیم غنایی، از مولفه های مکتب رمانتیسم مدد گرفته تا تصاویر شاعرانه متنوّعی از قبیل شکوه از روزگار، تنهایی، عشق و محبّت، دشواریهای زندگی در جامعه، وطن دوستی، توجّه به تاریخ، زن، طبیعت گرایی ، معایب مردم و بیان جهل و نادانی آنان بپردازد.این تصویر سازی ها اغلب دربردارنده معانی و مفاهیم همچون بیان احساسات و عواطف، تراژیک بودن، اندوه، حسرت، ماهیت نمایشی داشتن، اجتماعی بودن، زبان اول شخص، ایجاز و کوتاهی، وابستگی به زمان حال، وصفی بودن، تخیل نیرومند و ...را دار هستند که می توان آنها را مولفه های ترکیبی این دو مکتب دانست. در نتیجه مضمون اشعار بهزاد بی نصیب از تأثیر مکاتب ادبی غربی نبوده است چنانکه در سبک شعر او، اثر و ردّ ِ پای توجّه به مکاتب غربی دیده می شود. البته نباید همه این تاثیرات را برگرفته از محیط و سبک غربی بدانیم.
بررسی جلوه های مقاومت و ظلم ستیزی نهضت جنگل در شعر معاصر ایران با تکیه بر شاعران گیلان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قیام جنگل در اواخر دوره قاجاریه، برای مبارزه با استعمار انگلیس و روس، با رهبری میرزا کوچک خان، اعلام موجودیت کرد. این نهضت یکی از بزرگ ترین هسته های مقاومت مردم ایران در برابر بیگانگان بود که در سطحی وسیع بر زندگی و هنر و ادبیات ایران، به ویژه بر شعر و ادب گیلان، اثری چشم گیر داشته است. با شکل گیری این نهضت، بسیاری از شاعران، برای توصیف چیستی و چگونگی قیام جنگل و وصف قهرمانی های رهبر آن، از نشانه های زبانی استفاده کردند. بی گمان، جنگل و نشانه های فراوان قلمرو معنایی آن، مثل درخت، شاخه، برگ، و حتی چشمه و صخره و حیوانات، همان معنا را ندارند که در شعر پیش از این نهضت از آن ها در ذهن داریم. زیرا گویندگان برای بازنمود احوال جنگل و جنگلی ها، از این نشانه ها نماد ساخته آن در کنار چهره های اسطوره ای به کار برده و رابطه نزدیک ادبیات و جامعه را نشان داده اند. این پژوهش با هدف شناساندن گوشه هایی از دیدگاه های سخن گویان درباره قیام جنگل و وجوه ظلم ستیزی و کسب آزادی خواهانه آن ها انجام شده و حاصل آن نشان می دهد که غالب شاعران با بیان ویژگی های نهضت، با میرزا و یارانش همدلی کرده اند. اطلاعات این پژوهش با روش کتابخانه ای گرد آمده و با استفاده از روش کیفی تحلیل شده است.
اشعار تازه یاب از شاعران دوره قاجار با استناد به نشریات آن عصر (3) (مقاله سوم، اشعار نویافته از محمدعلی عبرت)
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۶ فروردین و اردیبهشت ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۱۱)
295 - 310
حوزههای تخصصی:
محمدعلی عبرت نائینی از شاعران و خوشنویسان معروف اواخر عهد قاجار است که از او دیوان شعری برجای مانده است. در برخی نشریات دوره قاجار، اشعاری با امضای محمدعلی عبرت به دست آمده است که در دیوانش درج نشده اند. مقاله پیش رو، متن کامل این اشعار تازه یاب را پیش روی مخاطبان می نهد.
«... بارِ دیگَر نَکُنَد، گَر تو به رَفْتار آیی (مُراسَلَه ای دَر گُمانه زَنی حولِ تَصْحیحِ بیْتی از طَیِّباتِ سَعْدی)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله که در قالبِ مُراسله نگارش یافته است، بیت اینْ هَمه جِلْوه طاووس و خرامیدَنِ او / بارِ دیگَر نَکُنَد، گَر تو به رَفْتار آیی به لحاظ معنایی و لغوی بررسی شده است.
قیاس تخیلی؛ بررسی و مقایسه دیدگاههای ابن سینا و فارابی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
منطق پژوهی سال ۱۵ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۲۹)
173-190
حوزههای تخصصی:
شعر یکی از صناعات خمس در منطق است. صناعات خمس همگی در قالب قیاس و از ماده متناسب با هر صناعت صورت پذیر می شوند. ماده شعر مخیلات است که قیاس شعری از آن ترکیب می شود. منطق دانان در ارائه صورت قیاس شعری آراء متفاوتی دارند. فارابی و ابن سینا به عنوان دو منطق دان بزرگ، هر یک در این خصوص به راهی رفته اند. فارابی قالب قیاس شعری را یکی از ضروب نامنتج شکل دوم قیاس و ابن سینا آن را یکی از قالب های معتبر شکل نخست قیاس دانسته است. علاوه بر این ابن سینا مثال قضیه شعری را گاه نتیجه یک قیاس و گاه مقدمه صغرای قیاس دانسته است. در این مقاله کوشیده ایم تا ضمن توضیح آراء هر یک از این دو منطق دان درباره قیاس شعری، این امر را تبیین کنیم که چرا هر یک از آنها شکل و ضرب خاصی از قیاس را به عنوان صورت قیاس شعری انتخاب کرده اند. خاصی را برای مشخص کردن وجه اختیار شکل و ضرب خاصی از قالب قیاس شعری از جانب هر یک از آن ها را توضیح دهیم و در خصوص ابن سینا نیز وجه تفاوت دو مثالی را که وی به عنوان نمونه های قیاس شعری ذکر کرده است، بیان کنیم.
بررسی و تحلیل روابط ترامتنی در اشعار رازق فانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ترامتنیت از مهم ترین رویکردها در مطالعات علوم انسانی و نقد ادبی است که به تأثیرات و ارتباطات متون می پردازد و روابط هم حضوری و برگرفتگی آثار ادبی را مطالعه و بررسی می کند. براساس نظریه ترامتنیت، هیچ متنی بدون وام گیری از متن های پیشین خلق نمی شود. این دوگونه متن که به ترتیب پیش متن و بیش متن نامیده می شود، روابط گوناگون ترامتنی دارد. به بیانی بهتر، همه عناصر پیش متن می تواند در بیش متن دست خوش تغییر و دگرگونی شود، تا متن هایی تازه از دل آن ها پدیدار گردد. به همین دلیل، پژوهش حاضر بر اساس نظریه ترامتنیت ژرار ژنت، با تکیه بر داده های آماری به گونه توصیفی- تحلیلی، کیفیت و کمیت تأثیرپذیری رازق فانی از شاعران پیشین را بررسی و تحلیل می کند. یافته های این پژوهش نشان می دهد که فانی قالب های غزل، مثنوی، قصیده، مخمس و غزل مثنوی، و درونمایه های عاشقانه، اجتماعی، انتقادی، پایداری، تعلیمی و عرفانی را بر اساس گونه های روابط بینامتنیت، پیرامتنیت و سرمتنیت، با توجه به اشعار ابوسلیک گرگانی، رودکی، فردوسی، مولوی، حافظ، بیدل، مشتاق اصفهانی، یغمای جندقی، شاطرعباس صبوحی، سیداسماعیل بلخی و سیمین بهبهانی خلق کرده است. از این میان، فانی بیش ترین توجه را به اشعار مولوی و حافظ داشته و به گونه نظام مند براساس رابطه های سرمتنیت، پیرامتنیت و بینامتنیت از اشعار مولوی و حافظ تأثیر پذیرفته است.
ادبیات: واقعیت، خیال یا توهم- ایده های فلسفی در تصدیق صور خیال توسط مخاطبان
منبع:
مطالعات نظری هنر دوره ۳ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۴
33 - 55
حوزههای تخصصی:
ادبیات قلمروی است شامل شعر، قطعه ادبی، داستان و رُمان. شاعران و نویسندگان از طریق ژانرهای یاد شده مخاطبان شان را تحت تأثیر قرار می دهند و خبرهایی می دهند که مورد پذیرش مخاطبان قرار می گیرد. برای مثال «آخرین برگ سفرنامه باران این است که زمین چرکین است» یک قطعه ادبی است که در آن ادعا شده، باران سفر می کند، سفرنامه می نویسد و از آنچه دیده گزارش می دهد. اینها صورت های خیالی است که مخاطبان آن را می پذیرند و آن را گزارشی از واقعیت تلقی می کنند. سوال این است: در دستگاه فلسفی مسلمانان، چه تلقی هایی درباره صور خیال وجود دارد؟ بر پایه کدام تلقی ها مخاطبان صور خیالی شاعران و نویسندگان را گزارش واقعیت می انگارند؟ فرآیند باور در مواجهه با این دست از گفتارهای انسانی چگونه شکل می گیرد؟ چهار تلقی می توان برای پاسخ به این پرسش در نظر گرفت: 1. تلقی عمده منطق دانان مسلمان که این گونه از گزاره ها را تخییل و تحریک می دانند و آنها را گزارش از واقع نمی دانند. 2. تلقی سکاکی که معتقد است شاعر توسعه در مصادیق می دهد. 3. تلقی علامه طباطبایی که در معنای نفس الأمر و پیرو آن، مطابقت توسعه می دهد تا بتواند این گزاره ها را گزارش از واقع و مطابق با واقع بداند. 3. تلقی نگارنده که محکی صور خیال را امری بین الاذهانی بین شاعر و مخاطب می داند که از نوعی قرارداد فرهنگی-هرمنوتیکی پیروی می کند. سنخ پرسش فلسفی-زیباشناختی، روش پاسخ به آن تحلیل و به غرض آنکه در مقام استدلال و اثبات است از گونه پرسش های تبیینی است.
شناختی بودن شعر از دیدگاه فیلسوفان مسلمان
منبع:
مطالعات نظری هنر سال ۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۵
141 - 163
حوزههای تخصصی:
روش شناسی فیلسوفان مسلمان بر آن بوده که شعر را از مقوله شناخت بیرون بدانند. از دیدگاه آنان شعر کارکرد روان شناختی دارد و نه شناختی. از این رو به مرور از بررسی فلسفی آنان حذف می شود. حذف بررسی فلسفی شعر از إشارات ابن سینا آغاز می شود؛ هر چند در میان پیروان منطق نه بخشیاو بدون هیچ ابداعی گاه به گاه فن شعر به صناعات خمس افزوده می شود. با چشم پوشی از این رخداد منطقی در لابه لای گفتار ایشان دلایلی وجود دارد که بر اساس آنها شعر نیز عامل شناخت انسان از واقع است ولی نوع شناختی که ایجاد می کند تفاوت دارد. این جستار بر آن است دیدگاه ایشان را درباره چیستی شناخت بررسی کند و نشان دهد گفتار آنان این قابلیت را دارد که شعر نیز عامل شناخت باشد و برای فاعل شناسا شناخت حاصل کند. روش بررسی، تحلیل و تبیین است و نتیجه حاصل آن است که شعر فرآیند شناختی است با این تفاوت که نوع شناخت و آثار آن با آنچه فیلسوفان مسلمان انتظار داشته اند تفاوت دارد.
«مطالعه مولفه های زیباشناسی طبیعت بر اساس نگرش مکتب رمانتیک انگلیس به طبیعت»
منبع:
هنر و ادبیات تطبیقی سال ۲ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
7 - 29
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش هدف این است که مولفه های زیباشناسی طبیعت با توجه به نگرش به طبیعت در شعر و نقاشی رمانتیک انگلیس مطالعه و واکاوی شود. پرسش ها از این قرار است: رابطه طبیعت و هنر به چه صورت هایی بیان می شود؟ طبیعت در آثار شاعران (وردزورث و کولریج) و نقاشان رمانتیک (کانستبل و ترنر) انگلیس چگونه تصویر شده است؟ بر اساس آن زیباشناسی طبیعت دارای چه تأکیداتی می شود؟ داده ها به روش توصیفی –تحلیلی مطالعه می شود و این نتیجه را نشان می دهد مکتب رمانتیک انگلیس خود به جهت فردیت گرایی و تنوع دیدگاه شاعران و نقاشان از نوعی طیف نمایی نسبت به طبیعت بهره مند است. جنبه ذهنی و من تغزلی نسبت به عینیت طبیعت وزنه بیشتری در آثار رمانتیک های منتخب این پژوهش دارد. اگر بخواهیم مسائل زیباشناسی را از قاب هنر انتخاب کنیم، به دلیل سلطه همین جنبه ذهنی است. «زیبا شناسی طبیعت» به عنوان شاخه ای از زیباشناسی به معنای عام آن می تواند مقتضیات خود را در باب بحث درباره طبیعت رام، انرژی مثبت عناصر طبیعی، ارزش ذاتی طبیعت، ذهنی بودن درک زیبایی عینی، وجه مابعدالطبیعی آن، نیروهای وحشی و کنترل ناپذیر آن، نقش طبیعت در رشد ذهنی و تربیت زیباشناختی انسان را بر اساس نگرش رمانتیک ها تنظیم کند.
چندزبانگی و شعر: تحلیل شناختی اشعار شهریار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متن پژوهی ادبی تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۰۴
125 - 145
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر در تلاش بوده تا چندزبانگی و ارتباط آن با شعر را در آثار شهریار بررسی نماید. در چارچوب نظری، از زبان شناسی شناختی – چندزبانگی، شناخت و عاطفه - آناستاسیو (۲۰۲۰)، اروین-تریپ (۱۹۵۴، ۱۹۶۴، ۱۹۶۷) و پاولنکو (۲۰۰۷، ۲۰۱۲) برای تحلیل اشعار استفاده شد. دو شعر ترکی و فارسی از شهریار (در مجموع ۶۱ بیت) به همراه گزیده ای از اشعار وی به عنوان پیکره زبانی پژوهش حاضر انتخاب شد. نتایج این مطالعه نشان داد که واج ها، واج آرایی ها، کلمات، نحو و دستور زبان از یک سو و سنت ها، آداب، وقایع زیستی و عاطفی شهریار از سوی دیگر بستری برای تولید شعر او و درنهایت تصویرسازی را فراهم ساخته است. به عبارت دیگر، شعر شهریار بر اقلیم و زیستگاه او بنا نهاده شده است؛ بنابراین، تمام داشته های شهریار در ضمیر ناخودآگاه ابتدا از آن اقلیم گذر کرده و آن گاه به زبان ترکی و یا فارسی وارد شده است. این پژوهش نشان داد که گرچه شهریار در زبان فارسی اشعار بسیار قدرتمندی دارد؛ اما به دلیل نفوذ اقلیم، بافت و محیط آذربایجان و زبان ترکی در ذهن او، شعر ترکی مورد بررسی در پژوهش حاضر عاطفی تر و از لحاظ زبانی چندلایه ای و از نظر ادبی پیچیده تر از شعر فارسی هم تراز آن شعر است. همچنین با توجه به تعریف آثار فرازبانی، نتایج این پژوهش نشان داد که اگر نتوان ادبیات انگلیسی را بدون جوزف کونراد، ادبیات فرانسه را بدون لپولد سدار سِنگور و ادبیات آمریکا را بدون ولادیمر ناباکوف فرض نمود، نمی توان ادبیات فارسی و ترکی را بدون شهریار متصوّر شد.
شناسایی و دسته بندی موضوعی اشعار حافظ با استفاده از هوش مصنوعی و متن کاوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شناسایی و دسته بندی موضوعی اشعار دیوان حافظ همواره مورد توجه حافظ پژوهان بوده و مطالعات گوناگونی دراین باره انجام گرفته است. عمده این پژوهش ها، اشعار را براساس تقسیم بندی تاریخی یا دوره زندگی شاعر دسته بندی کرده اند یا از نظرات کارشناسان و خبرگان حوزه ادبیات فارسی بهره برده اند. این پژوهش با شناسایی موضوعات اشعار دیوان حافظ براساس هوش مصنوعی و متن کاوی صورت گرفته و نظرات کارشناسان در آن دخالتی نداشته است. در این مطالعه، پس از بیان ویژگی های ظاهری و انجام پیش پردازش های لازم روی اشعار، هشت موضوع اصلی در دیوان حافظ شناسایی شده است. سپس، باتکیه بر واژگان پرکاربرد هر موضوع و استفاده از هوش مصنوعی، این موضوعات نام گذاری شده اند. موضوعات استخراج شده شامل «سوز و گداز»، «مدح و ستایش»، «فراق و وصال»، «زیبایی و دلربایی»، «عیش و مستی»، «راز عشق»، «طریقت و عرفان» و «رندی و آزادگی» است. در ادامه، اشعار حافظ براساس این موضوعات دسته بندی شده اند و میزان ارتباط هر شعر با هر موضوع، برپایه بیشترین ارتباط و یا برخورداری از حدآستانه ارتباط، استخراج شده است. روش به کارگرفته شده در این پژوهش، مستقل از نظر خبرگان و کاملاً مبتنی بر یادگیری ماشین و هوش مصنوعی است. این رویکرد با واکاوی واژگان به بررسی و شناسایی موضوعات موجود در دیوان حافظ پرداخته است و قابلیت تعمیم به دیگر متون ادبی را نیز دارد.
تکاپوی شاعران عصر مشروطه برای نوآوری در تصویر شعری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ ادبیات بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۹۶
168-189
حوزههای تخصصی:
دوره مشروطه را می توان میراث دار تغییر و تحوّلات شگرف در جمیع ابعاد فکری، اجتماعی، سیاسی و ادبی ایران دانست. این دوره، آبستن نوآوری ها در جمیع جهات بوده و شعر نیز از این نوآوری ها برکنار نمانده و تغییرات و نوآوری های مهمّی را به خود دیده است. نوآوری در فکر و مضمون و موضوع و زبان شعر،که نویسندگان و پژوهشگران عرصه ادبیات بسیار به آن پرداخته اند. در این میانه، تلاش و تکاپوی شاعران مشروطه برای نوگرایی تصویری، هر چند قابل مقایسه با نوآوری در دیگر جهات نبوده، ولی در اشعار این شاعران دیده می شود که چندان به آن توجّه نشده و مغفول مانده است. پژوهش حاضر با جست وجویی در منابع، خاستگاه ها و عوامل دخیل در تصویرسازی این شاعران، نوگرایی در شعر این شاعران را مورد بررسی و تحلیل قرار داده است. عواملی چون ذهنیّت سیاسی و جهان نگری خاصّ این شاعران، پدیده های نوظهور، مشاغل و حرفه های جدید،نگاهی نو و فردیّت گرایانه به طبیعت، باریک بینی و نازک خیالی و وقایع زمانه این شاعران که سبب نوگرایی تصویری این شاعران بوده اند. مجموعه این عوامل و دخالت شان در نوگرایی تصویری با روشی توصیفی تحلیلی مورد بحث قرار گرفته و نتیجه پژوهش حاضر نشان از تلاش و تکاپوی این شاعران در ارائه صورت های نو خیال دارد. ذهنیّت سیاسی اجتماعی این شاعران و بازتاب آن در تصاویر سبب نوگرایی در تصویر شعری است. تولیدات و رهاوردهای صنعتی جدید و پدیده های نوظهور نیز طرف تشبیه در شعر این شاعران قرار می گیرد که در دسترس گذشتگان نبوده اند. تجارب خاصّی که این شاعران با مشاغل جدید داشتند در آیینه تصاویر شعری شان منعکس شده و خاستگاهی برای تصاویر نو می گردد. نگاه نو به طبیعت با تکیه بر تجربه گرایی، فردیّت گرایی و عینیّت گرایی، خلق تصاویر نو با خاستگاه طبیعت را سبب می شود. دقّت و باریک بینی در ویژگی های حیات انسانی زمانه این شاعران و وقایع تاریخی زمانه شان نیز عاملی دیگر در نوگرایی تصویری اینان است.
جوهر و وجوب شعر از دیدگاه داوری اردکانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ ادبیات بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۹۶
235-252
حوزههای تخصصی:
تأمل در ماهیت و چیستی شعر، ذهن و زبان فیلسوفان، ادبا و زبان شناسان را در دوره های مختلف تاریخی به خود مشغول داشته است. این امر در دوره معاصر نیز محل تأملات جدی قرار گرفته است. رضا داوری در زمره معاصرانی است که با رویکردی فلسفی به چیستی و ماهیت شعر پرداخته و پژوهش حاضر با روش توصیفی تحلیلی به بررسی نظرات او دراین باب می پردازد. نتایج این جستار نشان می دهد که داوری تحت تأثیر هایدگر و سنت حکمی عرفانی، کوشیده به پرسش چیستی شعر و عناصر مرتبط با آن پاسخ گوید. او شعر ناب و اصیل را موهبتی آن سویی می داند که از صافی کلام انبیا و اولیا گذشته است و بر فراز زمان، برای هر عصری و نسلی، نور و خرد و روشنی را به ارمغان می آورد. او اگرچه گونه های مختلفی برای شعر برمی شمارد، اما این شعر عرفانی و به طور مشخص شعر حافظ است که قدر می بیند و بر صدر می نشیند. داوری ضمن تأیید تعهد در شعر، تأکید می کند که شعر اصیل در خدمت ایدئولوژی یا مرامنامه خاصی قرار نمی گیرد. در نظر وی، زبانِ نخستین شعرست و شاعران واضعان اصلی زبان اند. زبان کنونی به زبان عبارت تقلیل پیدا کرده و از پشتوانه پیشین خود یعنی زبان اشارت تهی شده است. لذا زمانه جدید در نگاه او، زمانه عسرت است و زبان و شعر در نازل ترین سطح و حدّ خود نمود پیدا کرده و ناامیدانه بانگ برمی دارد که در آینه شعر شاعران زمانه حاضر، امروز و فردایی تاریک و سرشار از دشمنی و تباهی می بیند. از این رو، تلاش می کند با رجعت به شعر شاعرانی چون حافظ و مولانا و سعدی، به احیا و بازآفرینی زیست جهان شاعرانه ای بپردازد که جوهر شاعرانگی خود را وامدار عالم غیب است و سرشار از آموزه های حکمی و عرفانی است که ریشه در کلام وحیانی و سخنان پیشوایان دین دارد.
جعل ادیبانه کلمات شعر و بلاغت آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های دستوری و بلاغی سال ۱۴ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۶
169 - 184
حوزههای تخصصی:
در این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی به بررسی موضوع جعل ادیبانه در شعر پرداخته ایم. جعل ادیبانه هرگونه تغییر و تبدیل در کلمات، بافت و ساخت شعر است که در جریان نقل شفاهی یا نوشتن شعر یک شاعر، به صورت غیرعمدی یا عمدی از سوی شخص ادیب انجام می شود. با توجه به فراوانی و شیوع این امر و اینکه تا کنون در هیچ منبع علمی مربوط به ادبیات شناسی، به صورت مستقل به این موضوع پرداخته نشده ، اهمیّت و ضرورت انجام این تحقیق آشکار می گردد. مسئله تحقیق، تبیین ماهیت، تعریف، ویژگی ها، انواع جعل ادیبانه، تأثیر آن بر تعدّد نسخ خطی و چگونگی حضور آن در کتب علوم بلاغی است. در مقدمه مقاله به معرفی موضوع مقاله با ذکر نمونه ها و به بحث دشواری نامگذاری این پدیده پرداخته و خاطرنشان کرده ایم که در این مقاله منظور ما از جعل، معنای خنثای آن، یعنی ساختن است. در ادامه به پیشینه تحقیق و بررسی این پدیده از منظر علوم بلاغی پرداخته ایم. سپس موضوع تأثیر این پدیده را بر تعدّد نسخ دیوان های شاعران با ذکر و تحلیل نمونه هایی از دیوان حافظ بررسی کرده ایم و در ادامه چگونگی حضور این پدیده در کتاب های مربوط به علوم بلاغی با ذکر نمونه های متعدّد بررسی و تحلیل شده است. نتیجه تحقیق نشان می دهد که جعل ادیبانه به دو نوع اصلی شفاهی و کتبی و این دو نوع نیز به گونه های شاعرانه و غیرشاعرانه و آگاهانه و ناآگاهانه تقسیم می شود. در جعل شاعرانه گاه نتیجه کار زیباتر، متناسب تر و تأثیرگذارتر از اصل شعر شاعر از کار درمی آید. جعل ادیبانه کتبی اغلب از نوع غیرشاعرانه است. این نوع جعل در نسخه بدل ها اغلب به صورت آگاهانه و غیرشاعرانه دیده می شود. در کتب علوم بلاغی به مواردی متعدّد از این پدیده می توان برخورد که اغلب از نوع ناآگاهانه و غیرشاعرانه اند. به عنوان نتیجه کلی باید گفت که جعل ادیبانه اغلب غیرشاعرانه است و به زیبایی، تناسب، فصاحت و بلاغت اشعار آسیب وارد می کند.
الشعر و معاییر جودته عند العقاد
حوزههای تخصصی:
شعر در نگاه عباس محمود العقاد، منتقد و شاعر بزرگ عرب، از اهمیت و جایگاه ویژه ای برخوردار است. وی علی رغم اینکه در آثار مختلف اش نظرات ارزشمندی درباره شعر ابراز کرده از جمله به تعریف شعر پرداخته و ویژگی ها و معیارهای گوناگون زیبایی شعر را برشمرده است، اما این نظرات را در یک کتاب واحد ارائه نداده است، از این رو لازم است تا علاقمندان حوزه ادبیات این دیدگاه ها را از آثار فراوان او استخراج کرده و شرح و بسط دهند و به شکل مدون ارائه کنند. آنچه در دست دارید تلاش کوچکی است در راستای پر کردن خلأ مذکور. پژوهشگر در این پژوهش آثار مختلف العقاد را بررسی کرده و آنچه را که به نقد شعر مربوط می شده انتخاب کرده و چندین بار آن را مرور کرده است تا به بهترین و معنادارترین نظراتش در حوزه نقد شعر دست یابد. حاصل تلاشهای یادشده آن است که شعر در نگاه العقاد «بیان زیبای احساس راستین» است. بر اساس تعریف یاد شده، شعر در حقیقت یک احساس است که باید در گام نخست، صادق و راستین باشد و نه کاذب و دروغین. اما این احساس راستین برای اینکه تبدیل به شعر شود لازم است تا در گام بعدی با یکی از شیوه های مختلف بیان ابراز شود. شرط دیگری که باید وجود داشته باشد این است که بیان مذکور باید شکلی زیبا داشته باشد، بدین معنی که واژگان و تصاویری که برای بیان احساس استفاده می شوند باید با مفهوم مورد نظر متناسب باشند. علاوه بر شروط یادشده اگر شعر دارای پیام و هدفی والا باشد، زندگی شاعر را بازتاب دهد، تصویر دقیقی از طبیعت ارائه کند، به روز باشد و از هماهنگی و هارمونی برخوردار بوده و از تقلید نیز دور باشد، آنگاه این شعر، شعری است که دل ها را می رباید و به عنوان زیباترین و شگفت انگیزترین نوع شعر به شمار می آید.
کاربست دیدگاه های مک لوهان برای شناسایی و تبیین کارکرد رسانه های سنتی در عصر فتحعلی شاه قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مک لوهان با دسته بندی رسانه ها به دو دسته سرد و گرم، آن ها را ساخته وپرداخته آدمی دانسته و معتقد است آن ها در تمام جهات و با کیفیت وسیع و شدید، سازنده و تغییردهنده اند. او بر آن است که تأثیر پیام های رسانه ای از جهات شخصی، اجتماعی، سیاسی، روانی، اقتصادی و قومی به قدری عمیق است که هیچ گوشه ای از جسم و روان مخاطب را دست نخورده باقی نمی گذارد. بر این اساس قصد نگارنده آن است که در چهارچوب دیدگاه های رسانه ای مک لوهان ضمن شناسایی رسانه های سنتی، به این پرسش پاسخ داده شود که محتوای رسانه ای در عصر فتحعلی شاه با چه اهداف و انگیزه هایی تولید و چگونه به رعایا منتقل می شد؟ نتایج پژوهش حاکی از آن است که شعر، نقاشی، سنگ نوشته ها، مجسمه ها و شخصیت و شاه به عنوان رسانه، حامل انتقال ارزش های نظام قاجاری به رعایا بود. اصحاب رسانه در وضعیت بحرانی، در صحنه رسانه ای ظاهر می شدند. آنان با استفاده از موضوعات گَرمی چون مذهب و ادبیات در پی همسان سازی و هم ترازی شاه با پیامبران، ائمه و شاهان اساطیری و تاریخی ایران بودند. مهم ترین هدف دستگاه رسانه ای، تولید محتوا برای بازستانی جایگاه نیابت امام زمان(عج) از فقها و واگذاری آن به شاه و جلوگیری از خدشه در دیدگاه سنتی رعایا مبنی بر مصونیت و فرهمندی شاه بود.
بررسی روانشناختی مفهوم عدم خشونت در اندیشه و شعر سبک خراسانی و عراقی با تکیه بر رودکی و مثنوی معنوی مولوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۴ زمستان (دی) ۱۴۰۴ شماره ۱۵۴
167 - 186
حوزههای تخصصی:
زمینه: بررسی مفهوم عدم خشونت در ادبیات فارسی، به ویژه در شعر خراسانی و عراقی، حاکی از ارتباطات عمیق بین اصول انسانی و فرهنگی است. بسیاری از مطالعات به تحلیل ادبیات به طور کلی پرداخته اند و غالباً ارتباط بین اصول روانشناسی و مضامین ادبی در این زمینه نادیده گرفته شده است. این خلاءهای پژوهشی نشان دهنده نیاز به تحقیقات عمیق تر در این حوزه است تا بتوان از طریق ادبیات به درک بهتری از مسائل اجتماعی و روانشناختی دست یافت. هدف: هدف این مطالعه بررسی و تحلیل مفهوم عدم خشونت در شعر خراسانی و عراقی به ویژه در آثار رودکی و مولوی و تأثیر آن بر درک اجتماعی و روانشناختی مخاطبان بود. روش: روش پژوهش حاضر کیفی از نوع تحلیل مضمون است. جامعه این مطالعه شامل اشعار منتخب از دو شاعر برجسته فارسی، رودکی و مولوی، و همچنین نظریات روانشناسان معتبر در زمینه خشم و خشونت بود؛ نمونه گیری به شیوه نمونه گیری هدفمند بود و اشعار منتخب با تأکید بر مضامین مرتبط با عدم خشونت و تحلیل های انسانی و اجتماعی انتخاب شد. معیارهای انتخاب نمونه شامل غنای محتوایی، تنوع مضامین و تأثیرگذاری اشعار بر تفکر اجتماعی بود. داده ها با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی تحلیل شدند. یافته ها: یافته های این مطالعه نشان می دهند که مضامین محبت، همدلی و عدم خشونت در اشعار رودکی و مولوی تأثیرات عمیقی بر نگرش ها و رفتارهای اجتماعی دارند. تحلیل داده ها بیانگر این است که این اشعار می توانند به عنوان الگوهای مثبت رفتاری عمل کنند و به کاهش خشونت و تنش های اجتماعی کمک نمایند. همچنین، ارتباط میان محبت و کاهش رفتارهای خشن به طور خاص در اشعار مولوی مشهود است، که نشان دهنده تأثیر مثبت ادبیات بر رفتارهای انسانی است. نتیجه گیری: براساس نتایج این مطالعه اینطور استنباط می شود که ادبیات می تواند نقش کلیدی در شکل دهی به فرهنگ صلح و همزیستی ایفا کند. با ترویج ارزش های انسانی از طریق ادبیات، می توان به بهبود روابط اجتماعی و کاهش رفتارهای خشن در جوامع کمک کرد. این نتایج به عنوان مبنایی برای تحقیقات آینده در حوزه ادبیات و روانشناسی اجتماعی قابل استفاده هستند.