مطالب مرتبط با کلیدواژه

افغانستان


۳۶۱.

بررسی عوامل هویتی و تأثیر آن بر سیاست خارجی افغانستان در زمان حکومت اشرف غنی

کلیدواژه‌ها: افغانستان هویت سیاست خارجی اشرف غنی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۵۳
عوامل هویتی نقش مهمی در عرصه سیاست خارجی کشور ایفا می کنند. این اثر هم می تواند هدف ها و فرصت ها باشد. بدین معنا که وجود هویت قومی، زبانی و میان دو کشور می تواند باعث ایجاد طرفین و دستیابی به مسائل مذهبی شود و یا بالعکس خطرات و تهدیداتی درازمدت شود. این رویه درباره کشور افغانستان به دلیل وجود هویت های متعدد قومی، قومی، مذهبی و زبانی بسیار برجسته است. در همین راستا، نوشتار حاضر درصدد است تا عوامل هویتی بر سیاست خارجی افغانستان را در دوره اشرف غنی احمدزی مورد بحث قرار دهد. تحقیق این است که عوامل هویتی برجسته در این دوره شامل چه مواردی است و آیا این عوامل برای سیاست خارجی افغانستان خطرآفرین و یا فرصت آور بوده است؟ یافته های مقاله حاضر نشان دهنده ناکامی سیاست خارجی اشرف غنی از منظر استفاده فرصت ایجاد از عوامل هویتی بوده است. در حوزه منطقه با غرب آسیا، علیرغم عدم چالش خطر، می تواند از فرصتی که برای مقابله با تهدیداتی استفاده کند. برنامه دولت اشرف غنی در حوزه اقتصادی نیز نشان دهنده عدم موفقیت وی در انتخاب عوامل هویتی است و مشکلات مهاجران، ثبات اقتصادی و وابستگی به کمک های، نشانگر تسلط عنصر «قوم » بر اساس ملی هم در داخل و هم در خارج از کشور. از مرزهای افغانستان در این دوره است. نظری پژوهش حاضر، سازه انگاری و روش مقاله نیز توصیفی و تحلیلی و بهره گیری از اسناد و منابع کتابخانه ای است.
۳۶۲.

بررسی عوامل اثرگذار در همگرایی و واگرایی افغانستان و پاکستان و تأثیر آن بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران

کلیدواژه‌ها: افغانستان پاکستان دیورند پشتونستان ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۷۶
تاریخ روابط افغانستان و پاکستان نشانگر آنست که عامل و مؤلفه همگرا و واگرا طی حدود 73 سال در روابط دوکشور بوده است. از این رو، ماهیت روابط دوکشور به دلیل وجود زمینه های همگرایی و واگرایی متأثر از این عوامل، روند ثابتی را طی کرده و روابط دو کشور همیشه بر آشوب و تنش بوده و باعث بی اعتمادی این دوکشور نسبت به هم می شود. اکنون قدرت گیری دوباره طالبان که پاکستان از حامیان اصلی آن است می تواند بحرانی را برای روابط فیمابین دوکشور در منطقه به طور طبیعی و تأثیر آن بر امنیت جمهوری اسلامی ایران به طور خاص ایجاد کند. با توجه به این چشم اندازه، در پژوهش حاضر مهمترین عوامل تأثیرگذار در همگرایی و واگرایی بین دو کشور افغانستان و پاکستان از یک سو و روابطشان بر امنیت جمهوری اسلامی ایران از سوی دیگر تحلیل می شود. در واقع هدف از این پژوهش علاوه بر تشریح روابط افغانستان و پاکستان، پاسخ به این پرسش است که روابط افغانستان با پاکستان به طور کلی و با توجه به اتفاقات بعدی و قدرت تصمیم گیری مجدد طالبان چه برامنیت ملی جمهوری اسلامی ایران دارد؟ بر این اساس، این فرضیه مطرح می شود که مهم ترین عوامل واگرایی، اختلافات مرزی، ساختار سیاسی و فقدان عمقِ استراتژیک پاکستان، و اصلی ترین عوامل همگرایی دو کشور عبارت از اشتراکات فرهنگی دینی، همکاری های و می باشد. و به دلیل قرار گرفتن این دو کشور در محیط پیرامونی جمهوری اسلامی ایران، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. ؟ بر این اساس، این فرضیه مطرح می شود که مهم ترین عوامل واگرایی، اختلافات مرزی، ساختار سیاسی و فقدان عمقِ استراتژیک پاکستان، و اصلی ترین عوامل همگرایی دو کشور عبارت از اشتراکات فرهنگی دینی، همکاری های و می باشد. و به دلیل قرار گرفتن این کشور در محیط پیرامونی جمهوری اسلامی ایران، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. ؟ بر این اساس، این فرضیه مطرح می شود که مهم ترین عوامل واگرایی، اختلافات مرزی، ساختار سیاسی و فقدان عمق استراتژیک پاکستان، و اصلی ترین عوامل همگرایی دو کشور عبارت از اشتراکات فرهنگی- دینی، همکاری های و می باشد. و به دلیل قرار گرفتن این کشور در محیط پیرامونی جمهوری اسلامی ایران، از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
۳۶۳.

سیاست خارجی هند در افغانستان (2001-2013)؛ با تأکید بر نقش افغانستان در تأمین منافع ملی هند

کلیدواژه‌ها: سیاست خارجی منافع ملی همگرایی هند افغانستان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۸۵
بعد از تحولات 11 سپتامبر 201، روابط هند و افغانستان برای خود ایجاد کرد و نیازمند این بود تا در سیاست خارجی در افغانستان بازنگری داشته باشید. با توجه به موقعیت افغانستان، این کشور از ویژه ای برای هند خود بود و در طی این سال ها سعی می کردید تا بررسی ها را نیز از طریق به نتیجه انجام دهید. موقعیت استراتژیک فرصتی برای تحدید نفوذ و توانایی پاکستان را به هند داده است و علاوه بر آن بر آن به عنوان ارتباطی بین هند و آسیای مرکزی می شود به این ترتیب هند می توانست از طریق افغانستان به این منطقه دسترسی داشته باشد و به انواع مختلفی از خود دست پیدا کند. این مقاله در پی پاسخگویی به این سوال است که سیاست خارجی هند در افغانستان (2001-2013) برای چه استراتژی استوار بود و چه نقشی در این مورد برای ملی هند داشت؟ فرضیه مقاله این است که هند برای دستیابی به ملی خود ابتدا از طریق کمک به ایجاد همگرایی با افغانستان پرداخت و سپس با جلب اعتماد طرف های افغانستانی، این کشور را می توان برای رسیدن به آسیای مرکزی برای انجام کارهای اقتصادی و سیاسی. خود در نظر گرفت. برای ارزیابی فرضیه تحقیق نیز از نظریه رابطه های زاهار استفاده شده است. این پژوهش توصیفی – تحلیلی بوده و برای گردآوری منابع از روش کتابخانه ای استفاده شده است.
۳۶۴.

نقش متخصصان امنیت درسیاست خارجی و امنیتی ایالات متحده آمریکا درقبال افغانستان (2021-2001)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: متخصصان امنیت سیاست خارجی ایالات متحده سیاست امنیتی ایالات متحده افغانستان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۷۲
تحلیل سیاست خارجی وامنیتی آمریکا در قبال افغانستان به عنوان یکی ازمهم ترین مسائل روابط بین الملل ومطالعات امنیتی، نیازمند شناخت عوامل تأثیرگذار برسیاست گذاری است، یکی ازعوامل مهم نقش متخصصان امنیتی وتاثیرآنها برشکل دهی به سیاست های امنیتی آمریکا است که براساس نظریه امنیتی مکتب پاریس می توان به بررسی آن پرداخت. این پژوهش به دنبال پاسخ به این سؤال است چگونه متخصصان امنیت درسیاست خارجی و امنیتی آمریکا در قبال افغانستان طی سال های ۲۰۰۱ تا ۲۰۲۱ بر تصمیم گیری های استراتژیک این کشور تأثیر گذاشته اند؟ به نظر می رسد که متخصصان امنیت، ازطریق ارائه تحلیل های اطلاعاتی، تدوین استراتژی های ضدتروریسم، وتأثیرگذاری بر فرایندهای تصمیم گیری درنهادهای سیاست گذاری ایالات متحده، نقش تعیین کننده ای درشکل دهی به سیاست خارجی وامنیتی این کشور درقبال افغانستان طی سال های ۲۰۰۱ تا ۲۰۲۱ داشته اند. مهمتربن یافته های پژوهش نشان می دهند متخصصان یادشده بابرجسته کردن تهدیدهای امنیتی وتأثیرگذاری برافکار عمومی وسیاست گذاران، سیاست هایی راپیشنهاد می دهندکه بااهداف ومنافع استراتژیک هماهنگ باشند و در بازه های زمانی مختلف این سیاست ها متناسب با اولویت های امنیتی تغییر می کند. این یافته ها نشان دهنده اهمیت تعامل میان ساختارهای امنیتی و نقش فردی متخصصان درسیاست گذاری امنیتی است.
۳۶۵.

بنیان های قدرت گیری دوباره طالبان در افغانستان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: طالبان قدرت گیری مجدد طالبان افغانستان عدالت فضایی مدل سیستمی تحلیل بحران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۹۶
قدرت گیری مجدد طالبان در افغانستان، یکی از تحولات مهم سیاسی و امنیتی منطقه است که پیامدهای گسترده ای برای ثبات داخلی و ژئوپلیتیک منطقه دارد. درک دقیق عوامل مؤثر بر این پدیده می تواند به تحلیل ریشه های بحران و ارائه راهکارهای مناسب برای جلوگیری از تکرار آن کمک کند .این پژوهش با هدف بررسی عوامل داخلی و خارجی مؤثر بر بازگشت طالبان به قدرت، بر اساس رویکرد عدالت فضایی و مدل سیستمی تحلیل بحران، به تبیین این مسئله پرداخته و چگونگی تعامل این عوامل را در فرآیند قدرت گیری طالبان تحلیل می کند. این مطالعه از روش توصیفی-تحلیلی بهره می برد و با استفاده از تکنیک ویکور، میزان عدالت فضایی در ولایت های افغانستان را ارزیابی کرده است. همچنین، داده های کیفی و مشاهدات میدانی برای تحلیل نقش مذهب، قومیت، زبان، نفوذ خارجی، نفوذ جنگ سالاران و واکنش های داخلی و بین المللی به طالبان در یک چارچوب سیستمی مورد استفاده قرار گرفته است. نتایج پژوهش نشان می دهد، بی عدالتی فضایی، شکاف های قومی، سیاست های زبانی، حمایت های خارجی، ضعف دولت مرکزی و نفوذ جنگ سالاران از مهم ترین عوامل زمینه ساز بازگشت طالبان به قدرت بوده اند. تحلیل سیستمی نشان داد که این عوامل در یک چرخه علّی و بازخوردی به یکدیگر متصل بوده و خروج نیروهای خارجی، خلأ قدرت را ایجاد کرده که طالبان با استفاده از آن، بر کشور مسلط شده اند. مدل سیستمی ارائه شده در این پژوهش نشان می دهد که قدرت گیری مجدد طالبان یک فرآیند چندعاملی و پیچیده است که در صورت عدم اصلاح ساختارهای حکمرانی و سیاست گذاری، امکان تکرار بحران های مشابه در آینده وجود دارد.  
۳۶۶.

بررسی و تحلیل روابط ترامتنی در اشعار رازق فانی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شعر معاصر افغانستان رازق فانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۸۴
ترامتنیت از مهم ترین رویکردها در مطالعات علوم انسانی و نقد ادبی است که به تأثیرات و ارتباطات متون می پردازد و روابط هم حضوری و برگرفتگی آثار ادبی را مطالعه و بررسی می کند. براساس نظریه ترامتنیت، هیچ متنی بدون وام گیری از متن های پیشین خلق نمی شود. این دوگونه متن که به ترتیب پیش متن و بیش متن نامیده می شود، روابط گوناگون ترامتنی دارد. به بیانی بهتر، همه عناصر پیش متن می تواند در بیش متن دست خوش تغییر و دگرگونی شود، تا متن هایی تازه از دل آن ها پدیدار گردد. به همین دلیل، پژوهش حاضر بر اساس نظریه ترامتنیت ژرار ژنت، با تکیه بر داده های آماری به گونه توصیفی- تحلیلی، کیفیت و کمیت تأثیرپذیری رازق فانی از شاعران پیشین را بررسی و تحلیل می کند. یافته های این پژوهش نشان می دهد که فانی قالب های غزل، مثنوی، قصیده، مخمس و غزل مثنوی، و درونمایه های عاشقانه، اجتماعی، انتقادی، پایداری، تعلیمی و عرفانی را بر اساس گونه های روابط بینامتنیت، پیرامتنیت و سرمتنیت، با توجه به اشعار ابوسلیک گرگانی، رودکی، فردوسی، مولوی، حافظ، بیدل، مشتاق اصفهانی، یغمای جندقی، شاطرعباس صبوحی، سیداسماعیل بلخی و سیمین بهبهانی خلق کرده است. از این میان، فانی بیش ترین توجه را به اشعار مولوی و حافظ داشته و به گونه نظام مند براساس رابطه های سرمتنیت، پیرامتنیت و بینامتنیت از اشعار مولوی و حافظ تأثیر پذیرفته است.
۳۶۷.

بازاریابی سرزمینی؛ شناسایی و ارزیابی جذابیت ها و موانع بازاریابی کالا و خدمات کشور افغانستان*(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بازاریابی سرزمینی جذابیت های بازاریابی موانع بازاریابی افغانستان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۷۴
پژوهش حاضر با هدف شناسایی و ارزیابی جذابیت ها و موانع بازاریابی کالا و خدمات کشور افغانستان انجام گرفت. این پژوهش از نوع آمیخته با رویکرد کیفی- کمی در پارادایم استقرایی است که از نظر هدف کاربردی و از نظر روش داده پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش مدیران شرکت های بازرگانی در زمینه های مختلف تجاری بود که 19 تن از ایشان بر اساس اصل کفایت نظری و با استفاده از روش نمونه گیری قضاوتی- گلوله برفی انتخاب شدند. در بخش کیفی برای گردآوری داده از مصاحبه نیمه ساختار یافته استفاده شد که روایی و پایایی آن با استفاده از روش لینکولن و گوبا (1985) مورد ارزیابی و تأیید قرار گرفت. داده های حاصل از بخش کیفی با استفاده از روش تحلیل مضمون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند که در نتیجه آن 90 مفهوم شناسایی شده در قالب 16 مقوله فرعی و دو مقوله اصلی جذابیت ها و موانع جای گرفتند. در بخش کمی به منظور غربالگری و تأیید مفاهیم و مقوله های مستخرج از فاز کیفی از روش دلفی فازی استفاده شد که روایی و پایایی داده ها به کمک محاسبه ضریب (CVR) و آزمون مجدد مورد ارزیابی و تأیید قرار گرفت. نتایج پژوهش گویای این مطلب است که از بین جذابیت های بازاریابی کشور افغانستان سه مقوله اشتراکات مرزی دو کشور ایران و افغانستان، نیازهای بازسازی - زیرساختی و موقعیت ژئواستراتژیک کشور افغانستان به ترتیب اولویت اول تا سوم جذابیت های بازاریابی کشور افغانستان را به خود اختصاص داده اند. همچنین بی ثباتی سیاسی در افغانستان، عدم وجود شرکت های بازاریابی موفق در بازار افغانستان و عوامل منطقه ای و فرامنطقه ای به عنوان مهمترین موانع استفاده از ظرفیت های بازاریابی کشور افغانستان تعیین شدند.  
۳۶۸.

بازپژوهی در مبانی فقهی- حقوقی میزان نفوذ اسقاط تامّه خیارات با نگاهی به حقوق برخی کشورهای اسلامی

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: خیار اسقاط حق اسقاط تامّه خیارات غرر عدالت معاوضی قصد مشترک عراق امارات متحده عربی افغانستان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۷۱
هر یک از خیارات با لحاظ منشأ تحقق آن، سبب انحلال عقد را فراهم می سازد، لیکن در زمان انعقاد عقد ممکن است «شرط اسقاط تامّه خیارات» پیش بینی و ضمن عقد گنجانده شود، تا مانع تحقق حق خیار برای صاحب آن شده و به وقت حاجت، طرف مقابل به شرط مزبور توسل جوید و از تزلزل عقد رهایی یابد. در این راستا، پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی و بهره گیری از آرای فقهای امامیه و دکترین حقوقی، درصدد پاسخ به این سوال است که چه میزان از این شرط، در قرارداد نفوذ حقوقی دارد و قابل استناد است؟ در لسان قاطبه فقها، خیار در زمره حقوق قابل اسقاط شناخته شده و بر همین اساس در ماده 448 قانون مدنی، قانونگذار اسقاط تمام خیارات را ضمن عقد، مشروع انگاشته است، تا تضمینی برای استواری کامل عقد به حساب می آید؛ لیکن جهت گیری دادرسان دادگاه با لحاظ مبنا و طبیعت هر یک از خیارات و لزوم توجه به قواعدی چون نفی غرر، رعایت عدالت معاوضی، منع تقلب و همچنین احترام به حد و مرز تراضی طرفین، می بایست به سمت و سویی باشد که عموم شرط اسقاط کافّه خیارات را بر طرفین تحمیل ننمایند و با تمسّک به فهم عرفی و منطق عقلایی حاکم بر حقوق، صاحب حق را از توسل به خیار، به طور مطلق محروم نداند؛ خصوصاً اینکه در حقوق مدنی کشورهای اسلامی ازجمله عراق، امارات متحده عربی و افغانستان نیز شرط اسقاط کافّه خیارات شناسایی نشده و فقط در مورد خیار عیب، اسقاط آن ضمن عقد صریحاً پذیرفته شده است.
۳۶۹.

موانع ثبوتی عدالت قضایی در اسلام، حقوق کیفری افغانستان و فرانسه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: جرم عدالت قضایی موانع عدالت قضایی قانون جزا اسلام افغانستان فرانسه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۴۹
موانع علیه عدالت قضایی رفتار هایی هستند که به حقوق افراد در دسترسی برابر به دستگاه قضایی و یا حق جامعه در تعقیب و مجازات بزهکاران خلل وارد می آورند و زمینه را برای عدم تحقق عدالت قضایی فراهم می کنند. به همین جهت، نظام سیاسی اسلام برای تحقق عدالت قضایی راهکارهای مناسب و جامعی را فرا روی انسان قرار داده و موانع تحقق آن را گوشزد کرده است. در قانون جزای افغانستان و فرانسه نیز هر کدام به ترتیب فصلی خاص  از مواد (461) تا (494) کد جزا و (1 434) تا (30   434) قانون مجازات را به این جرایم اختصاص یافته است. در این پژوهش، در تکاپو و بررسی پاسخ به  این سؤال هتسیم که سیاست کیفری اسلام، افغانستان و فرانسه در قبال موانع ثبوتی عدالت قضایی چه راهبرد های را در پیش گرفته است؟ یافته های تحقیق حاکی از این است که به طوری کلی سیاست و عملکرد اسلام با قوانین کیفری افغانستان و فرانسه در قبال جرایم موصوف تطابق کامل ندارد. زیرا، اولاً، جرم انگاری این اقدامات، به نحو کلی و عام و بدون در نظر گرفتن این مهم بوده که آنها اقدامات علیه عدالت قضایی هستند؛ ثانیاً، برخی از عوامل مخل اجرای عدالت قضایی(عدم بزه پوشی در جرایم علیه عفت، عادل نبودن و تخصص نداشتن قضات) که طبق آموزه های اسلامی مورد نهی قرار گرفته است، توسط قانون گذاران کشور ذکرشده جرم انگاری و رعایت نشده است. این مقاله به روش توصیفی تحلیلی انجام گرفته است. ضمن تبیین ضرورت جرم انگاری موانع علیه عدالت قضایی، موانع ثبوتی عدالت قضایی هم چون: عدم اعلام جرم، تهدید قربانی جرم مبنی بر عدم طرح شکایت، از بین بردن ادله جرم و مخفی کردن عاملان جرایم از دیدگاه  اسلام، حقوق کیفری افغانستان و فرانسه شناسایی شده، و در پایان، عملکرد قانونگذاران کشورهای مزبور در برخورد با این دسته از جرایم مورد نقد و بررسی قرار گرفته است.
۳۷۰.

تبیین جریان ادبیات مهاجرت در رمانِ روایت محورِ «کور سرخی» اثر «عالیه عطایی»

کلیدواژه‌ها: ادبیات مهاجرت روایت عالیه عطایی کورسرخی افغانستان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۶۱
ردپای ادبیات مهاجرت به سالیان بسیار دور بر می گردد، اما ورود مؤلفه های آشکار ادبیات مهاجرت در آثار داستانی پس از جنگ جهانی اول و دوم نمود بیشتری یافت. ادبیات مهاجرت به آثاری اطلاق می شود که راوی تجربه زندگی در فضاهایی متفاوت از فرهنگ و کشور خود را به همراه مشکلات ناشی از آن را بازگو کرده است. جستار حاضر به روش تحلیلی- توصیفی به بازنمایی مؤلفه های ادبیات مهاجرت در رمان «کورسرخی» نوشته« عالیه عطایی» پرداخته است. عطایی افغانستانی تبار است و در آثارش مؤلفه های مهاجرت بسیار پررنگ است. بحران هویت، بی آشیانگی، نوستالژیا، در حاشیه بودن، سیال بودن مکان و زمان و زبان از مؤلفه های شایان ذکر در این اثر است.کور سرخی روایتِ جان و جنگ است، نُه روایتی که به صورت من و ما روایتی بازگو شده است.سعی این پژوهش ابتدا بیان تئوری های مرتبط با مهاجرت و ادبیات مهاجرت است و در ادامه تحلیل و توصیف مؤلفه های ادبیات مهاجرت در اثر مذکور است.
۳۷۱.

آبشخورهای نظری نقد ادبی افغانستان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نقد ادبی نظریه های ادبی افغانستان گفتمان انتقادی منتقدان ادبی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۴۰
این پژوهش به بررسی وضعیت نقد ادبی معاصر در افغانستان با هدف شناسایی و معرفی منابع نظری آن در یک صد سال گذشته می پردازد. با استفاده از روش توصیفی تحلیلی و رویکرد تاریخی، این تحقیق نشان می دهد نقد ادبی در افغانستان از لحاظ پشتوانه نظری فقیر بوده و اغلب نقدهای عملی، ناسازگاری تحلیل متن با اصول نظری نقد ادبی معاصر را نشان می دهند. منابع نظریه های ادبی از طریق کانال های شفاهی و مکتوب به دست آمده اند و انجمن های ادبی و دانشگاه ها نقش مهمی در ترجمه و نگارش مقالات و کتاب ها داشته اند. تأثیر نظریه پردازان روسی، غربی و ایرانی بر نقد ادبی افغانستان آشکار است؛ اما مشکلاتی در شناخت، معرفی و کاربست نظریه ها وجود دارد. نتایج پژوهش نشان می دهد غالب نقدهای ادبی در افغانستان با رویکردی سنتی نگاشته شده اند. این پژوهش بر اهمیت وجود زیرساخت های تئوریک در پیشبرد نقد ادبی تأکید دارد و معرفی مهم ترین منتقدان و نقدهای اثرگذار را فراهم می کند. همچنین نقش دانشگاه ها، انجمن ها و مطبوعات در این فرایند موردبررسی قرار گرفته و نشان می دهد گفتمان نقد در این کشور هنوز جریان نیافته است. این تحقیق می تواند جایگاه گفتمان انتقادی را در افغانستان نشان دهد و با معرفی مهم ترین منتقدان ادبی و برجسته ترین نقدهای اثرگذار، وضعیت نقد ادبی در افغانستان را به تصویر بکشد.
۳۷۲.

همسویی راهبردی آمریکا با بنیادگرایی مذهبی و تاثیر آن بر بیداری اسلامی (مطالعه موردی: بحران های افغانستان و سوریه)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: آمریکا بنیادگرایی سوریه افغانستان بیداری اسلامی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۵۶
این مقاله به بررسی همسویی راهبردی آمریکا و بنیادگرای مذهبی از سال 2011 تا 2024 و تاثیر آن بر بیداری اسلامی می پردازد و بر استفاده راهبردی از این اتحادهای به ظاهر متناقض برای دستیابی به اهداف ژئوپلیتیک تأکید می کند. این صف بندی ها چگونه باعث حذف اسد در سوریه و به قدرت رسیدن مجدد طالبان در افغانستان انجامید.(بیان مساله) همسویی های بین آمریکا و گروه های بنیادگرای مذهبی( با تاکید بر به قدرت رسیدن جولانی در سوریه و طالبان در افغانستان) چه تاثیری بربیداری اسلامی داشته است؟ (سوال)فرضیه این مقاله که تلاش شده است با رویکرد کیفی و روش تحلیلی و تبیینی (روش)بررسی شود عبارتست از : همسویی میان آمریکا و بنیادگرایی مذهبی باعث به قدرت رسیدن جولانی و حذف اسد در سوریه و به قدرت رسیدن طالبان و حذف نظام جمهوری در افغانستان و همچنین افزایش تنش در منطقه شده است این امر منجر به افزایش آگاهی و بصیرت در میان جریان های متکی بر بیداری اسلامی شده؛ به گونه ای که این جریانات با تاکید بر مواضع خود، به تفکیک بین اسلام اصیل و اسلام ابزاری پرداخته و بر راهبردهای ضداستکباری و مردمی تأکید بیشتری داشته اند. یافته های این پژوهش نشان می دهد همسویی آمریکا با جریان های بنیادگرای مذهبی، نه برای مبارزه با افراط گرایی، بلکه در راستای ایجاد چالش برای جریانات اصیل اسلامی و جبهه مقاومت، بی ثبات سازی منطقه و جلوگیری از شکل گیری گفتمان مستقل اسلامی در برابر نظم لیبرال سرمایه داری جهانی صورت گرفته است (یافته ها)
۳۷۳.

امنیت و سیاست چین در برابر طالبان: تحول در رویکردها پس از اوت 2021(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: امنیت تروریسم و افراط گرایی افغانستان چین طالبان اویغور

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۲۶
با خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان در اوت 2021 طالبان به قدرت رسید. بسیاری از کشورها به دلیل تحقق نیافتن وعده های حقوق بشری و تشکیل دولت فراگیر، از شناسایی حکومت طالبان خودداری کردند. با وجود این، چین پیش و پس از اوت 2021 با طالبان روابط رسمی و رو به افزایشی داشته است. با توجه به اهمیت اصل مداخله نکردن و راهبرد اقتصادمحور در سیاست خارجی چین، دیدگاه غالب بر منافع اقتصادی چین و بهره برداری از ذخایر طبیعی افغانستان در چارچوب طرح یک کمربند و یک راه تأکید دارد. با بررسی روابط متغیر چین و افغانستان در ده های گذشته، به نظر می رسد منافع چین در دوره کنونی فراتر از سود اقتصادی است. در این نوشتار با رویکرد واقع گرایی تدافعی تحلیل می کنیم که مهم ترین عامل در سیاست خارجی چین، نگرانی های امنیتی است. پرسش این است که کدام عامل بر شیوه تعامل چین با طالبان بیشترین تأثیر را داشته است؟ فرضیه این است که توانایی طالبان در مهار گروه های جدایی طلب و تروریستی که امنیت ملی چین را تهدید می کنند، مهم ترین عامل مؤثر است. این نوشتار با روش ردیابی فرایند نشان می دهد که از دوره جنگ سرد تاکنون چین همواره در افغانستان ملاحظه های امنیتی داشته و با خروج آمریکا از افغانستان در سال 2021، مسئولیت حفظ ثبات و امنیت در افغانستان برای چین افزایش یافته است. در نتیجه، چین با رویکردی واقع گرایانه و تدافعی، به دنبال حفظ امنیت ملی خود از راه تعامل هوشمندانه با طالبان است، به گونه ای که اقتصاد ابزاری برای تحقق هدف های امنیتی شده است.
۳۷۴.

دیپلماسی اقتصادی (الگوی توسعه و همگرایی در افغانستان)

کلیدواژه‌ها: افغانستان دیپلماسی اقتصادی بندر چابهار همگرایی توسعه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۴۱
دیپلماسی اقتصادی در افغانستان به مجموعه اقداماتی اطلاق می شود که با هدف تقویت روابط اقتصادی با کشورهای دیگر و جذب سرمایه گذاری، توسعه تجارت و بهبود شرایط اقتصادی کشور انجام می شود. در سال های اخیر، افغانستان به دلیل موقعیت جغرافیایی خاص خود و منابع طبیعی غنی، مورد توجه کشورهای مختلف قرار گرفته است. دیپلماسی اقتصادی به عنوان یک ابزار کلیدی برای توسعه و همگرایی در افغانستان می تواند نقش بسیار مهمی ایفا کند. با توجه به موقعیت جغرافیایی، منابع طبیعی غنی و نیاز به توسعه زیرساخت ها، دیپلماسی اقتصادی می تواند به عنوان یک پل ارتباطی میان افغانستان و سایر کشورها عمل کند. در این تحقیق می خواهیم به این پرسش پاسخ دهیم که: دیپلماسی  اقتصادی، چه تاثیری می تواند بر توسعه در افغانستان داشته باشد؟ و بندر چابهار از چه جایگاهی در دیپلماسی اقتصادی آن کشور برخوردار است؟ یافته های این تحقیقِ کتابخانه ای که با روش توصیفی-تحلیلی شکل گرفته، نشان می دهند که: دیپلماسی اقتصادی با اتخاذ برنامه هایی چون؛ جذب سرمایه گذاری های خارجی و گسترش روابط با کشورهای منطقه و تعامل سازنده با آنان ، توانسته اثرات مثبتی بر توسعه در افغانستان داشته باشد؛ و بندر چابهار هم به عنوان میدان جذب سرمایه گذاری های خارجی از یک طرف و نقشی که در گسترش روابط افغانستان با کشورهای منطقه داشته از طرف دیگر، یک جایگاه ویژه ای در سیاست خارجی این کشور پیدا کرده است
۳۷۵.

بررسی فرایند خروج ایالات متحده آمریکا از افغانستان از منظر نظریه سیستمی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آمریکا افغانستان افول هژمونی نظریه سیستمی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۳۹
نظریه سیستمی، که یکی از رویکردهای برجسته در علوم انسانی، به ویژه در حوزه های علوم سیاسی است این امکان را می دهد تا رویدادهای گوناگون را به شیوه ای خاص مورد بررسی و تحلیل قرار داد. این نظریه با تأکید بر ارتباط و تعامل اجزای مختلف یک سیستم، کمک می کند تا پدیده ها را به صورت جامع تر و در قالب یک مجموعه مرتبط درک کرد. در این پژوهش سعی شده است خروج آمریکا از افغانستان در چارچوب این نظریه بررسی شود. شکست آمریکا در جنگ افغانستان (2021-2001) و نرسیدن به اهداف خود، یکی از نقاط آغاز تشکیک ها در هژمون برتر بودن آمریکا می باشد. دیدگاه های متعارضی در خصوص افول هژمونی آمریکا مطرح شده است و خروج از افغانستان بدون هیچ دستاوردی به این خوف و رجا در بین نخبگان آمریکایی دامن زده است. سؤال اصلی این پژوهش عبارت است از: «چگونه می توان بر اساس نظریه سیستمی، خروج ایالات متحده آمریکا از افغانستان را تشریح و تبیین کرد؟» مبتنی بر رویکرد تبیینی و با بهره گیری از روش مطالعه اسنادی برای پاسخ به این سؤال می توان گفت بحران در نظام اقتصادی، سیاسی و نظامی این کشور بر برتری آن در فضای بین الملل تأثیرگذار بوده و بر هژمون برتر بودن نیز اثر سوء داشته است. شکست در سیاست های اعلامی واشینگتن در افغانستان و بازگشت طالبان به قدرت در کنار فشارهای محیطی ناشی از کنشگری فعال بازیگران قدرتمند که حکایت از تغییر واقعیت های نظام بین الملل دارد، باعث شد آمریکا برای جلوگیری از افول کامل به بازاندیشی نسبت به سیاست های چیرگی بنیاد خود در منطقه غرب آسیا برسد. برای نشان دادن این مهم و عملیاتی کردن متغیرها نیز از روش مدل سازی نظری بهره برداری شده است.
۳۷۶.

آیا قومیت ها در افغانستان باروری متفاوت دارند؟ تحلیلی بر داده های پیمایش سلامت و جمعیت افغانستان (DHS 2015)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: باروری قومیت عوامل بلافصل زنان افغانستان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۲۸
قومیت ها به عنوان مؤلفه ای بنیادین در ساختار اجتماعی و فرهنگی افغانستان، نقش تعیین کننده ای در شکل دهی الگوهای رفتاری، به ویژه باروری دارند، که تحت تأثیر عوامل فرهنگی، اقتصادی و ساختاری میان گروه های قومی متفاوت است. این مطالعه با هدف بررسی تفاوت های باروری واقعی و ایدئال میان گروه های قومی در افغانستان انجام شد. روش پژوهش کمی و مبتنی بر تحلیل ثانویه داده های پیمایش جمعیت و سلامت افغانستان (۲۰۱۵) است. نمونه شامل ۲۴٬۹۴۱ خانوار و ۲۹٬۴۶۱ زن متأهل در سنین باروری (۱۵ تا ۴۹ سال) بوده و نمونه گیری به روش خوشه ای چندمرحله ای و تصادفی سیستماتیک انجام شد. داده ها با استفاده از آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و آمار استنباطی (کای اسکوئر و رگرسیون چندمتغیره) در نرم افزار SPSS 26 تحلیل گردید. یافته ها نشان می دهد که با وجود تفاوت های قابل توجه در باروری ایدئال میان گروه های قومی، میزان باروری واقعی تقریباً یکنواخت و در سطحی بالا قرار دارد. این امر با نرخ پایین استفاده از روش های پیشگیری از بارداری و فاصله کوتاه بین موالید مرتبط است و موجب می شود اختلاف معناداری در باروری بالفعل میان گروه های قومی مشاهده نشود. بررسی باروری ایدئال نشان می دهد که قومیت های نورستانی، پشه یی و پشتون بیشترین تعداد فرزندان را مطلوب می دانند، در حالی که هزاره ها و بلوچ ها کمترین تمایل به فرزندان بیشتر را دارند. علاوه بر این، در تمامی گروه های قومی ترجیح فرزند پسر مشهود است و شدت این ترجیح در میان گروه هایی با باروری ایدئال بالاتر بیشتر است. این نتایج بر نقش تعیین کننده ترکیب عوامل فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی در شکل دهی نگرش های باروری در افغانستان تأکید دارد.
۳۷۷.

طراحی الگوی مطلوب برنامه درسی دانشگاهی افغانستان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: افغانستان برنامه درسی دانشگاهی طراحی الگو

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۳۰
هدف از این مطالعه طراحی الگوی مطلوب برنامه درسی دانشگاهی افغانستان بود. تاکنون هیچ تحقیقی در مورد طراحی الگوی برنامه درسی دانشگاهی کشور افغانستان انجام نشده است. حال آنکه هر کشوری مطابق با نیازمندی ها و شرایط خود به طراحی برنامه درسی ویژه ای نیاز دارد. بنابراین در پژوهش حاضر تلاش بر آن شد که خلأ موجود در برنامه درسی دانشگاهی کشور افغانستان تا حدودی رفع گردد. این مطالعه با استفاده از روش تحلیل مضمون استقرایی و ابزار مصاحبه نیمه ساختار یافته انجام شد. مشارکت کنندگان در پژوهش، متخصصان برنامه درسی و اعضای هیئت علمی دانشگاه های افغانستان بودند که به روش گلوله برفی انتخاب شدند و انجام مصاحبه با 15 نفر از آنان به اشباع نظری رسید. گفتنی است شرط انتخاب اعضای هیئت علمی، 5 سال فعالیت در بخش برنامه ریزی درسی دانشگاهی بود. مصاحبه ها ابتدا به صورت صوتی ثبت و سپس توسط پژوهشگر به شکل متن تنظیم شد. در مرحله اول تحلیل مضمون، 230 کد باز حاصل شد و در مرحله ی دوم تعداد کد ها به 61 کد تقلیل یافت. در نهایت 8 کد نظری حاصل شد که در نتیجه آن الگوی مطلوب برنامه درسی دانشگاهی کشور افغانستان با  ابعاد مختلف، به این ترتیب به دست آمد: نقاط قوت برنامه درسی دانشگاهی  موجود، نقاط  ضعف  برنامه درسی دانشگاهی موجود، عناصر برنامه درسی دانشگاهی مطلوب، ویژگی های عناصر برنامه ریزی درسی دانشگاهی مطلوب، موجودیت تمام جوانب ذینفع در نهاد مشترک تصمیم گیری، رعایت تمامی مراحل طراحی برنامه ریزی درسی دانشگاهی، رعایت ارزش های دینی-ملی و ارزش های جهانی به شرط مغایر نبودن با ارزش های دینی و ملی کشور، استفاده از  فناوری های موردنیاز در مطابقت با امکانات و سطح دانش  استادان و  دانشجویان، عوامل اثربخش داخلی و خارجی بر طراحی برنامه درسی دانشگاهی مطلوب کشور. ابعاد مذکور چارچوب الگوی مطلوب برنامه درسی دانشگاهی افغانستان را تشکیل می دهند.
۳۷۸.

دولتهای ناکام و ریشه های خشونت در سومالی،افغانستان و میانمار

کلیدواژه‌ها: دولتهای ناکام غرب آسیا شمال آفریقا سومالی افغانستان میانمار

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۳۰
آسیای غربی و آفریقا در طی بیش از چند دهه گذشته گرفتار درگیری های پایدار بوده است. این منطقه میزبان خونین ترین و طولانی ترین جنگ ها در جهان از جمله درگیری اسرائیل و فلسطین، دو جنگ عراق (1991 و 2003)، جنگ داخلی در یمن (1994)، درگیری در لبنان (2007).درگیریهای داخلی و منطقه ای در افغانستان،جدایی هند و پاکستان ، جنگهای داخلی و گسترده در سودان و سومالی ،بحران سوریه و یکی از مرگبارترین درگیری های بین المللی یعنی جنگ عراق و ایران بوده است.پژوهش حاضر به دنبال پاسخ به این پرسش است که چه عواملی موجب بروز بی ثباتی، ناامنی و جنگ داخلی در سه کشور افغانستان،سومالی و میانمار از نظر شاخص های دولت شکننده شده است؟ یافته های پژوهش نشان می دهد از آنجا که دولتهای بی ثبات و شکننده سومالی، افغانستان و میانمار قادر به حفظ انسجام سیاسی و اجتماعی، برآورده کردن مطالبات اقتصادی و حقوق مدنی مردم و نیز ایجاد امنیت فراگیر به دلیل شیوه حکمرانی مبتنی بر قبیله گرایی، دیکتاتوری، تبعیض، تعصب و افراط گرایی مذهبی و قومی نشدند به جنگ داخلی،شکاف دولت ملت و چند پارگی جامعه منتهی شد. روش مورد استفاده در این پژوهش،روش اسنادی است
۳۷۹.

نظریه امنیت انسانی و حق بر صلح پایدار در افغانستان

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: صلح پایدار امنیت انسانی امنیت سنتی افغانستان رهایی از ترس نداری و بی حرمتی و برنامه توسعه سازمان ملل متحد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۱۷
حق بر صلح پایدار هم در فرهنگ اسلامی و هم عرفی از حقوق مسلم مردم است که در فضای زیست مسالمت آمیز زندگی نمایند که تأمین آن نیازمند اقدامات مثبت دولت است. بدین رو، امنیت انسانی راهکاری اساسی و مهم بلکه منحصربه فرد برای تضمین صلح پایدار است. ازاین رو، تحلیل رابطه امنیت انسانی و صلح پایدار بسیار مهم است؛ چون کارکرد آن تضمین صلح پایدار است. بنابراین، در این مقاله با روش استقرائی – قیاسی (برهانی) و کتابخانه ای رابطه امنیت انسانی با صلح پایدار تجزیه و تحلیل می شود و نمونه-های متعدد و اجزا و عناصر امنیت انسانی و آثار مثبت آنها بر تضمین صلح پایدار بررسی می شود. ازسوی دیگر، در این تحقیق بر امنیت انسانی در کنار امنیت سنتی تأکید شده است؛ اما بیشترین اهمیت به ویژه با رویکرد تضمین صلح پایدار به امنیت انسانی داده شده است. در نتیجه با روش های یادشده در این تحقیق اثبات شده است که دولت افغانستان باید اقداماتی را در حوزه امنیت انسانی انجام دهد تا صلح پایدار محقق شود و مردم در فضای آرام و مسالمت آمیز زندگی نمایند.
۳۸۰.

مبانی حمایت کیفری از محیط زیست

کلیدواژه‌ها: حقوق کیفری محیط زیست مبانی اخلاقی جرم زیست محیطی بازدارندگی عدالت بین نسلی افغانستان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۴۴
محیط زیست به عنوان بستر اساسی حیات انسانی و طبیعی، در دهه های اخیر با تهدیداتی همچون تخریب منابع طبیعی، آلودگی گسترده و بهره برداری بی رویه مواجه شده است. ناکارآمدی سازوکارهای مدنی و اداری در مقابله با این تهدیدها، ضرورت بهره گیری از ابزارهای قهری همچون حقوق کیفری را برجسته کرده است. این مقاله با هدف بررسی مبانی نظری و کارکردی توجیه کننده دخالت حقوق کیفری در حمایت از محیط زیست تدوین شده و با استفاده از روش تحلیلی– تطبیقی، این مبانی را در دو دسته بنیادین–اخلاقی (مانند حق حیات سالم، عدالت بین نسلی و ضرورت احیای طبیعت) و حقوقی–کارکردی (مانند بازدارندگی، حفظ منابع طبیعی و کنترل آثار زنجیره ای تخریب) طبقه بندی می کند. نتایج تحقیق نشان می دهد که مداخله کیفری، نه تنها مشروعیت اخلاقی و حقوقی دارد، بلکه برای تحقق اهداف سیاست جنایی زیست محیطی از جمله پیشگیری، اصلاح مجرم و جبران خسارات، امری اجتناب ناپذیر است. باوجوداین، در نظام حقوقی افغانستان چالش هایی مانند فقدان قانون جامع، عدم تخصص محاکم، ضعف در اجرای قوانین و نبود آگاهی عمومی، مانع تحقق مؤثر این حمایت شده اند. در پایان، مقاله با ارائه پیشنهادهایی برای تدوین قانون خاص جرائم زیست محیطی، ایجاد محاکم تخصصی و تقویت آموزش عمومی، تلاش دارد بستر مناسبی برای ارتقای عدالت کیفری در حوزه محیط زیست فراهم آورد.