مقالات
حوزههای تخصصی:
وجود داده های گمشده در مطالعات جمعیتی می تواند دقت تحلیل ها و نتایج را به طور قابل توجهی کاهش دهد. این پژوهش با هدف ارزیابی کارایی روش های مختلف جانهی داده های گمشده برای متغیر سن مادر در داده های ولادت سال 1402 انجام شده است. در این مطالعه، با در نظر گرفتن سازوکارها و نسبت های گمشدگی مختلف کارایی روش های سنتی و روش های مبتنی بر یادگیری ماشین بررسی شده است. نتایج این مطالعه نشان می دهد که روش های مبتنی بر یادگیری ماشین، به ویژه الگوریتم missForest، در کاهش خطای جانهی نسبت به روش های سنتی عملکرد بهتری دارند. با این حال، روش های سنتی مانند جانهی چندگانه با معادلات زنجیره ای نیز در شرایط خاص نتایج مطلوبی ارائه داده اند. کارایی هر روش به نوع داده ها، نسبت گمشدگی و همچنین سازوکار گمشدگی داده ها بستگی دارد. یافته های این پژوهش بر اهمیت انتخاب روش جانهی مناسب براساس الگوی گمشدگی و ویژگی های داده ها تأکید دارد.
مدل پارادایمی تاثیر زیست جهان مجازی بر طلاق زوجین شهر مشهد(مطالعه نظریه داده بنیاد)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در عصر حاضر، شبکه های اجتماعی به بخش جدایی ناپذیری از زندگی روزمره تبدیل شده اند و بر بسیاری از جنبه های روابط انسانی، از جمله روابط زناشویی، تأثیر گذاشته اند. پژوهش حاضر با هدف بررسی دقیق تر این رابطه، از روش کیفی گراندد تئوری استفاده کرده و با مصاحبه با زوجین طلاق گرفته در مشهد به تحلیل عمیق فرایند طلاق در زیست جهان مجازی پرداخته است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که شبکه های اجتماعی می توانند از طریق مکانیسم های مختلفی بر روابط زناشویی تأثیر گذاشته و به طلاق منجر شوند. یکی از مهم ترین این مکانیسم ها، ایجاد انتظارات غیرواقعی از روابط است. مقایسه مداوم زندگی خود با زندگی ایده آل دیگران در شبکه های اجتماعی، می تواند به کاهش رضایت از رابطه و افزایش احساس ناامنی منجر شود. عوامل دیگری نیز بر شدت تأثیر شبکه های اجتماعی بر طلاق مؤثر هستند. میزان استفاده از شبکه های اجتماعی، نوع شبکه های مورد استفاده، و مهارت های ارتباطی افراد از جمله این عوامل هستند.
تاملی جامعه شناختی برمسئله کاهش باروری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جامعه ایران در چند دهه ی اخیر تحولات جمعیت شناختی چشمگیری را تجربه کرده است، یکی از این تحولات، کاهش میزان باروری کل به زیر حد جانشینی و فرهنگ سازی پدیده ی کم فرزندی و تمایل به داشتن فرزند کمتر در بین خانواده ها است. به طوری که کاهش باروری به عنوان یک مسئله به فهرست مسائل اجتماعی جامعه تبدیل شده است. بر این اساس پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل مرتبط با کاهش باروری از منظر نخبگان علمی و دانشگاهی در استان لرستان انجام شده است. روش این پژوهش ترکیبی از روش کیو و روش توصیفی پیمایش است و جامعه آماری نخبگان صاحب نظر در حوزه جمعیت شناختی و باروری است. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شده است. داده های پژوهش با استفاده از نرم افزار آماری Spss تحلیل شده و مدل معادله ساختاری و معیارهای برازش مدل با استفاده از نرم افزار Amos Graphics ترسیم و برآورده شده است. یافته های تحلیل مسیر با استفاده از مدلسازی معادله ساختاری نشان می دهد که عوامل فرهنگی با 385/0، عوامل اجتماعی با 354/0، عوامل اقتصادی با 325/0، عوامل سیاسی با 211/0 و عوامل روانی با 162/0 به ترتیب بیشترین تأثیر را بر تمایل زوجین به باروری را دارند. .
آیا انقلاب قلبی عروقی در ایران آغاز شده است؟(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مطالعه با هدف بررسی انقلاب قلبی و عروقی در ایران و جایگاه آن در چارچوب گذار اپیدمیولوژیک انجام شد. انقلاب قلبی و عروقی به کاهش چشمگیر و غیرمنتظره مرگ ومیر ناشی از بیماری های قلبی و عروقی اطلاق می شود که از دهه ی ۱۹۷۰ در کشورهای صنعتی آغاز گردید و به افزایش امید زندگی فراتر از مقدار پیش بینی شده منجر شد. داده های مورد استفاده شامل مرگ ومیر ثبت شده به تفکیک سن، جنس و علت فوت در سال های ۱۳۸۵ و ۱۳۹۸ بود که از مطالعه بار جهانی بیماری ها اخذ شده است تحلیل ها با استفاده از جدول عمر و روش تجزیه انجام شد. نتایج نشان داد که طی دوره ی ۱۳۸۵ تا ۱۳۹۸، امید زندگی در بدو تولد مردان ایرانی ۴.۴ سال و در زنان 2/4 سال افزایش یافته است. حدود ۴۹ درصد از افزایش امید زندگی مردان و ۶۳ درصد از افزایش امید زندگی زنان به کاهش مرگ های قلبی و عروقی نسبت داده شد. این یافته ها نشان می دهد که اگرچه بیماری های قلبی و عروقی همچنان مهم ترین علت مرگ در ایران هستند، اما شدت اثر آن ها بر امید زندگی کاهش یافته و کشور در مسیر تحول مشابه کشورهای توسعه یافته قرار گرفته است. مقایسه داده ها با تجربه ی کشورهای پیشرفته و برخی کشورهای در حال توسعه نشان می دهد که ایران در مرحله ی تکوین انقلاب قلبی و عروقی قرار دارد؛ هرچند مداخلات درمانی در ایران سهم بیشتری نسبت به مداخلات رفتاری و پیشگیرانه داشته اند. بنابراین، تداوم این روند نیازمند سیاست های جامع در حوزه پیشگیری، ارتقای سبک زندگی سالم و کاهش نابرابری های سلامت است.
آیا قومیت ها در افغانستان باروری متفاوت دارند؟ تحلیلی بر داده های پیمایش سلامت و جمعیت افغانستان (DHS 2015)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قومیت ها به عنوان مؤلفه ای بنیادین در ساختار اجتماعی و فرهنگی افغانستان، نقش تعیین کننده ای در شکل دهی الگوهای رفتاری، به ویژه باروری دارند، که تحت تأثیر عوامل فرهنگی، اقتصادی و ساختاری میان گروه های قومی متفاوت است. این مطالعه با هدف بررسی تفاوت های باروری واقعی و ایدئال میان گروه های قومی در افغانستان انجام شد. روش پژوهش کمی و مبتنی بر تحلیل ثانویه داده های پیمایش جمعیت و سلامت افغانستان (۲۰۱۵) است. نمونه شامل ۲۴٬۹۴۱ خانوار و ۲۹٬۴۶۱ زن متأهل در سنین باروری (۱۵ تا ۴۹ سال) بوده و نمونه گیری به روش خوشه ای چندمرحله ای و تصادفی سیستماتیک انجام شد. داده ها با استفاده از آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و آمار استنباطی (کای اسکوئر و رگرسیون چندمتغیره) در نرم افزار SPSS 26 تحلیل گردید. یافته ها نشان می دهد که با وجود تفاوت های قابل توجه در باروری ایدئال میان گروه های قومی، میزان باروری واقعی تقریباً یکنواخت و در سطحی بالا قرار دارد. این امر با نرخ پایین استفاده از روش های پیشگیری از بارداری و فاصله کوتاه بین موالید مرتبط است و موجب می شود اختلاف معناداری در باروری بالفعل میان گروه های قومی مشاهده نشود. بررسی باروری ایدئال نشان می دهد که قومیت های نورستانی، پشه یی و پشتون بیشترین تعداد فرزندان را مطلوب می دانند، در حالی که هزاره ها و بلوچ ها کمترین تمایل به فرزندان بیشتر را دارند. علاوه بر این، در تمامی گروه های قومی ترجیح فرزند پسر مشهود است و شدت این ترجیح در میان گروه هایی با باروری ایدئال بالاتر بیشتر است. این نتایج بر نقش تعیین کننده ترکیب عوامل فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی در شکل دهی نگرش های باروری در افغانستان تأکید دارد.
تحلیل و ارزیابی مؤلفه های مؤثر بر حس تعلق مکانی در بافت های قدیمی شهری (مطالعه موردی: محله ملا محمود، شهر مراغه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی مؤلفه های مؤثر بر حس تعلق مکانی در بافت قدیم یکی از محلات قدیمی شهر مراغه می پردازد. این پژوهش از نظر هدف، در دسته مطالعات کاربردی- توسعه ای قرار دارد و به روش توصیفی-تحلیلی با بهره گیری از منابع کتابخانه ای و مطالعات میدانی انجام شده است. داده های مورد نیاز از طریق پرسشنامه ای که بین ۳۱۹ نفر از ساکنان محله (بر اساس فرمول کوکران) توزیع شده، جمع آوری شده و با استفاده از نرم افزار SPSS تحلیل شده اند. تحلیل داده ها با بهره گیری از آزمون تی تک نمونه ای، رگرسیون گام به گام و تحلیل واریانس یک طرفه با اندازه های مکرر انجام شد. نتایج نشان داد که میانگین شاخص های حس تعلق مکانی شامل وابستگی و خاطره جمعی (76/3)، آسایش و دسترسی (46/3)، هویت و خوانایی (29/3) و امنیت (08/4) در سطح مطلوبی قرار دارند. شاخص امنیت بیشترین میانگین و شاخص هویت و خوانایی کمترین را دارا بودند. همچنین، در تحلیل رگرسیون، شاخص امنیت با ضریب بتا 462/ بیشترین تأثیر را بر حس تعلق مکانی داشته است. در مجموع، یافته ها حاکی از وضعیت مطلوب حس تعلق مکانی در این محله ملا محمود است و بر اهمیت حفظ و تقویت عناصر فرهنگی، تاریخی و اجتماعی در بافت های قدیمی شهرها تأکید می کند.