مطالب مرتبط با کلیدواژه
۳۲۱.
۳۲۲.
۳۲۳.
۳۲۴.
۳۲۵.
۳۲۶.
۳۲۷.
۳۲۸.
۳۲۹.
۳۳۰.
۳۳۱.
۳۳۲.
۳۳۳.
۳۳۴.
۳۳۵.
۳۳۶.
۳۳۷.
۳۳۸.
۳۳۹.
۳۴۰.
آموزش
حوزههای تخصصی:
با گذشت زمان و گسترش نظریه ها و الگوهای گوناگوندرباره رشد اقتصادی، متغیرهای جدید در حکممنشأ رشد مطرح می شوندو نظر اقتصاددانان را به خود جلب می کنند. با توجه به اهمیت تأثیر سرمایه گذاری مستقیم خارجی در رشد اقتصادی کشورها، محققان بسیاری این تأثیرو نیز عوامل مؤثردر ایجاد و جذب آن را بررسی کردند. در این مقاله نیز این تعامل با تأکید بر تأثیرآموزش بازنگری می شود.هدف مقالهحاضر بررسی تأثیرآموزش در تعامل میان سرمایه گذاری مستقیم خارجی و رشد اقتصادی ایران طی سال های پس از جنگ تحمیلی (1371-1393) با استفاده از داده های سری زمانی و مدل کلان سنجی خودرگرسیون برداری هم انباشتهساختاریاست، که در آن درآمدهای دلاری نفت به مثابه متغیر برون زای ضعیف وارد شده است.نتایج حاکی از وجود رابطه ای بلندمدت میان سرمایه گذاری مستقیم خارجی و رشد اقتصادیو نیز تأثیر مثبت آموزش در تعامل میان سرمایه گذاری مستقیم خارجی و رشد اقتصادی است. نتایج آزمون نسبت درست نمایی نشان می دهد که قیود اعمالی مدل مناسب است و آزمون qبرای کشف خودهم بستگی، آزمون خودهم بستگی حداکثر راست نمایی،و آزمون نرمال بودن نشان دهندهخوبی برازش مدل است.
آسیب شناسی و اثربخشی انتقال آموزش به محیط کار (براساس مدل انتقال آموزش هالتون)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، آسیب شناسی و اثربخشی انتقال آموزش به محیط کار می باشد. روش پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی و توسعه ای می باشد و به لحاظ نحوه گردآوری اطلاعات، از نوع آمیخته (کمی و کیفی) می باشد. برای آسیب شناسی انتقال آموزش به محیط کار از بررسی اسناد و همچنین مصاحبه نیمه ساختارمند به عنوان ابزار گردآوری اطلاعات استفاده شد. جهت تحلیل یافته ها از روش تحلیل محتوا به شیوه مقوله بندی استفاده گردید. همچنین جهت شناسایی جامع آسیب ها، 13 واحد مطالعاتی به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفت و همچنین مصاحبه به صورت نیمه ساختارمند با 23 نفر از مشاوران، معلمان و مدیران مدارس صورت گرفت که به صورت هدفمند انتخاب شدند. نتایج نشان داد که در مجموع 36 آسیب در حوزه فردی، آموزشی و سازمانی انتقال آموزش به محیط کار وجود دارد. سپس به ارزیابی اثربخشی انتقال آموزش به محیط کار از نظر مشاوران، معلمان، مدیران مدارس به وسیله پرسشنامه با پایایی 93/0 پرداخته شد. نمونه گیری به صورت طبقه ای نسبی بود و 297 نفر از مشاوران، معلمان و مدیران مدارس متوسطه رشته علوم انسانی شهر تهران نمونه آن را تشکیل دادند. جهت ارزیابی اثربخشی انتقال آموزش به محیط کار نیز از آزمون t تک نمونه ای استفاده شد. در نهایت نیز مشخص شد که عوامل ثانویه، عناصر انگیزشی، عوامل محیطی و عناصر توانایی انتقال آموزش به محیط کار در میان معلمان رشته علوم انسانی مقطع متوسطه شهر تهران مطلوب ارزیابی شدند.
جایگاه آموزش در توسعه منابع انسانی سازمان های عصر حاضر
حوزههای تخصصی:
امروزه هیچ سازمانی بدون توجه به نیروی انسانی و نقش سازنده آن در ارائه خدمات، قادر به ادامه حیات نیست. در واقع میزان توانایی سازمان ها و شرکت ها ، آموزش در شناسایی و حفظ نیروی کاری واجد شرایط می باشد، و از عوامل مورد توجه در اتخاذ این توانایی پرورش و توسعه سرمایه انسانی است. سرمایه و توسعه نیروی انسانی به توانایی قابلیت های سازنده و کارآمد افراد اشاره دارد. توانایی ها و قابلیت ها شامل دانش، مهارت ها و تجربه می شود که دارای ارزش اقتصادی هستند. توسعه منابع انسانی و به کارگیری درست از آن درسازمان ها و موسسات آموزشی، فنی، اقتصادی و کشاورزی و سایر علوم مستلزم تامین نیروی انسانی کارآمد و ماهر آموزش دیده است. ایﻦ ﭘﮋوﻫﺶ ﺑﻪ روش توصیفی و کﺘﺎﺑﺨﺎﻧﻪ ای و ﺑﺎ بررسی اسناد و مدارک ﻣﻮﺟﻮد ضمن بررسی اهمیت توسعه نیروی انسانی به نقش و تاثیر استفاده از آموزش در توسعه نیروی انسانی برای ایجاد ثبات در سازمان ها و افزایش اعتماد به نفس در جهت توانمندی کار و رشد و پرورش شغلی در راستای نیل به اهداف سازمانی پرداخته است.
سیاست و آموزش در دورة پهلوی دوم؛ بررسی موردی علل، چگونگی و فرایند تغییر مباحث و مصوبات شورای عالی فرهنگ:1320 1332(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با اشغال ایران توسط متفقین در شهریور 1320و خروج رضاشاه از ساختار قدرت سیاسی، گسستی در روند تکوین دولت مطلقه در ایران پدید آمد و منابع تمرکزیافتة قدرت تا اندازة زیادی پراکنده شدند. در فضای سیاسی اجتماعی جدید که از سیطرة شاه و دربار بر جریان فرهنگ به ویژه آموزش کاسته شد، شورای عالی فرهنگ نیز به عنوان یکی از مهم ترین نهادهای رسمی تصمیم گیر و ناظر عرصة آموزش از این فضا تأثیرات زیادی پذیرفت و تغییراتی در محتوای مباحث و مصوبات آن پدید آمد. پرسش مقاله حاضر این است که علل، زمینه ها و پیامدهای تغییر محتوای مباحث و مصوبات شورای عالی فرهنگ از شهریور 1320 تا مرداد 1332 چه بود؟ در پاسخ می توان گفت باوجود حفظ و تداوم ساختار به ارث رسیدة شورا از دورة رضاشاه ساختاری که برای سیطرة کامل حکومت پهلوی و دولت بر امر آموزش ایجاد شده بود تحت تأثیر تحولات سیاسی و اجتماعی و فضای نسبتاً باز و منتقدانة دورة پس از رضاشاه و بازیابی نسبی جایگاه نهادی دولت و مجلس شورای ملی، تا حدودی از دامنة اثرگذاری کنشگران سیاسی بر آموزش در حمایت از سیاست های دربار کاسته شد. در این فضا، افرادی با گرایش های سیاسی و فکری گوناگون (اسلامی، ملی گرا و چپ گرا) وارد شورا شدند و فرصتی برای نقش آفرینی در تهیه و تصویب موضوعاتی متفاوت از دوره های قبل در زمینة آموزش پیدا کردند. فضای سیاسی اجتماعی حاکم بر جامعه از جمله فعّالیّت های احزاب و تشکل های گوناگون سیاسی و اجتماعی و مطبوعات نیز در این زمینه بی تأثیر نبود.
جهانی شدن و توسعه پایدار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به تبیین ظرفیت جهانی شدن برای تضمین توسعه پایدار می پردازد. نویسنده ضمن بررسی دیدگاه های بدبینانه در باره تأثیرات سلبی جهانی شدن بر توسعه پایدار که این دو متغیر را به مثابه پارادایم های رقیب و متقابل قلمداد می کنند، در چارچوب رویکرد تحول گرایانه معتقد است که جهانی شدن و توسعه پایدار دو پارادایم مکمل و متعامل با یکدیگر هستند و جهانی شدن به عنوان ""فرایند همپیوندی جهان بدون مرز"" می تواند در چارچوب پذیرفته شده پایداری به گونه ای مؤثر عمل کند و منجر به تأثیراتی ایجابی بر توسعه پایدار در عرصه های عدالت اجتماعی، حفاظت محیط زیست و امنیت انسانی شود تا راه را برای تحقق ""جهانی شدن پایدار"" و ""جهانی شدن موفقیت آمیز"" هموار سازد. جهانی شدن در صورتی پایدار و موفقیت آمیز به شمار می آید که توانایی نسل های آینده را برای تأمین نیازهای اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی خود مورد مصالحه و سازش قرار ندهد بلکه در عوض باید اقتصادی دانش بنیان را رقم بزند و به ارتقای سطح آگاهی های عمومی و تخصصی از طریق اهتمام ویژه به نقش عمده آموزش در دستور کار های توسعه پایدار کمک کند. سپس مقاله به تجزیه و تحلیل چالش ها و فرصت های جهانی شدن برای توسعه پایدار می پردازد و سرانجام راهکارهای ممکن برای دستیابی به جهانی شدن پایدار و موفقیت آمیز را با تأکید بر رشد اقتصادی توأم با برابری و صلح اجتماعی، تعهد سازنده در قبال اقتصاد جهانی، رعایت مقررات زیست محیطی و تحقق نظام موفق آموزشی تبیین می کند.
تحلیل نقش سرمایه گذاری در آموزش جهت تحقق توسعه پایدار؛ با تأکید ویژه بر آموزش محیط زیست(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ایده توسعه پایدار از دل نگرانی های محیطزیستی و نقد توسعه اقتصادی و صنعتی پدید آمد و آرمان آن حفظ منابع برای همه نسل ها در کنار رفع نیازهای نسل کنونی است. توسعه پایدار نیازمند تغییرات وسیعی در زندگی جوامع در همه سطوح است. این تغییر نیازمند مشارکت مردم و جامعه مدنی است و لازمه آن نیز آگاهی و آموزش مردم درباره توسعه پایدار است. آموزش، زیربنای توسعه جهان نوین است و بدون دستیابی به آموزش و ایجاد آگاهی همگانی در انسان ها توسعه پایدار از شعاری سطحی و عوامانه فراتر نخواهد رفت. هدف این پژوهش که با استفاده از روش توصیفی از نوع تحلیل اسنادی به انجام رسیده، تبیین و تحلیل اثر آموزش و به ویژه آموزش محیط زیست بر توسعه پایدار است. یافته ها حاکی از آن است که توسعه پایدار و همه جانبه، از بستر نیروی انسانی می گذرد و پیش شرط رخداد و تداوم هر توسعه و تحولی، سرمایه گذاری در نیروی انسانی از طریق آموزش و به ویژه آموزش محیط زیست است که به منزله رکن و هسته اصلی و محوری هر جامعه ای می_باشد؛ پس با توجه به اینکه آموزش یکی از مؤثرترین مؤلفه ها تأثیرگذار بر توسعه پایدار هر کشور است، انجام اقداماتی وسیع، همه جانبه، مستمر و فراگیر در جهت افزایش آگاهی ها محیطزیستی جامعه امری ضروری به نظر می رسد. نگاه اقتصادی به مقوله آموزش از منظر سرمایه گذاری بر اساس استانداردهای بانک جهانی و تبیین نقش آن در توسعه پایدار، نوآوری این مقاله می باشد.
نقش هنر در آموزش مفهومی جدید از صلح - رویکرد پدیدارشناسانه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تاکنون شیوه هایی متفاوت برای آموزش صلح به کار برده شده اند، اما در این زمینه از هنر کم تر استفاده شده است. در راستای انجام این پژوهش، تعدادی اثر هنری به دست پژوهشگر خلق شدند و در چند نمایشگاه به نمایش درآمدند. بر این اساس، در سفرِ این پژوهش از مسیر تجربه ای هنری گذر کردیم تا با شناخت آن به وسیله ی تجربه های بازدیدکنندگان نمایشگاه به نقش هنر در زمینه ی آموزش صلح دست پیدا کنیم. روش پژوهش، پدیدارشناختی بود. داده های پژوهش از راه گردآوری تجربه های 75 بازدیدکننده از مشاهده ی 82 اثر در نمایشگاه-کارگاه به وسیله ی مصاحبه ی ژرف به دست آمدند. داده ها به روش تحلیل مضمون بررسی شدند. ابتدا از تحلیل داده ها 73 مضمون پایه استخراج شدند. این مضمون ها در قالب 6 مضمون سازمان یافته (شگفتی، درک چندگانگی و چالش، پویایی، هارمونی، آفرینش و بی نهایت) قرارگرفتند و در پایان، مضمون فراگیر بی کرانگی را تشکیل دادند. بر اساس این روش بازدیدکنندگان از مشاهده ی آثار برداشت هایی از قبیل حیرت و ابهام در میان تضادها و تقابل ها، آفریدن، رهایی و آرامش داشتند که آن ها را می توان در درون بشر، هم نوعان، درون جامعه، طبیعت و هستی برای دستیابی به هدفی والا مشاهده کرد. توصیف مشارکت کنندگان از این پدیده ی هنری، جلوه ای از زندگی را می نمایاند. مسیر زندگی هم مانند رویدادهای هنری، مجموعه ای از لحظه هایی منحصربه فرد است، لحظه هایی که گاه شامل مفهوم، حس و تجربه ای متضاد با لحظه ی دیگرِ همان زندگی هستند. پی آمد تحلیل این بود که هنر می تواند در یافتن مفهوم زندگی به بشر کمک کند. مشارکت کنندگان توانستند بین دنیای درون نقاش (که در تابلوها جلوه گر می دیدند) و درون خودشان، پیوندی را درک کنند و با این پیوند، مفهوم زندگی را کشف کنند. آنان به تعریفی از زندگی رسیدند که به آرامش یافتن کمک می کند. بنابراین، برای آموزش مفهوم صلح می توان از هنر بهره برد، زیرا همان طور که هنر احساس خوشایندی از راه نمایان کردن زیبایی ها به انسان می دهد، برای در صلح بودن نیز انسان نیازمند هنرمندانه زندگی کردن که همان درک کردن بی کرانگی ذات وجود انسان است، می باشد. بنابراین، زندگی نیز می تواند هنری باشد که تمامی مضمون های بیان شده را برای رسیدن به صلح بی کران در خود داشته باشد. در این آموزش صلح محور کودکان این مفهوم ها را تجربه و درک می کنند و به بیانی، آن ها را زندگی خواهند کرد.
شناسایی، تدوین و اعتباریابی شاخص های آموزش و یادگیری در رتبه بندی دانشگاه ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف شناسایی، تدوین و اعتباریابی شاخص های آموزش و یادگیری رتبه بندی دانشگاه ها با توجه به نظرات خبرگان آموزش عالی، اساتید دانشگاه ها و دانشجویان انجام شده است. داده ها طی دو مرحله کیفی و کمی جمع آوری و تجزیه و تحلیل شد. در مرحله کیفی با 20 نفر از خبرگان حوزه آموزش عالی به صورت فردی و در غالب گروه های کانونی مصاحبه شد. طی مرحله تجزیه و تحلیل داده های کیفی با استفاده از روش کدگذاری باز، محوری و گزینشی، 21 شاخص از عامل آموزش و یادگیری در رتبه بندی دانشگاه ها شناسایی شد. در بخش کمی با مشارکت 360 نفر از دانشجویان و اساتید دانشگاه ها، پرسش نامه ای که بر اساس مقیاس لیکرت از شاخص ها تنظیم شده بود، به اجرا گذاشته شد. از تحلیل عاملی تاییدی، برای سنجش روایی شاخص ها و از همگونی درونی، آلفای کرانباخ و شاخص اعتبار مرکب با هدف اعتباریابی استفاده شد. نتایج پژوهش حاصل از تحلیل عاملی تاییدی نشان داد که 19 شاخص از شاخص های به دست آمده در حوزه آموزش و یادگیری از روایی قابل قبولی برخوردار بودند، همچنین ضریب آلفای کرانباخ 78/0 و اعتبار مرکب 89/0 از مطلوب بودن اعتبار شاخص های به دست آمده، حکایت داشت.
بررسی تاثیردوره های آموزش ضمن خدمت بر توانمندسازی و بهره وری مدیران و کارکنان ( اداره کل ورزش و جوانان استان فارس)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش تبیین تاثیر دوره های آموزش های ضمن خدمت بر توانمند سازی و بهره وری مدیران و کارکنان اداره کل ورزش و جوانان فارس می باشد. روش پژوهش از نوع توصیفی - پیمایشی بوده و جامعه آماری پژوهش 320 نفر از مدیران و کارکنان اداره کل ورزش و جوانان در سطح استان می باشد که بر اساس جدول کرجسی و مورگان 175 نفر به روش نمونه گیری تصادفی ساده به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. جهت گردآوری داده ها از سه پرسش نامه آموزش های ضمن خدمت، توانمند سازی و بهره وری استفاده شد. تحلیل داده ها در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی و از روش نرم افزارSPSS انجام گرفت. نتایج پژوهش نشان می دهند که از بین مولفه های آموزش ضمن خدمت، ابعاد یادگیری و مهارت ورزی توانایی پیش بینی قوی تری برای توانمندسازی و ابعاد ذهنیت مثبت، دانش افزایی و مهارت ورزی توانایی پیش بینی قوی تری برای بهره وری را دارند. روی هم رفته، نتایج پژوهش نشان می دهند آموزش ضمن خدمت بر توانمند سازی و بهره وری جمعیت مورد مطالعه موثر بوده و با توجه به اهمیت مسئله توانمندسازی و بهره وری در ارتقای ورزش و جوانان پیشنهاد می شود توجهی بیش تر به آن مبذول گردد.
ارائه مدل فرهنگ سازمانی احسان محور: با استفاده از راهبرد نظریه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف:با توجه به خلأ نظری موجود در زمینه مفهوم احسان در مدیریت و به تبع آن، نبود تعریف و تشریح فرهنگ سازمانی مبتنی بر اصل احسان، هدف این مقاله ارائه مدل فرهنگ سازمانی احسان محور با بهره گیری از سطوح فرهنگ سازمانی شاین بود. روش:در این پژوهش از روش نظریه داده بنیاد و مدل پارادایمی اشتراوس و کوربین استتفاده شد که بر سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی متکی است. در مرحله کدگذاری باز، برای پدیده محوری به منابع معتبر شیعی رجوع شد و برای سایر عوامل، از مدل پاردایمی اشتراوس و کوربین برای مصاحبه با خبرگان استناد شد. یافته ها:در مرحله اول و به منظور شناخت پدیده محوری با جستجو در منابع معتبر شیعی، در مجموع 19 مفهوم و 9 مقوله شناسایی شد. همچنین از طریق انجام مصاحبه های عمیق با خبرگان، سایر عوامل اثرگذار و اثرپذیر نیز احصا شد. در مرحله بعد بر مبنای مدل پارادایم اشتراوس و کوربین، ارتباط بین پدیده محوری و سایر پدیده ها مشخص و در نهایت، شرح الگوی فرهنگ سازمانی احسان محور ارائه شد. نتیجه گیری:چنانچه سازمان با تکیه بر عوامل اثرگذار مطروحه در مدل پارادایمی اشتراوس به توسعه رفتارهای احسان محور بپردازد، به بهره وری و موفقیت دست می یابد.
بررسی نقش آموزش در مدیریت ریسک مخاطرات طبیعی(زلزله) مورد: مناطق روستایی شهرستان قزوین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شیوه مناسب مدیریت ریسک زلزله در مناطق روستایی جلوگیری از وقوع، کاهش اثرات و پیامدهای آن ها با تلفیق رویکردهای مختلف ساختاری و غیرساختاری است؛ در این راستا مولفه آموزش از اهمیت اساسی برخوردار است. در پژوهش پیش رو سعی بر این است که وضعیت آموزش زلزله و ارتباط آن با موقعیت مکانی، سطح سواد، مهارت و مشارکت مردم در بین سکونت گاه های روستایی شهرستان قزوین مورد بررسی قرار گیرد. برای ارزیابی گویه های تبیین کننده آموزش در مدیریت ریسک زلزله در سطح 29 روستا، تعداد 386 نفر از سرپرستان خانوارها از بین 27930 خانوار روستایی مورد پرسش قرار گرفته اند. انتخاب روستاهای نمونه به روش خوشه ای و انتخاب سرپرستان خانوارها به روش تصادفی سیستماتیک بوده است. جهت تجزیه و تحلیل داده ها در کنار استفاده از روش های آماری توصیفی جهت مقایسه میانگین ها و تبیین معنی دار بودن تفاوت های موجود بین طبقات یا گروه ها از آزمون T تک نمونه ای و آزمون F و برای تبیین همبستگی و تأثیرگذاری از آزمون آماری پیرسون استفاده شده است. نتایج بدست آمده از یافته های تحقیق نشان از کم، کافی نبودن و متناسب نبودن برنامه های آموزشی در مدارس و رسانه های جمعی در ارتباط با مولفه هایی چون (ساخت و ساز مساکن مقاوم، کمک های اولیه، حفظ جان خود و افراد خانواده، حفظ اموال و دارایی ها) در فرایند مدیریت ریسک زلزله بوده است. همچنین بین مولفه آموزش با موقعیت مکانی و سطح تحصیلات ساکنین منطقه مورد مطالعه ارتباط معنی داری وجود دارد. در این راستا، تقویت آگاهی ها و دانش مدیریت ریسک زلزله و افزایش آموزش های فنی مرتبط با مدیریت ریسک زلزله در بین ساکنان مناطق روستایی و توجه به شیوه های مختلف آموزش به عنوان یک ضرورت اساسی پیشنهاد می شود.
هنر زبان در آموزش مبانی نظری امر تربیت (مطالعه ی موردی ادبیات روسی)
حوزههای تخصصی:
ماهیت آموزش ادبیات زبان خارجی، خصوصاً ادبیات روسی که اساس آن را غنای عظیم فرهنگ کشور روسیه تشکیل می دهد بر پایه ی فراگیری مبانی ارتباط استوار و فراهم کردن موجبات و امکانات آن بر عهده ی گروه های زبان خارجی دانشگاه هاست و ازآنجاکه این ارتباط روشی مناسب جهت آشنایی دانشجویان با ارزش های معنوی و فرهنگی سایر ملل و درک متقابل مردم است، از اهمیت زیادی برخوردار است. ادبیات در هر شکل و قالبی که باشد نمایشگر زندگی و بیان کننده ی ارزش ها و معیارها و ویژگی هایی است که زندگی فردی و جمعی بر محور آن می چرخد. آثار ادبی گاه ازمنظر قومی و ملی و گاه ازمعبر عاطفه و احساس با زندگی پیوند می خورد و گاه نیز از گذرگاه خردورزی و اخلاق به تعلیم و ارشاد مخاطبین می پردازد. استفاده از ادبیات در تقویت خواندن و نحوه ی به کارگیری آن در ایجاد آرامش روحی و روانی و به کارگیری آن به عنوان وسیله ای برای کسب تجربیات جدید راهکارهایی است که موردبحث و بررسی قرارگرفته اند. استفاده از زبان و ادبیات در شکل گیری باورهای تربیتی در افراد بخش پایانی این نوشته را تشکیل داده است.
نقش جنبه هاي مثبت و منفي فنّاوري الكترونيك در بخش آموزش و يادگيري زبان انگليسي در جامعه ی صنعتي ايران
منبع:
هنر زبان دوره ۳ اردیبهشت ۱۳۹۷ (۲۰۱۸) شماره ۲
29-44
حوزههای تخصصی:
گستردگی تحولات در فنّاوری های اطلاعاتی و ارتباطی، موجب پیدایش نوع جدیدی از یادگیری به نام یادگیری الکترونیکی شده است. یادگیری الکترونیکی عبارت است از فراهم آوری و استفاده از دانش توزیع شده ازطریق رسانه های الکترونیکی که مبتنی بر فنّاوری های اطلاعاتی مانند تلویزیون، تلفن های هوشمند، شبكه های مجازی و انواع شبکه های ارتباطی همانند ماهواره و رایانه است. در پژوهش حاضر بااستفاده از روش های مطالعات ميدانی و كتابخانه ای و همچنين نتايج پژوهش های گذشته، داده های پژوهش گردآوری شدند و پژوهش به صورت آزمایشی و نظرسنجی، باهدف مقایسه ی استفاده از فنّاوری آموزش الكترونیکی و روش سنتی در آموزش زبان انگلیسی، در «نيروگاه سيكل تركيبی فارس» انجام شد و درنهايت باتوجه به بررسی داده های به دست آمده، تأثیرات مثبت و منفی آن موردبررسی قرار گرفت و مشاهده شد كه روند استفاده از فضای مجازی و ارسال پيامک تلگرامی جهت آموزش كلمات انگليسی تخصصی در «نيروگاه سيكل تركيبی فارس» باعث رضايت پرسنل شده و تقريباً آموزش به اين شكل دارای بازده بالای 90% بوده است.
نقش آموزش کارآفرینی در هنرستان ها بر کاهش آسیب های اجتماعی
حوزههای تخصصی:
کارآفرینی یکی از نیاز های مبرم در جامعه بیکار ما است. ایجاد فرهنگ کارآفرینی ابتدا باید در خود متولیان و آموزش دهندگان پرورش پیدا کند سپس به جامعه تزریق شود. بهترین زمان برای آموزش کارآفرینی دوران هنرجوی به ویژه بعد از دوره ابتدایی است. هنرجویان هنرستانی هم بدلیل نزدیکی آموزش و تخصص به راحتی می توانند با آشنایی کامل در زمینه ایجاد کسب و کار و کارآفرینی، وارد محیط کار شوند. برای آموزش کارآفرینی باید مقدمات پیش امکان سنجی محیط کار، ثبت شرکت، بازاریابی و دیگر الزامات بصورت کامل در اختیار هنرجویان هنرستانی قرارگیرد. استفاده از تهدید های اجتماعی برای هنرجویان می تواند فرصت های کاری خوبی را برای آنان رقم بزند. بازاریابی در فضای مجازی برای هنرجویان رشته نرم افزار یا کامپیوتر (گرافیگ، مکانیک یا غیره) می تواند به هنرجویان این فرصت را بدهد که کسب درآمد و در ادامه آن در مقیاس کوچک (به تبع آن در مقیاس بزرگ) کارآفرین شوند.
بررسی نقش و جایگاه آموزش کارآفرینی در سازمان ها
حوزههای تخصصی:
نیاز به فراتر اندیشیدن در کارکنان سازمان ها ازجمله مؤسسات کوچک و کسب وکارها یک نیاز روزافزون است درواقع بهبود روزافزون کارکنان، آنان را به یک ضرورت جهانی بدل نموده، در این راستا آموزش کارآفرینی بعد از آموزش در دانشگاه ها، در سازمان ها نیز کلیدی ترین نقش را دارند. روش تحقیق در این پژوهش به صورت مطالعه کتابخانه ای و مروری می باشد. در این تحقیق با مطالعه ادبیات مرتبط با آموزش کارآفرینی ازجمله زمینه های آموزش و آموزش کارآفرینی در سازمان ها و نظام های آموزش عالی، نقش آموزش کارآفرینی در انواع مدل های دانشگاه های کارآفرین و همچنین مهارت مدرسان کارآفرینی و برنامه آموزشی کارآفرینی سعی گردیده تا به طور اساسی بررسی شود که در آموزش کارآفرینی چه جنبه یا بخش هایی وجود دارد؟ اهداف آن چیست؟ و نیز پیشنهادهای مبتنی یافته های پژوهش در آموزش کارآفرینی در ایران ارائه شده است.
نقش بازیهای رایانه ای درآموزش زبان بیگانه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در عصر حاضر، عرصه های مختلف زندگی بشر در سیطرة دانش فناوری اطلاعات قرار گرفته است و کشورهای بسیاری در زمینة فرهنگ و هنر، برای بیان اهداف و مقاصد خود، از این ابزار جدید رایانه ای استفاده می کنند. در این میان، بازی های رایانه ای، به علت جذابیت ها و تعاملاتی که دارند، وسیلة بسیار مناسبی جهت نیل به این اهداف است. امروزه بازی های رایانه ای نه فقط ابزاری برای سرگرمی و تفریح، بلکه یکی از بزرگ ترین صنایع دنیای فناوری ارتباطات و اطلاعات هستند. شناخت اندکی که نسبت به این صنعت در کشور ما وجود دارد، باعث شده است تا بیشتر افراد، بازی های رایانه ای را ویژه کودکان و نوعی تفریح جهت اوقات فراغت بپندارند؛ در حالی که، در اکثر کشورهای جهان، این بخش از علوم، جزء تخصص های مهم به شمار می رود و اهمیت بسزایی دارد. بنابراین نباید دیدگاه منفی و مغرضانه به بازی های رایانه ای داشت، بلکه می توان از این فناوری در جهت اهدافی همچون آموزش، انتقال ارزش ها و آموزش زبان بیگانه بین نسل جوان و نوجوان استفاده کرد. با توجه به نظریة یادگیری اجتماعی، انسان ها بیشتر آنچه را که برای راهنمایی و عمل در زندگی نیاز دارند، صرفاً از تجربه و مشاهده مستقیم یاد نمی گیرند، بلکه عمدة آنها را به طور غیرمستقیم و به ویژه از طریق رسانه های جمعی می آموزند. بنابراین یافته های پژوهش حاکی از آن است که بازی های رایانه ای به طور غیرمستقیم بر آموزش زبان بیگانه تاثیر دارد. این مقاله بر آن است تا با روش توصیفی تحلیلی و شیوة مطالعة کتابخانه ای، به تبیین نقش بازی های رایانه ای در آموزش زبان بیگانه و مفاهیم مرتبط به آن بپردازد.
تدوین راهبردهای مسئولیت اجتماعی باشگاه های لیگ برتر فوتبال ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسئولیت اجتماعی مفهوم جدیدی در بازاریابی و مباحث جامعه شناسی است که باشگاه های فوتبال دارای پتانسیل استفاده از آن می باشند؛ ازاین رو، هدف اصلی از پژوهش حاضر تدوین راهبردهای مسئولیت اجتماعی باشگاه های لیگ برتر فوتبال ایران بود. نمونه آماری پژوهش را 19 نفر از نخبگان، مدیران، مربیان و اعضای هیأت علمی تشکیل دادند که به روش مصاحبه و با استفاده از نمونه گیری نظری انتخاب شدند. انتخاب خبرگان نیز با حداکثر نوسان انجام گرفت. شایان ذکر است که یافته ها از طریق روش کد گذاری در سه مرحله باز، محوری و انتخابی مورد تحلیل قرار گرفتند. براساس نتایج، 42 نشان در کدگذاری شناسایی گردید که در 14 مقوله شامل: آموزش رسانه ها، آموزش اخلاقی و اجتماعی مدیران، ورزشکاران و ذی نفعان، آموزش شهروندی، جامعه سنجی، برند سازی اجتماعی، مدیر سازی، توسعه مالی، ترویج، توسعه زیربنایی، توسعه داوطلبی، فوتبال سازی نسل چهارم، عقد قرارداد، شبکه سازی برخط، دیپلماسی و مذاکره و شش مؤلفه آموزش، مهندسی اجتماعی، استقلال گرایی، ساختار سازی، تفکر سازی و ارتباطات طبقه بندی شدند. برمبنای نتایج می توان گفت که هر راهبرد می تواند بنا بر موقعیت جامعه محلی و باشگاه فوتبال در اولویت قرار گیرد تا باشگاه و جامعه هر دو منتفع گردند.
بررسی تطبیقی دانش بنیانی اقتصاد ایران با کشورهای منتخب آسیایی و ارائه نقشه راه برای بهبود وضعیت ایران
حوزههای تخصصی:
توسعه اقتصاد دانش بنیان، هم یک ضرورت و هم، یک فرصت برای کشورهای درحال توسعه می باشد. ضرورت است، به دلیل اینکه باعث حفظ نرخ رشد در آینده می شود، و فرصت است، به دلیل اینکه اقتصادهای در حال رشد می توانند به واسطه اقتصاد دانش بنیان در بازار جهانی به سوی پیشرفت در زنجیره های ارزش سریع تر حرکت کنند. به دلیل اهمیت اقتصاد دانش بنیان در توسعه کشور، در این پژوهش هدف آن است تا یک مقایسه تطبیقی بین کشور ایران و کشورهای منتخب آسیایی در حوزه اقتصاد دانش بنیان انجام شود. هدف از انجام این تحقیق، شناسایی وضع موجود کشورهای منتخب و ایران در شاخص های اقتصاد دانش بنیان و ارائه نقشه راه مناسب برای بهبود وضعیت ایران می باشد. با توجه به ماهیت پژوهش، این پژوهش توصیفی از نوع تحلیلی و ثانویه است. با توجه به نتایج به دست آمده از مقایسه تطبیقی بین کشور ایران با کشورهای منتخب، این نتیجه حاصل شد که کشور ایران در ابعاد نوآوری، فناوری اطلاعات و ارتباطات و رژیم اقتصادی و نهادی در وضعیت ضعیف تری نسبت به کشورهای پیشرفته آسیایی قرار دارد؛ ولی در حوزه آموزش در وضعیت متوسطی نسبت به کشورهای دیگر قرار گرفته است
نقش واسط علوم رفتاری بر انتقال فرهنگ در فضاهای آموزشی با رویکرد تحلیلی توصیفی به باغ مدرسه ها در دوره صفویه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحولات قرن حاضر، موجب دگرگونیها و تغییراتی در بعضی از جلوه های زندگی و فرهنگ ایرانی شد. ازآنجا که سرعت وقوع این تحولات بسیار زیاد بود، مانع از تطبیق آنها با فرهنگ جامعه شد و نهایتا کم توجهی به معماری سنتی را در پی داشت. تحولات زندگی بشر در دوران معاصر، تمامی نهادهای اجتماعی و از جمله نظام آموزشی را متاثر کرد؛ تا آنجا که بررسی ها حاکی از آنست که مدل کالبدی امروزه مدارس، حرف تازه ای نسبت به مدارس سنتی ایرانی ندارد. حال سوال اساسی که مطرح می شود اینست که :" آیا باغ مدرسه ها میتوانند بواسطه علوم رفتاری، عاملی جهت انتقال فرهنگ ایرانی به دانش آموزان، باشند؟" نوشتار حاضر با محوریت انتقال فرهنگ در مکان های آموزشی شکل گرفته است. با توجه به گسترده بودن بحث در حیطه مدارس ایرانی و موارد انتقال دهنده فرهنگ، از این میان بطور خاص به بررسی "باغ مدرسه" - منوط به دوره صفوی - پرداخته و دو مدرسه خان شیراز و چهارباغ اصفهان به عنوان شاخص ترین نمونه های موجود از این دست بناها، معرفی و سپس با یکدیگر مقایسه خواهند شد. لذا بهره گیری از الگوهای معماری باغ مدرسه ها، در راستای ارائه ی راهکارهایی برای باز طراحی حیاط مدارس معاصر، مبتنی بر انتقال و آموزش فرهنگ جامعه به کاربران، هدف اصلی این پژوهش بوده است. برای تحقق این هدف، از روش تحقیق کیفی علی_مقایسه ای استفاده و گردآوری مطالب به صورت کتابخانه ای بوده است. نهایتا شاخص های مورد نظر شامل مدرس ها، ایوان ها و فضای باز (باغ یا حیاط)، جهت مقایسه تطبیقی معرفی و نتایج حاصل از نمونه های مورد مطالعه، به صورت الگواره بیان شده است.
نفوذ بیانیه استکهلم1972 در روند آموزش و نهادینه شدن اصول و مفاهیم حاکم بر محیط زیست در حوزه حقوق بین الملل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اساس شکل گیری حقوق بین الملل محیط زیست بر پایه حقوق نرم می باشد. بنابراین، پژوهش حاضر با هدف بررسی نفوذ بیانیه استکهلم1972 بر روند آموزش و نهادینه شدن اصول و مفاهیم حاکم بر محیط زیست به روش اسنادی و درقالب پژوهش توصیفی_تحلیلی انجام شد. کنفرانس سازمان ملل متحد در زمینه محیط زیست انسانی، به عنوان اولین کنفرانس عمده در زمینه مسائل بین المللى محیط زیست، برآمده از رشد سریع آگاهی هاى جهانى در مورد محیط زیست بین المللى در دهه 1960 می باشد. باتوجه به این که سند پایانی این کنفرانس در ردیف اسناد غیرالزام آور جای دارد، این سؤال مطرح است که آیا این بیانیه در روند آموزش و نهادینه شدن حقوق محیط زیست نافذ بوده است؟ در همین راستا به دلیل ضرورت تبیین هرچه بیشتر اسناد غیرالزام آور در حقوق بین الملل محیط زیست، نسبت به مطالعه و بررسی اسناد و منابع متأثر از این بیانیه اقدام شد. بررسی ها نشان داد که این بیانیه به عنوان نقطه عطفی در فرایند آموزش و توسعه حقوق محیط زیست با به رسمیت شناختن حق برخورداری از محیط زیست سالم، ارتباط تنگاتنگ میان محیط زیست و حقوق بنیادین بشر را مورد توجه قرارداده است و با پیشنهاد تشکیل نهادهای بین المللی، همچون یونپ[1] و صندوق محیط زیست جهانی به روند همکاری های جهانی در زمینه توسعه ساختاری و آموزش حقوق محیط زیست انسجام بخشیده و با گردآوری اصول و مفاهیم عرفی در یک متن حقوقی غیرالزام آور، زمینه تجلی و تصویب آن را در اسناد الزام آور بعدی فراهم آورده است.