مطالب مرتبط با کلیدواژه
۴۲۱.
۴۲۲.
۴۲۳.
۴۲۴.
۴۲۵.
۴۲۶.
۴۲۷.
۴۲۸.
۴۲۹.
۴۳۰.
۴۳۱.
۴۳۲.
۴۳۳.
۴۳۴.
۴۳۵.
۴۳۶.
۴۳۷.
۴۳۸.
۴۳۹.
۴۴۰.
معرفت
منبع:
ادیان و عرفان سال ۵۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
475 - 495
حوزههای تخصصی:
مسئله معرفت در تاریخ تفکر هند، همواره اهمیتی بسیار داشته و به جهت نقشی که متفکران و حکیمان هندی در نجات شناسی خود برای آن قائل بوده اند، با دقت نظر و موشکافی های شگفت انگیز مورد بحث و نظر قرار گرفته است. در این میان، اندیشمندان هند، به مسئله ابزارهای شناختی توجه ویژه داشته اند و مکتب نیایه به عنوان یکی از مکاتب واقع گرای هند، بحث های پردامنه ای در این خصوص دارد و به طور خاص چهار ابزار ادراک حسی، استنتاج، گواهی و قیاس را معتبر دانسته است. در مقابل، ناگارجونه حکیم بودایی و بنیان گذار مکتب مادیَمیکه، واقع گرایی مکتب نیایه را نادرست می داند و با تکیه بر برخی پیش فرض های هستی شناختی به نقد آراء معرفت شناسانه آنان می پردازد. در این مقاله تلاش کرده ایم تا با روش توصیفی-تحلیلی، نقدهای ناگارجونه بر آراء معرفت شناختی زمانه خود و به طور خاص، آراء مکتب نیایه را مورد واکاوی قرار دهیم و نحوه مواجهه وی با نقد منتقدان ناظر به وجود ناسازگاری در آرائش را تحلیل کنیم. به طور کلی، ناگارجونه سه رویکرد تبیینی را برای دفاع از اعتبار ابزارهای شناختی مطرح می کند که عبارتند از: 1-نظریه اعتباربخشی ابزارهای شناختی به یکدیگر، 2-نظریه خود-اعتباربخشی ابزارهای شناختی و 3-نظریه اعتباربخشی متعلَّق شناخت به ابزار شناخت و در ادامه، همه آنها را نابسنده می داند و در نهایت، با طرح این مدعا که خودش هیچ آموزه ای ندارد، تلاش می کند تا به شیوه ای شبه ویگنشتاینی و با تحلیل انواع مختلف دلالت، ناسازگاری بنیادین در آراء فلسفی خود را حل و فصل کند.
واکاوی فلسفه ی آفرینش انسان و رابطه ی آن با ظهور امام زمان(عج) در آیات و روایات(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
مشرق موعود سال ۱۸ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۷۴
36 - 56
حوزههای تخصصی:
یکى از سؤال هاى مهمّى که همواره براى انسان مطرح بوده و هست، فلسفه آفرینش انسان است. بشر همواره خواستار کشف علت و فلسفه آفرینش خود بوده است. بعد از کشف فلسفه آفرینش انسان، برای معتقدان به ظهور مهدی موعود (ع)،، مسأله رابطه بین فلسفه آفرینش انسان و ظهور امام زمان مطرح می شود. ما در این مقاله در پی یافتن پاسخ این دو مسأله مهمّ و اساسی هستیم. هدف اصلی این مقاله، بازیابی هویّت انسانی و دینی و دستیابی به باوری جدید در مورد مهدویّت است. روش گردآوری اطلاعات در این تحقیق، کتابخانه ای و مطالعه و فیش برداری منابع و جستجو و جمع آوری آیات و روایات مربوط به مسأله و روش پردازش، تحلیلی و توصیفی است. از آیات و روایات استفاده می شود که هدف نهایی از خلقت جهان، آفرینش انسان است و هدف نهایی از آفرینش انسان نیز به کمال رسیدن اوست و بالاترین مرتبه کمال انسان، تقرّب الهی است. در زمان ظهور امام زمان، این هدف در زمان ظهور امام موعود به کاملترین وجه ممکن در دنیا، محقّق خواهد شد، البته آفرینش انسان، اهداف ابتدایی و میانی نیز دارد که عبارتند از: عبادت، امتحان، معرفت و رحمت که تحقّق تامّ و تمام این اهداف نیز در زمان ظهور امام زمان خواهد بود.
بررسی شکاکیت در آثار ناگارجونه از منظر ابن عربی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینه معرفت سال ۲۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۸۱)
57 - 76
حوزههای تخصصی:
در مکاتب عرفانی هندی در توانایی معرفتی عقل تشکیک می شود. ناگارجونه با بهره گیری از شک گرایی اوپانیشادها، ماده باوری بودایی و روش استدلالی مارماهی لغزان ضمن تضعیف و تذلیل عقل، روش خاصی برای کشف حقایق هستی ارائه می دهد. پرسش این است که آیا شکاکیت ناگارجونه به نیهیلیسم منتهی می شود؟ با پیگیری ریشه های شک گرایی هند در ریگ ودا و اوپانیشادها و متون اولیه ی بودایی و با تحلیل استدلال های جدلی ناگارجونه درمی یابیم که او ضمن نقد مبناگرایی معرفتی و ردّ اصل علیت و با تأکید بر تمایز محصول عقل و قلب و اهمیت سلوک عملی از نیهیلیسم فاصله می گیرد و به رئالیسم خاص عرفانی دست می یابد. این سلوک ذهنی و روحی باعث می شود سالک، مورد عطای الهی (ابن عربی) قرار گرفته یا برگزیده (ناگارجونه) شود. بنابراین، تشکیک ناگارجونه در توانایی معرفتی عقل مقدمه ای است برای نیل به حکمت حاصل از قوه ای که ابن عربی آن را قلب می نامد. حکمتی ملازم با مابعدالطبیعه ای رئالیستی که طبق آن کل عالم اعراض قائم به حق تعالی به شمار می رود.
معرفت و حقیقت؛ مقایسۀ روش شناسی شناخت در فلسفۀ ابن عربی و سورن کیر کگور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حکمت معاصر سال ۱۵ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۳۹)
225-255
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی تطبیقی روش شناسی شناخت در فلسفه ابن عربی و سورن کیرکگور می پردازد. ابن عربی در چارچوب عرفان اسلامی، معرفت حقیقی را از طریق تجربه های شهودی و کشف باطنی می داند، در حالی که کیرکگور در الهیات مسیحی، حقیقت را امری شخصی و ذهنی معرفی کرده و بر جهش ایمانی تأکید دارد. این پژوهش با روش تحلیل تطبیقی، وجوه اشتراک و افتراق این دو فیلسوف را بررسی کرده است. نتایج نشان می دهد که هر دو فیلسوف بر تجربه شخصی و فراتر رفتن از عقل برای شناخت حقیقت تأکید دارند. ابن عربی فرآیند معرفت را تدریجی و مبتنی بر سلوک عرفانی می بیند، در حالی که کیرکگور آن را تجربه ای ناگهانی و مبتنی بر ایمان می داند. ابن عربی حقیقت را با وحدت وجود و کیرکگور آن را به عنوان تجربه ای فردی و رابطه ای شخصی با خداوند مطرح می کند. با وجود تفاوت های فرهنگی و دینی، هر دو فیلسوف به نقش تجربه فردی و محدودیت عقل در شناخت حقیقت تأکید دارند. این پژوهش نشان می دهد که ایمان و تجربه های معنوی از ارکان مشترک در هر دو سیستم فکری هستند.
نقش محّّبت عرفانی در شکل گیری معرفت اجتماعی (از منظر عارف معاصر افغانستان حیدری وجودی)
حوزههای تخصصی:
بر پایه عرفان اسلامی پدیداری عالم بر مبنای محبت خداوند است. اصلی که آن را حرکت حبّی نامیده اند. خدا هم محب و هم محبوب خوانده شده است. استاد حیدری وجودی از عارفان معاصر افغانستان که همیشه معتقد بود با نگاه معرفتی و فرهنگی می توان مشکلات مسلمین را حل کرد، محقّقی از سنّت نظری و عملی مولانا جلال الدّین بلخی بوده و در این راستا محبّت را اساس جامعه سازی می پنداشت. در این پژوهش به روش تحلیلی محبّت در دیوان اشعار حیدری وجودی مورد بررسی قرار گرفته و با بیان اقسام محبت و مراتب آن، نقش محبت در خلقت عالم مورد بحث قرار می گیرد. اثبات این فرضیه که محبّت در معنای عرفانی آن می تواند اساس ایجاد یک معرفت جمعی و ساخت یک منظومه ی تمدّنی باشد، از میان ادبیات شعری کاری سهل نیست، امّا شاعر عارف معاصر افغانستان، که در فراز و نشیب حدود هفت دهه این سرزمین، ناآرامی های زیادی را دیده بود، از آن جهت که خود دغدغه ی ایجاد یک جامعه آرام را داشت، معرفت ناشی از عشق و محبّت را اسّ و اساس تشکیل اجتماع می دانست.
جایگاه معرفت در دیدگاه اخلاقی آیت الله جوادی آملی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بحث از هدف اخلاق یکی از مباحث مهم در فلسفه اخلاق به حساب می آید که آیت الله جوادی آملی نیز به آن پرداخته است. این تحقیق به روش توصیفی-تحلیلی دیدگاه وی در این زمینه را بررسی می کند. آیت الله جوادی آملی معتقد است معرفت به معارف الهی سعادت عقل نظری است، و سعادت عقل عملی در عبودیت خداست. لذا نمی توان معرفت را تنها عامل دستیابی به سعادت دانست. بر اساس معناشناسی علم و معرفت و تمایز آنها، وی معلوم بودن خدا را مردود و معروف بودن وی را می پذیرد. لذا نقش معرفت را از علم پررنگ تر می داند، به خصوص معرفت شهودی که تأثیر بیشتری در حصول سعادت دارد. آیت الله جوادی آملی بر اساس تقسیم بندی معرفت به سه قسم علم الیقین، عین الیقین و حق الیقین، علم الیقین را معرفت یقینیِ حاصل از علم حصولی قلمداد می کند، اما عین الیقین و حق الیقین را از اقسام معرفت شهودی می داند. در مقام بررسی دیدگاه وی، به نظر می رسد با توجه به این که بینش و گرایش دو عامل اصلی حصول سعادت هستند، می توان چنین معتقد شد که معرفت شهودی به دلیل ویژگی هایش می تواند دربردارنده هر دو عامل بینشی و گرایشی در انسان قلمداد شود و میزان دستیابی به معرفت شهودی نسبت به خداوند متعال که متناسب با وسعت وجودی هر شخص حاصل می شود، میزان سعادت آن فرد را تعیین می کند.
مفهوم «ادراک» در فلسفه اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فلسفی بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۰
315 - 334
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی مفهوم «ادراک» در فلسفه اسلامی می پردازد و به ویژه تأثیر فیلسوفان معروفی چون ابن سینا، شیخ اشراق و ملاصدرا را در این زمینه مورد تحلیل قرار می دهد. ادراک از دیدگاه این فیلسوفان به عنوان ابزاری برای دستیابی به حقیقت تعریف می شود و شیوه های آن ارتباطی عمیق میان جهان مادی و غیرمادی را برقرار می سازد. ابن سینا ادراک را فرآیندی لایه ای می داند که از ورودی های حسی آغاز شده و به درک عقلانی ختم می شود. او بر ابستراکسیون در ادراک تأکید می کند، به طوری که افراد از طریق قوای عقلانی می توانند به حقایق بالاتر دست پیدا کنند. شیخ اشراق مفهوم «نور» و «اشراق» را به عنوان مرکز ادراک معرفی می کند و بیان می دارد که نور ذاتاً به روح بشر امکان دسترسی مستقیم به حقایق را فراهم می آورد، که این امر ریشه در میان واری ذاتی دستگاه معرفتی دارد. ملاصدرا ساختار دینامیک ادراک را مطرح می کند، نظریه «اصالت وجود»، «وحدت وجود» و «درجه وجود» را به کار می گیرد. این مقاله ادراک را به چهار مرحله تقسیم می کند: ادراک حسی، ادراک خیالی، ادراک وهمی و ادراک عقلی. در نهایت، مقاله ادراک را به عنوان ترکیبی دینامیک از روح و واقعیت معرفی کرده و خواننده را به بازنگری در شناخت انسانی فراتر از محدودیت های مادی دعوت می کند. اهمیت ادراک در پیشرفت دانش و تأکید بر وجود متافیزیکی از طریق تحلیل های ملاصدرا و گنجینه فلسفی اسلامی روشن می گردد. این بررسی ها به عمق تعامل انسان با جهان کمک شایانی می کند و درک بهتری از وجود و فهم را به دست می دهد.
درآمدی بر تعهدات ایمان در قرآن کریم
حوزههای تخصصی:
ایمان، از مفاهیم محوری در آموزه های قرآن کریم است. با وجود اهمیت و کاربرد گسترده این واژه، قرآن کریم تعریف صریحی از آن ارائه نداده، بلکه بیشتر به تبیین ویژگی ها، آثار و لوازم آن پرداخته است. بررسی آیات قرآن نشان می دهد که می توان آن ها را به دو دسته کلی تقسیم کرد: دسته ای که به حقیقت ایمان، متعلقات، زمینه ها و بسترهای شکل گیری و تقویت آن می پردازند (جنبه معرفتی)، و دسته ای که آثار و لوازم ایمان را بیان می کنند (جنبه عملی). این پژوهش، با استفاده از روش گردآوری کتابخانه ای و تحلیل محتوای توصیفی، به این نتیجه دست یافته است که ایمان، مستلزم تعهداتی معرفتی و عملی است. به این معنا که فرد مؤمن، هم باید نسبت به حقیقت ایمان، متعلقات، حالات، روحیات و بسترهای پیدایش آن آگاهی داشته باشد، و هم در عمل، به لوازم ایمان پایبند بوده و در راستای آن تلاش کند. در واقع، بدون التزام به تعهدات ایمان، نمی توان کسی را به معنای واقعی کلمه، “مؤمن” نامید.
انواع معرفت و مراتب کشف از دیدگاه نجم الدین رازی بر اساس تفسیر عرفانی «التأویلات النجمیه»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم قرآن و حدیث سال ۵۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۱۴
133 - 159
حوزههای تخصصی:
این نوشتار به روش توصیفی تحلیلی در پی پاسخ به این پرسش است که انواع معرفت، معرفت شهودی و اقسام کشف از دیدگاه نجم رازی باتوجه به تفسیر عرفانی التأویلات النجمیه چیست؟ حاصل آنکه، نجم رازی همچون سایر عرفای اسلامی به مباحث معرفتی پرداخته است که البته در این تفسیر به صورت کاملاً پراکنده بیان شده است. وی اساس معرفت را الهی و نتیجهٔ حرکت حبّی در اصل آفرینش می داند و مقصود خلقت را اساساً کسب معرفت توسط آدمی می نامد. او باتوجه به تقسیم دوگانهٔ ظاهر و باطن در همهٔ هستی، معرفت را نیز ظاهری و باطنی و دارای ابزارهای حسی پنج گانهٔ ظاهری و باطنی عنوان می کند. معرفت شهودی را از سایر معرفت های دیگری که نام می برد (معرفت عقلی و نظری) باارزش تر می داند و گرچه معرفت عقلی را می پذیرد؛ اما آن را به تنهایی و به دور از نور وحی، راهزن و کفربالمأل می خواند و فلسفه و فیلسوفان را تخطئه می کند. او کشف را به مراتبی از این دست تقسیم می کند: کشف نظری، کشف قلبی، کشف سرّی، کشف روحی، کشف خفی، کشف صفاتی و کشف ذاتی. این تقسیم به یکی از تقسیم بندی های ابن عربی از مراتب کشف، شباهت فراوانی دارد.
تحلیل استعاره ساختاری «روح» در مرصاد العباد نجم الدین رازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات عرفانی پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۰
313 - 338
حوزههای تخصصی:
استعاره های مفهومی ( Conceptual Metaphor ) ، یکی از مهم ترین ابزارهای شناختی برای تبیین مفاهیم انتزاعی در متون عرفانی فارسی هستند. در کتاب مرصاد العباد نجم الدین رازی، مفهوم روح و سیر تربیتی آن، به واسطه مجموعه ای از استعاره های ساختاری برجسته تشریح شده است؛ بااین حال، این حوزه تاکنون کمتر به طور نظام مند تحلیل شده است. این پژوهش با رویکرد توصیفی تحلیلی، به واکاوی ساختار و نگاشت های مفهومی برخی از مهم ترین استعاره های مرتبط با روح (ازجمله استعاره های طفل، بذر و زندانی) در مرصاد العباد می پردازد. این استعاره ها نه تنها سازوکار تربیت و کمال روح را تبیین می کنند، بلکه امکان تفسیر جدیدی از ساخت مفهومی اندیشه عرفانی فارسی فراهم می کنند. برای استخراج داده ها، کل اثر به شیوه مطالعه متن پایه بررسی و استعاره ها با معیار تکرار، برجستگی و نقش در فرایند تربیت روح گزینش شد. با توجه به دستاورد پژوهش، هدف از تربیت و پرورش روح آن است تا به مرتبه کمال، تحلیه و به معرفت الهی برسد. به بیانی دیگر، سیر تربیت روح باید به گونه ای باشد که دوباره به مقام قرب الهی و موطن اصلی خود برگردد و به مرتبه فنای در حق برسد.
بازکاوی آرای استاد معرفت و سید قطب در مورد تفسیر اجتماعی
منبع:
تفسیرپژوهی سال ۱۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۲
41 - 67
حوزههای تخصصی:
تفسیر اجتماعی، در صد سال اخیر بر اثر فعالیت های سیاسی و اجتماعی، یکی از مهم ترین و تأثیرگذارترین گرایش های تفسیری به شمار می آید. نقطه تمرکز این گرایش، تحول اندیشه مفسران از دیدگاه فردی، به رویکرد اجتماعی آیات است. رویکرد در تفسیر اجتماعی، ارائه راه حلّ هایی از آیات قرآن برای علاج دردهای مادی و معنوی جامعه است. در تفسیر اثری جامع مرحوم استاد معرفت، موضوعات مختلف علوم انسانی، از جمله مسائل جامعه در لابه لای تفاسیر برخی آیات دیده می شود. همان طوری که نظرات سید قطب در تفسیر برخی از آیات، شامل اشاراتی بر امور اجتماعی نیز هست. یافتن نقاط مشترک و متفاوت دیدگاه های اجتماعی میان استاد و مرحوم سید قطب، هدف این پژوهش است. یافته های این تحقیق با روش توصیفی تحلیلی به همراه شیوه درون متنی، معطوف به این حقیقت مهم است که رویکرد اجتماعی استاد معرفت و سید قطب، در توجه به مسائلی مانند: رمز بالندگی جامعه اسلامی، توجه به بنیان های تمدن اسلامی، تحقق جامعه مدنی با ایجاد جامعه دینی، ملاک ارزشمندی، تحول پذیری جامعه و دفاعی بودن جهاد در اسلام اشتراک نظر دارند. در عین حال، نقاط متفاوتی هم بین آن دو، قابل ملاحظه است که به نوع فکر آن دو، در تفسیر آیات اجتماعی قرآن برمی گردد.
بررسی انتقادی کتاب: عناصر بنیادین فلسفه دین: تجربه دینی(مقاله علمی وزارت علوم)
در دوران مدرن بعد از تضعیف عقلانیت نظری، تجربه دینی مرکز توجه بسیاری از فیلسوفان دین قرار گرفت. از جمله مباحثی که این فیلسوفان به آن علاقه وافری نشان دادند بحث از ماهیت تجربه دینی و اعتبار یا حجیت آن است. از باب مثال، شلایرماخر و اتو تجربه دینی را از مقوله احساسِ همراه با آگاهی دانستند و آلستون و سوین برن با بیان تشابه آن با تجربه حسی سعی در اعتباربخشی به آن داشتند. کتاب عناصر بنیادین فلسفه دین: تجربه دینی بعد از مروری اجمالی بر برخی دیدگاه ها در زمینه ماهیت تجربه دینی و تبیین رویکرد ادراکی در جهت اثبات اعتبار تجارب دینی و چالش های پیش روی آن، برآن است که مباحثی این چنین درباره تجربه دینی، مبتنی بر رویکردی معرفت محور در فلسفه دین است؛ رویکردی که با ایجاد محدودیت هایی در تعریف تجربه دینی و انحصار آن در تجاربی خاص، صرفا به دنبال کشف تطابق این تجارب با واقع می باشد. اما نویسنده لازم می بیند این رویکرد معرفت محور با رویکردی فهم محور تکمیل گردد؛ رویکرد فهم محور، گسترش فهم انسان دیندار را دارای جایگاه بسی مهم تر از کشف مطابقت با واقع می داند و بر آن است که فلسفه دین لازم است در جهت رشد فاعل شناسا و گسترش فهم او جهت داده شوند.
جایگاه معرفت در نظریه اخلاقی فارابی
منبع:
مطالعات اخلاقی سال اول تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
125 - 144
حوزههای تخصصی:
معرفت از بنیادی ترین مباحث اخلاق است که فارابی نیز تاکید برآن داشته و معتقد است ارتقاء نفس به مراتب عالی معرفت, تجرد و در نهایت سعادت اخلاقی از طریق قوه ناطقه و متخیله پدید می آید. سعادت نوعی صیرورت و اتصال به عقل فعّال و مفارق شدن از عالم ماده است. عقل فعال نیزهم وسیله معرفت و هم موضوع آن می باشد. قوه متخیله با ازاد شدن از مشغولیت عقل و حواس, میتواند به عقل فعال متصل شود. سعادت از منظر فارابی امری ذومراتب بوده ونبی چون هر دو بعد معرفتی را طی کرده به بالاترین مرتبه سعادت دست یافته و متمایز از حکیم است. گرچه مطالب فارابی در کسب معرفت شهودی در اتصال به عقل فعال و نقش ان در سعادت ابداعاتی دارد اما وجود تغییرات در تبیین از عقل وتقسیم بندی آن توسط اندیشمندان بعد از او, بیانگر عدم جامعیت آن است. تعریف عقل به عامل جذب خیر و دفع شرکه مشترک بین انسان و حیوان نیز قابل قبول نیست. در نهایت, با توجه به عنایت وی به سعادت جمعی, اگر افراد جامعه نتوانند یا نخواهند به معرفت عقلی برسند نه تنها سعادت جمعی حاصل نمی شود, بلکه سعادت فردی نیز معلق خواهد ماند.
بررسی تطبیقی «ذنب» و «استغفار» پیامبر اکرم (ص) در قرآن از نظر آیت الله معرفت و فخر رازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عصمت یکی از مباحث مهم کلامی است که از دیرباز مورد توجه مفسران و قرآن پژوهان بوده است. یکی از مباحث مربوط به عصمتِ پیامبرگرامی اسلام(ص)، انتساب «ذنب و استغفار» به آن حضرت است که در آیات متعددی از قرآن ملاحظه می شود. این نوشتار درصدد است تا آراء آیت الله معرفت و فخر رازی، یکی به نمایندگی مکتب تفسیری امامیه و دیگری به نمایندگی مکتب تفسیری اشاعره را مقایسه و نقد کند. بررسی ها نشان می دهد، آیت الله معرفت عصمت را برای تمام دوران زندگی پیامبر اکرم(ص) ثابت می کند و «ذنب» را گناه اجتماعی و إستغفار پیامبر(ص) را نیاز ایشان به رشد و بالندگی و بهره مندی از امدادهای الهی می داند؛ امّا فخر رازی در تحلیل خود عصمت را به دوران بعد از نبوّت و ذنب را به پیش از نبوّت مربوط می شمارد. در این نوشتار مواردی چون گناه مؤمنین، ترک عملِ اولی و گناه صغیره جایز در پاسخ از وجوه محتمل بر شمرده شده است.
بررسی تطبیقی دیدگاه علامه معرفت و علامه طباطبایی در منبع بودن قرآن و روایات برای تفسیر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«منابع تفسیر» از مباحث پراهمیت در مناهج تفسیری است. این منابع ریشه در وحی و باز تعریف آن یا برگرفته از تلاش عقلانی و تجربه بشر در طول قرون و اعصار دارد. تفاوت مناهج و روش های تفسیری ارتباط با انتخاب مفسر در منابع دارد. مقاله تلاش دارد دیدگاه استاد معرفت را در باره منابع اثری کسب و تمایزهای دیدگاه ایشان را با علامه طباطبایی بررسی کند. این دو مفسر یکی به شدت به منبع قران به قرآن توجه کرد و دیگری بر روایات و اثار تفسیری تمرکز دارد. در مقاله ابتدا دیدگاه تطبیقی استاد و علامه طباطبایی را در باره منابع قرآن، و روایات وحیانی و تاریخی شامل: سنت پیامبر اکرم (ص) سنت اهل بیت (ع)، بررسی کرده است. تلاش شده دلیل حجیت واعتبار هر یک از منابع مذکور و مشترکات و امتیازات نظر دو دیدگاه بررسی شود. محصول بررسی آن که ریشه اختلاف نظراین دو مفسر، به در هم آمیختگی علوم ابزاری و علوم منبعی تفسیر، تفاوت در تعریف تفسیر و تفکیک ناشدگی اصطلاحات تفسیر و تبیین قرآن بر می گردد.
مختصات فهم در معرفت شناسی معاصر و بررسی موارد آن در آثار مولانا
منبع:
مطالعات نظری هنر سال ۴ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۷
57 - 82
حوزههای تخصصی:
محور اصلی معرفت شناسی در دوره های متمادی، بحث از شناخت، و نه فهم، بوده است. در این مقاله، با مراجعه به آثار نگاشته شده در معرفت شناسی معاصر، به بررسی ویژگی های فهم پرداخته شده است. آنان فهم را حالتی معرفت شناختی می دانند که شامل تببین و توضیح روابط میان مجموعه ای از گزاره ها است. هدف از این پژوهش، دریافتن این نکته است که از دیدگاه مولانا، منظور از اینکه می گوییم چیزی را فهمیده ایم چیست و چه تفاوتی با این دارد که بگوییم چیزی را شناخته ایم. در این پژوهش که با روش توصیفی-تحلیلی انجام پذیرفته است، با دقت ورزی در اندیشه ی مولانا، مشخص می گردد که او نیز ویژگی های مشابهی را برای فهم در نظر گرفته است. البته معرفت شناسی او، حد اعلایی را نیز برای فهم مشخص می کند که همان حالتِ برآمده از شهود است. آنچه از آن به فهم تعبیر می شود، در آثار مولانا با واژه های دیگری نظیر بینا شدن، شنوا شدن و نورانی شدن نیز یاد شده است.
معرفت در آینه زبان از دیدگاه هایدگر و گادامر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شناخت پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۹۱/۱
121 - 143
حوزههای تخصصی:
معرفت در آینه زبان تجلی پیوندی ژرف و رازآلود میان هستی و آگاهی است، آنگاه که زبان صرفاً ابزار انتقال معنا نیست بلکه خود میدانِ قوام بخش حقیقت و آفرینشگر معناست. این مقاله، با روش توصیفی تحلیلی، به بررسی و تحلیل معرفت در آینه زبان از دیدگاه هایدگر و گادامر پرداخته است. یافته ها نشان می دهد که معرفت در زبان انعکاس منفعلِ واقعیت نیست بلکه خَلقِ حقیقت در میدان گفتار است. زبان موجودی زنده، سیّال و خودآفرین است که جایگاه ظهور معرفت و هم معمار ساختاری آن است. بدین سان، زبان و معرفت به هم وابسته اند و رابطه آن ها دوسویه است. زبان امکان درک هستی را فراهم می کند و در همان حال از لایه های پیش فرض تاریخی و فرهنگی سرشار است. هر معرفتی علمی، دینی، فلسفی یا هنری در بستر زبان قوام می یابد و معنا پیدا می کند. ازاین رو، زبان فقط صورت اندیشه نیست بلکه شرط امکان آن است. آینه بودن زبان نسبت به معرفت هم دلالت بر امکان کشف حقیقت دارد و هم بر محدودیت آن. زیرا زبان به قدرِ ظرفیت وجودیِ خویش افق تبلور معنا را می گشاید و به همان اندازه حائلی بر تمامیت حقیقت باقی می ماند. بنابراین، معرفت بدون درک خاستگاه ها و سازوکارهای زبانی اش قابل فهم نیست. زبان هم بازتابنده و هم سازنده معرفت است.
نگرش ملاصدرا به ایمان و ترابط آن با دیگر ساحات معرفتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه نوین دینی سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۸۰
151 - 174
حوزههای تخصصی:
نگرش ملاصدرا به مقوله ایمان، نگره ای معرفت شناسانه و برخاسته از علم و معرفت است. آنگاه که ملاصدرا به ماهیت شناسی ایمان می پردازد، آن را به عنوان یکی از کارکردهای عقل نظری فرض می کند. ماهیت ایمان در کلام وی، ماهیتی علمی و تصدیقی است و چون ایمان همانند وجود دارای حقیقتی مشکک است، با دیگر ساحات معرفتی ترابط برقرار می کند. وی دربیانی فلسفی و برهانی بر علم بودن ایمان تأکید کرده و معتقد است قوام روح انسان به ایمان وابسته بوده و صورت ذات انسان صرفاً با علم تحقق می یابد و از قوه به فعلیت تبدیل می گردد. لذا ایمان نیز از سنخ علم است که با رشد و غنای معرفتی آن سبب تحول وجودی انسان می شود. این مقاله با روشی تبیینی تحلیلی در پی پردازش این مسئله است که چگونه مقوله ایمان با ساحات مختلف معرفتی ارتباط دارد. از نتایج این جستار، علاوه بر تبیین ترابط ایمان با مقولات مختلف معرفتی، پردازش ماهیت ایمان با نگره ای عقلانی است که برخوردار از زاویه دیدی بدیع در اندیشه های فلسفی است
تحلیل معرفت در عرفان ادبی: بررسی استعارات و فضاهای احساسی در ادبیات عرفانی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
این مقاله مفهوم «معرفت» در عرفان ادبی و تأثیر آن بر سیر و سلوک عرفانی را بررسی کرده است. عرفان ادبی به مثابه بخشی از عرفان اسلامی، بر انتقال احساسات و عواطف توحیدی از طریق زبان ادبی و شعری متمرکز است. در این زمینه، معرفت به منزله یکی از موضوعات کلیدی در اشعار عارفان ادیب مطرح می شود. این پژوهش به بررسی جایگاه «معرفت» در عرفان ادبی و معادل های استعاری و تشبیهی آن (مانند آب، می، شراب و باده و غیر اینها) در فضاهای احساسی مختلف پرداخته است. این استعارات و تشبیهات به خوبی نشان دهنده عمق و پیچیدگی مفهوم «معرفت» در عرفان ادبی هستند و هریک از آنها ابعاد خاصی از معرفت را به تصویر می کشد. بررسی فضاهای احساسی مختلف در عرفان ادبی که شامل عاشقانه، مستانه، رندانه، سالکانه، زاهدانه و وحدت مدارانه می شود، همچنین بررسی ویژگی ها و آثار معرفت شهودی در این فضاهای احساسی از اهداف این مقاله است که در این زمینه به درک عمیق تری از نقش معرفت در سیر و سلوک عرفانی و ادبیات عرفانی کمک می کند.
تقویت معرفت و محبت نسبت به اهل بیت در راستای سند تحول بنیادین آموزش و پرورش با تأکید بر اقدام پژوهی (مورد مطالعه: دبستان صدیقه گیوه چیان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت سال ۳۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳۲۲
45 - 57
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر با هدف تقویت حس علاقه، محبت و معرفت نسبت به اهل بیت در راستای سند تحول بنیادین آموزش و پرورش در دانش آموزان پایه دوم شامل 32 نفر، دبستان دخترانه صدیقه گیوه چیان1 واقع در ناحیه 1 در سال تحصیلی 1402 1401 انجام شده است. مدل پژوهش کیفی و رویکرد آن توصیفی تحلیلی و شیوه گردآوری اطلاعات، مصاحبه، مطالعه و مشاهده عملکرد دانش آموزان در مورد میزان توجه و علاقه مندی به زندگی 14 معصوم(ع) بود که مورد پژوهش قرار گرفت. درواقع عدم دسترسی به کتاب هایی در زمینه اهل بیت(ع)، عدم مطالعه در مورد مسائل مذهبی، حضور کمرنگ در مراسم و مجلس های مذهبی و... باعث به وجود آمدن احساس فاصله دانش آموزان از زندگی بزرگواران شده بود و اجرای راه حل هایی همچون فعالیت هایی برای آراستگی ظاهری محیط کلاس و بالا بردن روحیه معنوی دانش آموزان در مدرسه، غنی سازی منابع مورد مطالعه از زندگی اهل بیت(ع) در کتابخانه کلاس و طرح مروجان محبت و معرفت اهل بیت(ع) در خانواده و جامعه، موجب علاقه و معرفت بیش از پیش نسبت به اهل بیت(ع) در قلب و ذهن دانش آموزان شد. علاوه بر آن، اجرای راه حل های مذکور، اهداف دیگری همچون حس همکاری، افزایش اعتماد به نفس و احترام متقابل نسبت به یکدیگر را نیز تقویت نمود.